ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۶۱ تا ۱٬۹۸۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۱۹۶۱.

آرایه های آهک بری حمام های خصوصی شهر سنندج در دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۱ تعداد دانلود : ۲۷۱
هنرمندان برای انتقال محتوای نقوش آهک بری از روش رمز پردازی و نمادگرایی بهره گرفته اند و نقوش را به صورت نمادین و استرلیزه طراحی کرده تا با ساده ترین طرح، پیام خود را به مخاطب برسانند. پژوهش حاضر درصدد تحلیل ترئینات آهک بری حمام های خصوصی شهر سنندج در دوره قاجار است. روش پژوهش از نوع توصیفی، تاریخی– تطبیقی مبتنی بر بررسی میدانی و مطالعات کتابخانه ای انجام شده است. این نوشتار در پی پاسخگویی پرسش های پژوهش:1.عناصر تزئینی آهک بری شامل چه موتیف هایی بوده و چه ارتباطی بین نقوش و بانیان حمام ها وجود دارد؟2.آرایه های تزیینی حمام ها از کجا اقتباس شده اند؟ برآیند پژوهش نشان می دهد موتیف های اجرا شده شامل مضامین مذهبی، هندسی، گیاهی و حیوانی است. منشأ عناصر تزیینی الهام از طبیعت، اعتقادات باستانی و تأکید بر باستان گرایی بوده است. استفاده از نقوش طاووس، بز، عقاب، شیر و خورشید و غیره، دارای معانی نمادین هستند که نشانِ پایداری و دوام سلطنت، رهبر و سردسته بودن، عدالت خواهی و قدرت که با پست بانی بناها از جمله ملا لطف الله شیخ الاسلام(رهبر مردم در اعتراض به ظلم حاکمان)، میرزا یوسف مشیردیوان(رجال سیاسی دوره ی قاجار کردستان) و میرزا محمدرضای وزیر(پیشکاری سردار کل فرمانده ارتش) در ارتباط می باشد. این افراد به دلیل موقعیت اجتماعی و نفوذ در دستگاه های سیاسی و اداری دوران قاجار، توانایی انتقال اعتراض مردم را به والیان کردستان و شاه داشتند.
۱۹۶۲.

اپرت های فارسی دوران مشروطه از منظر جهان محلی شدن (اپرت های رستاخیز شهریاران ایران، پریچهر و پریزاد، الهه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۹ تعداد دانلود : ۳۴۴
در سال های پایانی قرن سیزدهم شمسی تحت تأثیر تغییرات سیاسی و اجتماعی پس از انقلاب مشروطه، گونه های جدیدی از نمایش در ایران شکل گرفتند که در ارتباط کامل با موسیقی قرار داشتند. در این مسیر ابتدا اُپرت های عصر مشروطه، تحت تأثیر اُپرت های قفقازی خلق شدند و سپس طی چند دهه فعالیت در زمینه ساخت اپرت در ایران با فراهم آمدن شرایط تحصیلات آکادمیک در حوزه آواز غربی در هنرستان موسیقی، شرایط برای تولید اولین اُپراها در ایران ایجاد شد. هدف از این پژوهش پاسخ دادن به این پرسش است که اپرت های عصر مشروطه چه تأثیراتی از نمونه های غربیِ اپرا و اپرت پذیرفته اند و چگونه مسیر بومی شدن پدیده جهانی اپرا در آنها رخ داده است؟ از این رو به مطالعه سه اپرت رستاخیز شهریاران ایران، پریچهر و پریزاد و الهه، بر پایه نظریه جهان محلی شدن و با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی و استفاده از اسناد کتابخانه ای پرداخته شده است. از نتایج مقاله حاضر می توان به این موضوع اشاره کرد که اپرت های پس از مشروطه به عنوان گونه جهان محلی شده اپرتِ غربی در ایران بوده اند. این گونه جهان محلی شده که «اپرت فارسی» نام گرفت، تحت تأثیر نفوذِ فرهنگی اپرت غربی، بخش مهمی از حیات موسیقایی ایران در سه دهه ابتدایی 1300 ه.ش را تشکیل داد.
۱۹۶۳.

ژانر و هویت؛ مطالعه تطبیقی نقش هویت ملی و فرهنگی در تکوین ژانرهای بومی سینما(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۳ تعداد دانلود : ۳۳۵
ژانرهای بومی مجموعه ای از زیرژانرها یا ژانرهای ترکیبی محبوب در مناطقی خاص هستند که ویژگی هایی را در کنار هم قرار داده اند که در آثار تولید مناطق دیگر کمتر دیده شده اند. در این پژوهش که با هدف شناسایی نقش هویت ملی و فرهنگی در تکوین های ژانرهای بومی انجام گرفته است، طیفی از ژانرهای بومی مانند هنرهای رزمی در هنگ کنگ، وسترن اسپاگتی در ایتالیا، ماسالا در هندوستان، هیمات فیلم در آلمان، انیمه های ژاپنی و فیلمفارسی های ایرانی به روش تطبیقی مورد بررسی قرار گرفته اند تا روند تکوین این ژانرها در رابطه با دغدغه های ملی مورد بازشناخت قرار گیرد. یافته های این پژوهش روشن می کند که این ژانرها نه تنها هویت های ملی را در کلیشه های ژانری خود بازنمایی می کند، بلکه باوجود تنوع ژانریک، یک روند ثابت در تکوین این ژانرها وجود دارد که از هویت ملی و فرهنگی بوم آن ژانر تأثیر پذیرفته است: برجستگی مقطعی هویت ملی با عواملی چون جنگ، استعمار، تسلط فرهنگی و دیگر عناصری که مفاهیم «خود» و «دیگری» را پررنگ می کنند و توجه به میراث فرهنگی و استفاده از آن در جهت بازنمایی هویت ملی در محتوا و ساختار آثار سینمایی، باعث شکل گیری ژانرهایی شده که ویژگی های متمایزی نسبت به ژانرهای مسلط سینمایی در خود دارند. بیان دغدغه های ملی به زبانی که توسط عامه مردم قابل درک است این فیلم ها را به شدت بین مردم محبوب کرده و به مرور زمان آثار سینمایی متعددی با تکرار مضامین و ویژگی های این ژانرها تولید شده و مخاطب داخلی و خارجی خود را کسب می کنند و پیدایش «سینمای ملی» را تسهیل می بخشند.
۱۹۶۴.

تحلیل اصل محرمیت در خانه های اقلیم گرم و خشک ایران در راستای پایداری شهرهای آینده (نمونه موردی شهر یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۲۱۵
اصل محرمیت و زیر مجموعه های آن شامل سلسله مراتب، درونگرایی و پیوند معماری با طبیعت به وضوح در معماری سنتی خانه ها به خصوص در اقلیم گرم و خشک مرکزی ایران دیده می شود. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و با هدف کاربردی و با اتخاد روش های استنباط کیفی و تحلیل میدانی منازل مسکن بومی شهر یزد انجام شده است. چهار نمونه موردی از خانه های سنتی این شهر (خانه علومی، خانه گلشن، خانه مروج و خانه رسولیان) به عنوان نمونه های موردی انتخاب شده اند و به لحاظ کیفی مورد بررسی قرار گرفته اند. همچنین روش گردآوری داده ها با کمک مطالعات کتابخانه ای و مشاهده میدانی انجام شده است. با وجود اصل محرمیت در تمامی مناطق آب و هوایی ایران، این عنصر معماری در منطقه آب و هوایی گرم و خشک نمود بیشتری دارد. محرمیت از طریق معماری درونگرا، به کارگیری دالان، هشتی و راهرو و وجود حیاط مرکزی در راستای باز شدن گشودگی های فضاهای خصوصی و نیمه خصوصی به داخل حیاط نمایان می شود. یافته ها حاکی از آن است که اگرچه برخی از ویژگی های مرتبط با اصل محرمیت در خانه های معاصر با متراژ کم و فشردگی بافت شهری و در قالب مسکن آپارتمان گونه قابل استفاده نیست، اما برخی از شاخصه های معماری بومی در راستای حفظ محرمیت قابلیت ظرفیت سنجی در راستای به هنگام شدن در مسکن معاصر را دارا هستند. عدم قرار دادن درهای خروجی موازی (رو به روی هم)، طراحی فضای پیش ورودی و توجه به سیرکولاسیون حرکتی به شکلی که فضاهای خصوصی ماند فضای خواب و استحمام از فضاهای عمومی تر مانند فضای پذیرایی، سرویس بهداشتی و آشپزخانه جدا شود، توجه به جایگاه حریم خصوصی در خانه ایرانی و عدم تطابق شکل گیری آشپزخانه های باز با این اصل، از مواردی است که می تواند در خانه های معاصر لحاظ شوند و گامی در جهت انطباق اصل محرمیت در راستای معماری مدرن برای ساخت مسکن در شهرهای معاصر و حتی آینده باشند.
۱۹۶۵.

شناسایی و تحلیل پیشرانها و راهبردهای کیفیتِ مکان با هدفِ تحقق بازآفرینی شهری پایدار (موردپژوهی: ناحیه منفصل شهری نایسر؛ سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۲۱۵
شهرها به دلیل ماهیت پویای خود و همچنین درگیر بودن با مسائل متنوع اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، مدیریتی و... همواره در مسیر رشد و توسعه خود با مسائل و تنگناهای جدیدی روبرو بوده است؛ که یکی از این معضلات، بافت های ناکارآمد شهری می باشد که برای ساماندهی آنها نیازمند آگاهی از تجارب، الگوها و شیوه های نوین برنامه ریزی شهری مانند بازآفرینی می باشد تا از بروز آشفتگی های بیشتر جلوگیری نماید. بنابراین هدف این تحقیق شناسایی و تحلیل پیشران ها و راهبردهای کیفیتِ مکان با هدفِ تحقق بازآفرینی شهری پایدار در ناحیه منفصل شهری نایسر (در شهر سنندج) برای دستیابی به این مهم می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و با توجه به مؤلفه های مورد بررسی، رویکرد حاکم بر آن روش توصیفی – تحلیلی می باشد و از تکنیک پویش محیطی و دلفی برای شناسایی متغیرها و شاخص ها استفاده شده است. سپس پرسشنامه ی نیمه ساختاریافته بین 40 کارشناس متخصص و خبره در حوزه مسائل شهری توزیع شد و داده های بدست آمده از طریق نرم افزار MICMAC و Scenario Wizard تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحقیق نشان داد که سیستم شهری بخصوص در بخش بافت فرسوده و ناکارآمد ناحیه منفصل شهری نایسر (در شهر سنندج) شرایط ناپایداری را سپری می کند. همچنین بر اساس تحلیل های انجام گرفته، 20 عامل به عنوان پیشران های کلیدی برای ارتقای کیفیت مکان در راستای تحقق پذیری بازآفرینی شهری پایدار نایسر شناسایی شدند. همچنین از مجموع 4039 قضاوت سلولی انجام شده، 128 اثر محدودکننده شدید، 362 اثر محدودکننده متوسط، 723 اثر محدودکننده ضعیف، 1801 موارد فاقد اثر متقابل، 65 اثر تقویت کننده شدید، 304 اثر تقویت کننده متوسط و 656 اثر تقویت کننده ضعیف برای تحقق کیفیت مکان در راستای تحقق بازآفرینی پایدار مشخص شدند.
۱۹۶۶.

سناریوی آینده مطلوب در تجاری سازی پژوهش های مقطع کارشناسی ارشد فرش دانشگاه هنر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۱۹۲
توجه به پژوهش های انجام شده در حوزه فرش دستباف و تجاری کردن آن ها، مسئله ای است که باید در اولویت برنامه ریزان آموزشی قرار بگیرد. رویکرد آینده پژوهی می تواند زمینه ساز این امر مهم باشد. این پژوهش سعی دارد به شناسایی آینده مطلوبی که در اثر تجاری سازی پژوهش ها در سطح جامعه برای دانشگاه و صنعت فرش دستباف در بازارهای هدف به وجود می آید، بپردازد. در راستای دستیابی به این هدف، این پرسش اصلی مطرح می شود که آینده مطلوب در جهت تجاری سازی و پیاده سازی پژوهش های مقطع کارشناسی ارشد فرش دانشگاه هنر اصفهان چیست و چه کمکی می تواند به صنعت فرش دستباف در بازارهای هدف بکند؟ پژوهش حاضر به لحاظ هدف، توسعه ای و به لحاظ روش آینده نگاری از نوع تحلیل روند و سناریونویسی است که در انتخاب پیشران های اصلی از روش عدم قطعیت استفاده شده است. جامعه موردمطالعه در این پژوهش، خبرگان، دانشجویان، و فارغ التحصیلان در دانشگاه هنر اصفهان بین سال های 1394 لغایت 1398 است. این پژوهش جزو پژوهش های آمیخته یا ترکیبی است که نمونه های انتخابی بخش کمی، به صورت احتمالی برمبنای جدول کرجسی و مورگان 40 نفر محاسبه شد. روش نمونه گیری در مباحث کیفی، به صورت هدفمند موردی نمونه شاخص و به بر مبنای اشباع نظری 15 نفر از خبرگان آموزش عالی فرش بوده اند. اطلاعات و داده های موردنیاز این پژوهش به کمک ابزار پرسش نامه و مصاحبه غیرسازمان یافته جمع آوری شده است. نتایج این پژوهش منجر به شناسایی چهار پیشران مهم و کلیدی، شامل پرورش نیروی متخصص در حوزه تجاری سازی، به کارگیری یک تیم حرفه ای در دانشگاه به امر تجاری سازی، ایجاد هسته های علمی در جهت تجاری سازی پژوهش ها، ارتقاء دانش فنی ارکان دانشگاهی در حوزه تجاری سازی پژوهش ها و ارائه سناریو آرمانی در ارتباط با تجاری سازی و کاربردی کردن پژوهش های تجاری نوشته شده در این حوزه، در سطح جامعه شد، به طوری که راه ها و روش های پربازده و آسانی برای تجاری سازی این پژوهش ها پیشنهاد شد، تا با اجرایی سازی آن ها آینده ای مطلوب برای این هنر-صنعت رقم بخورد.
۱۹۶۷.

تحلیل مفهوم سازگارسازی در بناهای تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۲۲۹
وجود زبان مشترک و تعریف مورد توافقی از اصطلاحات و مفاهیم مورد استفاده در هر حوزه ی دانشی، لازمه ی احاطه بر ابعاد مختلف آن و پیشبرد آن در ادبیات ملی و بین المللی و رسیدن به فهم مشترک در روابط حرفه ای و آکادمیک است. استفاده ی مجدد از بناهای تاریخی به عنوان روشی پایدار در حفاظت از آن ها، با مجموعه مداخلاتی همراه است که با عناوین گوناگونی مورد اشاره قرار می گیرند. وجود واژگان و اصطلاحات گوناگون در زمینه ی مداخلات کارکردی و کالبدی در بناهای موجود و بناهای تاریخی و کاربرد آن ها به صورت مترادف و بعضاً اشتباه، مسئله ای است که ممکن است فضایی سردرگم در مباحث مربوطه ایجاد کند. هدف این مقاله بررسی این اصطلاحات و مفاهیم و تبیین نقش و کاربرد هریک و روابط میان آن ها است. در این پژوهش، از یک روش تحلیل مفهوم سیستماتیک برای شفاف سازی اصطلاحات مربوط به سازگارسازی استفاده شده است. ابتدا محدوده ی مورد نظر از واژگان پرکاربرد در دامنه ی گسترده تری از مفاهیم حفاظت معماری، تعیین شد و در قالب چارچوبی از رویکردها، سطوح مداخلاتی، برنامه های سازگارسازی و راهبردها ارائه شد. سپس کاربرد اصطلاحات مرتبط تر به صورت ویژه در یک مرور ادبیات به صورت تطبیقی مورد بررسی قرار گرفتند. «استفاده ی مجدد سازگار» متداول ترین اصطلاح است که مجموعه ای از مداخلات کالبدی و کارکردی در ابعاد مختلف پایداری را دربر می گیرد. واژگان «نوسازی»، «توان بخشی» و «بهسازی» متداول ترین اصطلاحات در مداخلات کالبدی هستند و به طور غالب با اهداف زیست محیطی انجام می شوند. در این میان تغییرات مربوط به سیستم های ساختمانی بیشتر با عنوان بهسازی و تغییرات ساختاری با عنوان توان بخشی شناخته می شوند. اصطلاح نوسازی گسترده تر از دو واژه ی دیگر، در مورد بهبود شرایط کلی بنا در لایه های مختلف به ویژه معماری بنا در جهت تأمین استانداردهای نوین ایمنی و زیست محیطی کاربرد دارد.
۱۹۶۸.

شناسایی و اعتبارسنجی پیشنهادات معماری مدارس اجتماعی (محله)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۲۵۴
از یک طرف مدارس بسیاری در کشور وجود دارند که می توانند پذیرای نقش های مهمی در محله باشند که متأسفانه در نظام تربیتی رایج مورد بی توجهی قرارگرفته و اکثر اوقات بسته بوده و به صورت قلعه ای با دیوارهای بلند، ارتباطی با محله ندارند؛ از طرف دیگر طراحی یک ابزار سنجش مناسب و اعتبارسنجی آن از الزامات هر پژوهش است؛ لذا هدف پژوهش حاضر شناسایی پیشنهادات معماری مدارس اجتماعی با استفاده از سندکاوی مدارک قبلی و مصاحبه های نیم ساختاریافته و غیررسمی با شرکت کنندگان (پاسخ به سؤال فرعی) و اعتبارسنجی پرسشنامه حاصل از آن (پاسخ به سؤال اصلی) است. مطالعه حاضر از لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش گردآوری داده ها پیمایشی است که در سال 1401 با مشارکت دانش آموزان، معلمین و والدین در شهر جدید اندیشه و مناطق منتخب تهران انجام شده است. برای اعتباربخشی این پرسشنامه، در بخش روایی، از روایی محتوایی کمی (ضریب نسبی روایی محتوایی (CVR)) و روایی سازه ای (تحلیل عاملی اکتشافی) و در بخش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید. ضریب نسبی روایی محتوایی (CVR) پرسشنامه اولیه با استفاده از نظرات 36 متخصص انجام شده که از 70 گویه، 64 گویه پذیرفته و 3 گویه نیز با نظر متخصصین به آن اضافه و پرسشنامه نهایی با 67 گویه طراحی گردید. پس از تحلیل عاملی اکتشافی، 5 عامل پنهان شامل ویژگی های سازمانی با 22 گویه (مشارکتی، فرهنگی و همه جانبه نگری)، ویژگی ها و نیازهای انسانی با 17 گویه (نیازهای فیزیولوژیکی، روانی- اجتماعی و خوشایندی)، ویژگی های عملکردی با 13 گویه، تنوع پذیری با 10 گویه و تطبیق پذیری با 5 گویه شناسایی گردید. آلفای کرونباخ به دست آمده برای کل پرسشنامه 0.972 و برای همه عامل ها بالاتر از 0.753 بوده که نشان می دهد پرسشنامه پژوهش پایایی قابل قبولی دارد. نتایج اعتبارسنجی نشان دادند که پرسشنامه پیشنهادات معماری مدارس اجتماعی، روایایی و پایایی قابل قبولی داشته و به عنوان یک مرجع نظرسنجی معتبر می تواند نقطه شروع مناسبی برای پژوهش های بیشتر باشد.
۱۹۶۹.

تعامل میان داستان و گفتمان روایتی در سینمای عباس کیارستمی با تمرکز بر فیلم «کپی برابر اصل»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۲۰۱
یکی از مهم ترین ویژگی های سینمای عباس کیارستمی پیروی نکردن از اصول و اسلوب های داستانگویی در سینمای کلاسیک و متعارف است. این مسئله تحلیل و ارزیابی فیلم های او با معیارهای رایج را دشوار و یا حتی ناممکن می سازد. لذا پژوهش حاضر بر آن است تا با اتخاذ شیوه ای متناظر با خصوصیات بارز روایتگری در این نوع سینما، به مطالعه فیلم های مهم کیارستمی و به ویژه تحلیل فیلم کپی برابر اصل بپردازد. برای این منظور از الگویی نظری در روایت شناسی استفاده می شود که مبتنی بر تقسیم هر روایت داستانی به دو ژرف ساخت داستان گفتمانِ روایتی است. در حالی که داستان به محتوای روایت یا آنچه که نقل می گردد اشاره دارد؛ گفتمان روایتی به نحوه بازنمایی و بازگویی این محتوای داستانی دلالت می کند. نتیجه بدست آمده از تحلیل ها حاکی از آن است که سینمای کیارستمی همواره به سمت نوعی ادغام داستان در گفتمان روایتی می گراید؛ به گونه ای که در عمده ی آثار او نمی توان مرزی واضح میان این دو ترسیم کرد. این نکته در مورد فیلم کپی برابر اصل به بارزترین وجهی نمود می یابد؛ تا جایی که غایت مضمونی فیلم، یعنی ناتوانی در شناسایی کپی از اصل یا خیال از واقعیت، از طریق همین آمیختگی سطوح داستانی و گفتمان روایتی به دست می آید.  
۱۹۷۰.

تحلیل میدان تئاتر دهه 1390 شمسی ایران بر اساس آراء پیر بوردیو؛ با نگاهی به نمایش خانه .وا .ده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۴ تعداد دانلود : ۲۳۴
در مقاله حاضر سعی شده است با اتخاذ آراء نظری پیر بوردیو، تحلیلی از فضای گفتمانی شکل گیری زیرمیدان تئاتر دهه 1390 شمسی شامل ویژگی های فرهنگی هنری بر اساس تحلیل نمایش خانه . وا . ده به کارگردانی محمد مساوات، ارائه شود. تأکید این مقاله بر دهه 1390 شمسی است، یعنی زمانی که موج تازه ای از جریان های تئاتر به وجود آمد و آثار متفاوتی با دهه های گذشته خلق شد. بر این اساس سعی شده جهت دست یابی به هدف اصلی مقاله و در پاسخ به این پرسش که مهم ترین ویژگی ها و خصیصه های گفتمانی اثر شاخص میدان تئاتر 90 شمسی کدم اند و با بهره از روش تحلیل گفتمان «تئو ون دایک» به تحلیل گفتمان نمایش خانه . وا . ده پرداخته شد. یافته های حاصل از تحلیل گفتمان نشان از شکل گیری ابعاد و سرمایه هایی دارد که بارزترین ویژگی های آن ها در مقولاتی همچون؛ اولویت اجرا بر متن، فقدان قهرمان مرکزی، شخصیت پردازی تیپیکال، میزانس پیچیده، دکور مینیمال و صحنه خالی، نگاه پدیدارشناسانه به بدن، غلبه تئاتر پست دراماتیک و جغرافیای بدون مرز و مکان بروز پیدا کرده است. درواقع، نمایش خانه . وا . ده، جهت القاء، انتقال مفاهیم و گفتمان خاص خود (طرح میدان جدید) علیه دو سطح معنا و استدلال (سنت های حاکم) نگاشته و اجرا شده است و به مفاهیمی همچون دکور ساده، ضدیت با متن بدون قهرمان و تأکید بر ارزش های جهانی خارج از جغرافیا چنگ زده است.
۱۹۷۱.

خوانش اگزیستانسیالیستی نمایشنامه «افول» اثر اکبر رادی با تمرکز بر آرای اروین یالوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۲۶۵
الگوی روان تحلیلی وجودی، به دغدغه ها و مسائل وجودی خصوصاً مسئله تقابلی وجود/عدم وجود با تأکید بر مسئله مرگ می پردازد که درواقع نحوه پاسخ به این مسائل وجودی، کنش ها، روابط، روایت ها، جریانات و طرح واره های زندگی آدمی را تعیین می کند. روایت ها، عناصر نمایشی و الگوهای داستانی از ظرفیت ها و مفاهیم وجودی ریشه می گیرند که در بستر خوانش روان تحلیلی وجودی واجد بررسی هستند. به نظر می رسد نمایشنامه افول در تمامی سطوح روایتی و عناصر داستانی خود، اساساً درامی اگزیستانسیالیستی است. این مقاله سعی دارد تا با توجه به نظریات فلسفه وجودی خصوصاً نظریات روان تحلیلی وجودی و رویکرد اگزیستانسیالیستی اروین یالوم، در اصل روابط اشخاص نمایش، طرح، رویدادها و رخداد اصلی نمایشنامه، کنش ها و واکنش های شخصیت ها را مورد واکاوی قرار دهد. سؤال اساسی پژوهشی این است که در نمایشنامه افول اثر اکبر رادی، تعارض های بنیادین وجودی و مسئله وجود / عدم وجود به عنوان یک ابرروایت، رخداد اصلی و امر واقع، چگونه روابط بین اشخاص داستان، کنش ها و واکنش های آنها، کشمکش درام و طرح و سایر عناصر درام را تحت تأثیر قرار می دهد؟ در مسیر پژوهشی مقاله، فرض این است که تظاهرات وجودی و نحوه واکنش به مسائل و بحران های وجود، اساسی ترین روایت در نمایشنامه های اکبر رادی به عنوان پدر نمایشنامه نویسی نوین ایران است که این الگوی روایتی در محور نتایج در موقعیت های داستانی، وضعیت های نمایشی، روابط شخصیت ها، کنش ها و واکنش های جامعه نمایشی و کشمکش های اصلی نمایشنامه افول قابل ردیابی است. ازاین رو این مقاله مبتنی بر منابع کتابخانه ای، نخست کارکرد مباحث اگزیستانسیالیستی و اصول و زوایای دید و روایتی وجودی را در روابط، کنش ها، واکنش ها، کشمکش ها و بحران های اساسی زیسته آدمی مطرح می کند، سپس با روش توصیفی _ تحلیلی به خوانش وجودی از نمایشنامه افول می پردازد.
۱۹۷۲.

بررسی تحلیلی تکنیک گریم و تأثیر نمادین رنگ ها در شخصیت پرداز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۱ تعداد دانلود : ۲۶۰
بخش قابل توجهی از تأثیرگذاری کنش بازیگر بر مخاطب از طریق حالات چهره منتقل می شود. تماشاگران با مشاهده چهره بازیگر، هیجانات، امیال و خواسته های شخصیت نمایش را که بازیگر قصد القای آن ها را دارد، درک می کنند. گریم نقش مهمی در ارتقای کیفیت این انتقال داشته و تعاملات فرازبانی میان تماشاگر و نمایش را تقویت می کند. هدف این پژوهش، توصیف، تحلیل و تفسیر عناصر فرازبانی مؤثر در هنر چهره پردازی است. در این پژوهش، عملکرد تکنیک های گریم و تأثیرات نمادین رنگ ها در چهره پردازی و خلق شخصیت در تئاتر بررسی می شود. همچنین، شاخصه های چهره پردازی و روان شناسی رنگ در ایجاد شخصیت تحلیل شده و نتایج حاصل از کاربرد این عناصر تفسیر می گردد. این پژوهش از نوع کیفی و کاربردی است و فرضیه آن بر این مبنا استوار است که گریم و تأثیر نمادین رنگ ها، به عنوان یکی از عوامل اجرایی (در کنار نورپردازی، صحنه پردازی، صدا و لباس)، تأثیر مستقیمی بر بیان و انتقال مفاهیم نمایشی دارد. چهره پردازی با ظهور مکاتب مختلف هنری در هنرهای نمایشی دستخوش تغییرات زیادی شده و امروزه با بهره گیری از روان شناسی رنگ به خلق و پرورش شخصیت ها می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد گریم می تواند تأثیر بصری نمایش را برای مخاطب افزایش داده و درعین حال، خواسته های کارگردان را به شکلی ملموس در اجرا متبلور سازد. با استفاده از امکانات متنوعی که گریم در ظاهر بازیگر ایجاد می کند، انتقال هیجانات، امیال و ویژگی های اخلاقی و رفتاری شخصیت نمایش به شکلی مؤثرتر و شفاف تر صورت می پذیرد. همچنین، گریم در باورپذیری شخصیت نزد مخاطب و جلب توجه او به نمایش تأثیرگذار بوده و نقش آن در گذر زمان با پیشرفت های چشمگیری همراه بوده است. این تأثیرگذاری، به واسطه خلاقیت گریمور در استفاده از رنگ ها و ایجاد تغییرات ظریف و نمادین در چهره بازیگر، محقق می شود.
۱۹۷۳.

ارزیابی و تحلیل مؤلفه های حیاتی رشد هوشمند شهری در شهرهای میانه اندام (مطالعه موردی: شهر خوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۱۸۷
امروزه شهرها با چالش های زیادی در زمینه توسعه فضایی مواجه هستند. رشد پراکنده و افقی شهرها و عدم رعایت نظام توزیع کاربری اراضی و نیز عدم تناسب بین رشد خدمات و زیرساخت های شهری، مناطق شهری را از نظر معیارهای پایداری و کیفیت زندگی با انواع مسائل همچون حاشیه نشینی، ترافیک، کمبود مسکن و مشکلات زیست محیطی روبرو ساخته است. رشد هوشمند به عنوان پاسخی برای تداوم مشکلات توسعه پراکنده و نتایج منفی آن به وجود آمده است. رشد هوشمند گزینه هایی در حوزه حمل ونقل، مسکن، مشاغل و امکانات رفاهی (شامل خدمات فرهنگی، اجتماعی، تفریحی و آموزشی) ارائه می دهد و از برنامه ریزی های جامع برای هدایت، توسعه، طراحی، مدیریت، احیاء و ساخت جوامع استفاده می کند؛ هدف این پژوهش بررسی و شناخت شاخص های رشد هوشمند شهر خوی می باشد. این پژوهش کاربردی و آمیخته و باتوجه به ماهیت داده ها از نوع غیرتجربی است. برای شناسایی ابعاد گوناگون رشد هوشمند با استفاده پنل متخصصین و کارشناسان، 30 شاخص گوناگون در قالب 3 مؤلفه اجتماعی، اقتصادی، کالبدی، مطالعه و نتایج آن با بهره گیری از مدل تحلیل عاملی ارزیابی شده است. در گام نخست، با استفاده از تحلیل عاملی اقدام به کاهش شاخص ها و استخراج مجموعه عوامل دخیل در میزان رشد هوشمند پرداخته و پس از آن رتبه بندی شده اند. براساس محاسبات انجام شده، داده های موجود برای تحلیل عاملی مناسب تشخیص داده شدند. باتوجه به ملاک کیسر 10 عامل دارای مقدار ویژه بالاتر از یک برای عوامل مؤثر بر رشد هوشمند شهری استخراج و در مجموع ده عامل با بار 949/5 واریانس کل رشد هوشمندی را تبیین می کنند.
۱۹۷۴.

تطبیق ساختار بصری نگاره اصحاب کهف مکتب قزوین(سده 10ه.ق) با معیارهای تفسیر زیبایی شناسانه گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۸۱
تاکنون دیدگاه های متفاوتی از معیارهای اعتبار تفسیر زیبایی شناسی اثر هنری توسط نظریه پردازان علم هرمنوتیک ارائه شده است. از دیدگاه گادامر، معیار اعتبار تفسیر زیبایی شناسی نشان دهنده آگاهی ذهنی از هنر و ویژگی دیالوگی بودن آن است که این دیدگاه نشان می دهد که درک اثر هنری مستلزم درگیری پدیدارشناختی با موضوعات هنری است. در این مقاله نگاره اصحاب کهف ازآنجاکه مرتبط با افق فرهنگی و معنایی مشترکی بین ملل مختلف است، به عنوان نمونه اثر هنری برای تحلیل انتخاب شده است. هدف این نوشتار مطالعه ساختار بصری نگاره اصحاب کهف در تطبیق با معیار اعتبار تفسیر زیبایی شناسی دیدگاه گادامر است.پرسش پژوهش این است که باتوجه به معیار اعتبار تفسیر زیبایی شناسی از دیدگاه گادامر، چگونه می توان بر اساس بُعد تفسیری هرمنوتیک، ساختار بصری نگاره اصحاب کهف را تبیین کرد؟ این نوشتار با استفاده از روش پژوهش تطبیقی با رویکرد تحلیلی، تاریخی به مطالعه ساختار بصری نگاره اصحاب کهف در تطبیق با آرای گادامر به تفسیر هرمنوتیک معنا و تجربه زیبایی شناسی در این نگاره پرداخته است. به این ترتیب، مطالعه ساختار بصری نگاره اصحاب کهف از دیدگاه هرمنوتیک گادامر نشان داد که موضوع این نگاره که دربردارنده معنای کل اثر است، همواره ثابت است و در مرحله فهم، نگارگر با ادغام کلیت داستان این اثر هنری از طریق تفسیر برخی از جزئیات آن، در مسیر دیالکتیکی برای دستیابی به درک ساختار معنا و مفاهیم کلی شرکت می کند. از طرفی دیگر، بر اساس معیار اعتبار تفسیر از دیدگاه گادامر، معنای یک اثر، پیشینه و هویت فرهنگی خود را حفظ می کند؛ لذا باید باتوجه به این معیار به فهم اثر هنری پرداخت. بنابراین، ازآنجاکه هنر نگارگری هنری صرفاً شخصی محسوب نمی شود و بافرهنگ و تمدن ایرانی گره خورده است، لذا در انتخاب معیار اعتبار تفسیر باید به این موضوع توجه کرد.
۱۹۷۵.

مؤلفه های تدریس اثربخش تاریخ هنر بر اساس سند تحول و اهداف آموزشی بلوم(مطالعه موردی تاریخ هنر هنرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۲۱۳
با توجه به فراز و فرودهای شیوه سنتی آموزش تاریخ هنر در هنرستان و لزوم توجه به سیاستهای کلان فرهنگی همچون سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، مقاله پیش رو با هدف ارتقا سطح آموزش تاریخ هنر بر مبنای سطوح یادگیری بنیامین بلوم، محتوای کتاب تاریخ هنر هنرستان را به شیوهی توصیفی تحلیلیموردارزیابیقراردادهاست. چراکه هماره توجه به الگوهایآموزشیخلاقبارویکردیاددهی_یادگیری در تمام ساحتهای هنر میتواند موجبات رشد بصیرت در زمینه های فرهنگی و افتخار به ارزشهای اصیل و ماندگار ایران اسلامی را فراهم سازد. نتایج تحقیق حاکی ازاین است که به رغمکاربست تصاویر، پرسشهای پایانی وجداول، اهداف شناختی در آموزش هنر مورد توجه قرار نگرفته و کتاب مذکور نتوانسته با نهادینه کردن آموزش و تسلط بر یادگیری، درانتقال مضامین تاریخ هنر و غنا بخشی به هویت ایرانی اسلامی موفق عملکند. بنابراین در پژوهش پیش رو سعی شده با توجه به تجربه تدریس نگارنده، استناد به نظریه یادگیری بنیامین بلوم، سندتحول (ملی)آموزش وپرورش و منابع کتابخانه ای، شیوههای نوین آموزش تاریخ هنر تشریح وتبیین گردد. راهکارهای اصلاحی و تکمیلی همچون تدوین نظام تصویری منسجم، واژه نامه تخصصی، محتوای الکترونیک در قالب بارکد (رمزینه) به منظور غنی سازی و تنوع بخشی محیط های یادگیری در فرایند آموزش تاریخ هنر از جمله پیشنهادات کاربردی میباشد.
۱۹۷۶.

واکاوی تاثیرات اندیشه های آنتونن آرتو در شکل گیری رقص بوتو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۱۸۳
  رقص بوتو در چارچوب و تعریف خاصی نمی گنجد و هنگام مواجهه با بوتو بیش از هر چیز با اجرایی تجربی روبه رو هستیم که درصدد است در هر اجرا، از مرزهای پیشین فراتر رفته و تعریف جدیدی از خود داشته باشد. از سوی دیگر، آنتونن آرتو که از تئاتر مبتنی بر متن و ادبیات، و بازیگری بر پایه اصول روان شناسی روی گردان بود، خواستار تئاتری بود که با بازگشت به اسطوره ها و سرچشمه ها در بطن و روح آدمی رخنه کند تا به واسطه رهایی و خودانگیختگی به جهان ناشناخته ها و ضمیر ناخودآگاه انسان دسترسی یابد. با بررسی ویژگی های رقص بوتو و واکاوی انگیزه هایی که در پس خلق آن نهفته بود، می توان ردپای اندیشه های آنتونن آرتو را در شکل گیری این نوع رقص یافت. حرکات و ژست های خودانگیخته و غیربازنمودی در بوتو یادآور تاکید آرتو بر خودانگیختگی و تاثیر نیرومند بر مخاطب است. هم چنین، خلسه ای که در بوتو ایجاد می شود، یادآور شیفتگی آرتو به رقص بالی و سنت های تئاتری شرق است. زیبایی شناسی مورد نظر آرتو که در تئاتر قساوتش تبلور یافته، با زیباشناسی موجود در رقص بوتو همخوانی های بسیاری دارد. هدف از انجام پژوهش حاضر که به شیوه توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای انجام شده، واکاوی ردپای اندیشه های آنتونن آرتو در شکل گیری رقص بوتو است. در واقع، این پژوهش بر آن است، تا به این پرسش پاسخ دهد که، چگونه می توان اندیشه ها و زیباشناسی آنتونن آرتو را در رقص بوتو یافت. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که، هرچند هیجی کاتا، در مقام هنرمند، اندیشه ها و انگیزه های خاص خود را داشت، اما هم زمان می توان قرابت بسیاری میان اندیشه های آرتو، به ویژه، آن هایی که در تئاتر قساوت مطرح نموده و اصول شکل دهنده به رقص بوتو و هم چنین، تاثیرات اندیشه های او را در شکل گیری رقص بوتو ردیابی کرد. به طور خاص، می توان گفت واقعیت و خشونت پنهانی که به واسطه کنش گری درد و رنجِ جدانشدنی با چنین کنشی را عیان می نماید، در اندیشه های آرتو و اصول زیربنایی بوتو مشترک هستند. 
۱۹۷۷.

مطالعه شاخص های بصری متناسب با ویژگی های جسمی- روحی کودکان اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۸۵
  اختلال اوتیسم نوعی اختلال رشدی-عصبی است که مهارت های ارتباطی کودک را تحت الشعاع قرار می دهد. یکی از روش های موثر برای آموزش کودکان اوتیسم استفاده از تصویر است؛ به همین منظور، تولید محتوای بصری مناسب برای این کودکان اهمیت بسیاری دارد. محتوای تصویری برای کودکان مبتلا به اوتیسم، با توجه به ادراک بصری در آنان، باید شامل چه ویژگی هایی باشد. هدف اصلی این پژوهش، معرفی ویژگی های بصری متناسب با ادراک بصری در کودکان اوتیسم است. همچنین، آشنایی با نحوه دراک بصری در این کودکان نیز به عنوان هدف فرعی حائز اهمیت است. این تحقیق از نوع کاربردی و داده ها به صورت کیفی است؛ تصاویر تحلیل شده از نمونه کارت های آموزشی مخصوص کودکان اوتیسم و از منابع اینترنتی غیرایرانی انتخاب شده است. مطالعات بین رشته ای در این تحقیق با استفاده از جستجوی برخط  از میان مقالات معتبر علمی در حوزه های پزشکی و روانشناسی اوتیسم استخراج شده است. در بخش تحلیل تصویری، ۱۰ تصویر با تمرکز بر ویژگی های عناصر و کیفیات بصری (شامل نوشتار، رنگ، بافت، جنس خط، ...)، مورد مطالعه قرار گرفتند و شاخص های بصری پرکاربردتر استخراج شده اند.  این مجموعه شامل 40 عدد کارت آموزشی است که به صورت هدفمند، بر مبنای معیارهایی همچون سن مخاطب، میزان کاربرد، کیفیت بصری، قابلیت دسترسی رایگان و موضوعات آموزشی عمومی و غیر درسی (مثل فعالیت های روزمره) انتخاب شده است.پس از تحلیل تصاویر نمونه کارت ها و براساس داده های به دست آمده در طی مطالعات تئوری پژوهش، برای تعدادی از انواع عناصر بصری مانند خط، شکل، حجم، بافت، رنگ، نوشتار، نوع ترکیب بندی، کنتراست های فرم و رنگ، تقارن و تعادل انجام معیارهایی برای طراحی یافت و ارائه شد. به طور خلاصه می توان گفت که در طراحی بصری برای اوتیسم، استفاده از گرافیک ساده که شامل رنگ های ملایم، سرد و کم کنتراست، فرم هایی با گوشه های منحنی به جای تیز و ترکیب بندی فاقد عناصر منحرف کننده (متمرکز) توصیه می شود. 
۱۹۷۸.

مطالعه رویکرد بیش متنیت در اقتباس و تاثیر پذیری خط نسخ ایرانی، مطالعه موردی: دعای کمیل بخط میرزا احمد نیریزی و عبدالصمد حاج صمدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۲۰۸
میرزا احمد نیریزی را که از بزرگ ترین نسخ نویسان تاریخ است، بانی نسخ ایرانی می دانند. درپی افول این خط در دوره معاصر استاد صمدی با مشق از آثار گذشته بخصوص خط نیریزی جان تازه ای بدان بخشیده و در رواج دوباره آن بسیار کوشیده است. کتابت دعای کمیل ازجمله افتخاراتی است که در کارنامه هر دو خوشنویس ثبت شده است. اقتباس، تأثیرپذیری و نظیره نویسی از آثار اساتید بزرگ مبحثی پایه در خوشنویسی بشمار می رود که علاوه برتکرار و مشق، امکان خلق ایده های جدید را فراهم می آورد. این تأثیرپذیری از آثار گذشتگان با بهره گیری از مشاهده، تشابه یابی و اعمال تغییرات را اقتباس گویند که روابط متنی را پدید می آورد و شناخت آن مستلزم نقب به مطالعات ترامتنی است. رویکرد ترامتنیت ژنت تمامی روابط موجود میان متن ها را بررسی می کند که در این میان بیش متنیت با تحلیل متون هنری تناسب بیشتری دارد. در بیش متنیت تأثیر یک متن بر متن دیگر موردبررسی قرار می گیرد که شامل برگرفتگی متن دوم از متن اول است. هدف از این پژوهش، مطالعه ای نظام مند است که منجر به شناخت روابط بیش متنی دعای کمیل به خط این دو استاد گردد. سؤال اصلی پژوهش براین مبنا استوار است که بیش متنیت چگونه و به چه میزان در این آثار به کار گرفته شده است؟ روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و اطلاعات از طریق منابع اسنادی و مشاهده صورت پذیرفته و به صورت کیفی تجزیه تحلیل شده است. بر طبق یافته ها اثر دوم حاصل تأثیرپذیری از اثر اول است لذا بیش متن از پیش متن محسوب می شود که به شکل جدی به تغییر سبک و تکثیر متن پرداخته است لذا در گروه جایگشت (ترانسپوزیسیون) قرار می گیرد. 
۱۹۷۹.

سیر تحول فرمی و کارکردی تذهیب در سه قرآن منسوب به ابن بواب ، یاقوت مستعصمی و شیوه یاقوت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۱۹۵
با ظهور دین اسلام، قرآن در میان مسلمان نفوذ یافت و در پی رواج کتابت و نگارش قرآن، تذهیب در کنار خطاطی قرارگرفت. در مکاتب هنری ایران، تذهیب های قرآنی بیشتر در صفحات آغازین، افتتاحیه، سرسوره ها، نشان آیات، نشان خُمس و عُشر دیده می شود. تذهیب های قرآنی در دوره های مختلف تغییرات ظاهری و فرمی داشته اند. این پژوهش به تغییرات ظاهری و فرمی تذهیب های قرآنی در سه قرآن منسوب به ابن بواب و قرآن یاقوت مستعصمی و شیوه یاقوتی می پردازد و به این سوال پاسخ می دهد که روند تحول ظاهری و فرمی تذهیب و نشان ها در این سه قرآن به چه صورت است؟ در این تحقیق از روش پژوهش توصیفی-تطبیقی استفاده شده است. نتایج حاصل نشان می دهد تذهیب های قرآنی در صفحات آغازین، افتتاحیه و نشان ها در قرآن های دوره سلجوقی، ایلخانی و تیموری همواره در حال تغییر و تحول بوده است. در قرآن ابن بواب صفحات افتتاحیه در داخل جدول نشان داده شده، تمامی سرسوره ها دارای نشان سرسوره با اسلیمی طوماری و تنوع زیاد است. صفحات داخلی فاقد جدول کشی بوده درحالی که در قرآن یاقوت تذهیب صفحات آغازین با نقوش هندسی منظم اجرا شده و در صفحات افتتاحیه، نقش مایه های ختایی به کار رفته است. در رنگ آمیزی زمینه تذهیب صفحات افتتاحیه و آغازین طلایی، مشکی و لاجورد دیده می شود. در قرآن تیموری به شیوه یاقوتی تذهیب صفحات آغازین و افتتاحیه از نقوش هندسی بوده و در صفحات افتتاحیه و آغازین از رنگ آبی لاجوردی استفاده شده است. روند تحولی تذهیب های قرآنی در این سه دوره اکثراً در رنگ، فرم و نقش ظاهر می شود و به مرور، رنگ های سرد، فرم های منسجم و متقارن و نقش مایه های ظریف و دقیق در تذهیب ها نمایان می گردد. 
۱۹۸۰.

نقش تحولات اجتماعی در شکل گیری مکتب نگارگری قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۵ تعداد دانلود : ۲۲۲
 نقاشی ایران در مسیر رشد خود دچار تحولات فروانی شده است. به همین جهت، مکاتب گوناگون نگارگری، دارای صبغه قومی و قبیله ای و دربرگیرنده فرهنگ حاکم زمان خود هستند. مکتب قزوین از جمله مکاتب نقاشی ایران دوره صفوی است که در سال 955 ق، هنگام تغییر پایتخت از تبریز به قزوین شکل گرفته و بسان سایر مکاتبْ در روند شکل گیری و تکامل خود، تحت تأثیر حوادث اجتماعی و سیاسی حاکم بوده است. همین ضرورت، نگاه جامعه شناسانه بر این مکتب را دو چندان می کند. پژوهش پیش رو، با هدف بررسی تأثیر بازتاب تحولات اجتماعی در ظهور مکتب نگارگری قزوین، ضمن معرفی این مکتب درصدد است با نگاهی جامعه شناختی، آن را از منظر نظریه بازتاب، مورد واکاوی قرار دهد. در این راستا، جهت پاسخگویی به سؤالات: ۱. تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در دوره صفویه چگونه شکل گرفته است؟ ۲. بازتاب این تحولات در مکتب نگارگری قزوین چگونه است؟ مقاله حاضر از روش نظری و شیوه توصیفی- تحلیلی سود جسته است. نتایج نشان می دهد که مکتب قزوین، همواره متأثر از تحولات سیاسی و اجتماعی دوره صفویه بوده است. از این رو، موضوع نگاره های این مکتب، توصیف و تمجید از انسان و حالات اوست و از این منظر شاهد جهان بینی و نگرشی جدید در آثار این مکتب هستیم. تک پیکره نگارها و اوراق تک برگ مستقل که عمدتاً تصاویری از شاه و درباریان را به نمایش می گذارند؛ اولین نمونه های تصویری هستند که به سفارش حامیان، در دستان توانمند طراحان چهره گشا رسامی می شوند. درکل، پر هزینه بودن تکمیل نسخه های خطی برای دربار، عدم توجه شاه تهماسب به نقاشی نسخه های خطی و معرفی نقاشی دیواری، تعصب مذهبی شاه تهماسب به نگارگری، ایجاد محیط هنری، رشد طبقه بازرگان و افراد کم ثروت تر جامعه، سفارش زیاد اوراق تک برگ و مرقعات تصویری و خوشنویسی؛ از مهم ترین عوامل ایجاد و رشد مکتب نگارگری قزوین می باشند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان