ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۲۶۱ تا ۲۰٬۲۸۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
۲۰۲۶۱.

طراحی بیانگرهای ارزشیابی نظام رفاه کودک در ایران با رویکرد مدل منطقی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۵
مقدمه: کشورهای مختلف عمدتا در کنار مجموعه خدمات برای تامین نیازهای عموم کودکان، به نیازهای ویژه انواع کودکان در وضعیت های مخاطره آمیز، در قالب نظام رفاه کودک رسیدگی می کنند. در دهه های اخیر با توجه به اهمیت اثربخشی و بهره وری، ارزشیابی این خدمات مورد توجه قرار گرفته است. لذا این مطالعه به دنبال این است که بیانگرهایی برای ارزشیابی نظام رفاه کودک در ایران تدوین کند. روش: در این مطالعه، با کمک مرور منابع داخلی و بین المللی، مجموعه ای از بیانگرهای اولیه استخراج و تدوین شدند. سپس روایی محتوای آن ها شامل مناسبت و شفافیت هر سؤال، مناسبت و شفافیت کلی ابزار و جامعیت کلی ابزار با کمک صاحب نظران مختلف اندازه گیری و تایید شد. یافته ها: در نهایت بیانگرهای ارزشیابی نظام رفاه کودک ایران در چهار طبقه درونداد( 74 بیانگر در ابعادی مانند نیروی انسانی و منابع مالی)، فرایند( 17 بیانگر در ابعادی مانند اجرای مداخلات مبتنی بر استانداردها)، برونداد (53 بیانگر در ابعادی مانند پوشش خدمات) و برآیند (71 بیانگر در ابعادی مانند توانمندسازی فرزندان بالای 19 سال تحت حمایت و پیگیری) اصلاح و تایید شدند. بحث: این مطالعه بیانگرهایی با رویکردی سیستمی، کل نگر و یکپارچه، برای نظام رفاه کودک ایران تعریف کرده که فرایند و همچنین تعاملات اجزا و سطوح مختلف زمینه و اهداف مرتبط با کودکان را در نظر گرفته است. لذا برنامه ریزی برای ایجاد و تکمیل این اطلاعات در گذر زمان، مقایسه نتایج آن در کشور در سطح ملی و استانی و حتی با کشورهای دیگر، می تواند زمینه ساز ارتقای خدمات و سیاست های رفاه کودک در ایران گردد.
۲۰۲۶۲.

نقدی بر "تحلیل کتاب سنجی و مصورسازی نشریه مدیریت سلامت طی سال های 1376 تا 1403": چالش های انتشار و استناد در نشریات فارسی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۶۱
روند استنادهای دریافتی 198 مقاله نمایه شده مدیریت سلامت در اسکوپوس بین سال های 2019 تا 2024 نشان می دهد که تعداد استنادها از صفر استناد در 2019 به 97 و 84 استناد در سال های 2024 و 2025 رسیده است. 183 استناد (51درصد) در مجلات ایرانی و 174 استناد (49 درصد) در مجلات غیرایرانی بوده است. روند سالانه استنادها نشان دهنده افزایش استنادهای دریافتی در مجلات غیرایرانی و توسط نویسندگان غیرایرانی است. به نظر می رسد نمایه شدن در اسکوپوس علاوه بر افزایش استنادهای دریافتی، منجر به مشاهده پذیری و اعتماد بیشتر مقالات شده است. نویسندگان ایرانی تمایل کمتری به انتشار مقاله های باکیفیت خود در مجلات فارسی و استناد به مقاله های فارسی نشان می دهند. سیاست های پژوهشی مانند تاکید بر دوره های آموزشی نگارش مقاله به زبان انگلیسی، امتیاز پژوهشی کمتر برای مقالات فارسی، دریافت امتیاز بیشتر در ارزشیابی دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی برای مقاله های منتشر شده به زبان انگلیسی، در مجلات نمایه شده در ISI با چارک های بهتر، اختصاص گرنت های پژوهشی به نویسندگان با مقاله های بیشتر نمایه شده در ISI با چارک ها و ضریب تاثیر بهتر، الزام دانشجویان دکتری به انتشار فعالیت های پژوهشی در مجلات تحت پوشش PubMed و ISI از عوامل بی میلی نویسندگان ایرانی به مجلات فارسی است. بنابراین، مجلات فارسی از جمله مدیریت سلامت هم از مقالات باکیفیت و هم از دریافت استناد محروم می مانند.
۲۰۲۶۳.

مدیریت نامناسب بحران ریزگردها در عراق و پیامد های ناشی از آن بر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۶
یکی از مهم ترین بحران های زیست محیطی در مناطق خشک و نیمه خشک جهان، پدیده بیابان زایی و فرسایش بادی است که وقوع طوفان های گرد و غبار و حرکت ریزگردها از پیامدهای آن محسوب می شود. پدیده ریزگرد یکی از پدیده های مخرب و رایج در نواحی خشک و بیابانی است که تأثیرات زیان باری بر محیط زیست می گذارد. عراق به سبب شرایط اقلیمی و جغرافیایی مستعد رخداد پدیده ریزگرد می باشد. هیدروپلیتیک و مدیریت منابع آب این کشور تأثیر بسزایی در محیط زیست منطقه و تعاملات هیدروپلیتیکی با کشورهای همسایه دارد. سالیان چندی است که این پدیده ژئوپلیتیکی در ایران نیز افزایش محسوسی یافته و دامنه آن تا شهرهای عمده کشیده شده و اثرات زیان باری را برای کشورمان به همراه داشته است. این تحقیق در صدد است که با روش توصیفی_تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنتی به شناخت دقیقی از وضعیت جغرافیایی کانون های ریزگردساز و مسیر آن ها در منطقه دست یابد و سپس با استناد به اطلاعات و شواهد کسب شده به تحلیل مدیریت بحران ریزگردها در عراق و تأثیر آن بر ایران بپردازد. نتایج حاکی از آن است که عراق به عنوان یکی از کانون های مهم ایجاد و انتشار گرد و غبار در ایران می باشد و سیاست های ناکارآمد عراق در زمینه منابع آبی و بحران ریزگردها بر محیط زیست و هیدروپلیتیک ایران تأثیرگذار بوده و حتی روابط هیدروپلیتیکی بین ایران و عراق را نیز تحت تأثیر قرار داده است. جهت کاهش پدیده ریزگرد در ایران، مدیریت مناسب منابع آب در کشور عراق الزامی است. از این سو انتظار می رود، عراق با مدیریت صحیح و دیپلماسی کارآمد و با تعامل تنگاتنگ با نهادهای مرتبط منطقه ای و بین المللی و کشورهای همسایه به خصوص ایران، در جهت حل این بحران اقدام نماید.
۲۰۲۶۴.

نقش سیاست های دولتی در تسهیل یا محدود کردن تجارت بین المللی: بررسی موردی تجارت خارجی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۲۹
تجارت بین المللی در سال های اخیر به یکی از عوامل کلیدی توسعه اقتصادی کشورها تبدیل شده است. با این حال، در ایران، تأثیر سیاست های دولتی بر تسهیل یا محدودسازی این فرایند همواره مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. هدف این پژوهش، تحلیل و بررسی اثر سیاست های ارزی، تعرفه ای و نهادی دولت بر جریان تجارت خارجی ایران است. این مطالعه با رویکرد کیفی و بر اساس تحلیل محتوای اسناد و مطالعات داخلی و بین المللی، به دنبال تبیین ارتباط میان مداخلات دولتی و عملکرد تجارت خارجی ایران در چارچوب نظری اقتصاد سیاسی تجارت و نظریه سازگاری در شرایط تحریم می باشد. یافته ها نشان می دهد که در چهار دهه گذشته، سیاست های تجاری ایران ترکیبی از اقدامات تسهیل کننده و محدودکننده بوده است. از یک سو، اقداماتی نظیر ایجاد مناطق آزاد، پیمان های پولی و توافق های تهاتری با کشورهای همسایه به حفظ حداقلی از جریان تجاری کمک کرده اند. از سوی دیگر، نوسانات ارزی، نظام چندنرخی، تعرفه های نامتوازن و بوروکراسی سنگین، تجارت رسمی را تضعیف و زمینه ساز رشد بازارهای غیررسمی شده اند. در نتیجه، اثر خالص سیاست های تجاری دولت به سمت بی ثباتی و کاهش اعتماد فعالان اقتصادی گرایش پیدا کرده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که ضعف نهادی، عدم هماهنگی سیاست ها و رویکرد واکنشی دولت، مهم ترین موانع ساختاری در مسیر توسعه تجارت پایدار ایران هستند. در پایان، پژوهش پیشنهاد می کند که دولت با ایجاد ثبات در نظام ارزی، هماهنگی بین سیاست های صنعتی و تجاری، گسترش پیمان های منطقه ای و ارتقای شفافیت نهادی، می تواند مسیر تجارت بین المللی را از وضعیت مقاومتی و اضطراری به سمت رقابت پذیری و پایداری هدایت کند.
۲۰۲۶۵.

رژیم صهیونیستی و بحران هویت در دولت یهود؛ تعارض صهیونسیمِ لیبرال سکولارِ مدرن با ارتدوکس های افراطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۲۵
با وجود گذشت هفتادوپنج سال از شکل گیری جامعه موزاییکی رژیم صهیونیستی، بحران های متعدد امنیتی و شکاف های مختلف اجتماعی و فرهنگی از جمله مسائل اقلیت های نژادی مانند آفریقایی تبارها، اعراب 1948 و بادیه نشین های نقب، مسائل مربوط به دگرباشان، خشونت علیه زنان، شکاف برطرف نشده یهودیان اشکنازی و سفارادی و جرائم راست گرایان افراطی علیه اعراب و چپ گرایان؛ همچنان این رژیم را تهدید می کند. مقاله پیش رو به دنبال پاسخ به این پرسش است که از میان تمامی شکاف ها و بحران های موجود در این رژیم، مهم ترین تهدید داخلی برای آن که بتواند تعیین کننده روندهای آینده آن باشد چیست؟ در پاسخ به این پرسش، این نوشتار نشان می دهد که با وجود گسل های فعال و نیمه فعال اجتماعی در این جامعه ساختگی، مهم ترین تهدیدی که هیچ گاه از میان نخواهد رفت و روز به روز بر زوایای تند آن افزوده خواهد شد، مسئله بحران هویت در رژیم است که جامعه مذهبی را در مقابل جامعه سکولار قرار داده و به نظر می رسد که این مشکل، تنها با حذف یکی از دو گروه رقیب برطرف خواهد شد.بر این اساس، پژوهش حاضر یک پژوهش کیفی با روش تبیینی-توصیفی است که با استفاده از داده های کمی و کیفی و روش گردآوری اسنادی و استنتاج کیفی از آن ها انجام شده است.
۲۰۲۶۶.

Teachers’ Experiences of Implementing the English Language Curriculum in Virtual Learning Environments: a phenomenological study in iranian lower secondary schools(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۶
This study examined teachers’ experiences of implementing the English language curriculum in virtual learning environments in Iranian lower secondary schools. A qualitative approach was adopted in this study using a phenomenological research strategy. This study was carried out with English language teachers working in lower secondary schools in Zanjan Province. A total of twelve participants were recruited through purposive snowball sampling. Data were collected via semi-structured interviews and subsequently analyzed using thematic analysis. To ensure the study’s validity, peer debriefing and participant feedback were employed, while reliability was established through Cohen’s kappa coefficient. The findings revealed a comprehensive categorization of teachers' experiences, comprising 143 basic themes, seven organizing themes, and one overarching theme. These organizing themes encompassed teachers' mental, attitudinal, psychological, and technological preparation; the status of educational platforms; the status of educational media, materials, and learning resources; the status of learning activities; the status of teaching strategies; the status of evaluation strategies; and finally, the status of teachers' interactions. This study confirms that Iranian EFL teachers have made notable progress in virtual education despite various challenges. A contextually adapted blended approach has proven to be effective, and the findings may inform similar educational contexts when accounting for teachers’ background variables.
۲۰۲۶۷.

Challenges in the Pedagogy of Clinical Reasoning: a philosophical reframing(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۳
Clinical reasoning lies at the heart of medical practice, yet its teaching remains one of the most conceptually complex challenges in medical education. Contemporary approaches, largely informed by cognitive science, have illuminated the mental mechanisms underlying diagnosis but have simultaneously reduced reasoning to an individual, decontextualized act of information processing. This reduction has led to a subtle yet pervasive dehumanization of clinical reasoning, obscuring its social, embodied, and interpretive dimensions. This paper argues that a comprehensive understanding of clinical reasoning requires a philosophical reframing that integrates insights from the philosophy of science, medicine, and technology, i.e. TRI-P model. In this sense, Medicine is best understood as a scientific practice realized through the mediation of technology, yet always oriented toward its ultimate telos: the care and healing of the patient. Through this synthesis, the study shows that reasoning in medicine is not a neutral cognitive operation but an interpretive, dialogical, and technologically mediated form of human understanding. Accordingly, a rehumanized pedagogy—grounded in epistemic pluralism, dialogical humanism, and critical technological literacy—is essential for cultivating responsible clinical judgment. From this perspective, clinical reasoning cannot be captured by cognitive models alone but must be reframed as phronesis: a form of practical wisdom enacted in moral and interpretive contexts. Drawing on Gadamer’s hermeneutic philosophy and Kenneth Sharpe’s conception of phronetic practice, the paper situates clinical reasoning as an embodied, dialogical, and ethically responsive activity. It concludes that medical education should nurture reflective judgment and moral discernment rather than mere analytical accuracy.
۲۰۲۶۸.

بررسی نظر کریپکی درباره مسئله نام های تهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۲
در این مقاله به شرح و بررسی آرای ساول کریپکی درباره مسئله نام های تهی پرداخته شده و از این جهت بیشتر تمرکز ما بر کتابِ ارجاع و وجود ایشان بوده است. در بخش اولِ مفصل ترِ مقاله، به تشریحِ همراه با جزئیاتِ دیدگاه کریپکی پرداختیم. او ابتدا مسائل نام های تهی مطرح کرده است و سپس به بیان و نقد پاسخ های موجود در زمانه خودش می پردازد. در گام بعدی با تمایز میان دو ساحتِ زبان تلاش می کند برای هر ساحتْ راه حلی در جهت معقولیت کاربرد نام های تهی ارائه کند. در ساحت توسعه یافته زبان، برای کاربردهای به اصطلاح درون-داستانی از عملگرِ جمله ای «در داستان» استفاده می کند و برای کاربردهای به اصطلاح برون-داستانی، نخستْ نوعی وجودشناسی برای هویت های خیالی معرفی می کند و سپس قائل به ارجاع این نام ها به آن هویت های انتزاعیِ موجود می شود. در ساحت توسعه نیافته، در مرحله معرفی این نام ها به زبانِ طبیعی، از نظریه ای تحت عنوان نظریه وانمودی زبان سخن می گوید و در آخرین گام و در مواجه با مسئله ارزشِ گزاره های واجد نام های تهی با پیشنهاد توسعه کاربردِ لفظ «کذب» مواجه می شویم. در بخش دوم مقاله به بررسی نظرات کریپکی و برخی بازخوردهایی پرداختیم که در مباحث فلسفی داشته است.
۲۰۲۶۹.

ساختار گزاره هایِ شعری در مخزن الاسرار نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۰
در این پژوهش به بررسی ساختار گزاره های شعری در مخزن الاسرار پرداخته شده است، ساختار جمله بندی و شکل گیریِ گزاره های شعری با جمله بندی گزاره های عادی زبان تا حدودی متفاوت تر است و آمیختگی عناصر دستوری و بلاغی، ساختارهای متنوعی در این گزاره ها ایجاد می کنند. با مطالعه مخزن الاسرار مشخص می شود که تلفیق عناصر دستوری و بلاغی، گزاره هایی متفاوت تر از گزاره های زبان معیار و عادی ایجاد کرده است. این گزاره های شعری ابتدا در دو بخش گزاره های غیراسنادی و اسنادی دسته بندی شده اند و ذیل هر دسته، متناسب با نوع آمیختگیِ عناصر دستوری و بلاغی، گزاره تشبیه محور، گزاره استعاره محور، گزاره مجازمحور، گزاره کنایه محور و گزاره تلمیح محور قرار می گیرند. سپس به گزاره های دیگری مانند گزاره با ژرف ساخت سنت ادبی، گزاره با ژرف ساخت متناقض نما و گزاره با ژرف ساخت ضرب المثلی اشاره می شود. این پژوهش نشان می دهد که گزاره های شعریِ مخزن الاسرار بسیار متنوع است و تأثیرپذیری آن از عناصر بلاغی به ایجاد ساختارهای ویژه ای در گزاره ها انجامیده و این موضوع را می توان در اشعار سایر شاعران نیز واکاوی کرد و به ویژگی ها و نوآوری های دستور زبانِ شعر فارسی بیشتر دست پیدا کرد.
۲۰۲۷۰.

گفتمان و بازنمایی تصویر خود و دیگری در سفرنامه جانستان کابلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۰
هدف: این پژوهش با به کارگیری روش توصیفی-تحلیلی و تلفیق سه رویکرد کلیدی تحلیل گفتمان انتقادی، بازنمایی و تصویرشناسی ، به بررسی کیفیت «تصویر» از «خود» و «دیگری» در سفرنامه ای از دهه ۱۳۹۰ می پردازد. هدف آن شناسایی عوامل تأثیرگذار بر این «بازنمایی» است. روش و پژوهش: این تحقیق، سفرنامه «جانستان کابلستان» اثر رضا امیرخانی را با به کارگیری چارچوب نظری سه گانه تحلیل می کند. این چارچوب، نظریات لاکلائو و موف در مورد گفتمان (که در آن همه پدیده های اجتماعی، گفتمانی تلقی می شوند)، دیدگاه استوارت هال در مورد بازنمایی (که تصاویر را برساخته هایی گفتمانی می داند) و تصویرشناسی - به طور خاص الگوی نانکت - را برای طبقه بندی تصاویر «دیگری» ترکیب می کند. یافته ها و نتایج: تحلیل ها نشان می دهد که هویت برساخته نویسنده به عنوان یک ایرانی مسلمان متعهد، اساس شکل گیری تصاویر را تشکیل می دهد. بر اساس رویکرد تصویرشناسی، سه نوع متمایز از «دیگری» شناسایی شد: «دیگری به مثابه غیربیگانه» یا «آلتر» (شامل افغان های هم قابل ستایش و هم قابل سرزنش)، «دیگری به مثابه بیگانه» (نمایندگی شده توسط طالبان و نیروهای غربی) و «دیگری گذرا یا زودگذر» (مانند افراد سازمان ملل). نتیجه گیری: این مطالعه نتیجه می گیرد که هویت ایدئولوژیک نویسنده و گفتمان مذهبی مسلط او، عوامل اصلی تأثیرگذار بر بازنمایی تصاویر در این سفرنامه بوده اند. چارچوب تحلیلی به کار گرفته شده متشکل از تحلیل گفتمان انتقادی، بازنمایی و تصویرشناسی در شکافتن این تصاویر کارآمد بوده و به عنوان الگویی قابل اجرا برای تحلیل سایر سفرنامه ها پیشنهاد می شود.
۲۰۲۷۱.

اصل بستار و فاعلیت الهی؛ مقایسه موضع فلسفه اسلامی و دیدگاه های معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۳۲
اصل بستار که بیان می کند تمام رخدادهای فیزیکی به طور کامل توسط علل فیزیکی پیشین تبیین پذیرند، یکی از مفاهیم بنیادین در فلسفه علم و فیزیک معاصر است. این اصل با تکیه بر قوانینی مانند بقای انرژی، چالشی جدی برای آموزه های الهیاتی ایجاد می کند که بر مداخله یا فعل الهی در جهان تأکید دارند. از دیدگاه تمامیت علّی فیزیک، جهان فیزیکی به عنوان یک نظام بسته عمل می کند و هر گونه تأثیر علّی غیرفیزیکی، مانند مداخله الهی، ظاهراً با این نظام بسته در تضاد است. با وجود این متفکران معاصر تلاش کرده اند میان مفهوم فعل الهی و اصل تمامیت علّی فیزیکی جمع کنند. این مقاله با روشی توصیفی-تحلیلی به بررسی رابطه میان اصل تمامیت علّی فیزیکی و فعل الهی می پردازد و چالش ها و راه حل های گوناگونی را که برای آشتی این دو مفهوم ارائه شده است، تحلیل می کند. درنهایت راه حل مستفاد از حکمت اسلامی را برای این مسئله تشریح می نماید. این راه حل دقیقاً با هیچ یک از ایده های اصلی موجود در مباحث معاصر تطبیق ندارد و در قالب یک تصویر سه وجهی قابل صورت بندی است که در بخش چهارم مقاله تشریح شده است.
۲۰۲۷۲.

تبیین براهین یگانگی خدا در فلسفه اسپینوزا و بازسازی برهان اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۶
فلسفه اسپینوزا را می توان جزء فلسفه های خداباور دسته بندی کرد، به این معنا که به وجود خدا باور دارد و آن را یگانه نیز می داند. البته تصوری که از خدا به دست می دهد، لزوماً همان تصوری نیست که متألهان و فیلسوفان در سنت الهیاتی ادیان ابراهیمی، عمدتاً از خدا به دست داده اند. اسپینوزا در آثار مختلف خود براهینی برای اثبات یگانگی خدا یا جوهر الهی به دست می دهد. در این مقاله تلاش کرده ایم تا با روش توصیفی-تحلیلی این براهین را مطرح ساخته و تبیین کنیم. عمده این براهین مبتنی بر کمال مطلق و وجوب وجود هستند، البته برخی از آنها نافی کثرت جواهر نیستند و صرفاً جوهر الهی را واحد می دانند، ولی برخی دیگر، درصدد اثبات جوهر الهی به عنوان تنها جوهر موجود و تصورپذیر هستند. همچنین نشان داده ایم که برهان کتاب اخلاق اگر به صورت مرسومش تقریر گردد، تام نخواهد بود. از این جهت، با تکیه بر مفهوم نامتناهی مطلق و نامتناهی در نوع خود، تلاش کرده ایم که صورتی معقول تر از آن به دست دهیم. در تقریر عمده براهین، رجوعی به پیشینه آنها در میان متفکران قرون وسطای یهودی-مسیحی-اسلامی نیز داشته ایم.
۲۰۲۷۳.

تحلیل انتقادی کانت از قصه ابراهیم و ذبح اسحاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۱
مقاله حاضر به تقریرِ و شرح تحلیل انتقادی کانت از داستان دینی ذبح اسحاق (ع) در کتاب دین در محدوده عقل صرف (2001) و نزاع دانشکده ها (1798) می پردازد. در نگاه کانت، فرمان به قربانی کردن فرزند، اگر ناسازگار با قانون اخلاقی باشد، نمی تواند منشأیی الهی داشته باشد. کانت در این نقد، دغدغه ای فراتر از الهیات دارد و می کوشد از شأن عقل عملی و وجدان اخلاقی در برابر هر ندای مشکوک به امر الهی دفاع کند. از نظر او، پذیرش بی چون وچرا و بدون تأمل اخلاقی دستورات دینی، به اطاعت کور و زوال مسئولیت فردی در جامعه منجر می شود. مقاله نشان می دهد که تحلیل کانت از این روایت، بخشی از پروژه بزرگ تر او در تبدیل دین به امری عقلانی، اخلاق محور و آزاد از خرافه و تحمیل نهادهای بیرونی است. کانت با تأکید بر وجدان به مثابه تکلیف، دین را فقط زمانی موجه می داند که تابع عقل عملی باشد، و بدین سان الگویی که از ابراهیم (ع) در این قصه دینی ترسیم می شود را، برخلاف سنت رایج متألهان و دینداران، نه امری ستودنی که نیازمند نگاهی منتقدانه و همراه با تردید در اصل قصه می داند. این مقاله بدین سان بر تعلق خاطرِ ژرف کانت به خودآیینی اخلاقی به مثابه بنیاد فضیلت فردی و نظم اجتماعی تأکید می ورزد.
۲۰۲۷۴.

موقعیت مشکوک گرایش های گزاره ای در فلسفه ذهن جدید (اتمیسم منطقی تا ماتریالیسم حذف گرا)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۴۶
گرایش های گزاره ای (باور، میل) همواره یکی از چالش های جدی فلسفه ذهن جدید بوده اند و هنوز درباره علمی که متکفّل بررسی آنها باشد اختلاف نظر عمیق هست. دلیلش آن است که آنها به عنوان حالت های بنیادین اندیشه و برخلاف کیفیات ذهنی یا کوالیا (درد، ادراک) به سختی تابع قوانین فیزیکی هستند، زیرا افزون بر نوعی قصدیّت به جهان، از ویژگی های خاصی همچون هنجارمندی، کلّ گرایی و برون گرایی که از مختصات عقلانیت است بهره مند می باشند. نخستین چالش جدی این گرایش ها در حوزه منطقی است که توسط راسل و کارنپ مطرح شد که نشان دادند این گرایش ها به دلیل خصلت های روان شناختی نمی توانند شرایط دو اصل مهم منطق ریاضی یعنی مصداقیّت و اتمی بودن را برآورده سازند، در عین حال تجربه گرایی آن دو هرگز این اجازه را نداد تا آنها به یک "قلمرو سوم" ارجاع شوند، که این خود موجب شد تا با ظهور طبیعت گرایی افراطی کواین، علوم عصب شناسی عهده دار آنها گردد و فیزیک باوری رایج نیز این شیفت را تماماً پذیرفته بود. اما شکافی در فیزیک باوری توسط دیویدسن رخ داد تا ظرفیت های جدیدی در رابطه با این گرایش ها ایجاد شود. دیویدسن گرایش های ذهنی را به مثابه امارات اندیشه بنیاد اساسی نظریه عقلانیت خود که حدوسطی بین علم گرایی افراطی و عقل گرایی تعدیل شده سنّتی بود قرار داد تا ثابت کند حوزه اندیشه نسبت به فیزیک فرارویدادگی دارد و جهان را با مقولات عقلانی همچون گرایش و عمل بازنمایی می کند. ولی پیشرفت های سریع علمی سبب شده تا این نظریه پیگیری نشود و اکنون گرایش ها به مثابه اساس یک علم منسوخ به نام "روان شناسی عامه" معرفی شده اند که سرانجام همچون فلوژیستون با جایگزینی معادل های دقیق علمی برای همیشه کنار گذاشته خواهند شد. بنابراین فعلاً سرنوشت نهایی این گرایش ها بیش از آنکه به ماهیت عقلانی آنها مربوط باشد به آینده علم عصب شناسی گره خورده است.
۲۰۲۷۵.

مطالعه تطبیقی کاراکترهای اصلی نمایش نامه ها ی پلکان و دنیای مطبوعاتی آقای اسراری از منظر روان شناسی صفت هانس آیزنک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۰
در این مقاله سعی بر آن است که به تحلیل و بررسی تطبیقی روانشناسانه ی کاراکتر بلبل در نمایشنامه ی پلکان و کاراکتر مدیر در نمایشنامه ی دنیای مطبوعاتی آقای اسراری بر مبنای پرسشنامه ی شخصیت (E-N-P) هانس آیزنک پرداخته شود. نظریه ی شخصیت آیزنک مبتنی بر سه بُعد است که به صورت ترکیبات صفات یا عوامل توصیف می شوند. آیزنک در مدل سه عاملی، سه بُعد E برونگرایی در برابر درونگرایی، N روان رنجور خویی در برابر ثبات هیجانی و P روان پریش خویی در برابر کنترل تکانه یا عملکرد فراخود را مطرح می کند. این مقاله با هدف پاسخ به این پرسش ها که چگونه می توان کاراکترهای بلبل و مدیر را برمبنای نظریه ی صفتی هانس آیزنک خوانش نمود و همچنین میزان هم پوشانی و مشابهت و تفاوت میان کاراکترها در دو نمایشنامه به چه صورت نمودار می گردد، با توصیف پرسشنامه ی شخصیت (E-N-P) هانس آیزنک و با بررسی و مطالعه ی دیالوگ ها و کنش ها در متن دو نمایشنامه، به تحلیل تطبیقی کاراکترها می پردازد. روش جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای، مروری و خوانش متن نمایشنامه است. روش به کار رفته در این پژوهش، روش توصیفی-تحلیلی است که در ابتدا نظریه ی شخصیت (E-N-P) هانس آیزنک مطالعه و بررسی شده و سپس شخصیت های نمایشنامه ی منتخب، با توجه به هماهنگی و همپوشانی آن ها با نظریه ی روانشناختی مذکور، واکاوی و تحلیل شده اند. نتایج حاصل نشان می دهد که هر دو کاراکتر در بعد E (برونگرایی در برابر درونگرایی) برونگرا، در بعد N (روان رنجور خویی در برابر ثبات هیجانی) دارای ثبات هیجانی و در بعد P (روان پریش خویی در برابر کنترل تکانه) روان پریش هستند.
۲۰۲۷۶.

واکاوی ساختار فضایی خانه های تاریخی با تکیه بر روش چیدمان فضا(مطالعه موردی: خانه های تاریخی شیراز و بروجرد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۲
انعکاس ریشه­ های فرهنگی و اجتماعی هر جامعه­ای در کالبد معماری آن نمود می­ یابد. شهرهای شیراز و بروجرد را می­توان گنجینه­ ای از خانه ­های تاریخی ایران دانست که ریشه­ های فرهنگی و اجتماعی، در کالبد معماری خانه­ ها نمود پیدا کرده است. با تحلیل ساختار فضایی خانه­ های تاریخی به کمک پیکره­ بندی فضایی می­توان با شیوه­ های متفاوت کالبدی- فضایی به کار رفته در آن خانه­ ها آشنا شد. هدف از انجام این پژوهش، شناخت ساختار فضایی خانه ­های تاریخی شیراز و بروجرد است که از لحاظ ساختار محیطی دارای تفاوت­ های بسیاری با یکدیگر هستند. روش انجام پژوهش ترکیبی از روش­های تحلیلی- توصیفی، تحلیل نرم افزار و در نهایت استدلال منطقی است. به این صورت که روش پژوهش بر راهبرد روش پژوهش چیدمان فضا و مکمل آن جمع­ آوری نمونه ­های موردی و تحلیل آنها استوار می­ باشد. پژوهش دارای دو مرحله کیفی و کمّی است. به این صورت که در مرحله کیفی به جمع آوری مطالب و مشاهدات میدانی پرداخته می­ شود و در مرحله کمّی به کمک نرم­ افزار چیدمان فضا، نمونه­ های انتخابی پژوهش مورد تحلیل قرار می­ گیرند. نتایج پژوهش نشان می­دهد که با وجود مشترک بودن برخی از ویژگی ­های ساختاری مانند درونگرا بودن خانه ­ها، سازماندهی فضایی و استقرار فضاها در پلان، خانه ­های تاریخی شیراز و بروجرد در بسیاری از جهات کالبدی- فضایی مانند هندسه بنا، ورودی بنا، نوع و وسعت اتاق­ها، قرارگیری پلکان در بنا و به کارگیری عناصر فضایی دارای تفاوت هستند. همچنین تحلیل پیکره ­بندی فضایی خانه ­های تاریخی شیراز و بروجرد بیان ­کننده تفاوت ­های بسیاری از جمله پیوستگی فضایی و عملکرد فضایی، محرمیت فضایی، کنترل بر فضاها در بنا و دسترسی به فضاها در خانه­ های تاریخی شیراز و بروجرد نسبت به یکدیگر است.
۲۰۲۷۷.

Les enjeux et les défis traductologiques des nouvelles de Faribâ Vafi(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۲
Cette étude se penche sur les enjeux et les défis traductologiques liés à la traduction littéraire, en particulier dans le cas des nouvelles de Faribâ Vafi, l’une des figures de la littérature iranienne contemporaine. L’objectif principal est d’élaborer une stratégie traductive capable de préserver à la fois la structure narrative, les spécificités stylistiques et les éléments culturels propres à l’univers de l’auteure, tout en produisant un texte fluide, lisible et culturellement accessible en langue cible. Notre corpus est constitué de quatre nouvelles issues du recueil Pas de vent, pas de rame que nous avons traduites en français. Ces textes, empreints d’un réalisme subtil et d’une écriture intimiste, posent des défis particuliers sur les plans lexical, syntaxique et culturel. Afin d’aborder ces problématiques, notre analyse s’appuie sur l’approche comparative de Vinay et Darbelnet, qui permet de mettre en lumière les procédés de transposition, d’équivalence ou encore d’emprunt mobilisés dans le passage du persan au français. Cette approche sera également enrichie par des apports théoriques issus de travaux récents sur la traduction des culturèmes et des spécificités littéraires dans les textes contemporains.
۲۰۲۷۸.

نقش توسعه اقتصادی_ اجتماعی در شکل گیری الگوهای مهاجرتی جوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۱۸۴
هدف: مقاله حاضر به بررسی تأثیر توسعه اقتصادی_ اجتماعی استان ها بر الگوهای مهاجرت جوانان در ایران پرداخته است. موضوع مهاجرت جوانان و نیروهای متخصص محصول عوامل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی اجتماعی است که جوانان در آن جا زندگی می کنند و این امر بر فرآیندهای رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی مبدأ اثرات زیانباری خواهد داشت. در حالی که مطالعات صورت گرفته در زمینه مهاجرت به خصوص مهاجرت جوانان در ایران، بر مهاجرت خارجی تأکید داشته و اندک مطالعات انجام شده در حوزه مهاجرت داخلی نیز صرفاً بر مهاجرت از روستا به شهر تأکید داشته اند، مطالعه حاضر به بررسی و تحلیل الگوهای مهاجرت جوانان در سطح استانی و با تمرکز روی عوامل فردی و استانی با تأکید بر سطح توسعه اقتصادی و اجتماعی می پردازد. بر اساس نظریه های اقتصاد نئوکلاسیک، قانون جاذبه و دافعه راونشتاین و نظریه وابستگی، مهم ترین دلیل مهاجرت جوانان می تواند عوامل اقتصادی باشد. بیکاری و درآمد کم در مبدأ و وجود فرصت های شغلی و امکانات متنوع در مقصد از جمله این دلایل هستند. بنابراین اختلاف توسعه بین مناطق و وابستگی مناطق توسعه نیافته به ویژه مناطق روستایی به مناطق صنعتی و شهری باعث شدت گرفتن مهاجرت جوانان می شود. براساس نظریه محرومیت نسبی، صرفاً درآمد پایین باعث مهاجرت افراد نمی شود بلکه توانایی های فردی و همچنین عوامل اجتماعی از جمله سطح تحصیلات و این احساس که فرد نسبت به سایرین درآمد کمتری دارد نیز موجب نارضایتی فرد و اقدام به مهاجرت می شود.روش: این پژوهش بر روش تحقیق کمّی با تکنیک تحلیل ثانویه استوار است. بر این اساس، داده های سرشماری سال 1395 که توسط مرکز  آمار ایران ارائه گردیده است، تجزیه و تحلیل شد. جامعه آماری شامل تمامی افراد 18 تا 34 ساله کشور در سرشماری سال 1395 است که اطلاعات 492853 نفر از آن ها از داده های خام (دو درصد) سرشماری 1395 استخراج شده است. در سطح فردی متغیر وابسته یعنی مهاجرت به صورت یک متغیر اسمی دو طبقه (مهاجر – غیرمهاجر) لحاظ و سنجیده شده است. متغیرهای مستقل نیز شامل عوامل ساختاری یا درجه توسعه یافتگی استان ها با 13 شاخص در بخش های مختلف اقتصادی، اجتماعی، بهداشتی و فرهنگی، و ویژگی های جمعیتی است.یافته ها: نتایج نشان داده است که جوانان شهری، افراد دارای تحصیلات دانشگاهی، زنان جوان و جوانان 29- 15 ساله به طور معنی داری بیش از جوانان روستایی، دارندگان دیگر مدارج تحصیلی، مردان و سایر گروه های سنی مهاجرت کرده اند. از لحاظ استانی، استان های البرز، یزد و قم دارای بالاترین میزان خالص مهاجرت مثبت بوده اند. این استان ها، در سطوح بالای توسعه اقتصادی اجتماعی قرار دارند. در حالی که استان های لرستان، خراسان جنوبی و کرمانشاه_ که بر حسب سطح توسعه_ در رتبه های پایانی قرار دارند، در رده استان های با بالاترین میزان خالص مهاجرت منفی قرار داشته اند. همچنین، تحلیل نتایج بر اساس گروه بندی سطح توسعه استان ها حاکی از آن است که منطقه خیلی برخوردار دارای بیشترین میزان درون کوچی (موازنه مثبت مهاجرتی) است، در حالی که منطقه خیلی محروم با بالاترین میزان منفی خالص مهاجرت، بیشترین کاهش جمعیت جوان را به علت مهاجرت تجربه کرده است. با ملاحظه مجموع مهاجرت یا حجم مهاجرتی که مرکب از درون کوچی و برون کوچی است، منطقه خیلی برخوردار و پس از آن منطقه خیلی محروم بیشترین جریان های مهاجرتی را داشته اند. نکته مهم در این خصوص آن است که تنها منطقه خیلی برخوردار از موازنه مثبت مهاجرتی برخوردار بوده و جمعیت آن از طریق مهاجرت افزایش یافته است. سایر مناطق موازنه منفی داشته و بخشی از جمعیت خود را به علت مهاجرت از دست داده اند. الگوهای مهاجرتی مشاهده شده در این مطالعه را می توان با نظریه های جاذبه و دافعه، نظریه اقتصاد نئوکلاسیک و نظریه روانشتاین تبیین کرد. راونشتاین بیان می کند که اختلاف سطح توسعه بین مناطق سبب مهاجرت افراد خواهد شد. اختلافات در سطوح توسعه میان استان ها باعث می شود که جوانان از استان های با سطوح پایین تر توسعه، در جستجوی فرصت های بهتر و زندگی بهتر به مناطق با سطوح بالاتر توسعه مهاجرت کنند. نظریه جاذبه و دافعه بیان می کند که عواملی مانند فرصت های شغلی، سطح زندگی، خدمات اجتماعی، و شرایط زندگی در مناطق مختلف جوانان را به سوی خود جذب یا از آن ها دفع می کنند. استان های با سطوح بالای توسعه اقتصادی اجتماعی، مانند البرز، یزد و قم، معمولاً فرصت های شغلی و زندگی بهتری ارائه می دهند که جوانان را جذب می کنند. در مقابل، استان هایی مانند لرستان، خراسان جنوبی و کرمانشاه که با مشکلات اقتصادی و اجتماعی روبه رو هستند، ممکن است مهاجرت جوانان را تشدید کنند. نظریه اقتصاد نئوکلاسیک نیز مهاجرت جوانان را بر اساس تصمیم گیری راسخ تر افراد برای بهره برداری از فرصت های بهتر اقتصادی و تعامل با بازار کار تبیین می کند. استان های با سطوح بالای توسعه اقتصادی اجتماعی می توانند بهترین فرصت ها را برای جوانان فراهم کنند و از این رو، مهاجرت جوانان به این مناطق را تشویق می کنند. بنابراین، توسعه اجتماعی-اقتصادی نقش مهمی در شکل دهی الگوهای مهاجرت جوانان ایفا می کند و هم بر تصمیم مهاجرت و هم بر مقاصد انتخاب شده توسط مهاجران جوان تأثیر می گذارد.نتیجه: مهاجرت جوانان در ایران به شدت تحت تأثیر توسعه اقتصادی-اجتماعی قرار دارد. برای کاهش مهاجرت جوانان و مدیریت بهتر ساختار جمعیتی، لازم است اقدامات سیاستی جدی از جمله تقویت اقتصاد و ایجاد اشتغال پایدار در مناطق کمتر توسعه یافته، ارتقای شاخص های توسعه انسانی و ارزیابی دقیق و مؤثر نیازها و مشکلات محلی اتخاذ شود.
۲۰۲۷۹.

تحلیل نقش سرمایه اجتماعی بر بازآفرینی محلات شهری (مورد مطالعه: محله اسلام آباد کرج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۲۹
در ایجاد فضای شهری، همیشه تبادل نظر در مورد اینکه فضا در حال حاضر چیست و چگونه باید وجود داشته باشد، توسط کسانی که در آن مکان زندگی می کنند، وجود دارد. بنابراین بهبود در واقعیت خشن آن در برخی از افکار آنها در قالب یک تغییر فیزیکی در محیط فعلی تحقق می یابد. - و بازآفرینی شهری یکی از این اشکال است. با توجه به افزایش تعداد پروژه های بازآفرینی شهری در دهه های اخیر لزوم توجه به ابعاد اجتماعی در آن بسیار حائز اهمیت می باشد.بر این اساس سرمایه اجتماعی بعنوان یکی از پتانسیل های اجتماعی محله،مفهومی است که در بازآفرینی اهمیتی ویژه یافته است .بنابراین با توجه به ضرورت موضوع، این پژوهش به تحلیل نقش سرمایه اجتماعی بر بازآفرینی محلات شهری پرداخته است. روش پژوهش کاربردی و ماهیتا توصیفی-تحلیلی و هدف اصلی این پژوهش تحلیل میزان نقش سرمایه اجتماعی در بازآفرینی محله اسلام آباد کرج نزد ساکنان محله می باشد.در این راستا گردآوری داده ها در بخش نظری به روش اسنادی و در بخش عملی نیزپیمایشی، مبتنی بر پرسشنامه بوده است. جامعه آماری این تحقیق را افراد بالای 15 سال ساکن محله بالغ بر 25هزار نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده تشکیل داده اند، لذا از این جامعه با استفاده از فرمول کوکران، نمونه ای به حجم 410 نفر انتخاب شد جهت تحلیل داده ها از ضریب همبستگی اسپیرمن و رگرسیون خطی چندگانه از نرم افزار spss استفاده شد. که نتایج بیانگر رابطه همبستگی قوی بین سرمایه اجتماعی و بازآفرینی شهری در محله اسلام آباد کرج بود. دلالت های این تحقیق مبنی بر ارتباط بین سرمایه اجتماعی و بازآفرینی شهری لزوم توجه به مولفه های سرمایه اجتماعی و اتخاذ سیاست هایی برای حفظ و ارتقای آن در راستای تضمین موفقیت آمیز بازآفرینی شهری در فضای محله اسلام آباد کرج را افزایش می دهد.
۲۰۲۸۰.

بررسی تاثیر نورپردازی در جذابیت منظر شبانه پارک های شهری از دیدگاه شهروندان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۱۵۱
زمینه و هدف: مناظر و فضاهای سبز شهری به ویژه پارک های شهری از مهم ترین فضاهای شهری محسوب می شوند، به جهت اهمیت استمرار فعالیت در پارک های شهری به هنگام شب باید موانع موجود در فرآیند مذکور مورد شناسایی قرار گیرد بر همین اساس هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر نورپردازی در جذابیت منظر شبانه پارک های شهری می باشد.روش بررسی: برای به دست آوردن داده های مورد نیاز از منابع کتابخانه ای معتبر، مشاهده، پرسشنامه و مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شده است که پرسشنامه از ۴ شاخص و ۲۱ مولفه تشکیل شده و ۳۱۵ نفر در بخش پرسشنامه شرکت نمودند. سوالات مصاحبه نیمه ساختار یافته نیز برگرفته از ۴ شاخص موجود در پرسشنامه بوده است که در قالب چهار سوال مطرح گردید و ۲۷ نفر در این بخش شرکت نمودند. برای تحلیل داده های به دست آمده از پرسشنامه و مصاحبه نیمه ساختار یافته به ترتیب از میانگین امتیازی و روش تحلیل ساختاری استفاده گردید و در بخش ترکیب داده های کمی و کیفی از روش تحقیق ترکیبی بهم تنیده بهره برده شد.یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد نورپردازی در ورودی ها و پیاده رو ها در جهت زیبایی، خوانایی، امنیت و سرزندگی این اماکن نقش مهمی را ایفا می نمایند. به طور کلی می توان بیان نمود که نورپردازی مناسب به پارک های شهری در شب زیبایی می بخشد، امنیت و ایمنی را افزایش می دهد، خوانایی پارک های شهری را بالا می برد و زیست پذیری شهرها در طی شبانه روز را سبب می گردد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان