فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۴۱ تا ۱٬۰۶۰ مورد از کل ۱۳٬۰۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با روشی تطبیقی و رویکرد رَوندپژوهانه، روند تغییر شکل و تناسبات درونی ساز عود و تناسب آن با ابعاد نوازنده را در نمونه هایی از دوره ساسانی، ایلخانی- تیموری و صفوی مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. هدف از این پژوهش آن است که اولا ببینیم ساختار این ساز بر اساس مستندات مکتوب و تصویری موجود در دوره ای هزار ساله روند تغییرات پیوسته ای داشته است یا خیر و همچنین در مقایسه با تناسبات بدن نوازنده، در عین اینکه تناسبات در ترسیم تصویر ها بررسی شده و محک می خورد، می توان دید که ثبات تناسبات بدن نوازنده در درون هر دوره و همچنین در مقایسه با دوره های تاریخی دیگر چگونه است. جامعه آماری مورد مطالعه شامل 32 نمونه از تصاویر سازدار منقش به عود و نوازنده آن است که در چهار گروه معرفی و بررسی شده اند. ترسیم سازها در نمونه های مختلف از تناسبات متفاوتی تبعیت کرده است بطوریکه عمدتا درگذار زمان، با افزایش نسبت عرض کاسه به طول آن مواجهیم. ترسیم سازها در گروه ساسانی به نمونه های امروزی و نسبت مذکور در رساله کنزالتحف نزدیکتر است اما تا دوره صفوی به مرور زمان با کاهش نمونه های مشابه با سازهای امروزی روبرو هستیم.
ژرفای موسیقایی باله پرستش بهار نسخه ۱۹۴۷ اثر ایگور استراوینسکی با تاکید بر عنصر ریتم درشماره تمرینی ۱ تا ۵۵(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر عنصر ریتم و برخی ظرایف اجرایی باله پرستش بهار مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. این بررسی با مطالعه تطبیقی رسالات و کتب مربوطه و پارتیتور اثر و نیز با استفاده از تجربیات چندین ساله نگارنده در زمینه رهبری ارکستر، خصوصاً تجربه تمرینات این قطعه با ارکسترهای مختلف انجام پذیرفته است. تمرکز اصلی این مقاله بر یافتن عوامل موثر در پیچیدگی های ریتمیک این باله با استناد به شواهد موجود است و در این راستا پارتیتور اثر به عنوان نزدیک ترین منبع به ذهن آهنگساز مورد استفاده قرار گرفته است. به منظور درک عمیق تر ریتم در کنار تحلیل و بررسی موردی عنصر یاد شده در بخش هایی از این اثر، بطور ضمنی به برخی ابعاد شخصیتی و هنری استراوینسکی بعنوان آهنگساز- که بر نگاه وی به عنصر ریتم موثر است - پرداخته و به صورت دقیق تر تاثیر آن در باله پرستش بهار نسخه ۱۹۴۷ مورد بررسی قرار می گیرد. در این مقاله سعی شده تا تصویری قابل درک از نحوه برخورد با محتوای اثر از زاویه ای معین ارائه گردد و با توجه به پیچیدگی های فراوان اثر نکات مطرح شده در این راستا تنها بخش بسیار کوچکی از مطالعه پارتیتور را شامل می شود که برای نزدیک شدن به اجرایی صحیح از این باله ضروری است.
تحلیل تبارشناسانه دیوارنگاره «صف سلام» عبدالله خان در کاخ نگارستان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۳ بهار ۱۳۹۷ شماره ۱
53 - 60
حوزههای تخصصی:
دیوارنگاره «صف سلام» که عبدالله خان، نقاش باشی عهد فتحعلی شاه در سال 1228 ه به سفارش حامی خود بر دیوارهای کاخ نگارستان ترسیم کرد از معدود آثار برگزیده هنر قاجار است که به عنوان یک سرمشق توسط هنرمند و دیگران در عمارات و کاخ های متعدد، رونگاشت های از آن اجرا شده است. فرضیه پژوهش این است که ارزش های نهفته یا آشکار، که باعث شهرت فوق العاده این اثر و سپس اجرای رونگاشت های فراوان از آن شد کدام است؟ گمان می رود این نقاشی پاسخ های مناسبی برای نیازهای تصویری آن روز جامعه داشته است که چنان مورد توجه قرار گرفت که حتی پس از مرگ هنرمند نیز تولید می شد.نوشتار حاضر با رویکردی تبارشناسانه، روشن می سازد که برای پدید آمدن یک شاهکار هنری، علاوه بر رعایت بنیان های زیبایی شناسی،تعامل با گفتمان قدرت و پشتوانه های تبلیغی نیز ضروریست. برای مثال حضور ایلچیان فرنگ از جمله سرگور اوزلی انگلیسی و آمده ژوبر فرانسوی در این نقاشی، جهت فراتر رفتن شهرت آن به خارج از مرزهای ایران بی تاثیر نبوده است. نمونه آماری اصلی دراین پژوهش دیوارنگاره صف سلام عبدالله خان است اما جامعه آماری مورد مطالعه تمامی آثار تصویری را که مضمون آنها صف سلام باشد در برمی گیرد. گستره مکانی و زمانی تحقیق، جغرافیای ایران عهد قاجار و روش تحقیق،توصیفی– تحلیلی است.
