فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۶۱ تا ۶۸۰ مورد از کل ۱٬۰۶۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش خواب و بیداری بر تحکیم مبتنی بر ارتقای توالی حرکتی پنهان در دختران جوان می باشد. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه شهید بهشتی تهران تشکیل دادند. نمونه آماری شامل 40 داوطلب راست دست بود که به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی با فاصله اجرای آزمون یادداری ده دقیقه پس از جلسه اکتساب و با تأخیر 48 ساعت پس از جلسه اکتساب تقسیم شدند. آزمون شامل مراحل اکتساب و یادداری بود. تکلیف زمان عکس العمل زنجیره ای متناوب با ارائه توالی های تکراری و تصادفی به صورت یک در میان مورد استفاده قرار گرفت. علاوه براین به منظور بررسی داده ها، روش آماری تحلیل واریانس با اندازه های تکراری و آزمون تعقیبی بونفرونی مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان می دهد در مرحله اکتساب، اثر اصلی گروه و اثر تعاملی آن در ایپوک تمرینی معنادار نیست؛ اما اثر اصلی ایپوک تمرینی معنا دار می باشد (05.P<0). همچنین، مشخص شد که تمرین باعث افزایش میانگین تفاوت زمان عکس العمل توالی تصادفی و تکراری در ایپوک پنجم نسبت به ایپوک های اول، دوم، سوم و چهارم گردیده است. علاوه براین، اثر اصلی ایپوک تمرینی و اثر تعاملی گروه در ایپوک تمرینی در مرحله یادداری معنادار می باشد (05.P<0) و هر دو گروه در ایپوک آزمون یادداری عملکرد بهتری نسبت به ایپوک پنجم در مرحله اکتساب داشته اند. نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نیز نشان می دهد که گروه با فاصله آزمون یادداری 48ساعت، عملکرد بهتری در زمان عکس العمل نسبت به گروه دیگر دارد. همچنین، خواب شبانه و داشتن استراحت با اجرای آزمون یادداری 48ساعت پس از جلسه اکتساب، مهارت فرایند تحکیم مبتنی بر ارتقای توالی حرکتی پنهان را تسهیل می کند.
تاثیر فواصل زمانی مختلف تمرین آسایی بر تحکیم مبتنی بر ثبات و ارتقاء حافظة آشکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر فواصل زمانی مختلف تمرین آسایی بر تحکیم مبتنی بر ثبات و ارتقای حافظة آشکار می باشد. نمونه آماری پژوهش حاضر در سه گروه حافظة آشکار حرکتی (گروه های ارتقای با فاصله2ساعت، تداخل با فاصله2ساعت + آزمون یادداری با فاصلهh 2 و تداخل بافاصله 2 ساعت + آزمون یادداری فوری)، سه گروه حافظة آشکار (گروه های 12 ساعت ارتقا، تداخل تأخیری با فاصلة h12+ اجرای آزمون یادداری فوری و تداخل تأخیری h12+ اجرای آزمون یادداری با فاصلهh 12)، و سه گروه حافظة آشکار حرکتی (گروه های 48ساعت ارتقا، تداخل تأخیری با فاصلة h48+ اجرای آزمون یادداری فوری و تداخل تأخیری h48+ آزمون یادداری با فاصلةh 48) تقسیم شدند. این پژوهش شامل مراحل اکتساب و یادداری بود و تکالیف زمان واکنش زنجیره ای متناوب و زمان واکنش دو انتخابی بینایی مورد استفاده قرار گرفت. در فاز اول مطالعه، تحکیم مبتنی بر ارتقا و در فاز دوم، تحکیم مبتنی بر ثبات بررسی شد. نتایج فاز اول برای گروه های ارتقای دو ، ارتقای 12 و ارتقای 48 ساعت نشان داد تحکیم مبتنی بر ارتقا برای گروه حافظة آشکار 48 ساعت ارتقا رخ داده است. نتایج فاز دوم نیز نشان داد در هر سه گروه حافظة با فاصله تمرین آسایی 48 ساعت، گروه های تداخل تأخیری با فاصلة h12 + اجرای آزمون یادداری فوری و تداخل تاخیریh 12+ آزمون یادداری با فاصلةh 12 اثر تحکیم مبتنی بر ثبات رخ داده و در گروه های حافظة با فاصله تمرین آسایی دو ساعت (تداخل بعد از دو ساعت + آزمون یادداری با فاصلة دو ساعت و تداخل بعد از دو ساعت + آزمون یادداری فوری) اثر تداخل پس گستر ایجاد شده است. همچنین، یافته ها نشان داند حافظة مربوط به تکلیف، بعد از یادگیری مهارت و در مرحله استراحت، ثبات، ارتقا و تحکیم می یابد.
تأثیر یک دوره آموزش مهارت های پایه شنا بر مهارت های حرکتی درشت کودکان اوتیسمی 7 تا 11 سال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تأثیر یک دوره آموزش مهارت های پایه شنا بر مهارت های حرکتی درشت کودکان پسر اوتیسمی 7 تا 11 سال بود. بدین منظور 20 کودک اوتیسمی با میانگین ± انحراف استاندارد سن 05/1±3/10 سال و شاخص توده بدن 76/1±9/18 کیلوگرم بر متر مربع به صورت تصادفی به دو گروه ده نفری تجربی و کنترل تقسیم شدند. برنامه تمرینی شامل گرم کردن با حرکات کششی، آموزش و تمرین استاندارد شنا و حرکات توپی در خارج و داخل آب به مدت شش هفته در گروه تجربی اجرا شد. گروه کنترل نیز به فعالیت های معمول می پرداختند. در آغاز و پایان پژوهش از هر دو گروه آزمون بهره حرکتی درشت اولریخ 2 به عمل آمد. یافته های پژوهش نشان داد، برنامه تمرینی منتخب بر بهبود هر سه گروه مهارت های دستکاری (40 درصد)، مهارت های جابه جایی (31 درصد) و پایه (35 درصد) تأثیر معناداری داشته است (05/0P<). در همین راستا نیز تفاوت تغییرات پیش تا پس آزمون هر سه مهارت بین دو گروه معنادار است (05/0P<).
در نهایت به نظر می رسد تمرینات شنا با تکیه بر مهارت های دستکاری و جابه جایی قادر است آثار مفیدی بر توانایی های حرکتی کودکان دچار اختلال اوتیسم داشته باشد.
پیش بینی تعادل براساس ویژگی های پیکرسنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، پیش بینی تعادل پویا بر اساس ویژگی های پیکر سنجی در جوانان رشته تربیت بدنیبود. جامعهآماریاین پژوهش را دانشجویان پسر رشته تربیت بدنی دانشگاه شیراز تشکیل می دادند. نمونه،شامل 60 نفر بود کهداوطلب شرکت در پژوهش بودند. ابزار جمع آوری داده ها، شامل فرم اطلاعات دموگرافیک، برگة ثبت ویژگی های پیکر سنجی و آزمون عملکرد حرکتی (که در این پژوهش، اندازه گیری زمان تعادل بر روی دستگاه ثبات سنج (استابیلومتر) بود)، بودند. بعد از انجام اندازه گیری ها و ثبت آن ها، از زمان بندی 30 ثانیه ای جهت انجام تکلیف تعادلی پویا و فواصل 90 ثانیه ای استراحت بین تکلیفی استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های همبستگی و رگرسیون انجام شد. یافته ها نشان داد که ویژگی های پیکرسنجی اندازه های قد (0.35-=r،027.0=P)، وزن (43.0-=r،006.0=P) و دور کمر (5.0-=r،001.0=P)، با انجام تکلیف تعادلی، همبستگی معناداری در سطح خطای تعیین شده (05.0=α) داشتند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که اندازه شاخص هایی چون دور کمر، وزن و قد می توانند به عنوان متغیرهایی جهت پیش بینی تعادل پویا مورد استفاده قرار گیرند. هر چند، نسبت اندازه های این متغیرها با یکدیگر متفاوت است.
اثر زمان اجرای تمرین و خواب شبانه بر بهبود مولفه های ""دقت"" و""زمانبندی"" مهارت حرکتی ظریف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر زمان اجرای تمرین و اولین خواب شبانه بر بهبود مولفه های آشکار (دقت) و حرکتی (زمان بندی) تکلیف حرکتی متوالی زمان بندی شده بود. بدین منظور، 48 دانشجوی راست دست (25-19 سال) که کیفیت خواب مطلوبی داشتند، بر اساس آزمون های مهارت حرکتی ظریف دست و انگشتان پردو و زمان سنج واکنش ساده به سه گروه همگن تقسیم شدند. آزمودنی ها تحت سه شرایط تمرینی مختلف (زمان اجرای اولین جلسه تمرینی تا خواب شبانه متفاوت بود) در روز اول به تمرین تکلیف حرکتی متوالی زمان بندی شده پرداختند و در روز دوم در آزمون بازآزمایی شرکت کردند. برای ارزیابی بهبود مولفه های دقت و زمان بندی، 10 کوشش آخر روز اول و 10 کوشش اول روز دوم مقایسه شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از آزمون های t وابسته و تحلیل واریانس یک راهه برای گروه های مستقل همراه با آزمون تعقیبی توکی در سطح معنا داری 05.=0 α استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد اولین خواب شبانه بعد از یک جلسه تمرین، باعث بهبود زمان بندی عناصر کوتاه و بلند در تکلیف حرکتی متوالی زمان بندی شده شد (0.05>P)؛ اما، بهبودی در دقت این عناصر ایجاد نکرد (0.05<P). هم چنین، شیوه تمرینی که در آن خواب شبانه بلافاصله بعد از اولین جلسه تمرین انجام شد، بیشترین اثر (38%) را بر بهبود زمان بندی عناصر کوتاه و بلند (شروع) در تکلیف حرکتی متوالی زمان بندی شده به دنبال داشت؛ بنابراین، خواب شبانه بر مولفه زمان بندی مهارت حرکتی ظریف در مقابل مولفه دقت، اثرگذار است و برای اثربخشی بیشتر خواب شبانه بر مولفه زمان بندی، بایستی به زمان اجرای اولین جلسه تمرینی تا خواب شبانه توجه خاصی داشت.
کاهش خطای ادراک عمق در نتیجه تغییر رنگ توپ بدمینتون در شرایط خستگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بسیاری از مهارتهای حرکتی از جمله بدمینتون که با تخمین و ضربه زدن اشیاء متحرک سرو کار دارند، ادراک عمق نقش مهمی را ایفا می کند. همچنین، بر طبق ویژگی های سیستم بینایی انسان، رنگهای مختلف ادراک عمق متفاوتی را ایجاد می کنند. بر این اساس، تحقیق حاضر، با هدف بررسی تأثیر رنگ توپ بر ادراک عمق دانشجویان دختر در شرایط خستگی صورت گرفت. جامعه آماری تحقیق حاضر را کلیه دانشجویان دختر دانشکده تربیت بدنی که واحد بدمینتون را در نیمسال دوم سال تحصیلی 90-89 انتخاب کرده بودند تشکیل دادند که 39 نفر( با میانگین سنی 21 سال ) از آنها به طور داوطلبانه در این تحقیق شرکت داشتند . ابتدا از همه نمونه ها پیش آزمون ادراک عمق به عمل آمد، سپس به طور انتخابی و به صورت همگن بر اساس امتیازات ادراک عمق به ٣ گروه تقسیم شدند. همه گروه ها به بازی بدمینتون پرداختند. پس از اطمینان از بروز خستگی ( با اندازه گیری ضربان قلب و میزان اسیدلاکتیک خون) مجددا خطای ادراک عمق آزمودنی ها اندازه گیری شد. سپس جهت ارزیابی تأثیر رنگ توپ بر ادراک عمق ورزشکاران در شرایط خستگی؛ به گروه کنترل توپ سفید، به گروه آزمایشی دوم توپ فسفری و به گروه تحت مداخله سوم توپ آبی داده شد. از آنها خواسته شد به انجام مسابقه بدمینتون بپردازند و پس از اعلام خستگی، ادراک عمق آنان به عنوان پس آزمون اندازه گیری شد. برای بررسی و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و تحلیل واریانس یک طرفه در سطح معنی داری(05/0>P) استفاده شد. یافته های تحقیق حاضر نشان داد که اگر چه تفاوت معناداری بین ادراک عمق گروه های مختلف مشاهده نشد، اما رنگ فسفری در گروه تحت مداخله باعث کاهش معنی دار خطای ادراک عمق ورزشکاران شد. بنابراین با توجه به اینکه خستگی موجب کاهش ادراک عمق می شود، به مربیان بدمینتون پیشنهاد می شود، در بخش های پایانی کلاس خود جهت کاهش خطا در ادراک عمق و اجرای مناسب ورزشکاران می توانند از توپ هایی با رنگ های گرم استفاده کنند.
تأثیر تکلیف دوگانه در شرایط دستکاری سیستم های حسی بر تعادل ایستای افراد بینا و نابینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق مقایسه تأثیر دستکاری سیستم های حسی در شرایط تکلیف مجرد و دوگانه بر تعادل افراد نابینا و بینا بود. بدین منظور 12 نفر فرد نابینا (68/4±08/25) و 12 نفر بینا(33/5±67/22) به صورتی که از لحاظ برخی از ویژگی های آنتروپومتریک با هم مطابقت داشته و هیچگونه بیماری یا نا هنجاری نداشتند از بین دانشجویان دانشگاه های تهران انتخاب و در این تحقیق شرکت کردند. در این تحقیق 6 بار از هر آزمودنی آزمون تعادل به وسیله دستگاه تعادل سنج بایودکس به عمل آمد، 3 مرحله در شرایط تکلیف مجرد و 3 مرحله در شرایط تکلیف دوگانه (انجام همزمان تکلیف شناختی یاد آوری زنجیره اعداد تصادفی ). طی هر کدام از مراحل یکی از سیستم های حسی دستکاری شد( بدون دستکاری، دستکاری سیستم دهلیزی، دستکاری سیستم حسی پیکری). هر مرحله از آزمون شامل 3 کوشش 20 ثانیه ای بود که در نهایت میانگین نوسانات کلی هر آزمودنی به عنوان متغیر وابسته ثبت شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد افراد بینا در همه مراحل، تعادل بهتری نسبت به آزمودنی های نابینا داشتند. اما این تفاوت تنها در مرحله دستکاری سیستم دهلیزی معنادار بود(05/0≥P). همچنین نتایج نشان داد تکلیف دوگانه بر تعادل افراد نابینا تأثیری نداشت ولی در افراد بینا ، در مرحله بدون دستکاری، تعادل تحت تأثیر تکلیف دوگانه کاهش یافت(002/0=P). از دیگر نتایج این تحقیق این بود که در افراد بینا و نابینا تحت تأثیر دستکاری سیستم های حسی ، میزان نوسانات هنگام حفظ تعادل ایستا افزایش می یابد. اما تعادل افراد بینا تحت تأثیر دستکاری سیستم دهلیزی کاهش نیافت. بیشترین تأثیر حین دستکاری سیستم حسی پیکری مشاهده شد. همچنین با افزایش دشواری تکلیف تعادلی( دستکاری سیستم های حسی) ، تکلیف دوگانه موجب تداخل در این تکلیف نشد. بنابراین به نظر می رسد افراد بینا و نابینا مکانیسم های متفاوتی در حفظ تعادل دارند.
تأثیر بازی های رایانه ای و بومی محلی بر هماهنگی چشم و دست کودکان 7 تا 10 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده: هدف از این تحقیق، بررسی تأثیر بازی های رایانه ای و بومی محلی بر هماهنگی چشم و دست کودکان 7 تا 10 ساله می باشد. برای این منظور 60 نفر از دانش آموزان دوره ابتدایی شهرستان بردسکن که در سال 89-1388 مشغول به تحصیل بودند، به صورت تصادفی انتخاب شدند.آزمودنی ها بعد از پر کردن پرسشنامه ی اطلاعات شخصی به سه گروه همتا سازی شده ی 20 نفری، دو گروه تجربی و یک گروه کنترل تقسیم شدند. از تمامی افراد با استفاده از آزمون پیشرفته ماریان فراستیگ به منظور ارزیابی اولیه هماهنگی چشم و دست آزمودنی ها، پیش آزمون به عمل آمد . افراد گروه های تجربی به مدت 6 هفته، هفته ای سه جلسه ی 45 دقیقه ای به انجام بازی های منتخب پرداختند. یک گروه تجربی بازی های منتخب رایانه ای و گروه تجربی دیگر به بازی های بومی محلی پرداختند. در پایان جلسات تمرین، پس آزمون گرفته شد. نتایج نشان داد که بازی های رایانه ای برهماهنگی چشم و دست کودکان اثر معنی داری دارد ، بازی های بومی محلی بر هماهنگی چشم و دست کودکان اثر معنی داری نداشت و بین هماهنگی چشم و دست گروه های تحقیقی (بازی های رایانه ای، بومی محلی، کنترل) اختلاف معنی داری وجود داشت. بنابراین به نظر می رسد علیرغم برخی نظرات که بازی های رایانه ای را دارای آثار سوء می دانند استفاده ی درست از آن در بهبود رشد کودکان مؤثر است
تأثیر یک دوره برنامه تمرینی بر بهبود مهارت های دستکاری کودکان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر یک دوره برنامه تمرینی منتخب از برنامه حرکتی اسپارک بر بهبود مهارت های دست کاری کودکان دختر مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی شهرستان شیراز می باشد. بدین منظور، از بین کلیه دانش آموزان دختر پایه دوم ابتدایی شهرستان شیراز به صورتتصادفیخوشه ای و بر اساس پرسشنامه و آزمون عملیMABC ، 30 نفر از دانش آموزان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی انتخاب شدند. آزمودنی ها پس از انجام پیش آزمون به طور تصادفی به دو گروه 15 نفری همگن به عنوان گروه کنترل و تجربی تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت 12 جلسه برنامه تمرینی منتخب که بخش هایی از برنامه حرکتی اسپارک برای کودکان است را انجام دادند در حالی که آزمودنی های گروه کنترل به فعالیت های معمول خود در مدرسه می پرداختند. سپس، از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. جهت سنجش میزان رشد مهارت های حرکتی این کودکان از آزمون مهارت های حرکتی درشت اولریخ ویرایش دوم(TGMD 2) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس مرکب 2´2 استفاده شد. نتایج نشان داد که برنامه تمرینی اسپارک تأثیر معناداری بر بهبود مهارت های دست کاری کودکان گروه تجربی نسبت به گروه کنترل (0.05>P) داشته است. این برنامه تمرینی باایجادفرصتمناسببرایتمرین می تواندتجربهحرکتیمناسبیبرایکودکان باشد؛ لذا، پیشنهاد می شوددرمدرسهبرایرشدمهارت هایحرکتی دست کاری کودکان مورداستفادهقرار گیرد.
مقایسه تسلط ربع های مغزی (شیوه تفکر) دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر مقایسه تسلط ربع های مغزی دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار بود. به این منظور با استفاده از روش های نمونه گیری تصادفی ساده 199 نفر (از دانشجویان دانشگاه های شرکت کننده در المپیاد ورزشی تابستان 1391) به عنوان نمونه ورزشکار و 162 نفر به عنوان نمونه غیرورزشکار انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سنجش تسلط ربع های مغزی هرمن HBDI استفاده شد. نتایج نشان داد بین ربع مغزی A ورزشکاران با غیرورزشکاران و ربع مغزی B ورزشکاران و غیرورزشکاران تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P ). اولویت استفاده از ربع های مغزی چهارگانه در گروه ورزشکار و همچنین در گروه غیرورزشکار معنادار بود ) 05/0(P <، به طوری که اولویت استفاده از ربع های مغزی در هر دو گروه به ترتیب شامل C,D,A,B بود. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که سمت راست مغز سهم بیشتری در چگونگی حل مسائل دارد، اما سمت چپ مغز نیز در حل مسائل مشارکت دارد که مشارکت این بخش مغز در ورزشکاران به صورت معناداری بیشتر از غیرورزشکاران بود.
اثر الگوی ترجیح جانبی چشم و دست ، تکلیف و سطح مهارت بر عملکرد بازیکنان تنیس روی میز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی اثر الگوی ترجیح جانبی چشم و دست، تکلیف و سطح مهارت بر عملکرد بازیکنان تنیس روی میز بود. جامعه آماری این پژوهش بازیکنان تنیس روی میز شهر تهران بودند که بعد از تعیین دست و چشم برتر 48 بازیکن با میانگین سنی (08/3 ±) 85/23 سال انتخاب شدند و به صورت تصادفی در 4 گروه (همسوی ماهر، دگرسوی ماهر، همسوی مبتدی و دگرسوی مبتدی) قرار گرفتند. پرسشنامه دست برتری آنت با روایی 80 درصد و پایایی 86 درصد و کارت سوراخ دار برای تعیین چشم و دست برتر بازیکنان استفاده شد. نتایج تحلیل واریانس عاملی ترکیبی نشان داد که اثر متقابل تکلیف و الگوی ترجیح جانبی بر متغیر دقت و الگو معنادار نبود (05/0 P>). همچنین، نتایج نشان داد که اثر متقابل تکلیف و سطح مهارت بر متغیر دقت معنادار نبود (05/0 P>) ولی بر الگو معنادار بود (05/0 P≤). به علاوه، نتایج نشان داد که اثر متقابل تکلیف، الگوی ترجیح جانبی و سطح مهارت بر متغیر دقت و الگو نیز معنادار نبود (05/0 P>). با توجه به نتایج تحقیق حاضر به نظر می رسد الگوی ترجیح جانبی در اجرای مهارت های فورهند و بکهند رشته تنیس روی میز مهم نباشد. می توان گفت که این عامل در سطوح مورد مطالعه تحقیق حاضر اثری نداشت؛ ولی شاید در سطوح بالا با تجربه زیاد اثر داشته باشد و یا با ارزیابی های دقیق تر کینماتیکی اثرات معنی داری دیده شود که نیاز به تحقیقات بیشتر دارد..
مقایسه اثربخشی روش های تدریس سنتی و تلفیقی تربیت بدنی بر یادگیری درس علوم تجربی و توسعه مهارت های اجتماعی دانش آموزان پسر پایه دوم مقطع راهنمایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی روش های تدریس سنتی (متداول) و تلفیقی تربیت بدنی بر یادگیری درس علوم تجربی و توسعه مهارت های اجتماعی دانش آموزان پسر پایه دوم مقطع راهنمایی است. این پژوهش نیمه تجربی طی یک دوره 12 هفته ای در شهرستان اسلامشهر به انجام رسید. جامعه آماری تحقیق در بردارنده دانش آموزان پایه دوم راهنمایی بود که از بین 79 دانش آموز داوطلب از این جامعه، 52 نفر از آنها به کمک آزمون بهره هوشی انتخاب شدند و به صورت هدفدار در دو گروه (گروه تدریس سنتی26n= و گروه تدریس تلفیقی 26 n=) قرار گرفتند. در طول این دوره 3 ماهه، در گروه سنتی، دروس تربیت بدنی و علوم، به شیوه رایج (مجزا از هم) تدریس شدند، درحالی که در گروه تلفیقی، درس علوم با برنامه های درس تربیت بدنی تلفیق و تدریس شد. داده های پژوهش با بهره گیری از آزمون های آماری ویل کاکسون، یومن ویتنی و t تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان داد که در سطح 05/0>α تفاوت معناداری بین میزان یادگیری درس علوم تجربی در دو گروه سنتی و تلفیقی وجود دارد؛ همچنین نتایج آزمون t نشان داد که تفاوت معناداری بین میانگین نمره های رفتارهای تکانشی آزمودنی ها در روش تلفیقی نسبت به روش سنتی در سطح 01/0> α وجود دارد؛ به نحوی که میانگین این نمره ها در روش تلفیقی نسبت به روش سنتی کاهش معناداری داشته است. همچنین نتایج مؤید آن است که تفاوت معناداری بین میانگین نمره های رفتارهای اجتماعی مطلوب آزمودنی ها در روش تلفیقی نسبت به روش سنتی در سطح 01/0> α وجود دارد. به عبارت دیگر میانگین نمره های دانش آموزان حاضر در روش تدریس تلفیقی افزایش معنا داری نسبت به روش سنتی داشته است.
تأثیر پروتکل تمرینی شنا و دویدن بر عملکرد حرکتی، یادگیری، حافظه فضایی رت های پیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اخیرا، تأثیرات تمرین بر سیستم عصبی، حافظه فضایی و عملکرد حرکتی در دوران پیری به طور جدی مورد توجه محققان قرار گرفته است. با افزایش سن برخی عملکردهای سیستم عصبی از جمله حافظه فضایی تضعیف می شود. بنابراین، تأثیر تمرین هوازی شنا و دویدن بر یادگیری، حافظه فضایی و عملکرد حرکتی در رت های پیر بررسی شد. روش تحقیق این مطالعه از نوع تجربی (آزمایشگاهی) است. 30 رت (18 ماهه) به طور تصادفی به سه گروه آزمایشی 1 (دویدن روی نوارگردان)، آزمایشی 2 (شنا در ماز آبی) و کنترل تقسیم شدند. دستگاه رت تردمیل برای تمرین آزمودنی ها، دستگاه ماز آبی موریس به منظور استفاده پروتکل تمرینی و بررسی حافظه و یادگیری و دستگاه جعبه باز برای بررسی عملکرد حرکتی آزمودنی ها به کار گرفته شد. از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شد. مقادیر بر حسب میانگین ± خطای استاندارد (M .Mean ± S.E) گزارش شده است. نتایج نشان داد در آزمون حافظه فضایی (زمان رسیدن به هدف و مسافت طی شده برای رسیدن به هدف) گروه آزمایشی اول (شنا) به طور معناداری نسبت به گروه کنترل و گروه آزمایشی 2 (دویدن) بهتر عمل کردند (001/0 P=) و گروه تردمیل در آزمون حافظه فضایی (زمان رسیدن به هدف) نسبت به گروه کنترل عملکرد بهتری داشتند (04/0 P=). در مورد آزمون عملکرد حرکتی (آزمون جعبه باز) در پارامتر کل مسافت طی شده، گروه آزمایشی 1 و گروه آزمایشی 2 به نسبت گروه کنترل برتری معناداری داشتند (به ترتیب )001/0) , (P=002/0 .( P=در پارامتر میانگین سرعت طی شده در آزمون جعبه باز، گروه آزمایشی 1 و گروه آزمایشی 2 به نسبت گروه کنترل برتری معناداری داشتند (به ترتیب )001/0), (P= 003/0 (P=. نتایج تحقیق حاکی از آن است که تمرین هوازی به ویژه شنا، اثر مثبت بر تثبیت حافظه، یادداری و عملکرد حرکتی دارد، بدین نحو که تمرین احتمالاً مسیرهای پاداش را در سیستم عصبی حیوان تقویت می کند که این عامل می تواند دلیلی بر تقویت حافظه و یادگیری در سیستم عصبی باشد.
بررسی اثر دستکاری حسی و شناختی بر اجرای تکلیف تعادلی پویا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر دستکاری حسی و تداخل شناختی بر تکلیف تعادل پویا بود. نمونه تحقیق شامل 60 نفر از دانشجویان رشته تربیت بدنی دانشگاه ارومیه با دامنة سنی 25-19 بود. آزمودنی ها به صورت هدفمند در چهار گروهِ کنترل، اختلال بینای، اختلال حس پیکری و حذف بینایی قرار گرفتند و تکلیف تعادلی را روی دستگاه تعادل سنج پویا، یکبار بدون تکلیف شناختی و یکبار با تکلیف شناختی اجرا نمودند. از آزمون تحلیل واریانس با اندازه های مکرر، تحلیل واریانس یکراهه و آزمون تعقیبی توکی برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد اثر اصلی نوع آزمون و تعامل آن با اثر گروه معنادار است (01/0P≤). به عبارتی تکلیف شناختی ثانویه اثر معناداری بر تعادل پویا دارد. نتایج آزمون تحلیل واریانس یکراهه نیز نشان داد که در هر دو نوع آزمون، بین گروه ها تفاوت معنادار وجود دارد (01/0P≤). نهایتاً، نتایج نشان داد تفاوت های دوتایی بین گروه ها به غیر از گروه اختلال بینایی با اختلال حسی وجود دارد (05/0P≤). نتیجه اینکه بارافزایی شناختی می تواند اجرای تکلیف تعادل پویا را دچار اختلال کند. همچنین تکلیف تعادل پویا به اطلاعات حس پیکری و بینایی وابسته است و اختلال در این حس ها، موجب کاهش عملکرد بهینه در تکلیف می شود.
تاثیر طول زمان پیش دوره بر زمان واکنش ساده و انتخابی تکلیف ساده و پیچیده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی اثر پیش دوره های مختلف 25/0، 5/0، 1، 5/1 و 2 ثانیه بر زمان واکنش ساده و سه انتخابی، در انجام دو تکلیف ساده و پیچیده است. از 351 نفر دانشجوی پسر راست دست دانشگاهی، 40 نفر نمونه، برحسب آزمون همسان سازی زمان واکنش دوانتخابی به شکل جایگزینی تصادفی، در دو گروه 20 نفری برای انجام تکلیف ساده و پیچیده، جایگزین شدند. ابزارجمع آوری داده-ها، نرم افزار محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن تایید شده است. برای تحلیل داده ها، از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری های تکراری و آزمون t مستقل، استفاده شد. نتایج نشان داد: زمان واکنش ساده تکلیف ساده، بین پیش دوره های مختلف، تفاوت معناداری داشت (0.005>P). زمان واکنش انتخابی تکلیف ساده، بین پیش دوره های مختلف نیز، تفاوت چشمگیری داشت (0.001>P). زمان واکنش ساده در تمامی پنج پیش دوره مشابه در تکلیف ساده در مقایسه با تکلیف پیچیده، تفاوت قابل توجهی داشت (0.001>P). زمان واکنش سه انتخابی، درتمامی پیش دوره های مشابه در تکلیف ساده در مقایسه با تکلیف پیچیده به غیر از پیش دوره 5/1 ثانیه، تفاوت معناداری داشت (0.001>P). درمجموع، طول زمان پیش دوره، بیشترین اثر را بر زمان واکنش ساده و انتخابی در تکلیف ساده داشت که تاثیر آن، بر زمان واکنش انتخابی، بیشتر از زمان واکنش ساده بود.
همبستگی بین تغییرات در اندازه های روان شناختی و عملکردی مرتبط با تعادل و افتادن مردان سالمند متعاقب یک برنامه ی تمرینی ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارزیابی همبستگی بین تغییرات در اندازه های روان شناختی و عملکردی مرتبط با افتادن مردان سالمند متعاقب یک برنامه ی تمرینی - ترکیبی و مقایسه ی میزان تأثیر تمرین بر این متغیرها بود. نمونه ی آماری، 31 سالمند بالای 60 سال بودند که به طور تصادفی به دو گروه مداخله (با میانگین سنی 39/4±08/66) و کنترل (با میانگین سنی 33/7±14/70) تقسیم شدند. برای اندازه گیری متغیرها از پرسش نامه مشخصات فردی، آزمون نشستن و برخاستن 30 ثانیه، بنشین و برسان، تعادل روی یک پا، بلندشدن و رفتن، 10متر راه رفتن، مقیاس اعتماد به تعادل ویژه ی فعالیت ها و کارآمدی افتادن – بین المللی استفاده شد. تجزیه و تحلیل آماری با آزمون t مستقل، محاسبه ی درصد تغییر، ضریب همبستگی پیرسون و اندازه ی اثر انجام شد. میانگین نمره ی آزمون های قدرت عضلانی اندام تحتانی، انعطاف پذیری، چابکی و تعادل پویا، سرعت حرکت، تعادل ایستا، مقیاس ترس از افتادن و اعتماد به تعادل در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل، به طور معناداری بهبود یافت (P≤0.05). تأثیر برنامه ی مداخله ی تمرینی بر اندازه های عملکردی و روان شناختی یکسان نبود. بیشترین اندازه ی اثر به ترتیب در قدرت اندام تحتانی و اعتماد به تعادل و کمترین اندازه ی اثر در انعطاف پذیری و ترس از افتادن مشاهده شد. تغییرات قدرت عضلانی با تغییرات سرعت و تغییرات انعطاف پذیری با تغییر چابکی و سرعت به طور معناداری همبسته بود (P≤0.05). بین تغییرات در اندازه های عملکردی و روان شناختی، همبستگی معناداری وجود نداشت (P≤0.05). هم چنین بین میزان تغییرات در ترس از افتادن و اعتماد به تعادل، همبستگی معناداری مشاهده شد (P≤0.05, r=-0.66). بنابراین، برنامه ی تمرینی به اضافه ی برنامه ی آموزش درباره ی افتادن، بر بهبود عوامل روان شناختی و عملکردی مرتبط با تعادل و افتادن مردان سالمند مؤثر بود.
تاثیر تصویرسازی ذهنی همراه با تمرین بدنی بر اجرا و یادگیری پرتاب آزاد بسکتبال در دو گروه دست برتر راست و چپ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جایگاه کنترل دست ها و تصویرسازی ذهنی که دو عامل اثرگذار در اجرا و یادگیری مهارتهای حرکتی هستند در نیمکره های مغز، متفاوت است. بطوریکه جایگاه کنترل دست چپ و تصویرسازی ذهنی در نیمکره راست و جایگاه کنترل دست راست در نیمکره چپ است. لذا هدف از این پژوهش مقایسه تاثیر تصویرسازی ذهنی همراه با تمرین بدنی بر اجرا و یادگیری مهارت پرتاب آزاد بسکتبال در دو گروه دست برتر راست و چپ می باشد. روش پژوهش حاضر نیمه تجربی و از نوع میدانی می باشد. جامعه آماری دانشجویان تربیت بدنی عمومی بودند که از میان آنها 34 دانشجوی دختر در دو گروه دست برتر راست (17 نفر) و دست برتر چپ (17 نفر) که از پرسشنامه تصویرسازی حرکتی بالاترین امتیاز را کسب نموده و مایل به همکاری در این پژوهش بودند، انتخاب شدند. آزمودنی های هر دو گروه طی3 هفته، هر هفته 5 جلسه به تمرین بدنی (15 پرتاب) و ذهنی (15 پرتاب) مهارت پرتاب آزاد بسکتبال پرداختند. برای آزمون فرضیه ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه های تکراری و آزمون t استیودنت استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد هر دو گروه دست برتر راست و چپ در اجرا و یادگیری مهارت پرتاب آزاد، بهبود داشتند. اما تصویرسازی ذهنی همراه با تمرین بدنی بطور معنی داری در گروه چپ دست منجر به اجرای بهتر مهارت پرتاب آزاد بسکتبال شد. این فرضیه مطرح است که افراد چپ دست، نیمکره راست توسعه یافته تری داشته و از یک مزیت عصبی- آناتومیکی در اجرای تکالیف معین نظیر تکالیف بینائی- حرکتی و بینائی فضائی برخوردارند. همینطور چپ دست ها قادرند ارتباط عمیقی بین دو نیمکره مغزشان ایجاد کنند. از طرفی چپ دست ها هوش فضایی و هوش حرکتی بالاتر دارند در نتیجه بهتر تصاویر را می بینند و یا خلق می کنند.
تفاوت های مرتبط با سن در کنترل قامت: بررسی نقش اطلاعات حسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کنترل قامت نیازمند یکپارچگی اطلاعات حسی سیستم های بینایی، وستیبولار و حسی پیکری است، از طرفی تحقیقات گذشته نشان می دهد که میزان مشارکت این سیستم های حسی در کنترل قامت با افزایش سن کاهش می یابد. ازاین رو هدف از پژوهش حاضر بررسی تفاوت های مرتبط با سن و نقش اطلاعات حسی در کنترل قامت است. تحقیق حاضر از جمله تحقیقات مقطعی- مقایسه ای است و آزمودنی های آن را 22 مرد سالمند (31/2±54/59) و 25 فرد جوان (26/3±12/23) تشکیل می دهد. جابه جایی قدامی– خلفی، میانی– جانبی و سرعت جابه جایی مرکز فشار پاهای (COP) هر آزمودنی طی 3 کوشش 30 ثانیه ای در چهار شرایط مختلف حسی شامل با چشم باز روی سطح سخت، با چشم باز روی سطح نرم، با چشم بسته روی سطح سخت و با چشمان بسته روی سطح نرم با استفاده از دستگاه فورس پلت فورم اندازه گیری شد. بعد از بررسی نرمال بودن داده ها با استفاده از آزمون کولموگروف اسمیرنوف و برابری واریانس ها با آزمون لون، داده ها به روش تحلیل واریانس چندمتغیری و تحلیل واریانس یک راهه در متن مانوا تحلیل شد. تفاوت معناداری بین جوانان و سالمندان در همه شرایط مشاهده شد، همچنین حذف بینایی و اطلاعات حس عمقی کف پایی به افزایش نوسان در دو گروه منجر شد که این افزایش در سالمندان نسبت به جوانان بیشتر بود. نتایج بیانگر اهمیت اطلاعات بینایی و حس عمقی کف پا در کنترل قامت به ویژه در سالمندان است.
بررسی ارتباط بین بازپردازش خود آگاه و عملکرد ورزشی تحت فشار روانشناختی: آزمون نظریه بازپردازش خود آگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین بازپردازش خود آگاه و عملکرد ورزشی تحت فشار روانشناختی بود. 24 دانش آموز دبیرستانی داوطلب، مقیاس بازپردازش خود آگاه ویژه حرکت (MSRQ) را تکمیل نمودند و بر اساس نمره آن در دو گروه باز پردازشگر آگاهانه بالاتر (الف) و پایین تر(ب) قرار گرفتند. پس از اجرای 300 کوشش مهارت تاپ اسپین تنیس روی میز در مرحله اکتساب و بدون ارائه دستورالعمل (یادگیری اکتشافی)، آزمون یادداری فوری و انتقال تحت فشار روانشناختی اجرا شد. پس از پایان آزمون انتقال، پروتکل راهبردی اخباری و پرسش نامه اضطراب حالتی رقابتی در دو مرحله (قبل از جلسه سوم اکتساب و پس از آزمون انتقال) توسط هر یک از شرکت کنندگان تکمیل شد. مقایسه گروه ها در مرحله اکتساب با آزمون تحلیل واریانس مختلط (3×2) (جلسه×گروه)، در مراحل آزمون و فاکتور های روانشناختی با آزمون tمستقل و در مقایسه بین مراحل با آزمون tوابسته صورت گرفت. تحلیل های آماری و رسم نمودار با استفاده از نرم-افزار های SPSS 11.5 و Exell صورت گرفت. نتایج، تفاوت معناداری را بین گروه ها در مراحل اکتساب و آزمون یادداری فوری نشان نداد در حالی که در هر گروه پیشرفت عملکرد در مراحل اکتساب مشاهده شد. در آزمون انتقال، عملکرد گروه ب نسبت به گروه الف بهتر بود و به علاوه بر خلاف گروه ب، گروه الف در مقایسه با آزمون یادداری فوری افت عملکرد را در آزمون انتقال تحت استرس روانشناختی تجربه کردند. مقایسه پرسش نامه اضطراب حالتی رقابتی قبل و بعد از مداخله استرس نشان داد که مداخله استرس اثر بخش بود. بین نمره پرسش نامه بازپردازش خود آگاه هر دو گروه با شمار قواعد کلامی و عملکردشان تحت فشار همبستگی معنادار (و به ترتیب مثبت و منفی) وجود داشت. نتایج حاکی از این بود که مقیاس باز-پردازشگر خود آگاه ویژه حرکت با افت عملکرد تحت فشار روانشناختی همبستگی منفی دارد و بازپردازش خود آگاه دانش آشکار مرتبط با مهارت، مسئول افت عملکرد تحت فشار روانشناختی بود که به نظر می رسد این عامل ویژگی فردی به شمار می آید.
تأثیر بازخورد آگاهی از نتیجه با تواتر های مختلف بر میزان یادگیری یک مهارت هدف گیری در کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازخورد یکی از مهم ترین متغیرهای مؤثر بر کارایی یادگیری حرکتی و نحوة اجرای مهارت است و نقش بسیار مهمی در کنترل حرکتی و اکتساب مهارت حرکتی دارد. هدف این تحقیق بررسی میزان اکتساب و یادداری یک مهارت جدید در کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم در شرایط ارائه بازخورد افزوده با تواترهای مختلف بود. روش تحقیق نیمه تجربی و طرح تحقیق به روش پیش آزمون- پس آزمون و آزمون یادداری با سه گروه بازخورد (0% ، 50%، 100%) بود. جامعه آماری شامل کودکان پسر اوتیسم 6 تا 8 ساله شهر اهواز بودند که 21 نفر به روش در دسترس و هدفمند به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه قرار گرفتند. تکلیف آزمودنی ها مهارت پرتاب از بالای شانه به سمت سیبل ترسیم شده روی زمین بود. در مرحله اکتساب آزمودنی ها 60 پرتاب را انجام دادند. آزمودنی های گروه صفر درصد هیچ گونه بازخوردی را دریافت نکردند، گروه 50 درصد در نصف کوشش ها و گروه 100 درصد در تمامی کوشش ها بازخورد دریافت کردند. 24 ساعت پس از مرحله اکتساب، آزمون یادداری که شامل 10 کوشش بود، از آزمودنی ها به عمل آمد. بعد از بررسی نرمال بودن داده ها و برابری واریانس ها ، داده ها به روش آماری تحلیل واریانس بین گروهی با اندازه گیری تکراری، تحلیل واریانس بین گروهی و آزمون تعقیبی توکی تحلیل شد. نتایج در مرحله اکتساب و یادداری بین سه گروه تفاوت معناداری (0.001 P= ) نشان داد. همچنین گروه 100 درصد هم در مرحله اکتساب و هم در مرحله یادداری برتری داشت. به طور کلی توصیه می شود در یادگیری مهارت کودکان مبتلا به اوتیسم از بازخورد افزوده با تواتر بالا استفاده شود.