یکی از کارکردهای مهم قوانین اساسی، سازمان دهی اقتدار سیاسی در قالب قوای مختلف حکومتی است. این کارکرد اغلب برمبنای تلقی های خاص از نظریه تفکیک قوا صورت می پذیرد که موجب تنوع پر شمار نظام های حکومتی شده است. اگرچه نظریه پردازان حقوق اساسی و علوم سیاسی نظام های حکومتی را ذیل سه مدل کلی پارلمانی، ریاستی و نیمه ریاستی یا نیمه پارلمانی تقسیم می کنند اما هریک از این مدل ها در جوامع سیاسی گوناگون اشکال متنوعی به خود گرفته اند در این صورت آیا می توان از نظر ارزشی یکی از مدل ها را بر دیگری ترجیح داد؟ آیا یکی از نظام های حکومتی ذاتاً بر دیگری برتری دارد؟ مدعای اصلی این مقاله این است که هیچ یک از نظام های حکومتی بر دیگری رجحان ارزشی مطلقی ندارد بلکه ترجیح یکی بر دیگری با توجه به اهداف و انتظاراتی که طراحان آنها برای نظام های حکومتی در نظر گرفته اند و میزان توفیق آنها در دستیابی به چنین اهدافی امکان پذیر است. با توجه به اینکه برخی نظام های حکومتی یاد شده بیش از دو قرن و برخی حدود یک قرن مبنای تنظیم روابط قوای حکومتی بوده است می توان انتظار داشت که اعمال آنها پیامدهای منظم و خاص خود را به وجود آورده باشند. در این مقاله با استفاده از نتایج مطالعات تطبیقی، تصویری کلی از این انتظارات و برخی پیامدهای دو نظام حکومتی رقیب یعنی نظام پارلمانی و ریاستی ترسیم شده است. موضوع اصلی این است که در انتخاب نظام های حکومتی به هیچ وجه نباید فقط به تأثیرات آنی آنها بر اختیارات و صلاحیت روابط نهادها و مقامات عمومی بسنده کرد بلکه تأثیرات گسترده ای کههریک از آنها بر حوزه های کلان زندگی اجتماعی دارند باید مبنای تصمیم گیری قرار گیرد.
دغدغه اصلی مقاله، سمت و سوی آتی فرهنگ دانشجویی در عصر جهانی شدن فرهنگی می باشد. سؤالات اصلی این است که چالشهای فرهنگ دانشجویی در عصر جهانی شدن چیست؟ نحوه برخورد فرهنگ دانشجویی با جهانی شدن چگونه باید باشد؟ چه نظراتی در مورد جهانی شدن فرهنگی وجود دارد؟ آیا دانشجوی ایرانی می تواند اهمیت و معنای مکانی - فرهنگی کشور خود را ترویج کند؟ و آیا می توان محلی باقی ماند و جهانی شد؟ فرضیه مقاله این است که جهانی شدن ضمن ایجاد فرهنگ جهانی، شرایط ظهور و تداوم فرهنگهای محلی، قومی، ملی و دینی و هویتهای متکثر را فراهم آورده است؛ فرهنگ دانشجویی می تواند به بومی سازی ارزشهای جهانی در قالب فرهنگ ایرانی - اسلامی بپردازد. از نقطه نظر جهان - محلی شدن کالاهای فرهنگی صادراتی، همواره به زمینه ای که از پیش وجود داشته است راه می یابند؛ چرا که در فرهنگ بومی ادغام می شوند. بدین سان، جهان - محلی شدن به معنای نفوذ همزمان امر جهانی و امر محلی به کار می رود.
امروزه مدیریت زنجیره تامین موضوعی استراتژیک(راهبردی) برای یکپارچه سازی و هماهنگی عملکرد سازمان هایی است که در صنایع مختلف درگیرند و به صورت ارائه محصول یا خدمت به مشتری (مصرف کننده نهایی) تولید ارزش می کنند. هدف این تحقیق، ارائه یک تکنیک جهت ارزیابی عملکرد زنجیره های تامین و تعیین عوامل مؤثر بر آن است. به این منظور براساس مدل کارت امتیازی متوازن شاخص های عملکردی زنجیره های تامین استخراج شده و سپس تکنیک 6 مرحله ای برای ارزیابی عملکرد زنجیره های تامین با منطق فازی (تکنیک پیشنهادی) ارائه می گردد. در این مقاله علاوه بر کمی نمودن ترم های زبانی با استفاده از خواص مجموعه های فازی، روشی جهت ارزیابی عملکرد زنجیره های تامین، شناسایی و اولویت بندی عامل های کلیدی و مؤثر در افزایش عملکرد ارائه و برای ارزیابی عملکرد زنجیره تامین شرکت های عمل آوری میگو در استان بوشهر پیاده سازی و اجرا شد. نتایج حاصل از پیاده سازی تکنیک پیشنهادی، ترسیم اندازه عملکرد سه زنجیره تامین مورد بررسی براساس چهار مؤلفه مالی، رشد و یادگیری، مشتری و بازار و فرآیندهای درون سازمانی بر روی یک نمودار چهار وجهی است.
یکی از با ارزشترین دارایی های هر شرکت نام و نشان تجاری آن شرکت می باشد. هرچه ارزش نام و نشان تجاری در ذهن مصرف کنندگان بیشتر باشد، شرکت می تواند در سایه آن منافع بیشتری را از مصرف کنندگان کسب کند. ارزش ویژه نام و نشان تجاری یکی از دارایی هایی است که هم ارزش شرکت را حفظ می کند و هم وفاداری مشتریان را به دنبال خواهد داشت. تحقیق حاضر با عنوان «ارزیابی ارزش ویژه نام و نشان تجاری و عوامل موثر بر آن از دیدگاه مصرف کننده» انجام گرفته است. در این تحقیق از مدل ارزش ویژه نام و نشان دیوید آکر که دارای چهار بعد آگاهی، کیفیت درک شده، تداعی ها و وفاداری به نام و نشان تجاری می باشد، استفاده شده است. جامعه آماری، مصرف کنندگان شکلات در فروشگاه های زنجیره ای شهروند و رفاه بوده است.بر این اساس چهار فرضیه مطرح شده و از طریق مدل معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفته است. ابزار مورد استفاده برای انجام این تحقیق پرسشنامه است. نتایج به دست آمده از تحلیل داده های گردآوری شده نشان داد که: - عامل وفاداری به نام و نشان تجاری به صورت مستقیم بر ارزش ویژه نام و نشان تجاری تاثیر دارد. - عامل تداعی نام و نشان تجاری به صورت مستقیم بر ارزش ویژه نام و نشان تجاری تاثیر دارد. - عامل کیفیت ادراک شده، به طور غیرمستقیم و از طریق وفاداری بر ارزش ویژه نام و نشان تجاری اثر می گذارد. - عامل آگاهی از نام و نشان تجاری به طور غیرمستقیم و از طریق وفاداری و تداعی نام و نشان تجاری بر ارزش ویژه نام و نشان تجاری اثر می گذارد.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی و تعیین میزان انطباق چکیدة فارسی مقاله های مجلّه های علمی ـ پژوهشی حوزة علوم انسانی با عناصر مندرج در استاندارد ایزو 214 است . روش پژوهش، پیمایشی است. به دلیل تنوّع چکیده ها در این حوزه، چکیده ها به دو دسته کلّی تقسیم شد: 1. چکیده های راهنما 2. چکیده های تمام نما. دو سیاهة استخراج شده از عناصر مندرج در استاندارد ایزو 214 به عنوان ابزار پژوهش برای دو نوع چکیده موجود انتخاب گردید. جامعة پژوهش حاضر، شامل 270 چکیده فارسی از آخرین دوره مجلّه های علمی ـ پژوهشی در دسترس در حوزة علوم انسانی بود که تا قبل از سال 1383 موفّق به کسب رتبة علمی ـ پژوهشی از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری شده بودند. این تعداد نمونه به روش تصادفی انتخاب شد. یافته ها نشان داد 37/60 % چکیده های جامعه پژوهش از نوع چکیده راهنما و 63/39% از آنها از نوع چکیدة تمام نماست، همچنین، یافته ها نشان داد میانگین درصد همخوانی چکیده های راهنما با عناصر استخراج شده از استاندارد ایزو 214، 14/83 % و میانگین درصد همخوانی چکیده های تمام نما با عناصر مذکور70/78% است. در ادامه اطّلاعات الگوی ارائه شده برای نوشتن چکیده در بخش «راهنمای نویسندگان مقاله ها» در هر مجلّه بررسی شد. نتایج پژوهش نشان داد: 1. چکیده های حوزه علوم انسانی بیشتر از نوع چکیده راهنماست 2. در حوزه علوم انسانی، چکیده های راهنما بیشتر از چکیده های تمام نما با استاندارد ایزو 214 مطابقت دارند 3. اطّلاعات ارائه شده در الگوی مجلّه برای نوشتن چکیده، عناصر محدودی از استاندارد ایزو 214 را منعکس میکند.
این مقاله به مطالعه ی دو متغیر مهم مدیریتی یعنی مهارتهای ارتباطی مدیران و سلامت سازمانی در یک سازمان آموزش (دانشگاه فردوسی) می پردازد . هدف اصلی علاوه بر شناسایی وضع مهارت های ارتباطی و اندازه سلامت سازمانی دانشکده ها ، بررسی رابطه بین این دو متغیر است . با روش پیمایشی برای پاسخ به چهار فرضیه ی پژوهش 73 تن از مدیران انتخاب شدند و به کمک دو پرسشنامه اطلاعات مورد نظر جمع آوری گردید .
در این مقاله ضمن تعریف حقوق بین الملل انرژی تلاش ها و تدابیری که برای ایجاد یک نظام حقوقی برای انرژی در سطح منطقه ای و بین المللی به عمل آمده، بررسی شده است. اگرچه، غرض از این مساعی و تدابیر، برقراری توازن و تعادل میان منافع سرمایه گذاران خارجی و کشورهای میزبان و سرمایه پذیر کم توسعه یافته عنوان شده است، ولی همان گونه که در این مقاله نشان داده شده است، هدف اصلی و غائی، به تبعیت از اصول سازمان جهانی تجارت، تامین و تحکیم منافع سرمایه گذاران خارجی به قیمت تضعیف حاکمیت ملی کشورهای سرمایه پذیر است. ماهیت حقوقی قراردادهای نفت و گاز و تلاش هایی که در سطح بین المللی برای تعدیل و تغییر شرایط مندرج در آنها به سود سرمایه گذار خارجی مبذول گردیده، از مصادیق مساعی مذکور است که در بخش اول این مقاله مطالعه و بررسی گردیده است.
در عین حال، وجود بوروکراسی، نبود مدیریت کارآمد بر عملیات اکتشاف، تولید و بهره برداری از منابع نفتی و نیاز به سرمایه مالی و تکنولوژی در کشورهای سرمایه پذیر و راهکارهایی که برای رفع این موانع و مشکلات می توانند کارساز باشند، از دیگر مسائل مهمی است که بررسی آنها بخش های دوم و سوم مقاله را تشکیل می دهند.
در راستای توسعه بورس اوراق بهادار به عنوان نهاد سازمان یافته ی بازار سرمایه، رفتار قیمت سهام در آن تواماً برای خریداران سهام، کارگزاران، مدیران بورس و دولت یک مسئله با اهمیت است. در این رابطه، این تحقیق به قابلیت پیش بینی قیمت سهام، میزان کارایی و نحوه شکل گیری انتظارات در بورس سهام تهران می پردازد. برای انجام بررسی های فوق، شرکت های حاضر در صنایع کانی غیر فلزی، واسطه گری مالی و خودرو که در طی سال های 1378 لغایت 1382 در بازار بورس اوراق بهادار فعالیت داشته اند، انتخاب شده اند. در ابتدا با استفاده از مدل CAPM ارزش ذاتی سهام شرکت های حاضر در صنایع فوق بررسی شد، آن گاه ارتباط بین قیمت سهام و ارزش ذاتی سهام برای شرکت هایی که ریسک سیستماتیک آن ها معنی دار بوده، مورد بررسی قرار گرفته است. در این تحقیق، برای بررسی کارایی بازار سهام، ارتباط بازدهی فعلی سهام با بازدهی گذشته سهام مورد آزمون قرار گرفته اند. در نهایت، نحوه شکل گیری انتظارات با استفاده از مدل ECM بررسی شده است.
ترکیب جمعیت ایران به نحوی است که اطلاق جامعه چند قومی به آن چندان دور از واقعیت نیست. حضور و زندگی قومیت های مختلف چون فارس ها، ترک ها، کردها، لرها، بلوچ ها، ترکمن ها و عرب ها در جوار یکدیگر و در چارچوب جغرافیایی سیاسی واحد بیانگرتنوع قومی ـ فرهنگی جامعه ایران است. به همین جهت عمدتا نطفه بحران هویت در درون آنها وجود داشته است، که در برهه های زمانی خاص جنبه بحران سیاسی یافته اند، نظیر آنچه در آذربایجان، کردستان، ترکمن صحرا و… اتفاق افتاده است. مساله قومیت ها در ایران و چگونگی تعامل آنها با یکدیگر و با حکومت مرکزی به عنوان یک واقعیت مهم در گذشته، حال و آینده مطرح بوده و خواهد بود. پرسش این نوشتار آنست که آیا سمت و سوی بازسازی هویت قومی در ایران در راستای فرایندهای هویت بخش مدرن است یا اینکه نوعی بازگشت به گذشته های سنتی مفهوم قومیت می باشد؟ در این نوشتار سعی بر آن است تا در سطح کلان ضمن گذری بر مساله قومیت ها در ایران به بررسی وضعیت کنونی و جایگاه قومیت ها در کشور، و تبیین سمت و سوی بازسازی هویت قومی، خصوصا در بین دانشجویان پرداخته شود.
پرسش از واقعیت حقوقی ازجمله مسائل دشوار در طول تاریخ بوده است که ذهن بسیاری از اندیشمندان را به خود مشغول ساخته است. فیلسوفانی چون افلاطون این واقعیت را به مثل ارجاع می دادند. برخی نیز این واقعیت را از سنخ مفاهیم حقیقی دانسته و برای آن مابازای خارجی قائل شدند. برخی نیز آن را از سنخ مفاهیم ریاضی انگاشته. اما جان سرل با ارائه نظریه افعال گفتاری و به تبع آن واقعیت نهادی، به گونه ای دیگر مفاهیم حقوقی، اقتصادی و ارزشی تحلیل می کند. او بر تمایز دو نوع واقعیت یعنی واقعیت طبیعی و واقعیت نهادی تأکید می کند. این مقاله به طور خاص در مورد واقعیت نهادی سخن می گوید و با ارائه الگویی خاص در تعریف واقعیت نهادی یعنی " X در بافت C، Y محسوب است."، به تحلیلی نو در این خصوص دست می یازد. تحلیلی که به نوعی شباهت با نظریه اعتباریات در فرهنگ فلسفه اسلامی دارد.
"گستره مدرنیزم در ادبیات جهان به عنوان دستاورد فراگیر آغاز قرن بیستم، بر ادبیات معاصر فارسى و ذهن روشن بین بنیانگذار آن یعنى نیما یوشیج اثر مىگذاد.حاصل این تأثیرپذیرى و بینش جدید، پدید آمدن شعرى است که به صورتى ژرفتر به درک انسان معاصر با ارزشهاى نو، همت گماشته است و براى این ادراک تازه، ناگزیر طرحى نو در انداخته که مستلزم کنار نهادن شیوههاى بیان سنتى و نفى ارزشها و بینشهاى کهن است.با این حال به نظر مىرسد این دگرگونى و تازه نگرى، در تمام وجوه شعر نیما یوشیج به یکسان رخ ننموده است و در پارهاى موارد، شاعر نتوانسته خود را از قیود فکرى و شیوههاى اندیشهورزى کهن برهاند.بویژه از موارد قابل توجه مىتوان بر طرز نگرش و زاویه دید او نسبت به زنان، انگشت نهاد.به اعتقاد نگارنده، شعر نیما در این مورد به هیچ وجه متناسب با فضاى نو و پوپایى فکرى او متحول نشده است و شاعر، همچنان با نگاهى سنتى و کهن به زنان و مسایل آنان نگریسته است.در این نوشتار مجموعه اشعارى که در آنها به نحوى زنان و مسایل آنها مطرح شده، مورد بررسى قرار گرفته که در تحلیل نهایى به پنج دسته کلى تقسیم شده است:
الف.زن همچون معشوق ب.زن بعنوان همسر و مادر ج.زن منتظر د.زن اسطورهاى ه.زن فتنهگر.
در یک بیان کلى و با توجه به مباحث مطرح شده در هر مورد، مىتوان گفن که در عمق ذهنیت شاعر، تحرک و تغییر اساسى در مورد زنان صورت نپذیرفته است و نگاه او که در سایر وجوه انسانى بسیار پیشرفته و روشننگر است، در این مورد خاص عقب مانده و واپسگرا تلقى مىشود.
"