فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۲۱ تا ۱٬۷۴۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از انجام این پژوهش شناسایی چالش های آئین نامه ارتقاء اعضای هیأت علمی برای هم ترازسازی بروندادهای غالب رشته موسیقی است تا از این طریق بتوان از نادیده گرفته شدن بخش عمده ای از فعالیت های ارزنده اعضاء هیأت علمی رشته موسیقی جلوگیری کرد و ارزیابی های صحیح و عادلانه ای در این خصوص ارائه نمود. روش شناسی: این پژوهش، از نوع پژوهش های کاربردی و اکتشافی علم سنجی است که برای انجام آن از روش های کتابخانه ای، پیمایشی و تحلیل محتوا با رویکرد اکتشافی، تطبیقی و رویکرد همسانی استفاده شده است. در بخش کیفی، با استفاده از روش های کتابخانه ای و تحلیل محتوای کیفی، رزومه و سایر اطلاعات و مستندات جامعه پژوهش و نمونه هدفمند مورد مطالعه قرار گرفت و در بخش کمی، با استفاده از روش های تحلیل محتوای کمی و پیمایشی داده ها گردآوری شد و در نهایت، با روش تطبیقی و رویکرد همسانی و اکتشافی، تجزیه و تحلیل داده ها صورت پذیرفت. در این فرایند، بر اساس بررسی رزومه تعداد 90 نفر از اعضای هیأت علمی تمام وقت و مدعو رشته موسیقی دانشگاه های دولتی کشور و همچنین انجام پیمایش، تعداد 24 نفر به عنوان جامعه هدفمند این پژوهش تعیین شد و سپس بروندادهای تخصصی و همچنین دیدگاه های این نمونه هدفمند، در مراحل بعدی پژوهش به عنوان معیار مورد استفاده قرار گرفت و ضمن شناسایی وزن و اهمیت هر یک از این بروندادهای تخصصی، در این خصوص با بروندادهای مندرج در شاخص های آئین نامه ارتقاء هم ترازسازی شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد، برونداد علمی غالب در رشته موسیقی مربوط به «آهنگ سازی» است، همچنین نمونه هدفمند با تألیف و ترجمه کتاب، مقاله مجله های داخلی و خارجی، مقاله همایش، سخنرانی در همایش و طرح پژوهشی به میزان کمی به عنوان بروندادهای اصلی رشته موسیقی موافق هستند؛ درحالی که به میزان زیادی با بروندادهایی از نوع «کنسرت های انفرادی و گروهی داخلی و خارجی، آهنگ سازی، انتشار آلبوم، ساختن قطعه برای فیلم و سریال و رهبری ارکستر» موافق اند. همچنین یافته های این پژوهش نشان داد «آیین نامه ارتقاء» تنها 3/27 درصد از بروندادهای اعضاء هیأت علمی رشته موسیقی را تحت پوشش قرار می دهد. نتیجه گیری: مشخص شد که برای بروندادهای غالب رشته موسیقی در آیین نامه ارتقاء جایگاهی تعریف نشده است و تنها به صورت کلی، با عبارت «آثار بدیع و ارزنده هنری» و امتیازی نه چندان زیاد در نظر گرفته شده است، که این امر باعث خواهد شد تا توانایی ها و فعالیت های عمده اعضاء هیأت علمی رشته موسیقی نادیده گرفته شود و این افراد امتیاز چندانی از آیین نامه کسب نکنند. برای رفع این چالش و مسئله، بروندادهای قابل ارائه در رشته موسیقی که می تواند با بروندادهای پیش بینی شده در آیین نامه ارتقاء هم ترازسازی شود؛ نشان داده شد.
ارزیابی ویژگی های مرجع شناختی کتب ضرب المثل های ترکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ارزیابی کتاب های ضرب المثل های ترکی منتشرشده در مناطق مختلف ایران از لحاظ رعایت معیارهای منابع مرجع. روش: فهرست نسبتاً کاملی از کتب ضرب المثل های ترکی از فهرست اینترنتی کتابخانه ملی ایران فراهم و اصل آثار تهیه شد. با تدوین سیاهه وارسی پژوهشگرساخته حاوی معیارهای ارزیابی آثار مرجع از این دست، این کتب طبق این معیارها بررسی شدند. یافته ها: معیارهای کتاب های مرجع در تدوین آثاری که بررسی شد، به ویژه از نظر راهنمای جامع استفاده، ارجاعات داخل متن، نمایه های پایانی و ساختار مدخل ها در حد مطلوب رعایت نشده است. نتیجه گیری: لازم است برای تدوین چنین آثاری دستنامه تدوین شود و دانشگاهیان در تدوین آنها مشارکت کنند.
شناخت رفتار برچسب زنی اعضای کتابخانه های عمومی شهر کرمانشاه در شبکه های اجتماعی: تحلیل محتوای کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : متخصصان برای طراحی و بهبود سیستم های خود و رابط کاربری های مفید، نیازمند شناخت رفتار برچسب زنی کاربران هستند. در حالی که کاربران ایرانی فعالیت گسترده ای در شبکه های اجتماعی در خصوص برچسب زنی دارند، اما رفتار برچسب زنی آنان چندان بررسی نشده است؛ از این رو، پژوهش حاضر درصدد شناخت رفتار برچسب زنی اعضا ی کتابخانه های عمومی شهر کرمانشاه در شبکه اجتماعی اینستاگرام است. روش شناسی : پژوهش حاضر با رویکرد روش شناختی کیفی انجام شده و روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی است. داده ها با استفاده از مصاحبه عمیق گردآوری شده است. مشارکت کنندگان اعضای کتابخانه های عمومی شهر کرمانشاه در پاییز سال 1396 بودند. نمونه گیری به روش هدفمند انجام گرفت و تا اشباع اطلاعات ادامه یافت. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. تحلیل داده ها هم زمان با جمع آوری اطلاعات انجام گرفت. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده های مصاحبه منجر به شکل گیری 84 مفهوم، 25 مقوله فرعی و 7 مقوله اصلی شد. هفت مقوله اصلی شامل انگیزه های برچسب زنی، تصمیم گیری، راهبردهای برچسب زنی، نوع برچسب ها، ساختاردهی، سنجش و دشوارهای برچسب زنی بود که نشانگر جنبه های مختلف رفتار برچسب زنی اعضا بود. بحث و نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که فرد به دنبال انگیزه های خود وارد فرآیند تصمیم گیری شده، سپس راهبردهایی را در پیش گرفته و تعدادی برچسب را تعیین و متناسب با شبکه اجتماعی، ساختاری را به آن اضافه می کند. سپس چند روز پس از انتشار مطلب، به سنجش صحت نگارش و ساختار، اثربخشی و کارایی برچسب های تعیین شده پرداخته و در صورت لزوم اقدامات اصلاحی را انجام می دهد. در تمامی این مراحل فرد با دشواری هایی مواجه می شود که ممکن است ناشی از محدودیت ها یا الزامات شبکه باشد، یا خود فرد بر اساس اهداف و انگیزه ها و سطح مهارت و تجربه های خویش در برچسب زنی با چالش ها و مسائلی مواجه شود و یا به دلیل تنوع واژگان از نظر معنایی و ترادف و نظایر آن، با مسائل و مشکلاتی رو به رو شود. این هفت جنبه از رفتار برچسب زنی کاملاً از یکدیگر مستقل نبوده، بلکه در بخش هایی با هم هم پوشانی هم دارند.
سنجه های مرکزیت در شبکه های هم نویسندگی: هم افزایی یا هم زدایی در عملکرد پژوهشی پژوهشگران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش با استفاده از رویکرد فردمحور و جمع محور، ساختار شبکه های هم نویسندگی پژوهشگران تحلیل و در ادامه، به بررسی رابطه بین سنجه های مرکزیت و عملکرد استنادی پژوهشگران پرداخته شده است . نوع پژوهش حاضر کتاب سنجی است و به منظور دیداری سازی شبکه های هم نویسندگی از فن تحلیل شبکه استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش را نویسندگان 24308 مدرک نمایه شده در «وب آوساینس» تشکیل می دهد. برای گردآوری داده های مربوط به عملکرد استنادی یک پژوهشگر از مقاله هایی که وی در یک دوره زمانی 3 ساله منتشر کرده استفاده شده و داده استنادی (بدون احتساب خوداستنادی) برای یک مقاله 3 سال پس از انتشار آن مقاله گردآوری گردید. نتایج نشان داد که میانگین تعداد هم نویسندگان هر مقاله 8/2 نویسنده به ازای هر مقاله و درصد مقاله های هم نویسی شده نسبت به مقاله های تک نویسی شده 4/89 درصد است. همچنین، شبکه هم نویسندگی مذکور «جهان کوچک» و «بدون مقیاس» است. نتایج همچنین نشان داد که با افزایش در مقدار مرکزیت رتبه و مرکزیت بینابینی پژوهشگران، تعداد استنادات دریافتی آن ها نیز افزایش یافته، اما بین مرکزیت نزدیکی و تعداد استنادات دریافتی پژوهشگران رابطه ای معنا دار یافت نشد . در این بازه متغیر مرکزیت بینابینی با ضریب استاندارد بتا 289/0 توان پیش بینی معنا داری برای میزان عملکرد استنادی پژوهشگران داشته است (000/0 p> ). بنابراین، می توان گفت عملکرد استنادی پژوهشگران تحت تأثیر سنجه های مرکزیت بینابینی بوده و این سنجه نقش تعیین کننده ای در عملکرد استنادی پژوهشگران حوزه علوم و فناوری هسته ای در این بازه زمانی دارد. اشغال یک موقعیت مرکزی در یک شبکه هم نویسندگی، گرچه به پژوهشگر از لحاظ موقعیت نزدیکی اهمیت راهبردی می دهد، اما لزوماً موجب بهبود عملکرد وی نمی شود. اظهار نظر قطعی درباره رابطه مرکزیت بینابینی و عملکرد استنادی طلب می کند که پژوهش های بیشتری برای بررسی این رابطه به عمل آید که آیا برای بررسی رابطه مرکزیت بینابینی و عملکرد استنادی نیاز به پل بندی بین کل مؤلفه های موجود در شبکه وجود دارد یا نه.
تاثیر اعتیاد اینترنتی، سلامت روانی و معنوی دانشجویان دانشگاه قم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه استفاده از اینترنت و فضای مجازی در میان همه گروه های اجتماعی از جذابیت خاصی بر خوردار است و بر ارزش ها، نگرش ها و هویت فرهنگی، اجتماعی تاثیر می گذارد و پیامدها و آثار نامطلوبی را نیز به همراه می آورد. هدف مقاله حاضر تعیین رابطه چندگانه بین اعتیاد اینترنتی و سلامت روانی و معنوی دانشجویان دانشگاه قم است. روش شناسی: نوع پژوهش توصیفی، همبستگی چندمتغیره است. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه قم و روش نمونه گیری طبقه ای- تصادفی است. اطلاعات از طریق سه پرسشنامه اعتیاد اینترنتی و سلامت روانی و معنوی جمع آوری و روایی و پایایی آنها محاسبه گردید. یافته ها: بین اعتیاد اینترنتی (مشکلات اجتماعی، فقدان کنترل، استفاده بیش از حد از چت روم، بی توجهی به وظایف شغلی و تحصیلی) و سلامت روانی(جسمانی سازی، اضطراب و بی خوابی، عملکرد اجتماعی ضعیف و افسردگی) با سلامت معنوی دانشجویان رابطه چندگانه و معناداری وجود دارد. نتایج: بهره وری دانشجویان در استفاده بیش از حد از اینترنت، پایین می آید، آنها حتی در صورت کناره گیری از اینترنت، دچار علائم اختلال می شوند. در واقع آنها ممکن است دچار اختلالات روحی مثل احساس تنهایی، افسردگی و از دست دادن معنا در زندگی شوند و نتایج زیانباری برای جامعه و دانشگاه بدنبال داشته باشد.
ارزیابی رضایت کاربران موتور کاوشِ پایان نامه ها و رساله ها در پایگاه اطلاعات علمی ایران (گنج): بر پایه مدل «ای کوال»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد روزافزون کاربرد وب، اهمیت موتورهای کاوش و ارزیابی کیفیت آن ها را در پاسخ به نیازهای کاربران، بیش از پیش نمایان ساخته است. یکی از رویکردهای ارزیابی کیفیت، رضایت کاربران است. کاربرد یک موتور کاوش در گرو رضایت کاربران از آن است که معیاری برای کیفیت موتور کاوش به شمار می رود. در ایران نیز موتورهای کاوش بسیاری ساخته شده اند. برخی از این موتورها کاربردی همگانی دارند و برای جست وجوی اطلاعات در وب به کار می روند و برخی نیز برای جست وجو در یک پایگاه داده پدید آمده اند. پایگاه اطلاعات علمی ایران (گنج) یکی از پایگاه هایی است که موتور کاوش ویژه خود را دارد. این پایگاه نزدیک به 530 هزار پایان نامه و رساله را در بر دارد و از پایگاه های اطلاعات علمی کلیدی در کشور با کاربران بسیار است. از این رو، ارزیابی میزان رضایت کاربران این سامانه با توجه به انبوه مخاطبان آن امری حیاتی است. در قالب این پژوهش شاخص هایی برپایه مدل ای کوآل جهت ارزیابی رضایت کاربران سامانه «گنج» توسعه داده شد. شاخص های توسعه داده شده برپایه روش دلفی غربال سازی و بمنظور ارزیابی رضایت کاربران سامانه «گنج» بومی سازی شد. همچنین ارزیابی سطح رضایت کاربران به کمک پرسشنامه مبتنی بر ایکوال صورت گرفت. نتایج تحلیل داده های 156 پرسش نامه گردآوری شده، نشان می دهند که کاربردپذیری، اطلاعات و تعامل سرویس به ترتیب بعنوان عوامل اصلی رضایت کاربران از سامانه «گنج» هستند. در بُعد کاربردپذیری، میزان آسانی کار با «گنج» در بالاترین اولویت قرار دارد. به همین ترتیب راحتی تعامل با سامانه و جذابیت ظاهری سامانه بعنوان عوامل اصلی معرفی شدند.
مؤلفه ها و شاخص های مؤثر بر ارتقای مهارت های سواد اطلاعاتی کاربران کتابخانه های عمومی ایران؛ مطالعه دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : کتابخانه های عمومی به عنوان یکی از مجاری مهم و پرکاربردِ ارائه اطلاعات نقش مشارکتیِ قابل توجهی در آموزش و ارتقای مهارت های سواد اطلاعاتی کاربران دارند. هدف این مقاله، تعیین مؤلفه ها و شاخص های مؤثر بر ارتقای مهارت های سواد اطلاعاتی در بافت کتابخانه های عمومی کشور با در نظر داشتن خلأ مهارتی جامعه مخاطب و همچنین فقدان برنامه ریزی های منسجم و اجرای مستمر آموزش های مهارت های سواد اطلاعاتی، در بافت مذکور است. روش شناسی: پژوهش از نظر هدف کاربردی و رویکرد آن آمیخته است. داده های پژوهش با تحلیل محتوای چارچوب های سواد اطلاعاتی و برگزاری سه دور پنل دلفی خبرگان سواد اطلاعاتی گردآوری، شده است. جامعه پژوهش، در بخش جامعه اسنادی متشکل از چهار چارچوب سواد اطلاعاتی و در بخش جامعه انسانی متشکل از 11 نفر از خبرگان در دور اول و 10 نفر در دورهای دوم و سوم بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری و نرم افزار مکس کیودی ای استفاده شد. یافته ها: نتایج پنل دلفی، با 48 شاخص و هفت مؤلفه اصلی به این ترتیب حاصل آمد: «مهارت های درک و تشخیص نیاز اطلاعاتی»، «مهارت های دسترسی به اطلاعات»، «مهارت های ارزیابی اطلاعات»، «مهارت های استفاده از اطلاعات»، «مهارت های ترکیب اطلاعات»، «مهارت های اشاعه اطلاعات» و مهارت های «فراسواد». مؤلفه «فراسواد» یکی از مهم ترین مؤلفه های حاصل از پژوهش حاضر با کسب 18 شاخص، یکی از وجوه اصلی و تمایز مؤلفه های برآمده از نتایج این پژوهش با چارچوب ها و مدل های پیشین سواد اطلاعاتی برای کتابخانه های عمومی است. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه، ضمن رفع خلأهای موجود و ارتقای مهارت های سواد اطلاعاتیِ جامعه مخاطب می تواند با جریان سازی علمی مناسب در پر کردن شکاف های پژوهشی در حوزه سواد اطلاعاتی در بافت کتابخانه های عمومی کشور، نیز مؤثر واقع شود.
تأثیر مؤلفه های سازمانی بر کاربست شبکه های اجتماعی درکتابخانه های دانشگاهی ایران: از وضع موجود تا آرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه شبکه های اجتماعی در کتابخانه ها به عنوان یک نمونه جدید و قدرتمندی از ارتباطات میان کتابداران و کاربران به حساب می آید. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان تأثیر مؤلفه های سازمانی بر کاربست شبکه های اجتماعی در کتابخانه های دانشگاهی ایران در دو وضعیت موجود و آرمانی انجام گرفته است. روش : روش پژوهش پیمایشی تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش شامل کتابداران 40 کتابخانه مرکزی دانشگاه های دولتی ایران است. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته است. نمونه آماری شامل 180 کتابدار است. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی (فراوانی، درصد فراوانی، میانگین و انحراف استاندارد) و برای بررسی معناداری تفاوت ها از آمار استنباطی (آزمون تی جفتی) استفاده شده است. یافته ها: در مؤلفه های سازمانی دو متغیر رشته تحصیلی و رضایت شغلی با میانگین 3/06 بیشترین تأثیر را بر استفاده از شبکه های اجتماعی دارند. در بررسی وضع آرمانی تأثیر مؤلفه سازمانی مؤثر بر استفاده از شبکه های اجتماعی در کتابخانه های دانشگاهی نشان می دهد که برای مؤلفه سازمانی دو متغیر یادگیری سازمانی با میانگین 4/21 و رقابت پذیری سازمانی با میانگین 4/18 بیشترین تأثیر را بر استفاده از شبکه های اجتماعی در کتابخانه های دانشگاهی دارند. در بررسی کلی مشخص شد که تفاوت معناداری بین تأثیر عوامل سازمانی بر استفاده از شبکه های اجتماعی در کتابخانه های دانشگاهی در وضع موجود و آرمانی وجود دارد. نتیجه گیری: بررسی نتایج پژوهش نشان می دهد که میانگین کل میزان تأثیر مؤلفه های سازمانی بر استفاده از شبکه های اجتماعی در کتابخانه های دانشگاهی در وضع موجود 2/93 در حد متوسط و در وضع آرمانی 4/04 در حد بالا قرار دارد. این وضعیت نشان می دهد که ظرفیت بسیار مناسبی برای استفاده از شبکه های اجتماعی در کتابخانه ها وجود دارد و در وضعیت کنونی از این ظرفیت بهره برداری نمی شود. ارتقای وضعیت موجود در نهایت می تواند به ارتقای اثربخشی کتابخانه های دانشگاهی بیانجامد.
بررسی ویژگی های معنایی و هستی شناسانه نظام های بازیابی اطلاعات مبتنی بر اصطلاحنامه و هستی شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظام های بازیابی اطلاعات برای افزایش نتایج مرتبط بازیابی شده و کسب رضایت کاربران به دنبال تغییر جستجوی مبتنی بر کلیدواژه به جستجوی مبتنی بر مفاهیم هستند. این نظام ها برای انجام این کار از ابزارهایی استفاده می کنند که بتوانند واژگان را به مفاهیم تبدیل کنند. این امر طی سالیان متمادی زمینه تولید ابزارهایی همچون طرح های رده بندی، سرعنوان های موضوعی، واژگان و اصطلاحنامه ها را فراهم آورده است. به تازگی نیز هستی شناسی ها در تکامل این روند به کار گرفته شده اند. این مسئله که نظام های بازیابی اطلاعات مطرح در دنیا که مدعی استفاده از هستی شناسی و اصطلاحنامه هستند چگونه از ویژگی های معنایی این ابزارها در روند بازیابی اطلاعات خود بهره می گیرند، مشکل اصلی است که در این پژوهش به آن پرداخته شده است. در این مقاله 7 نظام بازیابی اطلاعات با توجه به استفاده از این ابزارها انتخاب شدند، ویژگی های معنایی نظام ها با بررسی متون در قالب سیاهه وارسی محقق ساخته ای ارائه شد. این ویژگی ها 5 مقوله کلی جستجوی مفهومی، جستجوی مترادف ها، پیشنهاد برای جستجو، استفاده از هستی شناسی ها و نمایش هستند. پژوهشگر با مشاهده ساختاریافته در قالب سیاهه ، این ویژگی ها را مورد بررسی قرار داد. با وجود این که این نظام ها از این ابزارها برای جستجو و بازیابی اطلاعات بهره گرفته اند، اما ویژگی های معنایی و هستی شناسانه مورد انتظار را نشان ندادند. پایگاه اطلاعاتی اریک و کتابخانه ملی استرالیا بیشترین امتیاز (32 و 24) را در معیارهای بررسی شده به دست آوردند و آرشیو ملی استرالیا و موزه بریتانیاکمترین امتیاز (12 و 13) را داشتند.
شناسایی خدمات جنبی در کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه و نقش آن ها در جذب و نگهداشت کودکان و نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تشریح خدمات جنبی کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه و نقش آن ها در جذب کودکان و نوجوانان به کتابخانه و نگهداشت آنان در آن انجام شده است . روش : در این پژوهش از رویکرد آمیخت ه استفاده شده است. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه، سیاهه وارسی و مصاحبه با کتابداران استفاده شد که روایی محتوایی آن بر اساس نظرات متخصصان تأیید شد و پایایی پرسش نامه به روش ضریب آلفای کرونباخ (86/0) به دست آمد. جامعه آماری پژوهش را اعضا و کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه تشکیل می دهند. حجم نمونه در بخش اعضا از 100 نفر و در بخش کتابداران از 10 نفر تشکیل شده است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای و غیرتصادفی سهمیه ای انتخاب شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و روش های کدگذاری اشتروس و کروبین (باز، محوری و انتخابی) استفاده شده است. یافته ها : نتایج پژوهش حاکی از آن است که آموزش قرآن، قصه گویی، مسابقات کتاب خوانی و نقاشی، جشن و مراسم مذهبی، مطالعه در تابستان، کانون ادبی، نمایشگاه کتاب و تازه های کتاب، برنامه های جنبی مور د اجرا در کتابخانه های عمومی هستند. نمایش فیلم، موسیقی و گروه های کتاب خوانی در هیچ کدام از کتابخانه ها وجود ندارد. رضایت از برنامه نقاشی، مسابقات کتاب خوانی، قصه گویی زیاد و آموزش قرآن، نمایشگاه کتاب بیشتر از سایر خدمات است. مهم ترین موانع در ارائه خدمات جنبی، کمبود بودجه و امکانات، کمبود فضای مناسب و کمبود نیروی انسانی هستند. اصالت/ارزش : خدمات جنبی در کتابخانه های عمومی نقش مؤثری در جذب و نگهداشت کودکان و نوجوانان دارد. همچنین، این برنامه ها در استفاده مطلوب از اوقات فراغت و تشویق به فعالیت های فرهنگی هنری به منظور رشد و اعتلای فرهنگی جامعه نقش به سزایی را ایفا می کند. کاربست این یافته ها با توجه به بافت جغرافیایی و فرهنگی خاص کرمانشاه می تواند زمینه را برای پرورش بهتر کودکان و نوجوانان مهیا ساخته و نقش کتابخانه های عمومی را در آموزش وپرورش اعضا برجسته سازد.
مکان یابی کتابخانه های عمومی در شهر بجنورد با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش مکان یابی کتابخانه های عمومی در شهر بجنورد بر اساس شاخص های مرکزیت، سازگاری و ویژگی های طبیعی زمین است. از دیگر اهداف این تحقیق، شناسایی معیارهای اصلی در مکان یابی کتابخانه ها، تعیین روش مناسب برای استانداردسازی و وزن دهی به معیارها و تعریف سناریوهای مناسب برای هر کدام از پهنه های منتخب بر اساس ویژگی های کالبدی آن است. روش : روش پژوهش حاضر، توصیفی با ماهیت کاربردی و رویکرد کمی است و برای گردآوری داده های پژوهش از روش پیمایشی استفاده شده است. برای استانداردسازی نقشه های معیارها از توابع فازی، برای وزن دهی به معیارهای مکان یابی از فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی و برای تلفیق معیارها از ترکیب خطی وزن دار استفاده شده است. برای وزن دهی به معیارها از روش دلفی و ابزار پرسش نامۀ مقایسۀ زوجی استفاده شده است که جامعۀ آماری را خبرگان و کارشناسان مرتبط با امور مکان یابی کتابخانه ها تشکیل می دهند و 12 نفر به عنوان نمونه به صورت غیرتصادفی هدفمند انتخاب شده اند. یافته ها : یافته های تحقیق حاکی از آن بوده است که به طورکلی ازنظر اهمیت وزن نهایی معیارها، تراکم جمعیت، قابلیت دسترسی، فاصله از کتابخانه های موجود، نزدیکی به مراکز آموزشی و نزدیکی به مراکز فرهنگی و مذهبی به ترتیب دارای بیشترین اهمیت بوده اند. با تلفیق معیارهای درنظرگرفته شده در این تحقیق، 6 پهنۀ دارای تناسب بالای مکانی برای کتابخانه بوده است. همچنین با توجه به سرانۀ استاندارد، شهر بجنورد نیاز به 3 کتابخانۀ جدید دارد که با توجه به سیاست های درنظرگرفته شده می توان از بین 6 پهنۀ دارای تناسب بالای مکانی انتخاب کرد. اصالت/ارزش: مکان یابی پهنه های مناسب برای احداث کتابخانه پیش از ساخت کتابخانه می تواند از بسیاری از هزینه های اضافی جلوگیری کند. علاوه بر این، مکان یابی صحیح کتابخانه ها می تواند در افزایش کارایی کتابخانه ها تأثیر بسزایی داشته باشد. با توجه به محدودیت بودجه ای و سیاست های تجهیز کتابخانه ها، استراتژی های مختلفی در زمینۀ اجاره کردن یک مکان برای کتابخانه یا احداث کتابخانۀ جدید در نظر گرفته می شود. بنابراین، در این تحقیق با رویکردی نوآورانه بر اساس وضعیت کاربری های موجود و کیفیت ابنیه، پیشنهاد ها و سناریوهایی برای احداث و یا اجارۀ مکان برای کتابخانه در پهنه های منتخب ارائه شده است. همچنین، مهم ترین مسئله ای که کمتر بدان توجه داشته اند، عدم قطعیت در قضاوت ها است. بنابراین، برای رفع این مسئله در این تحقیق از روش تصمیم گیری چندشاخصۀ فازی برای وزن دهی به معیارها استفاده شده است.
مرور نظام مند پژوهش های رایانش ابری با استفاده از روش استنتاج مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیقات مروری نظام مند به عنوان مصداق بارز تحقیقات مبتنی بر شواهد توانسته اند نقش کلیدی در ارتقای سطح علمی و رشد بازار ابری ایفا نمایند. تاکنون تحقیقات نظام مند فراوانی در حوزه رایانش ابری منتشر شده، اما سؤال اساسی این است که آیا این تحقیقات بر اساس فرایندی دقیق و با تمرکز کامل روی چالش های کاربردی رایانش ابری انجام شده؟ و از همه مهم تر، از نتایج سازگاری برخوردار هستند؟ بر همین اساس، در این تحقیق و در پاسخ به این سؤال قصد بر این است که برای اولین بار با انجام یک مطالعه مرتبه سوم در حوزه رایانش ابری، تحقیقات مروری در این حوزه شناسایی و از دو منظر روش شناسی و محتوایی ارزیابی و تفسیر شود. جهت انجام تحقیق از روش تحقیق مروری نظام مند شامل دو گام اصلی استفاده گردید. در گام اول، پس از جست وجو در پایگاه های اطلاعاتی معتبر بین سال های 2011 تا 2016 ، 94 مقاله مروری بر اساس معیارهای مشخص انتخاب گردید و در نهایت، پس از ارزیابی کیفی آن ها با استفاده از یک ابزار معتبر، 76 مقاله تأیید شد. در گام دوم، بر اساس روش استنتاج مضمون، دو زمینه تحقیقاتی اصلی فناوری و کسب وکار در حوزه رایانش ابری شناسایی و پس از آن نگاشتی از مفاهیم و موضوعات مرتبط با هر زمینه ترسیم و سرانجام، با استفاده از روش «دلفی» سه مرحله ای مشتمل بر 12 خبره اعتبارسنجی گردید. از منظر روش شناسی، نتایج این تحقیق نشان داد که طی سال های اخیر تعداد و کیفیت مقالات مروری افزایش یافته و همچنین، استفاده از مراجع راهنمای معتبر و ابزارهای نرم افزاری می تواند فرایند تحقیق را تسهیل نماید. از نظر محتوا، در این مطالعه معلوم شد که بیشتر مقالات مروری روی جنبه های فناوری از جمله چالش های امنیتی ابر، تأمین منابع زیرساخت ابری مقیاس پذیر مطابق با سطح سرویس توافق شده، افزایش تعامل پذیری بین سرویس ها جهت کاهش وابستگی به فروشندگان ابری تمرکز نموده اند. در نهایت، در این مطالعه معلوم شد که انجام تحقیقات مروری بیشتر با تمرکز بر روی مباحث کسب وکاری و حاکمیتی ابری مورد نیاز است.
سنجش نگرش و میزان آمادگی کتابداران دانشگاهی شهر مشهد در مورد یادگیری سیار و ابزارهای آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : پژوهش حاضر با هدف سنجش نگرش و میزان آمادگی کتابداران دانشگاه های شهر مشهد در خصوص به کارگیری یادگیری سیار و ابزارهای آن در کتابخانه های دانشگاهی صورت گرفته است. روش شناسی : پژوهش به روش پیمایشی انجام شده است و جامعه آماری آن را 70 کتابدار شاغل در دو دانشگاه دولتی شهر مشهد (علوم پزشکی و فردوسی مشهد) تشکیل می دهند که با استفاده از فرمول کوکران و با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعداد 59 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه ای است محقق ساخته که روایی آن با نظر متخصصان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (79/0) مورد محاسبه قرار گرفت. یافته ها : بیشتر کتابداران دانش کافی در مورد یادگیری سیار نداشتند (85 درصد) اما تمایل داشتند که در مورد آن اطلاعات کسب کنند. تمامی کتابداران اظهار کردند که حداقل یکی از ابزارهای یادگیری سیار را برای امور شخصی خود مورد استفاده قرار داده اند. دیگر یافته نشان داد که کتابداران نسبت به یادگیری سیار و ابزارهای آن دارای نگرشی مثبت هستند (میانگین 12/4). همچنین میزان آمادگی کتابداران کتابخانه های دانشگاهی شهر مشهد در مورد استفاده از یادگیری سیار و ابزارهای آن در کتابخانه ها مثبت و بالاتر از حد متوسط است. نتیجه گیری : نگرش مثبت و آمادگی کتابداران در استفاده از ابزارهای سیار و همچنین اهمیت و رواج روزافزون این فناوریی ها و یادگیری سیار، زمینه و الزامی را برای مدیران کتابخانه های دانشگاهی ایجاد می کند که برخی از آموزش ها و خدمات خود را بر پایه ابزارهای سیار طراحی و اجرا نمایند.
بررسی عوامل موثر بر درک کاربران از کتابخانه های دیجیتالی (مطالعه موردی: کتابخانه دیجیتالی دانشگاه علامه طباطبایی)
منبع:
مطالعات دانش شناسی سال ششم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۱
71 - 89
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به بررسی عوامل موثر درک کاربر از کتابخانه های دیجیتالی با مطالعه موردی کتابخانه دیجیتالی دانشگاهی علامه طباطبایی می پردازد. روش پژوهش: روش انجام تحقیق حاضر، توصیفی- تحلیلی از نوع پیمایشی بوده و به لحاظ هدف کاربردی است. جامعه ی آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی تشکیل می دهند (18000 دانشجو) که از این بین 378 دانشجو با استفاده از جدول کرجسی و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. برای گردآوری اطلاعات با توجه به نبود پرسشنامه استاندارد در این زمینه از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که شامل 3 سوال جمعیت شناختی (جنسیت، تجربه استفاده از کتابخانه دیجیتالی و مقطع تحصیلی) و 8 مولفه با 25 سوال بسته عبارت از کیفیت سیستم، کیفیت اطلاعات، کیفیت خدمات، سودمندی، سهولت استفاده، وابستگی کتابخانه دیجیتالی، رضایت کاربر و وفاداری کاربر می باشد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون تی تک نمونه ای، تی مستقل و تحلیل واریانس در سطح معناداری 05/0=α استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد تمامی مولفه های عوامل موثر بر درک دانشجویان از کتابخانه دیجیتالی تفاوت معناداری داشته اند. از لحاظ جنسیت و مقطع تحصیلی بر درک از کتابخانه دیجیتالی دانشگاه علامه طباطبایی تفاوت معنی داری وجود ندارد. اما بین نگرش دانشجویان به درک از کتابخانه دیجیتالی و تجربه استفاده از کتابخانه دیجیتالی آنان تفاوت معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از بررسی نشان دهنده تاثیر کلی خود متغیر درک دانشجویان از کتابخانه دیجیتالی دانشگاه علامه طباطبایی می باشد و هر کدام از این مولفه های درک می تواند با توجه به مدل های مختلف در محیط های گوناگون تعریف شوند
تأثیر سبک های پردازش اطلاعات بر رفتار اطلاع جویی دانشجویان با توجه به نقش میانجی اضطراب و سودمندی ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش بررسی تأثیر سبک های پردازش اطلاعات بر رفتار اطلاع جویی دانشجویان تحصیلات تکمیلی با نقش میانجی اضطراب و سودمندی اطلاعات بود. روش پژوهش: این پژوهش کاربردی با روش پیمایشی- توصیفی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل 9500 دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز بود که با فرمول کوکران 370 نفر به عنوان نمونه به شیوه نسبتی انتخاب گردیدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته در طیف پنج درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی ابزار به شیوه صوری و محتوایی و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح مطلوب (91/0=a) تعیین گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Amos انجام شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بین سبک های پردازش اطلاعات تحلیلی و ادراکی و رهیافتی با رفتار اطلاع جویی رابطه معنادار و مثبت وجود دارد. ضمن این که، دو متغیر میانجی سودمندی درک شده اطلاعات و اضطراب بر رابطه بین سبک های پردازش اطلاعات و رفتار اطلاع جویی اثرگذار می باشند؛ و اثرگذاری اضطراب بیشتر از سودمندی درک شده اطلاعات است. نتیجه گیری: سبک های پردازش اطلاعات به ویژه سبک پردازش اطلاعات تحلیلی با درنظر گرفتن سودمندی درک شده و اضطراب پیش بین مناسب برای رفتار اطلاع جویی می باشد که باید مورد توجه قرار گیرد.
به کارگیری متدولوژی سیستم های نرم در آموزش علم اطّلاعات و دانش شناسی و ارائه الگوی جایگزین مبتنی بر هستان نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازخوانی متون متأخّر و معتبر حوزه علم اطّلاعات و دانش شناسی، از وجود برخی مسائل بنیادین در فرایند آموزش این رشته حکایت دارد. از آنجاکه عوامل مختلفی از جمله اساتید، دانشجویان، گروه های آموزشی و متن و محتوا در این فرایند نقش ایفا می کنند، تصمیم گیری جهت رفع موانع موجود از مسائل پیچیده به شمار می رود. از این رو در فاز اوّل پژوهش حاضر از متدولوژی سیستم های نرم، که تکنیک حل مسائل پیچیده محسوب می گردد، بهره گرفته شد. متدولوژی سیستم های نرم از روش های تحقیق در عملیات (اقدام پژوهی) به شمار می رود و از لحاظ رویکرد پژوهش، روش کیفی است. در فاز اول پژوهش، بر اساس هفت گام چک لند، ابتدا شرایط مسأله ساز شناسایی شد، تصویر گویا بر اساس الگوی عمومی آموزش گیج و برلاینر شکل گرفت. تعاریف ریشه ای در قالب مؤلفه های CATWOE بدست آمد. مدل مفهومی ترسیم و با استفاده از نظرات خبرگان اعتبارسنجی شد. سپس مدل مفهومی با شرایط واقعی تطبیق داده شده و در آخر پیشنهادات لازم جهت اعمال تغییر تبیین ارائه گردید. با بهره مندی از مراحل هفت گانه متدولوژی سیستم های نرم، ابتدا تصویر روشنی از فرایند آموزش رشته و مسائل مبتلابه در اکوسیستم مربوطه به نمایش درآمد و مدل نهایی حاصل از تجمیع سه هستان نگاری فراگیر، مدرّس و محتوای آموزشی حاصل شد. در پایان مدل پیشنهادی با ضریب توافق کاپا بالای 90 درصد مورد تأیید خبرگی قرار گرفت. به منظور اجرایی نمودن مدل کلان حاصل شده، الگوی معنایی مبتنی بر هستان نگاری طراّحی و با زبان OWL 2 پیاده سازی شد. مدل مفهومی بدست آمده از متدولوژی سیستم های نرم با تایید و توافق خبرگی، نتنها قادر خواهد بود مسائل مطرح در آموزش علم اطّلاعات و دانش شناسی را پاسخ دهد بلکه می تواند به عنوان مبنایی برای پژوهش های آتی در جهت طراحی و پیاده سازی نظام آموزش معنایی در رشته های مختلف نیز قرار گیرد. مدل معنایی آموزش، مفهومی با ابعاد و مؤلفه های گوناگون است که کاملاً عملیاتی و قابل پیاده سازی بوده و می تواند مورد توجّه سیاستگذاران، طراحان و بازیگران حوزه آموزش علم اطلاعات و دانش شناسی در طراحی و ارزیابی نظام های یادگیری-یاددهی قرار گیرد.
الگوی پارادایمی تسهیم دانش ضمنی در دانشگاه های ایران: از دیدگاه متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی با رویکرد گراندد تئوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دانش ضمنی یا دانش تلویحی به دانشی اشاره دارد که در پی تجربه ها، مهارت ها، و دانایی های شخصی، در اذهان مردم جوامع پدید می آید، و فرموله کردن آن بسیار مشکل است و نمی توان آن را توضیح داد یا به دیگران انتقال داد. هدف از این پژوهش ارائه الگوی پارادایمی تسهیم دانش ضمنی در دانشگاه های ایران: از دیدگاه متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی با رویکرد گراندد تئوری می باشد. روش شناسی: رویکرد تحقیق حاضر از نوع کیفی است که با روش گراندد تئوری انجام شده است . جامعه آماری این پژوهش شامل متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی که در زمینه مدیریت دانش خبره هستند به روش گلوله برف (ارجاع زنجیره ای) انتخاب شده اند. روش جمع آوری اطلاعات به صورت مصاحبه عمیق و باز است. در این مطالعه از 12 نفر مصاحبه انجام شد. یافته ها: نشان داد تسهیم دانش ضمنی می تواند بر خلاقیت و نوآوری، قوام و استحکام تیم، افزایش اعتماد به نفس در کار کارکنان، کسب مهارت های فنی و تخصصی، آینده نگری، شناسایی دقیق نقاط قوت و ضعف خود و سازمان، کسب مزیت رقابتی پایدار، افزایش بهره وری و کاهش هزینه، شناسایی دقیق نیازمندی های سازمان، کیفیت در تصمیم گیری و وفاداری به سازمان بر کارکنان مؤثر باشد. نتیجه گیری: مهم ترین عامل در ایجاد تسهیم دانش ضمنی، آگاهی مدیران دانشگاه ها از اهمیت دانش در فرآیند کاری کارکنان و همچنین نهادینه نمودن فرهنگ تسهیم دانش با استفاده از محرک های انگیزشی است با توجه به مؤلفه های شناسایی شده، الگوی نظری ارائه شد. در این الگو، کلیه مؤلفه های مؤثر در تسهیم دانش در دانشگاه ها مدنظر قرار گرفت. الگوی ارائه شده می تواند به عنوان راهنمای جامعی برای کلیه دانشگاه ها در کشور استفاده شود.
ارائه مدل دسته بندی موضوعی تولیدات علمی حوزه سلامت با استفاده از روش های متن کاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با گسترش اینترنت و رشد سریع و روزافزون مقالات الکترونیکی، دسته بندی متون به یکی از ابزارهای کلیدی و مهم برای سازماندهی و مدیریت داده تبدیل شده است. در دسته بندی متون، یک مجموعه دانش اولیه در اختیار سامانه قرار می گیرد تا با یادگیری از این مجموعه، اسناد جدید ورودی به یکی از گروه های موضوعی، ملحق گردد. در متون سلامت به علت تنوع زیاد موضوعات، آماده کردن چنین مجموعه آموزش اولیه عملی بسیار زمان بر و هزینه بر است. هدف از مقاله ارائه مدلی ترکیبی از یادگیری (با نظارت و بدون نظارت) برای دسته بندی موضوعی تولیدات علمی حوزه سلامت است که بدون نیاز به مجموعه برچسب خورده اولیه عمل دسته بندی را انجام دهد. برای استخراج مدل موضوعی متون تولیدات علمی سلامت طی سال های 2009 تا 2019 در پایگاه پابمد، با استفاده از روش آمیخته داده کاوی، شامل متن کاوی و یادگیری ماشینی انجام گرفت. بر اساس مدل موضوعی تخصیص پنهان دیریکله، دادها تحلیل و سپس برای دسته بندی متون، از مدل ماشین بردار پشتیبان استفاده شد. در یافته های این پژوهش، مدل دسته بندی متون سلامت در سه گام اصلی معرفی شد. در گام اول پیش پردازش های لازم بر روی مجموعه داده به دلیل حذف کلمات کم تکرار و غیرضروری از مجموعه داده و افزایش دقت مدل پیشنهادی انجام گرفت. در گام دوم موضوعات موجود در متون به کمک روش احتمالاتی تخصیص پنهان دیریکله استخراج و به عنوان یک مجموعه آموزش اولیه در گام سوم به الگوریتم دسته بندی ماشین بردار پشتیبان داده و عمل یادگیری دسته بند به کمک این موضوعات انجام گرفت. درنهایت به کمک دسته بند، موضوع هر سند مشخص گردید. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی می تواند، یک دسته بندی بهتر با استفاده از ترکیب کردن خواص بدون نظارت خوشه بندی و دانش پیشین نمونه ها بسازد. انجام دادن خوشه بندی روی نمونه های برچسب دار با یک معیار شباهت مشخص، متن های مرتبط را باهم ادغام و یک دانش پیشین ایجاد کرده، سپس الگوریتم یادگیری، دسته بندی را با روشی نظارتی آموزش می دهد. ترکیب دسته بندی و خوشه بندی می تواند دقت دسته بندی متون سلامت را افزایش دهد.
اولویت بندی روش ها، فنون و ابزارهای بازاریابی کتاب از دیدگاه ناشران کودک و نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، اولویت بندی روش ها، فنون و ابزارهای بازاریابی کتاب از دیدگاه ناشران است. روش : پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، با روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری مورد مطالعه ناشران کودک و نوجوان فعال شهر تهران است، که 72 ناشر به روش نمونه گیری تصادفی به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. یافته ها: بر اساس نظر ناشران پرکاربردترین روش های بازاریابی، بازاریابی مستقیم و رابطه مند، بازاریابی پارتیزانی، و بازاریابی حسی بوده است. مهمترین فنون بازاریابی مستقیم به کار رفته از سوی ناشران، بازاریابی با پست مستقیم و بازاریابی با کاتالوگ است. مهمترین فنون بازاریابی تعاونی به کار رفته از سوی ناشران، تخصیص اعتبار به خریداران بر اساس خریدهای سال گذشته است. مهمترین فنون بازاریابی پارتیزانی به کار رفته از سوی ناشران، ارتباط رو در رو با مشتری و تلاش برای ایجاد حس دوستی است. مهمترین فنون بازاریابی محتوایی به کار رفته از سوی ناشران، تولید محتوای مناسب است. مهمترین فنون بازاریابی ویروسی به کار رفته از سوی ناشران، استفاده از رسانه های متنوع است. مهمترین فنون بازاریابی اینترنتی به کار رفته از سوی ناشران، بهینه سازی موتورهای جستجو است. مهمترین فنون بازاریابی حسی به کار رفته از سوی ناشران، متغیرهای نقطه خرید است و مهمترین فنون بازاریابی رابطه مند به کار رفته از سوی ناشران، ارتباطات است؛ و از مهمترین ابزارهای بازاریابی کتاب به کار رفته از سوی ناشران کودک و نوجوان شهر تهران، تلفن است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که میزان استفاده از روش ها، فنون و ابزارهای بازاریابی کتاب در صنعت نشر محدود است و ناشران برای رسیدن به وضعیت مطلوب به تلاش بیشتری نیاز دارند.
بازطراحی توسعه خدمات فناوری اطلاعات در مدیریت اطلاعات علمی و فناوری، بررسی موردی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
راهبری و مدیریت توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در کشور در تمامی بخش ها از جمله در زمینه نظام اطلاعات علمی و فناوری کشور در حال توسعه است و این مساله مستلزم شناخت دقیق نیازها و تعیین روابط میان ذینفعان مختلف در این رابطه است. تعهد و مشارکت تمامی ذی نفعان در فرایند طراحی و پیاده سازی توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات، موفقیت اهداف توسعه را تضمین می کند. از سوی دیگر توسعه خدمات دستگاه های اجرایی در قالب دولت الکترونیکی و افزایش تقاضای جامعه در بهره گیری از این خدمات مشهود است و دولت دستگاه های اجرایی را ملزم به اجرای تمهیدات لازم برای کاهش حداقل 50 درصد از مراجعان حضوری به دستگاه های اجرایی و دستیابی به حداقل 30 درصد معاملات کالا و خدمات به صورت الکترونیکی نموده است (ریاست جمهوری، ۱۳۹۴). پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) نیز به عنوان یکی از بزرگترین متولیان داده های علمی کشور و ارایه دهنده خدمات ارزش افزوده بر داده های موجود نقش کلیدی در توسعه خدمات علمی کشور بر پایه فناوری دارد. در این مقاله سعی داریم با توجه به توسعه فناوری ها و زیرساخت های فناوری اطلاعات در کشور، نقشه جامع ارایه خدمات پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران در دولت الکترونیکی را در زمینه نظام اطلاعات علمی و فناوری کشور ترسیم نماییم. در این مقاله پس از بررسی زنجیره ارزش نظام اطلاعات علمی و فناوری کشور، کارکرد حوزه فناوری اطلاعات را با توجه به ذینفعان زنجیره مشخص نموده و الزامات لازم را در راستای توسعه خدمات ارایه خواهیم داد. نتایج حاصل از مقاله حاضر تلاش دارد ضمن بررسی ادبیات موضوع، خدمات قابل ارایه پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران در دولت الکترونیکی و همچنین فعالیت های مطرح برای تبیین جایگاه پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران را در توسعه دولت الکترونیکی در زمینه نظام اطلاعات علمی و فناوری بررسی نماید.