بالغ بر نیم قرن است که پژوهشگران غربی با پدیده ی حلقه ی مشترک در سندهای روایات آشنا شده اند، تفسیرهایی متفاوت از آن عرضه کرده اند و کوشیده اند با بهره گیری از آن، تاریخ پیدایش و نشر روایات را شناسایی کنند. مقاله ی حاضر با روش و رویکرد تحلیلی، تفسیرهای گوناگونِ این پدیده را تبیین و پیش فرض های روش شناختی هر یک از این تفسیرها را تحلیل می کند. در این پژوهش آشکار می شود که دست کم سه تفسیر متمایز از حلقه ی مشترک وجود دارد و بنابر هر تفسیر، تاریخی متفاوت برای پیدایش و نشر روایت تعیین می شود. در این تفسیرها، حلقه ی مشترک، مسئول جعل و نشر روایت برشمرده می شود، محصول جعل سندها در دوره ای متأخر تلقی می گردد، یا نخستین جامعِ روشمند روایات به شمار می آید. تاریخ پیدایش حدیث نیز، متناسب با تفسیرهای پیش گفته و به ترتیب، به زمان حلقه ی مشترک باز می گردد، متأخر از وی تلقی می شود، یا کهن تر از او به شمار می رود. همچنین، معلوم می شود که اختلاف یا تقابل تاریخ گذاری روایات به پیش فرض هایی بازمی گردد که هریک از این تفسیرها بر آن ها استوار شده اند.
«حدیث» پس از قرآن، دومین منبعِ استنباط احکام فقهی و شریعت اسلامی شناخته میشود. عموم مسلمانان حدیث را تنها ابزار دستیابی به سنت نبوی یعنی قول، فعل و تقریر پیامبر میدانند. بنابراین، حدیث نقشی اساسی در شکل گیری سنت اسلامی داشته است تا آنجا که تلقی عام این است که حدیث همواره از حجیتی بیچون و چرا برخوردار بوده است.این مقاله با رویکرد تحلیلی به این موضوع می پردازد. بررسی تاریخی نشان میدهد که حدیث همواره از این مقبولیت و حجیت گسترده و عام بهره مند نبوده است. در آثار اسلامی کهن، مخالفت هایی با نقل و ضبط حدیث و کاربرد آن به عنوان منبع استنباط احکام شرعی گزارش شده است. در سدة نوزدهم و بیستم میلادی نیز مجدداً مخالفت هایی با حدیث شکل گرفته است که لزوماً محدود به یک منطقة جغرافیایی خاص نیست.
اصل مقاله انگلیسى، تلخیصى است از پایان نامه کارشناسى ارشد اندریاس گورکه که در دانشگاه هامبورگ به سال 1996م به آلمانى نگاشته است.(3)پیش از این تحقیق، چندین پژوهش درباره واقعه حدیبیه انجام شده که نویسنده، فهرستى از آنها را آورده است. در برخى پژوهشىهاى پیشین با بازسازى واقعه حدیبیه بر مبناى منابع متقدم، سعى شده روایتى منسجم از واقعه عرضه شود. این روایت، ترکیبى از روایات مختلفِ برگرفته از منابع متقدم تاریخى است که در آن، عناصر اصیل واقعه حدیبیه با افزودههاى بعدى درهم آمیخته است. نویسنده در این تحقیق، کوشیده است با پیادهسازى روش تحلیل متن و اسناد، روایت حدیبیه را از کهنترین منبع آن، بازسازى کرده و با تفکیک اجزاى مختلف تشکیل دهنده روایت، عناصر تاریخى و اصیل آن را از بخشهاى غیر تاریخى و نامعتبر، تمیز دهد.