منصور حسین پور میزاب

منصور حسین پور میزاب

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

تولد گالری در ایران: کارکرد دوگانه نقاش خانه ی صنیع الملک به مثابه نهادی نوظهور(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صنیع الملک نقاش خانه گالری نگارخانه هنر قاجار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۱
این مقاله به بررسی تحول در کارکرد اجتماعی هنر در ایران عصر ناصری می پردازد و بر این فرضیه استوار است که نقاش خانه ی دولتی صنیع الملک (تأسیس ۱۲۷۸ ه.ق)، نهادی با کارکرد دوگانه و نقطه ی عطفی در تاریخ هنر ایران بود. این نهاد در تقابل با نظام سنتی و درون گرای استاد-شاگردی که هنر را به مثابه رازی مقدس در انحصار کارگاه های خصوصی نگه می داشت، برای نخستین بار در تاریخ ایران به مثابه یک نگارخانه عمومی عمل کرد. این پژوهش با اتکا بر تحلیل اسناد دست اول، به ویژه اعلان های رسمی تأسیس نقاش خانه در روزنامه ی دولت علیّه ایران، و با در نظر گرفتن بستر تحولات ناشی از سفر صنیع الملک به اروپا، به تحلیل این دو کارکرد می پردازد. یافته ها نشان می دهند که نقاش خانه از یک سو با ارائه ی آموزش مدون به سبک اروپایی و فراخوان عمومی برای جذب شاگرد، نظام آموزشی انحصاری سنتی را در هم شکست و از سوی دیگر، با اختصاص دادن روز جمعه برای بازدید سایر اصناف، به صورت آگاهانه فضایی برای نمایش عمومی هنر ایجاد کرد. این اقدام، یک گسست بنیادین بود که هنر را از امری خصوصی به پدیده ای اجتماعی بدل ساخت، مفهوم مخاطب را خلق کرد، به بازتعریف جایگاه اجتماعی هنرمند انجامید و سنگ بنای نهادهای هنری نوین در ایران را گذاشت.
۲.

مطالعه ارتباط «اساطیر ترکی- مغولی و شمنیسم» با «اسب سفیدِ» نگاره های شاهنامه بزرگ ایلخانی (با رویکرد نشانه شناسی فرهنگی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نشانه شناسی فرهنگی شاهنامه بزرگ ایلخانی اسب سفید شمنیسم

تعداد بازدید : ۴۴۲ تعداد دانلود : ۵۲۵
مطالعه نگاره های شاهنامه بزرگ ایلخانی، صرفاً با تکیه بر متن ادبی شاهنامه، در برخی موارد، درک چندان درستی از نشانه های موجود در نگاره های مذکور را به دنبال نداشته است. شاهنامه فردوسی، یک متن ادبی، با محوریتِ زبان شعری و متعلق به گفتمان ایرانی است؛ درصورتی که شاهنامه بزرگ ایلخانی، یک متن هنری، با محوریتِ زبان تصویر و متعلق به گفتمان ایلخانی است. تحلیلِ نگاره های شاهنامه بزرگ بهتر است براساس سپهرنشانه ایرانِ دوره ایلخانی صورت بگیرد؛ آن سپهر نشانه ای که روایت های شاهنامه را به عنوان «نه متن» وارد «متن» تصویری نگارگری ایلخانی کرده است. این پژوهش با رویکرد نشانه شناسی فرهنگی یوری لوتمان و به روش توصیفی– تحلیلی انجام شده است. اصلی ترین یافته پژوهش حاضر این است که سفید، رنگ مقدس خدای اولگئن (خدای آفریننده) در شمنیسم و اساطیر ترکی - مغولی است؛ به همین دلیل در فرهنگ ترکی- مغولی، فقط حاکمان و در مرحله بعدی شمن ها، بر اسب سفید سوار می شده اند و بقیه افراد حق استفاده از آن را نداشته اند. بنابراین در مصورسازی روایت های شاهنامه فردوسی، تحت تأثیر سپهر نشانه ای دوره ایلخانی، حاکمان را سوار بر اسب سفید، نشان داده اند. هرچند حاکمان سوار بر اسب با رنگ های دیگر نیز می شدند. اهداف پژوهش: مطالعه دلایل استفاده رنگ سفید برای اسب حاکمان و سلاطین در نگاره های شاهنامه بزرگ ایلخانی براساس سپهر نشانه ای دوره ایلخانی. شناخت ارتباط رنگ سفیدِ مورداستفاده برای اسب در نگاره های شاهنامه بزرگ ایلخانی با اساطیر ترکی-مغولی و شمنیسم. سؤالات پژوهش: علت کاربرد رنگ سفید برای اسب حاکمان و سلاطین در نگاره های شاهنامه بزرگ مغول چیست؟ کاربرد رنگ سفید برای اسب های نگاره های شاهنامه بزرگ ایلخانی چه ارتباطی با اساطیر ترکی-مغولی و شمنیسم دارد؟
۳.

مطالعه ی ارتباط مراسم یوغ با صحنه های سوگواری د ر نگاره های شاهنامه ی بزرگ ایلخانی براساس رویکرد  نشانه شناسی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نشانه شناسی فرهنگی شاهنامه ی بزرگ ایلخانی سوگواری یوغ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۷ تعداد دانلود : ۶۷۲
مطالعه ی نگاره های شاهنامه ی بزرگ ایلخانی اغلب با تأکید  بر متن اد بی شاهنامه صورت گرفته است. متنی که متعلق به گفتمان ایرانی و با محوریت زبانِ شعری است . ولی به نظر می رسد  شاهنامه ی بزرگ که یک متن با محوریت زبانِ تصویری است به گفتمان ایلخانی تعلق د اشته باشد . بنابراین خوانشِ نگاره های شاهنامه ی بزرگ براساس سپهر نشانه ا ی «نگارگری ایلخانی»، شاید  بتواند  نتایج قابل توجهی را د ر اختیار قرار د هد . فرض بر این است که این سپهر نشانه ای، روایت های شاهنامه به عنوان «نه  متن»را از د و طریق، وارد  «متنِ» تصویریِ نگاره های خود  کرد ه است؛ یا روایت را مستقیماً از فرهنگ ایرانی، ترجمه ی بینانشانه ای کرد ه و یا با عبورد اد نِ روایت از پالایه فرهنگ ترکی- مغولی، به ترجمه ی «بینافرهنگیِ» آن پرد اخته است. هد ف از این پژوهش، مطرح کرد ن ارتباط مراسم «یوغ» با نگاره های سوگواری شاهنامه ی بزرگ است. این پژوهش به شیوه ی توصیفی- تحلیلی و با روش نشانه شناسی فرهنگی انجام شد ه است. اصلی ترین یافته ی پژوهش، آن است که وجود ِ د و گروهِ متمایزِ «افراد ِ حاملِ آلات موسیقیایی» و «افراد ِ زاری کنند ه» د ر یکی از چهار نگاره، احتمالِ ارتباط با د و بخش شاد  و غمگینِ مراسم «یوغ» و وجود ِ تنها یک گروه «افراد  زاری کنند ه» د ر سه نگاره ی د یگر، احتمالِ ارتباط با بخش غمگینِ مراسم یوغ را مطرح می سازد .
۴.

مطالعه ی ارتباط «اساطیر ترکی- مغولی» با نقشِ«کوهِ» نگاره های شاهنامه ی دموت و جامع التواریخ (با رویکرد نشانه شناسی فرهنگی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نشانه شناسی فرهنگی شاهنامه ی بزرگ ایلخانی جامع التواریخ کوه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۹ تعداد دانلود : ۱۳۵۰
در اکثر پژوهش های صورت گرفته در ارتباط با نگارگری ایلخانی و به طور مشخص شاهنامه ی بزرگ و جامع التواریخ، روایت های وابسته به نگاره ها، به عنوان محور اصلی تحلیل در نظر گرفته شده است. این موضوع، درک دقیقِ نشانه های موجود در نگاره ها را با مشکل روبرو ساخته است. چراکه شاهنامه ی فردوسی به عنوان متن وابسته به گفتمان ایرانی و جامع التواریخ به عنوان متن مربوط به گفتمان ایلخانی با نسخه های مصور شاهنامه(دموت) و جامع التواریخ، یکی نیستند. درواقع شاهنامه ی مصور دموت و نسخه ی مصور جامع التواریخ ، متون هنری با محوریتِ زبان تصویر و متعلق به گفتمان «نگارگری ایلخانی» هستند. تحلیلِ نگاره های نسخ مصور، باید بر اساس سپهر نشانه ای «نگارگری ایلخانی» صورت بگیرد؛ آن سپهر نشانه ای که روایت های شاهنامه و جامع التواریخ به عنوان «نه متن»را یا به صورت مستقیم و با سازوکار ترجمه ی بینانشانه ای و یا با عبور دادن از فیلتر فرهنگ ترکی- مغولی و از طریق ترجمه ی بینافرهنگی وارد «متنِ» تصویری خودکرده است. هدف از این پژوهش، مطالعه ی آن دسته از نشانه های مربوط به «کوه» در منتخبی از نگاره های شاهنامه ی دموت و جامع التواریخ است که با سازوکار ترجمه ی بینافرهنگی از سپهر نشانه ای ترکی- مغولی وارد سپهر نشانه ای نگارگری ایلخانی شده اند. این پژوهش با رویکرد نشانه شناسی فرهنگی یوری لوتمان و به روش توصیفی – تحلیلی انجام شده است. اصلی ترین یافته ی پژوهش حاضر این است که «کوه» در نگاره های مذکور تحت تأثیر تحت تأثیر اساطیر و اعتقادات ترکی- مغولی قرار داشته و به عنوان پناهگاه ِقهرمانان، دربردارنده ی روحِ آفرینش گری، محل دفنِ بزرگان سیاسی و دینی ، مکان دسترسی به تنگری و گفتگو با او، محور ارتباطی و گذرگاه ورود به عالم دیگر (بالا) نمایان می گردد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان