ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فارسی حذف فیلترها
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۵۱۵٬۶۴۵ مورد.
۲۱.

پیشران های شکل دهنده برنامه ریزی فرهنگی منطبق بر مبانی فقهی امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۱۷
هدف: اهمیت برنامه ریزی مطلوب فرهنگی برای دانشگاه به عنوان یک سازمان پویای فرهنگی و لزوم پژوهش در ابعاد مختلف به منظور ارتقا و تسهیل این امر موجب شد پژوهش حاضر با هدف واکاوی پیشران های مؤثر بر برنامه ریزی فرهنگی دانشگاه منطبق بر مبانی فقهی امامیه انجام شود. روش: روش پژوهش حاضر از نوع آمیخته است. بنابراین، از روش تحلیل مضمون به منظور تحلیل داده های کیفی و روش دلفی فازی به منظور تحلیل داده های کمّی استفاده شد. شیوه گردآوری داده ها مطالعات کتابخانه ای و میدانی است. بدین منظور، در مرحله کیفی برای تحلیل مضمون از دستورالعمل های سیاستی در حوزه فرهنگی دانشگاه و در مرحله کمّی از پرسشنامه خبره سنجی استفاده شد. جامعه نظری پژوهش صاحب نظران حوزه برنامه ریزی فرهنگی شامل استادان، معاونان، و مدیران فرهنگی دانشگاه بودند که 25 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد مضمون فراگیر برنامه ریزی فرهنگی شامل 12 مضمون سازنده و 90 مضمون پایه است. همچنین استعدادپروری، اعتمادآفرینی، هم اندیشی، همبستگی و مشارکت، توسعه فرهنگی دانش محور، پشتیبانی و مانع زدایی، بصیرت افزایی، مدیریت عملکرد، دانشگاه اسلامی، دانشگاه تمدن ساز، سیاست گذاری فرهنگی آینده نگر، و امنیت فرهنگی پایدار به عنوان پیشران های شکل دهنده برنامه ریزی فرهنگی دانشگاه شناسایی شدند. نتیجه : در نظر گرفتن پیشران های شکل دهنده برنامه ریزی فرهنگی توسط مدیران و برنامه ریزان دانشگاه می تواند موجب تسهیل و ارتقای برنامه ریزی فرهنگی و افزایش اثربخشی آن شود.
۲۲.

الزامات و اقتضائاتِ نظریه پردازیِ میان رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۲۷
نظریه پردازی در حوزه های میان رشته ای علوم انسانی و اجتماعی دشوارتر از نظریه پردازیِ رشته ای در این حوزه است. علاوه بر چارچوب نظری و روش که لازمه هرگونه نظریه پردازی است، نظریه پردازیِ میان رشته ای به برخی زمینه ها، شرایط و ویژگی های دیگری نیز نیاز دارد. مسئله این مقاله تبیین این ویژگی ها و شرایط به عنوان الزامات و اقتضائات نظریه پردازیِ میان رشته ای است. پرسش اصلی این است که نظریه پردازیِ میان رشته ای در حوزه علوم انسانی و اجتماعی، به غیر از چارچوب نظری و روش که بحث این مقاله نیست، به چه الزامات و اقتضائاتی نیاز دارد؟ مقاله این الزامات و اقتضائات را در چهار بخش دسته بندی و ارائه کرده است که عبارت اند از: علمی، فرهنگی، ذهنی و شخصیتی. مقصود از الزامات و اقتضائات علمی رعایت برخی قواعدِ مربوط به دانش و پژوهش است. منظور از الزامات و اقتضائات فرهنگی برخی روش ها و منش های نهادینه شده در رفتار و نگرش افراد است. الزامات و اقتضائات ذهنی به قابلیت ها و مهارت های ذهنی، زبانی، و اندیشه ورزی اشاره دارد. در الزامات و اقتضائات شخصیتی، برخی روحیات و ویژگی های شخصیتی و روان شناختیِ نظریه پرداز مدنظر بوده است. مقصود از «الزامات و اقتضائات»، قابلیت ها، توانایی ها و ویژگی های لازم برای نظریه پردازیِ میان رشته ای است. در این تحقیق از دو روش پدیدارشناسی و روش مدل سازی استفاده شده است.
۲۳.

مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک و زندگی درمانی بر نشخوار فکری زنان مبتلا به سرطان تخمدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۰۱
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک و زندگی درمانی بر نشخوار فکری زنان مبتلا به سرطان تخمدان بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماه بود. جامعه آماری شامل زنان مبتلا به سرطان تخمدان مراجعه کننده به کلینیک فوق تخصص سرطان در شهر ساری در سال 1404 بودند. 45 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی ساده در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگذاری شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از مقیاس پاسخ های نشخواری (RRS؛ نولن- هوکسما و مارو، 1993) انجام شد. رفتار درمانی دیالکتیک بر پروتکل الگوی لینهان و زندگی درمانی بر اساس پروتکل حسن زاده هر یک به مدت هشت جلسه 90 دقیقه ای به صورت گروهی اجرا شدند. داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که نمرات نشخوار فکری هر دو گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل نسبت به پیش آزمون در مراحل پس آزمون و پیگیری کاهش معناداری داشته است (05/0>P)؛ همچنین یافته ها نشان داد که در مرحله پس آزمون و پیگیری بین دو گروه مداخله در کاهش نشخوار فکری تفاوت معنادار وجود داشت (05/0>P)؛ در واقع رفتاردرمانی دیالکتیک در مقایسه با زندگی درمانی تاثیر بیشتر بر کاهش نشخوار فکری داشته است. در مجموع می توان نتیجه گرفت که رفتاردرمانی دیالکتیک و زندگی درمانی هر دو بر کاهش نشخوار فکری موثر بوده اند؛ اما تاثیر رفتاردرمانی دیالکتیک در مقایسه با زندگی درمانی بیشتر بوده است.
۲۴.

تحلیل بنیان فرهنگی استعاره های مفهومی زنانگی در آثار داستانی فریبا وفی براساس نظریه کوچش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۰۲
توجه به زنان، مسائل و مشکلات آنان یکی از درون مایه های مهم در ادبیات داستانی معاصر جهان است. در بین نویسندگان معاصر ایرانی فریبا وفی از جمله نویسندگانی است که محور اصلی آثار داستانی او را «زنان» شکل می دهد. وی می کوشد در سطوح مختلف زبانی مفهوم زن و زنانگی را که برآمده از پیشینه فرهنگی و اجتماعی و تاریخی درباره زنان است بازنمایی کند و به انتقاد از تمایزات جنسیتی و محدودیت ها و محرومیت های زنان بپردازد. از این روی، پژوهش حاضر برپایه نظریه استعاره مفهومی کوچش که برای استعاره های زبانی بنیانی فرهنگی قائل است، استعاره های مفهومی «زنانگی» را در آثار داستانی فریبا وفی استخراج و بنیادهای فرهنگی و اجتماعی آن را واکاوی نموده است. مطالعه انجام شده نشان می دهد که استعاره های شناختی «زنانگی» در آثار وفی از سه نظام فرهنگی متفاوت «مردسالار»، «مدرن» و «ایران باستان» تغذیه می شود. بنیان فرهنگی بسیاری از استعاره های مفهومی مانند «زن هیچ است»، «زن پایین است»، «زن اسیر است» برپایه نظام فرهنگی مردسالاری پدید آمده اند. بنیان استعاره هایی چون «زن فرشته است»، «زن نگهبان است» برآمده از باورهای اسطوره ای ایران باستان پیرامون ایزدبانوان است. بنیان استعاره های چون «زن عروسک است»، «زن کالا است» برآمده از فرهنگ مدرن و غرب زده است که متأسفانه وضعیت کنونی زنان را تحت شعاع قرار داده است.
۲۵.

تحلیل انتقادی سیاست های توسعه روستایی ایران از منظر شمول اجتماعی و عدالت جنسیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۴۲
این پژوهش با هدف تحلیل انتقادی سیاست های توسعه روستایی ایران از منظر شمول اجتماعی و عدالت جنسیتی با رویکرد ترکیبی (کمّی-کیفی) انجام شد. روش های کمّی شامل تحلیل داده های آماری رسمی (1385-1403) و روش های کیفی شامل تحلیل محتوای اسناد سیاستی و مصاحبه های نیمه ساختارمند بود. داده ها از اسناد سیاستی (برنامه های پنج ساله توسعه، سند جامع توسعه امور زنان و خانواده، سند سیاست های کلی خانواده، سند شاخص های عدالت جنسیتی)، داده های آماری مرکز آمار ایران و وزارت جهاد کشاورزی و 45 مصاحبه عمیق با 20 زن روستایی، 15 کارشناس و پژوهشگر و 10 مدیر اجرایی در استان های گلستان، فارس، اصفهان، تهران و لرستان گردآوری شد. یافته ها نشان دهنده نابرابری های جنسیتی در دسترسی به منابع مالی، تولیدی و دانش، طرد نهادی، هنجارهای فرهنگی محدودکننده و ضعف سیاست گذاری در راستای شمول جنسیتی است. فقدان داده های تفکیک شده جنسیتی و رویکرد مردمحور در سیاست ها، اثربخشی را کاهش داده است. پیشنهاد می شود برای ارتقای شمول اجتماعی و عدالت جنسیتی، اصلاح قوانین مالکیت، تقویت تشکل های زنان به آموزش های حساس به جنسیت و بهره گیری از دانش بومی توجه شود. این پژوهش چارچوبی برای سیاست گذاری فراگیر ارائه می کند تا توسعه پایدار روستایی در ایران محقق شود. 
۲۶.

پیش بینی میل به طلاق بر اساس انعطاف پذیری شناختی با میانجی گری تحمل پریشانی در زنان متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۲۸
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی میل به طلاق بر اساس انعطاف پذیری شناختی با میانجی گری تحمل پریشانی در زنان متقاضی طلاق انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل زنان متقاضی طلاق مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اراک در بهار سال 1404 بود که از بین آنها 250 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های میل به طلاق روزبولت و همکاران (1986، DTS)، تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005، DTS) و انعطاف پذیری شناختی دنیس و واندروال (2010، CFI) جمع آوری گردید. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون مدل یابی معادلات ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. بر اساس یافته های پژوهش مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتایج نشان داد که بین انعطاف پذیری شناختی و تحمل پریشانی با میل به طلاق رابطه منفی و معناداری وجود دارد (۰۱/0>P). همچنین مشخص گردید تحمل پریشانی در ارتباط بین انعطاف پذیری شناختی و میل به طلاق نقش واسطه ای داشت (۰۱/0>P). بنابراین پیشنهاد می شود در اجرای برنامه های پیشگیری از طلاق به بررسی و ارزیابی انعطاف پذیری شناختی و تحمل پریشانی پرداخته شود.
۲۷.

اقدام های متقابل تجاری چین علیه آمریکا و تأثیر آن بر نظم تجاری چندجانبه بین المللی (2025 -2017)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۴۱
مقدمه و اهداف تحولات روابط تجاری چین و ایالات متحده در سال های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵ یکی از مهم ترین رخدادهای اقتصاد سیاسی بین الملل بوده و تشدید جنگ تجاری از ۲۰۱۸ نظم تجارت چندجانبه را با چالش جدی روبه رو کرده است. آمریکا با اعمال تعرفه های گسترده، محدودیت های صادرات فناوری و کنترل سرمایه گذاری خارجی در پی حفظ موقعیت هژمونیک خود برآمد. در مقابل، چین با راهبردهای چندسطحی شامل توسعه زنجیره های تأمین مستقل، گسترش پیمان های منطقه ای، سرمایه گذاری در صنایع راهبردی و سیاست خودکفایی فناورانه تلاش کرد قواعد تجارت جهانی را بازتعریف کند. پرسش اصلی این پژوهش این است که:«اقدام های متقابل چین در برابر جنگ تجاری آمریکا در سال های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵ چگونه بر نظم تجاری چندجانبه تأثیر گذاشته است؟» فرضیه تحقیق بیان می کند که اقدام های متقابل چین از طریق توسعه بلوک های تجاری منطقه ای، ائتلاف سازی بر محور «ابتکار کمربند و راه» و «بریکس»، پیگیری سیاست های توسعه صنعتی و فناوری و اقدام های تقابلی غیرتعرفه ای در سال های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵، موجب تقویت حمایت گرایی و تضعیف بنیان های نظم لیبرال تجاری شده است. روش شناسی این پژوهش با روش کیفی و رویکرد توصیفی-تحلیلی و تمرکز بر تحلیل روند انجام شده است. داده ها از آمار تجارت بین الملل و گزارش های سازمان تجارت جهانی، صندوق بین المللی پول و بانک جهانی گردآوری و با پژوهش های معتبر تکمیل شده اند. چارچوب نظری «تعامل و تقابل تجاری-سیاسی» روابط چین و آمریکا را در طیفی از همکاری تا رقابت بررسی می کند. تحلیل در سه مرحله انجام می شود: شناسایی الگوهای رفتاری چین در برابر اقدامات آمریکا؛ سنجش اثر این الگوها بر سازوکارهای چندجانبه؛ و تطبیق یافته ها با پنج سازوکار میانجی شامل رقابت اقتصادی، برتری فناورانه، نفوذ نهادی، تغییر قدرت نسبی و حمایت گرایی. یافته ها نتایج پژوهش نشان می دهد چین در واکنش به سیاست های تعرفه ای آمریکا، علاوه بر اقدامات متقابل تعرفه ای، راهبرد بلندمدت کاهش وابستگی به اقتصاد غرب را پی گرفت. گسترش پیمان های تجارت آزاد در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین، تقویت نهادهای مالی موازی مانند بانک سرمایه گذاری زیرساخت های آسیایی، تعمیق همکاری های جنوب-جنوب و توسعه «ابتکار کمربند و راه» و «بریکس»، جایگاه نهادی چین را ارتقا داد و نفوذ قواعد لیبرال سازمان تجارت جهانی را محدود کرد. در حوزه فناوری، سرمایه گذاری در صنایع پیشرفته همچون نیمه رساناها، هوش مصنوعی و خودروهای برقی سهم چین را افزایش داده و رقابت فناورانه با آمریکا را تشدید کرده است. کنترل صادرات مواد حیاتی، تحریم های متقابل و ایجاد زیرساخت های پرداخت مستقل، فشار متقابلی بر آمریکا و متحدانش وارد کرده است. تحلیل روند داده ها نشان می دهد شدت و تداوم رفتارهای مقابله ای چین، نظم تجاری جهانی را از محور لیبرال به سمت منطقه گرایی و چندقطبی گرایی سوق داده است، اگرچه روابط تجاری دو کشور به طور کامل قطع نشده و نوعی «همزیستی رقابتی» شکل گرفته است. نتیجه گیری نتیجه گیری پژوهش نشان می دهد اقدامات چین با اثرگذاری بر پنج سازوکار میانجی، موجب تضعیف نظم لیبرال تجاری و تقویت ترتیبات منطقه ای و دوجانبه شده و گرایش به حمایت گرایی را افزایش داده است. تداوم این روند می تواند نظم چندمرکزی و تکه تکه شدن قواعد تجارت جهانی را تثبیت کرده و فرصت هایی برای کشورهای در حال توسعه ایجاد کند، اما همزمان ریسک افزایش هزینه های مبادله و کاهش پیش بینی پذیری اقتصاد جهانی را در پی دارد. بنابراین، سیاست گذاران باید با تنوع بخشی تجاری، تقویت ظرفیت نهادی و مشارکت در بازتعریف قواعد چندجانبه، جایگاه خود را حفظ کنند.
۲۸.

