فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۴٬۴۴۱ تا ۱۲۴٬۴۶۰ مورد از کل ۵۲۷٬۱۴۷ مورد.
منبع:
علوم و فنون نظامی سال هفدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۵۷
31 - 54
حوزههای تخصصی:
یکی از سرمایه های بسیار مهم در هر سازمانی، نیروی انسانی آن سازمان است و موفقیت یا شکست هر سازمان تا حدود زیادی به عملکرد نیروی انسانی آن سازمان بستگی دارد. سبک زندگی به عنوان عاملی مؤثر بر رفتار کارکنان، تسهیل کننده تعهد سازمانی آن ها است. در نیروهای مسلح که با مقوله حیاتی امنیت و دفاع از جامعه سروکار دارند و برونداد فعالیت کارکنان این سازمان ها، تولید امنیت و ایجاد بازدارندگی در مقابل دشمنان است، ارزش سرمایه انسانی متعهد و متدین بیشتر نمایان می شود. این پژوهش به منظور بررسی تأثیر سبک زندگی بر میزان تعهد سازمانی کارکنان آجا انجام گرفته است. جامعه آماری این پژوهش، کارکنان منطقه یکم امامت نداجا در سال 1398 بودند که از بین آن ها تعداد 350 نفر با استفاده از روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. روش تحقیق از نوع همبستگی بوده و جهت گردآوری اطلاعات از پرسش نامه و برای تحلیل آماری داده ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان داد که: بین بُعد نگرش ها و گرایش ها، بُعد فعالیت ها، بُعد روابط انسانی با تعهد سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود داشته و بُعد اموال تنها با تعهد مستمر رابطه معنادار دارد و این متغیر با سایر ابعاد تعهد سازمانی در این تحقیق فاقد رابطه معنادار است. درنتیجه سبک زندگی بر تعهد سازمانی کارکنان منطقه یکم امامت نداجا تأثیر مستقیم و مثبتی داشته و بین این دو متغیر یک رابطه قوی برقرار است و بر این اساس، تقویت سبک زندگی در ابعاد بیان شده به افزایش تعهد سازمانی کارکنان آجا منجر خواهد شد.
تدوین مدل مدیریت جهادی در شرکت های تابعه وزارت نیرو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت اسلامی سال ۲۹ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
69 - 102
حوزههای تخصصی:
مدیریت جهادی برگرفته از الگوی مدیریت اسلامی و توأم با روحیه جهادی است که در گام دوم انقلاب و در شرایط حساس کنونی، نقش کلیدی و حیاتی دارد. هدف از این پژوهش تدوین مدل مدیریت جهادی در شرکت های تابعه وزارت نیرو بوده است. این پژوهش از جهت روش تحقیق، کیفی و کمّی است. در بخش کیفی با تکنیک مرور سیستماتیک ادبیات، 190 شاخص از مبانی نظری استخراج و به وسیله پرسش نامه ای بر مبنای طیف لاوشه و لیکرت و با طی مراحل دلفی، به 32 شاخص تقلیل پیدا نمود که با تفکیک شاخص ها در ابعاد اصلی ساختاری، رفتاری و زمینه ای با نظرسنجی از خبرگان، مدل مفهومی اولیه استخراج شد. بررسی روایی و غربالگری شاخص ها توسط خبرگان سازمانی شامل 25 نفر از خبرگان شرکت های تابعه ی وزارت نیرو با مدرک کارشناسی ارشد به بالا و با سوابق کاری بیش از بیست سال انجام شده است. در بخش کمّی نیز با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و با نرم افزار Spss، شاخص ها در قالب دسته هایی به عنوان مؤلفه قرارگرفته و این مؤلفه ها با توجه به بارعاملی شاخص های ذیل آن و هم چنین مبانی نظری، نام گذاری شدند. بعد از تأایید مدل در جامعه خبرگان با نرم افزار Smart Pls، آزمون مدل در جامعه آماری و با حجم نمونه 323 نفر که با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شدند، با استفاده از نرم افزار Lisrel انجام شد و مدل نهایی با 3 بُعد و 10 مؤلفه و 27 شاخص تاییدگردید که بُعد ساختاری شامل مؤلفه های سیاست گذاری آینده نگر، حق محوری و شایسته گرایی، بُعد رفتاری شامل مؤلفه های عقلانیت مؤمنانه، توکل فعالانه، مسئولیت پذیری حرفه ای، استعداد کاری و بُعد زمینه ای شامل مؤلفه های بصیرت انقلابی، خوداتکایی و فرهنگ جهادی می باشد. ضمناً توصیه می شود با نهادینه سازی این مدل در این شرکت ها، با ترویج مدیریت جهادی، در راستای تحقق اهداف سازمانی گام برداشت.
ارزیابی عوامل مؤثر جهت مدیریت بحران در سوانح مربوط به حمل ونقل دریایی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات علوم مدیریت دریایی دوره ۲ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۴)
141 - 164
حوزههای تخصصی:
هدف: مدیریت بحران یک بخش اساسی از مدیریت استراتژیک پروژه های مربوط به حمل و نقل دریایی است که هر سازمانی در طول حیات خود بارها بعلت شکل گیری بحران های گوناگون مجبور به فراگیری فنون و مهارتهای آن می باشد بر این اساس پژوهش حاضر با هدف ارزیابی عوامل مؤثر بر مدیریت بحران در سوانح مربوط به حمل ونقل دریایی ایران انجام شد. روش: این تحقیق بر مبنای هدف از نوع کاربردی و ازنظر روش از نوع توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری متشکل از تعداد 80 فروند شناور در مناطق بندرعباس، چابهار، بوشهر، بندر امام خمینی و 10 شرکت از شرکت های فعال در حوزه حمل ونقل دریایی است. تعداد 80 نفر جهت پاسخ دهی به پرسشنامه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی، آمار استنباطی و آزمون فریدمن با نرم افزار SPSS نسخه 20 استفاده شد. ابزارگردآوری داده ها پرسشنامه است که پایایی آن بر مبنای آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی، و روایی آن بر اساس روایی همگرا و صوری مورد تایید قرار گرفت. روش تحلیل داده ها توسط آزمونt و رگرسیون چند متغییره انجام شد. یافته ها: تحلیل داده های آماری حاکی از آن است که یافته ها نشان داد که بیش از 80% پاسخ دهندگان در جامعه آماری تأثیر مؤلفه نرم افزاری، سخت افزاری، محیطی، عنصر انسانی و زیست افزاری بر بروز سوانح دریایی را تائید نموده اند. نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان می دهد که عوامل نرم افزاری، سخت افزاری، زیست افزاری و محیطی قابلیت پیش بینی میزان مدیریت بحران در سوانح مربوط به حمل ونقل دریایی را دارند.
شناسایی ابعاد تاب آوری مدیران مدارس ابتدایی بر اساس تحلیل مضمون(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
امروزه مدیران مدارس با چالش های گوناگونی مواجه هستند که برای رویارویی با آن ها می بایست به تاب آوری مجهز باشند. بنابراین هدف این پژوهش، شناسایی ابعاد تاب آوری مدیران مدارس ابتدایی بود. این پژوهش به شیوه کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. در این تحقیق، کلیه پژوهش های مرتبط با تاب آوری مدیران مدارس و رهبران آموزشی، به عنوان متن اصلی برای استخراج مفاهیم و مقولات در نظر گرفته شد. با نرم افزار MAXQDA2018 تجزیه وتحلیل داده ها انجام شد و یکصدو ده مضمون پایه استخراج گردید. از کل مضامین پایه، چهارده بعد به عنوان مضامین پیش سازماندهنده برای تاب آوری مدیران مدارس ابتدایی طراحی گردید. پیش سازماندهنده ها عبارت بودند از سلامت جسمانی و روانی، ویژگی های شخصیتی سالم، اقدامات و کارکردهای تاب آورانه، توانائی های تاب آورانه، ارزش ها و باورهای مذهبی و معنوی، ویژگی های مثبت شغلی، تعاملات مثبت و سازنده با اجزاء نظام آموزشی، تعهد سازمانی، مساله محوری و مدیریت تعارض ها، چالش پذیری و تبدیل آن ها به فرصت، کیفیت زندگی کاری، چشم انداز و اهداف سازمانی، شرایط محیطی مناسب و کمک طلبی و حمایت مناسب سیستم ها. ابعاد شناسایی شده تاب آوری مدیران مدارس ابتدایی می تواند به عنوان مؤلفه هایی قابل اعتماد در جهت تاب آوری هرچه بیشتر مدیران مدارس ابتدایی استفاده شود.
تأثیر مالکیت مدیریتی بر رابطه بین تمرکز مشتری و مدیریت سود
حوزههای تخصصی:
رقابت در بازار محصولات می تواند باعث افزایش یا کاهش مشکلات نمایندگی و تحریف گزارشگری مالی شود؛ همچنین می تواند اثراتی بر انگیزه مدیران در خصوص دست کاری سود یا مدیریت سودهای گزارش شده، داشته باشد. هدف این تحقیق تأثیر مالکیت مدیریتی بر رابطه میان تمرکز مشتری و مدیریت سود می باشد. روش آزمون فرضیه پژوهش مدل رگرسیون چند متغیره در مجموعه داده های ترکیبی است جامعه آماری پژوهش، کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده و با استفاده از روش نمونه گیری حذف سیستماتیک، 142 شرکت به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شده در دوره ی زمانی 9 ساله بین سال های 1391 تا 1399 مورد تحقیق قرار گرفتند. روش مورد استفاده جهت جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای بوده و داده های مربوط برای اندازه گیری متغیرها از سایت کدال و صورت های مالی شرکت ها جمع آوری شده و سپس برای آزمون فرضیه های پژوهش از نرم افزار ایویوز استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد بین تمرکز مشتری و مدیریت سود رابطه منفی و معنی داری وجود دارد و مالکیت مدیریت بر رابطه بین تمرکز مشتری و مدیریت سود تاثیر گذار است.
تاثیر تدریس مبتنی بر الگوی هفت مرحله ای آیزنکرافت بر درگیری و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان متوسطه شهرستان شهربابک
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تاثیر تدریس مبتنی بر الگوی هفت مرحله ای آیزنکرافت بر درگیری و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان مقطع متوسطه اول مدارس شهر بابک انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با گروه آزمایش و گواه وطرح پیش آزمون – پس آزمون بود. جامعه مورد مطالعه دانش آموزان پایه هشتم دوره متوسطه بودند. نمونه مورد مطالعه، 40 دانش آموز یکی ازمدارس متوسطه شهرستان شهربابک که به روش در دسترس انتخاب و دو کلاس پایه هشتم به صورت تصادفی به دو گروه 20 نفره تقسیم شدند مداخله آموزشی از طریق اجرای بسته آموزشی، آموزش بر اساس دیدگاه آیزنکرافت (2003) برای گروه آزمایش شد. برای گردآوری داده ها از دو پرسشنامه های درگیری تحصیلی ریو (2013) و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی (مورگان - جینکز، 1999) استفاده گردید. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس تک متغیره تحلیل گردید. نتایج بیانگر آن است که میزان خود کارآمدی و درگیری تحصیلی در دانش آموزان گروه آزمایش در مقایسه با دانش آموزان گروه کنترل بالاتر بود بر این اساس با توجه به تاثیر این شیوه تدریس بر بهبود خود کار آمدی و درگیری و مشارکت فراگیران در فرایند آموزش به مدرسان و طراحان آموزشی استفاده از الگو ها و راهبردهای جدید آموزش و یادگیری توصیه می شود.
A Study on the Effect of Teachers’ Text Specific Comments and Rubber-Stamped Comments on Iranian EFL Learners’ Writing Ability(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۴, No.۲۹, Fall & Winter ۲۰۲۱
1 - 18
حوزههای تخصصی:
Written corrective feedback (WCF) refers to the feedback given by writing instructors and tutors on novice writers’ performances. Although extensive importance has been attached to the implications of WCF for improving writing skill in L2 writing studies, there is a paucity of research into research on whether student writers benefit differently from elaborated and evaluative feedback. Having this in mind, the aim of this research was to examine the effect of teacher’s text-specific and rubber-stamped comments on Iranian EFL learners’ writing ability at intermediate level. Quick Placement Test was employed to select 40 pre-intermediate EFL learners as the participants of this research. Then, they were randomly assigned into two experimental and control groups. Prior to the treatment, the participants of both groups were given a pretest to disclose their initial writing ability. After administering the rubber-stamped comments to the experimental group and text specific to the control group, a posttest was administered to seek the effect of two types of instruments. An independent samples t-test was used to see if the treatment was effective. Paired samples t-test was also employed to determine the amount of progression between pretest and posttest of the experimental group. The results of the study revealed that rubber-stamped comments improved the learners’ writing ability. Implicationally, instructors can use rubber-stamped comments to help learners improve their writing ability.
جایگاه بریتانیا در روند امنیتی سازی نفوذ فدراسیون روسیه در اروپای شرقی- مرکزی (مطالعه موردی: لهستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، نفوذ راهبردی روسیه در منطقه اروپای شرقی- مرکزی سبب دگرگونی در اولویت های سیاست خارجی بریتانیا و گذار از انزواگرایی به برون گرایی شده است. افزایش تحرک های نظامی روسیه در شرق اروپا، آشوب در اوستیای جنوبی و آبخازیا، پیوسته سازی شبه جزیره کریمه به روسیه و مانند آن، برخلاف قواعد و ارزش های حاکم بر سیاست خارجی بریتانیا است، بنابراین سد نفوذ در برابر روسیه در منطقه، راهبردی است. لهستان یکی از کشورهای این منطقه است که می تواند از نظر ژئوپلیتیک (نزدیکی به روسیه) نقشی به طور کامل بازدارنده در برابر نفوذ روسیه داشته باشد. هدف در این نوشتار، تحلیل تدابیر بریتانیا علیه روسیه در شرق و مرکز اروپا به ویژه در لهستان است. به تبع آن این پرسش مطرح است که بریتانیا چگونه در پی جلوگیری از نفوذ بیش از پیش روسیه در لهستان است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح است که راهبرد اصلی انگلستان در شرق اروپا به ویژه لهستان مقابله با نفوذ روسیه با امنیتی سازی راهبرد این کشور در منطقه است. بریتانیا با بهانه جستن از ضعف نظامی و دفاعی لهستان و با دگرنمایی سیاست خارجی روسیه، راهبرد این کشور در شرق و مرکز اروپا را امنیتی کرده است. به بیانی بهتر، بریتانیا با ابزارهایی مانند دیپلماسی، رسانه ها و پژوهشکده های پژوهشی، ایجاد ترس کاذب در منطقه را نهادینه و راهبردهای روسیه در مجموعه امنیتی شرق اروپا را تهدید وجودی براورد می کند. روش این نوشتار کیفی است.
الزامات سامانه های موشکی زمین به زمین کوتاه برد نزاجا در مقابله با تهدیدات منطقه ای آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ششم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۳
95 - 127
حوزههای تخصصی:
نظر به اینکه در صحنه نبرد آینده دو نوع تهدید، مقابله با تهدیدات کشورهای منطقه ای و مقابله با تهدیدات بازیگران غیردولتی (گروه های تروریستی، شورشی و ...)، فراروی نزاجا خواهد بود، لذا پژوهشگر با انجام یک تحقیق علمی، در پی آن است تا الزامات فنی موردنیاز در طراحی و ساخت سامانه های موشکی بالستیک تاکتیکی و کوتاه برد نزاجا در مقابله با هر دو نوع از تهدیدات یادشده را از لحاظ فناوری های موجود در سامانه ی موشک (شامل میزان برد، قابلیت نقطه زنی، اثربخشی سرجنگی، نوع سوخت، قابلیت عبور از سد سامانه های ضد موشکی) و ویژگی های تجهیزات زمینی (شامل تجهیزات زمینی همراه سامانه های موشکی زمین به زمین، استفاده از سکوهای چندپرتابی<sup>[1]</sup>) مورد بررسی قرار داده و اولویت نیازهای نزاجا را در این حوزه برای صنایع موشکی وزارت دفاع مبتنی بر تصمیم گیری چند متغیره (تحلیل سلسله مراتبی AHP) تعیین نماید. در این راستا محققان، با آینده پژوهی موشک های بالستیک کوتاه برد در کشور، شرایط جهت دهی و ایجاد هوشمندی در طراحی و ساخت موشک های بالستیک کوتاه برد را مشخص نموده اند و در گام بعدی به منظور تحلیل و اولویت بندی الزامات مطرح شده، از نظر صاحب نظران و متخصصان بهره برده و تحلیل سلسله مراتبی پیاده سازی شده است. در این رابطه، برای تمامی مولفه های سامانه های موشکی تابع عضویت تعریف شده و وزن های بدست آمده در محاسبات نشان دهنده عملکرد سامانه های موشکی است. در ادامه، پس از انجام محاسبات، به اولویت بندی الزامات سامانه های موشکی کوتاه برد زمین به زمین به روش تحلیل سلسله مراتبی دست پیدا کرده و در مرحله بعدی، از روش آماری برای تحلیل تکنیکی و روش های بهبود سامانه های موشکی در هر یک از اولویت ها استفاده شده است. نتایج نشان داد، که شاخص های الویت دار در تجهیز سامانه های موشکی تاکتیکی آتی نزاجا در مقابله با تهدیدات کشورهای منطقه ای در قیاس با مقابله با تهدیدات بازیگران غیردولتی متفاوت می باشد.
مدرن گرایی و پسامدرن گرایی در مواجهه با مسأله هویت و غیریت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هستی و شناخت جلد هشتم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
151 - 171
حوزههای تخصصی:
فلسفه مدرن، اجمالاً، برنامه و دستگاه جامع معرفتی است که براساس آن تمام عالم هستی توسط بشر به تنهایی فهمیدنی و شناختنی است. در مرکز ثقل این دستگاه هویت معرفتی شخص یا ذهن عامل معرفت قرار دارد. فیلسوفان مدرن اعتبار دستگاه معرفتی و نیز وحدت آن را مرهون هویت معرفتی عامل معرفت می دانند. دکارت خودآگاهی ذهن خودبنیاد از خودش به عنوان یک عامل معرفتی خودآگاه را مبنای تمام معرفت ها، شامل مابعد الطبیعی، طبیعی و غیر آن می دانست. پسامدرن گرایی، درمقابل، گفتمانی فلسفی دربرابر هویت معرفتی و دستگاه معرفتی خودبنیاد مدرن است. تلاش فیلسوفان پسامدرن بر آن است تا با استفاده از مفهوم «غیریت» و نیز ارتباط دادن آن با چند اندیشه غیرمعرفتی دیگر، مثل «میل»، «اراده» و «مسئولیت»، گفتمان فلسفی و متفاوت را پی ریزی نمایند. ازنگاه این مقاله، نه نظریه «هویت» و اندیشه های معرفتی پیوست آن، و نه مفهوم «غیریت» و اندیشه های عمل شناختی همراه آن نمی توانند مستقل از یک دیگر یک دستگاه معرفتی خودبنیاد یا یک گفتمان فلسفی غیرمعرفتی مسلط را پی ریزی و شکل دهند.
اقتصاد اسلامی و شناسایی مؤلفه های افشا در گزارشگری مالی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد اسلامی سال بیست و یکم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۸۴
167 - 188
حوزههای تخصصی:
در نظام اقتصادی مورد نظر اسلام که در مقایسه با سایر نظام های اقتصادی موجود، از نظر اصول بنیادین، ارزش های محوری و مؤلفه های اساسی دارای تفاوت های فراوانی می باشد، شفافیت در گزارشگری مالی و ارتقای ظرفیت پاسخگویی نیز دارای تفاوت های بسیاری می باشد. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر شناسایی مؤلفه های افشا در گزارشگری مالی با رویکرد اسلامی می باشد. تحقیق حاضر از نوع کیفی، از لحاظ هدف بنیادی و از نوع توصیفی (غیرآزمایشی) می باشد. روش پژوهش روش داده بنیاد است. جامعه آماری شامل اساتید، صاحب نظران و متخصصان اقتصاد اسلامی بودند که با تعداد 6 نفر از آنان که به روش گلوله برفی انتخاب شدند، مصاحبه صورت گرفت. معیار تعیین حجم نمونه اشباع نظری بود و داده ها در سه گام کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. پایایی مصاحبه ها با دو روش کدگذاری مجدد و استفاده از دو کدگذار تأیید شد. نتایج نشان داد که افشا در نظام گزارشگری مالی اسلامی برخلاف مدل های غربی علاوه بر اینکه بایستی در بعد کسب ثروت (همان درآمد) و سود انجام شود، بلکه ضروری است افشا در توزیع ثروت و سود نیز صورت پذیرد. علاوه بر این افشا تحت تأثیر ارزش های حاکم بر نظام اقتصادی اسلامی (ارزش های بنیادین و ارزش های عمومی) صورت می پذیرد و عواملی نظیر اهداف استفاده کنندگان و نقش نهادهای تأثیرگذار بر آن مؤثر واقع می شوند. چنین نظام افشا موجب نتایجی همچون گزارشگری طبقه بندی عقود اسلامی و مالیات اسلامی شده و در نهایت منجر به تأمین منافع ذینفعان و ذی حقان خواهد شد.
پیامدهای اجتماعی و اقتصادی شکل گیری شرکت های سهامی زراعی در فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۳۱)
133 - 154
حوزههای تخصصی:
مرحله سوم اصلاحات ارضی، همراه با خط مشی نوسازی و مدرنیزاسیون دولت در کشاورزی، شامل سه قسمت ایجاد شرکت های سهامی زراعی، فروش اجاره داری و تشویق به سرمایه گذاری در حوزه کشت و صنعت بود. کاهش محصولات کشاورزی بعد از مرحله اول و دوم اصلاحات ارضی دولت را بر آن داشت تا خود وارد عمل شود و از طریق سرمایه دولتی و با به کارگیری هرچه بیشتر روش های مکانیزه کاهش تولیدات کشاورزی را جبران کند. یکی از شیوه های جدید کشاورزی که قوانین و مصوبات آن در سال 1346 تصویب شد، ایجاد شرکت های سهامی زراعی بود. اولین شرکت سهامی زراعی (شرکت آریامهر) در فارس در سال 1347 شکل گرفت و بعد از آن 14 شرکت دیگر نیز در این استان تأسیس گردید. عمده این شرکت ها در اطراف شیراز، مرودشت و فیروزآباد احداث شد. در این پژوهش چگونگی ایجاد و عملکرد شرکت های سهامی زراعی فارس و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی این شرکت ها بررسی می شود. روش پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی، با تکیه بر اسناد و منابع تاریخی است. طبق یافته های پژوهش، جدای از اهداف اقتصادی که در ایجاد شرکت های سهامی زراعی لحاظ شده بود، تشکیل این شرکت ها در محدوده ای خاص باعث بسته شدن مسیر عبور بخشی از ایلات و در نتیجه اسکان اجباری عشایر شد. از طرف دیگر، این شرکت ها با به کارگیری هرچه بیشتر روش های مکانیزه کشاورزان را بیکار کردند و همین امر موجب مهاجرت بیشتر روستاییان به شهر شد.
رهیافتی هایدگری به طرح بدن مندی و مسئله تقویم در علوم شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۷
348 - 374
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به بحث درباره چگونگی نقش آفرینی بدن در شناسایی می پردازیم. بدین منظور، دو رویکرد تقویمی و علّی در علوم شناختی مطرح می شود. این بحث معضلاتی را به پیش کشیده است، ازجمله اینکه هر دو رویکرد، درنهایت، فهمی دکارتی-فرادستی از نسبت بدن و شناسایی فراپیش می نهند و بدن را به امری فیزیکال فرومی کاهند. افزون براین، تقویم گرایانی همچون کلارک نمی توانند صورت بندی پدیدارشناسی از تقویم را در سطح علوم شناختی بدن مند بازسازی کنند که نتیجه آن بازگشت موضع دکارتی در قبال شناسایی است. با توجه به رهیافت پدیدارشناسانه هایدگر این معضلات را تبیین و راهی برای گذار از برخی معضلات این بحث مطرح کنیم. مبانی هایدگری کمک می کند دو انگاره از بدن مندی یعنی بدن مندی تودستی و بدن مندی بنیادین را طرح کنیم؛ هر دو انگاره از بدن مندی در برابر فهم فیزیکالیستیِ برخی نحله های علوم شناختی از بدن مندی قرار می گیرد. در مرحله بعد با توجه به اشاراتی که هایدگر در هستی و زمان درباره بحث بدن مندی مطرح کرده است، تلاش وی برای گذار به سطحی بنیادی تر در تحلیل هستی را بررسی می کنیم و توضیح می دهیم چرا هایدگر در سطح تحلیلی بدن مند از هستی نمی ماند.
«جانشینی» نزد لویناس و «جایگزینی» در همدردی: دو رویکرد متفاوت در مواجهه با دیگری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله این تحقیق مقایسه «جانشینی» نزد لویناس و «جایگزینی» در همدردی به مثابه دو رویکرد در مواجهه با دیگری است. فرضیه مقاله این است که علی رغم اشتراکات جانشینی در منظر لویناس و جایگزینی در همدردی، اختلافی اساسی با یکدیگر دارند. همدردی به عنوان یکی از موضوعات اخلاقی، نحوه ای توجه و درک پریشانی، نگرانی یا نیاز دیگران است که آگاهانه و با شناخت و جایگزینی دیگری رخ می دهد. جانشینی در لویناس نیز در نسبت با «دیگری» است و محدوده مسئولیت سوژه را در قبال او ترسیم می کند. در بدو امر، سوژه لویناس با خودکامگی، هر غیری را به خود فرو می کاهد، اما در مواجهه با «دیگری»، به فروکاست ناپذیری و وابستگی قوام ذاتش به آن عنایت می یابد. از این رهگذر، مسئولیت بی کران در قبال «دیگری» هویدا می شود؛ مسئولیتی که پیش از هر سنخ آگاهی و خودآگاهی و در فضایی منفعل تر از هر انفعالی شکل می گیرد و محدوده اش تا جانشینی «دیگری» و تقاص پس دادن به جای او گسترش می یابد. در سایه این مسئولیت بی حد و مرز، جانشینی از جایگزینی همدردانه و همدلانه متمایز می شود.
تحول لایه های معنایی مفهوم دولت در ایران معاصر: دهه های نخستین استقرار قاجاریه (دوره بحران و ابهام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش سیر تاریخی ظهور مفهوم دولت در زبان زمانه را در نیمه نخست قرن سیزده قمری یعنی دوره جانشینِ مؤسس سلسله قاجار بررسی می کند. پرسش محوری پژوهش این است که با ورود ایران به دوران آستانه ای خود تا چه میزان تحولات مربوط به این بحران، در کاربرد مفهوم دولت، در متون آن دوره، بازتاب زبانی داشته و کدام لایه های معنایی آن تقویت و کدام یک حذف یا جابه جا شده اند؟ مدعای ما این است که مفهوم قدیم دولت در این دوره، با اضطراب حاصل از بحرانِ واقع شدن در آستانه زمان تاریخی و مواجهه با مفهوم جدید، برای نخستین بار درون هاله ای سنگین از ابهام قرار گرفت؛ ابهامی که در عمل، زنگ آغاز پایان مفهوم ثابت و منجمد از دولت را که ادعای ازلیت و ابدیت می کرد، به صدا در آورد. از همین نقطه، زمینه چالش سهمگین میان دو فهم از مفهوم قدیم و جدید دولت به تدریج تکوین یافت. برای این منظور، خواهیم کوشید با بهره گیری از کلیات نظریه تاریخ مفهومی راینهارت کوزلک آلمانی لایه های معنایی مفهوم دولت و ظهور زبانی - بیانی آن ها در مواجهه با بحران نوپدید عارض بر دولت یعنی بحران جنگ های ایران و روسیه را در آثار نویسندگان دوره مذکور بکاویم.
سبک زندگی اشرافی در روایات امام علی (ع) و پیامدهای تمدنی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از موانع تحقق تمدن نوین اسلامی، پیروی از سبک زندگی اشرافی است. این نوع سبک زندگی، شیوه ای مبتنی بر جهان بینی مادی و دنیاگرایانه است که در آن ارزش ها و کنش های فردی یا گروهی بر اساس معیارهایی ازجمله خودبرتربینی و امتیازخواهی صورت می پذیرد. هدف از پژوهش حاضر، تحلیل مؤلفه های سبک زندگی اشرافی در روایات امام علی (ع) و پیامدهای تمدنی آن است. پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. یافته های تحقیق نشانگر آن است که نادیده انگاری کرامت انسانی، عدم شناخت ماهیت دنیا، غفلت از جهان آخرت، عدم خردورزی و باورمندی به برتری طبقه فرادست بر فرودست، از مهم ترین مؤلفه های شناختی سبک زندگی اشرافی است که در بروز رفتارهای مبتنی بر اشرافی گری نقش آفرین است. مؤلفه های رفتاری سبک زندگی اشرافی، ناظر به رفتارهای عینی ازجمله فخرفروشی به اصل و نسب، استفاده از خوردنی های رنگارنگ، پوشیدن لباس های فاخر، گستردن فرش های ابریشمی، ساکن شدن در مناطق اعیان نشین، زیاده طلبی و غیره است که به طور روزمره در زندگی فردی و اجتماعی انسان های اشرافی ظهور می یابد تا آنجا که این نوع از سبک زندگی در وجود آن ها نهادینه می شود. گسترش بی عدالتی، حاکمیت نظام سلطه، بیماری های روحی، تفرقه، فروپاشی نظام عاطفی، رسوایی، انحراف از مسیر حق، گرفتاری و هلاکت نفس ازجمله پیامدهای تمدنی پیروی از سبک زندگی اشرافی است.
تبیین متغیرهای قوانین و مقررات، پاسخگویی، شفافیت و قانونمندی نهاد شهرداری در حقوق و انتظارات شهروندی
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی متغیرهای قوانین و مقررات، پاسخگویی، شفافیت و قانونمندی در حقوق و انتظارات شهروندی در مناطق ۵ و 9 تهران در سال 99 اجرا شده است. برای رسیدن به هدف از نظریههای هومنز، کاتلر، رابرت دال، پارسونز، ارنشتاین، گیدنز، بوردیو و همچنین مشاهدات تجربی و مشارکتی محقق استخراج شده بهره برده شد. روش پژوهش حاضر روش پیمایشی می باشد و مهم ترین ابزار تحقیق پرسشنامه بوده است. مهمترین ابزار تحقیق پرسشنامه می باشد. پرسشنامه تحقیق با توجه به پیشینههای تحقیق یا استاندارد؛(2014)، استوارت(2012) و اکبرپور(1395) و شماعی و همکاران(1392) استخراج شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی کارکنان 22 منطقه شهرداری تهران به تعداد 3220 می باشد که بر اساس جدول کرجسی مورگان تعداد 345 نفر بعنوان حجم نمونه نهایی تحقیق انتخاب می شوند. شیوه نمونه گیری بصورت خوشه ای چند مرحله ای بوده است بدین معنا که 2 منطقه غرب تهران 5 و 9 انتخاب شد. شیوه نمونه گیری تحقیق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای بوده است. جهت تحلیل داده های خام از نرم افزار SPSS نسخه 22 بهره برده شده است. جهت بررسی روابط بین متغیرها نیز از آزمون های رگرسیون استفاده شده است. نتایج تحقیق نیز نشان داده است که همه متغیرهای مستقل تحقیق که شامل شهرداری یا مدیریت شهری قانونمندی، مسولیتپذیری و پاسخگویی و شفافیت در متغیر وابسته یعنی حقوق و انتظارات شهروندی با سطح معنیدار کمتر از 01/0 تاثیرگذار نشان داده شدهاند.
دگربار درباره نویسندگیِ ملکم خان
منبع:
پژوهش در تاریخ سال یازدهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۱
165 - 170
حوزههای تخصصی:
رویکردی جرم شناختی به چالش های نظام سیاسی اقتصادی نئولیبرال با نگاهی به شرایط کرونایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیماری همه گیر کویید 19 به سرعت در حال تغییر روابط اجتماعی و چشم انداز اقتصادی در سراسر جهان است. این بیماری اثرات سمی سیستم نئولیبرالیسم را که مدت زمانی طولانی بر تمام جنبه های جوامع ما حاکم بوده است را در معرض نمایش قرار داده است. اکنون زمان آن است که این پرسش را مطرح کنیم که چه نوع نظام سیاسی اقتصادی می تواند از تکرار نتایج آسیب زا پیشگیری به عمل می آورد؟ یقیناً نحوه سیاست گذاری صحیح در این شرایط بحرانی می تواند تا حدودی از دامنه آسیب های فراگیر این بیماری ازجمله فقر، بیکاری و نتیجتاً بزهکاری در آینده دور و نزدیک بکاهد. مطالعات بیانگر آن هستند که نظام نئولیبرال به طرق مختلفی ازجمله ایجاد فشار اقتصادی متأثر از فقر و بیکاری بر اقشار مختلفی از جامعه، بر بروز انواعی از بزهکاری اثرگذار است. این درحالی است که الگوهای رفاه گرایانه با تأمین و تضمین امنیت زیست شهروندان به نحوی در پیشگیری از بزهکاری شهروندان در موقعیت های آسیب زا مؤثرتر عمل می کنند. در شرایطی که شیوع ویروس کویید 19 آسیب های اجتماعی را افزایش می دهدُ ضروری است حکومت ها با تغییر رویه سیاست گذاری اقتصادی خود به سوی الگوی رفاه، رویکرد حمایتی جهت کنترل پیامدهای اجتماعی اتخاذ کنند.
گرسنگی دادن غیرنظامیان به مثابه جنایت جنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گرسنگی دادن غیر نظامیان یکی از شیو ههای ممنوعه در مخاصمات مسلحانه است. حقو ق کیفری بی نالمللی بر قامت این ممنوعیت لباس جرم پوشانده و ارتکاب آن را به مثابه یک جنایت جنگی قابل تعقیب م یداند. این مقاله با استفاده از اسناد و رویه قضایی بی نالمللی در مقام پاس خدهی به چیستی مفهوم گرسنگی دادن و عناصر سازنده آن است. تحقق این رفتار مجرمانه نیازمند سه عنصر اصلی است. اول عنصر زمینه ای که مستلزم آن است که گرسنگی دادن به مثابه جنایت جنگی درزمینه و در ارتباط با یک مخاصمه مسلحانه واقع شود. دوم عنصر مادی که عبارت است از محروم کردن شهروندان غیرنظامی از مایحتاج زندگی و آنچه برای بقا لازم است. براین اساس گرسنگی دادن برخلاف ظهور لفظی اش محدود به محرومیت از خوراک و آب نیست. این محرومیت به صورت فعل و ترک فعل قابل تحقق است. سوم عنصر معنوی که مستلزم آن است که مرتکب دارای قصد خاص گرسنگی دادن غیرنظامیان به عنوان یک شیوه و روش جنگی باشد.