ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴٬۳۴۱ تا ۴۴٬۳۶۰ مورد از کل ۵۲۸٬۴۴۴ مورد.
۴۴۳۴۱.

سبک های نگرش به فرزند و فرزندآوری بر اساس منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۷ تعداد دانلود : ۱۷۲
در هر جامعه ای نگرش افراد به مقوله فرزند و فرزندآوری نقش تعیین کننده ای در میزان زادوولد و فرزندآوری دارد. بر این اساس این پژوهش به بررسی نگرش منابع اسلامی به فرزندآوری و سایر نگرش های بازتاب یافته در قرآن کریم به فرزند و فرزندآوری اختصاص یافته، تا از طریق این بررسی مدل مفهومی نگرش منابع اسلامی به فرزندآوری استخراج گردد. روش به کاررفته در این پژوهش، تحلیل کیفی محتوای متون دینی است که برای فهم و استنباط آموزه های روان شناختی از منابع اسلامی کاربرد دارد. در بررسی های صورت گرفته، در مجموع سه نگرش اصلی در مورد فرزند و فرزندآوری در منابع اسلامی یافت شد، که از این سه نگرش، 21 مؤلفه کلی و 61 استنباط از آیات و روایات منتخب به دست آمد: 1. نگرش مثبت به مطلق فرزند، اعم از پسر و دختر، با مؤلفه های؛ فرزند عامل بقا و استمرار والدین، فرزندآوری یکی از ملاک های انتخاب همسر، فرزند مایه اقتدار و افزایش نفوذ والدین، فرزند مایه آرامش خانواده، فرزند موجب استحکام روابط والدین، فرزند زمینه ساز رضایتمندی والدین، فرزند هدیه الهی و فرزند نیرویی در خدمت دین؛ 2. نگرش منفی به مطلق فرزند اعم از پسر و دختر، با مؤلفه های؛ فرزند عامل تهیدستی خانواده، فرزند موجب رنج و سختی والدین و خطرات معنوی فرزند برای پدر و مادر؛ 3. نگرش تفکیکی به فرزند که خود مشتمل بر سه نگرش فرعی است: یکم، نگرش منفی به دختر؛ دوم، نگرش مثبت به پسر؛ سوم، نگرش مثبت به دختر با مؤلفه های؛ دختر موجب گشایش رزق و توسعه بیشتر در زندگی، جلب رحمت و مغفرت الهی پس از مرگ والدین، استعداد دختر برای ایجاد نسل برتر. روایی سنجی محتواهای استنباطی و مؤلفه ها بر اساس نظر یازده کارشناس و دو شاخص روایی محتوا (CVI) و نسبت روایی محتوا (CVR) به دست آمد. در پایان برای روایی سنجی نگرش های سه گانه درباره فرزند و فرزندآوری از نظر سه کارشناس به صورت مشارکتی استفاده شد.
۴۴۳۴۲.

بازشناسی کوشک قجری باغ فین براساس نوآوری در فضاسازی معماری و نقوش تزیینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۸
تزیینات به کاررفته در معماری ایرانی از بی نظیرترین نقش ها و تصاویر در جهان است. آنچه مسلم است باغ های ایرانی نمادی از هنر و تجلی معماری و نگارگری هنرمندان زمان خود است. باغ فین کاشان یکی از منحصربه فردترین باغ ها در میان باغات ایران زمین است. عمارت کوشک قاجاری در این باغ چون نگینی می درخشد. ویژگی های اختصاصی این بخش از باغ فین چه ازنظر سازمان دهی فضایی و کالبدیِ باغ ایرانی و چه به لحاظ نقوش و تزیئینات آن، ضرورت بازشناسی علمی آن را موجب شده است. توجه به تناسبات و ترکیب بندی نقوش و تزیینات این بنا و به کارگیری آن در سایر هنرها ازجمله طراحی قالی، امری واجب در راستای حفظ و نگهداری این آثار است. بررسی و تجزیه وتحلیل طرح شمسه با اسلیمی ها و ختایی ها در سقف میانی عمارت کوشک قاجاری باغ فین امری ماندگار برای نمایش در سایر هنرهای ایرانی است. تجزیه وتحلیل این نقوش نشانگر این است که فرم های کلی این طرح و همچنین نقوش به کاررفته در این فرم ها هم خوانی و هماهنگی بسیاری برای استفاده در هنرهای ایرانی و به روز دارد و می تواند با کمی تغییرات جزئی با توجه به مواد و مصالح و ابزار مخصوص به کاررفته در هر رشته هنری، کمک کننده برای خلق آثاری بی بدیل و خلاقانه جدید باشد. روش این پژوهش، مطالعه موردی به صورت اسنادی- میدانی بوده و به شیوه توصیفی، تحلیلی، انطباقی انجام شده است؛ لذا بخش هایی از متن فاقد ارجاعات است. روش گردآوری مطالب و بهره بردن از آن ها در این پژوهش، براساس مطالعات کتابخانه ای و تحقیقات میدانی (عکاسی) ازطریق بررسی طرح های موجود در باغ فین کاشان است. به منظور تجزیه وتحلیل این نقوش کم نظیر باقی مانده تاریخی، و پی بردن به شیوه طراحی و ترسیم آن ها و کاربرد نوآورانه مجدد این نقوش در هنرهای دیگر به ویژه در طراحی قالی، طرح ها به شیوه خطی بازترسیم شده اند.
۴۴۳۴۳.

بررسی تأثیر بسته آموزشی مبتنی بر درمان شناختی رفتاری بر کیفیت خواب و سلامت روان در سالمندان مرد مقیم خانه سالمندان: کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سو کور(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۲۴
اهداف طیف گسترده ای از افراد مسن با کاهش کیفیت خواب و مسائل سلامت روانی متعاقب آن، مانند اضطراب و افسردگی مواجه می شوند که تأثیرات منفی بر ابعاد مختلف زندگی و همچنین بر سلامت و رفاه آن ها دارد. یکی از روش های مداخله ای مؤثر در بهبود این مشکلات، استفاده از بسته آموزشی مبتنی بر درمان شناختی رفتاری است. این روش، با بهره گیری از تکنیک های پیچیده ای به بهبود کیفیت خواب و کاهش علائم روانی در سالمندان کمک می کند. پژوهش حاضر، اثربخشی بسته آموزشی مبتنی بر درمان شناختی رفتاری بر کیفیت خواب و سلامت روان در سالمندان مرد مقیم خانه سالمندان را بررسی کرده است. مواد و روش ها در این پژوهش تجربی از نوع کارآزمایی بالینی کنترل شده دوسو کور، نمونه های شامل ۶۸ سالمند مرد مقیم خانه سالمندان شهر کرمانشاه انتخاب شدند که براساس معیارهای ورود و خروج به صورت تصادفی به دو گروه ۳۴ نفره آزمایش (دریافت کننده بسته آموزشی مبتنی بر درمان شناختی رفتاری) و کنترل (بدون مداخله) تقسیم شدند. گروه آزمایش، 8 جلسه 45 دقیقه ای در 8 هفته بسته آموزشی را دریافت کرد و طی این مدت نیز گروه کنترل به جز مراقبت های معمول روزانه و ارتباط کلامی، تحت درمان خاصی قرار نگرفت. شرکت کنندگان قبل از اجرای مداخله، بلافاصله پس از پایان مداخله و 1 ماه پس از پایان مداخله به وسیله پرسش نامه کیفیت خواب پیتزبورگ (PSQI) و سلامت عمومی گلدبرگ (GHQ-28) مورد سنجش قرار گرفتند. در نهایت داده ها با استفاده از آزمون های توصیفی ( فراوانی و درصد و میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (کلموگروف اسمیرنوف، تی زوجی، تی مستقل و کوواریانس با اندازه های تکراری) به وسیله نرم افزار SPSS نسخه 16 تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها در تجزیه وتحلیل بین گروهی براساس آزمون تی مستقل، نتایج نشان داد میانگین نمرات کیفیت خواب و سلامت روان بلافاصله پس از پایان مداخله (پس آزمون) و 1 ماه پس از پایان مداخله (پیگیری) در گروه آزمایش به طور معناداری کاهش و بهبود یافته است (0/001>P)، درحالی که در گروه کنترل تغییر معنی داری مشاهده نشد (0/05P)، اما در گروه کنترل بهبود معنی داری مشاهده نشد (0/05 نتیجه گیری نتایج این مطالعه بهبود قابل توجهی در کیفیت خواب و سلامت روان در میان شرکت کنندگانی که بسته آموزشی مبتنی بر درمان شناختی رفتاری را دریافت کردند نشان داد، چنان که شرکت کنندگان در گروه آزمایش الگوهای خواب بهتری ازجمله کاهش موارد بی خوابی و طول مدت خواب طولانی تر و کاهش معنی داری در سطوح سلامت روان و زیرمقیاس های آن گزارش کردند.
۴۴۳۴۴.

بررسی چگونگی اثرگذاری متقابل هوش مصنوعیِ خود مختار و حقوق اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۱۶
فناوری های دارای هوش مصنوعی خودمختار در برخورد با حقوق اسلامی از یکسو اثرگذار و از جنبه ای دیگر اثرپذیر هستند. اثرگذاری هوش مصنوعی بر جنبه های مختلف حقوق اسلامی به ایجاد چالش های متعدد است و در مقابل اثرپذیری از حقوق اسلامی نیز به معنای قانونمندی و راهبری هوش مصنوعی با الزامات حقوق اسلامی است. پژوهش حاضر در گام نخست با تمسک به رویکرد توصیفی – تحلیلی و استفاده از روش تطبیقی به تبیین چالش های حقوق اسلامی در برخورد با هوش مصنوعی خودمختار خصوصاً امکان اعطای شخصیت به هوش مصنوعی پرداخته است. سپس با توجه به ضرورت اثرگذاری حقوق اسلامی، روش هایی از قبیل تعریف اخلاق اسلامی برای هوش مصنوعی و بهره مندی مناسب از بسترهای حقوقی و قانونی مرتبط در سایر نظام های حقوقی را پیشنهاد نموده است؛ به طوری که استانداردسازی مناسب این فناوری یکی از بسترهای تمدن سازی نوین اسلامی باشد.
۴۴۳۴۵.

معیار گذاری تفسیر به حق و عدالت در فرآیندهای رسیدگی در پرتو آموزهای حقوق کیفری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۲
تفسیر قوانین کیفری بر اساس حق و عدالت یکی از اصول اساسی در فرآیندهای رسیدگی قضایی است. اینجا به بررسی معیارهای تفسیر قوانین کیفری در چارچوب آموزه های حقوقی می پردازد و تأکید می کند که تفسیر قوانین باید به گونه ای انجام شود که عدالت ماهوی و حقوق اساسی افراد را تضمین کند. از جمله معیارهای کلیدی در این زمینه می توان به تفسیر مضیق قوانین کیفری، رعایت اصل قانونی بودن جرائم و مجازات ها، توجه به اهداف تقنینی و تطبیق قوانین با ارزش های حقوق بشری اشاره کرد.نتایج نشان می دهد که تفسیر قوانین کیفری باید بر اساس منطق حقوقی و اصول عدالت محور صورت گیرد و از سوءاستفاده از قدرت تفسیری جلوگیری شود. همچنین، تفسیر پویا و انعطاف پذیر قوانین با توجه به تحولات اجتماعی و فرهنگی، از دیگر معیارهای مهم در این فرآیند است. در نهایت، مقاله نتیجه می گیرد که تفسیر قوانین کیفری در پرتو آموزه های حقوقی باید به گونه ای باشد که حقوق متهمان، حقوق قربانیان و منافع عمومی را به طور متوازن تأمین کند و به تحقق عدالت کیفری کمک نماید.
۴۴۳۴۶.

Distributive Justice from the Perspective of Western and Islamic Thinkers(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۵۳
Justice has long been a topic of interest and concern in human societies and among scholars. Justice can be considered the ultimate goal of government formation and has always been a fundamental necessity for the collective life of humans throughout history. Distributive justice, the focus of this study, oversees the government's responsibilities towards the people and determines the distribution of occupations, positions, and public wealth. The importance of distributive justice lies in achieving the acceptance of the ruling system and the satisfaction of citizens, leading to stability and the de-velopment of society in various dimensions of collective life, ultimately resulting in national pros-perity. This research aims to analytically and comparatively examine the perspectives of Western and Islamic scholars on distributive justice. The research method is of a library nature. The research findings indicate that distributive justice in the writings of various Western philosophers and think-ers can be found in one of the following four forms: distribution based on merit, distribution based on fairness, distribution based on need, and distribution based on the principle of equality. From the perspective of Islamic scholars, distributive justice emphasizes universal equality of humans, main-taining proportionality in everything, rejecting any form of discrimination, respecting all entitle-ments, equality in benefiting from Bait al-Mal, and belief in the equality of humans before the law.
۴۴۳۴۷.

تحلیل جامعه شناختی رمان «طیور جریحه» اثر احمد السعید مراد با تکیه بر آرای لوسین گلدمن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۷۷
لوسین گلدمن نظریه پرداز حوزه ساخت گرایی دوران معاصر است که دیدگاهی جامع نسبت به جامعه شناختی متون دارد و با تکیه بر رویکرد وی امکان ارائه تحلیلی متقن در متن آن برای محقق فراهم می شود. احمد السعید نویسنده مصری برای تصویرسازی مشکلات، و مصیبت های اجتماعی ای که سرزمین مادری اش دچار آن بود، آثار در خور توجّهی را از خود بر جای گذاشته است. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی ساخت گرایی رمان طیور جریحه مطابق دیدگاه جامعه شناختی لوسین گلدمن پرداخته و نگاه نقادانه در رمان حاضر گویای این امر است که وضعیت اجتماعی جامعه از آنجایی که مردم نقش محوری در آن دارند با نظریه جامعه شناختی گلدمن گره خورده است. نتایج حاصله گویای آن است که احمدالسعید جهت پیوند میان رمان خویش با جامعه به صورت صریح به بررسی ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و دیگر مقوله های مربوط به جامعه می پردازد. بُعد جهان بینی دربردارنده تمامی ابعاد زندگی اجتماعی و سیاسی مردم بوده و نویسنده علاوه بر ترسیم زندگی اقشار مختلف، آن ها را از هم جدا و در پی بیان مصائب پیش آمده از اختلاف طبقاتی در گروه های مختلف جامعه از جمله زنان بوده و با زبانی تند به توبیخ طبقه اشراف پرداخته و بیشتر اوقات با اعتقاد راسخ به آیین اسلام آن را راه نجات بشر معرفی نموده و جهان نگری، قهرمان پروبلماتیک، چیزوارگی، فاعل فرافردی، و...که در اتفاقات اسفبار طبقه پرولتاریا در قبال طبقه اشراف و بورژوا بازتاب یافته در این رمان برجسته است.
۴۴۳۴۸.

بررسی سبک زبان زنانه و مردانه در دو خاطره نگاشت برجسته دفاع مقدس«پایی که جا ماند» و «من زنده ام»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۷
موضوع زبان و جنسیت یکی از مسائل مطرح در زبان شناسی امروز است که نخستین بار از سوی فمینیست های موج دوم مطرح شد و پس از آن بیشتر از همه مورد توجه زبان شناسان اجتماعی قرار گرفت. رابطه زبان و جنسیت یکی از ویژگی های مهم و قابل توجه در بررسی نوشتار زنان و مردان است. آنچه در این پژوهش بدان پرداخته می شود، بررسی تفاوت سبک زبان زنانه و مردانه به  شیوه سبک شناسی لایه ای در دو خاطره نگاشت برجسته دفاع مقدس «پایی که جا ماند» اثر سید ناصر حسینی پور و «من زنده ام» اثر معصومه آباد، در تطابق با آرا و نظریات زبان شناسان حیطه جنسیت به ویژه لیکاف است. از این رو نوع خاطره موضوع پژوهش قرار گرفت که زبان آن به زبان طبیعی و سبک جنسیتی نویسنده نزدیک تر است. هر دو اثر در چهار سطح واژگانی، نحوی، بلاغی و کاربردی و در ۲۰ مؤلفه زبانی به شیوه توصیفی- تحلیلی مورد مقایسه قرار گرفتند. در بررسی این مؤلفه ها مشخص شد در 9 مؤلفه کاربرد واژگان زنانه، رنگ واژه ها، دشواژه ها، تشدید کننده ها، قطع جملات، جمله های امری تعدیلی و استفاده از آرایه های تشبیه و استعاره، نتایج با آرای زبان شناسان حوزه زبان و جنسیت به ویژه لیکاف مطابقت داشته و زنانه نویسی در کتاب «من زنده ام» رعایت شده است و در ۱۱ مؤلفه دیگر عدم تطابق یافت شد. نتایج به دست آمده، نشان دهنده این موضوع است که عوامل مختلفی همچون سن، جنسیت، شرایط فرهنگی، اجتماعی و به ویژه قالب نوشته، تاثیر بسزایی در تفاوت سبک زبان زنانه و مردانه در این دو اثر دارد.
۴۴۳۴۹.

مطالعه تطبیقی «انحلال ارادی وکالت ثبتی الکترونیکی» در حقوق آمریکا، فقه اسلامی و حقوق ایران با نگاهی بر آرای امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۲ تعداد دانلود : ۲۹۱
در حوزه حقوق ثبت، ثبت الکترونیکی وکالت در ایران، در اجرا، متفاوت با گذشته و در ساختاری نوین، از قوانین و آیین نامه های جدید تبعیت کرده  در دستورالعمل نحوه استفاده از سامانه ثبت الکترونیک اسناد،  الزامی برای آگاهی موکل و وکیل به عزل و استعفا گذاشته نشده است. در حقوق آمریکا نیز اگرچه قانون نمونه سردفتران، قواعدی را پیرامون ثبت الکترونیک تبیین نموده؛ اما موضوع مهم ثبت الکترونیکی نمایندگی و انحلال آن، مسکوت مانده و صرفاً قواعد عام قانونی حاکم است. قول مشهور فقهای امامیه و امام خمینی با دستورالعمل نحوه استفاده دفاتر اسناد رسمی بر لزوم آگاهی وکیل همسو است. در این پژوهش با روش کتابخانه ای، ماهیت انحلال ارادی وکالت از دیدگاه فقه و حقوق، مورد واکاوی تطبیقی- تحلیلی قرارگرفته و این نتیجه حاصل شده است که  با استقرار نظام ثبت الکترونیکی  و اهمیت موضوع اعلام و اطلاع صریح اراده موکل و وکیل از عزل  یا استعفا یا انجام مورد وکالت  به منظور حفظ امنیت روابط حقوقی اشخاص و کاهش تنازعات حقوقی و رفع کاستی های  نظام حقوقی ایران  بافراهم ساختن سازوکار قانونی می بایست از طریق سامانه عدل ایران ( ثنا) با ارسال ابلاغ الکترونیکی واقعی و در فوریت، موکل و وکیل  از عزل و استعفا و مرتفع گشتن و یا هر حکایت دیگری در وکالت  مطلع گردیده  و اشخاص ثالث  نیز با بررسی و تصدیق اصالت سند از درگاه سازمان ثبت اسناد و املاک کشور ازمراتب حکایات عارض بر سند وکالت آگاه گردند  و با این عملکرد، معاملاتی که  به سبب عدم اطلاع وکیل از عزل خود در انجام مورد وکالت، ناشی می شود کاسته  شده و بی گمان چشم انداز مثبتی در کاهش دعاوی  قضایی در این موضوع خواهیم داشت.
۴۴۳۵۰.

