زمینه: به جز مقیاس های مربوط به اضطراب امتحان، کمبود در زمینة دسترسی به ابزارهای سنجش هیجانات پیشرفت فراگیران یک واقعیت غیرقابل انکار است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف آزمون روایی عاملی مقیاس های هیجان مربوط به کلاس (CRES) در گروهی از دانشجویان ایرانی انجام شد. روش: در مطالعة همبستگی حاضر 400 دانشجوی کارشناسی (240 پسر و 160 دختر) به مقیاس های هیجان مربوط به کلاس (CRES) پاسخ دادند. به منظور تعیین روایی عاملی و پایایی CRES به ترتیب روش های آماری تحلیل عاملی تأییدی و ضرایب همسانی درونی استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی تاییدیCRES بر پایة نرم افزار AMOS نشان داد که در نمونة دانشجویان ایرانی ساختار چندبعدی مقیاس های هیجان مربوط به کلاس با داده ها برازش قابل قبولی داشت. نتایج مطالعة حاضر با تاکید مجدد بر تفکیک مقیاس های هیجانات مثبت (لذت، امیدواری، غرور) و منفی (خشم، اضطراب، شرم، ناامیدی و خستگی) برای اندازه گیری تجارب هیجانی مختلف در موقعیت کلاس درس به طور تجربی، از روایی درونی CRES حمایت کرد. ضرایب همسانی درونی مقیاس های هیجان مربوط به کلاس شامل هیجانات لذت، امیدواری، غرور، خشم، اضطراب، شرم، ناامیدی و خستگی به ترتیب برابر با 0/93، 0/92، ،0/89،0/89،0/89،0/91، 0/93 و 0/95 به دست آمد. نتیجه گیری: در مجموع، نتایج مطالعة حاضر، از یک سو، شواهدی را در دفاع از نظریة کنترل ارزش هیجانات پیشرفت ارائه کرد و از دیگر سوی نشان داد که CRES برای سنجش هیجانات مربوط به کلاس در گروه نمونة دانشجویان ایرانی ابزاری روا و پایا است.
شهرک های صنعتی در مناطق مختلف یک کشور به دنبال حداکثر بهرهمندی از مزیتهای جغرافیایی، منطقهای، اقتصادی و اجتماعی با حداقل هزینههای اقتصادی و اجتماعی ممکن میباشد و بر اساس این منطق، این شهرکها راه حلی برای کاهش مشکلات فعلی شهرهای صنعتی و بالقوه شهرهای در حال صنعتی شدن نیز محسوب میگردد. بطور خلاصه تجارب کشورهای توسعه یافته و برخی کشورهای در حال توسعه نشان می دهد که اگر تجمع های صنعتی درست بکار گرفته شود، با همراهی سایر اقدامات منجر به تشویق و ترغیب صنعتی شدن و هدایت صنایع از نظر مکان استقرار گردیده و بطور اساسی به هدفهای برنامه ریزی شهری و منطقه ای و توسعه صنعتی و اقتصادی کمک می نماید. بر همین اساس این تحقیق بدنبال، شناسایی عوامل تاثیر گذار بر عدم جذب و توسعه سرمایه گذاری در شهرک های صنعتی تهران و تعیین وزن این عوامل با استفاده از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی فازی می باشد. در این پژوهش،گردآوری دیدگاه خبرگان با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و با استفاده از مقیاس فازی مثلثی لین، فازی سازی شده است. و در نهایت با استفاده از نرم افزار سوپردسیژن اوزان نهایی مشخص گردیده است. بر اساس نتایج بدست آمده، عوامل شناسایی شده به ترتیب درجه اهمیت عبارت بودند از سیاست های کلان اقتصادی، فقدان امکانات زیربنایی، عدم وجود سازمان اجرایی مدیریتی، موانع نهادی و عدم مکان یابی بهینه. در پایان نیز راهکارهایی جهت افزایش و توسعه سرمایه گذاری صنعتی در شهرک های صنعتی تهران ارائه شده است.
