فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۰۱ تا ۹۲۰ مورد از کل ۳۰٬۲۶۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
سیدنورالدین نعمتالله کرمانی، معروف به شاه نعمتالله ولی از صوفیان، شاعران محبوب و بزرگ سده چهاردهم و پانزدهم/ هشتم و نهم، مؤسس طریقه «نعمهاللهیه» است. این عارف بزرگ در زمان حیاتش مورد توجه شاهان تیموری بود. پس از گذشت شش سده از وفات این عارف بزرگ، وی همچنان مورد توجه شیعیان و حکمرانان وقت ایران بود، تا جاییکه در مجموعه بنای آرامگاهی او، تداوم معماری ایران تا دوره قاجاریه چشمگیر است. بیشترین توسعه این مجموعه، بهدلیل ارادت شاهعباس اول صفوی، محمدشاه و ناصرالدینشاه قاجار مربوط به دوران صفویه و قاجاریه است. از آنجایی که تیموریان و صفویان برای تداوم حکمرانی و تسلط خود، به نفوذ و تاثیر صوفیان و شخصیتهای مذهبی نیاز داشتند، به عارفان قدرتمند و با نفوذ جامعه بها میدادند. با بررسی این مجموعه، علاوه بر کسب اطلاعاتی در خصوص تاریخ ایران و دیدگاه مذهبی حاکمان وقت، شخصیت مذهبی سیدنعمتالله ولی و خصوصیات مقبره و تزیینات کتیبهای آن نیز مورد توجه قرار میگیرد. سئوالاتی که این مقاله در پی پاسخ دادن به آنهاست عبارتست از: 1- شاخصههای افکار و اندیشه سید نعمت الله ولی دارای چه ویژگیهایی است؟2- مضامین تزیینات کتیبهای بقعه شاهنعمتالله ولی دارای چه مفاهیمی است؟اهدافی که در این مقاله مورد نظر است: 1- شناسایی ساختار و ویژگی معماری تیموری؛2- بررسی زندگی و احوال عارف بزرگ، سیدنعمت الله ولی؛3- مطالعه ساختار بقعه و مضامین کتیبههای مذهبی و ادبی آن؛روش تحقیق در این مقاله به شیوه تاریخی، توصیفی و تحلیلی با استناد به منابع کتابخانهای و تحقیق میدانی از بقعه است.
زبانهای رمزی در ایران
حوزههای تخصصی:
ارتباط موسیقی مقامی با موسیقی دستگاهی
حوزههای تخصصی:
فرم معنا دار
منبع:
هنرنامه ۱۳۷۸ شماره ۴
حوزههای تخصصی:
کدام ویژگی ، آثار هنری را از دیگر اشیاء طبیعی و یا ساخته های دست آدمی ممتاز می کند ؟ برای پاسخگویی به این سوال دیرین که پیشینه اش به آغاز تأملات و ژرف اندیشی های آدمی درباره آثار هنری باز می گردد ، اهل نظر در هر زمان پاسخهایی را بیان کرده اند . برخی به تقلید طبیعت و بازنمایی واقعیات محسوس نظر کرده اند و برخی دیگر بیان احساسات و عواطف هنرمند را ویژگی مشترک آثار هنری دانسته اند . زیبایی نیز به عنوان ویژگی ممتازه هنر ، در بحثهای نظری و تأملات زیباشناختی ، جایگاه درخور توجهی داشته است ...
پارادوکس شکل انسان در نگارگری مکتب اصفهان با تاکید بر تک نگاره ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگارگری مکتب اصفهان را می توان آخرین مکتب نگارگری سنتی و اصیل ایرانی قلمداد کرد که توانست در مقابل عوامل عدیده بیرونی که معلول شرایط حاکم بر جو آن زمان بوده مقاومت کرده و اصالت های بی بدیل نگارگری ایرانی را حفظ کند. نگارگری مکتب اصفهان هنری انسان مدار یا به تعبیری انسان محور است که سیطره شکل انسان در آن بدون شک مدلول شرایط ویژه ای است. نگاه انفعالی برخی منقدین؛ انسان محوری آن را به مصادیق ناصوابی از جمله: نگاهی مادی گرایانه و زمینی به انسان؛ شهوت پرستی؛ شاهد بازی منفی؛ ارضاء حس تفرد و تشخص سفارش دهنده خصوصاً شخص حاکم و بنابراین غالب بودن وجه شاهانه و نمایش ابعاد روانشناسانه افرادی که بعضاً چهره خویش را سفارش می دادند، نسبت می دهند. در مقاله اخیر پس از مرور روال تکامل شکل انسان در نگارگری ایرانی، پارادوکس های موجود در روند بررسی شکل انسان به عنوان عنصری ممتاز در نگارگری مکتب اصفهان به چالش کشانده می شود سپس با استناد به دلایل عمده و ملحوظ در عناصر الهام بخش آن یعنی عرفان اسلامی_ ایرانی، قرائت های بعضاً نادرستی که در این خصوص ابراز داشته اند را نقد کرده و نهایتاً آن عامل اساسی و تعیین کننده که علت اصلی حضور شکل انسان در نگارگری مکتب اصفهان می باشد را در خاستگاه واقعی اش یعنی عرفان اسلامی_ایرانی جستجو کرده و آشکار می سازد.
چیدمان گرافیک: بررسی نقش گرافیک در فرهنگ عمومی
حوزههای تخصصی:
گرافیک به عنوان یکی از ابزارهای تأثیرگذار در انتقال مفاهیم، می تواند فرهنگ های مختلف را تحت تأثیر قرار دهد و می تواند بسیار اثرگذار بر فرهنگ باشد. انتقال مفاهیم به واسطه ابزاری مانند گرافیک، فرهنگ ها را تحت تأثیر قرار می دهد، مرزها را کنار زده و معنا و مفهوم را به مخاطب انتقال می دهد. هدف از نگارش این مقاله بررسی نقش گرافیک در فرهنگ عمومی در عصر ارتباطات است. این پژوهش با طرح یک سؤال اساسی در پی دستیابی به علل تأثیرگذاری هنر گرافیک در فرهنگ عمومی است.
- آیا هنر گرافیک می تواند به عنوان ابزاری جهت ارتقاء فرهنگ عمومی در عرصه ملی مورد استفاده قرارگیرد؟
نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد؛ کارکرد گرافیک در فرهنگ عمومی به عنوان حامل پیام و گاه به عنوان خود پیام نقش اساسی در فرایند ارتباطی جامعه بازی می کند. نگرش حاکم بر این کارکرد، برگرفته از کارکرد بصری و نگرش زیبایی شناسانه است. روش نگارش این مقاله تحلیلی و شیوه گردآوری داده ها، کتابخانه ای می باشد.
هنر به مثابه ارتباط در رویکرد سیستمی نیکلاس لومان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«نیکلاس لومان» یکی از جامعه شناسان برجستة آلمانی است که با رویکردی سیستمی به بررسی ماهیت عملکرد هنر مبادرت ورزید. او در راستای تدوین یک نظریة اجتماعی نوین با رها کردن سنت جامعه شناسی غربی و با اهمیت دادن به تغییر ساختار جوامع مدرن بر مبنای تفکیک کارکردی، جامعه را متشکل از خرده-سیستم هایی دانست از قبیل: حقوق، اقتصاد، سیاست، آموزش، علم، دین، هنر و غیره که ارتباطات اجزاء آنها را تشکیل می دهد. او ادراک حسی را به قلمرو سیستم های روانی و هنر را به مثابه ارتباط به قلمرو اجتماع واگذار کرد. پس هنر، ارتباطی دانسته شد که ادراک می شود، ارتباطی که ادراک را می فریبد و آگاهی از آن را جهت می-دهد. در این مقاله ضمن مطالعه و ارزیابی نظریة لومان با استناد به کتاب های اصلی وی تلاش می شود تبیین شود که هنر چگونه ارتباطی است و چگونه ادراک و ارتباط را در خود جمع می کند؟
انسان شناسی تئاتر
منبع:
خیال ۱۳۸۵ شماره ۲۰
حوزههای تخصصی:
این مقاله ترجمه فصلی از کتاب فرهنگ انسان شناسی تئاتر است. در ابتدای این فصل، باربا انسان شناسی تئاتر را تعریف می کند: مطالعه رفتارهای اجتماعی ـ فرهنگی و نیز فیزیولوژیک انسان در موقعیتی اجرایی. به نظر او، اجراکنندگان سنتها و فرهنگهای مختلف از اصولی مشابه پیروی می کنندــ اصولی که می توان آنها را «مجموعه ای از توصیه های مفید» نامید. از موضوعات اصلی این مقاله رفتار روزمره و غیرروزمره یا، به تعبیری هندی، لوکادارمی و ناتیادارمی و تجلی آنها در کار اجراست. باربا در «تعادل پویا» به انرژی اجراکننده، فعال شدن آن در سطح پیش بیانی، معادلهای مفهوم انرژی در اجراهای شرقی، و نسبت فعال شدن انرژی با تعویض نقطه تعادل بدن (تعادل پویا) می پردازد. در «رقص تقابلها» نیز، کشمکش فنون بدنی روزمره و غیرروزمره و نمود آن در اجرا موضوع بحث است (در رقص بالیایی، تقابل کراس و مانیس). اما رقص تقابلها به واسطه حذف و ساده سازی عمل می کند؛ یعنی کنشها از زمینه خود جدا و بدین ترتیب آشکار می شوند. باربا با پرداختن به ایکبانا یا گل آرایی ژاپنی به نتایجی جالب می رسد؛ اینکه معانی انتزاعی از کار ظریف تحلیل و جابه جایی پدیده ها منتج می گردد و از امر انتزاعی نمی توان به امر انضمامی و عینی رسید. او با مثال ایکبانا نشان می دهد که چگونه نیروهایی که در زمان بالفعل می شوند معادل فضایی می یابند و این امر در اجرا با گسستن از فنون بدنی روزمره تحقق می یابد. بدن مصمم و داستانی در اجرای غربی و شرقی از دیگر مباحث این مقاله است. بحث با تبیین کانونهای انرژی اجراکننده (در تشدید و فعال سازی نیروهای دخیل در تعادل، در تقابلهایی که پویش حرکات را تعیین می کنند، در عملکرد ساده سازی و جانشینی که عناصر بنیادین کنش را برجسته و بدن را از فنون روزمره دور می سازند) و با طرح اهمیت بازی کردن در نقش جنس مخالف و بررسی اصطلاح شاکتی پایان می پذیرد. باربا مکرراً به انواع اجراهای شرقی (نو، کابوکی، کیوگن، اپرای پکن، بویو، رقص مالیایی، رقص هندی) و بعضی اجراهای غربی (مایم، باله) ارجاع می دهد.
نماد شناسی نقش پرنده در قالی های ایران و هند
منبع:
پیکره دوره هفتم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱۴
33 - 51
حوزههای تخصصی:
نقوش به کار رفته درقالی های ایران و هند، سرشار از مفاهیم و معانی نمادینی است که در بستر زمان، از اساطیر، فرهنگ ها و اعتقادات مردمان دو کشور نشأت گرفته است. پرنده چه به صورت نقش مایه عام و چه به شکل خاص، در بسیاری از فرش ها حضور دارد و نمادی از رهایی و آزادی است که انعکاس آن در طرح فرش که اغلب گلزار و بوستانی زیبا را در مقابل دیده مخاطب می نشاند، آیتی الهی و تمثیلی از بهشت است. با نگاهی گذرا به آثار تاریخی، ادبی و هنری درمی یابیم که مفهوم نقش پرنده در زندگی فکری و اجتماعی بشر از نقش و جایگاه مهمی برخوردار بوده است. از آن جا که نقش ها و نگارهای گذشته پیوندی عمیق با اعتقادات اساطیری و نمادهای باستانی بسیار دور دارند. مسئله این پژوهش چیستی مفاهیم نمادین در فرش های ایران وهند است و هدف آن، آگاهی از مفاهیم نمادین پرنده و چگونگی حضور این نقش مایه در فرش های دو کشور است. این که نقوش پرنده موجود در فرش های ایران و هند چگونه اند و مفهوم نمادین آن ها چیست؟ سوالاتی است که در پژوهش حاضر به آن پاسخ گفته می شود. این پژوهش به روش کتابخانه ای انجام شده و نتیجه آن به صورت توصیفی و تحلیلی ارائه شده است. یافته های این مقاله نشان می دهد که نقوش پرنده ای که در فرش های این دو کشور آورده شده برآمده از اساطیر، اعتقادات و مفاهیم گسترده ای است که کمابیش در هر دو کشور به صورت مشترک با اندک تغییراتی رسم شده است و مبیّن هنر و فرهنگ آن هاست.
عکاسی و جامعه شناسی
اصول کلی نورپردازی در پارک های شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت و درک مبانی نظری و عملی عناصر منظر می تواند در ارتقای کیفیت فضای پارک های شهری تأثیر گسترده ای داشته باشد. سیمای شبانه پارک های شهری و عناصر روشنایی نیز بخشی از میاحث طراحی منظر یک پارک می باشد. سیمای شبانه به عنوان جزئی لاینفک در طراحی پارک ها و باغ ها، باید به طور همزمان و با سایر بخش ها طراحی شود. نورپردازی فضاهای مختلف پارک، به صورت مجرد، نیاز به شناخت روش های و فنون مختلف نورپردازی و استفاده صحیح از ویژگی های نور و ارتباط با محیط پیرامونش را دارد. نورپردازی در پارک شهری می بایست در راستای اهداف فوق باشد؛ 1- کمک به خوانایی نقاط عطف، نشانه ها، مسیرهای عبوری و مناطق پر تراکم 2- تسهیلاتی برای حرکت پیاده ها و وسایل نقلیه، ترویج ایمنی بیشتر در محیط 3- کمک به تاکید نقاط عطف پارک و تشویق استفاده کنندگان در شب. در این مقاله با معرفی ویژگی های نور و اثرات آن در محیط، به تکنیک های نورپردازی پرداخته و سپس فضاهای پارک های شهری به صورت مجزا بررسی و قواعد کلی نورپردازی و روشنایی آنها بیان شده است. شناخت این ویژگی ها به معماران و معماران منظر در طراحی سیمای شبانه فضاهای باز عمومی کمک می نماید.
بررسی طرح تاج شاهان در سکه های ایران از دوره هخامنشی تا ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۱۷ تابستان ۱۳۹۱ شماره ۵۰
23 - 32
حوزههای تخصصی:
همواره در تاریخ پادشاهی دنیا شاهی بدون تاج قابل تصور نیست. پادشاهان ایرانی نیز از این قاعده مستثنی نبوده اند. تاج شاهان ایران باستان به عنوان یکی از مظاهر سلطنت و قدرت، در آثار هنری گوناگونی همراه با نقش پادشاه در حالی که وی را از دیگر اشخاص متمایز می سازد، نمایان شده است. یکی از آثار هنری مهم که نقش شاهان ایران همراه با نماد قدرتشان یعنی تاج، برروی آنها توسط هنرمندان خوش ذوق و قریحه ی ایرانی حک شده است، سکه ها می باشند. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی_تاریخی است که از طریق گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و اسنادی و نیز مشاهده سکه ها در برخی موزه ها انجام پذیرفته است؛ ضمن اینکه مطالعه سیر تحول طرح تاج شاهان دست یابی به تفاوت ها و تشابهات تاج ها را امکان پذیر می نماید. در این جستار تلاش نگارندگان بر این است که، سیر تحول تاج شاهان نقش شده بر روی سکه های سه امپراتوری بزرگ ایران باستان(هخامنشی، اشکانی و ساسانی) را مطالعه نمایند. هدف از بررسی تاج شاهان در ادوار تاریخی ایران باستان شناخت، بازشناسی، تشخیص و تفکیک آنان از یکدیگر از طریق مطالعه سکه ها می باشد؛ چرا که هر پادشاهی تاج مخصوص به خود را داشته و بعضاً علاوه بر طرح تاج نقوش، جنس و نمادهای مورد استفاده متفاوت بوده است.
منظر محیط، توجه به محیط زیست در شهر؛ نقش کشاورزی در شکل گیری منظر شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با گسترش شهرها و افزایش ساخت وساز ها به تدریج زمین های کشاورزی حومه در این ساختارهای جدید حل و تبدیل به شهرک های صنعتی و مسکونی شد. سپس در لا به لای این ساختار شهری، ساختار سبزی افزوده شد که تأمین کننده نیازهای روحی انسان شهری به طبیعت بود؛ شش های شهری که تنها کاربری تفرجی داشتند و اغلب بخش های وسیعی از فضای درون شهری را به خود اختصاص داده بودند. افزایش هزینه ها و بحران های اقتصادی که منجر به شکل گیری ایده ایجاد کاربری های اقتصادی با طراحی های چندعملکردی شد، طراحی مناظر باز شهری را نیز تحت تأثیر قرار داد و منجر به بازنگری شبکه سبز در ساختار شهرهای امروز شد. نتیجه این بازنگری به مناظر کشاورزی شهری انجامید.
فضای سبز مثمر شهر این قابلیت را دارد تا به منظور تأمین بخشی از نیازهای خوراکی شهرنشینان وارد حیطه عمل شود. با این رویکرد منابع آب و خاک و انرژی مصرف شده در فضای سبز شهری مورد بهره برداری مستقیم شهرنشینان قرار می گیرد و فضای سبز صرفاً مصرف کننده به فضای سبز تولید کننده تبدیل می شود. با تداوم کشاورزی شهری، فضای سبز شهر با مسایل اجتماعی، اقتصادی و محیطی ارتباط متفاوتی پیدا می کند و شهر پذیرای سبکی از زندگی خواهد شد که موجب کاهش هدررفت انرژی می شود. کشاورزی شهری در هر کشوری می تواند به عنوان یک سیاست و راهکار برای طراحی فضاهای سبز شهری مطرح شود و چهره و کالبد طبیعت گرایی را برای شهر به ارمغان آورد.
در حال حاضر تولید و پرورش محصول در شهر در دو بعد یعنی حفظ کشاورزی و باغات موجود در قالب عملکردهای جدید و ایجاد فضاهای مثمرجدید قابل بررسی است. لازمه تحقق کشاورزی شهری غلبه بر موانع و مشکلات از جمله تغییر در دیدگاه شهروندان و مسئولان به کاربری های فضای سبز در شهر است. با رواج کشاورزی در فضای سبز، شهر بر مبنای راهکاری خلاقانه از مشارکت مردم، فرصت های اشتغال و استفاده از تجارب، بستر تولید محصولات مورد نیاز شهروندان خواهد بود.
جستاری بر مفاهیم و روش های برآورد کمی ظرفیت برد و ارائه یک نمونه کاربردی بر پایه تجربه برنامه ریزی راهبردی توسعه گردشگری دره عباس آباد - گنجنامه همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برآورد ظرفیت برد، در طول حدود سه دهه گذشته، همراه با سایر روش های ارزیابی سرزمین، به عنوان شیوه ای مؤثر جهت سنجش مقادیر استفاده از سرزمین، مورد توجّه جامعه علمی و مدیران اجرایی بوده است. این مفهوم که مبنا و پایه اصلی آن، شناخت حدود قابل قبول تغییرات در شاخص های معرّف کیفیت محیط زیست می باشد، به ویژه در برنامه ریزی شهری، منطقه ای، توریسم و پارکداری کاربرد گسترده ای یافته است. تعدّد فنون به کار رفته برای برآورد کمّی ظرفیت برد، نبود یک تعریف فراگیر برای این مفهوم و ماهیّت متغیر آن از دلایلی است که صاحبنظران در انتقاد به اثر بخشی اجرایی آن در برنامه ریزی توسعه مطرح کرده اند. بر این اساس شناخت علمی و کاربردی این مفهوم و ایجاد اتفاق نظر مابین ارزیابان، تصمیم گیرندگان و مدیران اجرایی برنامه های توسعه از جمله الزامات کاربرد این روش است.در مقاله حاضر، ابتدا مفاهیم، مؤلفه ها و چارچوب روش شناختی برآورد کمّی ظرفیت برد سرزمین طی یک بررسی سیستماتیک، معرفی و مورد تحلیل قرار گرفته و در ادامه، نمونه ای از کاربرد روش برآورد کمّی ظرفیت برد در برنامه ریزی توسعه گردشگری با اقتباس از نتایج طرح مطالعات راهبردی توسعه گردشگری دره عباس آباد-گنجنامه همدان ارائه گردیده است.
بازنمایی چالش های روشنفکر طبقه متوسط شهری در سینمای پایان دهه 1360 ایران با تمرکز بر نشانه شناسی فیلم هامون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فیلم ها در هر دوره تاریخی تا حدود زیادی تحت تاثیر شرایط اجتماعی حاکم، به بازنمایی ایدئولوژی طبقه مسلط پرداخته و هریک به نحوی به استیضاح مخاطبان و برساخت سوژه میپردازند. فیلم هامون که در پایان دهه 1360 شمسی ساخته شد و با استقبال بسیاری نیز مواجه گردید، از جمله این فیلم هاست که متاثر از بافت تاریخی و اجتماعیِ عصری که در آن قرار گرفته با بازنمایی چالش های روشنفکر طبقه متوسط شهری با مناسبات حاکم بر خود زندگی در جهت استیضاح مخاطبان موفق عمل کرده است. در این مقاله هدف اصلی واکاوی رمزگان فیلم هامون، در جهت فهم چگونگی بازنمایی چالش های روشنفکر طبقه متوسط شهری در سینمای پایان دهه 1360 ایران است. در این راه، به نشانه شناسی دو سکانس ابتدایی و انتهایی این فیلم پرداخته ایم و رمزگان این سکانس ها را در جهت پاسخ به این سؤال کلیدی که چرا شخصیت اول فیلم که نمونه روشنفکر طبقه متوسط شهری است، در انتهای حیات پرچالش اش به این نتیجه میرسد که باید خود را نابود کند، به کار گرفته ایم. با استفاده از مفاهیم ایدئولوژی از لویی آلتوسر، دلالت های ثانویه اسطوره زمان حاضر از رولن بارت و روشنفکر از آنتونیو گرامشی و چارچوب روش شناختی متاثر از نشانه شناسی جان فیسک به این نتیجه می رسیم که روشنفکر طبقه متوسط شهری در مواجهه با طبقه بالا به سوژه بودن خود پیبرده است و حاضر به توضیح وضع موجود نیست، بنابراین درصدد بر میآید با خودکشی، خود را از مناسبات حاکم بر حیات اجتماعی برهاند.