تبیین بنیان دوگانه «جنس/جنسیت» در سامانه حکمت عملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۸ تعداد دانلود : ۲۹۳
تفکیک جنس از جنسیت و سپس عدم ابتناء جنسیت بر جنس که در علوم اجتماعی مطرح شده است به جهت اقتضائات حقوقی و فرهنگی و البته علمی که دارد از جمله مهمترین مباحث اجتماعی رویکردهای علمی است. برای شناسایی نحوه ورود به بحث و قضاوت در مورد چنین دوگانه ای اولین سؤال اینست که چگونه میتوان وارد ادبیات روش شناختی این بحث شد و این سنخ از بحث را شناسایی کرد و بر آن اساس، فضای گفتگوی علمی این بحث را ترسیم کرد تا به جای تقابل رویکردها، امکان گفتگوی رویکردها رخ دهد. از این طریق هم میتوان دغدغه ها و هم استدلال های روش شناختی طرفداران این تفکیک را شناسایی کرد و ادبیات مشترکی را برای پیشبرد بحث فراهم ساخت. سپس در مرحله ای دیگر میتوان در خصوص این تفکیک و سپس ادعای آن مبنی بر عدم ابتناء جنسیت بر جنس به وسیله روشی معتبر داوری کرد. روش این مقاله برای رسیدن به چنین اهدافی ترکیبی از یک نوع ویژه از مطالعه تاریخی ترکیب شده با استدلال عقل همگانی است.دسترسی به سنجش و مقایسه میان رویکردها و پارادایم های فکری نیازمند نوعی از مطالعات علمی و فکری است که تلفیقی از نوع ویژه ای مطالعات تاریخی به همراه دسترسی به استدلال های همگانی است؛ استدلال هایی که عقل بشر فارغ از پارادایم ها و رویکردهای فکری بدان ها حکم می کند. در این مقاله به شناسایی ریشه های تاریخی و فکری تفکیک دو مفهوم جنس و جنسیت در تاریخ شکل گیری دانش جامعه شناسی و مفاهیم آن در آثار امیل دورکیم پرداختیم. در تاریخ جامعه شناسی کلاسیک، دورکیم در سراسر آثار خود از تمایز مفهومی وجدان فردی و جمعی استفاده کرد.   تاریخ دریافت: 09/05/1402تاریخ پذیرش: 09/09/1402  واژگان کلیدی:حکمت عملی،جنس و جنسیت،پایه جنسی و سازه جنسیتی،نظریه اعتباریات،فمینیسم  او براساس این تمایز توانست واقعیت های اجتماعی، هویت تغییرپذیر واقعیت اجتماعی و حقوق به منزله هنجارهای حافظ اجتماع را به خوبی توضیح دهد و از این طریق، نظریه همبستگی مکانیکی و ارگانیکی را در توصیف جوامع سنتی و مدرن بنیان نهاد. دورکیم این کار را از طریق مفاهیم تشابه و تمایز و تقسیم کار صورت داد. درواقع، تقسیم کار موجب شکل گیری نوع خاصی از همبستگی میان انسان ها می شود، در حالیکه همبستگی براساس تمایز در وجدان های جمعی انسان هاست. این نوع از تقسیم کار و در نتیجه این نوع از همبستگی موجب شکل گیری واقعیت اجتماعی جدید به همراه حقوق ویژه خود می شود. این مطالعه تاریخی به ما نشان میدهد که پایه های فکری مورد نیاز این تفکیک چه بوده و چگونه فضای فکری برای تولّد این مفهوم سازی در دهه 70 میلادی آماده بوده و چه شرایطی موجب ظهور این تفکیک مفهومی شده است؛ شرایطی که شاید نتوان تقریر سرراست آن را در ادبیات کنونی مباحث جنسیت و مطالعات فمینیستی به دست آورد. خیلی پیشتر از این، روند مفهومی و فکری برای تبیین دگرگونی حقوق اجتماعی جنبش های فمینیستی برای احقاق حقوق زنان در جامعه غربی آغاز شده بود، اما هنوز پایه علمی و مفهومی برای نفوذ به جریان علم اجتماعی را پیدا نکرده بود تا اینکه در سال 1972 توسط اوکلی و به شکلی صریح تمایز جنس و جنسیت مبتنی بر اینکه جنسیت امری است که از سوی جامعه تعیین می شود نه اینکه پایه ای طبیعی داشته باشد، در جامعه شناسی تثبیت شد و راه مبارزات حقوقی به شکل رسمی و علمی برای جنبش ها ی فمینیستی فراهم شد و پایه مفهومی و علمی مناسب خود را پیدا کرد.اما آیا این زمینه جامعه شناختی اولیه در تمایز وجدان فردی و جمعی و این شکل تعین یافته آن در تمایز جنس از جنیست تمایز مفهومی درستی است؟پاسخ به این پرسش مستلزم در دست داشتن ابزاری علمی و همگانی برای این داوری و سنجش مفهوم سازی ها در علم اجتماعی است. این ابزار چیزی نیست جز معرفتی که وابسته به هیچ نظریه و دیدگاه خاص علمی نباشد و هر انسانی به صورت همگانی امکان ارائه پاسخ به آن را داشته باشد. این ابزار در واقع استدلالی است همگانی که مقدم بر هر نظریه ای قرار دارد و علامه طباطبایی آن را پیش از تقریر نظریه اعتباریات بیان کرده است.یک استدلال انسان شناختی به عنوان پایه علوم اجتماعی که از فرانظریه اعتباریات علامه طباطبایی گرفته شده است این امکان را فراهم می سازد تا بر اساس آن بتوان اولاً میان مفاهیم جریان رایج فکری علوم اجتماعی با حکمت عملی دوره اسلامی مقایسه ای فکری انجام داد و ثانیاً تفکیک مفهومی فوق را به داوری نشست.بر طبق این استدلال دو سطح از زندگی انسان تصویر می شود که یکی بخش طبیعی بدنی و دیگری بخش ذهنی و کنشی و اجتماعی اوست. برای نشان دادن اینکه کدام یک از این دو سطح اصل و دیگری فرع آن محسوب می شود علامه طباطبایی پرسشی مطرح می کند که با از بین رفتن کدام یک از این دو بخش است که مرگ اتفاق می افتد. آیا مرگ بواسطه تعطیل شدن بخش اول است یا بواسطه تعطیلی بخش دوم. جواب روشن است. در نتیجه بخش اصلی، بخش اول خواهد بود که زندگی انسان بواسطه آن ممکن می شود و بخش دوم بر پایه بخش اول بنا خواهد شد. نام بخش اول را پایه جنسی و بخش دوم را سازه جنسیتی نامیدیم.به بیان دیگر نشان دادیم واقعیت های انسانی و اجتماعی با عنوان «سازه» مبتنی بر بخش اصلی و «پایه» در انسان و متناسب با آن شکل می گیرند، به نحوی که سازه جنسیتی را نمی توان فارغ از پایه جنسی دانست و به نوعی قائل به تفکیک جنس از جنسیت شد. سازه جنسیت افراد که ساخته اجتماع است، تنها بر اساس اجتماع ساخته نشده است، بلکه این سازه اجتماعی بر امری با عنوان پایه جنسی که طبیعت بدنی و فیزیکی او باشد نهاده شده است. ازاین رو تفکیک دو مفهوم جنس و جنسیت که متضمن این ایده است که جنسیت فارغ از جنس ساخته می شود و صرفاً ساخته اجتماع است نمی تواند تفکیکی درست و بنابراین مفهوم سازی درستی باشد؛ زیرا مفاهیم و تفکیک میان آنها متضمن محتواهایی هستند که به صورت خودکار خود را بر اندیشه انسان و جامعه بار می کنند. ازاین رو استفاده از این تفکیک مفهومی محتواهایی را وارد ادبیات فکری و فرهنگی جامعه می کند که با داده های عقل همگانی سازگار نیستند. بنابراین لازم است برای انتقال این معرفت بدست آمده از استدلال همگانی، افزون بر عدم انفکاک مفهومی، در واژگان اشاره کننده به آن نیز این واقعیت اعمال شود. از این رو دو واژه «پایه جنسی» و «سازه جنسیتی» که بیانگر رابطه وجودی سازه و پایه و عدم انفکاک پایه از سازه است برای سطح زبانی این معرفت پیشنهاد شد. با این وصف، نمی توان جنسیت را در پایه خود امری برساخته اجتماع دانست، گرچه در مرتبه بقاء و بازتولید، این جامعه است که تصمیم می گیرد چه سازه های زنانه یا مردانه ای را حفظ کند، بازتولید کند و یا برای حفظ جامعه و زندگی افراد جامعه تغییر دهد. این اصل نیز توسط نظریه اعتباریات علامه طباطبایی تحت «اعتبار تغییر» قابل توضیح است.
۴۴۳۵۱.

