ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۱۲۱ تا ۷٬۱۴۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۷۱۲۱.

مطالعه شمایل شناسانه نبرد «رستم و دیو سپید» در کاشی نگاره سردر ارگ کریم خان شیراز به روش «اروین پانوفسکی»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۷ تعداد دانلود : ۷۴۰
بیان مسئله: کاشی نگاره «رستم و دیو سپید» بر درگاه ارگ کریم خانی از افزوده های قاجاریان است که علاوه بر ویژگی های هنری از اهمیت اجتماعی و دیوانی ویژه ای نیز برخوردار است، گرچه کمتر به آن پرداخته شده است؛ لذا تفسیر تازه ای از آن می تواند درکی عمیق تر از تحولات مجموعه زندیه در روزگار قاجار عرضه کند. این پژوهش مبتنی بر این فرضیه است که کاشی نگاره مورد نظر فارغ از نقش هنری آن -در ادامه سنت تصویرگری نبرد رستم و دیو سپید- دارای کارکردهای غیر هنری (سیاسی و دیوانی) نیز بوده است. هدف پژوهش: پژوهش حاضر در پی آن است که جنبه های محتوایی و مفهومی این اثر مغفول مانده را در بستر تاریخی و اجتماعیِ شکل گیری آن بازشناسی و کارکردهای دیوانی و حکومتی آن را بر سیمای ارگ کریم خان شناسایی کند. روش پژوهش: این پژوهش با استفاده از مراحل سه گانه روش شمایل نگاری اروین پانوفسکی در مطالعات تاریخ هنر می کوشد با «توصیف»، «تحلیل» و «تفسیر» اسناد و مدارک موجود به خوانشی تازه از این کاشی نگاره دست یابد. داده های اولیه شامل منابع تصویری (آرشیوی) و اسناد نوشتاری هستند که در پیوند با هم پیش می روند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهند که الف) مضمون ابتدایی این اثر با نمونه های دیگر تشابه دارد، با این حال در صحنه پردازی هایی همچون ترسیم «حیوانات» و «عناصر معماری فرنگی» در حاشیه های مجلس متفاوت است؛ ب) مضمون قراردادیِ این اثر نبرد رستم را با دیو سپید در خوان هفتم «شاهنامه» (صحنه سیزدهم روایت) نشان می دهد که دگرگونی هایی نیز در پاره ای از جزئیات در طول زمان داشته است؛ ج) معنای ذاتی این طرح، با توجه به سه حوزه «پیش زمینه های هنری»، «شرایط حکومتی و دیوانی شیراز» و «مفاهیم نمادین اجتماعی و سیاسی»، نشان می دهد که استفاده از این نقش در درگاه ارگ، در دو سطح «عوام» و «خواص»، می تواند به عنوان رسانه ای تصویری برای بیان شوکت و قدرت سیاسی حسینعلی میرزا فرمانفرما، والی فارس، و همچنین به عنوان نمادی از مرکزیت، فردیت و استقلال طلبی او در برابر حکومت مرکزی، و بخشی از دیگر اقدامات مشابهِ والی برای اعلام جانشینی پس از فتحعلی شاه قاجار، تعبیر و تفسیر شود.
۷۱۲۲.

امکان سنجی وجود گنبد بر فراز کاخ چلیپایی بیشاپور در زمان ساسانیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۴ تعداد دانلود : ۶۱۷
بیان مسئله: شهر بیشاپور در اوایل دوره ساسانی به دستور شاپور یکم بنیان گذاشته شد و عناصر معماری و هنری متعددی از آن به جای مانده است. یکی از این آثار بقایای بنایی موسوم به کاخ چلیپایی است. پلان چلیپایی این بنا با جرزهای عظیمی از سنگ و گچ و با ضخامتی نزدیک به شش متر احاطه شده که فضای مربع شکل مرکزی آن بیش از بیست و دو متر طول دارد. در حال حاضر هیچ گونه نشانه ای از پوشش سقف آن وجود ندارد. فرضیه پژوهش: نظریات پیشین در خصوص شکل سقف احتمالی کاخ چلیپایی بیشاپور بر مستندات استوار نیست. چنانچه گنبدی بر فراز مربع مرکزی پلان چلیپایی متصور شود، بزرگ ترین گنبد سنگی آن دوره در ایران خواهد بود. وجود گنبد بر فراز این بنا و تبعیت آن از فرم گنبدهای متعارف معماری ساسانی فرضیه این تحقیق است. هدف پژوهش: یافتن نشانه هایی که امکان وجود یک پوشش گنبدی را بر روی بنا اثبات کند و سپس شکل اصیل احتمالی سازه آن را براساس شواهد مستدل به تصویر بکشد. روش پژوهش: برای رسیدن به این اهداف از روش مطالعه تطبیقی بهره گرفته شد و نمونه هایی که از نظر تاریخی و سبک معماری و مصالح به این سازه شباهت داشتند بررسی شدند و با محاسبه و مقایسه ابعاد و تناسبات آنها الگویی برای نسبت ابعاد جرزها و دهانه ها در گنبدهای ساسانی به دست آمد. نتیجه گیری: براساس نتایج به دست آمده، ضخامت جرزهای کاخ چلیپایی با میانگین اندازه های نمونه های منتخب بناهای چهارطاقی ایران هم خوانی دارد و امکان بالقوه وجود گنبد بر فراز بخش مربع شکل پلان چلیپایی را ثابت می کند. در خصوص ارتفاع گنبد، دامنه نتایج پراکندگی دارد و ارتفاع فرضی، براساس میانگین، قابلیت ارائه دارد.
۷۱۲۳.

تاب آوری ارزش های خیابان های تاریخی در راستای حفاظت از آنها (نمونه موردی: خیابان چهارباغ اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۰ تعداد دانلود : ۵۶۹
بیان مسئله: خیابان چهارباغ اصفهان با وجود تغییرات کالبدی و کاربری ها در طول تاریخ همچنان به عنوان یکی از خیابان های اصلی تجاری و تفرجگاهی این شهر محسوب می شود. بازخوانی تاریخ و سیر تحول معماری مجموعه های تاریخی می تواند امکاناتی برای گام های بعدی مرمتی فراهم آورده و یافتن عوامل تاب آوری می تواند در برنامه ریزی برای طراحی فضاهای جدید مؤثر باشد. تاب آوری راهی برای تقویت جوامع و شهر با استفاده از ظرفیت های آن است و یکی از ابعاد پراهمیت تاب آوری، بعد فضایی است که به ادامه فضاهای شهری با حفظ هویتشان در طی تغییرات می پردازد. هدف: این پژوهش با تکیه بر فرضیه مؤثربودن برنامه ریزی در جهت بازسازی خیابان های تاریخی با توجه به خواسته های کاربران و ویژگی های تاریخی در تاب آوری آنها به دنبال پاسخگویی به این پرسش اصلی است که چه عواملی سبب تاب آوری خیابان چهارباغ در طول تاریخ شده است. روش تحقیق: توصیفی- تحلیلی است و برای دستیابی به این هدف ابتدا با مراجعه به منابع معتبر، چهار شاخص کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی به عنوان شاخص های مدل مفهومی تاب آوری ارائه شده و با مطالعه میدانی و پرسش از رهگذران این خیابان به بررسی دقیق تر و ارائه زیرشاخص هایی برای هریک از شاخص ها پرداخته شده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان دهنده آن است که دلایل انتخاب این خیابان تاریخی و انتظارات کاربران از اقدامات حفاظتی در آن با ویژگی های تاریخی قرن های 17 و 19 میلادی هماهنگی دارد و اهمیت شاخص های مختلف تاب آوری از دیدگاه کاربران متفاوت بوده و شاخص های اجتماعی و زیست محیطی در وضعیت مطلوب تری نسبت به شاخص های دیگر قراردارند.
۷۱۲۴.

مطالعه توسعه شهری اصفهان از دوره شاه عباس یکم تا دوره شاه عباس دوم با تأکید بر نقش زاینده رود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۶ تعداد دانلود : ۱۴۷۷
اصفهان اگرچه از پیش از دوره صفوی شهری واجد اهمیت بود، بخش بزرگی از اعتبار خود را مدیون برگزیده شدن به عنوان پایتخت در این دوره است. این اتفاق به دلایل عمدتاً امنیتی در سال یازدهم حکومت شاه عباس یکم (حک 996 1038ق) رخ داد و به دنبال آن تغییراتی در جهت عمران و بهسازی شهری در اصفهان صورت گرفت. نتیجه مداخله های شهری دوره شاه عباس یکم، توسعه شهری اصفهان به سمت جنوب بود که با محوریت خیابان چهارباغ از زاینده رود عبور می کرد و تا نزدیکی کوه صفه تداوم می یافت. بیشترین مطالعات انجام شده در خصوص توسعه اصفهان به ساخت وسازهای دوره شاه عباس یکم اختصاص دارد که تشکیل دهنده بخش های مهمی از تصویر اصفهان صفوی است. این در صورتی است که به نظر می رسد اصفهان صفوی توسعه ای یکباره نداشته و در دوره های پس از شاه عباس یکم نیز، هم در بخش دولتخانه و هم در حاشیه زاینده رود، تغییرات و افزوده هایی به بخش های سلطنتی رخ داده است. هدف این مقاله، بررسی سیر توسعه دولتخانه اصفهان پس از دوره شاه عباس یکم با تکیه بر نقش منظر زاینده رود در آن است. در این مقاله تلاش شده است تا با نگاهی کیفی و به روش توصیفی تاریخی بر اساس وقایع تاریخی و اسناد موجود، به تغییرات شهری رخ داده در بازه زمانی سال های 1006ق پایتختی اصفهان در زمان شاه عباس یکم تا 1077ق پایان حکومت شاه عباس دوم پرداخته شود. نتایج حاکی از آن است که اگرچه از ابتدای پایتختی اصفهان طرح هایی برای توسعه شهری موجود بوده، این طرح ها و برنامه ها تا پایان حکومت شاه عباس یکم، به توسعه طولی شهر عمدتاً به سوی جنوب منتج شده است. در دوره های بعدی تا انتهای حکومت شاه عباس دوم (حک 1052 1077ق)، حدود توسعه شهری اندکی تغییر کرد؛ به طوری که حاشیه زاینده رود به مکانی برای استقرار دولتخانه نوظهور تبدیل شد. این در حالی است که بخش عمده توسعه عرضی اصفهان ماحصل افزوده های صفوی به دلیل حضور زاینده رود و علاقه شاه عباس دوم به برگزاری جشن هایی در حاشیه آن بوده است.
۷۱۲۵.

معرفی و گونه شناسی تزیینات هندسی در آرایه های معماری گنبد سلطانیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵۷ تعداد دانلود : ۱۷۷۳
گنبد سلطانیه یکی از مهم ترین بناهای تاریخی دوره ایلخانی در ایران، دارای پلان هشت ضلعی، هشت مناره و سه بخش گنبدخانه، تربت خانه و سرداب است که با تزیینات متعدد کاشی کاری، گچ بری، آجرکاری و... آراسته شده است. یکی از انواع تزیینات شاخص در آرایه های معماری این بنا، تزیینات هندسی است که به تنهایی و گاه در تلفیق با سایر نقوش یا کتیبه ها از آن ها استفاده شده است. این پژوهش با هدف معرفی انواع تزیینات هندسی به کاررفته در آرایه های معماری گنبد سلطانیه و گونه شناسی این تزیینات شکل گرفته است. در راستای دستیابی به این هدف، پرسش اصلی این مقاله به تزیینات هندسی موجود در آرایه های معماری گنبد سلطانیه و معرفی گونه های شاخص تزیینات هندسی در این بنا اختصاص دارد. روش یافته اندوزی بر اساس پژوهشی میدانی (عکاسی) و با استناد به منابع مکتوب انجام شده که روشی توصیفی تحلیلی دارد. نتایج مطالعات حاکی از آن است که کاربرد تزیینات هندسی از جایگاه بسیار مهمی در تزیینات گنبد سلطانیه برخوردار است به نحوی که تقریباً در تمامی قسمت های بنا از قبیل طاق ها، سطوح دیوارها و...، می توان به نمونه های متنوعی دست یافت. این تزیینات عمدتاً شامل گره های پُرکاری است که تلفیق این گره ها با تزیینات گیاهی و کتیبه ها و همچنین کاربرد تکنیک های اجرایی متنوع بر پیچیدگی، تنوع و زیبایی آن ها می افزاید. بیشترین درصد را گره هایی بر پایه عدد مبنای شش، هشت، ده و دوازده، به خود اختصاص داده که از بداعت و گستردگی فراوانی برخوردار است. همچنین سنت تبدیل گره ها (تبدیل گره کُند به تُند)، یکی از گونه های مهم موجود در تزیینات هندسی این بنا به شمار می رود.
۷۱۲۶.

چگونگی به کارگیری آیکونوگرافی و آیکونولوژی در نقد اثر بر پایه نظریه پانوفسکی (مطالعه موردی: مکالمه مقدس پیئِرو دِلّا فرانچسکا)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸۷ تعداد دانلود : ۷۹۱
بیان مسئله: آیکونوگرافی به معنی شمایل نگاری، شاخه ای از مطالعات تاریخ هنر است که به مطالعه، شناساییِ محتوا و توصیف نشانه های موجود در آثار هنری می پردازد. این رشته که دارای ریشه های تاریخی است، در قرن بیستم میلادی بسیار موردتوجه قرار گرفت و مطالعات علمی پیرامون آن آغاز شد. ازآنجایی که در هنر غرب، خصوصاً دوران قرون وسطی و رنسانس که هنر در اختیار دین مسیحیت قرار گرفته بود، هنرمندان از نمادها و نشانه های بسیار زیادی برای اشاره به داستان ها و شخصیت های مسیحیت استفاده کرده اند، محققین زیادی را بر آن داشت که روش دقیق تر و تعریف شده تری را برای مطالعات آیکونوگرافی برای تحلیل آثار به جای مانده از این دوران ارائه دهند. در همین راستا، اِروین پانوفسکی، باتکیه بر نظریه مطرح شده توسط ابی واربورگ، مبحث آیکونولوژی به معنی شمایل شناسی را مطرح کرد. در این نظریه، هر اثر هنری باتوجه به ارزش های تاریخی-فرهنگی زمانِ آفرینش آن بررسی و نقد می شود. هدف: هدفبررسی تفاوت میان آیکونوگرافی و آیکونولوژی و به کارگیری آن ها را در هنر رنسانس با مطالعه موردی تابلوی مکالمه مقدس اثر معروف پیئِرو دِلّا فرانچسکا است. سؤال مقاله: چه تفاوتی میان آیکونوگرافی و آیکونولوژی وجود دارد؟ کاربرد آن ها در نقد اثر چگونه است؟ روش تحقیق: مقاله حاضر با روش تحقیق توصیفی-تطبیقی و با استناد به منابع کتابخانه ای و مکتوب، بررسی کرده است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نمایانگر آن است که استفاده از آیکونوگرافی و آیکونولوژی توأمان با هم، ارائه دهنده کامل ترین نقد هر اثر هنری است که می تواند وجوه پنهان اثر را نمایان کند.
۷۱۲۸.

تبیین نقش فضاهای شهری دانش بنیان در پرورش خلاقیت کودکان با تاکید بر پارک های علم و فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۵ تعداد دانلود : ۸۷۹
پارک های علم و فناوری، به منظور اهداف فناورانه توسعه پایدار ایجاد شده اند. هنر نیز می تواند ابزاری برای دست یابی به اهداف توسعه پایدار باشد. برای مشارکت کودکان در پارک های علم و فناوری و سرمایه گذاری بر خلاقیت آنان، می توان با ایجاد فضاهای محرک زمینه را برای آموزش، کارآفرینی و بهره گیری از نیروی استعداد کودک در آینده فراهم نمود. آنچه در پارک علم و فناوری کودک و نوجوان مهم جلوه می نماید، آموختن مهارت های لازم برای خلاق بودن است. خلاقیت را می توان پدیده ای ذهنی دانست که از کاربرد فرآیندهای شناختی معمول حاصل می شود. محیط کالبدی نقش برجسته ای در شکوفایی خلاقیت ایفا می کند. پیوند میانِ این فضای ایجاد شده در پارکهای علم و فناوری و هنر در پرورش خلاقیت کودکان نقش بسزایی دارد. در پژوهش حاضر روش تحلیلی- کیفی پیرامون مبانی نظری مبنا قرار گرفته و مطالعات اسنادی و کتابخانه ای در کنار مصاحبه های نیمه ساختار یافته به کار گرفته شده است. مولفه های موثر در ارتقای خلاقیت کودکان، در دو دسته عوامل محیطی و عوامل فردی بررسی شده و بر اساس یافته های پژوهش تأثیر عوامل محیطی و استفاده از آن به عنوان مهم ترین عامل در پرورش کودکان رُخ می نماید. فضاهای ایجاد شده نه فقط با جنبه های کالبدی سازمان روان شناختی خود، بلکه از طریق پیوند این کالبد با هنر بر شکوفایی و پرورش خلاقیت کودکان اثر می گذارند. اهداف پژوهش تبیین الگوی طراحی مبتنی بر تنوع در فضاهای آموزشی کودکان. دستیابی به مولفه های علمی ارتقاء خلاقیت کودکان در فضاهای شهری. سوالات پژوهش ایجاد پارک های فناوری کودک چه اثری بر نوع و کیفیت خلاقیت آنها دارد؟ بکارگیری مولفه های محیطی در طراحی پارک های علم و فناوری چه اثری بر خلاقیت کودکان دارد؟
۷۱۲۹.

سیاست های مذهبی پادشاهان ساسانی و انعکاس آن در سنگ برجسته های تخت جمشید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶۹ تعداد دانلود : ۸۸۸
مذهب در دوران ساسانی از آغاز این سلسله تا دوره ی انقراض آن، که بیش از چهار صد سال به طول انجامید، روند پُر فراز و نشیبی داشت. نقش اردشیر بابکان، پایه گذار سلسله ساسانیان در این میان نقشی برجسته است. او از راه تعامل با روحانیان زرتشتی، از آتشکده ها و کارگزاران آنها به عنوان ابزار سیاسی و عامل اساسی در تحکیم پایه های حکومت خود استفاده کرد. پس از مرگ اردشیر، جانشینان او نیز این روش را ادامه دادند. در دوره بهرام یکم (271م)، کرتیر، موبد پرنفوذ زرتشتی توانست دین زرتشت را در کشور رسمی کند. همچنین دیدگاه فره ایزدیِ شاهان که بر اساس آن مشروعیت پادشاهی توجیه می شد، به عنوان یک مفهوم قوی مذهبی اهمیت زیادی در نزد شاهان ساسانی و شخص اردشیر داشت. در این میان، نامه ی تنسر و کارهای کرتیر بیشترین نقش را در رسمی شدن آیین زرتشت در دوره ی ساسانیان ایفا کرد. تخت جمشید نیز به عنوان مرکز آیینی و نماد شکوه امپراطوری هخامنشیان به شمار می رفت که خیزش خاندان های ایرانی به ویژه ساسانیان در همین مکان شکل گرفت. بازتاب سیاست های مذهبی دوره ی ساسانیان در بخش هایی از تخت جمشید مانند کاخ تِچِر، نقش رستم، نقش رجب و کعبه ی زرتشت به صورت سنگ برجسته و سنگ نوشته به وضوح قابل دیدن است. روش استفاده شده در این پژوهش توصیفی _ تحلیلی بوده و پژوهشگر با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی سیاست های مذهبی دوره ی ساسانیان و بازتاب آن در تخت جمشید پرداخته است. اهداف پژوهش: بررسی فرایند رسمی شدن دین زرتشت در دوره ساسانیان. بررسی بازتابِ پیوند عوامل سیاسی و دینی در دوره ی ساسانیان در سنگ برجسته های تخت جمشید. سوالات پژوهش: 1. بسترها و زمینه های رسمی شدن دین در دوره ساسانیان و عوامل تأثیرگذار بر آن کدامند؟ 2 سیاست های مذهبی دوره ی ساسانیان چگونه در سنگ برجسته های تخت جمشید بازتاب پیدا کرده است؟
۷۱۳۰.

جلوه های اجتماعی و فرهنگی جشن های «مهرگان» و «سده» در هنر و فرهنگ عامه ی کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۴ تعداد دانلود : ۶۱۱
    عنصری که روحیه ی متفاوت یک قوم یا فولک را به وجود می آورد، تاریخ و خاطرات مشترک آنها در پهنه ی سرزمینی مشترک است. از این رو فولکلور یا فرهنگ عامه ی آن قوم، نه فقط مناسک و ادبیاتی معمول و ساده، بلکه بیانگر بنیادی ترین اصول بینش، شیوه ی تفکر و چگونگی  درک آنان از جهان هستی است. در حقیقت فولکلور گویای  نحوه ی زندگی اجتماعی آن ملّت است. در پهنه ی سرزمینی ایران، میراثی غنی از فولکلور و فرهنگ عامه وجود دارد که از اعصار باستانی تاکنون، چون سنگ های رسوبی بر یکدیگر انباشته شده و تکامل یافته اند. برای ما بسیار اهمیت دارد تا ریشه های فرهنگ های عامه و عناصر پیونددهنده ی فولکلور را در هر گوشه ای از این سرزمین پهناور با عناصر بنیادین تمدن ایرانی شناسایی کنیم. مهم ترین سند تمدن باستانی ایرانیان، شاهنامه ی فردوسی است. شاهنامه ی فردوسی، بهترین ابزار شناختی و مقایسه ای را در اختیار ما قرار می دهد. هدف ما در این پژوهش این است که در فرآیندی تطبیقی، ابعاد جلوه های اجتماعی و فرهنگی جشن های «مهرگان» و «سده» را در شاهنامه ی فردوسی، به عنوان گزارشی از تمدن باستانی ایران، مشاهده کنیم و تأثیر این ابعاد را بر فرهنگ عامه ی مردم استان کرمان بسنجیم. روش مورد استفاده در این پژوهش، تطبیقی بوده و با استفاده از مطالعات کتابخانه ای انجام شده است. نتایج این پژوهش با توجه به جلوه های مشترک شاهنامه و فولکلور مردم کرمان ضمن مطالعه ی جشن های «مهرگان» و «سده» و آداب و رسوم مردم کرمان، حاکی از این است که شاهنامه ی فردوسی، در طول زمان، مردم کرمان را با تاریخ، فرهنگ و آیین های ارزشمند نیاکانشان آشنا کرده و همچنین از راه تأثیرگذاری بر فرهنگ عامه، زبان و درک مشترکی را میان آنها و سایر هم میهنان و حتی ملت های مجاور، فراهم آورده است. اهداف پژوهش: 1.بررسی تأثیرات شاهنامه ی فردوسی بر فرهنگ و ادب عامه ی مردم استان کرمان. 2.شناسایی تشابهات عناصر فرهنگی و اجتماعی شاهنامه با فرهنگ و رسوم عامه ی مردم استان کرمان. سؤالات پژوهش: 1. آیا نمودهای مختلف شاهنامه در فرهنگ و ادب عامه ی مردم استان کرمان بازتاب داشته است؟ 2. آیا تشابهی میان فرهنگ و رسوم عامه ی مردم کرمان و فرهنگ و رسوم در شاهنامه وجود دارد؟
۷۱۳۱.

تصویرآرایی پیامبر (ص) و امامان شیعی (ع) در نسخه ی خطی «حبیب السیر» با محوریت «بحارالانوار»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۴ تعداد دانلود : ۶۳۴
به تصویر کشیدن سیمای پیامبر و امامان (علیهم السلام) و تعالی تلألؤ آن ها در شمایل نگاری یکی از مضامین تصویرآراییِ نگارگری روایات دینی است که همواره مورد توجه هنرمندان بوده است. نسخه ی خطی حبیب السیر که کتابی تاریخی و نوشته مورخ شیعی است، شامل نگاره هایی از رخدادهای تاریخی حقانیت شیعه است. این نگاره ها در بردارنده ی مضامین، نقش ها و نمادهای شیعی همچنین شمایل نگاری تصویر پیامبراکرم (ص) و ائمه ی معصومین (ع) است و حوادث و رویدادهای تاریخی شیعه را بر اساس روایات شیعی به تصویر می کشد. در این میان، کتاب مذهبی و اسلامی بحارالانوار یکی از مهم ترین کتاب های جامع حدیث و رخدادهای شیعه است که مجموعه ای از آموزه ها و تعالیم شیعی را در برمی گیرد؛ بنابراین این پژوهش می کوشد با بررسی تصویرآرایی و شمایل نگاری پیامبر و ائمه ی اطهار در نسخه ی خطی حبیب السیر در ارتباط با روایات ذکرشده در بحارالانوار وجوه روشنی از سیمای درونی آنان را به تصویر بکشد و در پس آن، به تحلیل و واکاوی کاربرد مفاهیم و نمادهای شیعی در این نگاره ها بپردازد. روش پژوهش توصیفی_ تحلیلی است و روش گردآوری اطلاعات به شیوه ی مطالعه ی منابع کتابخانه ای. دستاوردهای پژوهش نشان می دهد که تا زمان صفوی در نگاره های مذهبی به علت نبود مخالفت، چهره های انبیا و اولیاء به تصویر کشیده می شد اما بعد این دوران به علت مخالفت علمای دینی چهره ها پوشانده شده اند و هنرمندان با استفاده از نمادهای دینی سعی در نشان دادن تصویر والایی از پیامبر و ائمه ی معصومین (ع) داشتند. همچنین با تطبیق روایات حوادث شیعی بحارالانوار در تصویرسازی و شمایل نگاری نگاره های حبیب السیر می توان به برداشت تصویری و نمادین هنرمند از رویدادهای شیعی دست یافت. اهداف پژوهش بررسی تصویرآرایی و شمایل نگاری پیامبر و امامان شیعی در نسخه ی خطی حبیب السیر. تحلیل و واکاوی کاربرد مفاهیم و نمادهای شیعی مرتبط با مضامین بحارالانوار در نگاره ها. سؤالات پژوهش مضامین مطرح شده در نگاره های حبیب السیر عموماً چیست؟ چگونه می توان از بررسی گزارش ها و جمع بندی های بحارالانوار به اصول حاکم بر روایت تصویری پیامبر و امامان شیعه (علیهم السلام) در نگارگری نگاره های حبیب السیر دست یافت؟ آیا تسلط فرهنگ شیعی در آفرینش نگاره هایی حبیب السیر تأثیرگذار بوده است؟ حضور علی (ع) به عنوان مظهر شیعه در این نگاره ها تا چه حد گسترده است؟
۷۱۳۲.

بازتاب رمانتیسم در شعر لنگرودی و انعکاس آن در نقاشی قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۶ تعداد دانلود : ۷۳۰
در این مقاله به بررسی بازتاب رمانتیسم در اشعار شمس لنگرودی و انعکاس آن در نقاشی قاجار پرداخته ایم. روش پژوهش، کتابخانه ای و نوع آن تحلیلی-توصیفی است. فرضیه ی پژوهش، بازتاب برخی از مهمترین مؤلفه های رمانتیسم در اشعار شمس لنگرودی است. با مطالعه و بررسی اشعار شمس لنگرودی به این نتیجه می رسیم که شمس لنگرودی علی رغم داشتن فاصله ی زمانی طولانی با بزرگان رمانتیسم شعر معاصر، اما همچنان به برخی از مؤلفه ها و ویژگی های این مکتب علاقه نشان داده و از ظرفیت های این مکتب برای بیان مفاهیم و مافی الضمیر خود سود جسته است. گرایش به رمانتیسم اجتماعی، توجه به طبیعت، استمداد از قوه ی تخیّل به منظور خلق تصاویر بدیع، طبیعت گرایی و بیان مضامین عاشقانه و مبتنی بر عاطفه از مهمترین مؤلفه های رمانتیسم است که در اشعار شمس لنگرودی دیده می شود. شمس لنگرودی هرگز خود را به کاربرد تخیّل صِرف در اشعارش قانع نکرده و حتّی با استفاده از قوّه ی تخیّل، به بیان اندیشه های اجتماعی و انسانی خود پرداخته است. او هرگز ظلم و ستم و نابرابری را برنمی تابد اما برای بیان این مضمون به نمادها و عناصر طبیعت متوسّل می شود تا بتواند عمیق ترین مفاهیم سیاسی و شدیدترین انتقادات را در قالب نمادها و استعاره ها بیان کند. نقاشی قاجار نیز در آن دوره سبب شد که تلفیقی شیوه های نو و کهنه بود. همچنین می توان مولفه هایی از اشعار لنگرودی را در نقاشی قاجار دید از جمله طبیعت گرایی، مضامین عاشقانه و رمانتیسم اجتماعی. اهداف تحقیق 1-    بررسی بازتاب رماتیسم در اشعار شمس لنگرودی و نقاشی قاجار 2-    تجزیه و تحلیل مهمترین مؤلفه های رمانتیسم در اشعار شمس لنگرودی و بازتاب آن در نقاشی قاجار سوالات تحقیق 1-    بازتاب رماتیسم در اشعار شمس لنگرودی و نقاشی قاجار چگونه است؟ 2-    مهمترین مؤلفه های رمانتیسم در اشعار شمس لنگرودی در نقاشی قاجار چگونه نمود یافته اند؟
۷۱۳۳.

منظر شهری دوستدار معلول، رویکرد منظرین در محیط شهر مقصد گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۷ تعداد دانلود : ۵۰۵
حضور معلولین در بازار گردشگری، یک فرصت مهم برای شهرهای مقصد گردشگری است تا بتوانند از این پتانسیل مهم استفاده کنند. شهر دوستدار معلول شهری است که بتواند طراحی فضای شهری را به گونه ای انجام دهد که مناسب معلولین باشد. این مقاله با رویکرد منظرین به تحلیل چندجانبه شهر دوستدار معلول پرداخته و به دنبال آن است تا راهبردهایی که می توانند در مدل مفهومی طراحی فضای شهری مطلوب گردشگری معلولین مدنظر قرار گیرند، معرفی کند. روش مورد استفاده در این تحقیق، توصیفی-تحلیلی بوده است. با بررسی و تحلیل داده های مستخرج از مقالات معتبر، استنتاج تحلیلی جهت بررسی منظر شهری دوستدار معلول انجام پذیرفته است. بررسی های انجام شده در این تحقیق حکایت از آن دارد که منظر شهری دوستدار معلول، به عنوان یک مقصد گردشگری، می تواند با راهبردهای مناسب سازی، دسترسی، توانبخشی، برابری فرصت ها، کیفیت، جلوگیری از طرد اجتماعی و ایجاد جاذبه های خاص معلولین شکل گیرد. این راهبردها سبب می شود مشارکت معلولین در گردشگری بیشتر شده و انتخاب شهر به عنوان مقصد گردشگری در اولویت قرار گیرد. هریک از این راهبردها شامل سیاست ها و اقداماتی است که باعث می شود شهر بستر مناسبی برای گردشگر معلول قلمداد شود.
۷۱۳۴.

بازشناسی عناصر منظر کشاورزی کامو و چوگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۱ تعداد دانلود : ۱۳۴۲
شهر کامو و چوگان با حفظ ویژگی های روستایی پیشین خود یکی از سکونتگاه های تاریخی مهم در مرکز فلات ایران است. یکی از شاخص ترین وجوه فرهنگی این شهر، کشاورزی آن است که از معیشت غالب روستاییان منتج شده است. کارکرد هویتی معیشت کشاورزی که بر لایه های متفاوتی از زندگی اجتماعی و فردی روستاییان اثر گذاشته است منظری ویژه از روابط فرهنگی خلق کرده که تحت عنوان «منظر کشاورزی» قابل بررسی است. شناخت منظر کشاورزی کامو و چوگان از این جهت ضروری است که تصمیم های آینده برای حفظ و پایداری یا توسعه این منظر را سهولت و تدقیق می کند. با این وجود شناخت این منظر منوط به کشف «عناصر هویت بخش» یا نمادهای آن است که در طول سالیان متمادی توسط ساکنین آن در تعامل با طبیعت پیرامون به وجود آمده است. بنابراین این پژوهش در پی پاسخ به «چیستی عناصر منظر کشاورزی کامو و چوگان» است و با روش مطالعه موردی و تحلیل محتوا به ارزیابی داده های موجود می پردازد. به همین منظور در این نوشتار ابتدا عنصر منظر و منظر کشاورزی تبیین می شود و پس از آن عناصر منظر کامو و چوگان در سه دسته «اراضی کشاورزی»، «محصولات کشاورزی» و «اجتماع کشاورزی» به تفصیل به بحث و معرفی گذارده می شود و در پایان براساس آن راهبردهایی به منظور حفظ و توسعه این عناصر معرفی و بیان می شوند.
۷۱۳۵.

عوامل مؤثر در شکل گیری گنبد اُرچین (نمونه موردی: گنبد امامزاده سید صلاح الدین محمد(ع)- آبدانان، ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۸ تعداد دانلود : ۱۳۷۶
معماری گنبد اُرچین از شاخصه های بناهای آرامگاهی در بخش های جنوبی و جنوب غرب ایران بوده، که در مطالعات علمی- پژوهشی کمتر به آن پرداخت شده است. هدف اصلی این پژوهش، شناخت عوامل مؤثر در شکل گیری گنبد امامزاده سید صلاح الدین محمد(ع) در شهر آبدانان است. در این راستا تأثیرگذاری عوامل تاریخی، هندسی (کالبدی) و سازه ای بر شکل گیری گنبد این امامزاده مطرح شده است. این پژوهش، به روش تحقیق توصیفی- تحلیلی در قالب مطالعات کیفی انجام و اطلاعات آن، براساس مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات میدانی گردآوری شده است. با توجه به مطالعات و مشاهدات میدانی، بنای مورد مطالعه، گنبد مضرس، از نوع کثیرالاضلاع بود، که از شاخص های اصلی این گنبد، ساده کردن کثیرالاضلاع در زینه های آن است. به نظر می رسد معمار گنبد، برای افزایش ارتفاع گنبد و به هم رساندن زینه ها از یک نیم طاسی استفاده کرده است. دیگر یافته های پژوهش نشان می دهد عوامل تاریخی از قبیل موقعیت جغرافیایی، پیشینه تاریخی شهر آبدانان، مجاورت با تمدن عیلامی، زیگورات ها و دیگر مقابر تاریخی دشت خوزستان (مقبره دانیال نبی (ع) در شوش و مقبره امامزاده رودبند (ع) و یعقوب لیث صفاری در دزفول) و همچنین شکل کالبد مقابر دوره سلجوقی در منطقه، بر شکل کالبدی گنبد مورد مطالعه مؤثر بوده اند. از حیث سازه ای، گنبد این بنا بیشتر از مصالح بومی استفاده و تلاش شده است به کمک هندسه مناسب، از پدیدآمدن نیروهای نامتقارن و کششی جلوگیری شود. بنابراین روابط عددی در تناسبات شکل های خود متشابه در طبقات و تناسبات اجزای گنبد اعم از ارتفاع طبقات، دهانه و سایر اجزاء هریک با روابط خاص الگویی برخالی (فراکتال) ایجاد می کند. به کارگیری این هندسه بی نظیر در گنبد مانع از جذب نور خورشید در گنبد شده است. از سویی ارتفاع، شکل و رنگ گنبد در منظر و سیمای بصری تأثیر گذار بوده است و موجب شاخص شدن بنا می شود.
۷۱۳۶.

تدوین معیارهای طراحی فضای مشترک در مناطق مرکزی شهرها (مطالعه موردی : خیابان خیام شهر قزوین)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۳ تعداد دانلود : ۴۸۶
بیان مساله : امروزه گسترش دامنه فعالیت ها به واسطه ساخت و سازهای سرسام آور در شهرها، موجب بروز مشکلات ترافیکی در معابر نظیر تراکم ترافیک و کُندی جریان عادی عبور و مرور وسایل نقلیه،کاهش شدید فضای پارکینگ، افزایش استفاده از سوخت های فسیلی،بروز تصادفات و کاهش میزان امنیت عابران،افزایش آلودگی های زیست محیطی و مشکلات اجتماعی چون کاهش سرزندگی در افراد و مسائلی از این دست می شود.مراکز شهری به دلیل تمرکز فعالیت ها و تجمع افراد، همواره به عنوان یکی از مهم ترین گره های ترافیکی در سطح شهرها نمایان می شوند. نظریه پردازان شهری ضمن ارائه تکنیک های متعدد در راستای توسعه انسان محورشهرها،اشاره ای مستقیم به احداث پیاده راه ها و تأثیرات مثبت این گونه فضاها بر رونق سرزندگی اجتماعی و افزایش رضایتمندی شهروندان داشته و آن را به عنوان یکی از مهم ترین راهکارهای کاهش حجم ترافیک وسایل نقلیه در  معابر معرفی می کنند.در فضای مشترک علاوه بر مرتفع کردن اولویت نخست نظریه پردازان شهری که همان انسان محور کردن فضاهای شهری می باشد، به نیازهای وابسته به حضور خودروها نیز توجه شده و همین امر موجب رضایت خیل عظیمی از ذینفعان فضاهای شهری به همراه داشته است.در فضای مشترک سعی برآن شده که علاوه بر حضور کامل افراد پیاده، وسایل نقلیه به صورت کنترل شده و با حجم محدود در فضای شهری حضور یابند. هدف:مقاله حاضر با هدف استخراج و ارائه معیارهای طراحی شهری ایجاد فضاهای مشترک در مراکز شهری(در این پژوهش : خیابان خیام شهر قزوین) بر مبنای تحلیل اطلاعات بدست آمده از تجربیات موفق جهانی تدوین شده است. روش:در فرآیند پژوهش ضمن بررسی مبانی نظری مرتبط با نظریه مذکور،با استفاده از روش های توصیفی و تحلیل اطلاعات موجود در منابع موردنظر،به بررسی معیارهای طراحی فضای مشترک در تجارب جهانی پرداخته و در ادامه معیارهای پیشنهادی به منظور اجرای این طرح در مناطق مرکزی شهری ارائه شده است. یافته ها:یافته های پژوهش در ۵ محور مجزا، اصول و معیارهای طراحی فضای مشترک بمنظور اجرا در مناطق مراکز شهری را شناسایی کرده و زیرمعیارها، محورهای استراتژیک،راهکارها و در نهایت ضوابط و توصیه های طراحی سیاست اجرایی را در چارچوبی مشخص ارائه کرده است. نتیجه:ارائه چارچوبی مدون در قالب ۵ محور مدیریت و آرامسازی ترافیک،بهبود سیمای کالبدی شهر،وضعیت زیست محیطی،وضعیت اقتصادی و خدمات شهری،تقویت زندگی اجتماعی و تعاملات فرهنگی از معیارهای طراحی فضای مشترک در مناطق مرکزی شهری می باشد.
۷۱۳۷.

تبیین تأثیر جریان های اجتماعی و سیاسی سال های 1300 تا 1357 بر شکل گیری یادمان های آرامگاهی ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۵ تعداد دانلود : ۴۸۱
بیان مسئله: معماری به عنوان بخشی از فرهنگِ هر جامعه برخاسته از بستر اجتماعی و سیاسی آن جامعه است. در برخی مناطق جغرافیایی، یادمان های آرامگاهی شکل دهنده بخش مهمی از تمدن آن کشور محسوب می شود. در ایران نیز، با توجه به اهمیت این بناها به لحاظ مذهبی، با ظهور حکومت پهلوی، نوعی متفاوت از بناهای آرامگاهی و نگرشی نو به معماری بناهای یادمانی و آرامگاهی شکل گرفت. عمده ترین دلیلِ این تفاوت به بستر اجتماعی و سیاسی سال های 1300 تا 1357 بازمی گردد. شناخت این بستر و چگونگی ایجاد آن می تواند درک بهتری از نحوه شکل گیری یادمان های آرامگاهی ایران در این دوران را در پی داشته باشد. هدف پژوهش: هدف از این پژوهش تبیین جریان های تأثیرگذارِ سیاسی و اجتماعی سال های 1300 تا 1357 بر روند شکل گیری یادمان های آرامگاهی ایرانِ معاصر و بررسی چگونگی تأثیرگذاری این جریان هاست. به عبارت دیگر، در این پژوهش به این پرسش ها پاسخ داده می شود که اولاً تحولات سیاسی و اجتماعی تأثیرگذار بر شکل گیری یادمان های آرامگاهی کدام اند، و ثانیاً این تحولات به چه نحو بر روی این روند تأثیر گذاشته اند؟ روش پژوهش: ابتدا، پس از بررسی میدانی، نمونه هایی موردی انتخاب و سپس با ابزار مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد به روش تاریخی-تفسیری، جریان های سیاسی و اجتماعی هم دوره این بناها بررسی می شوند؛ سرانجام، تأثیر این تحولات بر جامعه و چگونگی این اثرگذاری در هر دوره مورد تحلیل قرار می گیرد. نتیجه گیری: بررسی اسناد موجود نشان می دهد که در دوره پهلوی اول تحولاتی همچون غرب گرایی، مذهب ستیزی، و سعی در ایجاد وحدت ملی، تأثیری بی واسطه تر بر روی این فرایند گذاشته و بر انتخاب آرامگاه ها، شکل و ساختار آن ها اثری مستقیم داشته اند. با تداوم این تحولات در دوره پهلوی دوم، این اثرگذاری بر روی معماری یادمان های آرامگاهی به واسطه بسترهای فرهنگی ایجادشده صورت گرفته است. همچنین طراحی این بناها، نسبت به دوره قبل، از رویکردهای شخصی معماران و تحولات هنری جامعه جهانی تأثیر بیشتری گرفته و این منجر به تغییر، هم در فرم و هم در جزئیات، شده است. واژگان کلیدی: یادمان های آرامگاهی، معماری ایران معاصر، جریان های سیاسی و اجتماعی 1300 تا 1357، معماری آرامگاهی.
۷۱۳۸.

تبیین ارتباط دوسویه ادراک منظر و مشارکت در فرآیند توسعه منظر مشارکتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۳ تعداد دانلود : ۶۳۱
بیان مسئله: برقراری ارتباط میان انسان و محیط اطرافش از گذشته های دور، به عنوان امری اجتناب ناپذیر، در زندگی انسان و تأمین نیازهای مادی و معنوی او نقشی اساسی داشته است. این تعامل در دوره های مختلف و در مناظر گوناگون به نمایش گذاشته شده و سبب تقویت فرهنگ مردم هر کشور می شود. همچنین، این تعامل محیط و منظر به کمک ادراک و مشارکت نقش مهمی در بهبود ابعاد کیفی منظر دارد و سعی بر آن شده است که ارتقای آن از طریق منظر مشارکتی ممکن شود.هدف: این پژوهش در پی بررسی ویژگی های ادراک از مناظر شهری و مشارکتی و ارائه فاکتورهای تطبیقی ادراک منظر و حوزه مشارکت است.روش تحقیق: این پژوهش که در آن، تلفیق روش های تحلیل محتوا و مقایسه تطبیقی استفاده شده است، ابتدا در پی استدلال در زمینه ادراک و مشارکت، سپس به دنبال شیوه های به کارگیری روش تطبیقی در منظر مشارکتی است. بخش نخست این مقاله به مباحث نظری در زمینه ادراک و مشارکت به صورت تحلیل محتوا اختصاص دارد -که با استفاده از راهبردهای کیفی در بستر استدلال منطقی میسر شده است- و سپس با استفاده از روش تحلیلی تطبیقی بررسی اشتراکات فاکتورهای ادراک و مشارکت می پردازد.نتیجه گیری: ادراک منظر به عواملی همچون فضایی-بصری، عملکردی و بصری-رفتاری وابسته است و مشارکت به نظریه مشارکتی،گستره چندسطحی، الگو و نردبان مشارکتی بستگی دارد. به کمک همین تعاریف در این مقاله مدل مفهومی ارائه شده است که نمایانگر ارتباط دوسویه بین فاکتورهای ادراک منظر و مشارکت است. نتایج نشان می دهد برآیند متقابل فاکتورها به واسطه اعتماد فردی، تعمیم یافته و نهادی در توسعه و شکل گیری فرآیند منظر مشارکتی مؤثر است. در انتها الگوی طراحی منظر مشارکتی با بهره گیری از نظر متخصصین ارائه شده است.
۷۱۳۹.

تحلیل نظری ارتباط مؤلفه های تصویر شهر و برندسازی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۵ تعداد دانلود : ۵۶۴
بیان مسئله: در عصر جهانی شدن و رقابت پذیری، برندسازی شهری به عنوان یک فرصت بزرگ برای شهرها از اهمیت زیادی برخوردار است. در این راستا محرک عمده برندسازی شهری تصویر شهر و ارتباط آن با کاربران از نظر ادراکی و شناختی است. با درک این موضوع که هرگونه واکنش و رفتار انسان برگرفته از تصویری است که از واقعیت در ذهن او شکل گرفته؛ برندسازی شهری، تصویر را به عنوان یک ابزار و یا حتی هدف مورد توجه قرارمی دهد. هدف: با توجه به اهمیت موضوع، هدف از این پژوهش، تشریح مؤلفه های تشکیل دهنده تصویر شهر در ذهن کاربر و نحوه ارتباط آن با برندسازی است. روش تحقیق: پژوهش حاضر به عنوان یک پژوهش کیفی از نظر جهت گیری، نظری-کاربردی است که به صورت توصیفی- تحلیلی انجام شده و روش گردآوری اطلاعات اسنادی-کتابخانه ای است. نتیجه گیری: تصویر شهر با دو روش مستقیم (تجربه محیط) و غیر مستقیم (تحت تأثیر رسانه) شکل می گیرد، این تصویر از یک طرف دارای مؤلفه مقدماتی (اولیه) که شامل ابعاد طراحانه، ساختار کالبدی، شناخت و آگاهی و بعد عملکردی محیط است و از طرف دیگر شامل مؤلفه مکمل که دربرگیرنده بعد ارزیابانه، مهرانگیزی، احساسی و عاطفی است که بعد از درک مؤلفه مقدماتی شکل می گیرد. برندسازی مفهوم تصویر را در مرکز توجه قرار داده و با استفاده از تکنیک های کالبدی، اجتماعی- فرهنگی و زیرساخت ها مؤلفه مقدماتی تصویر را تحت تأثیر می گذارد و باعث جذاب ترشدن فضا برای بروز مؤلفه مکمل می شود، همچنین تکنیک تبلیغات در برندسازی نفوذ و اثرگذاری دو مؤلفه پیشین را بیشتر کرده و در نهایت باعث ارتقای تصویر از دید بیرونی (گردشگران) و تصویر درونی (شهروندان) می شود.
۷۱۴۰.

مطالعه مؤلفه های بنیادی نظریه نهادی جورج دیکی در آثار مفهومی هنرمندان (مطالعه موردی؛ آثار مارسل دوشان، باربارا کروگر و کیت آرنت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴۳ تعداد دانلود : ۸۲۴
چکیده بیان مسئله: شناخت و ادراک آثار هنری شکل گرفته در دوران معاصر، از جمله هنر مفهومی که به عنوان نخستین جنبش هنری پست مدرن می توان از آن یاد کرد، تنها در پرتو شناخت نظریه نهادی جورج دیکی امکان پذیر است. جورج دیکی، با طرح مؤلفه های بنیادی نظریه نهادی همچون شیء مصنوع، جهان هنر و اعطای شأن هنری، راه را برای ورود اشیای حاضر آماده و پیش ساخته به هنر گشود. البته هنرمندان مفهومی همچون مارسل دوشان، باربارا کروگر، کیت آرنت و دیگران آثار هنری فاقد کیفیت و صفات زیبایی شناسانه خلق می کنند، اما از آنجا که جهان هنر  که به گفته جورج دیکی مجموعه ای از «هنرمندان، موزه داران، منتقدان هنر، مدرسان و ...» است  به این آثار صلاحیت اعطای شأن هنری را می دهند، این آثار به اثر هنری تبدیل می شوند. هدف پژوهش: نگارندگان در این پژوهش در پی انطباق مؤلفه های بنیادین نظریه نهادی جورج دیکی با آثار برخی هنرمندان مفهومی هستند. از آنجا که بسیاری از آثاری که هنرمندان مفهومی خلق کرده اند با مؤلفه هایی چون جهان هنر و شیء مصنوع و ماهیت اثر هنری در نظریه نهادی مطابقت دارد، بنابراین می توان فلسفه خلق چنین آثاری را با نظریه نهادی جورج دیکی تحلیل کرد و تطبیق داد. روش پژوهش: این پژوهش به روش تحلیلی-تطبیقی انجام شده است. نتیجه گیری: در آرای جورج دیکی طرح خصوصیات شیء مصنوع و جهان هنر کاملاً قابل انطباق با آثار هنر مفهومی است. درواقع، چیزی در ذات هنر یا اثر هنری موجود نیست که آن را به اثر هنری تبدیل کند، بلکه مهم دادن اعطای شأن هنری به اثر است و آن توسط مؤلفه ای چون جهان هنر صورت می گیرد. از این نظر تمامی نظریه های هنری که براساس صفات و کیفیات زیبایی شناسی بنیان شده اند به چالش کشیده می شوند و مفهوم هنر خوب و هنر بد بی ارزش می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان