ارزیابی کارایی زنجیره تامین تاب آور با استفاده از تکنیک تحلیل پوششی داده ها در صنعت نساجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نوآوری و راهبردهای عملیاتی سال ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
485 - 500
حوزههای تخصصی:
هدف: در دنیای امروز، زنجیرههای تامین با چالشهای متعددی از جمله نوسانات بازار، تغییرات تقاضا و اختلالات غیرمنتظره مواجه هستند؛ بنابراین، تابآوری و کارایی این زنجیرهها بهعنوان عوامل کلیدی در موفقیت و پایداری کسبوکارهای صنعتی موردتوجه قرار گرفته است. در این مطالعه، ابتدا معیارهای موثر بر تابآوری زنجیرهتامین صنعت نساجی شناسایی و سپس دادههای مربوط به ورودیها و خروجیهای مطلوب و نامطلوب زنجیرهتامین از چندین شرکت فعال در این صنعت جمعآوری شده است.
روششناسی پژوهش: این تحقیق به ارزیابی کارایی زنجیرهتامین تاب آور در صنعت نساجی با استفاده از تکنیک تحلیل پوششی دادهها میپردازد. در صنعت نساجی، بهینهسازی فرایند تولید و افزایش کارایی واحدهای تصمیمگیری از اهمیت بالایی برخوردار است. با توجه به ویژگیها و مزایای مدل SBM در DEA به توسعه یک سیستم بهینهسازی نوآور مبتنی بر مدل SBM برای ارزیابی و بهبود کارایی در فرایند تولید نساجی پرداخته است. این نوآوری با بهینهسازی فرایند تولید در صنعت نساجی از طریق مدل SBM، میتواند به افزایش کارایی و کاهش هزینهها کمک کند. با استفاده از این سیستم، تولیدکنندگان نساجی قادر خواهند بود تا منابع خود را بهطور موثرتری مدیریت کرده و به بهبود کیفیت محصولات و رضایت مشتریان دست یابند. با استفاده از مدل DEAپیشنهادی، کارایی نسبی زنجیرههای تامین تاب آور چهار شرکت فعال در حوزه نساجی موردبررسی قرار گرفته و نقاط قوت و ضعف آنها تحلیل شده است.
یافتهها: نتایج بهدستآمده نشان داد که بهترین و بالاترین کارایی مربوط به DMU 1-3 با کارایی نسبی %100 محاسبه شده و DMU 4 بهعنوان یک واحد ناکارا تعیین شده است. علاوه بر این، با استفاده از روش اندرسون پترسون اولویتبندی واحدها شده که در نتیجه براساس اولویتهای بهدستآمده DMU 3 رتبه اول، DMU 2 رتبه دوم، DMU 1 رتبه سوم و DMU 4 رتبه چهارم را کسب کردهاند. همچنین، یک مقایسه براساس امتیاز کارایی با مدلهای پایه اعم از BCC و CCR برای بررسی قابلیت مدل پیشنهادی ارایه شده است. اختلاف ناکارایی حاصلشده بین روش پیشنهادی و روش BCC جزیی و در حد 0.005 است. در پایان نیز تغییرات مقادیر ورودی محاسبهشده که در نتیجه حداکثر مقدار کاهش در مقدار ورودی DMU 4 برابر با 0.141 واحد محاسبه شده است. بنابراین، در صورتی که مقدار ورودی DMU 4 از 0.162 به 0.021 واحد کاهش یابد این واحد تولیدی نیز بهعنوان یک واحد تصمیمگیری کارا شناخته میشود.
اصالت/ارزشافزوده علمی: این مطالعه به اهمیت استفاده از روشهای تحلیلی پیشرفته در ارزیابی زنجیرههای تامین صنعت نساجی و شناسایی فرصتهای بهبود در فرایندها و عملکردهای آن تاکید میکند.