ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۳۰٬۲۶۶ مورد.
۲۰۱.

خوانش نگرش های تخصصی در ارزیابی اقدامات حفاظتی؛ شناسایی مؤلفه های کلیدی مؤثر با استفاده از روش تحلیلِ ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اقدام حفاطتی مؤلفه های ارزیابی متغیرهای کلیدی روش تحلیل ساختاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۸
از زمان شکل گیری معماری، حفظ و نگهداری بناهای ارزشمند به عنوان یک اصل موردتوجه بوده است. امروزه نیز با گسترش مفهوم میراث، حفاظت یک فرآیند پیچیده و مداوم تلقی می شود که ممکن است متخصصان زیادی را در زمینه های مختلف درگیر کند. آنچه در رابطه با فرآیند حفاظت اهمیت دارد این است که تمام متخصصان باید برای یک هدف مشترک که در نهایت منجر به حفظ ارزش های اثر، پایداری بنا در طولانی مدت و اطمینان از بقای آن در آینده خواهد شد، فعالیت داشته باشند. در این راستا توجه به نگرش ها و نحوه مواجهه کارشناسان حفاظت از میراث، به عنوان عاملی تأثیرگذار در کیفیت اقدامات حفاظتی مطرح می شود. خوانش نگرش های تخصصی، ارزیابی وضع موجود و شناسایی مؤلفه های کلیدی مؤثر بر حفاظت از دیدگاه متخصصان و صاحب نظران با نگاهی آسیب شناسانه، موضوعاتی است که در این راستا قابل توجه و اهمیت هستند. در این مطالعه دستیابی به این مؤلفه های کلیدی مؤثر بر ارزیابی اقدامات حفاظتی و رابطه این مؤلفه ها با یکدیگر هدف پژوهش را شکل داده است. ماهیت این مطالعه کمی-کیفی است و از روش تحلیل آینده پژوهانه برای آن بهره گرفته شده است. مؤلفه های مؤثر در ارزیابی اقدامات حفاظتی با بررسی دیدگاه های نظریه پردازان، منشورها و اسناد بین المللی قرن اخیر و از طریق مطالعات کتابخانه ای و تحلیل محتوای کیفی فراهم شده است. پس از تدقیق این مؤلفه ها، در بخش تحلیل ساختاری نظرات گروهی از صاحب نظران و متخصصان حوزه حفاظت در ایران، با ابزار پرسشنامه جمع آوری شده است. علاوه بر شناسایی و تحلیل روابط بین مؤلفه های مؤثر، با استفاده از نرم افزار میک مک (MicMac) این ها بعنوان متغییر سطح بندی شده اند. پس از تفسیر و تحلیل نتایج به دست آمده، 6 متغیر کلیدی به عنوان عوامل مؤثر در ارزیابی اقدامات حفاظتی از دید متخصصان مورد شناسایی قرار گرفته است. رابطه بین متغیر های تأثیرگذار استخراج شده، حاکی از آن است که نگرش کلی حفاظت در جریان جامعه متخصصان، شرایط ناپایداری را دنبال می کند.
۲۰۲.

تحلیل انتقادی گفتمان چند وجهی در نقاشی معاصر ایران (نمونه مورد مطالعه: مجموعه «دگردیسی» اثر محمود سبزی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحلیل انتقادی گفتمان گفتمان چند وجهی نورمن فرکلاف نقاشی معاصر ایران محمود سبزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۹۶
تحلیل معاصر هنری به جای تمرکز بر اثر به عنوان یک شئ منحصر به فرد، به سمت تفسیر و تبین فضاهای تولید، ارائه و دریافت آثار سوق پیدا کرده است؛ به این ترتیب نمایان ساختن فرآیند بر تحلیل صرف آثار غلبه یافته است. درنظر گرفتن وجه زبانی به کار رفته در خلق و ارائه اثر در خوانش آن، می تواند بخشی از این پروسه را آشکار سازد. لایه های زبانی در دوره های مختلف تاریخ هنر و به علت های گوناگون با لایه های تصویری هم نشین شده اند؛ اما امروزه این آمیختگی ها نظم گفتمانی متفاوتی نسبت به گذشته را سامان بخشیده و ساختار بندی تازه ای را شکل می دهد. مطالعه ارتباط گفتمان های دو وجهی زبانی و تصویری با یکدیگر و با بافت اجتماعی و فرهنگیشان، چگونگی صورت بندی آن را نشان خواهد داد. مقاله با هدف واکاوی ارتباط میان زبان نوشتاری در نقاشی معاصر ایران و عمل اجتماعی به این سوال پاسخ می دهد که: پیوند میان کاربرد زبان و پرکتیس اجتماعی در چه عواملی نهفته است؟ استفاده از وجه زبانی در هنر معاصر ایران طیف گستره ای از ابزاری مفهومی تا ابژه ای به مثابه نشانه فرهنگی را شامل می شود. با توصیف ظاهر وجه ها در نمونه مورد مطالعه از منظر تحلیل انتقادی این نوع از گفتمان، جان مایه آثار تقابل شرق/غرب تفسیر شده و عناصر ایدئولوژیک دانش زمینه ای به کار رفته در خلق و ارائه آثار، پیش فرض های هویتی داده شده تبیین شد. و تأثیرات این نوع از گفتمان آمیخته بیش از آنکه خلاقانه روابط از پیش موجود را دگرگون سازد، به حفظ، تکثیر و همگن سازی منجر شده است.
۲۰۳.

ارزیابی کیفیت منظر صوتی کرانه های ساحلی، پژوهش موردی: محله سورو در شهر بندرعباس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: منظر صوتی کیفیت نوار ساحلی سورو بندرعباس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۸
هدف پژوهش حاضر ارزیابی کیفیت منظر صوتی کرانه های ساحلی با تکیه بر جذب و ماندگاری مخاطبان در نوار ساحلی محله سورو در غرب شهر بندرعباس است. روش پژوهش براساس ماهیت داده ها کیفی- کمی و رویکرد آن توصیفی- تحلیلی می باشد. از تکنیک های کیفی صداپرسه و پرسشنامه و تکنیک کمی نقشه صوتی، برای ارزیابی و تحلیل کیفیت منظر صوتی محدوده مورد نظر استفاده شده است. در تکنیک صداپرسه، منابع صوتی بیوفونی، آنتروفونی و ژئوفونی شناسایی گردید؛ برای گردآوری داده های پرسشنامه، از 50 نفر از شهروندان و گردشگران نمونه گیری تصادفی صورت پذیرفت که پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ با ضریب 964/0 تأیید شد، سپس داده های حاصل در نرم افزار Spss تحلیل گردید. ارزیابی کمی محدوده نیز با استفاده از دستگاه Meter db در 30 نقطه مشخص شده صورت پذیرفت که نقاط مورد نظر به Arc Gis منتقل شد و نقشه صوتی تولید گردید. نوآوری پژوهش، ارزیابی منظر صوتی کرانه های ساحلی به منظور جذب و ماندگاری مخاطبان در این ناحیه است. نتایج حاصل از پژوهش، گویای کیفیت نامطلوب منظر صوتی در گستره مورد نظر است. اما توجه به قابلیت های بالقوه کرانه و مدیریت مناسب آن می تواند، با ایجاد فضای شنیداری طبیعی و بومی، محیطی سرزنده و پویا برای جذب و ماندگاری مخاطبان پدید آورد.
۲۰۴.

روشی نوین و تعمیم پذیر در آموزش ترسیم «ده کُند»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: گره ده کُند پنج ضلعی محاطی روش ترسیم گره تعمیم پذیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۰
«دَ ه کُند» یا «ﮐُﻨﺪ دوﭘﻨﺞ»، مهم ترین گره در بین گره های ایرانی اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻈﺮ به قدر و اهمیتی ﮐﻪ دارد، «اُ ّم اﻟﮕﺮه» (گره مادر) نامیده ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺗﺎ ﺑﻪ اﻣﺮوز، روش های مختلفی ﺑﺮای ترسیم این ﮔﺮه، ﺑﯿﺎنﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮﮐﺪام ﺑﻪ نحوی، اﻣﮑﺎن رﺳﻢ «واﮔﯿﺮه» یا زمینه کامل تری از آن را ﻓﺮاﻫﻢ می آورد. این در حالی اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎم روش های ذﮐﺮﺷﺪه، ﻋﻤﻼً ﺑﻪ نسخه ای از رﺳﻢ متوالی ﺧﻄﻮطِ دستوری ﺑﺪل شده اند ﮐﻪ ﺑﺪون آنﮐﻪ دلیل و مبنایشان روﺷﻦ ﺷﻮد، ﺑﻪ شکلی کورکورانه تقلید و ﺗﮑﺮار ﺷﺪه اﺳﺖ. اتفاقی ﮐﻪ به طو اﺧﺺ، در ﺑﺎب آﻣﻮزش روش های ترسیم، مسئله ساز و ﭼﺎﻟﺶبرانگیز ﺷﺪه اﺳﺖ و اﻏﻠﺐ، ﺑﻌﺪ از کوتاه مدتی، از ذﻫﻦ و یاد ﻣﺨﺎﻃﺐ می رود. این ﻣﻘﺎﻟﻪ در پی آن اﺳﺖ ﺗﺎ به جای ﺧﻄﻮط و ﻓﻮاﺻﻞ رمزگونه، ﺑﺎ خوانشی هندسی از محتوای واگیره، ﻣﻨﺎﺳﺒﺎت و ﻣﻨﻄﻖ هندسی آن را در روندی ﺧﻮاﻧﺎﺗﺮ و آﻣﻮزش پذیرتر از ترسیمات، اﺳﺘﺨﺮاج و ﺑﯿﺎن ﮐﻨﺪ. این ﻣﻬﻢ، ﺑﺎ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺑﺮ ﺷﮑﻞ پنج ضلعی آﻟﺖ «ﭘﻨﺞ ﮐُﻨﺪ» ﮐﻪ در این ﭘﮋوﻫﺶ ﺑﺮای اولین ﺑﺎر «ﻣﻨﺘﻈﻢ ﺑﻮدن» آن در این ﮔﺮه اﺛﺒﺎت ﺷﺪه اﺳﺖ، ﻫﺪف اصلی مقاله را ﺑﺎ یافتن روشی جدید از رﺳﻢ ﮔﺮه، ﻣﺤﻘﻖ می سازد. ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺎ وﺟﻮد آنﮐﻪ روندی از یک تحقیق کیفی را در محتوای کلی ﺧﻮد، یعنی یافتن و ارائه راه حلی جدید از ترسیم گره ده کُند، ﺑﺎﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﮑﺘﻮب دﻧﺒﺎل می کند، درعینﺣﺎل، نتایج ﺣﺎﺻﻞ از یک آزﻣﻮن تجربی، بین دو ﮔﺮوه از داﻧﺸﺠﻮیان را نیز در بیان کارایی آﻣﻮزشی روش پیشنهادی ﺧﻮد در قیاس ﺑﺎ روش ﻣﻌﻤﻮل، ارائه ﮐﺮده اﺳﺖ. درنهایت، ﻣﺎﺣﺼﻞ این تحقیق، شیوه های جدید از آﻣﻮزش ترسیم ﮔﺮه ده ﮐُﻨﺪ (ﮐُﻨﺪ دوﭘﻨﺞ) را تبیین می کند ﮐﻪ ﺑﻪ اﺳﺘﻨﺎد آﻧﭽﻪ ﮐﻪ در ﻣﺘﻦ پیش رو آﻣﺪه اﺳﺖ، ﻋﻼوه ﺑﺮ قابلیت فراگیری ﺑﻬﺘﺮ، وجوهی از «تعمیم پذیری» را نیز در ﻗﺒﺎل آﻣﻮزش ترسیم گره های دیگر آﺷﮑﺎر می سازد.
۲۰۵.

بهره گیری از دودکش خورشیدی و سقف گالی پوش جهت افزایش راندمان تهویۀ طبیعی (مطالعۀ موردی: ساختمان مسکونی در شهر بابل)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آسایش حرارتی تهویه طبیعی اقلیم معتدل و مرطوب دودکش خورشیدی سقف گالی پوش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۶
بیان مسئله: با پیشرفت فناوری، به استفاده از انرژی های تجدیدپذیر در طراحی ساختمان ها، به ویژه در اقلیم های معتدل و مرطوب، کمتر توجه شده است. انرژی باد می تواند با بهینه سازی مصرف انرژی، کاهش رطوبت و بهبود آسایش حرارتی، نیاز به تأسیسات مکانیکی و سوخت های فسیلی را کاهش دهد. راهکارهایی مانند دودکش خورشیدی و سقف گالی پوش نیز می توانند تهویه طبیعی را بهبود بخشد و کارایی انرژی در ساختمان ها را افزایش دهند.هدف پژوهش: هدف این پژوهش بررسی تأثیر دودکش خورشیدی به عنوان راهکاری نوین و سقف گالی پوش به عنوان راهکاری بومی بر میزان تعادل حرارتی ازطریق افزایش راندمان تهویه طبیعی در ساختمان های اقلیم معتدل و مرطوب بابل است. روش پژوهش: روش پژوهش شامل مطالعات اسنادی- نظری، مطالعات میدانی و شبیه سازی کاربردی است. در بخش کاربردی بهره وری دودکش خورشیدی و سقف گالی پوش با استفاده از نرم افزار دیزاین بیلدر در دو بخش شبیه سازی انرژی و دینامیک سیالات محاسباتی تحلیل می شود.نتیجه گیری: استفاده هم زمان از تهویه دودکش خورشیدی با برنامه زمان بندی از ساعت هشت شب تا هشت صبح و سقف گالی پوش با عملکرد 24 ساعته در ساختمان، طی شش ماه بهار و تابستان، به طور قابل توجهی بر شرایط حرارتی ساختمان تأثیر می گذارد. این ترکیب در مقایسه با ساختمان مجهزبه سقف سفال پوش و بدون دودکش خورشیدی در همین بازه زمانی، به طور میانگین موجب کاهش 4/438 کیلووات ساعت از کل حرارت فضای داخلی ساختمان ازطریق تهویه طبیعی می شود، نرخ تعویض هوا را به میزان 9/9بار در ساعت افزایش می دهد و جذب حرارت را تا 3613 کیلووات ساعت کاهش می دهد.
۲۰۶.

اینستاگرام و هویت ازدست رفته: مطالعه ای بر نمای بناهای مسکونی تهران (مطالعه موردی: محلات هروی، اقدسیه و فرجام غربی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اینستاگرام معماری ایرانی ترویج میراث فرهنگی استراتژی رسانه های اجتماعی چالش های الگوریتمی نماهای مسکونی کلانشهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۹۱
بیان مسئله: نماهای ساختمان های مسکونی در تهران به عنوان یکی از شاخص ترین عناصر هویت شهری، در سال های اخیر تحت تأثیر دو نیروی متضاد جهانی شدن و نفوذ گستردهه پلتفرم های دیجیتال مانند اینستاگرام قرار گرفته اند. این دو نیرو، در کنار هم، دگرگونی های عمیقی را در چهره شهر ایجاد کرده اند.هدف پژوهش: بررسی نقش اینستاگرام در ترویج میراث معماری ایرانی و افزایش آگاهی عمومی در خصوص طراحی های نمای بناهای مسکونی در کلانشهر تهران با تأکید بر کاهش پراکندگی بصری و جلوگیری از فرسایش فرهنگی، انجام شده است. روش پژوهش: به منظور دستیابی به این هدف، از رویکردی کیفی استفاده شده است. در مطالعه فرعی نخست شش نمای مسکونی در محلات هروی، اقدسیه و فرجام غربی کلانشهر تهران از طریق مشاهدات تصویربرداری و مصاحبه های تخصصی با پنج کارشناس بررسی نقادانه شدند. سپس با انجام یک مرور سیستماتیک روی 21 مقاله علمی معتبر، ضمن بررسی مطالعات بین المللی در زمینه تأثیر رسانه های اجتماعی بر معماری، به تحلیل چالش های حفظ هویت فرهنگی و استراتژی های ترویج میراث معماری در مقیاس کلان پرداخته شد. در ادامه، به منظور بومی سازی یافته های پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته ای با هشت نفر از خبرگان حوزه های معماری، علوم رسانه و جامعه شناسی انجام شد. نتیجه گیری: یافته های زیرمطالعه نخست نشان داد که نمای بناهای مسکونی در محلات مورد مطالعهُ تنوع بسیار زیادی از نظر سبک و رویکرد طراحی دارند. این پراکندگی شدید، نشان دهنده وجود اولویت های زیبایی شناختی متضادی است که از یک سو، طراحی های بصری خیره کننده و تحت تأثیر الگوریتم های دیجیتال را به نمایش می گذارند و ازسوی دیگر، به زیبایی شناسی جهانی شده ای گرایش دارند که اغلب فاقد ریشه در فرهنگ و تاریخ محلی است. نادیده گرفتن اصول طراحی سازگار با اقلیم، این تضاد را تشدید و شکاف عمیقی میان طراحی معاصر نماها و میراث غنی معماری تهران ایجاد کرده است. همچنین، نتایج زیرمطالعه دوم نشان داد که اینستاگرام، به عنوان یک پلتفرم اجتماعی پرطرفدار در ایران، تأثیر قابل توجهی بر شکل گیری نماهای معماری در تهران دارد. از یک سو، الگوریتم های این پلتفرم اغلب به همگن سازی بصری و رواج سبک های طراحی یکنواخت کمک می کنند. ازسوی دیگر، اینستاگرام پتانسیل بالایی برای ترویج شیوه های معماری پایدار و همسو با فرهنگ و محیط زیست دارد.
۲۰۷.

تحلیل مضامین نقاشی های دیواری مهدی قدیانلو با رویکرد (بازتاب و شکل دهی) مطالعۀ موردی: نقاشی های دیواری اجلاس داووس، میدان دیووی بوستون، شوردیج لندن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نقاشی دیواری مهدی قدیانلو اجلاس داووس دیووی بوستون شوریج لندن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۸
بیان مسئله: این پژوهش به بررسی نقاشی های دیواری مهدی قدیانلو در فضاهای عمومی نظیر اجلاس داووس، میدان دیووی بوستون و منطقه شوردیج لندن می پردازد. آثار وی با پرداختن به مسائل جامعه معاصر و دغدغه های جهانی، از عناصر نمادینی همچون: کودکان، بادکنک ها و روزنه های نور بهره می برد که با بیانی فراواقع گرایانه، مخاطب را به تأمل وادار می کند. سؤالات اصلی پژوهش عبارت اند از: مضامین نقاشی های دیواری قدیانلو از کدام معضلات اجتماعی تأثیر می پذیرند؟ انگیزه هنرمند از به کارگیری عناصر نمادین و استفاده از سبک فراواقع گرایی چیست؟هدف پژوهش: اهمیت ارتباط هنرمند با جامعه و تأثیرپذیری او از زندگی اجتماعی و تلاش برای تأثیرگذاری با هدف بهبود زیست شهری در آثار این هنرمند از اهداف این پژوهش است.روش پژوهش: پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، پیمایشی و میدانی انجام شده است. ابزار گردآوری اطلاعات نیز شامل فیش برداری و مصاحبه است.نتیجه گیری: آثار مهدی قدیانلو براساس دو رویکرد «بازتاب» و «شکل دهی»، هم بازتاب دهنده بحرآنها و آسیب های اجتماعی و هم الهام بخش امید و تغییر هستند. او با استفاده از نمادهای بصری مانند کودک، کلاغ، بادکنک و آسمان، تصویری چندلایه از واقعیت و آرمان ارائه می دهد و به عنوان هنرمندی آگاه برای ایجاد نگرش تازه نسبت به اکنون و آینده جامعه از هنر با زبان نقاشی دیواری بهره می گیرد.
۲۰۸.

طرح محرابی کنگره دار؛ شناسه ای هویتی در شکل یابی هنر عصر زندیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: طرح محرابی شناسه هویتی شیراز عصر زندیه هنرهای تصویری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۷۱
 هر یک از پادشاهان در ادوار حکومتی خود کوشیده اند فرهنگ تصویری را متأثر از مبانی فکری و عقیدتی خود شکل دهند. در برخی دوره ها، تغییرات واضح و مستقیم اتفاق افتاده و در برخی دیگر، ضمنی و تدریجی بوده اند. عصر زندیه نیز دارای مشخصه های هنری خاصی است؛ یکی از این ویژگی ها، نوع خاصی از طرح محرابی است. این طرح، برگرفته از طرح محراب و نقش بسته بر آثار هنری، به عنوان شناسه ای در تولیدات دستی بدون تاریخ عصر زندیه به شمار می رود. منظور از این طرح، محرابی با کنگره های تزئینی است که در دوره زندیه به عنوان قابی نوآورانه ظهور یافت. این طرح ترکیبی منحصربه فرد دارد و در بخش تاج، از دو قوس هلالی و تیزه دار الهام گرفته است. اگرچه طرح های ملهم از طاق و طاق نما در هنر اسلامی به وفور دیده می شود؛ اما نگرش پژوهش حاضر بر این نظر است که طرح «محرابی» موردنظر در این مقاله، ویژگی های دیداری هنر زندیه را متمایز می کند. به بیانی دیگر، این گمان وجود دارد که طرح «محرابی» به مثابه یکی از شناسه های دیداری- هویتی هنر زندیه به شمار می آید. هدف نوشتار پیش رو، نخست معرفی، طبقه بندی و مطالعه شکل «محرابی» در آثار هنری دوره زندیه به منظور تعریف یکی از عناصر بصری و نشانه های فرهنگ تصویری این دوره بوده و دوم، تبیین جایگاه این طرح به منزله شناسه هویتی در شکل یابی هنر زندیه است. سؤال های این پژوهش عبارت اند از: 1. کار ویژه «قاب زندیه» به مانند شناسه هویتی در آثار نیمه دوم سده دوازدهم و نیمه نخست سده سیزدهم هجری چگونه قابل تبیین است؟ 2. بیان نشان هویتی «طرح زندیه» از ورای نوآوری در طرح محرابی به چه نحو، تأویل می شود؟ این پژوهش ازنظر ماهیت کیفی، ازنظر هدف و روش، توصیفی تحلیلی بوده و اطلاعات آن به صورت نوشتاری از منابع کتابخانه ای و تصویری از فضای مجازی و آرشیو شخصی که توسط نگارنده تصویربرداری شده، گردآوری شده است. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد و بدین ترتیب آثار دربردارنده طرح «محرابی» موضوع تحقیق را شکل دادند. تلاش شده است نمونه هایی از هنرهای تصویری عصر زندیه مانند کاشی کاری ابنیه، سنگ قبور، قالی، نگاره ها و آثار چوبی مطالعه و تحلیل شوند. نتیجه آن که کاشی کاری بناها، سنگ قبور، تزیینات خانه، قالی و قطعه ای پارچه مزین به طرح قاب زندیه بوده و این طرح، شناسه ای دیداری و هویتی از عصر زندیه به شمار می رود. نشان موردمطالعه در این مقاله به منزله برگی از شناسنامه در شکل گیری هنر زندیه ایفای نقش می کند.
۲۰۹.

تحلیل بُعد فردی کنش مخاطب معاصر در میدان هنر نگارگری سنتی و نوین ایران بر مبنای نظریه سرمایه فرهنگی بوردیو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بوردیو سرمایه فرهنگی نهادینه کنش مخاطب معاصر نگارگری سنتی و نوین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۳
بی تردید عوامل متعددی در نحوه تعامل مخاطب معاصر با هنر نگارگری ایران مؤثرند، اما در این میان، عوامل فرهنگی به عنوان یکی از ابعاد مهم اجتماعی نقش پررنگ تری ایفا می کنند. به عقیده بوردیو، درک آثار کلاسیک تاریخی به اکتساب مهارت های ادراکی شناخت بستگی دارد که آن نیز به بهره مندی از سرمایه فرهنگی وابسته است. بااین حال، تاکنون مطالعات اندکی در تحلیل میدان های مختلف، به ویژه میدان هنر انجام شده است؛ درحالی که یافته های چنین مطالعاتی می تواند در حوزه های فرهنگی، هنری و اجتماعی جامعه و نیز در فرایند سیاست گذاری های مرتبط، نقشی راهبردی و مرجع ایفا کند. بر همین اساس، پژوهش حاضر باهدف تحلیل سرمایه فرهنگی نهادینه و بررسی رابطه آن با کنش مخاطب معاصر در میدان هنر نگارگری ایران، می کوشد به این سؤال پاسخ دهد که چگونه می توان بر مبنای نظریه سرمایه فرهنگی نهادینه بوردیو، بُعد فردی کنش مخاطب معاصر در میدان هنر نگارگری سنتی و نوین ایران را تحلیل کرد؟ این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و در بخش کیفی، اطلاعات از طریق مطالعه کتابخانه ای- اسنادی گردآوری شده است. در بخش کمی نیز داده ها به صورت میدانی و از طریق پیمایش الکترونیکی جمع آوری شده اند. تجزیه وتحلیل بخش کیفی بر پایه نظریه سرمایه فرهنگی نهادینه بوردیو انجام گرفته و در بخش میدانی داده های آماری به وسیله پرسشنامه برخط طراحی شده توسط نگارندگان گرد آوری و سپس تجزیه تحلیل داده ها و تحلیل همبستگی با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ و در سطح معناداری کمتر از 05.0 انجام شده اند. به طورکلی، بر اساس بررسی های کیفی و کمی یافته های پژوهش می توان گفت بُعد فردی کنش مخاطب معاصر در میدان هنر نگارگری ایرانی - چه در نحوه گزینش آثار و چه در شیوه تعامل با آن ها - با شاخص های نظریه سرمایه فرهنگی نهادینه بوردیو همخوانی دارد. بر این اساس، می توان افزایش سطح آگاهی و اطلاعات هنری جامعه را مهم ترین عامل مؤثر بر این نوع کنش دانست.
۲۱۰.

خوانش رویکرد مفهومی در آفرینش طرح مایه مبتنی بر نظریه معاصر استعاره (تجربه طراحی مرکز پژوهش های آب یزد در کارگاه طراحی معماری 2 کارشناسی ارشد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرایند طراحی معماری طرح مایه نظریه معاصر استعاره استعاره های مفهومی مفهوم زایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۸۴
گستردگی دامنه طراحی معماری به عنوان یک مهارت بین رشته ای، تعامل آن با علوم شناختی و فلسفه را به همراه داشته است. از این رو هم زمان با پیشرفت در این حوزه ها، دانش طراحی نیز متأثر می شود و ضرورت انطباق تخصصی ترین بخش آن یعنی فرایند طراحی معماری با نظریات جدید و تبیین چگونگی تأثیرپذیری از آن ها در مرحله ایده پردازی مطرح می گردد. این پژوهش ابتدا در پی ساختن چهارچوبی نظری است تا بر پایه نظریه معاصر استعاره، رویکردی نوین را در ایده پردازی و آفرینش طرح مایه معماری، آشکار و سپس بر همین اساس یک روش طراحی را پیشنهاد و آزمون نماید. مطابق این نظریه استعاره به مثابه یک مهارت شناختی در حوزه اندیشه، ضمن پررنگ نمودن ارتباط بین ساختار ذهنی طراح و فرایند حل مسئله طراحی، می تواند پلی را بین مفاهیم ذهنی از حوزه ای به حوزه مفهومی دیگر برقرار و از این طریق فرایند ایده پردازی و آفرینش طرح مایه را تسهیل کند. درواقع هدف پژوهش این است که مفاهیم معمارانه و مفاهیم استعاره ای را در فرایند تفکر خلاقانه، به هم پیوند زند تا به مدد پتانسیل مفهوم زایی استعاره ها به شفاف سازی ساختارمبهم مسئله طراحی و یافتن تعبیری جدید از آن در جهت ارائه راه حل های بدیع نائل گردد. یافته ها نشان می دهد که دست آورد این هم پیوندی، به عنوان یک راهبرد قدرتمند در پیش بُرد فرایند طراحی معماری، تقویت تفکر خلاق و تسهیل دست یابی به مؤلفه های مؤثر بر آفرینش طرح مایه به ایفای نقش می پردازد. شرح یک تجربه کارگاهی که بر مبنای این روش پیشنهادی انجام شده است و بررسی نتایج آن به روش تحلیل محتوای کیفی که گواه سودمندی فرضیه فوق است، افزایش توان مفهوم پردازی را تأیید می نماید. همچنین ارتباط معنادار بین تلاش طراح در انتظام بخشیدن به مسئله طراحی و کاربست استعاره های مفهومی با کمک به شکل گیری مفاهیم پایه و مفاهیم حمایتی در آفرینش طرح مایه مؤثر بوده و با تسهیل دست یابی به راه حل های باکیفیت، پیامدهایی مطلوب و سودمند برای آموزش این رویکرد در کارگاه طراحی معماری با خود به همراه دارد.
۲۱۱.

مطالعۀ تکوین میدان تولید نقاشی در ایران با تکیه بر آثار جلیل ضیاء پور و بهمن محصص(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نقاشی نوگرای ایران میدان تولید نقاشی پیر بوردیو جلیل ضیاء پور بهمن محصص

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۱
مطالعه حاضر ضمن بررسی سیر تکوین میدان تولید نقاشی در ایران معاصر به مقایسه آثار جلیل ضیاء پور و بهمن محصص، از هنرمندان دو نسل پیاپی از جریان نقاشی نوگرای ایران، می پردازد. هدف اصلی این مطالعه عبارتست از توضیح سیر تکوینی نگاه زیباشناسانه ناب در میدان تولید نقاشی ایران در دوره پهلوی دوم. این هدف از خلال بررسی موقعیت و هابیتوس این دو هنرمند برجسته جریان نقاشی نوگرا و از طریق ترسیم هومولوژی جایگاه های آنها در میدان تولید نقاشی ایران دنبال شده است. روش این پژوهش ساختارگرایی تکوینی پیر بوردیو است که در آن بر رابطه گرایی و عنصر تاریخیت تأکید می شود. در این رویکرد نه نقش اراده هنرمندان به ساختارهای اجتماعی فرو کاسته می شود و نه در قیاس با ساختار اجتماعی از عاملیت هنرمندان صرف نظر می شود. این پژوهشِ توصیفی   تحلیلی از منظر هدف در زمره پژوهش های بنیادی قرار می گیرد. تجزیه وتحلیل آثار هنرمندان در این پژوهش به صورت کیفی و گردآوری اطلاعات بر مبنای مطالعات اسنادی و جست وجوی آرشیوهای گوناگون انجام شده است. مطالعه حاضر نشان می دهد که ضیاء پور با انتخاب کوبیسم به عنوان الگوی اصلی مواجهه نقاشانه خود نوعی فاصله گذاری با سنت های رایج نقاشی و تصویرگری مسلط روزگار خود برقرار می کند. همین فراروی از رویه رایج و مسلط آن روزگار است که برای ضیاء پور عرصه جدید تجربه ورزی فراهم می آورد. اما این محصص است که نگاه مدرنیستی را تا سر حد نهایی پیش برده و به هنرمندی آوانگارد بدل می شود. اگر نزد ضیاء پور فرم مدرنیستی ای مانند کوبیسم نیازمند محتوایی است که او آن را در میراث فرهنگی ایران می یابد، محصص با واسازی فیگور، احتراز از سیاست های هویتی و تن ندادن به بازگشت های رایج و مرسوم روزگار خود، بدل به نماینده برجسته دوران تثبیت هنر نوگرای ایرانی می شود.
۲۱۲.

خوانش زیبایی شناختی کاشی های ستاره ای شکل (سدۀ 6-8 ه.ق) بر پایۀۀ مبانی ادراک بصری ابن هیثم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابن هیثم زیبایی شناسی ادراک بصری کاشی های ستاره ای شکل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۳
پژوهش پیشِ رو، با هدف تحلیل نظام زیبایی شناختی کاشی های ستاره ای شکل زرین فام (نمونه ای ممتاز از هنر ایرانی   اسلامی) و بر پایه آراء ابن هیثم انجام شده است. نظریه ادراک زیبایی ابن هیثم، به عنوان یکی از جامع ترین مبانی زیبایی شناسی، قابلیت تطبیق با آثار هنر اسلامی را داراست. پرسش اصلی آن است که الگوهای طراحی در کاشی های ستاره ای شکل چگونه بازتابی از فرایند ادراک زیبایی در نظریه ابن هیثم (شامل مراحل مشاهده گری نظام مند، تحلیل عقلانی و همنشینی معانی جزئیه) هستند؟ یافته های تحقیق در دو بخش حاصل شده است: اول؛ تطابق معانی جزئیه در نظریه ابن هیثم (مبتنی بر مشاهده گری نظام مند و تحلیل عقلانی) با الگوهای طراحی کاشی های ستاره ای شکل که شامل این موارد است: کاربرد دقیق زیرنقش های هندسی در ترکیب بندی آثار؛ و نیز، شیوه بازنمایی سوژه ها. و دوم؛ مطالعه فرایند نقش پردازی که بیان گر آن است که بر پایه مراحل ادراک ابن هیثم، هنرمند مراحل گزینش و چینش عناصر را ابتدا مشاهده، سپس تأمل و سرانجام استنتاج می کند. نتیجه آن که زیبایی در کاشی های ستاره ای شکل، صرفاً نتیجه مهارت فنی نیست، بلکه بازتابی از فرایند ادراک نظام مند است که به خوبی بازتابی است از آراء ابن هیثم در باب زیبایی شناسی. دو دستاورد کلیدی این تحقیق عبارتند از: 1. وحدت بصری در کاشی ها، حاصل تعامل میان «معانی جزئیه» (جزءنگرایی هدفمند) و «کلان نگری هندسی» است که انسجام فرمال را تقویت می کند. 2. همخوانی میان مبانی نظری ابن هیثم و شیوه اجرای آثار، گویای پیوند عمیق هنر اسلامی با دانش تجربی است؛ پیوندی که در آن، زیبایی نه به مثابه امری ذوقی، بلکه به عنوان فرایندی عقلانی-حسی تعریف می شود.
۲۱۳.

تجربه جهانی دیگر در آثار مارینا آبراموویچ بر اساس تئوری گروتسک کوریلوک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اِوا کوریلوک گروتسک مارینا آبراموویچ هنر اجرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۸
گروتسک درباره ی جهانی برتر از این جهان است و همواره با دربرگیری مفاهیم اخلاقی، سیاسی، مذهبی و فرهنگی و ارائه ی آن با اشکال عجیب و ترکیبات ناهمگون دنیای متعارف را زیر سؤال می برد. اِوا کوریلوک گروتسک را قالبی خاص برای ارائه می داند که با استفاده از کج نمایی ها در مقابله با فرهنگ چیره، منجربه خلق جهانی دیگر می گردد. مارینا آبراموویچ هنرمند پرفورمنس با فراتر بردن بدنش از مرزهای ترس، درد و خطر، در جستجویی عمیق برای تجربه ای جدید است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل »تجربه جهانی دیگر در آثار آبراموویچ بر اساس تئوری گروتسک اِوا کوریلوک« در پی پاسخ به این سؤال است که: بر اساس تئوری گروتسک کوریلوک چگونه می توان تجربه جهانی دیگر را در آثار آبراموویچ تحلیل نمود؟ شیوه ی پژوهش توصیفی-تحلیلی و رویکرد آن کیفی بوده و برای گردآوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای و اسنادی استفاده شده است. یافته های پژوهش پیش رو نشان می دهد آبراموویچ در اجرای ریتم 10 با ایجاد هراس و اضطراب در مخاطب، در اجرای ریتم صفر با نمایش رستگاریِ سقوط کرده، در اجرای سرهای اژدها با بازپس گیری قدرت زنانه، در اجرای بالکان باروک با برانگیزی احساس بیم و امید و تنفر و شادی توأمان و در اجرای نگه داشتن با اسکلت با نمایش تقابل زندگی و مرگ با به کارگیری ساختار گروتسک برای مخاطب امکان تجربه جهانی دیگر را ممکن ساخته است. 
۲۱۴.

تبیین آثار شاخص های کالبدی، بصری و محیطی بر سلامت شهری در شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: سلامت شهری کیفیت محیطی شهر برنامه ریزی سلامت شهری شهر قم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۵
اهمیت موضوع سلامت شهری باعث شده که امروزه مفهوم قلب شهری در بیش از 40 کشور دنیا با محوریت موضوع رفع نابرابری های محیطی دنبال شود. از همین رو، برای بسیاری از دولت ها، آگاهی بخشی روزافزون در مورد تأثیرات محیطی بر سلامت انسان، به یکی از وظایف اصلی دولت ها در ارتباط با شهروندان و تببین رویکردهای جدید در مطالعات و برنامه ریزی شهری تبدیل شده است. این مطالعه مبتنی بر اهمیت موضوع برنامه ریزی و کیفیت محیطی و سلامت شهری، به بررسی این مهم در شهر قم پرداخته است. پژوهش حاضر که از نوع مطالعات کتابخانه ای و میدانی است با روش توصیفی_ تحلیل و پیمایشی و با بهره گیری از پویش محیطی گسترده توسط تیم اجرایی(عکسبرداری، فیش برداری، مصاحبه و تهیه گزارش های غیررسمی با شهروندان هر منطقه، مشاهدات میدانی و توزیع پرسشنامه) به مرحله انجام رسیده و نتایج آن که با استفاده از نرم افراهایSpss16، ArcGIS تجزیه و تحلیل شده، نشان می دهد که تحت تأثیر مسائل، مشکلات، کمبودها و ضعف شناخت و برنامه ریزی های مورد نیاز در حوزه ارتقا و بهبود شاخص های کیفیت محیطی، کالبدی و بصری حال حاضر شهر قم، ابعاد مختلف سلامت شهری(سلامت اجتماعی، روانی و جسمانی) شهروندان قم در درجات مختلف تأثیرات مستقیم و غیرمستقیمی را دریافت می نمایند که در این میان، بُعد روانی شهروندان شهر قم در اولویت بررسی و برنامه ریزی برای آینده بایستی قرار گیرد . مقایسه میانگین زیرشاخص های سلامت شهری(روانی، جسمانی و اجتماعی) نشان می دهد که بالاترین میانگین (2.57) متعلق به زیرشاخص سلامت اجتماعی و پایین ترین میانگین (2.30) متعلق به زیرشاخص سلامت روانی است. در کل با توجه به میانگین های به دست آمده هیچ کدام از ابعاد سلامت در شهر قم وضعیت مناسبی ندارند؛ زیرا میانگین تمام زیرشاخص ها بسیار کمتر از حد متوسط(3) است.
۲۱۵.

چارچوب مفهومی تعاملات اجتماعی در فضاهای باز شهری: تحلیل فراترکیب مفاهیم حضورپذیری، اجتماع پذیری و کیفیت محیط(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حضورپذیری اجتماع پذیری کیفیت محیط تعاملات اجتماعی فضاهای باز شهری فراترکیب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۱۰۰
فضاهای باز شهری نقش حیاتی در تسهیل و تقویت تعاملات اجتماعی میان افراد دارند. این فضاها نه تنها به عنوان مکان هایی برای فعالیت های تفریحی و استراحت عمل می کنند، بلکه بسترهایی مؤثر برای تقویت روابط اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی شهری فراهم می آورند. بررسی پیشینه پژوهش های داخلی نشان می دهد تعاملات اجتماعی در حوزه معماری و شهرسازی عمدتاً با سه مفهوم کلیدی «حضورپذیری»، «اجتماع پذیری» و «کیفیت محیط» به عنوان عوامل اصلی تأثیرگذار بررسی شده اند، بی آن که رابطه مفهومی و ساختاری این مفاهیم با یکدیگر و با چارچوب های نظری جهانی به روشنی تبیین شده باشد. این پژوهش با هدف بازخوانی و تبیین این مفاهیم در بستری مفهومی، ابتدا با بهره گیری از تحلیل واژگان کلیدی و مرور نظریات جهانی، مؤلفه های تعاملات اجتماعی را در پنج دسته کالبدی_محیطی، فعالیتی_رفتاری، ادراکی_روانی، زمینه ای_فرهنگی و فناورانه_دیجیتال طبقه بندی کرده و آنها را در چارچوب مدل مکان دیوید کانتر سامان داده است. در مرحله بعد، به منظور یافتن ارتباط میان مفاهیم اصلی تحقیقات داخلی و نظریات جهانی، با استفاده از دستورالعمل PRISMA و روش فراترکیب، ۳۲ مقاله داخلی منتخب، با بهره گیری از نرم افزار MAXQDA تحلیل و کدگذاری شده اند. یافته ها نشان می دهد حضورپذیری ، بیشتر تحت تأثیر عوامل کالبدی_محیطی مانند تسهیلات محیطی و سازماندهی فضایی قرار دارد. اجتماع پذیری به عوامل فعالیتی_رفتاری وابسته است که شامل فعالیت های گروهی و فضاهای جمعی می شود. کیفیت محیط نیز به عوامل ادراکی_روانی مانند جذابیت، احساس راحتی و معنای محیط مرتبط است. مؤلفه های زمینه ای و فناورانه نیز نقش تعدیل گر دارند. این سه مفهوم نه تنها به صورت مستقل، بلکه به شکل متقابل بر یکدیگر تأثیر گذاشته و تعاملات اجتماعی را در فضاهای باز شهری تقویت می کنند. یافته های این تحقیق، چارچوبی کاربردی برای طراحان و برنامه ریزان شهری ارائه می دهد و به توسعه محیط هایی اجتماعی تر و جذاب تر کمک می کند.
۲۱۶.

بتن پلیمری تهیه شده از رزین پلی استر حاوی نانو کامپوزیت CNF/SiO2 و بررسی عملکرد مکانیکی و دوام آن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بتن پلیمری رزین پلی استر خواص مکانیکی بتن دوام بتن نانو کامپوزیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۹
امروزه استفاده از بتن پلیمری به دلیل قیمت بالا، محدود به موارد خاص است. محبوب ترین رزین پلیمری که در بتن استفاده می شود، رزین پلی استر غیر اشباع می باشد. این نوع رزین به دلیل در دسترس بودن، قیمت مناسب، کیفیت مکانیکی خوب و مقاومت فشاری بالا به طور گسترده ای مورد استفاده قرار می گیرد. هدف این مقاله بررسی ویژگی های مکانیکی بتن پلیمری تهیه شده با رزین پلی استر با نانو کامپوزیت CNF/SiO2، مقاومت فشاری، خمشی و سایش، عمق نفوذ آب تحت فشار و دوام آن در محیط های اسیدی است. طرح اختلاط شامل نمونه هایی با 5، 10 و 15 درصد رزین پلی استر و 1، 2، 3 درصد CNF/SiO2 تهیه شد و مقاومت و دوام آنها مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های این مطالعه نشان داد که بتن پلیمری در هنگام فرآوری اولیه مقاومت مکانیکی بالایی را نشان داد و با افزایش CNF/SiO2 مقاومت آن بیشتر افزایش یافت. بهترین نمونه CP10-CS2 دارای 10 درصد رزین پلی استر و 2 درصد CNF/ SiO2 است. همچنین، پس از قرار گرفتن در معرض اسید خورنده به مدت 3 و 10 ماه، نمونه ها به ترتیب کمتر از 10 درصد و 20 درصد افت مقاومت فشاری را نشان دادند.
۲۱۷.

تحلیل جامعه شناختی نقش حس تعلق مکانی در ارتقای امنیت اجتماعی زنان در سکونتگاه های غیررسمی (نمونه موردی: محله خضر همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حس تعلق امنیت اجتماعی زنان مکان سکونتگاه های غیررسمی محله خضر همدان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۹۸
این پژوهش با هدف تحلیل جامعه شناختی نقش حس تعلق مکانی در ارتقای امنیت اجتماعی ساکنان، با تأکید ویژه بر زنان در سکونتگاه غیررسمی محله خضر شهر همدان انجام شده است. ضرورت این مطالعه از آنجا ناشی می شود که سکونتگاه های غیررسمی به عنوان یکی از آسیب پذیرترین بافت های شهری، با چالش های متعددی در حوزه امنیت اجتماعی و انسجام اجتماعی مواجهند و زنان به عنوان گروهی حساس تر، بیش از دیگران در معرض ناامنی های اجتماعی قرار دارند. روش پژوهش کاربردی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، کلیه ساکنان محله خضر (اعم از زنان و مردان) است تا با لحاظ دیدگاه های متفاوت، سنجش دقیق تر و واقع بینانه تری از امنیت محله به دست آید؛ هرچند تمرکز اصلی تحلیل ها بر امنیت زنان قرار دارد که بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، ۳۹۲ پرسشنامه معتبر گردآوری شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود که شامل سه بخش اطلاعات جمعیت شناختی، ۸ گویه مربوط به حس تعلق مکانی (شامل وابستگی عاطفی، مشارکت اجتماعی، مسئولیت پذیری و هویت یابی محله ای) و ۱۰ گویه مربوط به امنیت اجتماعی (شامل احساس امنیت فردی، خانوادگی، اجتماعی و محیطی) طراحی شد. روایی محتوایی پرسشنامه با نظر متخصصان و پایایی آن با آلفای کرونباخ (0.84 و 0.88) تأیید شد. نتایج توصیفی نشان داد میانگین حس تعلق مکانی (M=3.64) و امنیت اجتماعی (M=3.42) بالاتر از حد متوسط است. آزمون همبستگی پیرسون بیانگر وجود رابطه مثبت و معنادار بین حس تعلق مکانی و امنیت اجتماعی بود (r=0.65, p<0.001). بررسی زیرشاخص ها نشان داد که قوی ترین عامل مؤثر بر امنیت اجتماعی وابستگی عاطفی (r=0.68) است، درحالی که مشارکت اجتماعی و هویت یابی نیز نقش های تکمیلی ایفا می کنند. نتایج تحلیل واریانس یک طرفه نشان داد سطح تعلق مکانی موجب تفاوت معنادار در احساس امنیت اجتماعی می شود، به گونه ای که افراد دارای تعلق بالاتر امنیت بیشتری را تجربه کردند. تحلیل رگرسیون چندمتغیره نیز نشان داد حس تعلق مکانی توانسته است ۴۵ درصد از تغییرات امنیت اجتماعی را تبیین کند (β=0.673, R²=0.45). این یافته ها ضمن هم راستایی با نظریات هیدالگو و هرناندز، گیولیانی و سامپسون تأکید می کنند که تعلق مکانی صرفاً یک عامل روان شناختی نیست، بلکه سازوکاری اجتماعی فرهنگی است که می تواند در سیاست گذاری شهری به عنوان راهبردی نرم برای ارتقای امنیت اجتماعی زنان در سکونتگاه های غیررسمی به کار رود. توجه به تقویت سرمایه اجتماعی محله ای، ارتقای کیفیت فضاهای عمومی و افزایش فرصت های مشارکت اجتماعی از مهم ترین دلالت های کاربردی این پژوهش است.
۲۱۸.

تأثیر فرهنگ غرب بر معماری خانه از دیدگاه جلال آل احمد، نمونه موردی: خانه های دوره پهلوی شهر ارومیه

کلیدواژه‌ها: فرهنگ غرب معماری دوره پهلوی معماری خانه ارومیه جلال ال احمد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۴۶
معماری مسکونی دوره پهلوی در ایران تحت تأثیر سیاست های مدرنیزاسیون و نفوذ فرهنگ غرب دچار تغییرات اساسی شد. بررسی تأثیر فرهنگ غرب بر معماری خانه های این دوره، به ویژه در شهر ارومیه، می تواند به درک بهتر پیامدهای این تغییرات کمک کند. این تحقیق با هدف بررسی تأثیر فرهنگ غرب بر معماری خانه های دوره پهلوی در ارومیه، بر اساس دیدگاه های جلال آل احمد انجام شده است. تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و داده ها از طریق مشاهده میدانی، بررسی مستندات تاریخی و مصاحبه با ساکنان و کارشناسان جمع آوری شده است. نمونه گیری به شیوه هدفمند انجام شده و ۲۴ خانه متعلق به دوره پهلوی که تغییرات معماری ناشی از فرهنگ غرب در آن ها مشهود است، بررسی شده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که در این دوره، حذف عناصر اجتماعی مانند حیاط، استفاده از مصالح غیربومی و تقلید از فرم های وارداتی، موجب تغییرات اساسی در ساختار معماری شده است. این تغییرات علاوه بر تضعیف هویت معماری ایرانی، باعث یکسان سازی طراحی ها و کاهش خلاقیت در ساخت بناها شدند. همچنین، ناسازگاری برخی ساختمان ها با اقلیم منطقه و تمرکز بیش ازحد بر ظاهر بناها، نشان دهنده گسترش معماری مصرف گرا و کمرنگ شدن توجه به اصول سنتی و بومی است. در مجموع، این تحولات منجر به کاهش پیوند میان معماری و فرهنگ بومی ایران شده است.
۲۱۹.

تبیین مدل ارتقاء شاخص های روان شناسی محیطی از طریق معماری بیوفیلیک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روان شناسی محیط طراحی بیوفیلیک الگوهای طراحی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۰۳
انسان همواره بخشی جدایی ناپذیر از طبیعت بوده و اقدامات او به طور مستقیم بر محیط و بالعکس محیط نیز بر زندگی انسان تأثیرگذار بوده است. یکی از محیط های تأثیرگذار بر انسان ها طبیعت است. در این راستا تأثیر معماری بیوفیلیک به عنوان یک الگوی معماری معاصر طبیعت محور، بر انسان ها و رفتار عملکرد آن ها در چهارچوب حوزه دانشی روان شناسی محیطی کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. هدف این پژوهش ابتدا استخراج و دسته بندی ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های روان شناسی محیطی و معماری بیوفیلیک بوده و در نهایت به دنبال تلفیق این دو مفهوم و تبیین مدلی برای ارتقاء شاخص های روان شناسی محیطی از طریق معماری بیوفیلیک است. این پژوهش به منظور این که بتواند جامع ترین دسته بندی را از ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های روان شناسی محیطی و معماری بیوفیلیک ارائه بدهد، از پروتکل نگاشت سیستماتیک در جهت یافتن منابع مورد نظر خود بهره برده است و براساس تحلیل محتوا و تجزیه و تحلیل مقالات بدست آمده از این فرآیند به ارائه یافته ها، بحث و نتیجه گیری پرداخته است. یافته ها نشان می دهند که شاخص های روان شناسی محیطی در شش مؤلفه محدوده و حریم شخصی، ادراکات محیطی، جهان فرهنگی- اجتماعی، توانمندسازی فردی، احساسات فردی و سلامت جسم و روان دسته بندی شده اند و شاخص های مختلف معماری بیوفیلیک بر این مؤلفه ها و شاخص های مرتبط آن تأثیر گذارند. طیف وسیعی از شاخص های معماری بیوفیلیک در قالب سه دسته طبیعت در فضا، آنالوگ های طبیعی و رابطه انسان با طبیعت بر شش مولفه ی روان شناسی محیطی تأثیرگذار بوده و مشخص کردن این که هر شاخص معماری بیوفیلیک چگونه می تواند به ارتقاء روان شناسی محیطی کمک کند، می تواند به طراحان در ارائه الگوهای طراحی مناسب در معماری بیوفیلیک یاری دهد.
۲۲۰.

برآورد فضایی میزان اثرگذاری عامل محیطی در پایداری انرژی حرارتی سطح کلانشهر تهران با استفاده از الگوریتم BCS(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: پایداری انرژی حرارتی سطح شاخص های عامل محیطی الگوریتم BCS کلانشهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۸
در برهم خوردن تعادل و پایداری انرژی حرارتی در سطوح شهری عوامل مختلفی دخیل هستند که در نتیجه ی تغییرات غیرعمدی پارامترهای آب و هوایی و بر هم خوردن تعادل انرژی در شهرها می تواند به عواقب شدید محیط زیستی منجر شوند. از سوی دیگر چالش ها و دغدغه هایی هم در مورد توسعه ی روزافزون کالبد شهرها و اثرات مخربی که بر محیط زیست مناطق شهری دارد باعث شده است موضوع اثرگذاری عوامل محیطی ناشی از توسعه ی کالبدی شهرها به یکی از اولویت های مدیریت شهری بسیاری از کلانشهرهای دنیا جهت دست یابی به توسعه پایدار محیطی تبدیل گردد. بدین ترتیب تبیین و تحلیل تعادل و پایداری انرژی گرمایی سطوح شهرها در مقیاس کلانشهری و همچنین شناسایی مهمترین تغییرات شاخص های اثرگذار مرتبط با عامل محیطی در نوع سیاستگذاری طرح ها و برنامه های عملیاتی توسعه شهری الزامی به نظر می رسد. در همین راستا جهت تحلیل برآورد فضایی میزان اثرگذاری شاخص های عامل محیطی در تعادل انرژی حرارتی سطوح و سنجش میزان همبستگی فضایی با این پدیده در اثر تحولات شهرنشینی و شهرسازی، کلانشهر تهران در سال 1400 مورد پژوهش واقع شده است. تصویر ماهواره ی بدون پوشش ابری و صاف کلانشهر تهران توسط ماهواره ی Landsat8 به کمک نرم افزار Envi تهیه شده و از طریق الگوریتم های مختلف در سنجش از دور الگوی تغییرات فضایی میزان انرژی حرارتی سطح شهر سنجش شده است. در ادامه از طریق سنجش همبستگی فضایی با استفاده از الگوریتم (Band Collection Statistical) میزان همبستگی لایه های شاخص های عامل محیطی با لایه ی انرژی حرارتی سطح در مناطق 22گانه شهر تهران برآورد شده است. از بین همه مهمترین شاخص های عامل محیطی چهار شاخص (تعداد پارک های شهری، NDVI،NDMI و NDWI) بدلیل میزان ارتباط همبستگی بیش از 25% برگزیده شده اند. برآورد نمود فضایی شاخص های عامل محیطی در تعادل انرژی حرارتی سطح کلانشهر تهران نشان می دهد هر چهار شاخص مذکور با بعد محیطی دارای ارتباط مستقیم بوده و از نظر ارزش قدر مطلقی آن شاخص NDWI بالاترین ضریب و شاخص تعداد پارک و فضای سبز پایین ترین را به خود اختصاص داده اند. این میزان همبستگی ها نشان از افزایش نقش فعالیت های انسانی و تاثیرات فعالیت هایشان بر شاخص های عامل محیطی می باشد. از آنجایی که شهرنشینی و شهرسازی اصلی ترین عوامل تغییر در الگوی انرژی حرارتی سطوح کلانشهر تهران می باشد، لذا اتخاذ سیاست های مختلف در این حوزه ها می تواند منجر به تغییر در میزان شاخص های عامل محیطی شده که نهایتا باعث تحت تاثیر قرار گرفتن الگو های حرکتی، فعالیتی و زیستی و در نتیجه تغییر در میزان پایداری انرژی حرارتی سطح در مناطق مختلف کلانشهر تهران خواهد شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان