اسطوره کاوی ضحاک در ادبیات نمایشی ایران (مطالعه موردی نمایشنامه های دهه پنجاه خورشیدی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش کیفی و تحلیلی است و با رویکرد اسطوره کاوانه به بازآفرینی اسطوره ضحاک در ادبیات نمایشی ایران در دهه پنجاه خورشیدی می پردازد. مبنای نظری پژوهش آن است که هر دوره تاریخی با رجوع به اساطیر، معنا و کارکردی تازه برای آن ها می آفریند. در این پژوهش با معرفی اجمالی اسطوره ضحاک و با کنار گذاشتن افق مبدأ یا همان بافت باستانی شکل گیری اسطوره، چندوچون خوانش های این اسطوره در بافت سیاسی-اجتماعی ایران معاصر در نمایشنامه های این دوره موردمطالعه قرار گرفته اند. در این راستا بدون توجه به اصالت روایت در این آثار، به استدلال تفاوت های موجود در این روایت ها در بافت اجتماعی خلق اثر و بازنمایی گفتمان های سیاسی این دهه پرداخته شده است. بر اساس یافته های این پژوهش می توان این گونه بیان کرد که روایت کهن اسطوره ضحاک در بستر پرتلاطم تغییرات اجتماعی ایران در دهه پنجاه خورشیدی با تغییرات فراوانی در ادبیات نمایشی این دوره بازآفرینی شده است و این بازآفرینی ها، اسطوره را به نمادی از تلاش در جهت تغییر شرایط سیاسی و اجتماعی و نقد قدرت حاکم تبدیل کرده اند. نتیجه گیری حاکی از آن است که بازآفرینی های صورت گرفته نه تنها به تفسیرهای جدید از اسطوره منجر شده اند، بلکه نقش مهمی در انتقال پیام های اجتماعی و سیاسی انتقادی آن دوره ایفا کرده اند.