بازتولید فضای شهری بر مبنای گفتمان زنان در خیابان لاله زار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۴۳
بیان مسئله: فضای شهری پدیده ای اجتماعی، تاریخی و چندلایه است که در تعامل مداوم نیروهای قدرت، سیاست و سرمایه شکل می گیرد و در گذر زمان بازتولید می شود. این بازتولید نه تنها به واسطه تحولات ساختاری، بلکه در دل کنش های روزمره، تجربه های زیسته و گفتمان های اجتماعی صورت می گیرد. در این میان، گفتمان زنان به عنوان یکی از نیروهای کمتر دیده شده، نقشی معنادار در بازتعریف مرزهای خصوصی-عمومی و بازسازی حافظه جمعی دارد. با این حال، این گفتمان به ویژه در تحلیل فضاهای تاریخی شهرهای ایران کمتر توجه شده است. بنابراین مقاله عاملیت گفتمان زنان را در بستر این نیروها و کنشگری فضایی در خیابان لاله زار تهران به چالش می کشد. هدف پژوهش: پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل بازتولید فضای شهری برمبنای گفتمانی مشخص، خیابان لاله زار را به عنوان یکی از خیابان های تاریخی- فرهنگی پایتخت در سه دوره تاریخی در کانون تحلیل قرارداده است. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و گفتمان محور انجام شده و از روش تحلیل محتوای استقرایی برای بررسی داده ها بهره گرفته است. داده ها از منابع نوشتاری، دیداری و شنیداری در خصوص سه دوره کلی قاجار، پهلوی، جمهوری اسلامی استخراج شده اند. چارچوب نظری پژوهش بر بررسی سازوکارهای مؤثر در بازتولید فضای شهری استوار بوده و از مفاهیم کنشگری، عاملیت و منش فضایی برای تحلیل گفتمان زنان استفاده شده است. نتیجه گیری: کنشگری زنان در خیابان لاله زار را می توان بخشی از فرایند بازتولید تاریخی فضای شهری دانست که در تعامل پیچیده با مناسبات قدرت، سیاست و سرمایه شکل گرفته است. این کنشگری در ادوار مختلف، از «تماشاچی» به «تماشایی» تا فرصت «بازیگری» در قالب گفتمان های متنوعی همچون حضور انزوایی- انفعالی، نمادین- مصرفی و غیرنمادین- مشارکتی بازنمایی شده است. رفتارهای روزمره، نقش های اجتماعی، الگوهای حضور - غیاب و مشارکت زنان در عرصه خیابان، نه تنها در تحول معانی فضایی و مرزبندی های خصوصی-عمومی مؤثر بوده، بلکه در شکل گیری حافظه جمعی و سازمان یابی فضایی لاله زار نیز نقش داشته است.
۲۹.

آمالگام، هیبرید و مناسک: مفاهیم مغفول در تحلیل الگوهای تلفیق رشتگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۲۱
پژوهش های دانشگاهی معاصر به طور فزاینده ای با مسائل پیچیده ای مواجه اند که از ظرفیت یک رشته علمی منفرد فراتر می روند و مستلزم اشکال متنوعی از تعامل رشتگی هستند. در این میان، مفاهیم چندرشتگی، میان رشتگی و فرارشتگی به طور گسترده بررسی شده اند، اما تحلیل مفهومی دقیق کیفیت و منطق ادغام دانش در این الگوها همچنان با ابهام هایی همراه است. به ویژه، مفاهیمی مانند آمالگام، هیبرید و مناسک میان رشتگی، با وجود اهمیت نظری و تحلیلی، کمتر به صورت نظام مند و مقایسه ای مورد توجه قرار گرفته اند. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین نقش این سه مفهوم در فهم فرایندهای تلفیق رشتگی و تمایزگذاری میان سطوح و اشکال مختلف ادغام معرفتی است. هدف پژوهش، ارائه چارچوبی تحلیلی برای روشن سازی تفاوت ها، ظرفیت ها و محدودیت های این مفاهیم در بستر الگوهای گوناگون تعامل رشتگی است. این مطالعه با رویکردی کیفی و با استفاده از تحلیل مفهومی و تحلیل نظام مند ادبیات نظری انجام شده است. جامعه پژوهش شامل آثار نظری و تحلیلی مرتبط با حوزه های چندرشتگی، میان رشتگی و فرارشتگی است که به صورت هدفمند و بر اساس میزان ارتباط مفهومی با موضوع پژوهش انتخاب شده اند. داده ها از طریق مرور و تحلیل متون علمی گردآوری و با استفاده از مقایسه تحلیلی و تفسیر مفهومی بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهد که هیبرید بیانگر تعامل های بینابینی، پویا و غالباً ناپایدار میان رشته هاست که امکان گفت وگو و هم نشینی معرفتی را بدون ادغام کامل فراهم می کند، در حالی که آمالگام به اشکال عمیق تر و پایدارتر ادغام معرفتی با ویژگی های نوظهور اشاره دارد. مناسک میان رشتگی نقش مهمی در تثبیت زبان مشترک، کاهش اصطکاک شناختی و شکل گیری هویت جمعی پژوهشی ایفا می کند. کاربرد مفاهیم هیبرید و آمالگام اساساً به چارچوب های چندرشتگی، میان رشتگی و فرارشتگی محدود است و تعمیم آن ها به سایر رویکردهای رشتگی از دقت مفهومی برخوردار نیست. نتایج پژوهش نشان می دهد که تمایزگذاری دقیق میان هیبرید و آمالگام می تواند به ارتقای تحلیل نظری و ارزیابی کیفی پژوهش های تلفیقی کمک کند. این چارچوب تحلیلی، پیامدهای مهمی برای طراحی، مدیریت و ارزیابی پروژه های میان رشتگی در آموزش عالی و نظام پژوهش دارد. در عین حال، وابستگی این مفاهیم به زمینه های نهادی و معرفتی، از محدودیت های پژوهش حاضر محسوب می شود و ضرورت مطالعات تکمیلی تجربی را برجسته می سازد.
۳۰.

بررسی فقهی- حقوقی تصدی و بهره گیری از ظرفیت کفّار در حکومت اسلامی، مبتنی بر ارائه رویکردی نو در تفسیر آیه نفی سبیل (نساء/ 141)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۲۲
قاعده نفی سبیل در شرع اسلام و نظام حقوقی جمهوری اسلامی از مهم ترین قواعد کاربردی به شمار می آید. در این قاعده، مطلقِ تسلط کفار بر مسلمین، در عموم عرصه های فردی و اجتماعی، نفی شده است که نتیجه اولیه این امر مستلزم عدم بهره گیری از عده و صنوف آنان در مناسباتی است که موجب چیرگی بر مسلمانان می شود. در این تحقیق، مفهوم فرازِ آخرینِ آیه 141 نساء، که دلیل اصلی این قاعده برشمرده شده، تدقیق و بررسیده می شود و به دنبال آن، با توجه به بازخوانی ادله و نیز تطبیق دانش تجربی و فهم این ها با مقتضیات حاکم بر جهان، آرای مفسرین و فقها نقد و تفسیر تازه ای از متن شریعت ارائه می شود. ازاین رو، در سایه ارائه این رویکرد نو، حکومت اسلامی می تواند بدون هیچ منع شرعی و در چارچوب های حکمرانی خود از ظرفیت های غیر مسلمانان در حل چالش ها و همچنین جهت افزایش توان و قدرت مملکت در عرصه های مختلف علمی و فناوری که تأثیر مستقیمی بر اقتدار اسلام و مسلمین دارد بهره برداری کند.
۳۱.

پیوندهای مهندسی مفهومی و چرخش زبانی: به سوی تدوین یک فرافلسفه مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۰۱
در این مقاله، می کوشیم تا با تمرکز بر فرافلسفه مبتنی بر مهندسی مفهومی، نشان دهیم این رویکرد در مقایسه با فرافلسفه زبانی، چارچوبی جامع تر و مؤثرتر برای تحلیل و حل مسائل فلسفی فراهم می آورد. برخلاف فیلسوفان زبانی که در شاخه فلسفه زبانِ روزمره بر پاسداشتِ زبان طبیعی و محدودیت های آن، و در شاخه فلسفه زبان ایده آل بر پرهیز از توسل به موجودیت های مفهومی تأکید داشتند، مهندسی مفهومی با تکیه بر انعطاف پذیری مفاهیم و امکان بازسازی نظام های مفهومی، می کوشد محدودیت های این چنینی فلسفه زبانی را پشت سر گذارد و در عوض، متناسب با اهداف معرفتی، اخلاقی و اجتماعی، بر ترمیم یا تعویض ابزارهای تفکر تمرکز کند. هدف اصلی این مقاله تحلیل نقش گذار از چرخش زبانی به چرخش مفهومی و بازخوانی نظریه های ویتگنشتاین و کواین در راستای نقد یا تقویت بنیان های این گذار است. اگرچه هر دو فیلسوف نگرش هایی محدودکننده نسبت به مفهوم دارند، بصیرت های آنها، به ویژه درباره کاربرد، رفتار و تحول مفهومی، می تواند در خدمت پروژه مهندسی مفهومی قرار گیرد. به این ترتیب، مقاله حاضر کوشیده است فرافلسفه بدیلی را طرح افکنی کند که ضمن بهره گیری از سنت فلسفه زبانی، افق هایی نو برای نقش فعال فلسفه در تغییر نظام های مفهومی و در نتیجه، دگرگونی در شیوه های اندیشیدن به جهان می گشاید.
۳۲.

پیش بینی شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از مدل شبکه عصبی نارکس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۹۱
این پژوهش با هدف تعیین تنظیمات بهینه مدل شبکه عصبی خودرگرسیون غیرخطی با ورودی های برون زا (نارکس) برای پیش بینی روز آتی شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است. سایر اهداف شامل مقایسه عملکرد مدل نارکس با مدل های شبکه عصبی خودرگرسیون غیرخطی (نار) و ورودی - خروجی غیرخطی (نایو)، توسعه بازه زمانی پیش بینی با استفاده از شبکه عصبی نار، اعتبارسنجی مدل نارکس ازطریق تحلیل حساسیت و مقایسه عملکرد آن با مدل میانگین متحرک خودرگرسیون انباشته (آریما) است. طبق داده های شاخص کل از سال ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۲، مدل نارکس برای پیش بینی روز آتی و مدل نار برای توسعه بازه زمانی پیش بینی به کار گرفته شد. عملکرد مدل نارکس با مدل های نار، نایو و آریما براساس درصد خطای مطلق مقایسه شد. برای تعیین تنظیمات بهینه مدل نارکس و مقایسه عملکرد مدل نار با آریما نیز میانگین مجذور خطا ملاک قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد که مدل نارکس پیشنهادی، در ترکیب با داده های قیمت باز، بسته، سقف و کف، حجم معاملات و میانگین های متحرک ساده و نمایی بهترین عملکرد پیش بینی را داشته است. در مقایسه با سایر الگوریتم های آموزشی، الگوریتم لونبرگ - مارکوارت بالاترین دقت را ایجاد کرده است. نتایج اعتبارسنجی نیز برتری مدل نارکس را به الگوریتم های شبکه عصبی نار و نایو و مدل سنتی آریما تأیید می کند. این پژوهش نخستین بررسی از عملکرد شبکه عصبی نارکس در پیش بینی شاخص کل بورس تهران است و یافته های آن، علاوه بر توسعه دانش نظری در زمینه کاربرد شبکه عصبی پویا می تواند به عنوان ابزاری اثربخش در اختیار تحلیلگران بازار سرمایه قرار گیرد.
۳۳.

تصحیح و توضیح لغات و ترکیباتی از جواهرنامه سلطانی تألیف دشتکی شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۴
در فرهنگ و تمدن ایرانی توجه به سنگ ها و جواهرات از گذشته دور رواج داشته و آثاری در این زمینه تألیف شده است. یکی از متون ارزشمند در شناخت کانی ها، جواهرنامه سلطانی تألیف صدرالدین محمد بن منصور دشتکی شیرازی (م: 903) است که در سال 886ق. در شیراز نوشته شده و به ابوالفتح خلیل بهادرسلطان فرزند اوزون حسن قراقویونلو تقدیم شده است. موضوع این متن شناخت احجار قیمتی و ذکر خواص، شیوه استخراج، قیمت و کاربرد آنهاست. جواهرنامه سلطانی در سال 1335، به کوشش استاد منوچهر ستوده با عنوان گوهرنامه به چاپ رسیده است. مصحح، متن مذکور را بر اساس دو نسخه متأخر، مورّخ سال های 1029 و 1292ق. تصحیح کرده و بدون توضیح و تعلیق منتشر کرده است. این چاپ به سبب عدم دسترسی مصحح به دست نویس های کهن تری که امروز در اختیار ماست، دچار تصحیفات و تحریفات فراوان شده است. نگارنده در این پژوهش بر اساس دو دست نویس کهن کتابخانه های ایاصوفیا (مورّخ 897ق.) و نورعثمانیه (مورخ 988ق.)، لغات و ترکیباتی را از متن جواهرنامه، تصحیح و برای اثبات درستی ضبط ها به متون و منابع دیگری نیز رجوع کرده است. نتیجه تحقیق، شناخت صورت صحیح و توضیح لغات و عباراتی از جواهرنامه سلطانی و بیانگر ضرورت تصحیح مجدد این متن است.
۳۴.

بررسی تطبیقی تمکین زنان در متون فقهی فارسی میانه و فارسی زردشتی با تکیه بر متون صد در نثر و صد در بندهش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۶۸
ادبیات فارسی میانه و فارسی زردشتی، عمدتا متونی با محتوای دینی هستند که بخش اصلی آن پس از ورود اسلام، بازنویسی شده اند. در این میان، صد در نثر و صد در بندهش، دو متن مهم در بین مکتوبات زردشتیان هستند که باورهای حقوقی و اعتقادی زردشتیان در آن انعکاس یافته است.ساختار هر دو، که از متون فارسیزردشتی هستند، شاهدی است بر اینکه تدوین کلی، بر اساس متون متقدم زردشتی انجام پذیرفته است. آراء فکری در دو تحریر یاد شده، در بحث تمکین زنان، متفاوت از سایر متون، با بینشی نوین، سعی در استنباط مفاهیم تمکین پذیری زنان داشته است. جستار حاضر بر اساس روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر منابع فارسی میانه و فارسی زردشتی برآن است، تا بررسی تطبیقی تمکین زنان در متون فارسی میانه (ارداویرافنامه و روایت پهلوی) و فارسی زردشتی را با تکیه بر متون صد در نثر و صد در بندهش، به انجام برساند و در پی پاسخ گویی به این پرسش است که سیرتمکین زنان و آمریت مردان در متون ذکر شده به چه صورت مطرح شده و آیا وضعیت تمکین در این دو دوره تفاوت دارد؟ واکاوی ها، تصویر قابل تاملی از وضعیت تمکین زنان در متون فارسی میانه و فارسی زردشتی راترسیم نموده و دیدگاه حقوقی فقهی، نسبت به زنان فرمانبردار و نافرمان را بیان نموده است. یافته های پژوهش، بیانگر تاثیر پذیری فتواها از وضعیت اجتماعی زمان تالیف متون مزبور بوده که در قالب فتواهای دینی، با لحنی هشدارگونه بروز یافته است. با این تفاوت که در متن صد در نثر و صد در بندهش، به شیوه ای نوین زنان به اطاعت از شوهران فراخوانده شده اند.
۳۵.

اصلاحات قاضی عیسی ساوجی در زمان سلطان یعقوب آق قویونلو: گذار از سنّت مغولی به سنّت ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۶۷
اصلاحات از راهکارهای مدیریتی و افزایش توانمندی حکومت ها، از دیرباز مورد توجه نخبگان قدرت بود است. اما ماهیت، روش ، چگونگی و گستره اجرای آن بنا به ضروت های جامعه تعیین می شد. نخبگان آق قویونلو در سه مقطع دست به اصلاحات زدند که یکی از این اصلاحات دوره سلطان یعقوب و به همت قاضی عیسی ساوجی صدر انجام شد. اصلاحات قاضی عیسی در تداوم اصلاحات دوره حسن پادشاه بود. از یک سو، سنّت مغولی با سقوط حکومت های مغولی تضعیف شده و جوابگوی نیازهای جامعه ایرانی به ویژه نخبگان قدرت نبود. از سوی دیگر، جامعه ایرانی جهش بلندی به سوی احیاء سنت های اسلامی– ایرانی برداشته بود. زیرا علاج دردهای خود را در این سنت ها می دید. این مقاله با تحلیل مضمونی روایت های تاریخی این دوره، سعی دارد زمینه، علل، ماهیت و موانع اصلاحات قاضی عیسی ساوجی را مورد تحلیل قرار دهد. هرچند اصلاحات قاضی را می توان به عنوان یک حلقه از تداوم فکری و ضرورت تاریخی اصلاحات در ایران دانست؛ اما هم آهنگی منافع برخی ازگروه های اجتماعی ایرانی( عالمان دینی) و ترکی (نظامیان) در تداوم سنّت مغولی، شکست و نابودی عوامل این اصلاحات را فراهم ساخت. یافته ها نشان می دهد، غلبه سران ایلات به قدرت و همکاری علما و سیورغال داران با آنان، مانع مهمی در کامیابی اصلاحات بود. داده های تاریخی نشان داد که اصلاحگران بر خلاف مخالفان از حمایت مردمی بر خوردار نبود. آنان باتکیه بر قدرت حکومتی وموافقت سلطان به اصلاح دست زده بودند. اما قدرت سلطان درنظام سیاسی مبتنی بر ایل کفایت نمی کرد. سلطان بدون همراهی سران ایلات از قدرت برتر برخوردار نبود.
۳۶.

کارکردهای اجتماعی انجمن های گیلان عصر مشروطه (مطالعه موردی: انجمن های ایالتی و ولایتی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۳
انقلاب مشروطه ایران (۱۲۸۵ ه.ش) نه تنها ساختار سیاسی، بلکه عرصه اجتماعی و نهادهای مدنی کشور را دگرگون ساخت. در این میان، «انجمن ها» به عنوان پدیده ای نوظهور و برآمده از فضای نسبتاً آزاد پس از مشروطه، به کانونی برای مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خود تبدیل شدند. در منطقه پیشرو و راهبردی گیلان، که دروازه ارتباطی با اروپا و قفقاز بود، انجمن های ایالتی و ولایتی به عنوان نهادهای رسمی و قانونی محلی شکل گرفتند. اگرچه مطالعات پیشین به طور کلی به نقش انجمن ها در دوره مشروطه پرداخته اند، و حتی برخی به معرفی انجمن های گیلان اشاره کرده اند، اما خلأ پژوهشی جدی در مورد کارکردهای اجتماعیِ خاص این نهادهای محلی در گیلان احساس می شود. این پژوهش با روش تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی، و با استفاده از مطالعه روزنامه های دوره مشروطه و منابع کتابخانه ای، در پی پاسخ به این پرسش است که انجمن های ایالتی و ولایتی گیلان چه کارکردهای اجتماعی داشتند و این فعالیت ها چگونه بر ساختار اجتماعی منطقه تأثیر گذاشتند؟ یافته ها نشان می دهد این انجمن ها در چهار حوزه اصلی فعالیت داشتند: امنیت سازی (مدیریت جنبش دهقانی، نظارت بر ادارات، و تأمین امنیت اتباع خارجی)؛ عدالت خواهی (استفاده از اختیارات قضایی برای لغو رسوم ظالمانه و رسیدگی به شکایات)؛ تحولات بهداشتی-آموزشی (تأسیس انجمن حفظ الصحه، بیمارستان، و مدارس جدید)؛ و بسیج سیاسی (سازماندهی نیروها و جمع آوری اعانه برای فتح تهران). این انجمن ها با وجود چالش هایی مانند وابستگی به مرکز و اختلافات داخلی، نقش مهمی در تحولات اجتماعی گیلان ایفا کردند و الگویی بومی برای حکمرانی محلی مشارکتی ارائه دادند.
۳۷.

طراحی و تحلیل مدل تقاضای بنزین و سوخت های نیروگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۰
در این پژوهش تقاضای بنزین و سوخت های نیروگاهی در دوره زمانی 1381 الی 1401 با استفاده از رویکرد خود توضیح برداری با وقفه های توزیعی مورد برآورد و تحلیل قرار گرفته است. نتایج حاصله نشان داد که مصرف با یک دوره تأخیر، درآمد و قیمت به ترتیب از عوامل اثرگذار بر تقاضای بنزین بوده و اثر درآمد با علامت مثبت و بیشتر از اثر قیمت است. همچنین مصرف با یک دوره تأخیر، نسبت به متغیرهای درآمد و قیمت بیشترین تأثیر را بر تقاضای بنزین داشته است. کشش درآمدی نفت کوره برابر 33/0 بوده و کشش قیمتی هرچند که معنادار نیست از لحاظ مقداری بسیار پایین بوده و بی کشش بودن نفت کوره ی مورد تقاضای نیروگاه را نشان می دهد. این مسئله حاکی از آن است که قیمت ها دستوری بوده و چندان روی تقاضای نفت کوره تأثیر ندارند. با افزایش یک درصدی مصرف دوره قبل نفت گاز نیروگاه، تقاضای آن 79/0 درصد افزایش یافته و بعد از این متغیر، درآمد بیشترین تأثیر را بر تقاضای نفت گاز داشته است. با افزایش یک درصدی درآمد، تقاضای نفت گاز نیروگاه به میزان 21/0 درصد افزایش داشته است. هرچند که ضریب قیمت نفت گاز علامت مورد انتظار را داشته و معنادار بوده، اما کشش قیمتی بسیار کم بوده و دستوری بودن قیمت در مورد این سوخت مورد تقاضای نیروگاه نیز واضح و آشکار است.
۳۸.

شناسایی ابعاد و مؤلفه های مؤثر قدرت هوشمند در سازمان های دولتی (مورد مطالعه: شرکت ملی صنایع پتروشیمی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۷
هدف از این پژوهش کاربردی، شناسایی ابعاد و مؤلفه های مؤثر قدرت هوشمند در سازمان های دولتی، مورد مطالعه شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران با استفاده از روش کیفی است. روش جمع آوری داده ها بر اساس بررسی ادبیات تخصصی موضوع و مصاحبه های کیفی هدفمند و نیمه ساختاریافته بوده است. این پژوهش با بهره گیری از نظرات 17 نفر از خبرگان، مدیران ارشد و کارشناسان شرکت و همچنین خبرگان دانشگاهی در عرصه مدیریت که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند صورت گرفته و با استفاده از روش تحلیل محتوا به کدگذاری و استخراج مؤلفه های اصلی پرداخته شده است. استخراج شاخص ها و تجزیه وتحلیل داده ها در این پژوهش با نرم افزار MAX QDA 2020 و با روش استقرائی کدگذاری صورت گرفته و سپس نتایج به دست آمده ارائه شده است. داده های به دست آمده نتایج پژوهش نشان دهنده دو بعد اصلی قدرت هوشمند در سازمان شامل قدرت نرم و قدرت سخت و دوازده مؤلفه اصلی (محوری) و همچنین چهل وهفت شاخص یا مؤلفه فرعی است. در نتایج به دست آمده از پژوهش مشاهده گردید که قدرت هوشمند می تواند شیوه مؤثر و کاربردی برای تلفیق منابع قدرت و بهره مندی مطلوب و هوشمندانه از همه منابع قدرت در سازمان باشد
۳۹.

از کنترل به شمول: بررسی علل مشارکت نازل ذینفعان در سطح ساختار و کنشگر در پروژه های راه سازی مدیریت اکتشاف صنعت نفت؛ مورد مطالعه چاه اکتشافی جهرم-1(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۹
مشارکت مؤثر ذینفعان یکی از الزامات کلیدی موفقیت پروژه هاست، اما در عمل موانع متعددی آن را دشوار کرده اند. این پژوهش، با محوریت مشارکت برای ذینفعان جهت بررسی علل مشارکت نازل، در سه مرحله انجام شد: نخست، با مرور نظام مند ادبیات و تکیه بر نظریه نهادی، علل مشارکت نازل طبقه بندی شد و از ادبیات پژوهش استخراج گردید. در مرحله ی دوم، از طریق مطالعه ی میدانی علل جدید شناسایی شدند، برخی علل نظری تأیید و برخی دیگر رد شدند و ارتباط این عوامل با گروه های ذینفع بازبینی گردید؛ همچنین با استفاده از تحلیل مضمون دسته بندی علل به سه محور در بخش کنشگر و پنج محور در بخش ساختاری انجام شد. در مرحله ی سوم، علل به پنج بخش تقسیم شدند و علل بخش فرآیندی با روش دلفی برای ارائه راه حل ها بررسی گردید. نتایج نشان داد که علل مشارکت نازل ذینفعان به شدت درهم تنیده اند و نیازمند بازطراحی جامع سازوکارهای مشارکت برای ارتقای پایداری اجتماعی پروژه ها هستند.
۴۰.

فلسفه تاریخ از دیدگاه رضا داوری اردکانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۵
این مقاله از منظر نظریه انتقادی اجتماعی استدلال می کند که فهم فلسفه تاریخ نزد رضا داوری اردکانی، مستلزم گسست بنیادین از تلقی های رایج و مدرن از تاریخ است. رویکرد او، با عبور از «فلسفه نظری» و «فلسفه انتقادی تاریخ» و قرابت با درک هایدگری از تاریخ به مثابه سرنوشت و تقدیر، پرسش را از «چگونگی شناخت تاریخ» به «نسبت وجودی ما با تاریخ و سرنوشت انسان در آن» تغییر می دهد. منظومه فکری داوری بر مفهوم محوری «گسست وجودی و معرفت شناختی» استوار است که تاریخ را نه یک جریان پیوسته، بلکه مجموعه ای از عوالم ناپیوسته می داند. از منظر وی، رویداد تاریخی غرب زدگی به مثابه یک تقدیر، گسستی را رقم زده که سنت و گذشته را به «ابژه موزه ای» تقلیل داده و انسان معاصر را دچار «درد بی تاریخی» کرده است. این وضعیت، که در سیطره هستی شناختی تکنولوژی تشدید می شود، همان انحطاط یا دور شدن از اصالت و بحران در ساحت انسانی است. کل تفکر داوری، به یک اعتبار، اندیشیدن در باب فلسفه تاریخ انسان است. فلسفه تاریخ او، نه تلاشی برای کشف قوانین تاریخ، بلکه یک دعوت اگزیستانسیال و هرمنوتیکی به «تفکر» درباره این گسست و وضعیت نیهیلیستی حاصل از آن است. دغدغه اصلی او، فهم شرایط «امکان و امتناع تفکر» برای «ما»ی تاریخی در دل این جهان گسسته و پرسش از سرنوشت انسان در این تقدیر تاریخی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان