نظریه احساس برابرى آدامز توازن عادلانه اى را بین داده هاى کارکنان و ستاده هاى آنان پیش بینى مى کند. این تحقیق با هدف بررسى تاثیر سبک هاى رهبرى مدیران بر احساس برابرى کارکنان انجام شده است. روش بررسی: این مطالعه ى على مقایسه اى، در نیمه ى نخست سال 1386 در دانشگاه علوم پزشکى مشهد انجام شده است. پرسشنامه هاى احساس برابرى و سبک رهبرى ابزار جمع آورى داده ها بوده اند. حجم نمونه 179 نفر بوده که با رضایت کامل و به تحلیل واریانس یک طرفه و همبستگى پیرسون ،t صورت ناشناس، به پرسشنامه پاسخ داده اند. آزمون هاى مقایسه میانگین مستقل براى پاسخدهى به سؤالات مورد استفاده قرار گرفته اند. یافته ها: میان احساس برابرى کارکنان بر حسب سبک رهبرى مدیران تفاوت معنى دارى وجود ندارد. رابطه ى مستقیم و معنى دار بین احساس برابرى کارکنان و میزان اطلاع آنان از پاداش سایرین وجود دارد. تفاوتى بین احساس برابرى کارکنان بر حسب جنس، مدرک تحصیلى و سابقه ى خدمت آنان مشاهده نشد. نتیجه گیری: صر فنظر از سبک رهبرى مدیران، چنانچه کارکنان از نحوه و میزان پرداخت پاداش به سایر کارکنان آگاهى داشته باشند، با مقایسه دروندادها و بروندادها خود و دیگران به احساس برابرى بیشترى خواهند رسید. بر این اساس مى توان به مدیران توصیه کرد که به شیو ههاى مناسب،اطلاع رسانى به کارکنان را در برنامه هاى کارى خویش قرار دهند، ضمنا ینکه شرایط محیط کارى توجه سازمانى، عدالت روى هاى و احساس کرامت انسانى از جمله مواردى هستند که در کنار حقوق و پاداش، احساس برابری کارکنان را متاثر می نماید.
نینیان اسمارت با عدول از برخی عناصر مهم پدیدارشناسی دین سنتی، پدیدارشناسی دین پویا یا به تعبیر دیگر، روش تاریخی ـ تطبیقی را مطرح می کند که دغدغه ی اصلی آن، توجه به تحولات پدیدارهای دینی در بستر تاریخ است. او معتقد است در دین پژوهی و فلسفه ی دین معاصر عمدتاً دو اشتباه وجود دارد: اشتباه اول، ترسیم خطی مشخص پیرامون دین و ادیان در میان کلیت جهان بینی هاست و دوم این که به میزان کمی با ادیان (موجود) سر و کار دارند و به عبارتی از لحاظ فرهنگی قبیله ایند. همچنین از نظر او، صرف توجه به ادیان سنتی برای تبیین پدیده ی دین، مانع از ارائه ی تبیینی واقعی از دین و حتی کل واقعیت زندگی بشری خواهد شد. از این رو، اسمارت برآنست که باید قلمرو مطالعات دینی را به حوزه ی تحلیل جهان بینی ها گسترش داد. وی تحلیل جهان بینی ها را قلب دین شناسی خود می داند و سایر عناصر نظریه اش، از جمله دین جهانی را کاملاً در ارتباط تام با آن تعریف می کند، اما سرانجام در بیان ماهیت دین و جهان بینی، که مفاهیم اصلی نظریه اش هستند، سردرگم است و دقیقاً مشخص نمی کند که دین مساوی جهان بینی است، خاص تر از آن است یا رابطه ی دیگری با آن دارد.
یکی از مهم ترین موضوعاتی که در دوران جهانی شدن و سرعت تبادلات اطلاعات، فرهنگ جوامع و به تبع آن شیوه زیست و آثار آنان را تحت تأثیر خود قرار داده است، نحوه تأثیرپذیری آن ها از جوامع قدرتمند و پیشرفته صنعتی می باشد. نکته اساسی در تعاملات فرهنگی به میزان و نوع تأثیرگذاری جوامع بر فرهنگ یکدیگر بستگی دارد که به تبع آن، سلطه پذیری ها و سلطه گری ها به منصه ظهور می رسند. این سلطه ها الزاماً از طریق قوّه قهریه نبوده و از راه تبلیغ و ترویج تا تقلید و تکرار الگوهای فرهنگی و شیوه زیست و به تبع آن تحولات فکری نتیجه می شوند. ده ها سال است که جوامع در حال توسعه یا عقب مانده صنعتی (به هر دلیلی) جوامع توسعه یافته صنعتی را به عنوان الگوی خویش پذیرفته و سعی در تکرار و تقلید آرا و نظریه ها و اعمال و شیوه زیست آن ها دارند. بدون ورود در همه مباحثی که ممکن است در این مقوله قابل طرح باشند، در این مجال، به موضوع زمینه ها و معادل گزینی برخی تعابیر اشاره می شود. در واقع سؤال اصلی این است که در تعاملات با سایر جوامع، در قلمرو نظریات و آرای مطروحه و همچنین در کاربرد تعابیر و اصطلاحات، چه موضوعاتی را باید مدّ نظر قرار داد تا ضمن بهره گیری از دستاوردهای دانش بشری از سلطه پذیری فکری و فرهنگی و عملی جامعه تا حدّ امکان پیشگیری شود. در انجام تحقیق نیز روش استقرایی مدّ نظر قرار گرفته و با تحلیل مواردی خاص و مشخص از موضوعات مطرح، نتیجه ای عمومی استنتاج شده و سپس درباره دو نمونه خاص (فضا و مکان) توضیحاتی ارائه خواهد شد. اهم نتایج و دستاوردهای مقاله عبارت اند از: تبیین فرایند تحولات فضا و تبدیل آن به مکان در شهر و ارائه تعاریف مراتب مختلف مکان، معرفی انواع طبقه بندی مکان، تبیین اشکالات ترجمه های جاری و لزوم ارائه تفسیر یا توضیح موضوعات به تناسب فرهنگ جامعه ایرانی و معرفی نسبت های مفاهیم واژگان ظاهراً معادل در دو زبان به نسبت فرهنگ های متفاوت آن ها.
این تحقیق با هدف شناسایی و بررسی عوامل مؤثر بر چابکی سازمان و رتبهبندی این عوامل در سازمان صدا و سیما انجام گرفت. روش تحقیق کاربردی بوده و به روش توصیفی/پیمایشی انجام گرفت.
جامعه آماری تحقیق حاضر، کلیه مدیران ارشد و میانی سازمان صدا و سیما میباشند که نمونهای به حجم 210 نفر و به روش تصادفی ساده از میان آنها انتخاب شد. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها و آزمون فرضیههای تحقیق از آزمون تی و برای رتبهبندی عوامل از آزمون فریدمن استفاده شد.
نتایج تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که سازمان صدا و سیما از نظر تمامی ابعاد چابک است و فناوری اطلاعات و زنجیره تأمین دارای بالاترین رتبه و منابع انسانی دارای پایینترین رتبه در سازمان صدا و سیما میباشد. در نهایت، پیشنهاداتی بر مبنای نتایج تحقیق ارائه گشت.
در این مقاله، اثر ثروت(دارایی) مالی بر مصرف بخش خصوصی مورد آزمون قرار می گیرد. برآورد مدل خودرگرسیون برداری باوقفه های توزیعی(ARDL) با استفاده از داده های فصلی 1375:1 تا 1389:4 نشان می دهد که در کوتاه مدت و بلندمدت، میل نهایی به مصرف ناشی از درآمد قابل تصرف به ترتیب 361/0و 686/0 و میل نهایی به مصرف ناشی از ثروت مالی به ترتیب 261/0 و 497/0 می باشند. هم چنین الگوی تصحیح خطا نشان دهنده تعدیل عدم تعادل های کوتاه مدت با ضریب 525/0- است که سرعت تعدیل نسبتاً مناسبی محسوب می شود.
در این پژوهش نگارنده با مطالعه متون اسلامی و مفاهیم کسب و کار به دنبال شناسایی و ارائه چارچوب مفهومیِ سبک کسب و کار اسلامی به عنوان یکی از عوامل سبک زندگی اسلامی پرداخته است. این پژوهش از نوع کاربردی و گردآوری داده ها از نوع کیفی کمی است. نمونه آماری در بخش کیفی، آیات و روایات اسلامی و در بخش کمی، 108 نفر از خبرگان علوم اسلامی است. روش تحلیل داده ها در بخش کیفی، کدگذاری و در بخش کمی، تحلیل عاملی تأییدی به روش حداقل مربعات جزئی است. یافته های پژوهش نشاندهنده وجود هشت بُعد در سبک کسب و کار اسلامی است که به ترتیب اهمیت عبارت است از: ملاحظات خاص کسب و کار، اخلاق فردی، اخلاق کسب و کار، باور به خدا، ملاحظات بازاریابی و فروش، ویژگیهای شخصیتی، ملاحظات مالی کسب و کار، و ملاحظات مدیریتی کسب و کار. این هشت بعد در دو گروه ابعاد عام فردی و خاص شغلی قرار می گیرد و مجموعا 64 جزء دارد. بدیهی است تحقق سبک کسب و کار اسلامی علاوه بر تبیین چارچوب مفهومی، مستلزم مشارکت همه ارکان جامعه در سطوح خرد، میانی و کلان است.
هدف: تعیین نرخ دسترسی فیزیکی به کتاب های فارسی و انگلیسی در دانشگاه اصفهان، با هدف بهبود دسترس پذیری به آنها در شبکه کتابخانه ای این دانشگاه.
روش: سیاهه ای از 2972 عنوان کتاب استناد شده در 97عنوان پایان نامه تحصیلات تکمیلی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه اصفهان تهیه شد. در گام نخست موجود بودن هر یک از رکوردهای کتابشناختی در فهرست پیوسته کتابخانه های دانشگاه اصفهان بررسی شد. در گام دوم موجود بودن فیزیکی عناوینی که رکوردهای کتابشناختی آنها یافته شد، در قفسه مشخص و بدین ترتیب نرخ دسترس پذیری به آنها تعیین شد. در گام سوم تلاش شد دلایل موجود نبودن اقلام یافت نشده در قفسه، شناسائی و موانع دسترس پذیری شناخته شود. برای منظور اخیر با کتابداران بخش امانت مصاحبه انجام گرفت. اطلاعات به دست آمده از سیاهه وارسی با استفاده از نرم افزار آماری و آمار توصیفی تحلیل شد.
یافته ها: دو نرخ دسترسی به دست آمد: 4/22% برای تمام کتاب های چاپی که در 97 پایان نامه به آنها استناد شده بود، و 69% برای کتاب هایی که فهرست پیوسته موجود بودن آنها را نشان می داد. بر پایه نمونه گیری از 1668 عنوان انگلیسی ناموجود مورد استناد و جستجوی آنها در فهرست های پیوسته 6 کتابخانه در دیگر دانشگاه های عمده کشور و پایگاه گوگل بوک، معلوم شد به احتمال 95%، حداکثر 19% آنها را می توان در داخل کشور یافت. این امر را می توان نشان دهنده پدیده استناد کاذب دانست که از مصادیق سوء رفتار آکادمیک است. دیگر موانع دسترسی فیزیکی به کتاب های موجود در کتابخانه های دانشگاه به ترتیب عبارتند از: نقایص مدیریت مجموعه، در امانت بودن، و پراکنده بودن در واحدهای کتابخانه ای متعدد (به ویژه در دو کتابخانه خوابگاهی تک جنسیتی). در مصاحبه با کتابداران کاستی های مدیریت مجموعه، مشخص نبودن وضعیت منابع وجین شده، انجام ندادن شلف خوانی، بی دقتی در صحافی و مشکلات نرم افزار فهرست کتابخانه عنوان شد.