فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۰۱ تا ۱٬۷۲۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
منبع:
تئاتر دوره ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۹۸)
59 - 74
حوزههای تخصصی:
الگوی روان تحلیلی وجودی، به دغدغه ها و مسائل وجودی خصوصاً مسئله تقابلی وجود/عدم وجود با تأکید بر مسئله مرگ می پردازد که درواقع نحوه پاسخ به این مسائل وجودی، کنش ها، روابط، روایت ها، جریانات و طرح واره های زندگی آدمی را تعیین می کند. روایت ها، عناصر نمایشی و الگوهای داستانی از ظرفیت ها و مفاهیم وجودی ریشه می گیرند که در بستر خوانش روان تحلیلی وجودی واجد بررسی هستند. به نظر می رسد نمایشنامه افول در تمامی سطوح روایتی و عناصر داستانی خود، اساساً درامی اگزیستانسیالیستی است. این مقاله سعی دارد تا با توجه به نظریات فلسفه وجودی خصوصاً نظریات روان تحلیلی وجودی و رویکرد اگزیستانسیالیستی اروین یالوم، در اصل روابط اشخاص نمایش، طرح، رویدادها و رخداد اصلی نمایشنامه، کنش ها و واکنش های شخصیت ها را مورد واکاوی قرار دهد. سؤال اساسی پژوهشی این است که در نمایشنامه افول اثر اکبر رادی، تعارض های بنیادین وجودی و مسئله وجود / عدم وجود به عنوان یک ابرروایت، رخداد اصلی و امر واقع، چگونه روابط بین اشخاص داستان، کنش ها و واکنش های آنها، کشمکش درام و طرح و سایر عناصر درام را تحت تأثیر قرار می دهد؟ در مسیر پژوهشی مقاله، فرض این است که تظاهرات وجودی و نحوه واکنش به مسائل و بحران های وجود، اساسی ترین روایت در نمایشنامه های اکبر رادی به عنوان پدر نمایشنامه نویسی نوین ایران است که این الگوی روایتی در محور نتایج در موقعیت های داستانی، وضعیت های نمایشی، روابط شخصیت ها، کنش ها و واکنش های جامعه نمایشی و کشمکش های اصلی نمایشنامه افول قابل ردیابی است. ازاین رو این مقاله مبتنی بر منابع کتابخانه ای، نخست کارکرد مباحث اگزیستانسیالیستی و اصول و زوایای دید و روایتی وجودی را در روابط، کنش ها، واکنش ها، کشمکش ها و بحران های اساسی زیسته آدمی مطرح می کند، سپس با روش توصیفی _ تحلیلی به خوانش وجودی از نمایشنامه افول می پردازد.
تطبیق ساختار بصری نگاره اصحاب کهف مکتب قزوین(سده 10ه.ق) با معیارهای تفسیر زیبایی شناسانه گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاکنون دیدگاه های متفاوتی از معیارهای اعتبار تفسیر زیبایی شناسی اثر هنری توسط نظریه پردازان علم هرمنوتیک ارائه شده است. از دیدگاه گادامر، معیار اعتبار تفسیر زیبایی شناسی نشان دهنده آگاهی ذهنی از هنر و ویژگی دیالوگی بودن آن است که این دیدگاه نشان می دهد که درک اثر هنری مستلزم درگیری پدیدارشناختی با موضوعات هنری است. در این مقاله نگاره اصحاب کهف ازآنجاکه مرتبط با افق فرهنگی و معنایی مشترکی بین ملل مختلف است، به عنوان نمونه اثر هنری برای تحلیل انتخاب شده است. هدف این نوشتار مطالعه ساختار بصری نگاره اصحاب کهف در تطبیق با معیار اعتبار تفسیر زیبایی شناسی دیدگاه گادامر است.پرسش پژوهش این است که باتوجه به معیار اعتبار تفسیر زیبایی شناسی از دیدگاه گادامر، چگونه می توان بر اساس بُعد تفسیری هرمنوتیک، ساختار بصری نگاره اصحاب کهف را تبیین کرد؟ این نوشتار با استفاده از روش پژوهش تطبیقی با رویکرد تحلیلی، تاریخی به مطالعه ساختار بصری نگاره اصحاب کهف در تطبیق با آرای گادامر به تفسیر هرمنوتیک معنا و تجربه زیبایی شناسی در این نگاره پرداخته است. به این ترتیب، مطالعه ساختار بصری نگاره اصحاب کهف از دیدگاه هرمنوتیک گادامر نشان داد که موضوع این نگاره که دربردارنده معنای کل اثر است، همواره ثابت است و در مرحله فهم، نگارگر با ادغام کلیت داستان این اثر هنری از طریق تفسیر برخی از جزئیات آن، در مسیر دیالکتیکی برای دستیابی به درک ساختار معنا و مفاهیم کلی شرکت می کند. از طرفی دیگر، بر اساس معیار اعتبار تفسیر از دیدگاه گادامر، معنای یک اثر، پیشینه و هویت فرهنگی خود را حفظ می کند؛ لذا باید باتوجه به این معیار به فهم اثر هنری پرداخت. بنابراین، ازآنجاکه هنر نگارگری هنری صرفاً شخصی محسوب نمی شود و بافرهنگ و تمدن ایرانی گره خورده است، لذا در انتخاب معیار اعتبار تفسیر باید به این موضوع توجه کرد.
تبیین نقش بندر خشک در توسعه منطقه ای شهر زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۹
83 - 96
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی و تبیین نقش بندر خشک در توسعه منطقه ای شهر زاهدان انجام شده است. بندر خشک به عنوان پایانه لجستیکی، جریان حمل و نقل جاده ای، ریلی و دریایی را تسهیل کرده و تأثیرات مهمی بر توسعه اقتصادی، اشتغال زایی و کیفیت زندگی دارد. با روش تحقیق آمیخته، داده های کمی از 109 پرسش نامه و داده های کیفی از 24 مصاحبه گردآوری و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مهم ترین عوامل مؤثر بر توسعه بندر خشک شامل توسعه اقتصادی، کنترل کیفیت، بهبود شرایط اجتماعی، وجود زیرساخت های مرتبط و موقعیت جغرافیایی است. همچنین شاخص هایی نظیر دسترسی به حمل و نقل، کاهش بیکاری، افزایش اشتغال و توسعه تجارت بین المللی نقش کلیدی دارند. برای پیشبرد اهداف بندر خشک، پیشنهادهایی چون بهبود زیرساخت های حمل ونقل، جذب سرمایه گذاری، ایجاد مناطق ویژه اقتصادی، ارتقای آموزش نیروی انسانی و تقویت مشارکت محلی ارائه شده است که می تواند به توسعه پایدار استان سیستان و بلوچستان کمک کند.
تسهیل پیاده مداری در محلات از طریق بازطراحی محور اصلی (مطالعه موردی: محله ساغری سازان رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تغییرات شیوه های حمل ونقل در یک قرن اخیر و ورود خودرو به شهر در کنار مزایای بسیار، پیامدهای نامطلوب فراوانی مانند آلودگی هوا، ترافیک و کاهش ایمنی پیاده را به دنبال داشته است. در نظریات مطرح شده در قرن بیست ویکم، ترویج حرکت پیاده در شهر به عنوان اقتصادی ترین و سالم ترین شیوه حمل ونقل موردتوجه جدی قرار گرفته است و برنامه ریزان را بر آن داشته تا پیاده روی را به عنوان یک شیوه حمل ونقل مطلوب و در عین حال منطبق با اصول توسعه پایدار در اولویت برنامه های توسعه یا بازآفرینی شهرها قرار دهند.
هدف پژوهش: هدف این پژوهش ارائه راهبردهایی برای ارتقای کیفیت زندگی ساکنان محله ساغری سازان از طریق بهبود مسیرهای عابر پیاده و ارتقای قابلیت پیاده روی در آن است.
روش شناسی: این پژوهش از منظر هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی-تحلیلی است. ابتدا یک مدل مفهومی برای پیاده مداری تعریف شده و سپس از تحلیل SWOT برای ارایه راهبردها و از مدل AHP برای اولویت بندی آنها استفاده می شود. در تحلیل و مدل سازی محیطی نیز از نرم افزارهای GIS و Sketch Up به عنوان ابزار کار استفاده شده است.
یافته ها و بحث: در این مقاله محور اصلی محله ساغری سازان شهر رشت، بررسی و پتانسیل های آن برای ایجاد یک محیط با قابلیت پیاده روی پایدار شناسایی شده است. از بطن تحلیل ها مشخص شد، نقطه قوت اصلی این محدوده، دسترسی به خدمات و فضاهای عمومی و نقطه ضعف اساسی آن، عدم وجود زیرساخت لازم و حجم بالای ترافیک است. در پایان با استفاده از تجزیه و تحلیل سلسله مراتبی، راهبردهای موثر برای محله، اولویت بندی و پیش طرح هایی برای محدوده در قالب سه بعدی ارایه شدند.
نتیجه گیری: بهینه سازی زیرساخت ها و بازطراحی مناسب محورها می تواند محله ساغری سازان را به یک الگوی مطلوب برای حمل ونقل پیاده تبدیل کند که نه تنها می تواند به افزایش کیفیت زندگی ساکنان کمک کند؛ بلکه به عنوان الگویی برای سایر محله ها و شهرها نیز موردتوجه قرار گیرد.
عوامل شکل دهنده به معماری نمای حیاط خانه های تاریخی قاجاریه (مورد پژوهی: شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۸
۵۰-۳۳
حوزههای تخصصی:
معماری نمای خانههای تاریخی درونگرای فلات مرکزی ایران بیشتر در حیاط میانی جلوهگر شده است. به نظر میرسد در شکلگیری معماری نمای حیاط خانههای تاریخی قاجاریه، عوامل موثر گوناگونی وجود دارد که ضروریست به گونهای همه جانبه شناسایی و از جهت تاثیر بالا تا اندک، ردهبندی شوند.
پژوهش به دنبال این است که چه عاملها و زیرعاملهایی در شکلگیری معماری نمای حیاط میانی خانههای تاریخی دوره قاجار در آب و هوای گرم و خشک فلات مرکزی ایران (با مطالعه موردی شهر قزوین) تاثیرگذارند؟ ردهبندی این عاملها و زیرعاملها در شکلگیری معماری نمای حیاط بر حسب میزان تاثیر چیست؟
این پژوهش بنیادی در پاسخ به پرسش کلان به صورت پیمایش نظریههای پایه و بازدید میدانی از خانههای تاریخی قاجاریه شهر قزوین و گفتگوی محلی و گفتگو با نخبگان صورت گرفته است. در پاسخ به پرسش جزیی برای ردهبندی میزان تاثیر هر یک از عوامل و زیرعاملها از روش دلفی و بر پایه دیدگاه کارشناسان و متخصصان آشنا با معماری خانه قاجاریه و نما بهره گرفته شده است. در ادامه یک الگوی نظری پیشنهاد شد و در مورد پژوهی ده خانه تاریخی قاجاری قزوین این الگو مورد بازخوانی و آزمون قرار گرفت.
در شکلگیری معماری نمای حیاط خانههای قاجاریه ایران، هشت عامل اصلی و سی و سه زیرعامل شناسایی شد. هشت عامل اصلی به ترتیب تاثیرگذاری شامل: اقتصادی، اقلیمی، فناوری ساخت، فرهنگی-اجتماعی، زیباییشناسانه، فضایی، سیاسی و شهرسازی میشود. هر یک از این عوامل به نسبتی در شکلگیری معماری نمای حیاط میانی موثر بودهاند. با توجه به دیدگاه متخصصین و نظریههای پایه و آزمون الگوی نظری ارائه شده، موثرترین، «عامل اقتصادی» و کم تاثیرترین، «عامل شهرسازی» است. در ردهبندی سی و سه زیرعامل موثر، موثرترین زیرعامل «تابش» و کم تاثیرترین زیرعامل، «معماری شهری» تشخیص داده شد.
