فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۸۱ تا ۱٬۸۰۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی وجوه اشتراک و افتراق موجود در فهرست نویسی نسخه های خطی و چاپ سنگی در 5 کتابخانه بزرگ ایران و امکان سنجی یکسان سازی شیوه فهرست نویسی نسخ خطی و چاپ سنگی.<br /> روش شناسی: این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی است. اطلاعات با استفاده از سیاهه وارسی و مصاحبه با متخصصان فهرست نویسی گردآوری، دسته بندی، تحلیل و نتیجه گیری شده است.<br /> یافته ها: میزان اشتراک عناصر فهرست برگه های نسخه های خطی و چاپ سنگی با عناصر سیاهه وارسی ۷۵ عنصر (۷۶/۵ درصد) و میزان افتراق آنها ۲۳ عنصر (۲۳/۴ درصد) است. بنابراین درصد اشتراک عناصر کاربرگه های فهرست نویسی نسخه های خطی و چاپ سنگی کتابخانه های بزرگ ایران با عناصر سیاهه وارسی بیشتر از درصد افتراق آنها است.<br /> نتیجه گیری: یکسان سازی فهرست نویسی نسخ خطی و چاپ سنگی امکان پذیر است و می توان کار برگه مشترک فهرست نویسی طراحی و تنظیم نمود؛ بدین نحو که75 عنصر مشترک موجود در هر دو کاربرگه بدون دخل و تصرف و 23 عنصر موارد افتراق با تغییر در عنوان آنها و احیانا ادغام برخی از آنها در برخی دیگر، در کاربرگه مشترک فهرست نویسی نسخ خطی و چاپ سنگی درج نمود.
تکنیک های خلاصه سازی چندسندی خودکار متون فارسی مبتنی بر الگوریتم های فرااکتشافی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ارائه الگوی خلاصه سازی استاندارد متون فارسی با رویکرد تبدیل مسئله خلاصه سازی به مسئله بهینه سازی توسط الگوریتم های فرااکتشافی سازگار. روش شناسی: در این پژوهش از اسناد استاندارد پیکره چندسندی «پاسخ» که شامل 50 موضوع مختلف از انواع گونه های خبری از خبرگزاری های پرببینده ایران، برای ارزیابی استفاده شده است. هر موضوع حاوی 20 سند و همچنین 5 خلاصه چکیده ای و 5 خلاصه استخراجی است. ابتدا عملیات پیش پردازش روی متون ورودی انجام و خلاصه های اولیه تولید شدند. این کار به کمک معیار TF-ISF، معیارهای خوانایی و انسجام جملات، ویژگی شباهت با عنوان، ویژگی موقعیت جمله در متن، و ویژگی طول جمله انجام شد. با توجه به هر یک از این معیارها، وزنی به هر یک از جملات خلاصه اختصاص داده و ماتریس شباهت ایجاد شد. سپس، خروجی سیستم استخراج توسط دو الگوریتم فرااکتشافی ژنتیک و جستجوی فاخته برای رسیدن به خلاصه نهایی پردازش شد. درنهایت، خروجی به دست آمده از مرحله قبل به کمک ابزار ارزیابی Rouge و مقایسه با خلاصه های انسانی تحلیل شدند. یافته ها: میانگین همه مقادیر به دست آمده از ابزار ارزیابی Rouge در محاسبه میزان هم پوشانی نمونه های مشترک خلاصه های انسانی و خلاصه ماشینی توسط الگوریتم جستجوی فاخته بیشتر از مقادیر به دست آمده توسط الگوریتم ژنتیک و همچنین سامانه خلاصه ساز برخط ایجاز بودند. از میان هشت معیار موجود در این ابزار، دو معیار ارزیابی طولانی ترین زیررشته مشترک با مقدار 0.33 و تعداد لغات مشابه در متن با مقدار 0.40 نتایج بهتری نسبت به بقیه معیارها داشتند. نتیجه گیری: نتایج حاصل از مقایسه دو الگوریتم به کاررفته، حاکی از عملکرد بهتر الگوریتم جستجوی فاخته در هر یک از معیارهای ابزار Rouge است. از طرفی مقایسه زمانی نتایج نشان می دهد که میانگین زمانی محاسبه شده برای خلاصه سازی توسط سیستم پیشنهادی با الگوریتم جستجوی فاخته کمتر است.
میزان مطابقت میزهای مرجع و اطلاع رسانی کتابخانه ملی ایران با شاخص های تأثیرگذار بر عملکرد میزهای خدمت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : شناسایی شاخص های تأثیرگذار بر عملکرد میزهای خدمت رسانی و میزان مطابقت میزهای خدمت کتابخانه ملی ایران با این شاخص ها. روش شناسی : پژوهش حاضر در دو مرحله انجام شد. مرحله اول، استخراج شاخص های تأثیرگذار بر عملکرد میزهای خدمت به روش کتابخانه ای و مرحله دوم، به روش پیمایشی با بهره گیری از پرسشنامه انجام شد. یافته ها : شاخص های استخراج شده، طی مرحله اول پژوهش عبارت بودند از: دسترس پذیری و رؤیت پذیری، متمایز و مشخص بودن بخش های مرجع و اطلاع رسانی (قابلیت تشخیص برای کاربر و متمایزبودن کارکنان آن)، جایگاه مناسب میزهای اطلاع رسانی، مأنوس بودن نام بخش های اطلاع رسانی با ادبیات رایج کاربران (توجه به تفاوت واژه شناسی کتابداران با کاربران)، دستیابی زودهنگام کاربران به اهداف خود (روزآمدی اطلاعات، تازگی محیط، علایم و نشانه های دقیق هدایت کننده، و ابزارهای خودگردان)، علاقه مندی کتابداران و اشتیاق به رجوع مراجعان، فضای راحت و دلپذیر (کارآزمودگی کارکنان و محیط دلپذیر و پذیرا)، کمک در نقطه نیاز (ارائه خدمات مرجع سیار)، و بازاریابی خدمات و برندسازی. نتیجه گیری : با استناد به مقدار آزمون تی (437/0) و معنا داری آن (66/0)، بین میانگین واقعی و میانگین مورد انتظار با این شاخص ها تفاوت معناداری وجود نداشت. به عبارتی، شرایط فعلی میزهای خدمت با شاخص های تأثیرگذار بر عملکرد میزهای مرجع و اطلاع رسانی مطابقت دارد. ازنظر اولویت بندی شاخص ها، با استناد به مقدار آزمون فریدمن (71/41) و معنا داری آن (01/0)، بین شاخص های تأثیرگذار بر عملکرد میزهای مرجع و اطلاع رسانی تفاوت معناداری گزارش شد. شاخص «متمایز و مشخص بودن میز خدمات رسانی» (با میانگین 71/6) بالاترین و «علائم و نشانه های دقیق هدایت کننده مراجعه کننده به سمت میز» (با میانگین 24/3) کمترین میانگین را به خود اختصاص داد.
مرور نظام مند پژوهش های حوزه گسترش پرس وجو در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از عوامل عدم موفقیت در بازیابی اطلاعات، ارائه نیاز اطلاعاتی کاربران در پرس وجوهای کوتاه و مبهم به نظام های اطلاعاتی است. گسترش پرس وجو با افزودن اصطلاحات مناسب به پرس وجوهای کاربران، راه حلی مناسب برای حل این مشکل است. هدف پژوهش حاضر مرور نظام مند متون پژوهشی گسترش پرس وجو در زبان فارسی است. روش شناسی: فارسی و انگلیسی منابع اطلاعات علمی با کلیدواژه های مرتبط، تعداد 35 اثر به زبان فارسی و 18 اثر به زبان انگلیسی شناسایی شد. سپس با اعمال پالایش اولیه، معیارهای ورود و خروج از مطالعه و کنترل توسط متخصصان، تعداد شش اثر فارسی و هشت اثر انگلیسی برای ورود به مرور نظام مند انتخاب شدند. با طراحی کاربرگی، استخراج اطلاعات از آثار صورت پذیرفت. در ادامه، یافته های مرور نظام مند در پی دستیابی به چهار هدف پژوهش تحلیل شدند: شناسایی روش ها؛ شناسایی منابع دانشی؛ شناسایی مجموعه آزمون ها؛ و شناسایی شکاف های پژوهشی و ارائه پیشنهادهایی برای پژوهش های آینده در گسترش پرس وجوی زبان فارسی. یافته ها: مرور پژوهش ها نشان داد 14 اثر به گسترش پرس وجوی زبان فارسی پرداخته اند. این آثار براساس منابع دانشی اصطلاحات گسترش به چهار دسته تقسیم شدند: مبتنی بر ربط (هشت اثر)؛ مبتنی بر ساختارهای دانش (دو اثر)، مبتنی بر اطلاعات وب (دو اثر)، و مبتنی بر منابع ترکیبی (دو اثر). اغلب این پژوهش ها بر روی اسناد خبری انجام شده اند و از مجموعه آزمون روزنامه همشهری در نیمی از پژوهش ها به عنوان منبع دانشی اصطلاحات گسترش و نیز مجموعه آزمون استفاده شده است. نتیجه گیری: تحقیقات حوزه گسترش پرس وجو در زبان فارسی نیازمند توسعه کمی با استفاده از روش های متنوع و به ویژه روش های مبتنی بر منابع ترکیبی است. منابع دانشی مختلف به ویژه هستی شناسی ها و منابع وب می بایست برای گسترش پرس وجو در زبان فارسی مورد توجه و استفاده قرار گیرند. همچنین استفاده از مجموعه آزمون های استاندارد برای پژوهشگران این امکان فراهم می کند که بتوانند روش های مختلف را با هم مقایسه کنند.
نقش ارتباط علمی در فرآیند تولید دانش در علوم انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : تولید دانش، فرآیندی پیچیده و زمان بر است و نخبگان دانشگاهی، پیشگامان تولید آن محسوب می شوند. بررسی فرآیند «ارتباط علمی» و نقش آن در تولید دانش در حوزۀ علوم انسانی و مهم تر از آن، تأثیرگذاری روابط میان رشته ای بر توسعه حوزه های دانش در علوم انسانی از موضوعاتی است که کمتر مورد توجه و بررسی قرار گرفته است. این پژوهش به مرور و معرفی اجمالی این مفاهیم به منظور واکاوی برخی از چالش های فرایند تولید دانش میان رشته ای در علوم انسانی با بررسی متون مرتبط می پردازد. روش شناسی : این پژوهش به صورت کتابخآن های و مروری انجام شده و با بررسی متون مرتبط، مفاهیم مورد نظر تبیین شده است. یافته ها : در چهارچوب ارتباط علمی و تولید دانش میان رشته ای در علوم انسانی مشخص می گردد که نه تنها به وجود و حضور مؤثر آفرینندگان دانش و نخبگان علمی موجود در درون جامعه دانشگاهی نیاز است، بلکه لازم است تا افزون بر تمایل و خواست آن ها به نشر ایده ها و افکار خود، بایسته ها و ملزومات زیرساختی تولید و اشاعه دانش میان رشته ای نیز وجود داشته باشد. اگر دانش به عنوان شبکه ارتباطی در علوم انسانی تلقی شود، مشارکت جویان دانایی (مصرف کنندگان و تولیدکنندگان)، می توانند به مفاهمه ای دست یابند که با یک نوع خلاقیت میان رشته ای، مفاهیم خلق شده را به اشتراک گذارند و به سیّالیّت جریان دانایی و دانش مدد رسانند. ازاین رو، نیاز به شناخت بیشتر عوامل موثر بر ارتباط علمی در محیط های دانشگاهی ضروری می نماید. نتیجه گیری : به نظر می رسد، تبادل دانش و بهره گیری از پژوهش های میان رشته ای که به نشر ایده ها و افکار در راستای حل مسئله ها و دشواری های موجود در جامعه منجر می گردد، از نیازمندی های غیرقابل چشم پوشی جوامع انسانی است. ازاین رو، می توان با بهره گیری از برخی چهارچوب ها و با تأکید بر نقش ارتباط میان رشته ای در فرآیند تولید دانش، روند توسعه دانش میان رشته ای در حوزه علوم انسانی را با هدف رسیدن به وضعیت مطلوب مورد توجه قرار داد.
بازنگری در تعریف نظریه با رویکرد کتاب شناختی
منبع:
مطالعات دانش شناسی سال پنجم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۲۰
75 - 93
حوزههای تخصصی:
برای نظریه تعاریف گوناگونی در متون ارائه شده است که با رویکرد کتاب شناختی و تحلیل محتوا قابل دسترسی هستند. این گوناگونی در کلیدواژه هایی که در تعاریف وجود دارند قابل مشاهده است. در این مقاله تعاریف موجود از نظریه در متون استخراج شد و با استفاده از روش تحلیل محتوای آن تعاریف، واژگان اصلی و مترادف و بسامد هر کدام محاسبه شد. تحلیل محتوای 125 تعریف منجر به شناسایی 9 واژه ی اصلی و 67 واژه ی مترادف شد. واژگان اصلی یافت شده در این تحلیل محتوا عبارتند از: مفهوم، تبیین، رابطه، پدیده، مجموعه، فرضیه، نظام مند، پیش بینی، و روش. در نهایت، با رویکرد کتاب شناختی تعریف بازنگری شده ای از نظریه ارائه شد که نمایانگر مفهوم آن و واژگان اصلی دربرگیرنده ی این مفهوم در متون است. به طور کلی در تعریفی که در این پژوهش از نظریه ارائه شده است به رویکرد کتابشناختی و تجربی گرایانه توجه شده است و به وجوه توصیف، تبیین، پیش بینی و کنترل به صورت فرایندی و در یک حالت سطح بندی در تعریف نظریه با استفاده از واژگان کلیدی توجه شده است.
بررسی عناصر داستان در کتاب های کودکان گروه سنی «ج» منتشرشده در فاصله سال های 1394-1390(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به منظور تعیین وضعیت عناصر داستان در کتاب های گروه سنی «ج» منتشرشده در فاصله سال های 1390 تا 1394 صورت گرفته است. روش: این پژوهش به لحاظ هدف از نوع کاربردی است که به روش تحلیل محتوا با رویکرد توصیفی انجام پذیرفته است. جامعه آماری پژوهش را کلیه کتاب های داستانی گروه سنی «ج»، منتشرشده در فاصله سال های 1390 تا 1394 تشکیل می دهد که از میان آن ها تعداد 100 عنوان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی نظام مند انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها سیاهه وارسی محقق ساخته ای متشکل از عناصر داستانی شخصیت پردازی، طرح، فضاسازی، درون مایه، زاویه دید، سبک، لحن و تصویرپردازی بود. روایی صوری سیاهه وارسی توسط چند متخصص حوزه ادبیات کودکان بررسی و تأیید شد. تجزیه وتحلیل داده ها در سطح آمار توصیفی (توزیع و درصد فراوانی) انجام پذیرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بیشتر شخصیت های داستان های مورد بررسی از نوع انسان و شیوه غالب در بیان داستان بر اساس یک نظم تاریخی به صورت پیش رونده بود. نمادگرایی کمتر مورد استفاده قرار گرفته و درونمایه بیشتر آثار از نوع آشکار بود. به علاوه، تصویرسازی و تجسم دارای بیشترین فراوانی در سبک داستان ها بودند. اصالت/ارزش: جلب مخاطبان کودک و نوجوان به خواندن کتاب های داستان از اهمیت وافری در شکل گیری شخصیت آن ها برخوردار است و در این میان نقش استفاده مؤثر از عناصر داستان در راستای خلق آثاری جذاب و تأثیرگذار انکارناپذیر است. در پژوهش حاضر مشخص شد که نویسندگان داستان های کودکان به برخی از این عناصر همچون شخصیت پردازی پویا، نمادگرایی و استفاده از لحن های مختلف کمتر توجه داشته اند و پیش از این، از این زاویه به بررسی داستان های کودکان گروه سنی «ج» پرداخته نشده است.
بررسی رابطه میزان استفاده از تلفن همراه و اینترنت با بیگانگی اجتماعی در دانشجویان
منبع:
مطالعات دانش شناسی سال پنجم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱۸
109 - 122
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه بررسی میزان وابستگی به تلفن همراه و اینترنت با بیگانگی اجتماعی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد گناباد میباشد. با توجه به روش جمع آوری داده ها، این یک نوع نظرسنجی و از لحاظ هدف و روش تحقیق، همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی گناباد بود که در طول این دوره در سال های 1397-1396مشغول به تحصیل بودند. در زمان انجام این تحقیق، 700 نفر دانشجو به طور کل در مقطع کارشناسی مشغول تحصیل بودند که با استفاده از نمونه گیری تصادفی آسان 250 دانشجو به عنوان نمونه مورد بررسی با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه بیگانگی اجتماعی و پرسشنامه وابستگی به تلفن همراه و اینترنت جمع آوری و روایی پرسشنامه با روش اعتبار محتوا تعیین گردید و پایایی پرسشنامه با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ برای پرسشنامه بیگانگی اجتماعی برابر با 0.81 و وابستگی به تلفن همراه و اینترنت 0.88 محاسبه شد. سپس با استفاده از نرم افزار SPSS-22 در بخش توصیفی مطالعه، داده های توصیفی و استنباطی که از نمونه آماری بدست آمده بود با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون و آزمون های t مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که بین میزان وابستگی به تلفن همراه و اینترنت با بیگانگی اجتماعی در دانشجویان ارتباط معنی داری وجود دارد. همچنین بین میزان وابستگی به تلفن همراه و اینترنت با میزان احساس بی قدرتی، بی احساسی، بی احترامی، انزوای اجتماعی، نفرت فرهنگی و نفرت از خود ارتباط معنی داری در دانشجویان وجود دارد.
بافتار استنادهای مقاله های علم اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : شناسایی، طبقه بندی، و تحلیل بافتارهای استنادی مقالات علم اطلاعات و انواع استنادها با رویکرد فراگفتار هایلند. روش شناسی : این پژوهش در دو مرحله «شناسایی طبقه استناد» (Jurgens et al., 2016) و «تحلیل مبتنی بر فراگفتار کارکرد شناسایی شده» (Hyland, 2005) انجام شده است. 164 بافتار استنادی مقالات استناد کننده به 10 مقاله به زبان انگلیسی (مجموعاً شامل 656 جمله استنادی صریح و ضمنی) بررسی شده است. یافته ها : استنادها از نظر فراگفتار در 2 طبقه اصلی استناد های «تعاملی- هدایتی» و «تعاملی- مشارکتی» با 4 طبقه فرعی در سطح دوم، 14 طبقه فرعی تر در سطح سوم و 23 طبقه فرعی تر در سطح چهارم دسته بندی شد. استنادهای شناسایی شده بیشتر از نوع تعاملی- هدایتی بود و نه تعاملی- مشارکتی. طبقات درک شده نیز بیشتر توصیفی بودند و نه تحلیلی و نقدگونه. نتیجه گیری: شباهت طبقه بندی استنادهای این مطالعه با طرح های موجود تا سطح سوم است و اغلب نیز با طبقات استنادهای تعاملی- هدایتی اشتراکاتی دارند. به نظر می رسد انواع استنادهای تعاملی- مشارکتی شناسایی شده بتواند در پالایش بافتارهای استنادی در سامانه های بازیابی اطلاعات متون علمی و در ارزیابی کیفی تأثیرگذاری پژوهش ها یاری رسان باشد.
مطالعه تطبیقی نظام های طبقه بندی علم و طرح های رده بندی کتابخانه ای-کتابشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه تطبیقی نظام های طبقه بندی علم و طرح های رده بندی کتابخانه ای-کتابشناختی از منظر سیر زمانی، گرایش های موضوعی واضعان، رویکردها و معیارهای تقسیم بندی، تعداد سرشاخه ها و تأثیرپذیری و تأثیرگذاری آن هاست. روش: در پژوهش حاضر از دو روش اسنادی و تحلیل محتوا استفاده شد. در بخش تحلیل اسنادی با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و با کمک فیش، مجموعه اسناد و مدارک مرتبط با موضوع شناسایی شد. در نهایت 156 نظام رده بندی یادداشت شد. در بخش تحلیل محتوا، از دو روش تحلیل محتوای کمی و کیفی استفاده شد. جامعه آماری شامل 156 نظام طبقه بندی علم و طرح رده بندی کتابخانه ای-کتابشناختی است. با توجه به هدف و نوع پژوهش، از روش سرشماری استفاده شد و هر 156 نظام طبقه بندی تحلیل شد. یافته ها: ماحصل بررسی متون منجر به شناسایی 99 نظام طبقه بندی علم و 57 طرح رده بندی کتابخانه ای-کتابشناختی شد. اوج شکل گیری نظام های طبقه بندی علم در قرون وسطی با فراوانی 45 (46.39 درصد) و طرح های رده بندی کتابخانه ای-کتابشناختی در قرون معاصر با فراوانی 29 (51.78 درصد) است. ازنظر تخصص و حوزه موضوعی، 54 درصد نظام های طبقه بندی علم توسط فلاسفه و 42 درصد طرح های رده بندی کتابخانه ای-کتابشناختی توسط کتابداران تدوین شدند. از نظر معیارهای نظام های طبقه بندی، معیار «دین محوری» با فراوانی 11 برای نظام های طبقه بندی علم و معیار «موضوع محوری» با فراوانی 9 برای طرح های رده بندی کتابخانه ای- کتابشناختی در صدر قرار دارند. 14 نفر از واضعان نظام های طبقه بندی علم برای ارائه طرح خود از فیلسوف ایرانی «فارابی» و سپس 7 نفر از فیلسوف یونانی «ارسطو» تأثیر پذیرفته اند، اما در بین طرح های رده بندی کتابخانه ای-کتابشناختی، مؤثرترین فرد «فرانسیس بیکن» با فراوانی 3 است. همچنین اکثر نظام های طبقه بندی علم یعنی 35.38 درصد (23 مورد) در سرشاخه ها تقسیم دوتایی دارند، ولی در بین طرح های رده بندی کتابخانه ای-کتابشناختی تقسیم چهارتایی و ده تایی سرشاخه ها بیشترین فراوانی (هرکدام 6 مورد با سهم 13.63 درصد) را به خود اختصاص دادند. نتیجه گیری: مقایسه این دو نظام طبقه بندی با توجه به معیارهای مذکور، چشم انداز مناسبی از این نظام ها را از آغاز تاکنون فراهم می کند. بنابراین، نتایج پژوهش می تواند در جهت سیاست گذاری علمی کشور در حوزه نظام های طبقه بندی علم و کتابخانه ای-کتابشناختی راهگشا باشد.
تأثیر خودکارآمدی و سرسختی روان شناختی بر فرسودگی شغلی با میانجی گری انگیزش شغلی: مطالعه موردی کارکنان کتابخانه های عمومی استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین خودکارآمدی و سرسختی روان شناختی بر فرسودگی شغلی با میانجی گری انگیزش شغلی در بین کارکنان کتابخانه های عمومی استان خوزستان است. روش: پژوهش حاضر با روش پیمایشی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل کارکنان کتابخانه های عمومی استان خوزستان است که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد 175 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه است. در این پژوهش از چهار پرسشنامه استاندارد خودکارآمدی شرر، سرسختی روانی کوباسا، فرسودگی شغلی مسلش و پرسشنامه انگیزش شغلی هکمن و الدهام استفاده شده است. نتایج آزمون روایی سازه حاکی از نمره مناسب برای تمامی پرسشنامه های پژوهش است. پایایی تمامی پرسشنامه ها نیز بالای 70/0 بود. تجزیه و تحلیل داده ها توسط نرم افزار SPSS نسخه 23 و Amos انجام شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که دو متغیر خودکارآمدی و سرسختی روان شناختی به شکل مستقیم بر فرسودگی شغلی تأثیر منفی دارند. همچنین این دو متغیر به طور غیرمستقیم از طریق متغیر انگیزش بر فرسودگی شغلی تأثیر معنی دار دارند. اصالت/ارزش: پدیده فرسودگی شغلی تحت تأثیر عوامل مختلفی می تواند شکل گیرد. در این میان نقش و تأثیر عوامل فردی- روان شناختی مانند خودکارآمدی و سرسختی روان شناختی و انگیزش شغلی بسیار مهم است.
طراحی و آزمون مدل ارزیابی محیط دانش آفرین در مراکز پژوهشی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی و آزمون مدلی برای ارزیابی محیط خلق دانش مراکز پژوهشی اسلامی، بر اساس چرخه های خلق دانش تریپل هلیکس و آی سیستم و بررسی تأثیر ویژگی های شخصیتی، محیط پژوهش و توانمندی های پژوهشگران و اعضای هیئت علمی بر عملکرد پژوهشی مراکز پژوهشی اسلامی انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از بُعد هدف، کاربردی و روش آن پیمایشی است و داده ها با روش آماری مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شده است. ابزار اصلی گردآوری داده ها، پرسشنامه است. بر اساس متغیرهای مورد بررسی به ترتیب 30 سؤال برای محیط پژوهش، هفت سؤال برای توانمندی های پژوهشگران و اعضای هیئت علمی و پنج سؤال برای ویژگی های شخصیتی در نظر گرفته شد. ارزیابی عملکرد واحدهای پژوهشی اسلامی بر اساس فعالیت های پژوهشی پژوهشگران وزن دهی شد. جامعه آماری این پژوهش، پژوهشگران و اعضای هیئت علمی مراکز پژوهشی اسلامی به تعداد 2328 نفر است که طبق فرمول کرجسی مورگان تعداد 330 نفر از آن ها به عنوان نمونه انتخاب شد. یافته ها: مدل ارزیابی محیط پژوهش نشان داد که تمامی سازه های به کار رفته در مدل برای محیط پژوهش، توانمندی های پژوهشگران و اعضای هیئت علمی و ویژگی های شخصیتی و عملکرد پژوهشی آنان معنادار است. در نهایت، نتایج تحقیق در بخش مدل ساختاری نشان داد محیط پژوهش، توانمندی های پژوهشگران و اعضای هیئت علمی و ویژگی های شخصیتی تأثیر مثبت و معنی داری بر عملکرد پژوهشی پژوهشگران و اعضای هیئت علمی مراکز پژوهشی اسلامی دارد. اصالت/ارزش: تحقیق حاضر طراحی و ارائه مدل محیط دانش آفرین در سطح مراکز پژوهشی اسلامی است با توجه به این مدل می توان شکاف بین وضعیت موجود محیط های پژوهشی و وضعیت مطلوب را در چارچوب مدل تریپل هلیکس و آی سیستم سنجش و تحلیل نمود و از یافته های آن برای ارتقاء عملکرد پژوهشی مراکز پژوهشی اسلامی استفاده کرد.
برآورد ارزش پولی خدمات کتابخانه های دانشگاهی ایران و تعیین عوامل مؤثر بر تمایل به پرداخت کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: شناسایی میانگین تمایل به پرداخت کاربران برای خدمات کتابخانه های مرکزی دانشگاهی، عوامل مؤثر بر آن، و تخمین ارزش پولی کل خدمات کتابخانه ها از نظر کاربران.
روش شناسی: ازارزش گذاری مشروط به روش پیمایشی تحلیلی به شیوه دومرحله ای هکمن و فن اولویت های اظهارشده استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، کاربران کتابخانه های مرکزی اعم از دانشجویان، اعضای هیئت علمی، و کارکنان دانشگاه های زیرنظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری هستند. با نمونه گیری خوشه ای دومرحله ای، 10 کتابخانه مرکزی دانشگاهی انتخاب شد که با استفاده از فرمول میشل و کارسون در سطح 10%، حجم نمونه ای برابر با 854 نفر محاسبه شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه پژوهشگرساخته دو بُعدی با 40 پرسش بود و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی، رگرسیون خطی، لجستیک، و پروبیت استفاده شده است.
یافته ها: نتایج مرحله اول روش هکمن (الگوی پروبیت) نشان دهنده عوامل مؤثر بر احتمال وجود تمایل به پرداخت کاربران و مرحله دوم این روش (الگوی رگرسیونی خطی)، بیانگر عوامل مؤثر بر میزان تمایل به پرداخت آنان است.بنابراین، براساس کشش وزنی متغیر درآمد، با فرض ثابت بودن سایر عوامل مؤثر، افزایش 1% در درآمد پاسخ گویان، احتمال پذیرش مبلغ پیشنهادی را بیش از 70% افزایش می دهد. کشش کل وزن داد ه شده متغیرهای مستقل انجام پژوهش، فرهنگ مطالعه و کتاب خوانی، محیط و امکانات رفاهی، و نحوه برخورد کتابداران با ثابت بودن سایر عوامل، یک درصد افزایش در متغیرهای ذکرشده، پذیرش تمایل به پرداخت کاربران را به ترتیب 301/0، 665/0، 84/0، و 129/0 افزایش می دهد.
نتیجه گیری: تفاوت معناداری در نتایج دو روش لاجیت و پروبیت خطی مشاهده نشد. از سوی دیگر، روش دومرحله ای هکمن باوجودی که می تواند میان عوامل مؤثر بر تمایل به پرداخت و میزان آن تمایز قایل شود، درمجموع تمایل به پرداخت را نسبت به دو روش دیگر به میزان کمتری برآورد کرد. ارزش پولی کل خدمات کتابخانه های مرکزی از نظر کاربران بررسی شده به میزان 125,072,789,113 ریال ارزیابی شد.
شناسایی و تحلیل موضوعات پژوهشی کارآفرینی در علم اطلاعات و دانش شناسی از دیدگاه استادان و دانشجویان دکتری این رشته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مطالعه و پژوهش در زمینه چالش ها و نیازهای پژوهشی کارآفرینی در علم اطلاعات و دانش شناسی، می تواند به توسعه کارآفرینی در این حوزه کمک کند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر شناسایی و دسته بندی محورهای پژوهشی مهم کارآفرینی در علم اطلاعات و دانش شناسی و سنجش میزان اهمیت آن ها به منظور تعیین مهم ترین نیازهای پژوهش در این زمینه است. روش شناسی: پژوهش حاضر که به صورت پیمایشی انجام شده است، به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ ماهیت از نوع توصیفی و تحلیلی است. جامعه پژوهش شامل کلیه استادان و دانشجویان مقطع دکتری در رشته علم اطلاعات و دانش شناسی در دانشگاه های تهران، خوارزمی، الزهرا، فردوسی مشهد، شیراز، اصفهان و شهید چمران اهواز در سال تحصیلی 1395 تا 1396 هستند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه ای محقق ساخته بود که برای سنجش روایی صوری آن از نظرات متخصصان حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی و کارآفرینی و برای سنجش روایی سازه آن از ضریب هم بستگی پیرسون و برای سنجش پایایی آن از آلفای کرونباخ استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین) و آمار استنباطی (آزمون های فریدمن و تی مستقل) انجام گرفته است. یافته ها: پس از مرور متون و نظرخواهی از استادان، 58 موضوع پژوهشی شناسایی و در 8 محور کلی دسته بندی شدند. مهم ترین محورهای پژوهشی از دیدگاه جامعه مورد بررسی شامل «آموزش کارآفرینی»، «پژوهش در کارآفرینی»، «فناوری اطلاعات» و «رابطه کارآفرینی و علم اطلاعات و دانش شناسی» هستند. نتیجه گیری: نتایج بیانگر آن است که از دیدگاه استادان و دانشجویان دکتری، موضوعات تازه و کاربردی و موضوعات مرتبط با فناوری های اطلاعاتی نسبت به موضوعات سنتی و مباحث نظری، برای انجام پژوهش های آینده در این زمینه دارای اولویت بیشتری هستند. برنامه ریزی در زمینه پژوهش به منظور هدفمند کردن موضوعات پژوهش ها، مستلزم شناسایی مهم ترین محورهای پژوهشی است. نتایج این پژوهش به روشن شدن نیازهای پژوهشی حوزه کارآفرینی در علم اطلاعات و دانش شناسی کمک می کند.
نگاشت شبکه ی تداعی های برند نزد مراجعه کنندگان با استفاده از نقشه ی مفهومی برند (BCM) مورد مطالعه: پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از اجزای اصلی ارزش ویژه ی برند، تداعی هایی است که مصرف کنندگان در مورد برند دارند و همین تداعی ها، آن ها را به انتخاب آن برند هدایت می کند . این تداعی ها معمولا به عنوان شبکه ای سازماندهی شده و در بر دارنده ی مدل هایی از اجتماع شبکه ها در ذهن در نظر گرفته می شوند و به منزله ی یک تصویر برند، ارزش برند برای مصرف کنندگان را تعیین می کند. هدف از انجام این پژوهش، استخراج و نگاشت شبکه ی تداعی های برند ایرانداک (پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران) از منظر مراجعه کنندگان آن است. برای رسیدن به این هدف، در این پژوهش از روشی به نام نقشه ی مفهومی برند (BCM) به منظور استخراج نقشه ی مفهومی تداعی های برند از ذهن مصرف کنندگان، یکپارچه سازی نقشه های فردی و نگاشت نقشه ی اجماعی برند استفاده می شود که با مصاحبه های تک به تک با نمونه ی مورد بررسی به دست خواهد آمد و در نهایت منجر به شناسایی ادراک مراجعان از برند ایرانداک می گردد. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه ی افرادی است که برای دریافت خدمات پژوهشی، به تالار جستجوی اطلاعات پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران مراجعه می نمایند و نمونه ی مورد بررسی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب می شود. نتایج نشان می دهد که شبکه ی تداعی های ذهنی مراجعان ایرانداک شامل تداعی های محوری و مطلوب مانند "پایگاه اطلاعاتی پایان نامه های داخلی" و "ارائه ی مناسب خدمات" می باشد. با توجه به محدود بودن تحقیقات بازاریابی صورت گرفته در مورد برند موسسات ارائه دهنده ی خدمات پژوهشی، درک و مدیریت تداعی های وابسته به برند ایرانداک و عوامل اصلی و پنهانی که در شکل گیری این تداعی ها موثر هستند، به منظور بهبود کیفیت خدمات با توجه به آن، موجب بهبود تصویر ذهنی برند ایرانداک خواهد بود.
بررسی تاثیر اینترنت اشیا بر عملکرد سازمانی با در نظر گرفتن نقش واسطه ای خلق دانش (مورد مطالعه: بانک مهر اقتصاد استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف :هدف این پژوهش شناسایی تاثیر اینترنت اشیا بر عملکرد سازمان با در نظر گرفتن نقش واسطه ای خلق دانش است . روش پژوهش : این پزوهش از نوع کاربردی و به روش توصیفی- همبستگی است.که در جامعه آماری بانک مهر اقتصاد استان تهران است که مشتمل بر 1050 نفر می باشد تعداد نمونه 284 نفر با روش تصادفی ساده در دسترس انتخاب شده و با استفاده از پرسشنامه موردسنجش قرار گرفت. که پرسشنامه اینترنت اشیاء بر گرفته از (آتزوری و همکاران ، 2010) و پرسشنامه عملکرد برگرفته از (شائمی و همکاران 1391 ،22) و خلق دانش برگرفته از (بایونگو و همکاران 2003 ، 23 ) مورد سنجش قرار گفت . یافته ها : یافته های پزوهش نشان می دهد که رابطه معنی داری بین رابطه اینترنت اشیاء بر عملکرد سازمان با در نظر گرفتن خلق دانش در بانک مهر اقتصاد استان تهران وجود دارد. نتیجه :گسترش خدمات بانک مهر اقتصاد بر روی اینترنت اشیا باعث افزایش و بهبود عملکرد می شود
تحلیل انتقادی نسبت فلسفه اطلاعات و علم کتابداری و اطلاع رسانی براساس دیدگاه لوچیانو فلوریدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : تولید دانش درخودنگرانه در علم کتابداری و اطلاع رسانی و تقویت مبانی نظری آن از طریق بررسی ارتباط و تعامل بین فلسفه اطلاعات با علم کتابداری و اطلاع رسانی. روش شناسی : تحلیل مفهومی آرای لوچیانو فلوریدی درباره نسبت فلسفه اطلاعات با علم کتابداری و اطلاع رسانی و ارزیابی انتقادی آن. یافته ها : برای ایجاد مبنای نظری مناسب در علم کتابداری و اطلاع رسانی، تفکر فلسفی یک ضرورت است. فلسفه اطلاعات می تواند مبنای فکری مناسبی برای علم کتابداری و اطلاع رسانی فراهم کند. با وجود این، رابطه فلسفه اطلاعات با علم کتابداری و اطلاع رسانی یک سویه نیست، بلکه بین آنها رابطه ای دوسویه برقرار است. کتابداری و اطلاع رسانی در مقام فلسفه کاربردی اطلاعات می تواند در توسعه هرچه بیشتر فلسفه اطلاعات، به ویژه در حل مسائل کاربردی و اخلاقی سپهر اطلاعات، نقشی فعال ایفا کند. نتیجه گیری : دیدگاه فلوریدی درباره نسبت بین فلسفه اطلاعات با علم کتابداری و اطلاع رسانی، گرچه واجد بصیرت های مهمی است، لیکن رویکردی حذف گرایانه دارد و سایر نحله های فکری را کنار می گذارد. فلسفه اطلاعات می تواند یکی از منابع فکری لازم برای قوام بخشیدن به مبانی نظری علم کتابداری و اطلاع رسانی را فراهم کند، اما یگانه منبع نیست. در مقابل رویکرد حذف گرایانه فلوریدی، رویکرد تکثرانگارانه پیشنهاد می شود. کلیدواژه ها : لوچیانو فلوریدی، علم کتابداری و اطلاع رسانی، فلسفه اطلاعات، معرفت شناسی اجتماعی، اطلاعات معنایی
میزان حضور نرم افزارهای مدیریت استناد در وب گاه های دانشگاه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی حضور آموزش نرم افزارهای مدیریت استناد در وب گاه های دانشگاه های دولتی ایران انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی است و برای گردآوری داده ها از سیاهه وارسی محقق ساخته استفاده شده است. جامعه آماری شامل وب گاه 80 دانشگاه جامع دولتی و صنعتی ایران بود. یافته ها: یافته ها نشان می دهد بیش از نیمی از وب گاه های دانشگاه های مورد بررسی به نرم افزارهای مدیریت استناد اشاره نکرده اند. در بیشتر دانشگاه ها، اندنوت تنها نرم افزار مدیریت استناد مورد استفاده و آموزش بوده است. در کمتر از نیمی از دانشگاه ها، آموزش نرم افزار مدیریت استناد توسط کتابخانه مرکزی انجام شده است و در سایر موارد، معاونت پژوهشی و دانشکده ها و انجمن های دانشجویی عهده دار این امر بوده اند. بجز 11 دانشگاه، آموزش نرم افزارهای مدیریت استناد به صورت منظم و همیشگی در کتابخانه های دانشگاهی انجام نمی شود. آموزش ها فقط به صورت کارگاه های حضوری بوده اند و از انواع آموزش مثل راهنماهای آنلاین متنی و صوتی و تصویری غفلت شده است. نتیجه گیری: کتابخانه های دانشگاهی نقش کمرنگی در آموزش نرم افزارهای مدیریت استناد دارند. برای اینکه کتابداران قادر به آموزش نرم افزارهای مدیریت استناد باشند، خود باید قبلا آموزش دیده باشند. آموزش کتابداران از دو طریق میسر است: نخست، آموزش ضمن خدمت کتابداران که می تواند توسط انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران و یا سایر نهادهای متولی آموزش حرفه ای انجام شود. دوم، آموزش دانشجویان علم اطلاعات و دانش شناسی که کتابداران بالقوه آینده هستند.
رابطه بین سواد اطلاعاتی و مدیریت زمان با اضطراب پژوهش معلمان پژوهنده اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ی مدیریت زمان و سواد اطلاعاتی با اضطراب پژوهش در معلمان پژوهنده شهرستان اردبیل می باشد. پژوهش توصیفی ازنوع همبستگی است. جامعه ی آماری شامل 344 نفر معلم پژوهنده شهر اردبیل درسال تحصیلی 94-93 بود که از بین آنها به روش نمونهگیری تصادفی طبقه ای و براساس جدول کرجسی و مورگان تعداد 181 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه ی مدیریت زمان هاشمی زاده و همکاران (1385)، پرسشنامه ی سواد اطلاعاتی دوئل ( 1994) و پرسشنامه-ی اضطراب پژوهش هیگینز و کوترلیک (2006) استفاده شد. روایی پرسشنامه ها به تأیید اساتید و صاحب نظران رسید. همچنین میزان پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در پژوهش حاضر، برای پرسشنامه ی مدیریت زمان (83/. )، برای پرسشنامه ی سواد اطلاعاتی (89/.) و برای پرسشنامه ی اضطراب پژوهش (35/.) به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها ازآزمونt تک نمونه ای، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که میزان مدیریت زمان و سواد اطلاعاتی معلمان پژوهنده از حد متوسط به گونه ای معنی دار بالاتر و میزان اضطراب پژوهش آنها از حد متوسط به گونه ای معنی دار پایین تر است و روابط منفی معناداری بین مدیریت زمان، سواد اطلاعاتی و ابعاد آن ها با اضطراب پژوهش معلمان پژوهنده وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد مدیریت زمان و سواد اطلاعاتی پیش بینی کننده معکوس معنی دار اضطراب پژوهش است. و از میان هفت بعد سواد اطلاعاتی، تفسیر،ترکیب و استفاده از اطلاعات رابطه ی پیش بینی کننده ی معکوس معنی دار اضطراب پژوهش معلمان پژوهنده می باشد.
تحولات روش شناسی پژوهش در نشریات علم اطلاعات و دانش شناسی ایران در پرتو تغییر درجه علمی آنها (مطالعه مقایسه ای)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تحلیل مقایسه ای روش های پژوهش و ابزار گردآوری داده ها در نشریات منتخب علم اطلاعات و دانش شناسی ایران. روش شناسی: داده های 943 مقاله از نشریات مطالعات ملی کتابداری و سازماندهی اطلاعات، تحقیقات اطلاع رسانی و کتابخانه های عمومی، و تحقیقات کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاهی به روش مشاهده اسنادی و تحلیل محتوا با کمک سیاهه وارسی در دو بازه زمانی 1384-1388 و 1389-1393 بررسی شده است. یافته ها: روش پیمایشی و مروری پراستفاده ترین روش های پژوهش هستند. استفاده از روش مروری در پنج ساله دوم و پس از تغییر درجه علمی نشریات کاهش به نسبت زیاد داشته و میان دو بازه زمانی مدنظر تفاوت معنادار وجود داشته است. در پنج ساله نخست، مشاهده اسنادی و پرسشنامه پرکاربردترین ابزارهای گردآوری داده ها بوده است. پس از تغییر درجه علمی نشریات، کاربرد مشاهده اسنادی کاهش به نسبت شدیدی داشته است. آزمون خی دو تفاوت معناداری را در میزان استفاده از ابزارهای گردآوری داده ها در دو مقطع زمانی ذکرشده نشان می دهد. نتیجه گیری: تغییر درجه علمی نشریات همراه با تحول در شیوه آموزش روش شناسی پژوهش در علم اطلاعات و دانش شناسی می تواند زمینه ساز نوآوری و تنوع روش شناختی در پژوهش های رشته شود.