ابزارهای تأمین مالی در سالهای اخیر توسعه روزافزونی داشته اند و روشهای تأمین مالی همواره چالش بسیار بزرگی بر سر راه مدیران است. این که چه ابزار مالی می تواند در تأمین احتیاجات مالی شرکت راهگشا باشد اولیت تحقیق حاضر است. در این تحقیق تلاش می شود با استفاده از از آزمون های آماری رگرسیون تک متغیره وگام به گام عوامل مؤثر بر انتخاب روش تأمین مالی شناسایی و اولویتبندی شود. بررسی انجام شده در میان شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به بررسی تاثیر شیوه های مختلف تامین مالی بر بازده سهام این است که در بازه زمانی مشخصی (1390-1380)شیوه های معمول تامین اعتبار این شرکتها را بررسی و سعی دارد با تحلیل این شیوه ها بهترین شیوه ی تامین مالی این شرکتها را مشخص نماید. استقراض از سیستم بانکی، انتشار سهام و سود انباشته از روشهای مورد استفاده توسط شرکتها بوده واطلاعات مورد نیاز شامل صورتهای مالی (ترازنامه و صورت سود و زیان) از گزارش های مالی سالانه از نشریه های رسمی سازمان بورس اوراق بهادار تهران استخراج گردیده است. در این مقاله کلیه فرضیات ارایه شده در سطح اطمینان 95% مورد آزمون قرار گرفته اند. این پژوهش با نمونه ای شامل53 شرکت از بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1389-1380 صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان داد که مکانیزم های تامین از راه انتشار سهام و سود انباشته با بازده سهام رابطه مستقیم دارد در حالی که تأمین مالی از طریق استقراض با بازده سهام رابطه معکوس دارد. این نتایج می تواند در اولویت بندی و استفاده از مکانیزم های مناسب تامین مالی برای شرکتها و بنگاه های اقتصادی مورد استفاده قرار گیرد.
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی اثربخشی زنجیره ارزش مدیریت نگهداری و تعمیرات در افزایش درآمد و بهره وری در شرکت صنایع پتروشیمی کرمانشاه بود. به این منظور تعداد 126 نفر از کارکنان شرکت صنایع پتروشیمی کرمانشاه با روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گرد آوری داده ها از پرسش نامه زنجیره ارزش قاسمی (1391) و پرسش نامه بهره وری سازمانی هرسی و گلداسمیت (2005) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده گردید. نتایج نشان دادکه زنجیره ارزش مدیریت نگهداری و تعمیرات در افزایش درآمد و بهره وری شرکت صنایع پتروشیمی کرمانشاه تاثیر داشته است. و نیز عوامل زنجیره ارزش مدیریت نگهداری و تعمیرات ، افزایش درآمد و بهره وری در شرکت صنایع پتروشیمی کرمانشاه را پیش بینی می کند. همچنین نتایج نشان داد که فعالیت های زنجیره ارزش مدیریت نگهداری و تعمیرات در شرکت صنایع پتروشیمی کرمانشاه به درستی صورت گرفته است.
باید مختص سازمان طراحی شود زیرا از طرفی ساختار، فرهنگ، استراتژی ها و اهداف از سازمانی به سازمان دیگر متفاوت است و از دیگر سو نیاز سازمان های مختلف به چابکی نیز متفاوت است. مدل حاضر توجه به ویژگی های سازمان مدیریت پسماند شهرداری شیراز بومی سازی شده و برای اندازه گیری سطح چابکی فعلی این سازمان مورد استفاده قرار گرفته است. با توجه به کیفی بودن ماهیت پژوهش برای طراحی مدل، روش فرا ترکیب مورد استفاده قرار گرفته است. در ابتدا مدل های چابکی مختلف مورد بررسی قرار گرفته و با استفاده از روش فراترکیب ابعاد و مولفه های اندازه گیری چابکی سازمان استخراج شده است. معیارها و مولفه های اصلی مدل عبارتند از: محرک ها، توانمند سازها، قابلییت های کلیدی و راهبردهای چابکی ، تعیین سطح چابکی مورد نیاز، اهداف چابکی و نتایج چابکی. سپس تمامی سطوح مدل (سه سطح معیار، زیرمعیار و نکات راهنما) با استفاده از روش گروه متمرکز نهایی شده و ابزار اندازه گیری چابکی سازمان بر اساس سطح سوم مدل(نکات راهنما) طراحی شده است. در نهایت سطح چابکی سازمان مدیریت پسماند شهرداری شیراز به وسیله ی این مدل توسط ارزیابان سازمانی مورد سنجش قرار گرفت که نتایج ارزیابی نشان می دهد سطح چابکی سازمان مدیریت پسماند شهرداری شیراز در حال حاضر متوسط می باشد.
این پژوهش با هدف بررسی فناوری آموزشی در روش های تدریس آموزش زبان انگلیسی انجام گرفت. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش شبه آزمایشی بود. جامعه آماری شامل 385 دانشجو (91 نفر مرد و 294 زن، 165 نفر در دانشگاه دولتی شیراز و 220 نفر دانشگاه آزاد اسلامی شیراز - که از این تعداد 193 نفر با گرایش آموزش زبان انگلیسی، 127 نفر مترجمی و 65 نفر تاریخ ادبیات انگلیسی- 37 نفر کارشناسی ارشدو 348 در دوره کارشناسی) بود که به عنوان نمونه و با روش تصادفی طبقه ای از دو دانشگاه انتخاب شدند. داده های مورد نیاز این پژوهش از یک پرسش نامه محقق ساخته که از دو بخش روش های تدریس و فناوری آموزشی با پایایی مناسب (آلفای کرونباخ 97 صدم ) گرد آوری شدند. داده های بدست آمده از روش های آماری توصیفی- آزمون تی مستقل و تی وابسته و آزمون کای اسکوور پیرسون تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان دادند که روش تدریس هوش چند گانه در دانشگاه دولتی و دانشگاه آزاد بیش ترین استفاده و روش تدریس شنیداری کم ترین کاربرد را در هر دو دانشگاه داشته است. نتایج نشان دادند که تفاوتی معنادار میان بکارگیری روش های تدریس در کلاس های درس دانشگاه دولتی و دانشگاه آزاد وجود دارد. همان گونه که آمار توصیفی نشان می دهد، تفاوت معنا دار بیش تری در دانشگاه آزاد در استفاده از روش های تدریس مستقیم- شنیداری- جمعی-فیزیکی-تلفیق زدایی نسبت به دانشگاه دولتی وجود دارد. در حالی که تدریس زبان انگلیسی با استفاده از فناوری آموزشی در انگیزه دانشجویان نسبت به یادگیری موثر بود و تفاوتی معنادار بین استفاده از فناوری آموزشی در دانشگاه دولتی و آزاد وجود دارد. دانشگاه آزاد در کلاس های درس زبان انگلیسی بیش تر از سی دی- اینترنت – آزمایشگاه زبان –دستگاه چاپگر و اسکنر استفاده می کند تا دانشگاه دولتی. در پایان نتایج نشان دادند که دانشگاه آزاد بیش تر فناوری آموزشی را در تدریس زبان انگلیسی بکار گرفته است.
هدف:امروزه با توجه به نقش دانشگاه اسلامی در پیشرفت و تعالی جامعه، مدیریت تصویر دانشگاه اسلامی نقش بسزایی در پیشبرد جامعه دارد. لذا هدف مقاله حاضر، شناسایی مؤلفه های تصویر سازمانی دانشگاه اسلامی از منظر رهنمودهای اسلامی بوده است. روش:برای انجام این پژوهش از روش پژوهش کیفی و بررسی اسناد و مدارک و برای تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوا و کدگذاری باز استفاده شد. در این راستا ضمن بررسی پیشینه نظری مرتبط با مؤلفه های تصویرسازمانی از دیدگاه صاحب نظران دانش مدیریت، سعی شده است این موارد از منظر رهنمودهای اسلامی نیز شناسایی شود. جامعه و نمونه پژوهش شامل آیات و روایات مرتبط با موضوع پژوهش است. یافته ها :یافته های پژوهش حاکی از آن است که در مکتب اسلام مقوله های خدمات آموزشی، ارتباطات، محصولات، شهرت، هویت اسلامی، ارزشهای فرهنگی، راهبردها، بیان اهداف اسلامی، اوصاف مدیریت و محیط فیزیکی به عنوان مؤلفه های سازنده تصویر دانشگاه هستند. نتیجه گیری:نتایج بیان می کند که در مؤلفه های شناسایی شده در متون اسلام، مفاهیمی چون: جایگاه مسیر شغلی و کیفیت تسهیلات اعطایی در مقوله خدمات آموزشی به چشم نخورد. از سوی دیگر، در متون بررسی شده در دانش مدیریت، مفهوم تنوع رشته ها در مقوله خدمات آموزشی، روشهای آموزشی مورد استفاده در مقوله راهبردها و تولید اندیشه فرهنگی در مقوله محصولات یافت نشد. اما سایر مؤلفه های مشترک در دانش مدیریت و متون اسلامی، از نظر مبنایی با یکدیگر متفاوتند.
مسأله برنامه ریزی دو سطحی (BLP) یکی از مسائل مهم در تئوری تصمیم گیری می باشد که زیر مجموعه مسائل برنامه ریزی چند سطحی به شمار می رود. این مسأله دارای دو سطح بیرونی و داخلی می باشد که فضای جواب مسأله بیرونی یا سطح اول توسط مسأله داخلی یا سطح دوم معین می شود. با توجه به اینکه BLP یک مسأله NP-hard می باشد، حل آن توسط روشهای سنتی به راحتی امکان پذیر نیست. در این مقاله ابتدا مسأله BLP و کاربردهای آن بررسی و سپس برای یافتن نقطه بهینه مسأله از روش شمارش نقاط رأسی استفاده می شود. در این مقاله برای جستجوی فضای اطراف نقاط رأسی و یافتن جواب بهینه از الگوریتم ژنتیک استفاده می گردد. همچنین با استفاده از یک پارامتر کنترلی، شعاع فضایی را که باید جستجو شود کنترل می شود تا از افزایش زمان حل مسأله اجتناب گردد. نتایج خروجی نشان
جمهوری پاناما و جمهوری گینه بیسائو طی توافقی از طریق تبادل نامه هایی در تاریخ 29 ژوئن و 4 ژوئیه 2011 پذیرفتند اختلاف خود را در قضیه کشتی ویرجینیا جی به دیوان بین المللی حقوق دریاها ارجاع دهند. این پرونده در 4 ژوئیه 2011 در دفتر دیوان ثبت شد. پاناما در درخواست اولیه خود اعلام کرد که گینه بیسائو با این اقدام خود، الزامات و قوانین بین المللیِ مندرج در کنوانسیون 1982 سازمان ملل متحد را در خصوص حقوق دریاها نقض کرده است. گینه بیسائو نیز دعوای متقابلی بر اساس ماده 98 قواعد دیوان مطرح و ادعا کرد که پاناما با اعطای ملیت خود به کشتی ای که هیچ ارتباط واقعی با این کشور ندارد، ماده 91 این کنوانسیون را نقض کرده است. پاناما با اعلام اینکه دعوای متقابل گینه بیسائو، شرط دوگانه «صلاحیت دیوان و ارتباط با موضوع دعوا» مندرج در ماده 98 را تأمین نمی کند، خواستار رد دعوای متقابل گینه بیسائو شد. این موضوع باعث شد تا دیوان، قابل استماع بودن دعوای متقابل گینه بیسائو را بررسی کند. نهایتاً با رد اعتراض های پاناما، با صدور قراری در تاریخ 2 نوامبر 2012 اعلام کرد که دعوای متقابل گینه بیسائو قابل استماع است. بااین حال در رأی ماهیتی ۱۴ آوریل ۲۰۱۴، دعوای اصلی و دعوای متقابل، هر دو رد شد.
آلودگی نفتی در دریا به صورت ادواری و متناوب اتفاق می افتد. چنین حوادثی، توجه حقوق دانان و صاحب نظران را به سمت خطرات آلودگی محیط زیست دریایی معطوف می دارد. امروزه سوءرفتار نسبت به محیط زیست، مرزهای ملی را درنوردیده و این در حالی است که عملکرد نظام حقوقی بین المللی در این زمینه چندان موفق و رضایت بخش نبوده است. آلودگی نفتی دریایی، مسئله ای پیچیده با ابعاد گسترده است که نمی توان بر اساس راهکارهایی محدود و منطقه ای با آن مقابله کرد. هدف این مقاله، تبیین و ارزیابی ابعاد حقوقی بین المللی مقابله با آلودگی نفتی دریایی با نگاه ویژه به نظام مسئولیت کیفری و سازوکارهای آن است. ناکارآمدی نظام مسئولیت مدنی از یک سو و نارسایی های نظام مسئولیت کیفری فردی از سوی دیگر، ضرورت دفاع از مفهوم مسئولیت کیفری شرکت ها را مطرح می کند. از نظر این مقاله، پیوند میان دو نظام مسئولیت مدنی و کیفری و کاربرد توأمان دو نظام مسئولیت کیفری افراد و شرکت ها، راهکاری کارآمد در زمینه پیشگیری از آلودگی نفتی دریایی است.
انعقاد برجام به واقع تغییری شگرف را در فرآیند رسیدگی موضوع هسته ای ایران در شورای امنیت ایجاد کرد. تغییر رویه شورای امنیت نسبت به کمیته تحریمی 1737، از جمله تغییرات مهم در این راستا محسوب می شود. مفاد قطعنامه 2231(2015) گویای پایان کار کمیته مزبور همزمان با لغو تحریم هاست. در صورتی که، بخشی از تحریم ها همچنان تا روز اختتام قطعنامه 2231 ادامه خواهند داشت؛ در حالی که نظارت بر آنها لازم می نماید. پیش بینی تأسیس کمیسیون مشترک در برجام که وظایفی مانند کمیته برعهده دارد، تردیدهایی را در خصوص حذف کمیته تحریمی 1737 به وجود می آورد. تا زمانی که تحریمی وجود دارد، انحراف از آنها نیازمند واکنشی است که اغلب با وارد کردن اسم شخص خاطی در لیست تحریمی همراه است. با این وجود، نمی توان این حق را در حدود صلاحیت رکنی خارج از شورای امنیت دانست. بنابراین، مطابق قطعنامه 2231، مواردی پیش بینی شده تا شورای امنیت در کنار کمیسیون بر تعهدات مذکور نظارت داشته و اقدامات لازم را انجام دهد. در این نوشتار به بررسی روند حذف کمیته تحریمی 1737 و اعطای برخی از اختیارات آن به کمیسیون مشترک برجام پرداخته خواهد شد.
در فقه امامیه و حقوق ایران، ولایت قهری پدر و جدّ پدری به رسمیت شناخته شده و به این ترتیب، دو ولی برای طفل درنظر گرفته شده است. درصورتی که موضوع إعمال ولایت پدر و جدّ پدری، عمل حقوقی واحدی بوده و میان آن دو عمل، تقارن عرفی وجود داشته باشد، درباره نفوذ و عدم نفوذ ولایت هریک، تعارض به وجود می آید. فقها در مقام رفع این تعارض، دیدگاه های مختلفی را با مبانی متفاوت از هم مطرح کرده اند. عده ای با استناد به قیاس اولویت و تقدم اصل سببی بر اصل مسبّبی، ولایت جدّ پدری را بر ولایت پدر مقدم دانسته و عده ای دیگر با استناد به سیره متشرعیه تلاش کرده اند تا ولایت پدر را بر ولایت جدّ پدری مقدم نشان دهند. واکاوی در ادلّه هریک از طرفین، حاکی از این نتیجه است که هیچ یک از اقوال پیش گفته، قابل پذیرش نیست و در صورت تقارن عرفی إعمال ولایت پدر و جدّ پدری و البته در غیر عقد نکاح، باید ولایتی که مصلحت اهم را درنظر گرفته باشد، مقدم دانست و در صورت تساوی مصلحت هر دو عمل و یا عدم تشخیص مصلحت اهم، حاکم شرع میان پذیرش ولایت یکی از طرفین و ردّ ولایت دیگری مخیّر است. در صورت جهل به تاریخ اعمال ولایت نیز در برخی از فروض می توان به اصل تأخر حادث رجوع کرده، به تقدم ولایت جدّ پدری حکم نمود.
روایات اسباب نزول همانند سایر روایات دیگر در طول تاریخ از پدیده ای به نام« جعل» در امان نبوده است و روایات جعلی همچون سایر حوزه های حدیث به این حوزه نیز راه یافته است. مخالفت با قرآن، مخالفت با عقل، مخالفت با اجماع، ضعف سندی، قراین معنوی؛ از جمله معیارها و مولفه های تشخیص روایات جعلی است. اما در حوزه اسباب نزول علاوه بر موارد فوق؛ مخالفت با تاریخ، هماهنگی با جریان های حاکم، خلط جری و تطبیق با سبب نزول، مهمترین عامل در پیدایش روایات جعلی اسباب نزول بوده که نویسنده با ذکر شواهدی در این پژوهش به اثبات آن پرداخته است.
اعجاز متن قرآن کریم در جهان امروز بر همگان آشکار است. از همین رهگذر، بررسی تفاسیر مختلف در قالب نظریه های نوین زبان شناختی، می تواند به اثبات اعجاز قرآن یاری رساند. بررسی پدیده های زبانی در تفاسیر برای رسیدن به تحلیلی جامع و خلل ناپذیر، امری ضروری به شمار می رود. از دیرباز پرداختن به مقوله سیاق، از اساسی ترین و زیربنایی ترین اصول در علوم تفسیری به ویژه تفسیر قرآن بوده است. پژوهش حاضر با به کارگیری چارچوبی تلفیقی از نظریه های کنش گفتار سرل (1999) و انسجام متن هلیدی و حسن (1976)، با روشی توصیفی تحلیلی، به اثبات جنبه های زبان شناختی متن در سوره مبارکه «نبأ» پرداخته و سعی در کشف میزان انطباق این تحلیل زبان شناختی با آنچه در تفسیر المیزان با در نظر گرفتن «سیاق کلام» مطرح شده، دارد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که تفاسیر ارائه شده در تفسیر المیزان با نتایج به دست آمده از تحلیل متن در قالب چارچوب های مذکور، نسبتاً همسوست و مطالعات زبان شناختی در حوزه نام برده در بالا می تواند علاوه بر تسهیل درک مفاهیم قرآنی، شبهات موجود در زمینه اعجاز کلامی قرآن را به چالش کشد.
یکی از استدلال های صدرا (که تنها یک مقدمه دارد) برای نظریه ای که امروزه تحت عنوان «اصالت وجود» نامیده می شود چنین است: چون حقیقت هر چیز همان وجودش است که بواسطه ی آن وجود احکام و آثار آن چیز بر آن حمل می شود، پس وجود نسبت به آن چیز اولی به تحقق است. این نوشتار قصد دارد تنها مقدمه این استدلال را در بستری تاریخی واکاوی کند. شواهدی ارائه خواهد شد که چگونه این مقدمه در تقابل با نظر میرداماد در باب وجود مطرح شده است. بنا بر نظر میرداماد وجود موخر از تقرر ماهیت است. در مقابل برای صدرا وجود مقدم بر ماهیت است.
یکی از مباحث مهم و اساسی «توحید و خداشناسی» مبحث صفات خداوند است. وجود آیات فراوان مربوط به صفات الهی و کیفیّت طرح آنها از سوی قرآن، امری است که از دیرباز ذهن متکلّمان و مفسّران این کتاب آسمانی را به خود مشغول ساخته است. به ویژه آیاتی که به ظاهر برای خداوند، صفات و خصوصیّاتی، همانند صفات مخلوقات و ممکنات نسبت می دهد. که بیانگر داشتن دست، وجه، ید، عین و ساق خداوند است. مفسّران عمدتاً این قبیل آیات را در گروه متشابهات به حساب آورده و تحت عنوان صفات خبری یا آیات تشبیهی، مورد بحث و بررسی قرار داده اند و هر کدام با معیارها و ملا ک های خود به سراغ این آیات رفته و به تفسیر آن پرداخته اند. در این میان میان مفسّران شیعه و اهل سنّت به دلیل گستره فکری و اندیشه های کلامی و داشتن اصول و پایه های عقیدتی، در طول تاریخ اسلام هر کدام روش خاصّی را در تفسیر آیات متشابه صفات الهی دنبال کرده اند. هر چند که در موارد متعدّدی تفسیر مشترکی ارائه داده اند. در این پژوهش متون مختلف تفسیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است و این نتیجه حاصل شده که مفسّرانی که در تفسیرشان، این گونه آیات را در کنار آیات محکم قرار داده و با دلایل عقلی و نقلی و تأویل آنها، خداوند را از هر گونه نقص و عیب و تشبیه و تجسم منزّه دانسته اند نسبت به سایر مفسّران دیگر در این باره جامع و دقیق سخن گفته اند.
هدف : هدف پژوهش تعیین سهم هوش سازمانی در توانمندسازی اجتماعی و ارتقاء هوش فردی و گروهی بر اساس ارائه الگوی آلبرشت بود. روش : روش پژوهش توصیفی-اکتشافی و جامعه آماری شامل تمامی مدیران و کارشناسان اداره بهزیستی شاهرود در بهار 1394 به تعداد 55 نفر و نمونه گیری به صورت تمام شمار بود. ابزار پژوهش پرسشنامه هوش سازمانی آلبرشت (2003) و پرسشنامه محقق ساخته سلسله مراتبی برای وزن دهی عامل ها بر اساس تحلیل عاملی بود. یافته ها : یافته های حاصل از تحلیل 50 پرسشنامه تکمیل شده، نشان داد هوش سازمانی کارکنان بالاتر از سطح متوسط (673/9 = t، 0001/0 = P) و مولفه های آن به ترتیب با وزن های زیر برای سرنوشت مشترک = 243/0، بینش راهبردی = 220/0، روحیه = 155/0، اتحاد و توافق = 124/0، تمایل به تغییر = 108/0، کاربرد دانش = 107/0 و فشار عملکرد = 043/0 محاسبه شد. نتیجه گیری: این نتایج موید آن است که مقیاس هوش سازمانی آلبرشت ابزاری مناسب جهت اقدام های پژوهشی است و مدیران و روان شناسان صنعتی و سازمانی می توانند با استفاده از این مقیاس در راستای شناسایی عوامل و دست یابی به رسالت و هدف های تعیین شده سازمان خود گام بردارند. بدیهی است توجه به مولفه های دارای وزن عاملی بالاتر ارتقاء فردی و گروهی بیش تری را برای افراد در کارکردهای آموزشی، شغلی و اجتماعی به دنبال خواهد داشت.
هدف: هدف پژوهش تعیین میزان افسردگی، اضطراب، نشخوار فکری، سرکوب فکر و سبک های مقابله ای در همسران بیماران مرد دچار اسکیزوفرنی و همسران زن افراد عادی بود. روش: روش پژوهش علی-مقایسه ای و جامعه آماری همسران بیماران دچار اسکیزوفرنی بستری در بیمارستان ها، مراکز بهزیستی و توان بخشی تهران و شهریار به تعداد 435 نفر که از این تعداد 67 نفر متأهل و 46 نفرشان مایل به همکاری بودند، از میان آن ها به روش نمونه برداری هدف مند 40 نفر و 40 نفر نیز از میان 1200000 نفر از ساکنان شهریار به روش نمونه برداری چندمرحله ای، داوطلبانه و با همتاسازی درآمد خانواده ها انتخاب شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های افسردگی بک، اِستیر و براون 1996، اضطراب بک، اِپستین، براون و اِستین (1988)، سبک های پاسخ نشخواری نولن-هوکسیما، مارو و فریدریکسون 1990، سرکوب خرس سفید وگنر و زاناکاس (1994) و مقابله با موقعیت های تنیدگی زا اندلر و پارکر (1990) جمع آوری و به روش تحلیل کوواریانس تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد همسران بیماران دچار اسکیزوفرنی در افسردگی (078/119=F، 001/0=P)، اضطراب (406/120=F، 001/0=P)، نشخوارفکری (014/63=F، 001/0=P)، سرکوب فکر (390/27=F، 001/0=P) و سبک هیجان محور (902/42=F، 001/0=P) میانگین بالاتری دارند. نتیجه گیری: به بالینگران پیشنهاد می شود در درمان با تمرکز بر سبک های تفکر نشخواری و سرکوب فکر همسران بیماران دچار اسکیزوفرنی و آموزش سبک مقابله ای کارآمدتر، به آن ها کمک کنند تا بتوانند در خود میزان افسردگی و اضطراب ناشی از زندگی با همسر بیمار را کاهش دهند.