ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۸۴۱ تا ۱۰٬۸۶۰ مورد از کل ۵۳۲٬۱۹۸ مورد.
۱۰۸۴۱.

راهبردهای اجرایی برای بهبود کارایی فروش محصولات بانکی: نقش فرهنگ مبتنی بر فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۵
رقابت در صنعت بانکداری، با ظهور تحولات دیجیتال و فناوری های نوین، به شدت افزایش یافته است. بانک ها به دنبال بهبود کارایی و حفظ مزیت رقابتی خود در این عرصه پرچالش هستند. پژوهش حاضر به بررسی چگونگی تاثیرگذاری شایستگی های اجرایی و توانایی های اجرایی بر کارایی سیستم بانکی خصوصی، با در نظر گرفتن نقش میانجی فرهنگ مبتنی بر فناوری، می پردازد. این پژوهش توصیفی- همبستگی با استفاده از پرسشنامه طیف لیکرت، به گردآوری داده ها از روسا، معاونین و کارمندان نظام بانکی خصوصی پرداخته است. حجم نمونه پژوهش 384 نفر بوده است. برای تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS و SmartPLS بهره گرفته شده است. نتایج حاصل از تحلیل مدل معادلات ساختاری نشان می دهد که تاثیر راهبردهای اجرایی ( شایستگی های اجرایی توانایی های اجرایی) و فرهنگ مبتنی بر فناوری بر کارایی معنادار است. همچنین، راهبردهای اجرایی (توانایی های اجرایی و شایستگی های اجرایی) تاثیر معناداری بر فرهنگ مبتنی بر فناوری دارند. تحول دیجیتال با ایجاد آشفتگی در شرایط عملیاتی، شرکت ها را ملزم به سازگاری با تغییرات از طریق استراتژی های دیجیتال می کند که کارایی را در اولویت قرار می دهند. نتایج این پژوهش می تواند به مدیران بانک ها در تدوین و اجرای استراتژی های دیجیتال کارآمدتر کمک کند. با تمرکز بر توسعه توانایی های اجرایی و ایجاد فرهنگ مبتنی بر فناوری قوی، بانک ها می توانند بهره وری خود را افزایش داده و در عرصه رقابتی بانکداری دیجیتال، پیشرو باشند.
۱۰۸۴۲.

ارزیابی کارایی زنجیره تامین تاب آور با استفاده از تکنیک تحلیل پوششی داده ها در صنعت نساجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۲
هدف: در دنیای امروز، زنجیره‌های تامین با چالش‌های متعددی از جمله نوسانات بازار، تغییرات تقاضا و اختلالات غیرمنتظره مواجه هستند؛ بنابراین، تاب‌آوری و کارایی این زنجیره‌ها به‌عنوان عوامل کلیدی در موفقیت و پایداری کسب‌وکارهای صنعتی موردتوجه قرار گرفته است. در این مطالعه، ابتدا معیارهای موثر بر تاب‌آوری زنجیره‌تامین صنعت نساجی شناسایی و سپس داده‌های مربوط به ورودی‌ها و خروجی‌های مطلوب و نامطلوب زنجیره‌تامین از چندین شرکت فعال در این صنعت جمع‌آوری شده است. روش‌شناسی پژوهش: این تحقیق به ارزیابی کارایی زنجیره‌تامین تاب آور در صنعت نساجی با استفاده از تکنیک تحلیل پوششی داده‌ها می‌پردازد. در صنعت نساجی، بهینه‌سازی فرایند تولید و افزایش کارایی واحدهای تصمیم‌گیری از اهمیت بالایی برخوردار است. با توجه به ویژگی‌ها و مزایای مدل SBM در DEA به توسعه یک سیستم بهینه‌سازی نوآور مبتنی بر مدل SBM برای ارزیابی و بهبود کارایی در فرایند تولید نساجی پرداخته است. این نوآوری با بهینه‌سازی فرایند تولید در صنعت نساجی از طریق مدل SBM، می‌تواند به افزایش کارایی و کاهش هزینه‌ها کمک کند. با استفاده از این سیستم، تولیدکنندگان نساجی قادر خواهند بود تا منابع خود را به‌طور موثرتری مدیریت کرده و به بهبود کیفیت محصولات و رضایت مشتریان دست یابند. با استفاده از مدل‌ DEAپیشنهادی، کارایی نسبی زنجیره‌های تامین تاب آور چهار شرکت فعال در حوزه نساجی موردبررسی قرار گرفته و نقاط قوت و ضعف آن‌ها تحلیل شده است. یافته‎ها: نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که بهترین و بالاترین کارایی مربوط به DMU 1-3 با کارایی نسبی %100 محاسبه شده و DMU 4 به‌عنوان یک واحد ناکارا تعیین شده است. علاوه‌ بر این، با استفاده از روش اندرسون پترسون اولویت‌بندی واحدها شده که در نتیجه براساس اولویت‌های به‌دست‌آمده DMU 3 رتبه اول، DMU 2 رتبه دوم، DMU 1 رتبه سوم و DMU 4 رتبه چهارم را کسب کرده‌اند. همچنین، یک مقایسه براساس امتیاز کارایی با مدل‌های پایه اعم از BCC و CCR برای بررسی قابلیت مدل پیشنهادی ارایه شده است. اختلاف ناکارایی حاصل‌شده بین روش پیشنهادی و روش BCC جزیی و در حد 0.005 است. در پایان نیز تغییرات مقادیر ورودی محاسبه‌شده که در نتیجه حداکثر مقدار کاهش در مقدار ورودی DMU 4 برابر با 0.141 واحد محاسبه شده است. بنابراین، در صورتی که مقدار ورودی DMU 4 از 0.162 به 0.021 واحد کاهش یابد این واحد تولیدی نیز به‌عنوان یک واحد تصمیم‌گیری کارا شناخته می‌شود. اصالت/ارزش‌افزوده علمی: این مطالعه به اهمیت استفاده از روش‌های تحلیلی پیشرفته در ارزیابی زنجیره‌های تامین صنعت نساجی و شناسایی فرصت‌های بهبود در فرایندها و عملکردهای آن تاکید می‌کند.
۱۰۸۴۳.

کاوشی بر پیشایندهای کلیدی اضطراب برند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۳
هدف: این پژوهش به بررسی پیشایندهای فردی، سازمانی و محیطی اضطراب برند می پردازد. درحالی که ارزیابی احساسات منفی نسبت به برند غالباً نادیده گرفته شده یا صرفاً به مفاهیمی مانند نارضایتی تقلیل یافته است. هدف از اجرای پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مؤثر بر اضطراب برند می باشد. باتوجه به اهمیت حفظ مشتریان و افزایش وفاداری به برند ، شناخت این عوامل می تواند به تدوین استراتژی های مؤثر در مدیریت برند کمک کند. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده ها، اکتشافی و از نوع کیفی است که با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده های پژوهش از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 18 نفر از متخصص حوزه بازاریابی و برند و مصرف کنندگان که اضطراب برند را تجربه کرده اند، به روش نمونه گیری هدفمند گردآوری و طی سه مرحله کدگذاری و تحلیل شدند. یافته ها: باتوجه به کدهای استخراج شده از مصاحبه ها، در نهایت ۳ مضمون فراگیر، ۱۵ مضمون سازمان دهنده و ۷۹ مضمون پایه که بر اضطراب برند تأثیرگذار هستند، گردآوری شدند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که سه دسته اصلی از عوامل تأثیرگذار بر اضطراب برند وجود دارد. این عوامل شامل موارد زیر هستند: الف) عوامل فردی: این دسته شامل تجربیات منفی مشتری، ویژگی های شخصیتی، عوامل اقتصادی فردی و فرایند تصمیم گیری است.. ب) عوامل محیطی: این عوامل شامل عوامل اقتصادی، رقابتی، اجتماعی و فرهنگی، قانونی و سیاسی، فناوری، زیست محیطی، همچنین عوامل مرتبط با توزیع و تصویر برند. ج) عوامل سازمانی: این دسته شامل مدیریت ضعیف، ارتباطات ناکارآمد درون سازمانی و نبود شفافیت در فرایندهای سازمان است.
۱۰۸۴۴.

نقش اثاثیه اروپایی در دگرگونی سازمان فضایی خانه ایرانی؛ تحلیلی بر گذار از سیالیت به جمود در دوره قاجار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۳
هدف: گذار از سنت به مدرنیته در ایران، به ویژه از دوره قاجار به بعد، تنها به تغییرات فناورانه یا کالبدی محدود نبوده، بلکه به صورت عمیق تری بر شیوه زیست، کنش های روزمره و سازماندهی فضایی زندگی اثر گذاشته است. خانه سنتی ایرانی به عنوان یکی از بنیادی ترین بسترهای زیست اجتماعی، در این فرایند دستخوش تحولی اساسی شد. در حالی که بخش عمده پژوهش های پیشین، این تحولات را از منظر تغییرات کالبدی، تزئینی یا الگوهای فرمی بررسی کرده اند، نقش «اثاثیه اروپایی» به عنوان یک پدیدار مادی مؤثر بر کنش گری فضایی و تجربه زیسته ساکنان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل نقش ورود تدریجی اثاثیه اروپایی در دگرگونی سازمان فضایی خانه سنتی ایرانی و تبیین چگونگی گذار این فضا از وضعیتی سیال، منعطف و چندمنظوره به ساختاری نسبتاً صلب، تفکیک شده و کارکردگرا در دوره قاجار است. پژوهش می کوشد نشان دهد که این تحول صرفاً تغییری در اشیای موجود در خانه نبوده، بلکه بازآرایی روابط میان افراد، پدیدارهای اجتماعی و ساختار فضایی را در پی داشته و در نهایت به محدود شدن دامنه کنش گری فضایی ساکنان انجامیده است. در این راستا، پرسش های پژوهش بر چگونگی تأثیر اثاثیه اروپایی بر الگوهای فضایی خانه، پیامدهای آن بر زندگی روزمره و امکان بهره گیری انتقادی از این تجربه تاریخی در معماری معاصر متمرکز است. روش: روش تحقیق، تحلیل اسنادی و تفسیری است و داده ها از طریق منابع کتابخانه ای و تاریخی گردآوری شده اند. منابع کتابخانه ای شامل متون تخصصی معماری، شهرسازی و مطالعات تاریخی مرتبط با خانه های دوره قاجار است. در کنار این منابع، سفرنامه های اروپاییان دوره قاجار به عنوان منابع دست اول تاریخی نقش محوری در تحقیق ایفا می کنند. انتخاب سفرنامه ها به دلیل نگاه غیربدیهی پندار سیاحان، ثبت جزئیات زندگی روزمره، حساسیت نسبت به تغییرات مادی فضا و امکان بازسازی تجربه زیسته خانه ایرانی صورت گرفته است. چارچوب نظری پژوهش بر نظریه تولید فضا، نظریات مرتبط با پدیدارهای اجتماعی و کنش فضایی و مدل روش شناختی ربع دایره ای تحلیل فضا استوار است. در تحلیل داده ها، از روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار استفاده شده و داده ها در چارچوب مفاهیمی چون فضای حس شده، درک شده و زیسته، کنش روزمره، چیدمان عناصر مادی و ساختارهای نهادی تفسیر شده اند. برای افزایش اعتبار پژوهش، از تکنیک مثلث سازی منابع و تطبیق روایت های تاریخی با تحلیل های نظری بهره گرفته شده است. تمرکز تحقیق بر خانه های شهری ایرانی در دوره قاجار به عنوان نقطه عطف مواجهه با مدرنیته بوده و محدودیت هایی چون سوگیری احتمالی سیاحان و کمبود اسناد تصویری از خانه های معمولی مورد توجه قرار گرفته است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که خانه سنتی ایرانی پیش از ورود اثاثیه اروپایی، بر پایه اصولی چون فضاهای چندمنظوره، سیالیت حرکتی، مرزبندی های منعطف و حداقل اثاثیه شکل گرفته بود. این ویژگی ها امکان کنش گری فعال ساکنان، تطبیق فضا با نیازهای متغیر روزانه، فصلی و بلندمدت و نیز تداوم تعاملات اجتماعی را فراهم می کرد. فضاها نه بر اساس کارکرد ثابت، بلکه بر مبنای موقعیت اقلیمی، زمان استفاده و روابط اجتماعی تعریف می شدند و اثاثیه متحرک و اندک، نقش تعیین کننده ای در تثبیت کاربری ها نداشتند. با ورود تدریجی اثاثیه اروپایی در دوره قاجار، ابتدا این عناصر به صورت نمادین و نمایشی در خانه های اعیان ظاهر شدند و الزاماً کارکرد اصلی خود را نداشتند. در این مرحله، ترکیبی موقت و تلفیقی از عناصر سنتی و مدرن شکل گرفت. اما در ادامه و با نهادینه شدن استفاده از میز، صندلی، تختخواب و دیگر اثاثیه ثابت، روابط فضایی خانه دچار دگرگونی شد. یافته ها نشان می دهد که این اشیاء جدید، به تدریج موجب تفکیک کارکردی فضاها، کاهش انعطاف پذیری، محدود شدن مسیرهای حرکتی و تثبیت الگوهای رفتاری خاص شدند. تحلیل ها نشان می دهد که اثاثیه اروپایی نه تنها به افزایش آسایش مادی انجامید، بلکه با ایجاد «ممنوعیت های نامرئی» دامنه کنش فضایی ساکنان را کاهش داد. فضاهایی که پیش تر بر اساس فعالیت های متنوع تعریف می شدند، به فضاهایی با عملکرد مشخص و از پیش تعیین شده تبدیل شدند. در نتیجه، عاملیت افراد در ساماندهی فضا تضعیف و نقش عناصر مادی در تعیین رفتارها تقویت شد. این فرایند، هم زمان با تقویت فردگرایی، به کاهش تعاملات جمعی و تغییر تجربه زیسته خانه انجامید. نتیجه گیری پژوهش حاضر نشان می دهد که دگرگونی سازمان فضایی خانه ایرانی در دوره قاجار، حاصل فرآیندی تدریجی و چندلایه بوده است که در آن، ورود اثاثیه اروپایی نقشی فراتر از یک تغییر ظاهری ایفا کرده است. این اثاثیه به عنوان پدیدارهای اجتماعی غالباً مادی، با بازآرایی روابط فضایی و کنش ها
۱۰۸۴۵.

مقایسه سیستم های مغزی رفتاری و ولع مصرف مواد بین افراد تحت درمان نگهدارنده با داروهای متادون و بوپرنورفین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۶
هدف: پژوهش حاضر به مقایسه سیستم های مغزی رفتاری و میزان ولع مصرف مواد بین افراد تحت درمان نگهدارنده با داروهای متادون و بوپرنورفین پرداخت. روش: در این پژوهش علی-مقایسه ای، جامعه آماری شامل همه مددجویان تحت درمان نگهدارنده با داروهای متادون و بوپرنورفین در زندان های استان اردبیل بود که در سال 1403 جهت درمان مصرف مواد به صورت داوطلبانه به واحد متادون درمانی این ادارات مراجعه نموده بودند. دو گروه افراد تحت درمان متادون (40 نفر) و بوپرنورفین (40 نفر) با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های شخصیتی گری ویلسون و سنجش وسوسه مصرف مواد استفاده شد. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چند متغیری تحلیل شدند. یافته ها: میانگین نمرات بازداری رفتاری در افراد تحت درمان با بوپرنورفین به طور معناداری از گروه تحت متادون درمانی بیشتر بود. به هر حال، گروه تحت درمان با متادون در ابعاد فعال سازی رفتاری و نیز میزان ولع مصرف مواد نمرات بیشتری کسب نمودند. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد افراد مراجعه کننده برای درمان مصرف مواد می توانند دارای ویژگی های شخصیتی بیولوژیکی متفاوتی باشند که باید در روند درمان در نظر گرفته شوند. به هر حال، این احتمال وجود دارد که درمان نگهدارنده با داروی بوپرنورفین گزینه ای مناسب برای تاثیر فعالیت سیستم های مغزی-رفتاری و کاهش ولع باشد.
۱۰۸۴۶.

رد پای جنگ جهانی اول در پل کهنه (پل قره سو)، کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۹
کرمانشاه در طول جنگ جهانی اول (1914-1918م.) به دلیل موقعیت استراتژیک صحنه درگیری های متناوب بین نیروهای عثمانی، روسیه و بریتانیا بود؛ این شهر چندین بار اشغال، تخلیه و بمباران شد که خسارت جانی و فرهنگی سنگینی برجای گذاشت. پل کهنه (پل قره سو) یکی از پل های تاریخی کرمانشاه است که در جنوب شرقی این شهر قرار دارد. پایه های سنگی آن متعلق به دوره ساسانی بوده و شواهدی از مرمت های دوره سلجوقی نیز در پل مشاهده می شود. با این حال، بیشترین بخش های برجا مانده از پل مربوط به دوره صفوی است و به همین دلیل، ساخت آن را به «شیخ علی خان زنگنه» وزیر «شاه عباس صفوی» نسبت می دهند. در جنگ جهانی اول، هنگامی که قوای روس از شرق کرمانشاه پیش رَوی می کردند، نیروهای ملی ایران همراه با نیروهای عثمانی برای کُند کردن حرکت آن ها دو چشمه از پل را با دینامیت منفجر کردند. اسناد کتابخانه ملی که برای نخستین بار در این پژوهش بررسی شده اند، به روشنی تخریب این دو دهانه و گزارش تعمیرات اضطراری پل را نشان می دهند. این اسناد که بین سال های ۱۲۹۶ تا ۱۳۳۶ه .ش. تنظیم شده اند، شامل مکاتبات اداری، برآوردهای مالی و گزارش های کارشناسی برای مرمت پل پس از جنگ هستند و اهمیت پل را در عبور کاروان ها و دریافت عایدات نواقل بازگو می کنند. داده های کتابخانه ای نیز وقوع انفجار و انهدام پل را تأیید کرده و نشان می دهند که درگیری ها در نزدیکی کوره های آجرپزی ساحل رودخانه رخ داده و توپخانه روس ها این محدوده را هدف قرار داده است. مرمت های متعدد پل بین سال های ۱۳۴۷ تا ۱۳۸۳ه .ش. نیز مؤید آن است که آسیب های ناشی از انفجار، موجب فرسودگی پی درپی تاق ها شده و به بازسازی کامل چشمه های تخریب شده انجامیده است. انتشار این اسناد مغفول مانده، گذشته تاریخی پل را روشن تر کرده و می تواند در بازنگری حریم حفاظتی پل کهنه و ثبت بخش هایی از پیرامون آن مانند کوره های آجرپزی، نقش مؤثری داشته باشد.
۱۰۸۴۷.

علم و بدن انسان: مفهوم هیکل اشراقی از منظر سهروردی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۳
اسلام بر رابطه میان «معرفت» (علم) و «نور» تاکید زیادی دارد. از پیامبر اسلام نقل شده است که فرمود: «العلمُ نورٌ» (علم نور است) و خداوند علیم را به مثابه نوری خیره کننده توصیف کرده است. این رابطه در قرن ششم هجری با آثار فیلسوف و عارف شهیر، شهاب الدین سهروردی ابعاد تازه ای یافت. وی بنیان گذار مکتبی معروف به «فلسفه اشراق» است. سهروردی در آثار خویش از دو استعاره معماری برای تبیین رابطه بدن انسان با نور بهره می گیرد: یکی بدن به مثابه «معبد» (هیکل) و دیگری بدن به مثابه «قلعه» (صیصیه). سهروردی از طریق این دو استعاره، درکی از واقعیت را ارائه می دهد که مبتنی بر «سلسله مراتب اشراق» است؛ این ]دیدگاه[ در تقابل با درک رایج یونانی در آن زمان بود که بر دوگانه های صورت و ماده، و محسوس و معقول استوار بود. این برداشت از واقعیت، رابطه میان معرفت، اشراق و بدن انسان را با ساحت های تازه ای رو به رو می کند. این پژوهش با تمرکز بر دو اثر کلیدی سهروردی، هیاکل النور و حکمه الاشراق، دلالت کیهان شناختی مفاهیم هیکل و صیصیه را مورد بررسی قرار می دهد تا نشان دهد چگونه معماری بدن انسان، نقش شناختی-اشراقی کلیدی را در فرایند تحول از «قلعه تاریکی» به «هیکل نورانی» ایفا می کند. در این فرایند، بدن و ذهن به مثابه «سازه» یا «معبدی» واحد عمل می کنند؛ جایی که «فرم» و «فضا» به صورت یکپارچه در قالب «معماری» به یکدیگر کمک می کنند تا امکان افاضه نور برای تجرید بدن و زدودن تاریکی آن فراهم گردد.
۱۰۸۴۸.

بررسی همسانی مؤلفه های فردی در شعر سیمین بهبهانی و غاده السمان از منظر هورنای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۱۰۶
سیمین بهبهانی و غاده السّمّان دارای روحیه ای آرمان گر هستند که بی تردید روان شناسی شخصیت هورنای می تواند با کشف ذهنیت افراد در حل مسائلی که سبب بروز رفتارهای انزواطلبانه یا منازعات اجتماعی می شود، کمک کند. در جامعه ی این دو شاعر، جنس زن دارای محدودیت ها و رنج هایی است که آنها را برآن داشته تا با توصیف شرایط و ایده آل های خویش به آگاه سازی این قشر از افراد جامعه بپردازند. تحلیل اشعار سیمین و غاده برای نشان دادن زوایای پنهان شخصیت مردم روزگارشان است. این پژوهش با روش بنیادی و توصیفی تحلیلی سعی دارد همسانی مؤلفه های فردی در اشعار این دو شاعر را بررسی نماید و بر این اساس بیان کند کدام تیپ شخصیتی مد نظر هورنای، در اشعار آنها بازتاب بیشتری داشته است. حاصل آنکه اشعار سیمین بیان کننده فضای نامساعد اجتماعی است که سبب می شود فرد برای رویارویی با اضطراب حاصل از آن دست به انتقاد بزند و هنگامی که در رسیدن به آرمان های خود ناامید می شود، به عزلت پناه ببرد. نتایج پژوهش نشان می دهد دو شاعر هر سه نوع تیپ شخصیتی را در اشعار خویش منعکس کرده اند؛ اما بر اساس یافته ها در همسانی فردی تیپ شخصیتی «عزلت طلب» بیشترین بسامد را به خود اختصاص می دهد که در اشعار هر دو به طور یکسان دیده می شود؛ چرا که در این حالت تمایل فرد به واکنش هیجانات عاطفی بیشتر است.
۱۰۸۴۹.

واکاوی مؤلفه های معنایی واژه «مدارا» در کلیله ودمنه بهرام شاهی: یک تحلیل هم زمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۶
واژگان در هر مقطع زمانی معمولاً دارای چند مؤلفه معنایی خاصی هستند که بدان در لغت نامه ها کمتر توجه شده است. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل مؤلفه های معنایی واژه "مدارا" در متن کهن کلیله ودمنه بهرام شاهی (ترجمه نصرالله منشی) و با بهره گیری از روش تحلیل مؤلفه ای انجام شده است. در این راستا، پس از بررسی معانی لغوی واژه در فرهنگ های معتبر، کاربرد "مدارا" در زنجیره های همنشینی مختلف درون متن اصلی به دقت تحلیل و مؤلفه های معنایی آن استخراج گردید. یافته ها نشان می دهد که "مدارا" در کلیله ودمنه فراتر از معنای ساده بردباری یا مهربانی به عنوان یک راهبرد پیچیده، هدفمند و چندوجهی برای پیشبرد اهداف، مدیریت تعاملات و تضمین بقا در شرایط گوناگون به تصویر کشیده شده است. مؤلفه های معنایی مشخصی از جمله [+رفتار ظاهری]، [+مهربانانه]، [+ابزاری]، [+مصلحت آمیز]، [+زیرکانه]، [+انعطاف پذیر] و [-صادقانه]، در کاربردهای مختلف این واژه در این اثر تکرار می شوند. این تحلیل لزوم توجه به ظرایف معنایی واژگان در متون کلاسیک و محدودیت های فرهنگ های لغت در بازنمایی کامل این ظرایف را آشکار می سازد.
۱۰۸۵۰.

Analyzing [maw] as a Modal Element in Laki(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۰۰
Modality is a linguistic device used to express concepts such as necessity, obligation, probability, commitment, and assumption in language. To fully describe events, situations, or people's attitudes, the use of verbs or noun phrases alone is not sufficient. Modality serves as an essential tool in all human languages for accurately conveying meaning. This study provides a theoretical analysis of modality in Laki, focusing on the modal functions of the element [maw] within Palmer’s (2001) framework. In addition to its role in forming compound verbs in Laki, [maw] also has a modal function. The analysis demonstrates that this element conveys the modal meanings of possibility and permission. It is a commuting term that takes on different meanings in various contexts. It also appears once in a sentence before the lexical verb and is not inflected. Based on these four criteria, [maw] can be considered a modal auxiliary verb. This element represents event modality of permissive deontic in the Laki language. 
۱۰۸۵۱.

اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر قانون گریزی و بی تفاوتی اخلاقی در نوجوانان دارای قلدری سایبری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۷۱
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر قانون گریزی و بی تفاوتی اخلاقی در نوجوانان دارای قلدری سایبری بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرج در سال تحصیلی 1404-1403 بود. در این راستا، 30 نفر از دانش آموزان به صورت هدفمند انتخاب و به دو گروه 15 نفره آزمایش و کنترل جایگذاری شدند. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش از پرسشنامه های قلدری و قربانی سایبری (CBVEQ، آنتیادو و همکاران،2016)، قانون گریزی (QATLB، خدایاری و همکاران،1396) و بی تفاوتی اخلاقی (MDS، بندورا و همکاران، 1996) استفاده شد. گروه آزمایش در 8 جلسه تحت مداخله آموزش تنظیم هیجان قرار گرفت و پس از آن از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری انجام شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون قانون گریزی و بی تفاوتی اخلاقی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 01/0>P وجود دارد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که این نوع آموزش تأثیر قابل توجهی بر قانون گریزی و بی تفاوتی اخلاقی نوجوانان دارای قلدری سایبری دارد.
۱۰۸۵۲.

پیش بینی گرایش به مصرف الکل بر اساس تحمل پریشانی و تنظیم هیجان در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۲
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی گرایش به مصرف الکل بر اساس تحمل پریشانی و تنظیم هیجان در نوجوانان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه نوجوانان دختر و پسر متوسطه دوم منطقه 8 شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1403 بود که از بین آنها 200 نفر با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس و غیرتصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه گرایش به مصرف مشروبات الکلی شیخ (1393 ACTQ,)، تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (۲۰۰۵DTS, ) و پرسشنامه تنظیم شناختی گارنفسکی و کرایج (2006،CERQ ) جمع آوری گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد تحمل پریشانی و تنظیم هیجان قادر به پیش بینی گرایش به مصرف الکل بوده اند (05/0>p) و درمجموع 39 درصد از واریانس گرایش به مصرف الکل را تبیین می کنند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که تحمل پریشانی و تنظیم هیجان نقش معنی داری در پیش بینی گرایش به مصرف الکل دارند و لزوم توجه به این عوامل برای کاهش گرایش به مصرف الکل در نوجوانان ضروری به نظر می رسد.
۱۰۸۵۳.

طراحی و اعتباریابی پرسشنامه تله های بنیادین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۲
هدف این پژوهش طراحی و اعتباریابی پرسشنامه تله های بنیادین بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات در سال 1402 تشکیل دادند که به روش نمونه گیری در دسترس 392 نفر از آنان به عنوان نمونه انتخاب شدند. سپس برای جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته تله های بنیادین بر روی آنان اجرا گردید. براساس نتایج تحلیل عاملی ۱۷ گویه از ۴۷ گویه آزمون حذف شده و ۳۰ گویه باقی مانده بار عاملی بالایی را نشان داد. یافته ها حاکی از آن بود که ۳ بعد پرسشنامه در مجموع 34/54 درصد از واریانس گویه ها را تبیین می کنند. ضریب پایایی آلفای کرونباخ و بازآزمایی پرسشنامه تله های بنیادین به ترتیب ۷۹/۰ و ۸۲/۰ به دست آمد که سطح مطلوبی از پایایی را نشان می دهد. بنابراین هماهنگی بین ابعاد با نمره کل قابل قبول بود و روایی و پایایی پرسشنامه محقق ساخته تله های بنیادین در سطح مطلوبی قرار دارد و نشان می دهد که پرسشنامه از کفایت لازم برخوردار است.
۱۰۸۵۴.

تحلیل شاخص های مسکن شهر خرم آباد و پیش بینی مسکن مورد نیاز با تأکید بر مسکن شایسته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۵
شاخص های مسکن ابزار مناسبی جهت سنجش معیارها و سیاست های بخش مسکن و برنامه ریزی جهت تأمین مسکن شایسته است، با رشد جمعیت شهرها نیاز به مساکن جدید بیش از پیش احساس می شود. همچنین میزان دستیابی به وضعیت مطلوب مسکن چه در نواحی شهری چه در نواحی روستایی به عنوان یکی از شاخصهای توسعه اقتصادی- اجتماعی در کشورهای جهان محسوب می شود. هدف این پژوهش مشخص نمودن وضعیت مسکن مناسب در شهر خرم آباد با استفاده از آمار و اطلاعات پایه و بر اساس شاخص های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، کالبدی و زیست محیطی مسکن شهر خرم آباد می باشد. روش پژوهش در این مقاله بر اساس هدف کاربردی است که به روش توصیفی، تحلیلی-کمی انجام شده است. شیوه های جمع آوری اطلاعات به صورت ترکیبی است. ابتدا مفاهیم مرتبط با موضوع بررسی و ارائه و سپس داده های آماری مرتبط با شهر خرم آباد با استفاده از پایگاه های داده، جمع آوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در تنظیم پرسشنامه ساکنان شهر با استفاده از فرمول کوکران و با توجه به جمعیت شهر خرم آباد (390571 نفر) با سطح خطای5 درصد 348 پرسش نامه در درگاه اینترنتی پرسال تکمیل شد. نتایج حاصل نشان می دهد که با کمبود 20157واحد مسکونی در شهر خرم آباد مواجه هستیم و با توجه به پایین بودن سطح شاخص های اقتصادی، کالبدی شهر از لحاظ برخورداری از شاخص های مسکن شایسته در وضعیت نسبتاً نامطلوبی قرار دارد.
۱۰۸۵۵.

تتبع أنماط المقاربة الدينية في التوجه إلى القرآن: دراسة تحليلية حول الأنماط الثلاثة للتوجه إلى القرآن: المدرسية الكلاسيكية، والتجديدية الحديثة، والتنويرية ما بعد الحديثة(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۳
إنّ تتبّع أنماط المقاربه للنص القرآنی لا یتأتّى إلّا من خلال الرجوع إلى تاریخ الوعی، والنظر فی تحوّلات العقلانیّه عبر أطوارها المتعاقبه، من العصر الکلاسیکی إلى العصور الحدیثه ثمّ ما بعد الحدیثه. ویتطلّب هذا الأمر فهماً لهذه الظاهره ضمن الأطر المعرفیّه الکبرى التی اضطلعت بدور فاعل ومؤثّر فی تاریخ الوعی الإسلامی. وبعباره أخرى، فإنّ تحلیل هذه الأنماط المختلفه فی مقاربه النص القرآنی فی التاریخ یتوقّف على تحدید السیاقات المعرفیّه والجذور النظریّه المرتبطه بسلسله التحوّلات الفکریّه والعلاقات التاریخیّه التی أنشأتها وأغذتها. إنّ هذه التحوّلات والعلاقات تعبّر عن تغیّرات عمیقه فی البُنى المعرفیّه التی وجّهت الفکر الإسلامی، وتکشف عن تنوّع فی أنماط العقلانیّه عبر المراحل المختلفه من تاریخه. وعلى هذا الأساس، تتولّى هذه الدراسه تحدیداً وتحلیلاً لثلاث مقاربات رئیسه فی التعامل مع القرآن: المقاربه المدرسیّه التقلیدیّه، والمقاربه الحداثیّه التجدیدیّه، والمقاربه ما بعد الحداثیّه العقلانیّه التنویریّه. کلّ واحده من هذه المقاربات تُعتبر نتاجاً لظروف معرفیّه وعلاقات خطابیه مخصوصه، وتمثّل شکلاً متمیّزاً من أشکال العقلانیّه. ویتمثّل الهدف الأساس من هذا البحث فی توضیح طرائق التوجه المختلفه إلى القرآن واستخلاص الفوارق المعرفیّه بین هذه المقاربات الثلاث. (الهدف الرئیس) وفی سبیل تحقیق هذا الهدف، تتمحور الإشکالیّه المرکزیّه للبحث حول السؤال الآتی: على أیّ أسس معرفیّه، وتحت أیّ فرضیّات نظریّه، نشأت کلّ واحده من هذه المقاربات؟ وکیف صاغت علاقه النصّ بالعقلانیّه والموقع التاریخی ضمن أفقها الخاصّ وظروف نشأتها وتشکّلها؟ فی الواقع، ینبغی أن یُطرح السؤال الآتی: کیف استطاعت هذه المقاربات الثلاث- فی إطار البُنى المعرفیّه المنبثقه من ظروفها التاریخیّه الخاصه، ومن خلال اعتمادها مناهج تفسیریّه وخطابیّه متمیّزه- أن تقدّم فهماً متماسکاً وفی الوقت ذاته مختلفاً للقرآن الکریم؟ وما هی الطاقات المعرفیّه التی أسهمت فی إعاده إنتاج أنماط العقلانیه الدینیه والتأملات التاریخیه التی أدت إلى هذا التنوّع اللافت فی فهم القرآن عبر العصور الثلاثه: الکلاسیکی، والحدیث، وما بعد الحدیث؟ (السؤال الرئیس) تعتمد هذه الدراسه على المنهج التحلیلی- التاریخی، وتندرج ضمن مقاربه نقدیّه- مقارِنه لمعالجه هذا السؤال المحوری فی أبعاده ومستویاته المتعدّده. وتسعى- بالاستناد إلى طاقات هذا المنهج- إلى إعاده بناء المنطق المعرفی الکامن خلف هذه المقاربات، وتحدید البارادایمات التفسیریّه الخاصه بها، واستخلاص أوجه التشابه والاختلاف الجوهریّه فی طرائق التوجه إلى القرآن ضمن هذه الحقول المعرفیّه الثلاثه الممتدّه على خطّ التاریخ البشری. تکمن الأهمیّه هنا فی أنّ هذه المقاربه تتیح لنا أن ننظر إلى هذه التیّارات لا بوصفها أنماطاً تفسیریّه محایده أو خارجه عن سیاقها الزمنیّ، بل باعتبارها تشکیلات معرفیّه منبثقه من أجهزه وعیٍ متمیّزه (Cognitive Apparatuses)، ومتفاعله مع التحوّلات التاریخیّه والعقلانیّات الناتجه عنها، ومن ثمّ نقوم بفهمها وتصنیفها (المنهجیه). وتُظهر نتائج الدراسه -کما تنعکس فی متن البحث أیضًا- أنّ هذه المقاربات الثلاث قدّمت طاقات معرفیّه متنوّعه ومتمایزه فی التوجه إلى القرآن الکریم. فعلى وجه الخصوص، إن المقاربه المدرسیّه التقلیدیّه، التی تستند إلى عقلانیّه نظامیّه کلاسیکیّه قائمه على القضایا، سعت إلى رصد الحقیقه واستنباطها من خلال الأطر التفسیریّه المقرّره والقواعد اللغویّه وقواعد أصول الفقه. وقد تمخّض عن هذه المقاربه علم التفسیر، الذی مثّل تیارات متعدده فی داخله. أمّا المقاربه التجدیدیّه الحدیثه، فاستندت إلى العقلانیّه التحلیلیّه والعقل الذاتیّ المستقلّ وعلوم الإنسان المعاصره، لتطرح قراءهً جدیده للقرآن فی الأفقین التاریخیّ والاجتماعیّ، من خلال منظومه من النظریّات المستنده إلى تأمّلات العلوم الإنسانیّه الحدیثه. وسعت هذه المقاربه إلى فهم «الواقع» الکامن فی مضامین القرآن الکریم وشرحه وفق المنهجیّه العلمیّه والعقلانیّه الحدیثه. وأخیراً، جاءت المقاربه الفکریّه ما بعد الحداثیّه، المرتکزه على العقلانیّه النقدیّه والسیاقیه، لتقدّم تصوّراً للقرآن باعتباره نصّاً سیّالاً، قابلاً للتخاطب ومفتوح الدلالات، تتولّد معانیه داخل «السیاقات» بوصفه ظاهره تفاعلیه مرتبطه بالسیاقات التاریخیه والاجتماعیه والخطابیه. لقد أفضى هذا المنحى إلى نوعٍ من التخاطب المفتوح والحوار المستمرّ مع القرآن الکریم، بوصفه نصّاً یظلّ أفقُ معناه فی حاله انفتاح دائم. إنّ هذا التمییز بین المقاربات الثلاث، القائم على تشخیص الطاقات الکامنه وراء کلٍّ منها، یتیح إمکانیه تحلیلٍ متعدّد الطبقات لظاهره التوجه إلى القرآن الکریم، وفهم آلیّات تشکّل هذه المقاربات الثلاث.
۱۰۸۵۶.

شایسته سالاری و چگونگی پیاده سازی آن در سازمان: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۶۴
هدف : این پژوهش با تمرکز بر شایسته سالاری به عنوان یک اصل بنیادین در مدیریت، به بررسی چگونگی پیاده سازی نظام شایسته سالاری در سازمان ها می پردازد. شایسته سالاری، با تکیه بر انتخاب و ارتقاء افراد بر اساس شایستگی ها و توانمندی هایشان، نقشی حیاتی در بهبود عملکرد سازمانی، افزایش بهره وری و کاهش فساد اداری ایفا می کند. با این حال، موانع متعددی در مسیر استقرار این نظام در سازمان ها وجود دارد و چگونگی غلبه بر این موانع، پرسشی اساسی است. این پژوهش تلاش دارد تا با پاسخ به دو پرسش کلیدی، راهکارهای عملی برای پیاده سازی مؤثر شایسته سالاری ارائه دهد: ۱) آیا مهم است فرآیند شایسته سالاری از کدام مرحله چرخه آن آغاز شود؟ ۲) آیا اهمیت دارد که فرآیند شایسته سالاری از چه سطحی در سازمان آغاز شود؟ پاسخ به این پرسش ها می تواند به سازمان ها در طراحی و اجرای برنامه های شایسته سالاری کمک کرده و اثربخشی این برنامه ها را افزایش دهد. طراحی/ روش شناسی/ رویکرد:  این پژوهش با رویکردی کیفی و استفاده از نظریه داده بنیاد (رویکرد گلیزری) به بررسی پدیده شایسته سالاری در سازمان ها می پردازد. برای جمع آوری داده ها، از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۶ نفر از مدیران ارشد سازمان های دولتی و نیمه دولتی استان خوزستان استفاده شده است. انتخاب مشارکت کنندگان به روش نمونه گیری گلوله برفی انجام شده و فرآیند مصاحبه تا رسیدن به اشباع نظری داده ها ادامه یافته است. تحلیل داده ها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفته است. در مرحله کدگذاری باز، مفاهیم اولیه از دل داده ها استخراج شده و در مرحله کدگذاری محوری، روابط بین این مفاهیم شناسایی و دسته بندی شده اند. در نهایت، در مرحله کدگذاری انتخابی، مقوله های اصلی پژوهش شکل گرفته و مدل نظری پژوهش تبیین شده است. یافته های پژوهش: یافته های این پژوهش نشان می دهد که شایسته سالاری در سازمان ها یک چرخه پویای هفت مرحله ای است که شامل مراحل شایسته پنداری، شایسته یابی، شایسته گزینی، شایسته گیری، شایسته گماری، شایسته پروری و شایسته داری است. هر یک از این مراحل، نقشی حیاتی در پیاده سازی موفق شایسته سالاری ایفا می کنند. پژوهش نشان می دهد که اگرچه تعیین یک نقطه شروع خاص برای این چرخه ضروری نیست، اما آغاز فرآیند شایسته سالاری از سطح مدیریت ارشد سازمان، به دلیل نقش کلیدی این سطح در شکل دهی فرهنگ سازمانی شفاف، عادلانه و کاهش مقاومت در برابر تغییر، از اهمیت بسزایی برخوردار است. علاوه بر این، پژوهش هشت مقوله اصلی مرتبط با شایسته سالاری را شناسایی کرده است که عبارتند از: ماهیت شایسته سالاری، مولفه ها، سازوکارها، موانع، بسترها، نقش کارکنان، نقش مدیران و پیامدهای شایسته سالاری. هر یک از این مقوله ها، ابعاد گوناگون پدیده شایسته سالاری در سازمان ها را تبیین می کنند. محدودیت ها و پیامدها : این پژوهش با محدودیت هایی روبرو بوده است که باید در تفسیر نتایج مد نظر قرار گیرند. نخست آنکه، تمرکز پژوهش بر سازمان های دولتی و نیمه دولتی استان خوزستان، تعمیم پذیری یافته ها به سایر بخش ها و مناطق را محدود می سازد. دوم آنکه، پژوهش حاضر صرفاً دیدگاه مدیران ارشد سازمان ها را مورد بررسی قرار داده و از دیدگاه کارکنان عادی صرف نظر شده است. در نهایت، تأثیر عوامل خارجی مانند تغییرات سیاسی و اقتصادی بر پیاده سازی شایسته سالاری در سازمان ها، به طور کامل در این پژوهش تحلیل نشده است. این محدودیت ها می توانند زمینه را برای پژوهش های آتی فراهم سازند. پیامدهای عملی : یافته های این پژوهش پیامدهای عملی مهمی برای سازمان ها و مدیران آن ها به همراه دارد. پیاده سازی موفق شایسته سالاری در سازمان ها نیازمند ایجاد چرخه شایسته سالاری و تداوم آن از هر مرحله ای است به گونه ای که تعهد و حمایت قوی از سوی مدیریت ارشد، توسعه سیستم های ارزیابی عملکرد شفاف و مبتنی بر شایستگی و تغییر فرهنگ سازمانی در جهت ارزش گذاری شایستگی ها و توانمندی های افراد را نیز به همراه داشته باشد. علاوه بر این، آغاز فرآیند شایسته سالاری از سطوح بالای سازمان و استفاده از برنامه های آموزشی و فرهنگ سازی برای کاهش مقاومت کارکنان در برابر تغییر، برای اجرای موفقیت این فرآیند در عمل ضروری است. ابتکار یا ارزش مقاله : این پژوهش با ارائه یک چارچوب جامع برای پیاده سازی شایسته سالاری در سازمان ها و تبیین الزامات سازمانی در سطوح کلان، به غنای ادبیات موجود در این حوزه می افزاید. فراتر رفتن از تأکید بر نقش محوری فرهنگ سازمانی و مدیریت ارشد در موفقیت پیاده سازی شایسته سالاری، از جمله نوآوری های این پژوهش است که می تواند راهنمای مفیدی برای سیاست گذاران و مدیران سازمان ها باشد.
۱۰۸۵۷.

شناسایی عوامل فرهنگی موثر بر انتخاب مقصد با رویکرد گردشگری ورزشی در مناطق آزاد کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۹
  هدف اصلی پژوهش حاضر مطالعه موضوع جذابیت و انتخاب مقصد به منظور شناسایی و تبیین عوامل موثر بر جذابیت و انتخاب مقصد با رویکرد گردشگری ورزشی متناسب با بافت و زمینه مناطق آزاد کشور در سال 1402 بوده، جهت تحقق این هدف پس از مرور پیشینه و تهیه چارچوب نظری پژوهش، جهت گردآوری داده ها از از روش کمی به منظور آزمون مفهوم نظری جذابیت و انتخاب مقصد و اعتباریابی آن استفاده شده است و داده های مورد نیاز طی دو مرحله از صاحبنظران و خبرگان جمع آوری گردید. با توجه به حجم هر جامعه نمونه آماری مناسب(تعداد 287 نفر) از طریق نمونه گیری طبقه ای و به روش انتساب متناسب با حجم انتخاب و پرسشنامه ها توسط ایشان تکمیل می گردد.  نتایج کمی از دیدگاه نخبگان، وضعیت رضایت گردشگر و شخصیت مقصد، به طور معنی داری بالاتر از میانگین می باشد ولی وضعیت دو مؤلفه دیگر یعنی تصویر مقصد و بازاریابی مقصد به طور معنی داری پایین تر از میانگین است. نتایج مستقل؛  بین دیدگاه نخبگان زن و مرد و نتایج تحلیل واریانس یک راهه نشان می دهد که بین جذابیت و انتخاب مقصد در بین نخبگان مختلف ورزشی و گردشگری تفاوت معنی داری وجود ندارد.
۱۰۸۵۸.

بازتاب مفهوم حدیثی «عاقّ والدین» در زبان فارسی؛ شواهد، زمینه ها و آثار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۴۹
«عاقّ والدین» ترکیبی است که در احادیث اسلامی مذموم دانسته شده است. تفاوت دستور زبان فارسی و عربی و جایگاه والای والدین، سبب رواجِ کاربرد مستقیم این ترکیب در فارسی، به صورت اضافه معنوی به تقدیر لام و به معنای «نفرین والدین» شده است. در این مقاله برای نخستین بار با روشی توصیفی تحلیلی، شواهد، زمینه ها و آثار برداشت نادرست از این ترکیب روایی بررسی شده است.«عاقّ والدین» در احادیث معصومین(ع)،نه به معنای «نفرین والدین»، بلکه به معنای فرزندِ ناسپاس، آزاردهنده، نافرمان و قطع کننده ارتباط با پدر و مادر به کار رفته است. عاقّ(عاقِق) اسم فاعلی است که به مفعول به خود یعنی والدین اضافه لفظی شده و مانند اضافه معنوی، در آن، حرف لامی در تقدیر نیست که معنای مالکیت را برساند. در گفتمان برآمده از برداشت «نفرین والدین» از «عاقّ والدین»، ایشان دارای قدرتی مشروع و برآمده از احادیث هستند و فرزندان نیز برای مصون ماندن از آن، سعی می کنند آن ها را راضی نگاه دارند. در حالی که در گفتمان برآمده از قرآن و احادیث، والدین و فرزندان محترمند و اگر فرزندان سعی می کنند نسبت به والدین احسان داشته باشند، به دلیل قدردانی از زحمات ایشان و عمل به دستورات قرآنی و حدیثی است، نه ترس از نفرین ایشان.
۱۰۸۵۹.

ارزیابی تأثیرات اجتماعی طرحهای توسعه کالبدی مورد کاوی؛ معبر 18 متری شهر فیروزکوه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۰
شهر فیروزکوه در تمامی ایام سال محور عبوری مسافرانی است که از شهرهای مختلف کشور به ویژه تهران به سمت استان مازندران سفر می کنند. در سطح این شهر، خیابان 45 متری اصلی ترین محور تردد مسافران به سمت مازندران بشمار می رود. از آنجا که این خیابان ها دارای بیشترین تعداد فروشگاه ها و مراکز خدماتی جهت ارائه خدمات به مسافران هستند، در تمامی ساعات روز ترافیک سنگینی در آن ها مشاهده می شود. بعلاوه، عرض کم معبر و نبود پارکینگ بر مشکلات ترافیکی دامن زاده است. در جهت کاهش حجم ترافیک در دو محور یاد شده، شهرداری طرح احداث معبر 18 متری را به عنوان مسیر بازگشت خیابان پاسداران از مرکز شهر به تصویب رساند. با احداث این معبر، محله های قنبرآباد و پشت راه آهن بطور مستقیم از جنبه های تغییر کاربری از مسکونی به تجاری، جابجایی جمعیت و تغییر ساخت اجتماعیِ ناشی از این اجرای پروژه تحت تأثیر قرار گرفته اند. برغم بروز تأثیرات اقتصادی و اجتماعیِ ناشی از احداث معبر 18 متری بر این محلات، مطالعه ای مبنی بر شناسایی این تأثیرات و اتخاذ سیاستهای مناسب جهت کاهش تبعات نفی پروژه از سوی مسئولان امر انجام نشده است. بنابراین در این پژوهش تلاش شده است با استفاده از روش مطالعه کیفی به شناسایی آثار و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی احداث معبر 18 متری شهر فیروزکوه پرداخته و راهکارهایی در جهت جلوگیری و یا کاهش تبعات منفی این پروژه ارائه شود.
۱۰۸۶۰.

سناریوپردازی آینده ی صنعت گرافیک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۷۱
هدف : این پژوهش با هدف آینده پژوهی در حوزه ی گرافیک ایران تا افق ۱۴۱۴ انجام شده است و تلاش دارد سناریوهای   محتمل این حوزه را در پرتو تحولات فناورانه و اجتماعی ترسیم کند. روش: رویکرد پژوهش، ترکیبی (کیفی_کمی) بوده است. در بخش کیفی، مرور منابع و مصاحبه های نیمه ساخت یافته با خبرگان به شناسایی پیشران ها و عدم قطعیت های کلیدی منجر شد و داده ها با روش تحلیل مضمون و کدگذاری کیفی بررسی گردید. در بخش کمی، داده های تکمیلی از طریق پرسشنامه آنلاین از ۲۰ طراح و متخصص فعال گردآوری و با روش های توصیفی تحلیل شد تا یافته های کیفی تقویت و اعتبارسنجی شود. بر مبنای این فرایند، دو عدم قطعیت اصلی شامل «سرعت تحول فناورانه» و «سطح حمایت سیاستی» انتخاب شد و چهار سناریوی بدیل از تقاطع آن ها ترسیم گردید: جهش خلاق دیجیتال، حمایت محافظه کارانه، بازار آزاد پرخطر و رکود سنتی. مقایسه این سناریوها نشان داد که آینده گرافیک ایران به شدت متأثر از سیاست گذاری های حمایتی، زیرساخت های فناورانه و انطباق نظام آموزشی با نیازهای نوین است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش تأکید می کند که آینده این حوزه پدیده ای قطعی و خطی نیست، بلکه مسیرهای گوناگونی دارد که تصمیمات امروز در سطح سیاست گذاری، دانشگاه و صنعت بر آن اثرگذار است. یافته ها: اهمیت این مطالعه در آن است که با شناسایی پیشران ها و تدوین سناریوهای متنوع، امکان برنامه ریزی انعطاف پذیر و کاهش ریسک برای ذی نفعان فراهم می گردد. بر این اساس، یافته ها می تواند مبنایی برای طراحی اقدامات پایدار و راهبردهای بلندمدت در جهت توسعه گرافیک ایران قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان