هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر الگودهی خودکنترلی (ارائة الگو به یادگیرنده در زمان هایی که خودش درخواست کند)، بر یادگیری یک تکلیف زمان بندی متوالی بود. در این آزمایش 24 آزمودنی راست دست (12 پسر و 12 دختر 19 تا 20 ساله) داوطلبانه انتخاب و از لحاظ نوع الگودهی به دو گروه خودکنترلی و جفت شده تقسیم شدند. تکلیف حرکت در مسیر از قبل مشخص شده با فشردن کلیدهای 1، 4، 5 و 8 دستگاه زمان بندی متوالی با حفظ زمان بندی مطلق معین بود. افراد گروه خودکنترلی هر زمان که درخواست ارائة الگو می کردند، الگودهی می شدند، درحالی که گروه دیگر با گروه خودکنترلی جفت شده بود. آزمایش شامل مراحل اکتساب، یادداری و انتقال بود. برای سنجش دقت عملکرد از خطای زمان بندی مطلق استفاده شد. نتایج تحلیل واریانس عاملی مرحلة اکتساب نشان داد هرچند کاهش معناداری در خطای زمان بندی مطلق دو گروه الگودهی خودکنترلی و جفت شده رخ داد (05/0 P>)، بین تغییرات ایجادشده در دو گروه طی این دوره، تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0 P<). نتایج آزمون یادداری نیز اختلاف معناداری را بین دو گروه نشان نداد (05/0 P>). اما در آزمون انتقال گروه خودکنترلی
به صورت معناداری خطای کمتری داشت (05/0 P>). نتایج نشان داد تأثیرات سودمند تکنیک خودکنترلی را به خوبی می توان به حوزة الگودهی تعمیم داد. این روش موجب مطابقت بیشتر شرایط تمرین با نیازهای اطلاعاتی نوآموزان می شود.
دولت فاطمی از دولت های شیعی است که در اواخر قرن سوم هجری (297ه.ق) ؛ توسط یکی از نوادگان اسماعیل ؛ فرزند حضرت امام جعفر صادق (ع) تشکیل شد. به دلایل مختلفی در طول تاریخ؛ از زمان تاسیس این دولت، در خصوص نسب موسسین آن نظرات مختلفی ابراز شده است. صرف نظر از تلاش های عباسیان، حتی شیعیان زیدی و اثنی عشری نیز نظر یکسانی در این مورد نداشته اند. با ورود خاندان میمون, در جریان شکل گیری و تکوین تفکر اسماعیلی, اختلاف و نزاع از شکل عربی- عربی و یا شیعی– سنی به یک پدیده عربی- ایرانی و یا اسلام و غیر اسلام تبدیل می شود. نتایج یافته های نوشتار حاضر؛ نفی انتساب خاندان میمون به این فرقه و لزوم انفکاک میان دو جریان اصیل اسماعیلی؛ به عنوان یک مذهب فکری و جریان ثانوی با نقش پررنگ ایرانی؛ با خصایص کلامی و سیاسی است. خاندان میمون قابل بررسی خاص است.
شهر همچون موجود زنده همواره درحال تحول وپویایی است. شکل گیری، تداوم حیات و تغییرات ظاهری بافت شهری و رشد و توسعه آن متأثر از مجموعه ای از عوامل و نیروهایی طبیعی و انسانی است که باعث تحمیل چهره و بافت جدیدی به کالبد فیزیکی شهر را فراهم می آورد. مسلماً شناخت وضع موجود و مشکلات فعلی شهر پیش بینی تغییرات آتی آن در گرو شناخت این عوامل و مکانیزم عمل آنهاست. اهداف این پژوهش شناخت عناصر مؤثر بر تحول ساختار فضایی کالبدی شهر اسدآباد است. روش تحقیق در این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد و ابزارها و فنون به کاررفته در تحقیق عبارت است از: مطالعات کتابخانه ای، اینترنت، مطالعات میدانی (مشاهده). تهیه نقشه مورد نیاز و تجزیه و تحلیل نقشه ها در Gis بررسی شده است. در این پژوهش عوامل مؤثر در توسعه کالبدی شهر اسدآباد چون میزان وضعیت مهاجرت، عوامل اقتصادی و توسعه کالبدی شهر اسدآباد، عناصر سیاستگذاری و توسعه کالبدی شهر، حاشیه نشینی و توسعه کالبدی و عواملی همچون شیب، توپوگرافی، از عوامل محدودکننده گسترش شهر اسدآباد می باشند. تجزیه و تحلیل از طریق تکنیک سوات انجام شد. نتایج حاکی ازآن می باشد که مدیریت علمی و کارآمد نیازمند آگاهی از میزان و جهت گشترش آینده مناطق است که این کار به وسیله پیش بینی توسعه توسعه آینده شهری امکان پذیر است. استفاده از پتانسیل های مناسب زمین در روند توسعه، هدایت کنترل شده توسعه شهر جهت جلوگیری از پراکندگی سازی می باشد. در نهایت، نقشه شهر و گسترش شهر نشان می دهد که شهر اکنون دارای بافت شعاعی می باشد. با توجه به محدود بودن رشد جمعیت در این شهر بحث توسعه متخلخل داخل شهر و در مرحله بعد از اراضی شهرک های در حال ساخت. افزایش تعداد طبقات و افزایش تراکم و رفتن در ارتفاع با ترکیبی از این دو را می توان راه حل منطقی در جهت جلوگیری از پراکنده سازی برای توسعه شهر پیشنهاد کرد.
شخصیت انسان و قوانین حاکم بر حقوق مربوط به آن، موضوع بسیاری از تحقیق های فقهی و حقوقی معاصر است. بسیاری با نظر به شخصی بودن حقوق متعلق به شخصیت انسان، حق تمتع نسبت به آن را مختص به خود شخص دانسته اند و با اعتقاد به تکوینی و ذاتی بودن این حقوق، اصل اولیه را عدم امکان اسقاط یا نقل و انتقال آن ها می دانند؛ در حالی که با توجه به امکان جداسازی طرفیت اضافه در برخی از این حقوق و پذیرش دائمی بودن آن ها، همچون حق کرامت انسانی و حریم خصوصی، حق فرد نسبت به آثار و ابداعات فکری، حق نسب، حق نام و عنوان و هویت، حق بهره مندی ازحیثیت اجتماعی، حق تابعیت و....؛ بازنگری احکام و ویژگی های مربوط به این حقوق ضروری است. در این مقاله کوشیده شده است تا ضمن انطباق ویژگی های ""حق"" درحقوق وابسته به شخصیت و با توجه به نوع رابطه این حقوق با شخصیت انسان، در بسیاری از این حقوق، معتقد به اسقاط پذیری یا قابلیت نقل و انتقال شد.
حفاظت از خانه های با ارزش تاریخی که به عنوان پدیده های نمادین هویتی تلقی می شوند امری ضروری می باشد. در شرایط کنونی، مالکان تنها عاملان حفاظت هستند و از طرفی، وضع مقررات حفاظتی، حقوق مالکیت آنها را محدود کرده است. در کنار عوامل محدودکننده توسعه ملک باید مشوق هایی نیز وجود داشته باشد تا انگیزه لازم جهت حفاظت را ایجاد کند. از این رو مقاله حاضر، با هدف توجه به منفعت فردی در راستای حفاظت از منفعت اجتماعی، در پی ارزیابی مصوبه شماره 2293/91/28 شورای اسلامی شهر اصفهان مبنی بر بخشش عوارض تعمیر و کسر پارکینگ و ارزش افزوده بر تغییر کاربری کلیه بناهای تاریخی شهر اصفهان ارائه شده است. محدوده مطالعاتی پژوهش، محله تاریخی جلفای اصفهان می باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش در زمره پژوهش های پیمایشی است. تجزیه و تحلیل داده ها بر اساس تحلیل هزینه- فرصت انجام یافته و داده های آماری اسنادی و میدانی تحقیق در زمستان 91 گردآوری شده اند. نتایج، حاکی از آن است که با مقایسه هزینه- فرصت حفاظت و یارانه اعطایی ناشی از مصوبه مذکور در محدوده مطالعاتی، یارانه ارائه شده در مورد 47 درصد از املاک تاریخی، پاسخگوی هزینه- فرصت حفاظت می باشد و در مورد مابقی املاک، با افزایش فرصت بهره وری زمین، اختلاف بین هزینه- فرصت حفاظت و یارانه حمایتی، بیشتر می شود و این مصوبه، اثربخشی لازم جهت جبران هزینه- فرصت حفاظت را ندارد
هدف: این پژوهش با هدف آگاهی از دیدگاه کتابداران کتابخانه های عمومی استان مازندران نسبت به میزان برخورداری آنها از مؤلفه های جو توانمندسازی در محیط کار انجام شده است. روش: روش پژوهش پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است. در این پژوهش از پرسشنامه تعدیل شده جو توانمندسازی اسکات و ژاف شامل 38 گویه و 9 مؤلفه (روشنی هدف ها، روحیه، رفتار عادلانه، شناخت و قدردانی، کار تیمی، مشارکت، ارتباطات، محیط کار سالم، آموزش) در مقیاس لیکرت استفاده شده است. جامعه آماری شامل تمامی کتابداران شاغل در کتابخانه های عمومی وابسته به نهاد کتابخانه های عمومی کشور در استان مازندران می باشد. داده ها با استفاده از آزمون t، تحلیل واریانس و لوین مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد، بین دیدگاه کتابداران کتابخانه های عمومی استان مازندران نسبت به میزان برخورداری آنها از مؤلفه های جو توانمندسازی در محیط کار با توجه به جنسیت و رشته تحصیلی تفاوت معنی داری وجود ندارد؛ ولی بین سابقه کاری، سمت سازمانی و سطح تحصیلات تفاوت معنی دار وجود دارد. نتایج بیانگر آن است مؤلفه «شناخت و قدردانی» و «مشارکت» با توجه به سابقه کاری از تفاوت معنی داری برخوردار است؛ به طوری که کمترین میانگین در مؤلفه «شناخت و قدردانی» مربوط به کتابداران با سابقه کاری زیر 5 سال و در مؤلفه «مشارکت» بیشترین میانگین مربوط به کتابداران با سابقه کاری 15- 5 سال می باشد. همچنین مؤلفه «کار تیمی» و «آموزش» با توجه به سمت سازمانی دارای تفاوت معنی دار می باشند؛کمترین میانگین در مؤلفه «کار تیمی» و بیشترین میانگین در مؤلفه «آموزش» به رؤسای اداره شهرستان مربوط می باشد. مؤلفه «رفتار عادلانه» و «شناخت و قدردانی» با توجه به مقطع تحصیلی دارای تفاوت معنی داری می باشد؛ در مؤلفه «رفتار عادلانه» کتابداران با سطح تحصیلی فوق دیپلم از کمترین میانگین و در مؤلفه «شناخت و قدردانی» کتابداران با سطح تحصیلی لیسانس از بیشترین میانگین برخوردار می باشند. در نهایت، جو توانمندسازی در کتابخانه های عمومی استان در حد متوسط ارزیابی شده است و نیاز است به مواردی چون عدالت در پرداخت، بهبود نظام ارزشیابی و پاداش، برآوردن نیازها و انتظارات کارکنان و سایر اقدامات توانمندساز توجه شود. اصالت و ارزش: پژوهش حاضر می تواند به عنوان یک جنبه پژوهشی نوین تلقی شود که به صورت مشخص جو توانمندسازی در محیط کار را از دیدگاه کتابداران کتابخانه عمومی مورد توجه قرار داده است. نتایج حاصل از نظرسنجی می تواند مدیران و کتابداران کتابخانه های عمومی را در اجرای موفقیت آمیز جو توانمندسازی و ادراک درست از آن در محیط کار یاری رساند.