فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۲٬۹۰۱ تا ۳۴۲٬۹۲۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
بازسازی اندیشه اسلامی
مکتب تفسیری صدرالمتالهین
عرفان پس از مدرنیته
روان شناسی ، دین و معنویت
نقد و تحلیل شرحهای اسکندرنامه نظامی گنجوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بخش عمده تحقیقات ادبی درباره اسکندرنامه نظامی، به شرح ابیات و معنی لغات و اصطلاحات این منظومه اختصاص دارد. در این مقاله ابتدا به معرفی شرحهای اسکندرنامه نظامی و نقد شکلی و محتوایی آن ها پرداخته شده و سپس ریشه های اختلاف نظر شارحان در سه حوزه زیر، با ذکر مثالهایی از آن منظومه، تبیین و تحلیل شده است:الف) واژگان؛ گاه اختلاف نظر شارحان در معانی حقیقی واژه ها، معانی استعاری واژه ها و یا حقیقی یا استعاری بودن واژگان، سبب اختلاف معانی ابیات شده است.ب) عبارت؛ گاه اختلاف نظر در معانی حقیقی یا کنایی عبارت و یا معانی مختلف کنایی موجب اختلاف معنای ابیات شده است.ج) کل بیت؛ گاهی نیز تعقید لفظی و معنوی، استعداد تاویل پذیری ابیات و نحوه خواندن بیت، سبب بروز معانی مختلف گردیده است. همچنین در پاره ای موارد، اختلاف در چگونگی تصحیح نیز، موجب تفاوت ابیات و به تبع آن تفاوت در معانی آنها شده است.
آسیب شناسی رشته «زبان و ادبیات فارسی» در بوته نقد آرا تربیتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در عصر جهانی شدن، فناوری اطلاعات و هجوم شتابناک علوم و تجارب که روزگار رقابت تنگاتنگ جوامع بشری است، یگانه راه حضور مستمر و موثر در صحنه جهانی، ارتقا کیفیت نظام آموزشی است؛ به گونه ای که این امر در دهه های اخیر، به مهمترین دغدغه کارشناسان مسایل تعلیم و تربیت در کشورهای توسعه یافته بدل شده است.به باور کارشناسان، بدون ارایه طرحهای جدید برای تغییر در وظایف و عملکرد نظام آموزشی و دگرگونی محتوا و روشها، نمی توان نسل حاضر را برای زندگی در جامعه متحول و در حال تغییر امروز و فردا تربیت کرد.این دستاورد مهم فکری در کشور ما نیز مسوولیت های تازه ای را بر دوش متولیان امر آموزش می گذارد و بر ضرورت تجدیدنظر در برنامه های نظام آموزشی تاکید می ورزد.«زبان و ادبیات فارسی» به عنوان پیشینه مندترین رشته دانشگاهی در دانشگاه های ایران به طریق اولی، نیازمند چنین بازنگریهایی است.سنجش میزان انطباق پذیری اصول فعلی آموزشی در این رشته، با معیارهای علمی و استاندارد همچون پرورش تفکر انتقادی، یادگیری معنادار، زندگی محوری و بسیاری دیگر از موازین دخیل در روشهای کارآمد آموزشی، از اهداف مقاله حاضر است.
حاشیه بر حاشیه شارحان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، شرح و گزارش چند بیت از متون ادب فارسی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. نگارنده با ارایه برخی از دلایل و شواهد، نکاتی در لغزش گزارش شارحان آن ابیات گوشزد نموده و کوشش کرده است با ارایه شواهد، مفهوم و معنی آن ابیات را روشن کند. تامل در شرح و گزارش این ابیات، ضرورت توجه به رو ساخت متون ادبی را برای دریافت درون مایه و ژرف ساخت آن آثار بیان می کند.
افلاطون و نظریه های دوگانه او درباره شعر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
اگرچه پیشینه وجود ادبیات در زندگی بسیاری از جوامع کهن به دوره های پیش تاریخی برمی گردد، اما خاستگاه ظهور نقد ادبی -به عنوان دانشی که به تحلیل ماهیت وجودی شعر و ادبیات می پردازد- بی تردید ریشه در یونان باستان دارد و در این میان، نقش افلاطون به عنوان یکی از پیشگامان این فن، غیرقابل انکار است. نظریه های افلاطون درباره شعر را می توان به دو بخش نظریه های «الهامی» و «تقلیدی» طبقه بندی کرد؛ او در نخستین نظرگاه -در رسایل ایون و فایدروس- شعر را نتیجه جذبه و جنون و الهامی ناخودآگاه از خدایان شعر (موزها) دانسته، به ستایش مقام شاعران می پردازد و در دومین منظر -در جمهور و قوانین- با چرخشی آشکار، شعر را نتیجه تقلید شاعر از طبیعت مخلوق ( تقلید تقلید) و دو درجه پایین تر از حقیقت مثالی می داند و از لحاظ اخلاقی نیز آن را برانگیزاننده احساسات پست و زایل کننده وقار عقلانی دانسته، به شدت آن را مورد انتقاد قرار می دهد. بعدها ارسطو در فن شعر خود این انتقادات افلاطون از شعر را پاسخ می دهد.در این جستار، نظریه های دوگانه افلاطون درباره شعر، مورد بررسی قرار گرفته، در خاتمه به دفاع ارسطو از شعر نیز پرداخته خواهد شد.
سایه عرفی بر طرز تازه (اثرپذیری شاعران سبک عصر صفوی از عرفی شیرازی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
عرفی شیرازی (متوفای 999) از شاعران دوره آغازین شکل گیری سبک عصر صفوی (سبک هندی) است. عرفی در شیراز به دنیا آمد و در جوانی به هندوستان سفر کرد. تذکره نویسان عصر صفوی برای مهاجرت او به هند، دلایل گوناگونی ذکر کرده اند. عرفی از نظر زمانی در دوره ای می زیست که شعر فارسی در حال دگرگونی سبکی بود. میراث شاعران ممتاز فارسی نظیر فردوسی، نظامی، خاقانی، سعدی و حافظ با ظهور شاعرانی مثل وحشی بافقی و بابافغانی شیرازی، دستخوش تحولات فراوانی شد. عرفی شیرازی از یک سو در دوره افول قصیده گویی سنتی و از سوی دیگر در آغاز پیدایی غزل موسوم به سبک هندی قرار داشت. بر اساس نظریه سبک هندی غزل از لحاظ درون مایه، حاصل ضرب آگاهی در منطق شعری است و غایت کارکرد یک غزل ممتاز در این سبک، اعجاب آفرینی در شنونده است. مبانی سنتی غزل که با سعدی و حافظ انسجام تاریخی یافته بود، در دوره عرفی و کمی قبل از او (در زمان بابافغانی شیرازی) در هم شکست و پایه های غزلی نو بر اساس نظریه فوق، ریخته شد. عرفی در سرآغاز این انقلاب ادبی قرار داشت. او آگاهی شاعرانه را با منطق هنری خود درآمیخت و طرحی دیگر از سخن درافکند. شاعران برجسته سبک عصر صفوی از عرفی به عنوان استاد شعر و پیشکسوت در فن غزل یاد کرده اند.بس است عرفی هم داستان من صائب به نغمه سنجی مرغ سحر چه کار مرا (صائب)کیفیت عرفی طلب از طینت غالب جام دگران باده شیراز ندارد (غالب دهلوی)از لحاظ مضمون و فرم، شاعران سبک عصر صفوی از شعر عرفی تاثیر فراوان گرفته اند. در این مقاله به چگونگی و میزان این تاثیرگذاری توجه شده و مقایسه ای ضمنی بین شعر عرفی و شاعران ادوار بعدی صورت گرفته است.
بررسی برخی وجوه اشتراک و افتراق داستان های کوتاه صادق چوبک و ارنست همینگوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
صادق چوبک از جمله بینان گذاران داستان کوتاه در ایران است. علیرغم نوسان هایی که در تکنیک او وجود دارد، وی نویسنده ای توانمند و تاثیرگذار در تاریخ ادبیات داستانی ایران بوده است. به همین ترتیب نقش ارنست همینگوی از نظر تاثیر در شکل گیری داستان کوتاه به عنوان یک قالب جدی هنری در جهان انکارناپذیر است. چوبک برخی داستان های کوتاه خود را کاملا به سبک همینگوی نوشته است. در بسیاری از داستان های کوتاه او، ردپای همینگوی مشاهده می شود. علاوه بر این، تاثیر همینگوی حتی در رمان او (تنگسیر) مشهود است. با این حال، به طور طبیعی برخی از ویژگی های داستان نویسی او چه در بعد اندیشه و چه در بعد تکنیک با همینگوی متفاوت است و در مواردی این تفاوت به طور کامل خود را نشان می دهد. در این بررسی، هدف آن است که وجوه مشترک و متفاوت شیوه نویسندگی چوبک در مقایسه با ارنست همینگوی مورد توجه قرار گیرد. در این مجال بررسی داستان ها و مقایسه آنها در دو بعد درونمایه و ساختار انجام گرفته است. نتایج بررسی نشان داده است که صادق چوبک نخستین نویسنده ایرانی است که به گرته برداری از ارنست همینگوی پرداخته است. عینی گرایی، استفاده از ضدقهرمان ها و بکارگیری شیوه نگارشی خاص همینگوی، از موارد عمده شباهت میان برخی آثار دو نویسنده است. از وجوه مهم تفاوت دو نویسنده، یکی عدم پیروی چوبک از یک سبک واحد، دیگری درونمایه های آشکار و صریح داستان های چوبک و در نهایت گرایش چوبک به داستان هایی با لایه های سطحی روان شناختی است که در آثار همینگوی قابل مشاهده نیست. ضمن این که چوبک نیز مانند بسیاری از پیروان همینگوی در درک عمیق شیوه نگارشی او موفق نبوده و تنها به گرته برداری سطحی پرداخته است.
بررسی تطبیقی آثار صمد بهرنگی و شل سیلورستاین (عنوان عربی: دراسة مقارنة لنتاجات صمد بهرنگی وشل سیلورستاین)
حوزههای تخصصی:
ادبیات تطبیقی نوعی فعالیت در حوزه نقد نقد ادبی محسوب می شود که در آن، ادبیات در مفهوم کلی آن مقایسه و درباره تلاقی ادبیات در دو یا چند فرهنگ و زبان مختلف پژوهش می شود. در بررسی تطبیقی آثار، می توان به چگونگی تاثیر و تاثر دیدگاه های فکری و نقاط وحدت اندیشه بشری در زمینه های مختلف پی برد.در مقاله حاضر نخست مفاهیم و تعاریف کلی ادبیات تطبیقی و مبانی آن بیان شده است. سپس از دیدگاه محتوایی و ساختاری، درونمایه های آثار صمد بهرنگی، منتقد و نویسنده ادبیات کودک در ایران و شل سیلورستاین، شاعر و نویسنده ادبیات کودک در امریکا را بررسی کرده ایم. نقاط اشتراک و افتراق این دو نویسنده از لحاظ فضای زمانی و مکانی، نگرش قالب، تطابق ساختاری، شخصیت پردازی و دیگر عوامل به اجمال بررسی و تحلیل شده است. گرچه ممکن است این دو نویسنده اثر مستقیم بر یکدیگر نداشته باشند، از نظر توارد می توان وجوهی مشترک در بین آنها یافت و این امر سبب می شود تا ما دو نویسنده را دریابیم و تلاقی افکار آن دو را در حوزه های خاص بررسی کنیم.اگرچه زمان و بستر متفاوت اجتماعی، به بروز تفاوت هایی بنیادین در نگرش این دو نویسنده منجر شده است، زمینه کودکانه نوشته های آنها به سمت تربیت خانوادگی و مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، قدرت تخیل و توصیف بسیار بالا، عشق، توجه به مردم، فقر، حرکت و پویایی، همدلی و نگریستن به جهان از دریچه چشم کودک از ویژگی ها و درونمایه های مشترک بهرنگی و استاین است.توضیح اینکه استاین فرجام کار شخصیت های بهرنگی را به تصویر می کشد، بنابراین شاید بتوان چنین نتیجه گرفت که اندیشه استاین رشدیافته و به تکوین رسیده تفکر بهرنگی است.چکیده عربی: یقدم هذا المقال أولا تعاریف کلیة عن الأدب المقارن وأصوله. ثم یقارن بین نتاجات صمد بهرنگی الکاتب والمنتقد الإیرانی فی مجال أدب الأطفال ونتاجات شل سیلورستاین الشاعر وکاتب أدب الأطفال الأمیرکی من حیث الشکل والمضمون. کما یتطرق إلی وجوه الاشتراک والافتراق بینهما من حیث الأجواء الزمانیة والمکانیة، الأشکال، والتراکیب، وخلق الشخصیات، وغیرها. وبالرغم من عدم تأثر مباشر بین الکاتبین إلا أن هناک وجوها مشترکة بینهما علی سبیل التوارد ما جعلنا ندرس تلاقی أفکارهما فی الحوزات الخاصة.وبالرغم من وجود مفارقات أساسیة بین رؤی الکاتبین بسبب التباعد الزمانی والظروف الاجتماعیة المختلفة بینهما إلا أن هناک تشابهات فی مضامینهما: کالمیل إلی التربیة الأسریة، وتناول الموضوعات الاجتماعیة، والسیاسیة، والثقافیة، وکقوة التخیل، والوصف العالی، والحب، والاهتمام بالشعب، والفقر، والحرکة والنشاط، والوفاق، ورؤیة العالم من منظار الأطفال. تجدر الإشارة إلی أن استاین یصور عواقب شخصیات صمد بهرنگی، ما یجعلنا نستنتج أن أفکار صمد بهرنگی تنضج وتتکامل لدی شل سیلور ستاین.
بررسی جنبه های نفوذ واژگان زبان فارسی در زبان های شبه قاره هند و پاکستان (عنوان عربی: دراسة لأسباب تسرب مفردات اللغة الفارسیة إلی لغات شبه القارة الهندیة و باکستان)
حوزههای تخصصی:
از آنجا که زبان پدیده ای زنده و نهادی اجتماعی است، همواره در سیر تحولی خود، به ویژه در برخورد با زبان های هم خانواده، تحت تاثیر عوامل سیاسی، اجتماعی، دینی و فرهنگی قرار می گیرد و بنا به جایگاه و موقعیت خود، حالتی تاثیرگذار یا تاثیرپذیرنده پیدا می کند. بر اثر این برخورد است که عناصری از زبانی به زبان دیگر راه می یابد و در موارد بسیاری سبب غنای زبان وام گیرنده می شود.البته این امر به زبان یا دوره ای خاص محدود نیست، بلکه می توان گفت که این دادوستد زبانی و به ویژه واژگانی، تقریبا در تمامی زبان های زنده از قدیم ترین ایام رایج بوده و در علم زبان شناسی، به پدیده «وام گیری» یا «قرض گیری» معرف است.در مقاله حاضر، کوشش شده است ضمن بیان اجمالی روند تاثیر و تاثر قاموسی بین زبان ها به طور عام، نحوه ورود واژه های فارسی در زبان های رایج امروز شبه قاره ــ تا آنجا که حدود مقاله اجازه می دهد ــ و در نهایت، میزان دامنه نفوذ کلمات فارسی در زبان های متداول سرزمین بزرگ هند و پاکستان بررسی شود.چکیده عربی:بما أن اللغة تعتبر ظاهرة حیة وکیانا اجتماعیا، فإنها فی طریق نموها و خاصة بعد احتکاکها باللغات القریبة منها تخضع دائما لأسباب سیاسیة، واجتماعیة، ودینیة، وثقافیة وتتراوح بین التأثیر والتأثر بالنسبة إلی مکانتها. و نتیجة لهذا الاحتکاک تنتقل بعض العناصر من لغة إلی أخری وطالما یؤدی هذا الانتقال إلی تکامل اللغة المأخوذة عنها.هذا و إن هذا الأمر لم ینحصر فی لغة معینة أو فترة بعینها، بل شاع هذا التبادل اللغوی سیما بین المفردات فی کل اللغات الحیة منذ أقدم العصور ویسمی فی علم اللغة بظاهرة «الأخذ اللغوی» أو «القرض اللغوی».یحاول هذا المقال بعد تقدیم خلفیة موجزة عن مجری التأثیر والتأثر المعجمی بین اللغات بشکل عام، أن یدرس کیفیة تسرب المفردات الفارسیة إلی اللغات السائدة فی شبه القارة الهندیة الیوم و أخیرا یقدم مدی نطاق نفوذ تلک المفردات فی اللغات الموجودة فی الهند و باکستان
یک حکایت، چند روایت نقد و نظری تطبیقی بر داستان «نگریستن عزراییل بر مردی...» در مثنوی و الهی نامه، با نگاهی به چند ماخذ دیگر (عنوان عربی: حکایة واحدة، روایات متعددة دراسة نقدیة مقارنة لقصة «نظرة عزراییل إلی رجل...» فی المثنوی و إلهی نامه، خلال دراستها فی مصادر أخری)
حوزههای تخصصی:
توضیح و تفسیر قصه ها و تمثیل ها در مثنوی مولانا، کلید شناخت این حماسه عرفانی بزرگ است؛ زیرا مولوی، قصه و تمثیل را برای اثبات دعاوی و آشنایی ذهن مخاطب با عقیده و نظر حکمی و عرفانی خود به کار می برد.در مقاله حاضر سعی شده است با مقایسه یکی از حکایات مثنوی به نام «نگریستن عزراییل بر مردی...» با چند ماخذ دیگر قبل از مثنوی، وجوه برتری قصه پردازی مولانا بر سایرین تبیین شود. به همین منظور، این حکایت از دفتر اول مثنوی با همین حکایت در آثاری مانند کیمیای سعادت غزالی، الهی نامه شیخ عطار، کشف الاسرار میبدی، ترک الاطناب فی شرح الشهاب ابن قضاعی و جوامع الحکایات عوفی، به شیوه نقد تطبیقی مقایسه شده است.مخاطب با مطالعه این آثار درمی یابد این حکایت در مثنوی، طرب انگیزتر و جامع تر از سایر آثار است و رابطه منطقی تری میان اجزای آن وجود دارد.چکیده عربی:إن المفتاح الحقیقی لمعرفة المثنوی بوصفه أکبر حماسة عرفانیة، یتمثل فی توضیح قصصه وتمثیلاته وتفسیرها؛ لأن مولانا جلال الدین یستخدم القصة والتمثیل لإثبات عقائده الحکمیة والعرفانیة وتعرّف المخاطب علیها. ومن هذا المنطلق یحاول هذا المقال جوانب تفوق مولانا فی تناول القصة علی الآخرین بعد مقارنة إحدی حکایات مثنوی بعنوان «نظرة عزراییل إلی رجل...» بمصادر أخری تسبق المثنوی. وتحقیقا لهذا الهدف تم دراسة تلک الحکایة الموجودة فی الدفتر الأول من المثنوی مع أخواتها الموجودة فی نتاجات أخری: ککیمیاء السعادة للغزالی، وإلهی نامه للعطار، وکشف الأسرار لمیبدی، وترک الإطناب فی شرح الشهاب لابن القضاعی، وجوامع الحکایات للعوفی علی سبیل الدراسات النقدیة المقارنة.والقارئ بعد قراءة تلک النتاجات یدرک أن الحکایة المذکورة فی المثنوی ألطف وأجمع من مثیلاتها فی باقی النتاجات وأن هناک انسجاما أکثر بین أجزاءها إذا ما قورن بتلک النتاجات.