تحلیل اصل محرمیت در خانه های اقلیم گرم و خشک ایران در راستای پایداری شهرهای آینده (نمونه موردی شهر یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصل محرمیت و زیر مجموعه های آن شامل سلسله مراتب، درونگرایی و پیوند معماری با طبیعت به وضوح در معماری سنتی خانه ها به خصوص در اقلیم گرم و خشک مرکزی ایران دیده می شود. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و با هدف کاربردی و با اتخاد روش های استنباط کیفی و تحلیل میدانی منازل مسکن بومی شهر یزد انجام شده است. چهار نمونه موردی از خانه های سنتی این شهر (خانه علومی، خانه گلشن، خانه مروج و خانه رسولیان) به عنوان نمونه های موردی انتخاب شده اند و به لحاظ کیفی مورد بررسی قرار گرفته اند. همچنین روش گردآوری داده ها با کمک مطالعات کتابخانه ای و مشاهده میدانی انجام شده است. با وجود اصل محرمیت در تمامی مناطق آب و هوایی ایران، این عنصر معماری در منطقه آب و هوایی گرم و خشک نمود بیشتری دارد. محرمیت از طریق معماری درونگرا، به کارگیری دالان، هشتی و راهرو و وجود حیاط مرکزی در راستای باز شدن گشودگی های فضاهای خصوصی و نیمه خصوصی به داخل حیاط نمایان می شود. یافته ها حاکی از آن است که اگرچه برخی از ویژگی های مرتبط با اصل محرمیت در خانه های معاصر با متراژ کم و فشردگی بافت شهری و در قالب مسکن آپارتمان گونه قابل استفاده نیست، اما برخی از شاخصه های معماری بومی در راستای حفظ محرمیت قابلیت ظرفیت سنجی در راستای به هنگام شدن در مسکن معاصر را دارا هستند. عدم قرار دادن درهای خروجی موازی (رو به روی هم)، طراحی فضای پیش ورودی و توجه به سیرکولاسیون حرکتی به شکلی که فضاهای خصوصی ماند فضای خواب و استحمام از فضاهای عمومی تر مانند فضای پذیرایی، سرویس بهداشتی و آشپزخانه جدا شود، توجه به جایگاه حریم خصوصی در خانه ایرانی و عدم تطابق شکل گیری آشپزخانه های باز با این اصل، از مواردی است که می تواند در خانه های معاصر لحاظ شوند و گامی در جهت انطباق اصل محرمیت در راستای معماری مدرن برای ساخت مسکن در شهرهای معاصر و حتی آینده باشند.
بررسی عوامل تأثیرگذار جنسیت بر شکل گیری ساختار فضایی مسکن بومی در سواحل استان هرمزگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مکتب احیاء سال ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵
۹۱-۷۶
حوزههای تخصصی:
تفاوت های فرهنگی ناشی از اقلیم های مختلف باعث شکل گیری فضاهای زیستی متنوعی شده است. کالبد خانه در هر دوره تحت تأثیر عوامل متعددی قرار می گیرد که هر یک نقش مهمی ایفا می کند. فضاهای معماری و نحوه استفاده از آن ها بسته به نیازهای کاربران و عواملی که بر آن ها تأثیر می گذارند، شکل می گیرند. مسکن پدیده ای است که از گذشته تا به امروز تداوم داشته و در هر دوره تحت تأثیر جامعه، اقلیم، فرهنگ و ساختار جنسیتی قرار گرفته است. این ویژگی ها براساس واقعیت های ذهنی و اجتماعی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. جنسیت به عنوان نشانگر هویت اجتماعی و فرهنگی زن و مرد در جامعه، تأثیر زیادی بر نحوه شکل گیری فضاهای خانه دارد. موقعیت مکانی هر یک از فضاهای جنسیتی در خانه، بیانگر ویژگی های فرهنگی ساکنان و باورهای اجتماعی آن ها نسبت به جنسیت زن و مرد است. نحوه استفاده از فضا توسط زن و مرد با توجه به جنسیت و ارتباطات فضایی، می تواند ساختار فضایی خاصی را ایجاد کند. زن و مرد از دیرباز نقش های مختلفی در جوامع ایفا کرده اند و این تفاوت ها در ویژگی های فضاهای مورد استفاده آنان تأثیرگذار بوده است. هدف این پژوهش بررسی تأثیر نقش جنسیت بر شکل گیری ساختار فضایی مسکن بومی استان هرمزگان است. در راستای پاسخ به سؤال اصلی پژوهش، «جنسیت چگونه و در چه ابعادی بر سازمان فضایی خانه های بومی جنوب ایران (با تأکید بر دوره قاجار و پهلوی اول) تأثیرگذار بوده است؟». به ویژه، این پژوهش به دنبال بررسی نقش زنان در تخصیص فضا، نوع استفاده از فضاهای عمومی و خصوصی و تأثیر عرف و سبک زندگی جنسیتی بر ساختار کالبدی خانه هاست. ابتدا مطالعات نظری در زمینه انسان شناسی فضای خانه و سبک زندگی انجام و مؤلفه های مربوطه استخراج شده است. سپس با استفاده از برداشت های میدانی و مطالعات مردم شناسی، شیوه زندگی ساکنان در خانه های بومی بررسی شده است. این مقاله با استفاده از روش پژوهش تطبیقی و نمونه های موردی، ساختار پلان مسکن بومی شهرهای ساحلی استان هرمزگان را تحلیل می کند.
بررسی تطبیقی آثار حبیب محمدی و نقاشان امپرسیونیست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امپرسیونیسم مهم ترین پدیده هنر اروپایی در سده نوزدهم و نخستین جنبش نقاشی سبک هاست. اساس شیوه امپرسیونیسم توجه به اثر آنی و تصادفی مناظر، یعنی پرداختن از «بود» به «نمود» است. این سبک، به حقیقت دنباله و نتیجه سبک رئالیسم به شمار می رود. حبیب محمدی ازجمله پیشکسوتان نقاشی مدرن در ایران است. وی از فضاهای شهری، روستایی و طبیعت در ترسیم آثار خود بهره جسته است. در این راستا قرابت و نزدیکی ازلحاظ مبادی فکری و تجسمی، بین آثار حبیب محمدی به عنوان پیشرو نقاشی مدرنِ ایران با سبک کاری نقاشان امپرسیونیست دیده می شود. هدف پژوهش حاضر شناخت تشابه های مؤلفه های نقاشی حبیب محمدی در تطبیق با مؤلفه های آثار نقاشان امپرسیونیست است. ازاین رو پژوهش حاضر با توجه به مؤلفه های مشترک در آثار نقاشان امپرسیونیست و آثار حبیب محمدی در پی پاسخ به این پرسش است که وجوه تشابه و تمایز در آثار حبیب محمدی و نقاشان امپرسیونیست کدم اند و علل این وجوه چیست؟ روش جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای، میدانی و شیوه پژوهش آن توصیفی- تحلیلی با رویکرد تطبیقی است. یافته های پژوهش، حاکی از آن است که هر یک از مؤلفه های مشخص شده در عین تفاوت نشان دهنده شباهت زیاد آثار نقاشی حبیب محمدی با برخی از آثار نقاشان امپرسیونیست است. نکته حائز اهمیت در این پژوهش پرداختن مؤلفه های مغفول مانده در آثار حبیب محمدی به عنوان نقاش پیشگام سبک هنر مدرن در عصر معاصر است که بر اندیشه ها و آثار هنرمندان مشهوری چون بهمن محصص بی تأثیر نبوده است.
پی جویی بازنمایی دوگان های رویارو در ارداویراف نامه پشوتان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۴۲)
105 - 118
حوزههای تخصصی:
لوی استروس نظریه پرداز ساختارگرا، در تحلیل ساختاری اسطوره ها با هدف فروکاستن اسطوره ها به اجزای شکل دهنده ِ آن ها به تقابل های دوگانه ای رسید که بازتاب رویارویی میان طبیعت و فرهنگ هستند. در نگاه او انسان ابتدایی با توسل به تضادها و تفاوت ها می توانست معنای رویدادهای زندگی را دریابد. کتاب ارداویراف نامه روایت معراج موبدی به نام ارداویراف به جهان پس از مرگ و مشاهده عوالم برزخ، دوزخ و بهشت و پاداش کردار نیکان و جزای بدان است. یکی از نسخه های نگارگری شده این متن، در کتابخانه دانشگاه منچستر محفوظ است که با نام نسخه بردار زردشتی آن پشوتان جیوهیرجی هومجی شناخته می شود. هدف از این پژوهش، درک چگونگی ترجمه بیناسامانه ای متن ادبی به متن دیداری در نسخه ارداویراف نامه پشوتان و بررسی شیوه بهره گیری نگارگر از دوگان های رویارو طبق تعریف لوی استروس برای انتقال مفاهیم درونی روایت است. این نوشتار یک موردکاوی با رویکرد تحلیلی تفسیری و با هدف توسعه ای است که داده های آن به شیوه کیفی داده اندوزی شده اند. نتیجه این پژوهش نمایان می سازد که، نگارگر آگاهانه از دوگان های رویارو هم چون پوشیدگی/ برهنگی، جهت راست/ جهت چپ، جوانی/ پیری، زیبایی/ زشتی، انسانی/ حیوانی، حضور در جمع/ تنهایی، آزادی/ اسارت، زمینه روشن/ زمینه تیره، امنیت/ شکنجه و.. برای بازنمایی هرچه بهتر مفاهیم متن نوشتاری و بیان کیفیات و ویژگی های دو عالم دوزخ و بهشت و شرح حال نیکان و بدان استفاده نموده است. هم چنین، نگارگر به سلیقه خود از ابزارهایی که نگارگری در اختیار او نهاده هم چون رنگ، تباین، فضاسازی و ترکیب بندی بهره گرفته تا آن چه متن منظوم از انتقال آن ناتوان است، بازنمایی کند.
جستاری بر شعردرمانی: واکاوی کارکرد و ظرفیت های شعر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روانشناسی و ادبیات اشتراکات زیادی دارند و شعردرمانی یکی از حلقه های ارتباطی میان آنهاست. شعردرمانی روشی برای خواندن متون موزون در گروه یا به تنهایی است که هدف آن، تمرکز کردن بر تصویرهای استعاری در شعر و دریافت عمیق معنا در متن شعر است. این شیوه دل پذیر قابلیت هایی دارد که می تواند در مواردی که روان درمانی ها به روش خشک پاسخ نمی دهند، جایگزین مناسبی باشد. از یک سو شعر فارسی جایگاه منحصر به فردی در ادبیات فارسی دارد و از سوی دیگر تاکنون پژوهش مستقلی در خصوص استفاده از شعر فارسی در روان درمانی انجام نشده است. باتوجه به اهمیت رابطه تنگاتنگ میان ادبیات و روان شناسی، پژوهش حاضر می کوشد با رویکرد میان رشته ای به بررسی شعردرمانی باتکیه بر اشعار فارسی بپردازد. بر این مبنا با واکاری مطالعات صورت گرفته در این حوزه، تلاش شد جایگاه شعردرمانی در ایران و حوزه های بین المللی مشخص گردد. مراجعه به پایگاه های اطلاعاتی معتبر نشان داد که شعردرمانی برای مشکلات روان شناختی، پزشکی و حوزه نوروساینس مورد استفاده قرار گرفته است. روش های پژوهش شامل پژوهش کمی (آزمایشی و نیمه آزمایشی)، کیفی (مطالعات موردی) و آمیخته (تحلیل اشعار مشارکت کننده ها و تمرین های گروهی) است که به روش های انفرادی و گروهی، اما در اکثر موارد گروهی، مورد استفاده قرار می گیرد. برای اینکه جلسات روایی و پایایی داشته باشد، برخی الگوهای ساختاریافته برای جلسات شعردرمانی طراحی گشته که در این پژوهش معرفی شدند. در نهایت وضعیت شعردرمانی در ایران نیز مورد مطالعه قرار گرفت. همچنین، قابلیت های شعر درمانی در مورد اشعار ایرانی مورد بحث قرار گرفت.
دراماتورژیِ مفهومِ تجلّی در متنِ نمایشی بر اساس اندیشه گابریل مارسل (نگاهی به نمایشنامه لطف)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه حکمت هنر دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۴)
129 - 139
حوزههای تخصصی:
پژوهشِ حاضر به بررسی رابطه میان اندیشه گابریل مارسل، فیلسوف و نمایشنامه نویسِ مسیحی، و مفهوم تجلّی در عرفان اسلامی می پردازد. هدفِ این مطالعه، واکاویِ دراماتورژیِ تجلّی در متن نمایشی و ارائه راهکارهایی برای درک بهتر تجربه های عرفانی است. پرسش اصلی مقاله این است که چگونه می توان با تکیه بر اندیشه های مارسل، مفهوم تجلّی را در متن نمایشی به تصویر کشید؟ فرضیه بر این اساس استوار است که عبور از تأملات مادی به تأملات عمیق و معنوی، می تواند به خلق شخصیت هایی منجر شود که قادر به درک و نمایشِ مفهوم تجلّی باشند. این پژوهش با روش کتابخانه ای و تحلیلی-تفسیری، به بررسی عمق و معنای تجلّی در تجربه های دراماتیک پرداخته است. یافته های تحقیق نشان می دهند که دراماتورژیِ مفهوم تجلّی در دنیای مدرن با چالش هایی مواجه است که ناشی از تغییرِ نگاه انسان به رازآلودگیِ جهان است. اندیشه مارسل، با تأکید بر اهمیت ارتباط بین الاذهانی و گذار از تأمل اولیه به تأمل ثانویه، به کاراکترها کمک می کند تا از طریق درکِ عمیق تجربیات درونی به تحول برسند و تجربه های عرفانی و تجلّی را بیابند. در این راستا، دراماتورژ باید شرایطی را فراهم کند که شخصیت ها با موقعیت های واقعی روبه رو شوند و مخاطب با آن ها همزادپنداری کند تا به مرور آمادگی تجربه تجلّی را بیابد. نمایشنامه لطف اثر مارسل، نمونه ای برای تبیین این فرآیند در پژوهش حاضر است.
بازاندیشی دیدگاه علامه طباطبائی در باب زیبایی و هنر در نسبت با فرهنگ
منبع:
مطالعات نظری هنر سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷
31 - 56
حوزههای تخصصی:
گرچه در بررسی آثار علامه طباطبایی، در نگاه اول به نظر می رسد درباره فلسفه هنر به طور مشخص و مستقل اظهارات چندانی نداشته باشند، در این مقاله کوشیده ایم با در کنار هم قرار دادن و تحلیل قطعاتی از مهم ترین آثار علامه به بازخوانی دیدگاه ایشان در باب زیبایی و آفرینش هنری بپردازیم. در این مسیر ابتدا زمینه های بحث درباره قوای شناختی مختلف را از پیشینه فلسفه اسلامی و به خصوص دیدگاه های صدرالمتألهین مطرح کرده، سپس با استفاده از انسان شناسی فلسفی حکمت متعالیه و نوآوری های خاص علامه طباطبایی در کتب فلسفی و غیر فلسفی ایشان به ویژه مباحث مربوط به ادراکات حسی و فرآیند ادراک و ادراکات اعتباری، به تأمل در ادراک زیبایی و آفرینش هنری از دیدگاه علامه طباطبائی پرداخته ایم. به این ترتیب روشن می شود ادراکات اعتباری و نتایج عملی آن که زمینه ساز شکل گیری فرهنگ در هر جامعه است، در شرایط گوناگون هم از نحوه ادراک خاص ما از زیبایی تأثیر می پذیرد و هم در فرآیند آفرینش هنری تأثیرگذار است و در این بین «قلب» نقشِ محوری را بر عهده دارد.
بررسی وضعیت شاخص های تاب آوری شهری و تدوین عوامل مؤثر در ارتقای وضع موجود (مطالعه موردی: شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به تحولات گستره و مسائل غیرقابل پیش بینی، همواره محیطهای شهری با چالشها و مخاطرات متنوعی روبه رو هستند. با توجه به این وضعیت، بایستی شهرها همواره آمادگی مقابله با انواع بحرانها را داشته باشند. بر همین اساس وضعیت تاب آوری آنها بسیار مهم است. تاب آوری شهری توانایی سیستمهای شهری برای پاسخگویی به تنش ناشی از سوانح و بازسازی سریع پس از آن تعریف میشود. این موضوع در کلانشهرها به واسطه موقعیت، جمعیت و خدمات مختلف، دارای اهمیت بیشتری است. شهر شیراز نیز از این موضوع مستثنی نیست. بنابراین برنامه ریزی برای بهبود تابآوری این شهر، در مرحله اول نیازمند شناخت جامع از وضعیت تاب آوری آن دارد که در این پژوهش به عنوان هدف مورد تاکید است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و گردآوری دادهها از طریق روش پیمایشی است. ابزار گردآوری دادهها پرسش نامه بوده است. روایی آن از طریق جامعه نخبگان تایید و پایایی آن نیز با استفاده از ضریب کرونباخ بیشتر از 75/0 تایید شد. جامعه آماری پژوهش را متخصصان حوزه مدیریت و برنامه ریزی شهری تشکیل دادهاند. تعداد 110 پرسش نامه در سطح نمونه توزیع شده که از مجموع فرمهای توزیع شده، 103 پرسش نامه تکمیل شد. نتیجه نشان داد وضعیت تاب آوری اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و کالبدی شهر شیراز در سطح کمتر از 05/0 معنادار و از وضعیت مناسبی برخوردار نیست. بر اساس نتایج آماری، بهترین وضعیت مربوط به شاخص تعلق اجتماعی با میانگین 148/3 بوده و مابقی شاخصهای تاب آوری شامل مشارکت اجتماعی، آسیب پذیری اقتصادی، رفاه اقتصادی، بهداشت محیط، زیرساختهای شهری، کیفیت مسکن و بافت شهری در وضعیت ضعیفی شناخته شدهاند و نیازمند توجه و ارتقاء دارند. نتایج بخش مدلسازی تاثیر عوامل مختلف در ارتقاء و بهبود وضع موجود تاب آوری شهر شیراز نیز نشان داد که 17 عامل در این زمینه تاثیرگذار هستند. در این زمینه بیشترین نقش را تاثیر را دو عامل استحکام سازی ابنیه موجود از طریق مرمت کالبد و تحکیم پی با تبیین 99/0 و ارتقا و متنوع سازی مشاغل خرد با تبیین 86/0 دارند. در مجموع وضعیت تاب آوری شهر شیراز مناسب نیست، اما برخی عوامل و اقدامات میتوانند این شرایط را تغییر دهند. این عوامل شامل بخشهای مختلف اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و مدیریتی شهر شیراز است. در واقع نمیتوان به صورت تک بعدی، انتظار ارتقاء تاب آوری این شهر متصور بود.
کاربست نظریل تاب آوری در مطالعات تاریخ معماری؛ با تمرکز بر سرمایه های نهفته در ساخته های اصفهان سده نهم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مطالعات تاریخ معماری اگر بخواهیم از بررسی های کالبدی فراتر رویم و معماری را در پیوند با زندگی اجتماعی بررسی کنیم، آن دسته از مفاهیم علوم اجتماعی که در مورد جوامع تاریخی نیز مصداق می یابد، می تواند ابزاری سودمند در فهم و تفسیر به دستمان دهد. یکی از این مفاهیم، مفهوم تاب آوری است که در سال های اخیر مورد توجه پژوهشگران حوزه های مختلف علوم انسانی قرار گرفته است و برای تفسیر و توضیح چگونگی رفتار جوامع انسانی در زمانه بحران به کار گرفته م یشود. از این مفهوم بسته به زمینه ب هکارگیری، تعاریف و رویکردهای مختلفی پیشنهاد م یشود. هدف از پژوهش پیش رو، جستجو و پیشنهاد یک چهارچوب مفهومی کاربردی است که امکان به کار گرفتن مؤثر مفهوم تاب آوری را در مطالعات تاریخ معماری ایران فراهم آورد. پرسش این است که در مطالعه معماری ایران، در بررسی و شرح تحولات دوره های مخاطره آمیز، اگر بخواهیم نظریه تاب آوری را به کمک بگیریم، سراغ بررسی چه موضوعاتی باید رفت؟ برای پاسخ به این پرسش از از بررسی یک نمونه تاریخی استفاده شد: اصفهان سده نهم هجری و ساخته های آن. سده نهم هجری، یکی از بحرانی ترین دوره ها در تاریخ اصفهان بود. وقوع حوادث متعدد در طول این دوره، منجر به تخریب گسترده بخش هایی از محلات شهر و کاهش شدید جمعیت شد، تا جایی که اصفهان با خطر زوال مواجه شد. اما این شهر به کمک عواملی، دوره بحرانی را پشت سر گذاشت و دوباره شکوفایی خود را بازیافت. در طول این سده تنها تعداد معدودی بنای عمومی در شهر احداث شد، اما به نظر می رسد این بناها، همه، با اوضاع و زمانه شهر پیوندی قوی داشته اند و عملکرد آ ن ها را می توان در راستای تاب آوری کلی شهر مطالعه کرد. بررسی ها نشان داد که مجموعه ای از سرمایه ها در تاب آوری شهر نقش کلیدی داشته اند. در این میان، بناهای ساخته شده و شبکه انسانی هم پیوند با آنها، هم در مقام سرمایه ای اجتماعی و هم به عنوان سرمایه ای مالی و فیزیکی، در افزایش تاب آوری شهر نقش داشته اند. حمایت هم زمان مادی و معنوی از سوی اقشار مختلف شهر نیز در عبور از دوره بحران کمک شایانی کرده است. چهارچوب مفهومی پیشنهادی این پژوهش، احتمالا میتواند به عنوان یک مدل کاربردی برای پژوهش های مشابه مورد استفاده قرار گیرد.
مطالعه آسیب شناسی کاربردی هنر خامه دوزی سیستان در عصر حاضر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خامه دوزی به عنوان یکی از هنرهای سنتی سیستان، از گذشته تا به امروز، دارای کاربردهای بسیاری بوده است. با توجه به تغییرات اقلیمی منطقه سیستان، تغییر نسل و تغییر سبک زندگی ضرورت تغییر در کاربردهای هنر خامه دوزی را به ما یادآوری می کند. هدف از این پژوهش، معرفی هنر خامه دوزی سیستان، شناسایی آسیب های موجود در کاربردهای خامه دوزی سیستان و ارائه راهکارهایی برای حل این آسیب ها در عصر حاضر است. در این پژوهش، سعی شده است تا به این پرسش پاسخ داده شود که: چه تغییراتی در موارد کاربردی خامه دوزی می توان ایجاد کرد تا به وسیله آن، آسیب هایی که این هنر را مورد تهدید قرار می دهند، از بین بروند؟ روش این پژوهش که با رویکرد آسیب شناسی انجام شده است، از نظر هدف، کاربردی، از نظر ماهیت، کیفی و از نظر روش، به صورت توصیفی- تحلیلی است. داده های مورد نیاز به صورت اسنادی و میدانی گردآوری شده اند و وضعیت موجود با روش مشاهده و مصاحبه انجام شده است. با بررسی آسیب های به دست آمده در کاربردهای هنر خامه دوزی سیستان در عصر حاضر، می توان نتیجه گرفت که تغییر در سبک زندگی، فرهنگ و شرایط اقلیمی منطقه سیستان موجب شده است تا هنر خامه دوزی سیستان به شیوه کاربردی گذشته مورد استقبال قرار نگیرد و لازم است تا نوآوری در کاربردهای آن صورت گیرد. با رفع آسیب های موجود می توان به اقتصاد منطقه سیستان و ماندگاری هنر خامه دوزی در آن ناحیه کمک کرد. از مهم ترین راهکارهای به دست آمده برای جلوگیری از آسیب های موجود در این هنر، این است که محصولات جدید علاوه بر مناسب بودن از نظر اقتصادی، باید متناسب با نیازهای بانوان و آقایان و متناسب با نیازهای همه گروه های سنی در عصر حاضر باشد. این محصولات علاوه بر حوزه پوشاک می توانند در زمینه لوازم خانه تولید شوند و با تولید محصولات کاربردی خامه دوزی در ابعاد کوچک، می توان به کاهش قیمت این محصولات و افزایش تقاضا کمک نمود. در تمامی تغییرات و نوآوری های صورت گرفته در تولید محصولات خامه دوزی، باید به حفظ اصالت هنر خامه دوزی سیستان نیز توجه داشت.
پژوهشی تاریخی_معناشناختی در دیوارنگاره های بقعه سهل بن علی شهر آستانه (استان مرکزی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۹
5 - 21
حوزههای تخصصی:
بقعه سهل بن علی مزار _مدرسه ای است که در جنوب غربی استان مرکزی در شهر آستانه واقع شده است. براساس شواهد تاریخی هسته اصلی این بنا پیش از دوران صفویه بنیاد نهاده شده و دارای تزئینات مختلف از جمله کتیبه نگاری، دیوارنگاری، نقاشی پشت شیشه و... است که در این میان دیوارنگاره ها هم به دلیل وسعت بسیار و هم به دلیل نقوش جانوری فراوان، آن هم در مکانی مذهبی قابل توجه هستند. به همین منظور این پژوهش پس از بررسی ویژگی های کیفی و همچنین تعیین تاریخ دیوارنگاره ها، با هدف بررسی علل استفاده از نقوش جانوری در مکانی مذهبی، در صدد پاسخ گویی به این سوال است که به کارگیری نقوش جانوری در بنایی مذهبی بر چه اساس و تحت تاثیر چه شرایطی رخ داده است؟ پژوهش پیش رو به روش توصیفی- تحلیلی صورت پذیرفته است.روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و میدانی(عکاسی، گردآوری اطلاعات بومی و...) صورت گرفته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد دیوارنگاره ها تنها جنبه تزئینی نداشته و احتمالا بازتابی از اندیشه عرفانی مسلط بر محیط اجتماعی در زمانه خود است که نگارگر آن تحت تاثیر حضور متصوفه و تسلط خانقاه ها در شهر، سعی در نمادپردازی آیات قرآن با الهام از ادبیات عرفانی و به خصوص مثنوی منطق الطیر عطار داشته است. دیوارنگاره ها هم از نظر سبک و هم با استناد به شواهد تاریخی متعلق به دوران قاجار است و دارای درجات مختلف کیفی از نظر شیوه اجرا هستند. از دیگر نتایج این پژوهش می توان به یافتن نشانه هایی از دیوارنگاری پنهان شده در زیر گچ اشاره نمود که احتمال وجود نمونه های مشابه دیگری را در بنا افزایش می دهد.
واکاوی الگوهای فضاهای آستانه ای در بافت قدیم شهر بابل بر اساس نظریات الکساندر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۱ اسفند ۱۴۰۳ شماره ۱۴۱
71 - 86
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: به مرور زمان از اواسط دوره قاجار تا دهه اول حکومت پهلوی، فضاهای عمومی و خصوصی، سلسله مراتب فضایی بین این دو و کالبدشان تغییر یافته و سبکی تلفیقی به وجود آمده است. یکی از فضاهایی که دستخوش تغییرات شده، فضای آستانه ای است که به عنوان یک مفهوم و کالبد، می تواند طیف وسیعی از مفاهیم مرتبط با عرف و فرهنگ را در برگیرد و فضا را واجد کیفیت کند. در باب اهمیت فضای آستانه ای می توان به دردسترس بودن فضای عمومی و ادغام آن با فضای خصوصی و ارتباط آن با کیفیت محیط شهری اشاره کرد تا جایی که کریستوفر الکساندر در مجموعه کتاب های سرشت نظم به مفاهیمی از حوزه معماری اشاره دارد که یکی از آنها مفهوم پیچیده آستانه است. هدف پژوهش: هدف از این مقاله، بررسی طبقه همکف و اول در مناطق مسکونی از منظر ارتباط با فضای عمومی در مقیاس ساختمان و همچنین ارتباط بین محلات و ساختمان ها با یکدیگر در مقیاس خیابان و انطباق آن با نظریات کریستوفر الکساندر در زمینه آستانه است. ازاین رو این پژوهش عمدتاً بر فضاهای آستانه ای تمرکز می کند و الگوهای بین این دو مؤلفه را مبتنی بر نظریه کریستوفر الکساندر بررسی می کند. روش پژوهش: فرایند این پژوهش کیفی است و داده های آن با بررسی ادبیات موجود، مصاحبه و مطالعه مدارک ثبت شده (اسناد، نقشه ها و تصاویر)، مشاهده شخصی، عکاسی، ترسیم و تحلیل وضعیت موجود فضاهای آستانه ای جمع آوری شده است. بخش تاریخی شهر بابل در استان مازندران به عنوان مطالعه موردی این پژوهش انتخاب شده است. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد که سلسله مراتب دسترسی به فضای خصوصی خانه از فضای عمومی شهری و ارتباط بین محلات مسکونی در دوران قاجار باوجود تأثیر مدرنیته بر معماری آن دوران، منطبق بر نظریه الکساندر و متناسب و درخور با عرف، فرهنگ و نیازهای ساکنان بوده است.
واکاوی بازتاب آیین سَتّی در ادب و هنر دوره صفوی با استناد بر نظریه "میدان" و"تمایز" پی یر بوردیو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۴۵)
75 - 95
حوزههای تخصصی:
ستی و بازتاب آن در ادب و هنر دوره صفوی از جمله مواردی است که به سادگی نمی توان از کنار آن گذشت. چرا که سنتی غیرایرانی است که منظومه شدن اش به واسطه دستور دربار گورکانی به محمدرضا نوعی خبوشانی شاعر ایرانی مهاجر در هندوستان محول شده و از سوی دیگر مصور کردن آن در قالب نگاره ها و دیوار نگاره کاخ چهل ستون از طرف عباس دوم بواسطه پیش گویی زنی هندو قبل از ستی شدن مبنی بر پیروزی سپاه ایران در جنگ قندهار صورت می گیرد. نوعی خبوشانی این آیین را در قالب مثنوی سوز و گداز به زیبایی سروده و مورد تشویق دربار گورکانی قرار می گیرد. توجه به نسخ مصور به جای مانده از مثنوی نوعی خبوشانی به عنوان یکی از اسناد مهم روابط فرهنگی دو کشور پرنفوذ ایران و هند در قرن یازده ه.ق. و دلایل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی این بازنمایی و همچنین معرفی، تطبیق و تحلیل نسخ مصور شده این مثنوی از مسایل مورد توجه در پژوهش حاضر است و به تبیین نسبت میان عواملی همچون قدرت، تمایز فرهنگی، و میدان فرهنگی در بازتولید کالاها و آثار هنری پرداخته است. به هر روی ستی در میان فرهنگ و جامعه ایرانی غریب مینماید و کاملا متمایز و مشخص است؛ این «تمایز» از منظر بوردیو به خوبی تحلیل می شود تا نحوه جای گیری ستی و دلایل اقبال به آن از سوی دربار صفوی را مشخص سازد. مقاله از نوع کیفی است و به روش استقرایی و رویکرد توصیفی –تحلیلی نگاره های مثنوی سوز و گداز را مورد ارزیابی قرار می دهد. مبرهن است که عوامل قدرت در ایجاد آثار هنری نقشی تعیین کننده دارند، اما با توجه به شواهد و قرائن موجود در نگاره ها، علی رغم مصورسازی این آیین، این پدیده در عمق جان نگارگر ایرانی رسوب نکرده است.
تحلیل تحقق پذیری شاخص های توسعه گردشگری دوستدار کودک در مجتمع های تجاری تفریحی، نمونه مورد مطالعه: مجتمع تجاری تفریحی گردشگری خلیج فارس یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۳
51 - 66
حوزههای تخصصی:
ظهور گردشگری دوستدار کودک از مظاهر پاسخ به نیازهای کودکان به فراغت و هماهنگ با تغییرات سبک زندگی بوده است. با توسعه شهر، افزایش جمعیت و تغییرات روزافزون در حوزه فراغت و مصرف، مجتمع های تجاری تفریحی وارد چرخه گردشگری و فراغت شهروندی شده اند. طراحی نامناسب و بی توجهی به نیاز کودکان در این فضاهای شهری سبب بروز خستگی، ناهنجاری های رفتاری در کودکان و خلق تجربه ای نامطلوب می شود که می تواند بر تجربه همراهان، سایر بازدیدکنندگان و گردشگران تأثیری منفی بگذارد. در پژوهش حاضر برآنیم تا به تحلیل تحقق پذیری مؤلفه های کلیدی توسعه دوستدار کودک در مجتمع های تجاری تفریحی به عنوان یک بخش و زیرسیستمی از گردشگری بپردازیم. مورد مطالعه ما، مجتمع تجاری، تفریحی و گردشگری خلیج فارس یزد است. پژوهش حاضر با رویکرد آمیخته در دوفاز متوالی انجام پذیرفته است. فاز نخست پژوهش، کیفی با رویکرد مبتنی بر نظریه پردازی زمینه بنیان است که برای تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها، از تکنیک تجزیه و تحلیل تم کلارک و براون استفاده شده است. داده ها از طریق مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته از ۳۱ تن از خبرگان حوزه گردشگری کودک، معماری و طراحی فضاهای دوستدار کودک و روان شناسی کودک که به روش هدفمند و به صورت ارجاع زنجیره ای انتخاب شده بودند، گردآوری شد. فاز دوم پژوهش کمی است که به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تجزیه و تحلیل شکست و اثرات آن استفاده گردیده است. نتایج پژوهش طی فراگرد تحلیل تم که شامل پنج مرتبه مرور مستمر رفت و برگشتی بین مجموعه داده ها و خلاصه های استخراجی کدگذاری شده بود، منجر به شناسایی ۳۹ مقوله درقالب هفت مقوله اصلی «تسهیلات و امکانات فیزیکی، مدیریت و برنامه ریزی، ایمنی و احساس امنیت، نیازهای آموزشی و خودشکوفایی، نیازهای اجتماعی و فرهنگی، نیازهای بصری و ظاهری و تفریحات، سرگرمی ها و رویدادهای اجتماعی» گردید. همان طور که نتایج تکنیک FMEA نشان می دهد، مقوله تدوین آیین نامه ای مدون برای برنامه ریزی و مدیریت مکانی در حوزه کودک با ۵۸/۳۷۰ ضریب RPN اولویت ۱، مقوله های توجه به مقیاس های کودکان در طراحی فضا، طراحی فضای تعاملات کودکانه به منظور ادغام اجتماعی و برانگیختن حس تعلق فضایی در کودک ، ساخت محیطی ایمن از نظر جسمانی، اولویت های بعدی را دریافت کردند. این مقوله ها مربوط به مقوله های اصلی مدیریت و برنامه ریزی، نیازهای بصری و ظاهری و امنیت بودند. این مقوله ها همگی بر بهبود قابلیت های مجتمع تجاری _ تفریحی اشاره دارند. ازآنجایی که نیازهای کودکان پویایی زیادی از خود نشان نمی دهند، لازم است با برنامه ریزی و سرمایه گذاری مناسب در بخش خصوصی و دولتی توسعه گردشگری کودک مدنظر قرار گیرد.
جستاری در تحلیل گونه شناسی خانه های سنتی کرمانشاه در دوره قاجار؛ عوامل فرهنگی موثر بر رابطه جنسیت و فضا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
604 - 627
حوزههای تخصصی:
به دلیل تغییرات پیش آمده سبک زندگی در قرون گذشته، خانه های سنتی به طرز فاجعه آمیزی در معرض تخریب قرار دارند. باتوجه به اینکه بخش اعظم بناهای تاریخی را خانه های سنتی تشکیل می دهند می توان به اهمیت بررسی و توجه به این نوع بناها پی برد. بنابراین مسئله گونه بندی خانه های سنتی و دسته بندی الگوهای به کار رفته در آن ها، جهت شناخت و دسته بندی بناهای مشابه می تواند حائز اهمیت باشد؛ چراکه می توان همان الگوها را به گونه ای امروزی در بناهای جدید مورد استفاده قرار داد و در روند مانایی این کهن الگوها گامی اساسی برداشت. خانه جایی است که ساکنان آن احساس ناراحتی نکنند و اندرون خانه یا جایی که زن و بچه زندگی می کنند می بایست تنوع زیادی داشته باشد تا خستگی احساس نشود. ورود زنان و مردان به برخی از عرصه ها، به علت زنانه و مردانه تلقی شدن، محدود یا تشویق می شود؛ بنابراین، برخی اماکن به عنوان «عرصه های زنانه» و برخی دیگر «عرصه های مردانه» شناخته می شوند. در دوران مختلف تاریخ ایران، تعاریف و دیدگاه ها نسبت به زن و هویت جنسیتی زنان و مردان متفاوت بوده که پارادام های غالب اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و آیینی را می توان در تحولات این دیدگاه ها دخیل دانست. همچنین تفاوت دیدگاه ها موجب تغییر عرصه های جنسیتی، گسترش یا محدودیت آن ها شده است. در این پژوهش که از طریق روش تحلیلی و بررسی تاریخی بناها انجام شده است تلاش می شود به بررسی گونه های خانه های سنتی کرمانشاه و عوامل مؤثر بر جنسیت و فضا در خانه پرداخته شود. یافته های تحقیق بیانگر آن است که عوامل فرهنگی چون باورهای آیینی، نحوه پوشش و آموزش زنان، رابطه جنسیت و فضا را متغیر ساخته است.اهداف پژوهش:بررسی گونه های خانه های کرمانشاه و ارتباطات فضایی آن ها.بررسی تأثیر عوامل فرهنگی بر رابطه جنسیت و فضا.سؤالات پژوهش: آیا گونه های متفاوت خانه در کرمانشاه بر ارتباطات فضایی تأثیر دارد؟آیا عوامل فرهنگی بر ارتباط جنسیت و فضاها تأثیر دارد؟