تحلیل و بررسی نقش رویکرد احساس گرا در طراحی تایپ فیس فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۳ بهار ۱۳۹۷ شماره ۱
115 - 124
حوزههای تخصصی:
تایپفیس ها ابزاری کاربردی و فراگیر هستند. کارکرد اصلی تایپفیس ارتقای خوانش و بهبود روند انتقال اطلاعات است. ظهور سیستم فونت سربی و دیجیتال سبب ایجاد شکاف عمیقی میان زیبایی شناسی حروف فارسی در خوشنویسی کلاسیک و تایپفیس مدرن فارسی شده است. با این وجود حقیقت غیرقابل انکار این است که حتی جنبه های زیباشناسانه تایپفیس مدرن فارسی نیز باید الهام گرفته از هویت نوشتاری خط فارسی باشد تا همسویی بیشتری با زیبایی شناختی مخاطب ایرانی داشته باشد. طراحی احساس گرا با تأمین نیاز احساسی خوانندگان، تجربه بصری مطلوب تری از خواندن را برای آنها فراهم می سازد. در این مقاله تحلیل مختصری از نقش دوطرفه خط و احساس و تاثیر آن بر طراحی قلم فارسی ارائه شده و همچنین به ارزش های بصری نستعلیق و نسخ ایرانی و کارکرد آن در طراحی تایپفیس فارسی پرداخته می شود. بعلاوه نقش میانجی تایپفیس در خلق ارتباط احساسی مثبت میان متن و خواننده بصورت جزئی تر مورد مطالعه قرار می گیرد. و سرانجام با بررسی شباهت های ساختاری عناصر بصری که تداعی گر احساسات مثبت در طبیعت هستند و با بهره گیری از ارزش های ساختاری و بصری مثبت در خط نستعلیق، تجربه مطلوب تری از خوانش متون معاصر فارسی منطبق بر هویت خوانندگان ایرانی ارائه کنیم.
مطالعه تطبیقی فونت تاهوما و اصول ساختاری خوشنویسی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۳ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳
65 - 74
حوزههای تخصصی:
طراحی حروف، در سیر تاریخی خود، همگام با قابلیت های فناوری، اقدام به بهینهسازی خوشنویسی سنتی کرده است. عصر حاضر، عصر تکامل فناوری رسانههای دیجیتال است. در آغاز رونق رسانه های دیجیتال، طراحان وب برای نمایش متون مورد نظر خود در عموم وب سایت های فارسی زبان، از فونت «تاهوما» به عنوان فونت استاندارد استفاده میکردند. با ظهور وبفونتها، امکان استفاده از فونتهای گوناگون برای چیدمان صفحات وب به وجود آمد. با این حال، همچنان فونت تاهوما بیشترین کاربرد را در میان فارسیزبانان دارد. به نظر می رسد این فونت فاصله زیادی با اصول نوشتاری خط فارسی داشته و تنها به دلیل هماهنگی فراوان با ساختار فضای وب، مورد استفاده قرار گرفته باشد. در همین راستا، این مقاله با هدف بررسی میزان هماهنگی فونت تاهوما با ساختار فرمی حروف فارسی، به بررسی تشابهات و تفاوت ها، بر مبنای مطالعه تطبیقی ساختار این فونت و چهار اصل مهم در خط نسخ فارسی که شامل: اصول، نسبت، ترکیب و کرسی هستند، می پردازد. نتایج نشان می دهد، بسیاری از تغییرات اعمال شده بر روی فونت تاهوما، ارتباطی با حفظ خوانایی حروف در فضای پیکسلی نداشته و تنها محصول شناخت ناکافی طراحِ آن از خط فارسی است. همچنین دلیل استفاده فراوان کاربران از این فونت را می توان حمایت اغلب مرورگر ها و نیز میزان هماهنگی این فونت با صفحات نمایش دانست.
بررسی تنوع نقوش اسلیمی در طراحی سرلوح های کتب مصور دوره صفوی، مطالعه موردی: پنج نمونه از سرلوح های دوران صفوی
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به روش توصیفی تحلیلی به بررسی تنوع نقوش اسلیمی در یکی از درخشانترین دوران هنر تذهیب یعنی دوره صفوی پرداخته است. در این دوران شاهد بیشترین تنوع اسلیمی در نگارهها هستیم. در این مطالعه، پنج نمونه از سرلوح های کتب دوره صفوی (که در زیبایی و ظرافت شهره هستند) انتخاب شده و از نظر نقوش اسلیمی و همچنین چگونگی طراحی و ترکیببندی بررسی شده اند. تصاویر منتخب عبارتند از: دو سرلوح مذهب از مرقع گلشن، سرلوح شاهنامه رشیدا، سرلوح دیوان امیرشاهی سبزواری و سرلوح سلسهالذهب جامی نتایج پژوهش نشان میدهد که اسلیمیهای توپر، توخالی و تخمکدار، عناصر اصلی تذهیب دوره صفوی هستند. اسلیمیهای دهان اژدری، ابری و گلدار نیز در آثار نفیسو باشکوه استفاده می شوند.
بررسی تطبیقی نقش مایه فرشته در سنگ قبور آرامگاه ارامنه و تخت فولاد اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۳ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳
83 - 92
حوزههای تخصصی:
تاثیر متقابل هنر مسیحیت و هنر دوران اسلامی در ایران، با گسیل ارامنه جلفای قدیم به جلفای نو در اصفهان در دوران صفویه رنگ و بویی تازه به خود گرفت و یکی از نمود ها و تجلی این اثرگذاری های متقابل، حجاری بر روی سنگ قبور می باشد. از جمله تصاویر مشترک منقوش در دو قبرستان تخت فولاد و ارامنه اصفهان ، نقش مایه فرشته است. در این پژوهش سعی شده تا علاوه بر برداشت اسنادی، با تصویر برداری میدانی تقریبا 50 سنگ قبر دارای نقش فرشته، به روش توصیفی- تحلیلی، شناخت و معناشناسی این نقش مایه، امکان پذیر و وجوه تشابه و تفارق آن در دو گورستان بررسی گردد. نقشمایه فرشته در تخت فولاد )علاوه بر ناثیر پذیری از هنر ایران باستان و دوران اسلامی(، بیشتر متاثر از دوران رنسانس بوده ولی تصاویر فرشته در قبرستان ارامنه بیشتر متاثر از هنر بیزانس بوده است. علی رغم مشترکاتی همچون جنسیت، تعداد بالها و... در به تصویر کشیدن نقش مایه فرشته در دو قبرستان، نمودی واضح مبنی بر تاثیر ارامنه بر هنرمندان حجار تخت فولاد مشاهده نگردید. ولی نقوش اسلیمی و ختایی در همنشینی با نقش مایه فرشته را می توان از نمود های تاثیر متقابل فرهنگ ایرانی-اسلامی و ارامنه- مسیحی در نظر گرفت.
تنوع ریتمیک در ضربی های ردیف فروتن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این نوشته تلاش شده با بررسی روش های ایجاد تنوع در الگوهای ریتمیکِ سازنده ی ضربی های ردیف یوسف فروتن به شناسایی و مقایسه ی این روش ها با روش های ایجاد تنوع ریتمیکِ به کار رفته در بخش های آوازی ردیف ایشان پرداخته شود تا به عنوان یکی از راویان و سازندگان مهم قطعات ضربی قدیمی در موسیقی کلاسیک ایرانی، بخشی از شیوه ی آفرینش ایشان در ساختن ضربی بررسی شود. به این منظور بخش های دارای ساختار ریتمیکِ مشابه در ضربی های مذکور زیر هم نوشته شده اند و هر بخش با بخش بلافاصله بعد از خود مقایسه شده و در صورت وجود تغییر میان آن ها، روش های ایجاد تنوع و تغییرِ آن ها بررسی شده است. نتیجه ی کلی این مقایسه نشان می دهد نحوه ی ترکیبِ متفاوتِ الگوهای ریتمیک در بخش های ملودیکِ پیاپیِ ضربی های ردیف فروتن، منجر به تغییراتی در آن ها شده که در این نوشته با عنوان روش های: 1.افزایش تعداد 2.کاهش تعداد 3.افزایش/کاهش تعداد نامگذاری شده اند. علاوه بر این، هریک از الگوهای ریتمیک مذکور ممکن است با یکی از روش های: 1.تقسیم دیرش 2.پیوند دیرش 3.نغمه/سکوت تغییر و تنوع یافته باشند. روش های ایجاد تنوعِ ریتمیک در ایده های ملودیکِ ضربی های ردیف فروتن با روش های ایجاد تنوع در بخش های آوازی ردیف ایشان یکسان است. این روش ها می توانند برای آفرینش قطعات ضربی یا آوازی جدید قابل استفاده باشند.
پارچه بافی سیسیل در دوره اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۳ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳
75 - 82
حوزههای تخصصی:
در سال212 هجری قمری/837 میلادی، سیسیل توسط اغلبیون مسلمان فتح گردید و به امارتی نیمه مستقل تبدیل شد. تاریخ سیسیل از زمان فتح مسلمانان تا فروپاشی آنان و آغاز تسلط نورمان ها به سه دوره تقسیم می شود: دوره اغلبیدی، فاطمی و کلبی. با ورود مسلمانان به سیسیل، صنایع آن رو به توسعه نهاد و از جمله پارچه بافی رونق گرفت. کارگاه های پارچه بافی با الگوبرداری از منسوجات اسلامی احداث گردید و در نتیجه اعراب مهاجم توانستند صنعت پارچه بافی پیشرفته ای را در آنجا پایه گذاری کنند. پژوهش حاضر بر این اصل شکل گرفته است که منسوجات سیسیل در دوره اسلامی از منسوجات فاطمیون مصر تاثیر پذیرفته است. لذا از طریق بررسی تاریخی و مقایسه نقوش منسوجات با موضوع مشترک، پارچه های این دو منطقه بررسی گردید. بر اساس نتایج به دست آمده حضور بافندگان مسلمان در کارگاه های پارچه بافی سیسیل و نیز تجارت پارچه نقش مهمی در انتقال نقوش پارچه های فاطمیون به سیسیل داشته است. در این زمان نقوش اسلامی و خط نوشته های عربی در تزئین منسوجات به کار می رفت. تداوم نقوش منسوجات فاطمی، مخصوصا خط نوشته، از شیوه های متداول بافندگان مسلمانان بوده است که حتی بعد از حاکمیت نورمان ها در سیسیل ادامه می یابد و میزان زیادی از این منسوجات به کشورهای مسیحی غربی صادر می شود.
تفسیر نشانه شناختی رنگ از منظر حکمی در نگارگری ایرانی- اسلامی
حوزههای تخصصی:
در هنر نگارگری ایرانی- اسلامی، رنگ نشانه ای از جهان قدسی و ملکوتی است، که در آن نور الهی نقش اصلی را ایفا می کند. حضور رنگ در این نقاشی ها پیامد باز شدن چشم دل هنرمند و دیدار او از عالم مثال و خیال می باشد. عنوان مقاله ی حاضر تفسیر نشانه شناختی رنگ از منظر حکمی در نگارگری ایرانی- اسلامی است، و هدف از آن تأویل معنا شناسانه ی رنگ به عنوان نشانه ی نمادین (بنابر تلقی پیرس) در این هنر است. نشانه شناسی علمی است که هدف خود را شناخت و تحلیل نشانه ها و نمادها می داند. بنابر تعریف پیرس نشانه چیزی است که جای چیزی دیگری می نشیند و بر معنا و مفهومی دلالت دارد. پیوند نشانه با معنامندی اصطلاح متن را پیش می کشد. بنابر تعریف متن عبارت از پیامی ثبت شده است و هر متن را می توان نظامی از نشانه ها دانست. در مقاله حاضر نگارگری ایرانی - اسلامی به منزله ی متنی فرهنگی منظور نظر قرار گرفته است، که در آن رنگ ها نظامی از نشانه هایی با معنا و دلالت های معنوی و حکمی برگرفته از عرفان ایرانی - اسلامی و رمز و نمادی از عالم مثال می باشند. روش پژوهش توصیفی و با استفاده از اسناد و مدارک کتابخانه ای است. نتیجه مقاله روشن می نماید که تأثیر بینش معنوی عارفان اسلامی و حکمت فرهی در ایران باستان، نگارگران را بر آن داشته تا از مفاهیم مینوی رنگ به عنوان نشانه هایی از عالم مثال در آثار خود بهره بگیرند. رنگ در نگارگری ایرانی - اسلامی نماد و رمزی برای محاکات حقیقت عالم مثال است. فرضیه ی مقاله این است که از طریق نشانه شناسی «پیرس» و تعریف او از نشانه های نمادین می توان به تاویل دلالت های نشانه شناسانه ی رنگ در نگارگری ایرانی - اسلامی با توجه به مفاهیم حکمی و عرفانی پرداخت.
مفهوم حقیقت در عکاسی از دیدگاه سه نظریه پرداز عکاسی در مقایسه با مفهوم حقیقت در هنر از منظر افلاطون
منبع:
رهپویه هنر/ هنرهای تجسمی دوره اول زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱
33 - 43
حوزههای تخصصی:
ظهور طغیانگر عکاسی و مباحث نظری و انتقادی که به دنبال آن در جهان شکل گرفت، بی تردید رویکردها و نگاه های جدیدی را در مورد مفهوم هنر، چیستی آن، رابطه اش با جهان پیرامون و مباحث فلسفی دیگر مطرح نمود. این مقاله در صدد است تا ضمن توصیف و تفسیر سه رویکرد نو و البته غالب در دوران معاصر در مورد عکاسی و ماهیت آن، به مقایسه آنها با مفهوم حقیقت نزد افلاطون بپردازد. ازاین رو، ابتدا آراء صاحب نظران این تفکرات جدید یعنی «جان سارکوفسکی»، «سوزان سانتاگ» و «رولان بارت» را درباره عکاسی و رابطه آن با حقیقت و واقعیت بررسی کرده و نظریات هر یک را با توجه به زمینه فکری شان تحلیل می کند؛ سپس دیدگاه افلاطون درباره هنر و ارتباطش با حقیقت معقول که در رساله «جمهور» بدان پرداخته را بیان کرده و در آخر با مقایسه نگرش این سه نظریه پرداز با آراء افلاطون به روش توصیفی-تحلیلی نسبت عکاسی و حقیقت مثالی را روشن می سازد. در این مقاله سعی شده است که خود عکاسی به عنوان یک پدیده مستقل با استناد به نظریات سارکوفسکی، بارت و سانتاگ تعریف و تأویل شود. چرا که در عین یکسانی موضوع، آنچه که سه منتقد بدان می پردازند در سه بستر مختلف مطرح گشته که در عصر حاضر، جامع تمامی نظریات بیان شده است.
بررسی بداهه پردازی درموسیقی ایرانی براساس پدیده شناسی استعلایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بداهه پردازی، اجرایی در «لحظه» است که حداقل در قرن اخیر شیوه ی آفرینش غالب در اجراهای موسیقی ایرانی بوده است. تعاریف متعدد از بداهه پردازی مجالی برای مفهوم پردازی آن به روش علمی میسر نساخته است. هدف از این پژوهش رسیدن به تعریفی یکدست از فرایند بداهه پردازی با تکیه بر روش پدیده شناسی است. پدیده شناسی استعلایی، در مقام روش شناسی پژوهش، توصیف دقیقی از مراحلی که بداهه پرداز از ابتدا تا انتها طی می کند تا به خلق یک اثر موسیقایی ختم شود، مهیا می سازد. در این پژوهش «ردیف» به عنوان الگوی مرسوم در موسیقی کلاسیک ایرانی مورد توجه است. ابتدا باور طیف سنت گرا به مثابه ی رویکردی که در پدیده شناسی از آن با عنوان رویکرد طبیعی یاد می شود، در نظر گرفته شد. سپس با به تعلیق درآوردن این رویکرد، راه را برای تطبیق سایر مراحل پدیده شناسی با بداهه پردازی هموار ساختیم. در نتیجه ی این تطبیق بستری فراهم شد تا بداهه پردازی به صورتی روش مند، مورد تحلیل قرار گیرد. از یافته های این تحقیق می توان گفت رسیدن به ذات ردیف که فواصل مُدها، روند ملودی و ریتم را شامل می شود نفش تخیّل را در آگاهی بداهه پرداز برجسته کرده و به تبع آن اجرایی آزادانه با تکیه بر خلاقیت هرچه بیشتر او رقم می خورد. این پژوهش به شیوه ی کیفی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای تدوین گردیده است.
تأثیر گوستاو مالر بر آهنگسازان مکتب دوم وین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از نوشتار این مقاله بررسی آثار و زندگی موسیقایی گوستاو مالر آهنگساز اتریشی اواخر رومانتیک و تأثیر آن بر آهنگسازانی همچون آرنولد شوئنبرگ، آنتون وِبِرن و آلبان بِرگ است. در تاریخ موسیقی، پس از بزرگانی نظیر هایدن، موتسارت و بتهوون که در دوره کلاسیک در شهر وین مشغول بکار بوده و به آهنگسازان مکتب وین معروف شدند، در اوایل قرن بیستم نیز این شهر شاهد تجمع و ظهور آهنگسازان مهمی همچون شوئنبرگ به همراه دو شاگردش - وبرن و برگ- بود که به سبب نفوذ آثار و عقاید هنری شان در مجامع موسیقی به آهنگسازان مکتب دوم وین شهرت یافتند. مکتب دوم وین، مانند سایر مکاتب هنری، در شاخصه های پیشرفت به یک زنجیره تاریخی قبل از خود متصل می شود. این مقاله در کارکردی مقایسه ای و انطباقی نشان خواهد دادکه آهنگسازان این مکتب در برخورد با عناصری نظیر بافت موسیقی، هارمونی، ارکستراسیون و سایر عوامل موسیقایی پیرو تفکر مالر بوده اند. البته در این رهگذر، مشخص می شود که مالر هم در آثار متأخر خود به نوعی متأثر از فعالیت های این مکتب و خصوصاً شوئنبرگ بوده است؛ اما در رویکرد کلی این مقاله نشان می دهد که مکتب دوم وین و منسوبین آن ها همگی در فراشد موسیقی به مالر و تفکر هنری او ارتباط می یابند.
بررسی تاریخی و کارکردی تولیدات روشنایی شاخص باوهاوس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۳ بهار ۱۳۹۷ شماره ۱
103 - 114
حوزههای تخصصی:
مدرسه باوهاوس از تاثیرگذارترین مراکز معماری و هنرهای کاربردی بود که در دهه های آغازین قرن بیستم در آلمان فعالیت نمود.امروزه آثار باوهاوس از جمله تولیدات روشنایی آن از نمادهای طراحی قرن بیستم شناخته می شوند.این مقاله با بررسی تولیدات روشنایی شاخص باوهاوس، ارزشهای کارکردی طراحی صنعتی در آنها را تحلیل می نماید.در این راستا ابتدا مسائل مرتبط با حیطه روشنایی چون جایگاه نور و روشنایی در باوهاوس، نمونه های شاخص این تولیدات در باوهاوس، کاربرد آنها در فضای داخلی و طراحان آنها مطرح می گردند. سپس سه ارزش اصلی طراحی صنعتی شامل کارکردهای عملکردی، زیبایی شناختی و سمبولیک به طور کلی در این محصولات بررسی شده و ویژگی های دقیق تر در چهار نمونه از این روشناییها ارایه شده است.ویژگی هایی چون تبعیت فرم از عملکرد، استفاده از اشکال پایه و هندسی، رنگهای اصلی، جنس فلز و شیشه و تاثیر از سبکهای دی استیل و ساختارگرایی در این محصولات مشخص می شوند.در ادامه نقشه مفهومی برای هر یک از سه کارکرد اصلی بیان و ترسیم شده است.در این پژوهش با استفاده از روش تحقیق تاریخی اطلاعات از منابع معتبر تاریخ هنر و طراحی درخصوص تولیدات روشنایی که یک قرن پیش در مدرسه باوهاوس طراحی شده اند، جمع آوری گردیده و به روش تحلیلی توصیفی مورد بررسی قرار گرفته است.
مقایسه انگاره های شهریاری در چند نگاره از شاهنامه عمادالکتاب از منظر رودلف آرنهایم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۳ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳
31 - 40
حوزههای تخصصی:
براساس نظریه گشتالت، در لحظه مشاهده هر نوع تصویر توسط مخاطب، ترکیب آن در ذهن؛ به سوی ساده ترین و آشناترین ساختار ممکن، سوق پیدا می کند. در این رخداد، اصل هم گونی، مشتمل بر مشابهت اندازه، رنگ، شکل، جای گیری و جهتمندی فضایی، عمده ترین نقش را دارد اما بنا به نظر رودلف آرنهایم، برقراری مشابهت به تنهایی منجر به خوانش درست تصویر نمی شود. او پیش شرط دیگری را تحت عنوان تمایزیابی مطرح می کند و مدعی می شود تشابه در حضور تفاوت، معنی پیدا می کند. برای آزمون این منظر، مقاله پیش رو به دنبال این پرسش است: «مطابق با اصل تمایزیابی رودلف آرنهایم، شباهت بسیار انگاره های شهریاری در تصاویر شاهنامه عمادالکتاب، چگونه ارزیابی می شود؟» به این منظور، شش تصویر از نسخه عمادالکتاب، به شیوه تطبیقی تحلیلی و با بهره گیری از مطالعات اسنادی مورد مداقه قرار گرفت. نتیجه بررسی ها نشان داد در این تصاویر به دلیل جایگزینی معنی به عوض مصداق؛ تشابه بر تفاوت پیشی دارد پس تمایزیابی به اختلال دچار می شود. درحقیقت چون نقاش این نسخه، پادشاهان را متعهد به زیبایی شناسی فتحعلی شاهی و عاری از ویژگی های شخصی به تصویر درمی آورد؛ مفهوم شهریاری به عوض فردیت هر پادشاه می نشیند. گویی همه حاکمان اساطیری این متن ادبی در قالب شخصیت واحدی تحت عنوان فرمانروا تعریف می شوند به گونه ای که برقراری تمایز میان آنها به سادگی ممکن نیست.
تاثیر فناوری تدوین فیلم بر زیبایی شناسی تدوین (با تمرکز بر: تاثیر فناوری تدوین دیجیتالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله معلوم کردن تاثیراتی است که تحولات تاریخی فنآوری های تدوین بر زیبایی شناسی این هنر داشته است.رویکرد مقاله عمدتا متوجه نتایج مقایسه تاثیر فنآوری تدوین بر ساختار گروهی از فیلم های بلند داستانی هالیوود است که در" دوره گذار" از تدوین انالوگ به تدوین دیجیتال (دهه های 1980 و 1990) با دو فناوری متفاوت تدوین شده اند.مقاله با روش های تحقیق اسنادی و کتابخانه ای ، درحیطه های زیر به تبیین موضوع می پردازد:1. معرفی عواملی که بیشترین تاثیر را طی تاریخ تدوین بر زیبایی شناسی تدوین داشته اند .2. بررسی ساختارهای فنی - زیبایی شناسی تدوین که متاثرازفناوری تدوین بوده اند.3. مقایسه ساختار تدوینی گروهی از فیلم های هالیوودی "دوره گذار" که برخی با فناوری انالوگ وبرخی دیگر با فناوری دیجیتالی تدوین شده اند . مقاله به این نتیجه می رسد:تحول فناوری های تدوین ، در دوره های تاریخی معینی ، مجموعه ای تاثیر اشکار بر زیبایی شناسی تدوین داشته است. اختراع نخستین ماشین الکترومکانیکی تدوین (موویولا) در دهه۱۹۲۰ واختراع سامانه تدوین غیرخطی دیجیتالی برای تدوین فیلم و ویدئو در دهه ۱۹۹۰ - به عنوان نقاط عطف تاریخی در تحول فناوری های تدوین - نمونه هایی ازتاثیر فناوری های این هنر بر زیبایی شناسی آن هستند.
تدوین نظام صفحه آرایی حاکم بر سه نمونه از قرآن های تیموری محفوظ در موزه ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۳ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲
79 - 86
حوزههای تخصصی:
برخی پژوهش های معاصر نشان داده اند صفحه آرایی نسخ خطی ایرانی با تکیه بر اصل تقسیم متوالی چهارچوب یک صفحه به بخش های برابر صورت گرفته است. با این وجود نسخه های ایرانی بسیاری وجود دارند که روش صفحه آرایی آن ها به الزامات شیوه یادشده پاسخ نمی دهند. پژوهش پیش رو کوشیده است با استفاده از رویکرد کمّی و روش تحقیق توصیفی-تحلیلی موردی، چگونگی صفحه آرایی سه نمونه از قرآن-های تیموری محفوظ در موزه ملی ایران را بکاود. ویژگی مشترک این نسخه ها آن است که نه تنها صفحه-آرایی هیچ یک از آن ها بر اساس اصل تقسیم متوالی چهارچوب یک صفحه به بخش های برابر قابل توجیه نیست؛ بلکه در تمامی این نُسخ، به رغم ابعاد و تناسبات گوناگون ، فاصله سطح حروف تا عطف نصف طول حاشیه سرصفحه ، پاصفحه و یا هر دو است. به طوری که با در نظر گرفتن شیوه ساخت کتاب در قرون میانه اسلامی که مبتنی بر دوبرگه بوده، می توان حدس زد هنرمندان صفحه آرا پس از تقسیم طول دوبرگه به n قسمت برابر ، 1⁄n آن را از وسط به حواشی عطف و به همین مقدار از بالا یا پایین کادر به حواشی سرصفحه یا پاصفحه اختصاص داده اند. آن گاه با استفاده از روش های هندسی، محل قرار گرفتن سایر ابعاد قاب تذهیب یا قالب متن را تعیین کرده اند.
تصویر، ایماژ (پی انگاره) و ادراک بصری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصویرسازی دارای ویژگی بصری و ساده ترین راه انگاشتن است که فرایند دیداری نمودن تصورات را به کار میبندد. ایماژ همچون رسانه ای است که تأثیر و فرایند بازنمایی توانش های عاطفی را بر الگوهای دیداری و فرهنگی تصویرپردازی می کند؛ شاید بهترین و کوتاه ترین تعریف برای ایماژ جهان نگری تصویری و ذهنی است. در این مقاله آنجا که مقصود از ایماژ چیزی فراتر از تصویر محض است، برابرنهاده ی «پی انگاره» انتخاب شده است. براساس داده های تجربی کنش ما در تصور مشابه کنش ما در دیدن چیزها، شامل تصاویر است؛ اما، پرسش این است که، کدام وجه از پی انگاره در تفسیر ناظران در طول تاریخ تغییر می کند و توسط رسانه های خود انتقال می یابد؟ و چه نسبتی میان پی انگاره دریافت شده و حقیقت وجود دارد؟ این مقاله با طرح پژوهشی معناشناختی با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی درباره ی محتوای دیداری مرتبط با تصویر و با شرح بسیاری از واقعیت های برجسته و کلی در کنش های هنری درباره ی بازنمودهای تصویری در پی پاسخ به پرسش های فوق است؛ تحلیل نتایج نشان می دهد که طبیعت بصری محتوای پی انگاره ها از کیفیتی پویا برخوردار است و این کیفیت، ماهیت ذهن ما را آشکار می کند، هم چنانکه چهارچوب و عینیت اثر حاکی از مضمون پویا است که هریک از شیوه های نگریستن متفاوت به جهان است.
خوانشی بر نقاشی های دیواری حمام مهدی قلی بیگ مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۳ بهار ۱۳۹۷ شماره ۱
39 - 52
حوزههای تخصصی:
حمام شاه مشهد عصر صفوی بواسطه دیوارنگاره هایش قابل تامل است. هدف، مطالعه بصری و مضمونی نقاشی های سربینه حمام و نمود عناصر اجتماعی بر آنست و دنبال پاسخ در چیستی شکل و محتوای آثار نقاشی ها ،بازخورد فضای فکری حاکم بر جامعه دوران قاجار می باشد. رویکرد تحقیق کیفی و روش، توصیفی-تحلیلی است. پس از توصیف معماری بنا،موضوع و محتوای نقاشی های سربینه ، از نظر جامعه شناسی مورد واکاوی و مطالعه قرار گرفته است. جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای، اسنادی ،با عکاسی میدانی انجام شده است. یافته ها در دو بخش قابل طرح اند: اول محتوای نقاشی های سربینه در شش حیطه طبقه بندی شده اند، کتیبه های مذهبی، صحنه های اسطوره ای، داستان های ادبی و عاشقانه، زندگی عامیانه مردم، پهلوانان و ورود مدرنیسم. دوم، عصر قاجار کشاکش میان سنت و تجدد را به نمایش می گذارد. هنرمندان در کنار نقاشی هایی که ماحصل ورود دنیای مدرن به ایران است، عناصر فرهنگی غربی در پوشش انسان ها چون کراوات و زنان سرلخت؛ عناصر سنتی از مضامین پهلوانی و صحنه های عاشقانه تا پوشش سنتی را تصویر کرده اند. علیرغم سنگینی کفه ی ذوق درباری، اما هنرمند بن مایه های فرهنگی خود را داشته. نقاشی های سربینه حمام، نوع نگاه اجتماعی هنرمندان به محیط بوده و توانسته نماینده وضع جامعه و دغدغه مردم آن روزگار را در قالب نقاشی نمایان کند.
بررسی تطبیقی نمایشنامه شاه لیر ویلیام شکسپیر و شاه لیرادوارد باند با تکیه بر نقش خشونت در شخصیت های ادوارد باند از دیدگاه روانکاوانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به مقایسه ی تطبیقی نمایشنامه شاه لیر شکسپیر و شاه لیر ادوارد باند با تکیه بر خشونت به عنوان عامل شکل گیری نمایشنامه های باند، پرداخته می شود. از نگاه رفتار گرایان، شخصیت فرد محصول کنش و واکنش متقابل میان دو دسته عوامل ارثی و محیطی است؛ خشونت و اخلاق نادرست و ریشه آن در کودکی و نمود آن در اخلاق کودک به بلوغ رسیده، مسئله مهمی است که با پرسش های زیادی روبه روست. هدف از این مقاله، شناخت و واکاوی خشونت وانواع آن در جوامع انسانی و بررسی نقش خشونت در آفرینش شخصیت های باند در نمایشنامه شاه لیر با دیدگاهی روانکاوانه است و با توجه به این که باز آفرینی و اقتباس حوزه ای است که در عصر حاضر بسیار مورد توجه قرار می گیرد، به انگیزه ی باند برای باز آفرینی شاه لیری دیگر می پردازیم .رویکرد روانکاوانه ی باند در خلق شخصیت های نمایشنامه شاه لیر است که مقایسه ی آن را با شاه لیر شکسپیر مهم می کند؛ از این جهت که خشونت موجود در شخصیت های شاه لیر شکسپیر به خصوص دختران شاه لیر، دارای دلیل و منشا روانی مشخص شده ای در نمایشنامه نیست، باند با دریافت این خلا، دست به پرورش و باز آفرینی شخصیت ها می زند.