جایگاه ساختِ دیجیتال در معماری: ساختِ معماری در نسبت با تعیّن معرفت شناسانه ساختِ دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۲۱۱
ساختِ دیجیتال فقط حوزه ای مبتنی بر دانشی فنّی نیست، بلکه می تواند از منظر مبانی معرفتی نیز مورد بررسی قرار گیرد. برخلاف مباحث فنّی در ساختِ دیجیتال که راهکارهایی برای حل مسائل مختلف ساختِ معماری ارائه می دهند، مبانی معرفتی این حوزه با جهت دهی گفتمان ساختِ دیجیتال مستقیماً بر ساختِ معماری و نتیجه آن اثر دارد، بنابراین لازم است تا جایگاه آن در نسبت با معماری مشخص شود. در پاسخ به این پرسش که: «جایگاه گفتمان ساختِ دیجیتال در نسبت با ساختِ معماری چیست؟» این پژوهش در چارچوبی کیفی، ازطریق تحلیلِ انتقادی گفتمان ِ دیجیتال، با رویکرد تاریخی، تلاش می کند تا در مواجهه ای آزاد و بدون پیش فرض های دانشی، در دو سطح روساختی و زیرساختی، تصاویری از این گفتمان را در نسبت با معماری ارائه کند. در بخش اول، با تحلیل متون موجود در ویترین ساختِ دیجیتال، به تحلیل روساختی گفتمان ساختِ دیجیتال می پردازد: نتایج این تحلیل، چارچوبی برای فهم گفتمان ساختِ دیجیتال را مشخص می کند که در گره گاه آن، هرچیزی ازجمله معماری قابل ساخت است. بخش دوم با رجوع به زیرساخت تاریخ ِ دیجیتال در معماری مبتنی بر نظرات کارپو، با تفاوت قائل شدن بین دو تاریخ : یکی تاریخ [دور] وقوع انقلاب ِدیجیتال در معماری و دیگری تاریخ [نزدیک] شکل گیری گفتمان ساختِ دیجیتال در معماری، بزنگاهی را در تبادل ابزار فناوریِ دیجیتال به منظور تحقق ایده های نظریات پست مدرن معماری، مشخص می کند. تحلیل مقایسه ای این دو پاسخ، تفاوتی معرفت شناسانه را بین دو جایگاه از ساختِ دیجیتال در نسبت با ساختِ معماری نمایان می کند.
۴۴۳۵۲.

استخراج شاخص های کلیدی اقتصادی اثرگذار بر قیمت مسکن در کلانشهرهای ایران به روش دلفی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۷۷
بیان مسئله:یکی از پرسش های فعالان صنعت ساخت و جامعه به عنوان بهره برداران اصلی مسکن در کلانشهرهای ایران این است که قیمت مسکن در آینده چه تغییراتی خواهد کرد؟ به عبارتی، دوره های رکود و رونق مسکن در چه زمان و با چه شدتی به وقوع می پیوند؟ پاسخ به این پرسش ها، نیازمند نگاهی آینده پژوهانه به مقوله مسکن و فهم ارتباط قیمت آن با شاخص های اقتصاد کلان کشور است.هدف پژوهش: این پژوهش در نظر دارد با استخراج کلیدی ترین شاخص های کلان اقتصادی به لحاظ اثرگذاری بر قیمت مسکن در کلانشهرهای کشور، زمینه تفکر و پژوهش در آینده قیمت و درک دوره های رکود و رونق مسکن را فراهم کند. این پژوهش و مطالعات مشابه، به واسطه نگرشی که برای شرکت های توسعه دهنده املاک و مستغلات، شرکت های طراحی و ساخت، سرمایه گذاران، بهره برداران و فعالان صنعت ساخت ایجاد می نمایند، آن ها را در اتخاذ تصمیمات بهتر و اثربخش تر برای کسب وکار و زندگی خود یاری می کند. به این ترتیب، ریسک ها و خطرات محتمل در آینده بازار مسکن برای مخاطبان ذکر شده، آشکار و ملموس شده و بررسی و پاسخگویی مطلوب تر برای آن ها امکان پذیر می شود.روش پژوهش: براساس گام های روش دلفی فازی، ابتدا کلیه شاخص های اقتصاد کلان مرتبط با قیمت مسکن از طریق مطالعه منابع کتابخانه ای و مطالعات پیشین استخراج شد. سپس از طریق نظرسنجی از خبرگان و با غربال گری امتیازهای هر شاخص و مقایسه مقدار ارزش اکتسابی هریک، کلیدی ترین شاخص های اقتصادی اثرگذار بر آن تعیین شد.نتیجه گیری: شاخص های موضوع پژوهش براساس نتایج به دست آمده به ترتیب، «تورم»، «نرخ ارز»، «قیمت زمین مسکونی»، «هزینه ساخت» و «نقدینگی» است. شاخص های استخراج شده و ترتیب و تقدم آن ها، نشان می دهد نقش و جنبه «سرمایه ای» مسکن در کلانشهرهای ایران، مهم تر از جنبه های «عرضه» و «تقاضا» است.
۴۴۳۵۳.

الگوی راهبردها و پیامدهای توسعه ی شایستگی های آموزشی معلمان دانشکده های تربیت بدنی و علوم ورزشی عراق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱ تعداد دانلود : ۱۴۵
زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر، تدوین الگوی راهبردها و پیامدهای توسعه ی شایستگی های آموزشی معلمان دانشکده های تربیت بدنی و علوم ورزشی در عراق بود. روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر شیوه ی جمع آوری اطلاعات توصیفی– تحلیلی و از نظر شیوه ی اجرا از نوع تحقیقات کیفی بود. در پژوهش حاضر، به منظور جمع آوری داده ها از 16 مقاله و مصاحبه با 9 نفر از نخبگان، و سپس از روش استراوس و کوربین به منظور تحلیل داده های به دست آمده، استفاده شد. یافته ها: بر پایه ی یافته های حاصل از نتایج کیفی، برای راهبردها 72 مفهوم، 7 مقوله ی فرعی و 3 مقوله ی اصلی (توسعه ی دانش شخصی، توجه به آموزش و کلاس درس و رشد و توسعه ی دانشجویان) و برای پیامدها 24 مفهوم، 6 مقوله ی فرعی و 3 مقوله ی اصلی (توسعه ی تربیت بدنی و علوم ورزشی، بهبود کیفیت زندگی و پرورش صفات اخلاقی) و مجموعاً 374 مفهوم، 39 مقوله ی فرعی و 15 مقوله ی اصلی مربوط به توسعه ی شایستگی های آموزشی معلمان دانشکده های تربیت بدنی و علوم ورزشی در عراق شناسایی شدند. نتیجه گیری: بنابراین، می توان دریافت که معلمان دانشکده های تربیت بدنی و علوم ورزشی کشور عراق علاوه بر رشد، بهبود و توسعه ی شایستگی های آموزشی خود، باید رشد و توسعه ی دانشجویان را نیز مدنظر قرار داده و همواره تلاش نمایند تا با توسعه ی دانش شخصی خود، بهترین و تازه ترین مطالب آموزشی را در اختیار آنان قرار دهند.
۴۴۳۵۴.

واکاوی نقش آموزش و مدرسه در ارتقای سلامت روان و تصمیم گیری آگاهانه نوجوانان در مورد جراحی زیبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۷
پژوهش حاضر با هدف واکاوی نقش آموزش و مدرسه در ارتقای سلامت روان و تصمیم گیری آگاهانه نوجوانان در مورد جراحی زیبایی در سال 1403 انجام شد. روش پژوهش کیفی، جامعه آماری متخصصان جراحی زیبایی، روانشناسان فعال در حوزه سلامت و مشاوران جراحی زیبایی شهر شیراز در بهار سال 1403 و نمونه آماری تعداد 15 متخصص (اشباع نظری در مصاحبه 15م) و 35 پرونده مراجعین نوجوان یکسال اخیر کلینیک جراحی زیبایی پارسامهر شهر شیراز بوده که به شیوه هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش نیز مصاحبه بود. تحلیل داده ها به شیوه کیفی با تکیه بر روش تحلیل مضمون انجام شد. طبق بررسی پرونده های مراجعین به کلینیک جراحی زیبایی و نیز مصاحبه با متخصصان نتایج حاکی از آن بود که شاهد افزایش مراجعه گروه سنی نوجوان به این مراکز هستیم. افزایش مراجعه نوجوانان به کلینیک های زیبایی نگران کننده است. عوامل متعددی مانند تصاویر غیرواقعی از زیبایی در رسانه ها، فشار همسالان و عزت نفس پایین در این امر نقش دارند. از این رو، راه حل های پیشگیرانه باید بر آموزش خطرات جراحی زیبایی، تقویت عزت نفس، آموزش سواد بصری و ایجاد فضای امن برای صحبت در مورد نگرانی های مربوط به ظاهر تمرکز کنند. در این بین مدارس می توانند با ارائه برنامه های آموزشی و ایجاد فضایی حمایتی، نقش مهمی داشته باشند. بنابراین گنجاندن آموزش بهداشت، سواد رسانه ای انتقادی و مشارکت فعال والدین در برنامه های مدرسه برای مقابله با اثرات نامطلوب رسانه های اجتماعی بر تصویر بدن و ادراک خود ضروری است.
۴۴۳۵۵.

اثربخشی درمان مبتنی بر یکپارچگی حسی بر روی شبکه های مغزی کودکان دبستانی دچار اختلال نقص توجه/ بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۶۱
هدف: هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان های مبتنی بر یکپارچگی حسی بر روی شبکه های مغزی کودکان دبستانی دچار اختلال نقص توجه/ بیش فعالی بود.روش پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف یک مطالعه شبه آزمایشی دارای گروه مقایسه همراه با گمارش تصادفی، پیش آزمون- پس آزمون است. هدف از پژوهش شبه آزمایشی، یافتن علت های احتمالی یک الگوی رفتاری است. طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل از جمله طرح های آزمایشی است که در آن آزمودنی ها به صورت تصادفی انتخاب و به کمک همین روش در گروه های مختلف جایگزین می شوند. در این پژوهش درمان مبتنی بر یکپارچگی حسی به عنوان متغیرهای مستقل در نظر گرفته شده است و اثر بخشی آن بر شبکه های مغزی کودکان دبستانی دچار اختلال نقص توجه / بیش فعالی به عنوان متغیر وابسته قرار می گیرد. جامعه آماری شامل کلیه کودکان دبستانی مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعالی می باشد که به مراکز مرتبط در شهر شیراز مراجعه می کنند. حجم نمونه 160 نفر می باشد.
۴۴۳۵۶.

تحلیل ساختار روایی رمان های فریبا وفی بر مبنای رویکرد سارا میلز در سه سطح گفتمان، جملات و واژگان با تکیه بر پرنده من و رؤیای تبّت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۱۴۶
تجارب زنان و تفاوت آن با تجارب مردان، زمینه ساز شکل گیری رویکردهای مختلفی در زمینه پیوند زبان و جنسیت شده است. زنان و مردان در کارگرفتِ برخی ویژگی های زبانی گرایش های متفاوتی دارند و همین امر سبب تفاوت زبان آنان با یکدیگر می شود. در این پژوهش سعی می شود به شیوه توصیفی – تحلیلی به این پرسش اصلی پاسخ داد که در ساختار روایی رمان های فریبا وفی تفاوت میان زبان زنان و مردان در قالب شاخص های مدّنظر سارا میلز در سطح واژگان، جملات و گفتمان، چگونه نمود یافته اند؟ یافته ها حاکی از آن است که در بافت متنی این رمان ها، زبان زنان در هر سه سطح، مطابق با پیش بینی های مدّنظر سارا میلز است. ازآنجاکه نویسنده، زنی است که درباره زنان می نویسد، بسامد استفاده از واژگان مخصوص زنان در نوشتار وی فراوان است، هم چنین استفاده از تصویرگری دقیق، جزئی نگری، بهره گیری از واژگان جنسیتی، رنگ واژه ها، سوگندواژه ها، واژگان عاطفی و مانند این ها. زن های این رمان ها از تردیدنماها، تشدیدکننده ها و تقریب نماهای بیشتری استفاده کرده اند و با پرهیز از به کارگیری دُشواژه ها و استفاده از درخواست های غیرمستقیم، زبانی مؤدبانه را برای گفت وگوهای خویش برگزیده اند. بسامد قابل توجه جملات کوتاه، استفاده از نشانه های فرازبانی سه نقطه، توصیفی، ناتمام، محافظه کارانه و مشارکت گرا با مؤلفه های مدّنظر سارا میلز همخوانی دارد. در سطح گفتمان نیز تعدد شخصیت های زن، زاویه دید سوم شخص، متن روایی و راویگری نویسنده، اشاره به پیشینه خانوادگی، جایگاه اجتماعی زنان، اشاره به بحران های عاطفی و هویتی در زندگی زنان دیده شد. بسامد قابل توجه حضور شخصیت های زن در جریان پیشبرد روایات، نوستالژی، آداب و رسوم و خرافات، امید و انتظار از نمودهای مؤلفه های مورد بحث به شمار می روند.
۴۴۳۵۷.

شگردهای بلاغیِ زیدری نسوی در پرداخت بن مایه (موتیف) مرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۷۸
نفثه المصدور از آثار فنی و بدیع سده هفتم هجری است که صاحب آن با چیرگی هرچه زیباتر و تأثیرگذارتر بر زبان توانسته است مصیبت های پیش آمده را به خوبی منعکس کند. در این اثر در کنار ظرافت های بیانی، زبانی، بلاغی و نکات تاریخی فراوان، آنچه که آشکار و ملموس است، بن مایه مرگ و تباهی است. بن مایه ای که بر تمام اثر سایه انداخته و لحن و بیان غمگنانه و دردآلودی به اثر بخشیده است. در این مقاله تلاش کرده ایم تا با رویکردی توصیفی- تحلیلی بن مایه (موتیف) مرگ را که حاصل جبرِ جنگ و پدیده شومِ قتل و غارت گری است، تبیین کنیم و نشان دهیم که مرگ و مرگ اندیشی در نفثه المصدور، مرگ اندیشی منفعلانه است و حاصلِ جهان بینی و مرگ آگاهی فلسفی نویسنده نیست؛ دیگر آنکه قصد داریم در این اثر تمام مصادیق بن مایه مرگ را که یکی از دست آویزهای محمد زیدری برای ادبیت متن است، آشکار کنیم. بر این اساس باید گفت که صاحب متن نفثه المصدور از شگردهای مختلف بلاغی چون استعاره و انواع آن، تشبیه به شیوه های مختلف، کنایه ها به انحاء گوناگون، تکلم به زبان قرآن، استفاده از ابیات عربی و ... در راستای پرداختِ بن مایه مرگ بهره برده است.
۴۴۳۵۸.

بازخوانی مروری سنتِ تحلیل معرفت شناختی نماد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۱۵۰
دیدگاه های متفاوتی برای تبیین نماد، معنا و ارزش آن، سازوکارِ درونی آن و اهمیت وجودی یا معرفتی آن وجود دارد. از این میان، سنت تحلیل هستی شناختی و سنت تحلیل معرفت شناختی اهمیت ویژه ای دارند. دیدگاه نخست در جستار مستقلی واکاوی شده است، و بنابراین جُستار حاضر صرفاً متوجه جنبه های معرفت شناختی نماد است. در تحلیل معرفت شناختی، بررسی روش ها و مبانی بنیادیِ مطالعه نماد، تنها در صورت پذیرش وجوه معرفتیِ «هم تراز» یا «ناهم تراز» در زبان علم و زبان هنر میسر می شود. ، مقاله پیش رو کوشیده است ضمن پرداختن به سنت تحلیل معرفت شناختی نماد، روشن سازد: الف- نماد به موجب چه استدلال هایی حاملِ بار معنایی و ارزشی است، ب- تفکیک یا اختلاطِ زبان علم و زبان هنر چگونه تبیین ما را درباب نماد دگرگون خواهد کرد. بنابراین، پژوهش حاضر ضمن بازخوانی انتقادی سنت تحلیلِ معرفت شناختی نماد، می کوشد پاسخی روشن به این پرسش به دست دهد که در سنت مذکور نسبت به مفهوم، جایگاه و کارکردِ نماد چه دیدگاه هایی اتخاذ شده است. در این پژوهش روشن می شود که در سنت نخست، هدف اصلی مبتنی بر ایجاد نوعی توازن بین وجه معرفتی در ساحت علم و وجه معرفتی در ساحت ادبیات است؛ درحالی که در سنت دیگر، هدف اصلی مبتنی بر آن است که ضمن پذیرش تمایز زبان علم از زبان هنر یا شعر نشان دهیم ویژگی های بنیادین این دو گونه متفاوت چیست و سازکار درونی آنها بر چه موازینی استوار است.
۴۴۳۵۹.

جایگاه حقوق بشر در سیاست خاورمیانه ای اتحادیه اروپا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۷۳
ایجاد و شکل گیری اتحادیه اروپا، در قالب ساختاری فعلی، این اتحادیه را به یکی از بازیگران مهم عرصه بین الملل تبدیل کرده است. اتحادیه اروپا از بدو تاسیس تلاش کرده با مدل های مختلف اقتصادی، سیاسی، امنیتی، اجتماعی و حقوقی اقدامات نظام مندی را در عرصه های مختلف برنامه ریزی و ترسیم کند. تحولات نظام بین الملل در دوران اخیر، گسترش جایگاه حقوق بشر و تغییر ماهیت این حقوق را از مسئله ای فکری و ذهنی به رویکردی حیاتی و استراتژیک، که با حیات سیاسی کشورها پیوند داشته، نشان می دهد. امروزه شاهد تعمیق جایگاه حقوق بشر در سیاست خارجی کشورها در معنای عمودی و به تبع آن، تحول حاکمیت مطلق دولت ها و تبلور آن در معنای مسئولیت دولت هستیم. موضوع حقوق بشر یکی از هنجارهای مورد پذیرش اتحادیه اروپا است که بر رعایت آن به عنوان یکی از پیش شرط های اتحادیه برای تعمیق روابط خارجی خود با طرف ثالث در مناطق مختلف از جمله خاورمیانه تاکید شده است. در این راستا، سوال اصلی این پژوهش این است که مسئله حقوق بشر چه جایگاهی در سیاست خارجی اتحادیه اروپا در قبال کشورهای خاورمیانه داشته است؟ یافته های این مقاله نشان می دهد که برخلاف آنچه بیان می شود، حقوق بشر یک ابزار کاملاً سیاسی است و برای گسترش قدرت نرم اتحادیه اروپا استفاده می شود. به عبارتی، مسئله حقوق بشر نزد اتحادیه اروپا بیش از آنکه مسئله ای هنجاری باشد، ابزاری برای رسیدن به اهداف سیاسی و افزایش قدرت نرم است. یافته ها همچنین حاکی از آن است که دیپلماسی فرهنگی و اقتصادی، همچنین برنامه مشارکت شرقی از مهم ترین مواردی است که اتحادیه در پیشبرد اهداف حقوق بشری خود از آن ها بهره می برد.      
۴۴۳۶۰.

شناسایی چالشهای توسعه گردشگری شهری در شهرهای استان چهارمحال و بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۷۳
هدف از پژوهش حاضر شناسایی چالش های توسعه گردشگری شهری در شهرهای استان چهارمحال و بختیاری است. پژوهش حاضر از نظر روش شناسی کیفی و بر مبنای تحلیل محتوا است و جامعه آماری بررسی شده شامل کارشناسان علمی، دانشگاهی و سازمانی هستند که با 12 نفر از افراد، مصاحبه نیمه عمیق، باز و غیرساختارمند انجام شده است. مصاحبه های گردآوری شده جهت شناسایی کدهای باز، ویرایش و حذف کدهای مشابه و شناسایی مقولات (چالش های گردشگری) مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفتند. بر اساس نتایج به دست آمده از تحلیل کیفی از بین 12 مصاحبه صورت گرفته، در مجموع 135 کد اولیه شناسایی شد و بعد از ادغام و ترکیب کدهای مشابه، بیش از 117 مفهوم اولیه استخراج شده و این کدها منتج به 29 بُعد از چالش های توسعه گردشگری شهری شد که شامل (ضعف حمل و نقل و شبکه ارتباطی، بهره گیری از افراد غیرمتخصص، کمبود نیروی انسانی، عدم تبلیغات کارامد، ضعف زیرساخت های گردشگری، عدم سرمایه گذاری مناسب، نبود برنامه راهبردی، عدم طرح های نیازسنجی، عدم مشارکت بخش های مختلف، عدم بهره گیری از تجربیات موفق، عدم تخصیص اعتبارات لازم، نگرش نامناسب به استان، نبود امنیت کافی، فصلی بودن گردشگری، عدم اطلاع رسانی کافی، نبود آموزش های کافی، عدم فرهنگ سازی، ضعف روحیه مهمان نوازی، عدم رسیدگی به جاذبه های گردشگری، ضعف مدیریت، نبود نوآوری های لازم، ضعف خدمات، ضعف آگاهی و علم گردشگری، عدم بهره گیری کافی از فناوری های نوین، ضعف جایگاه راهنمایان گردشگری، ضعف طرح های جامع گردشگری، عدم توجه به محیط زیست، عدم وجود برند گردشگری و عدم برگزاری رویدادهای گردشگری) است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان