مدیران مناسب سازمان های امروزی، مدیرانی هستند که علاوه بر برخورداربودن از مهارت های فردی و تکنیکی بالا، از هوش فرهنگی و عاطفی مناسبی نیز برخوردار باشند، بنابراین، هدف این تحقیق، مطالعة رابطة هوش فرهنگی با انگیزة توفیق طلبی مدیران در شرکت مخابرات استان خراسان رضوی است. تحقیق حاضر با توجه به هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، توصیفی– همبستگی است. جامعة آماری کارکنان شرکت مخابرات منطقة استان خراسان رضوی بود و نمونه ای به حجم 60 نفر براساس فرمول کوکران و با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. دو پرسشنامه برای سنجش هوش فرهنگی و ویژگی توفیق طلبی به کار گرفته شد. با اجرای آزمون همبستگی و رگرسیون چندگانه فرضیه های تحقیق آزمون شد. یافته ها نشان داد، میان الگوی چهارعاملی هوش فرهنگی (شامل هوش شناختی، هوش فراشناختی، هوش انگیزشی و هوش رفتاری) و انگیزة توفیق طلبی مدیران رابطه وجود دارد. همچنین، از میان چهار بعد هوش فرهنگی، ابعاد رفتاری و انگیزشی در سطح تشخیص 05 /0 با توفیق طلبی رابطة علی نشان دادند. نتایج این تحقیق می تواند در شناسایی ویژگی های مورد نیاز برای افرادی که در تعامل های چندفرهنگی درگیرند، به کار گرفته شود و ایدة جدیدی برای مطالعه های دانشگاهی و تجربه های عملی در حوزة فرهنگ مطرح کند.
گذار در نظریه سیاسی جان رالز به مواضعی اشاره دارد که او پس از انتشار اثر نخست خود، «نظریه ای در باب عدالت»، اتخاذ کرد. این گذار ناشی از نارضایتی ها و ناسازگاری های درونی بود که او درصدد اصلاح آنها برآمد. تغییراتی که او در نظریه خود اعمال کرد، در «لیبرالیسم سیاسی» به اوجو تکامل نهایی خود رسید. فهم این گذار با رجوع به مسئله پایداری ممکن خواهد بود. از نظر رالز، پایداری برای همکاری های اجتماعی و تحقق جامعه بسامان ضروری بود. او در ابتدا بر آن بود که پایداری با تکیه صرف بر عناصر آن، یعنی حس عدالت و برهان همسازی، به طور ذاتی تحقق می پذیرد. اما، به مرور زمان، با فاصله گرفتن از دیدگاه های اخلاقی، و با پذیرش واقعیت تکثرگرایی معقول و اهمیت ارزش های سیاسی، به این نتیجه رسید که صرف پذیرش اصول عدالت توسط شهروندان به پایداری و جامعه بسامان منجر نخواهد شد. او این بار با طرح خوانشی متفاوت از پایداری و جایگزین کردن اجماع همپوش به جای برهان همسازی شرایطی را فراهم آورد تا آموزه های جامع و متکثر شهروندان به رسمیت شناخته شود. بنابراین شهروندان می توانند در قالب یک خودآیینی واقعی اقدام به عمل عادلانه در جامعه بسامان کنند.
دوران تحصیلی ابتدایی مهم ترین مرحله در زندگی کودکان است که ضرورت توجه به عواطف آنها بیش از پیش باید مورد توجه قرار گیرد چراکه این دوره در راستای شکل گیری شخصیت دانش آموزان و از حساس ترین مقاطع سنی محسوب می گردد. از نظر کارشناسان، این دوران بهترین زمان برای انس بیشتر دانش آموزان با متون دینی و قرآنی است. بنابراین، اهمیت آموزش در پایه ابتدایی و نیز شکل گیری شخصیت انسانی در مرحله ی کودکی و تلاقی این دو، حاکی از نقش فوق العاده ی شان در حیات انسانی شخص و بالتّبع زندگی اجتماعی اوست. پژوهش حاضر، با هدف بررسی راهبردهای افزایش علاقه دانش به درس قرآن، به روش مبتنی بر رویکرد اقدام پژوهی، در یکی از مدارس ابتدایی شهرستان بابل انجام پذیرفت. در این پژوهش پس از کشف علل بی علاقگی دانش آموزان به درس قرآن، منجر به تدوین راه حل ها پیشنهادی برای برون رفت از این مشکل و سپس به مرحله اجرا راه حل های پیشنهادی در محیط واقعی کلاس درس منجر گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که به کارگیری روش های ترکیبی و نوین تدریس در درس قرآن، محیط کلاس را از حالت کسل کننده به فعال تغییر و میزان علاقه دانش آموزان به درس قرآن را به حد مطلوب رسانده است.
مصرف کنندگان روابط احساسی متفاوتی با برندها دارند. ممکن است در حالی که عده ای عاشق برندی اند، عده ای به آن بی توجه باشند و عده ای حس تنفر به آن داشته باشند. تنفر از برند، یک مؤلفه قوی منفی عاطفی در نگاه به یک برند تعریف شده است. در ادبیات برندینگ به احساسات مثبت مصرف کنندگان درباره برند، بارها بحث شده است؛ اما پژوهشگران عموماً به احساسات منفی از برند به خصوص مفهوم تنفر از برند بسیار کم نگریسته اند. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی و تحلیل مفهوم تنفر از برند، عوامل و پیامدهای آن است. در این پژوهش پیمایشی، جامعه هدف شامل تمامی شهروندان شهر تهران و روش نمونه گیری، خوشه ای دومرحله ای بوده است. تعداد حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران، 385 نفر بوده و ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه و روش تحلیل داده ها مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار LISREL8.80 بوده است. مطابق نتایج پژوهش، تجربه منفی گذشته و ناسازگاری ایدئولوژیک باعث تنفر از برند می شوند؛ در حالی که فرض ناسازگاری نمادین (عامل اصلی تنفر از برند)، رد شده است. از طرفی تأیید شده است که تنفر از برند باعث اجتناب از برند، کاهش/توقف حمایت، تبلیغات دهان به دهان منفی، شکایت و انتقام از برند از سوی مصرف کننده خواهد شد.
در داستان های مربوط به پادشاه و وزیر که از جذاب ترین کلیشه های تاریخ بشری محسوب می شوند، معمولاً وزیران به عنوان مناقشه برانگیزترین شخصیت ها مورد سؤال و قضاوت مردمان عصر خود و نیز دوره های بعدی قرار می گیرند. بی تردید در این میان حاج میرزا آقاسی، صدراعظم محمدشاه قاجار، یکی از بحث برانگیزترین سیاست مداران ایرانی عصر قاجار است. پرسش اصلی پژوهشِ حاضر این است که آیا اقدامات و سیاست های حاج میرزا آقاسی در جهت بهبود و ساماندهی اوضاع مملکت ایران بود یا کشور را به سراشیبی اضمحلال و سقوط کشانید؟ در این تحقیق برای گرد آوری اطلاعات از روش کتابخانه ای استفاده شده و دسته بندی اطلاعات و انجام پژوهش به شیوه توصیفی صورت گرفته است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که میرزا آقاسی باوجود خطاهای بسیار، اقدامات مهمی در زمینه های تجهیز سیستم نظامی، توسعه کشاورزی و امورات فرهنگی انجام داد و دست به اصلاحات متعددی در جهت بهبود اوضاع اجتماعی و اقتصادی مردم زد.
هدف از این پژوهش، بررسی نقش میانجی خودکارآمدی در رابطة بین محیط ادراک شده و حمایت اجتماعی با مشارکت در فعالیت بدنی دانشجویان بود. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مدل معادلات ساختاری بود. جامعة آماری این پژوهش را دانشجویان دانشگاه علوم و تحقیقات تهران تشکیل دادند. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان تعیین (283= n ) و دانشجویان به صورت تصادفی طبقه ای گزینش شدند . جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه های اطلاعات فردی، مشارکت در فعالیت بدنی ، محیط ادراک شده، حمایت اجتماعی و خودکارآمدی به ترتیب با ضریب آلفای کرونباخ 83/0، 83/0، 80/0 و 86/0 انجام شد. روش پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی و مبتنی بر مدل معادلات ساختاری بود. در تجزیة داده ها از نرم افزار اس.پی.اس.اس و پی.ال.اس استفاده شد. نتایج نشان داد که رابطة مثبت و معناداری بین محیط ادراک شده، حمایت اجتماعی و خودکارآمدی با مشارکت در فعالیت بدنی وجود دارد. الگوی پژوهش از برازش لازم برخوردار بود و خودکارآمدی نقش میانجی در رابطة بین محیط ادراک شده و حمایت اجتماعی با مشارکت در فعالیت بدنی ایفا کرد. با توجه به نتایج پژوهش، این متغیرها از جمله عواملی بودند که توانستند مشارکت دانشجویا ن را در فعالیت بدنی افزایش دهند . بنابراین با توجه به یافته های پژوهش پیشنهاد می شود شرایط محیطی مساعد هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی، حمایت عاطفی، حمایت ابزاری، حمایت اطلاعاتی و حمایت ارزیابی فراهم آید تا بدین طریق بتوان میزان مشارکت دانشجویان را در فعالیت های بدنی افزایش داد.
برتری کشف عرفانی بر عقل فلسفی ازجهت حضوری بودن علوم مکاشفات و لزوم سنجش و مستدل کردن کشف عرفانی با عقل، مسئله ای دوری در معرفت شناسی است که باید راه حلی برای آن یافت. عقل امری مشکک است، کشف نیز در مراتب مختلف سلوک دارای رتبه های معرفتی یکسانی نیست؛ لذا باید نسبت مراتب مختلف عقل با مراتب متفاوت کشف در داوری میان عقل و کشف در نظر گرفته شود. این مقاله ابتدا به بررسی نظر اهل منطق و فلاسفه و اهل عرفان درباره ی معانی عقل و مراتب کشف می پردازد، سپس با بررسی وجوه قوت و ضعف عقل، در برابر کشف، مشخص می نماید که چرا برخی مکاشفات عقل گریزند؟ و چه عقلی، می تواند داور درباره ی چه کشفی باشد؟ در انتها مواردی مشخص از جایگاه عقل در داوری درمورد کشف بیان می شود.