فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۴۱ تا ۱٬۶۶۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه راز موفقیت سازمان ها مدیریت دانش است و مدیریت دانش تنها باید توسط خود شخص صورت گیرد. همین امر باعث مطرح شدن مفاهیم مختلف روان شناختی در مدیریت دانش شده است. باتوجه به نقش غیرقابل انکار اشخاص در تعالی سازمان های امروزی، مبحث مدیریت دانش شخصی در برابر مدیریت دانش سازمانی مطرح می شود. هدف این پژوهش بررسی نقش میانجی مدیریت دانش شخصی در تأثیر ویژگی های روان شناختی بر شایستگی های سازمانی در خدمات اطلاعاتی و دانشی است. روش شناسی: این پژوهش کاربردی و از نوع تحقیقات آمیخته (کمی کیفی) است. جامعه آماری این پژوهش در بخش کیفی افرادی هستند که در زمینه مدیریت دانش شخصی سابقه مطالعه و پژوهش داشته اند و در بخش کمی نیروی انسانی کتابخانه های مرکزی دانشگاه های دولتی شهر تهران هستند. برای این منظور از پرسش نامه محقق ساخته که هفت مؤلفه بازیابی، ارزیابی، سازماندهی، همکاری، تجزیه و تحلیل، ارائه اطلاعات و امنیت اطلاعات دارد. برای بررسی مدیریت دانش شخصی، از پرسش نامه نئو برای بررسی ویژگی های روان شناختی و برای شایستگی های سازمانی از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد که پنج مؤلفه آگاهی از اطلاعات خارجی، توزیع دانش داخلی، معماری تصمیم گیری مؤثر، تمرکز سازمانی و نوآوری مستمر دارد. پایایی ابزار با استفاده از آلفای کرونباخ مقدار 728/0 به دست آمد. داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها نشان داد که ویژگی های روان شناختی بر مدیریت دانش شخصی اثر مستقیم دارند. مدیریت دانش شخصی بر شایستگی های سازمانی اثر مستقیم دارد. ویژگی های روان شناختی بر شایستگی های سازمانی اثر غیرمستقیم دارد. نقش میانجی مدیریت دانش شخصی در تأثیر ویژگی های روان شناختی بر شایستگی های سازمانی تأیید شد. نتیجه گیری: کتابدار موفق کسی است که ابزارها و فنون جدید را یک هشدار بداند و سعی در یادگیری آن ها داشته باشد. بنابراین یادگیری فنون و مهارت های مدیریت دانش شخصی باعث خواهد شد تا کتابدار افزون بر مدیریت دانش خود بتواند آن را با همکاران خود در کتابخانه و همچنین در جامعه دانشگاهی به اشتراک گذارد. بنابراین در کتابخانه ها نیز باید در استخدام نیروی انسانی به شخصیت آن ها توجه شود؛ زیرا همان طور که مشخص شد، شخصیت کتابداران بر مهارت های مدیریت دانش شخصی آن ها تأثیر دارد. همچنین برای دستیابی به شایستگی های سازمانی مطلوب باید مهارت های مدیریت دانش شخصی کارکنان کتابخانه را تقویت کرد.
از رفتار اطلاع یابی تا رفتار دانش یابی: واکاوی سیر تحول مفهومی و نظری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسان برای برطرف کردن نیازهای خود دائماً مشغول بروز رفتارهای گوناگون است. این رفتارها انواعی دارند و هرکدام موضوع بحث رشته های علمی مانند روانشناسی، جامعه شناسی، مدیریت، هنر، علم اطلاعات و دانش شناسی، و برخی زیرمجموعه های تخصصی آن ها است. رفتارهای اطلاعاتی و دانشی که ارکان اصلی فعالیت کاربر در تعامل با اطلاعات و دانش و همچنین نظام های بازیابی نشان می دهد، از جمله موضوع هایی است که در علم اطلاعات و دانش شناسی مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به اهمیت این مفاهیم، در این جستار تلاش شده است تا با توجه به متون و پژوهش های علمی موجود و با رویکردی مروری- تحلیلی، مفاهیمی کلیدی همچون داده، اطلاعات، دانش، خرد، و هوش مورد بحث قرار گرفته، سپس پیش نیازهای شکل گیری یک رفتار دانش یابی مطرح شده و در ادامه تعریفی از رفتار دانش یابی و تمایز آن با رفتار اطلاع یابی ارائه شود. بررسی های صورت گرفته نشان داد مفهوم رفتار دانش یابی، مفهومی مهم و بسیار گسترده است، به همین دلیل می توان انتظار داشت که عرصه نوینی در ادبیات و پژوهش های حوزه های گوناگون به ویژه علم اطلاعات و دانش شناسی باز کند. به نظر می رسد که تلاش در زمینه تدوین و ضابطه مند کردن چارچوب ها در این عرصه بسیار ضروری باشد.
مطالعه مفاهیم آرایه های تذهیب در عرفان ایرانی اسلامی و تناسب آن با محتوای قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: پژوهش حاضر به تبیین نسبت میان مفاهیم آرایه های تذهیب با متن قرآن و عرفان ایران می پردازد. به عبارت دیگر، دغدغه اصلی این پژوهش کشف سر منشأ احتمالی آرایه هایی مانند شمسه، ترنج، سرلوح، کتیبه، حاشیه و شرفه و همچنین ارتباط مفاهیم آنها با عرفان ایرانی- اسلامی و تناسب آن با محتوای قرآن است. روش/رویکرد پژوهشی : این پژوهش از حیث هدف، کاربردی است و به روش استقرایی و رویکرد توصیفی - تحلیلی آرایه های تذهیب قرآن رامورد ارزیابی قرار می دهد. یافته های پژوهش: نه تنها شمار واژگان قرآنی مرتبط با آرایه های تذهیب، بلکه مفاهیم عمیق عرفانی این کلمات در متون عرفانی ایران نیز نشان از ارتباطی تنگاتنگ و رازگونه میان آرایه های تذهیب و محتوای قرآن دارد، اما باید گفت که این ارتباط غیرمستقیم بوده و در بستر نقوش تجریدی ارائه شده است. در این میانمتون عرفانی بهترین رمزگشای این ارتباط پنهان هستند. نتیجه گیری: با توجه به بسامد بالای واژگان قرآنی مرتبط با آرایه های تذهیب و همچنین تطبیق معانی عرفانی این واژگان با عرفان ایرانی می توان گفت که مذهّبان در به تصویرکشیدن آرایه های تذهیب از متن قرآن الهام گرفته و با تطبیق این الگوها با عرفان ایرانی- اسلامی،اشکال و آرایه های تجریدی و انتزاعی را در جهت تفهیم و تجلی رازگونه کلام وحی برگزیده اند.
بررسی وضعیت تقریظ های نوشته شده بر کتاب های فارسی دفاع مقدس در بازه زمانی سال 1360 تا 1397 در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر، با هدف بررسی تقریظ های نوشته شده بر کتاب های فارسی دفاع مقدس در بازه زمانی سال۱۳۶۰ تا ۱۳۹۷ در ایران صورت گرفته است. روش/رویکرد پژوهش: پژوهش حاضر، با رویکرد کیفی انجام شده است و تقریظ های مورد نظر به روش تحلیل محتوای ترکیبی بررسی شدند، جامعه آماری در این پژوهش، شامل ۵۷ تقریظ از ۵۵ کتاب فارسی دفاع مقدس است که در بازه زمانی سال۱۳۶۰ تا ۱۳۹۷ مورد تقریظ قرار گرفته اند که از این تعداد ۵۳ تقریظ متعلق به «آیت الله سید علی خامنه ای»، ۳ تقریظ متعلق به «سردار قاسم سلیمانی» و ۱ تقریظ متعلق به « محمد رضا سنگری» است. یافته ها: یافته ها نشان داد که «آیت الله سید علی خامنه ای»، با تعداد 53 تقریظ، بر کتاب های فارسی دفاع مقدس، دارای بیشترین تقریظ است. سپاسگزاری از خداوند، تقدیر از نویسندگان، توجه به زبان و ادبیات فارسی، ضرورت ترجمه برخی منابع، تأکید بر ساخت فیلم، توجه به نقش زنان در دفاع مقدس و تاریخ سازی از جمله مواردی است که ایشان در تقریظ های خود مورد تأکید قرار داده است. همچنین محتوای تقریظ ها شامل ۳ مقوله اصلی «بیان عواطف و احساسات»، «اظهارنظر» و «پیشنهاد» است که تجزیه و تحلیل داده های توصیفی بر اساس تعداد فراوانی 3 مقوله اصلی، حاکی از آن است که در میان تقریظ های مورد بررسی مقوله «بیان عواطف و احساسات» با 100 درصد دارای بیشترین فراوانی و پس از آن «مقوله اظهارنظر» با 86 درصد در رتبه بعدی قرار دارد. همچنین مقوله پیشنهاد با 20 درصد دارای کمترین فراوانی در تقریظ ها است. بر اساس این نتایج، هدف از نوشتن تقریظ بر کتاب های فارسی دفاع مقدس، بیشتر اطلاع رسانی مخاطبان جهت مطالعه، ترویج فرهنگ کتابخوانی، نشر و ترویج فرهنگ تحقیق و نویسندگی است. در ضمن بررسی تقریظ های مورد نظر نشان از نوعی نگرش با احساس صادقانه از یک سو شگفتی و تحسین و عزت، و از سویی دیگر همراه با غم و اندوه بوده است. نتیجه گیری: تقریظ افراد تأثیرگذار باعث بالا رفتن شمارگان و گسترش و توسعه صنعت چاپ در کشور و همچنین افزایش ساعات مطالعه و توسعه فرهنگ کتابخوانی است.
طبقه بندی علوم از دیدگاه دانشمندان دوره اسلامی از قرن دوم هجری تا عصر حاضر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: نشان دادن طرحی کلی از طبقه بندی های دانشمندان دوره اسلامی و رویکرد و جهان بینی این دانشمندان درخصوص تقسیم بندی هایی که ارائه کرده اند. روش شناسی: در این پژوهش از روش کتابخانه ای استفاده شده است و ابراز گردآوری داده ها، اسناد و مدارک فارسی (کتاب ها، مقالات، و پایان نامه ها) است که به مسئله طبقه بندی علوم در دوره اسلامی از دیدگاه دانشمندان این حوزه پرداخته اند. یافته ها: از اواسط قرن دوم تاکنون، طبقه بندی های مختلفی از علوم ارائه شده است. نخستین تلاش جدی مسلمانان برای طبقه بندی علوم، از قرن سوم با کار کِندی آغاز شد. طرح فارابی، گامی اساسی در زمینه طبقه بندی علم در دوره اسلامی به شمار می رود. به دنبال وی سایر دانشمندان این دوره نیز در تکمیل طبقه بندی علوم اهتمام ورزیدند. همین روند به رشد و توسعه علوم انجامید. نتیجه گیری: بیشتراندیشمندان دوره اسلامی، شیوه های پیشینیان را مبنای رده بندی خود قرار دادند؛ و هم راستا با آن نیز، علوم جدیدی را شناسایی کردند و به آنها افزودند. بیشتر طبقه بندی های انجام شده از علوم در این دوره، از عام به خاص انجام شده است و بیشتر دانشمندان مسلمان، مابعدالطبیعه (علوم الهی) را ارجح علوم می دانستند.
پدیدارنگاری: روش پژوهش کیفی در مطالعات قلمرو بازیابی اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: معرفی و ارائه روش پژوهش کیفی پدیدارنگاری به عنوان چهارچوبی مفهومی برای انجام پژوهش های قلمرو بازیابی اطلاعات و ارائه بازتاب ویژگی های این روش برای دانشجویان و پژوهشگران علاقه مند به روش های پژوهش کیفی. روش شناسی: این مقاله با رویکردی مروری/ تحلیلی از نوع مفهومی، روش پژوهش کیفی پدیدارنگاری ذیل پارادایم تفسیری را معرفی کرده است و با بررسی مطالعات پژوهشگرانی چون بروس، لیمبرگ، ادواردز، فورستر، و دیگران تلاش دارد تغییر پارادایمیک روش شناسی پژوهش (از پارادایم اثبات گرایی به پارادایم تفسیری) در قلمرو بازیابی اطلاعات را به تصویر بکشد. یافته ها: توجه به ضرورت تغییر پارادایم در پژوهش های قلمرو بازیابی اطلاعات از دهه 1980 در میان پژوهشگران این قلمرو آغاز شد. روش پژوهش کیفی پدیدارنگاری، روشی است که تنوع در روش های تجربه های افراد از یک پدیده را بررسی می کند. در این روش، افراد از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب و داده ها در قالب مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری می شوند و از طریق کدگذاری نظری تحلیل و نتایح در قالب دسته های توصیفی به شکل فضای نتیجه ارائه خواهند شد. نتیجه گیری: این روش پژوهش می تواند با شمارش و درک پدیده ها ازنظر گروه های خاصی از کاربران، درک روشن تری نسبت به بسیاری از پرسش های مطرح در عرصه پژوهش های رفتار اطلاع یابی ارائه دهد و ضمن توصیف برداشت کاربران از تجربه آنها در جستجو و بازیابی اطلاعات، نگرشی جدید به قلمرو مطالعات کاربران نهایی ایجاد و دست اندرکاران این قلمرو را با رویکردی جدید، نسبت به موضوع آشنا کند و زمینه دقیق تری برای خدمات و عمل آنها به وجود آورد.
عملکرد و هم پوشانی ابزارهای کاوش فازی و غیرفازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : شناسایی قدرت بازیابی ابزار کاوش فازی و غیرفازی و میزان هم پوشانی بین آنها. روش شناسی: این پژوهش با نمونه گیری طبقه ای تصادفی و هدفمند از میان همه ابزارهای کاوش فعال در وب انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها سه سیاهه وارسی پژوهشگرساخته بوده است. یافته ها: ابزارهای غیرفازی متاکراولر، بینگ، و امرالد به ترتیب، و ابزارهای فازی گوگل، یاهو، و اسک بیشترین دقت را داشتند. در میان هر شش ابزار، گوگل قوی ترین و امرالد ضعیف ترین عملکرد را داشت. در جستجوی کلیدواژه ای، بینگ و متاکراولر بیشترین و در جستجوی سؤالی، یاهو و متاکراولر ببیشترین هم پوشانی را داشتند. در جستجوی عبارتی نیز بیشترین هم پوشانی بین یاهو و متاکراولر مشاهده شد. در سه جستجوی سؤالی، عبارتی، و کلیدواژه ای همه نتایج امرالد منحصر به فرد بود. نتیجه گیری: گوگل بهترین و امرالد ضعیف ترین عملکرد را داشتند. با اینکه متاکراولر یک ابرموتور کاوش محسوب می شود اما نسبت به گوگل که یک موتور کاوش عمومی است ضعیف تر بود. در کل، ابزارهای کاوش فازی عملکرد قوی تری داشتند. بیشترین هم پوشانی نیز در میان متاکراولر با یاهو و بینگ مشاهده شد.
سنجش روایی در پژوهش های علم اطلاعات و دانش شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر بر آن بوده که با بررسی مقالات منتشرشده در مجلات حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی در ایران در یک دوره ده ساله، میزان توجه به فرایند سنجش روایی ابزار پژوهش را در این حوزه مورد ارزیابی قرار دهد. در این پژوهش مقالات هشت مجله علمی-پژوهشی حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی فارسی در ایران که در فاصله سال های 1385 تا 1394 منتشر شده، به شیوه تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفت. در مجموع، محتوای 1763 عنوان از مقالات پژوهشی مربوط به 211 شماره از مجلات، تحلیل و ابزارهای پژوهش و روش های تعیین روایی ابزار مورد استفاده آن ها بررسی شد. بر اساس یافته های پژوهش در 87/36 درصد از مقالات مورد بررسی هیچ گونه اشاره ای به تعیین روایی ابزار نشده بود. در 22/23 درصد از مقالات تنها به بیان این نکته که روایی ابزار تأیید شده است، بسنده کرده و روش و فرایند تعیین روایی ذکر نشده بود. در 31/4 درصد از مقالات، پژوهشگران اظهار کرده بودند که روایی ابزار در مطالعات پیشین تأیید شده و بنابراین، خود به تعیین روایی ابزار نپرداخته اند. تنها در 375 عنوان مقاله (38/32 درصد)، روش تعیین روایی ابزار ذکر شده بود. از نظر روش های مورد استفاده جهت سنجش روایی ابزار نیز نتایج بیانگر آن بود که 66/16 درصد مقالات به روش صوری و 30/20 درصد به روش روایی محتوایی اعتبار ابزار خود را مورد ارزیابی قرار داده بودند. از سایر انواع روایی، روایی معیار کمترین فروانی را داشته و تنها 2 عنوان مقاله (17/0 درصد) جهت ارزیابی اعتبار ابزار خود از این روش بهره گرفته بودند. 26/5 درصد مقالات نیز از روایی سازه که بالاترین سطح سنجش روایی است استفاده کرده بودند. همچنین، نتایج نشان داد که تعداد بسیار اندکی از مجلات جامعه پژوهش به انتشار مقالات مرتبط با سنجش روایی ابزار پژوهش پرداخته اند. بر این ساس، مجلات این حوزه لازم است با توجه بیشتر به چاپ مقالات مرتبط با سنجش روایی ابزار پژوهش، زمینه را جهت آشنایی بیشتر پژوهشگران با این فرایند و اهمیت آن در طراحی ابزار فراهم کنند. همچنین، مجلات این حوزه لازم است در فرایند داوری مقالات با حساسیت بیشتری به ضرورت گزارش فرایند سنجش روایی ابزار پژوهش در بخش روش شناسی مقالات بپردازند.
بررسی بلوغ سازمانی فناوری اطلاعات با رویکرد همسویی کسب و کار و فناوری اطلاعات با استفاده از دو روش مدل بلوغ توانمندی یکپارچه و به روشهای کتابخانه زیرساخت فناوری اطلاعات مطالعه موردی: شرکت توزیع نیروی برق استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه ریزی راهبردی در حوزه فناوری اطلاعات، یکی از دغدغه های سازمانهای امروزی است. هدف این تحقیق بررسی بلوغ فناوری اطلاعات در راستای تدوین برنامه راهبردی فناوری اطلاعات در شرکت توزیع نیروی برق استان کرمانشاه است. براساس دیدگاه مشترک در تمامی مدلهای برنامه ریزی راهبردی، یکی از مراحل مهم، تعیین وضعیت موجود سازمان در حوزه موردنظر می باشد. با توجه به ابلاغ اسناد بالادستی مانند سند چشم انداز فناوری اطلاعات توانیر و سند دولت الکترونیک که برای شرکت توزیع نیروی برق لازم الاجرا هستند و همچنین رویکرد مبتنی بر حاکمیت فناوری اطلاعات در این اسناد، از همین رویکرد در حوزه خدمات، به عنوان چشم انداز شرکت توزیع نیروی برق استان کرمانشاه استفاده شده است. براساس چشم انداز تعیین شده، از روشهای مدل بلوغ توانمندی یکپارچه و به روشهای کتابخانه زیرساخت فناوری اطلاعات برای بررسی وضعیت جاری در حوزه فناوری اطلاعات استفاده شده است. برای دستیابی به هدف این مقاله، 4 فاز در نظر گرفته شده است: در فاز اول که همان فاز شناخت می باشد، فرآیندهای کسب و کار شناسایی می شوند. فاز دوم تطبیق فرآیندهای کسب و کار با فرآیندهای استاندارد کتابخانه زیرساخت فناوری اطلاعات است. برای این منظور، ابتدا فرآیندهای کسب و کار از دیدگاه معماری اطلاعاتی مورد بررسی قرار گرفت و سپس با انجام مصاحبه های تخصصی براساس فرآیند، تطبیق مورد نظر انجام شد. در فاز بعد، تعیین بلوغ سازمانی با دو روش انجام می شود. در روش اول، ابتدا با استخراج ویژگی های به روشهای مرتبط با هر یک از فرآیندهای کتابخانه زیرساخت فناوری اطلاعات، عبارات توصیفی به ازای هر فرآیند استخراج و در قالب 27 نوع پرسش نامه به ازای 27 فرآیند، آماده شد و جهت تکمیل به مسئولان فرآیندها تحویل شد. در روش دوم که یک پرسش نامه استاندارد برای آن وجود دارد، این پرسش نامه به ازای تمامی فرآیندها تکمیل شد. نتایج حاصل از بررسی وضعیت موجود، سطح بلوغ فرآیندها را براساس درصد نشان می دهد و قابلیت مقایسه دو روش را فراهم می سازد. به علاوه براساس تحلیل و بررسی مقایسه ای این دو روش، نقاط ضعف و قوت فرآیندهای سازمانی تطبیق یافته با فرآیندهای کتابخانه زیرساخت فناوری اطلاعات، تعیین شد و برخی توصیه و پیشنهادات برای تحقیقات آتی در این حوزه ارائه شده است. نتایج بدست آمده نشان می دهد که فرآیندهای میز خدمت، مدیریت واقعه، انجام درخواست، مدیریت پیکربندی و مدیریت پیمانکار به عنوان نقاط قوت سازمانی و فرآیندهای مدیریت تغییر، مدیریت دانش، مدیریت امنیت اطلاعات، مدیریت نشر و استقرار به عنوان نقاط ضعف سازمانی قابل بررسی می باشند و در مورد سایر فرآیندها مانند فرآیندهای مدیریت سطح خدمت، مدیریت تقاضا، مدیریت ظرفیت روند منظمی قابل مشاهده نبود.
موانع و چالش های اشتراک گذاری داده های پژوهشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : علیرغم مزایای متعدد اشتراک گذاری داده ها برای پژوهشگران، بسیاری از آنها از اشتراک گذاری داده ها خودداری می کنند. مقاله حاضر به بررسی موانع و چالش های اشتراک گذاری داده ها پرداخته است. روش شناسی : مطالعه حاضر به روش مروری، ادبیات حوزه اشتراک گذاری داده های پژوهشی را در پایگاه های معتبر علمی شامل وب آو ساینس، اسکوپوس، پابمد و همچنین پایگاه های جی استور، پراکوئست و ابسکو و همچنین گوگل اسکالر بدون محدودیت زمانی تا اول جولای 2016 را بررسی کرده است. یافته ها : مهم ترین موانع و چالش های پیش روی اشتراک گذاری داده های پژوهشی به پنج دسته کلی موانع فردی شامل تلاش، زمان و هزینه صرف شده، از دست رفتن فرصت های نشر، سوء تفسیر یا سوء استفاده از داده ها، موانع فرهنگی، رفتاری و انگیزشی شامل کمبود پاداش ها و مشوق های لازم جهت اشتراک گذاری، عدم تقدیر و تشکر مناسب توسط استفاده کنندگان مجدد از داده ها، عدم جبران متقابل از سوی پژوهشگران ثانویه و عدم اعتماد بین پژوهشگران در اشتراک گذاری داده ها، موانع سازمانی شامل عدم حمایت مناسب سازمانی، کمبود منابع مالی و انسانی مناسب، عدم وجود سیاست اشتراک گذاری داده ها توسط سازمان ها یا وجود خط مشی ها و سیاست های سخت گیرانه و موانع مالی و اقتصادی، موانع فنی شامل عدم وجود واسپارگاه های مناسب، عدم استفاده از استانداردهای داده ای و ابرداده ای مناسب و موانع زبانی و کیفیت داده ها و موانع حقوقی و قانونی شامل مالکیت داده ها و حق مؤلف، حساسیت داده ای، دسترسی و حق استفاده از داده ها و همچنین عدم آگاهی از مسائل حقوقی و قانونی مربوطه دسته بندی می شوند. نتیجه گیری : شناسایی موانع و محدودیت های پیش روی اشتراک گذاری داده های پژوهشی می تواند به عنوان چارچوبی جهت ترویج و افزایش اشتراک گذاری داده ها مورد استفاده قرار بگیرد.
تصویرگونگی خط در نسخه قرآنی 1200 محفوظ در موزه آستانه قم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نسخه قرآنی شماره 1200 محفوظ در موزه آستان قم منسوب به قرن دوم هجری است. این نسخه علاوه بر مسائل نسخه شناسی مانند تاریخ کتابت، سه سطری بودن و نگارش بر کاغذ، به جهت طراحی خاص و منحصر به فرد حروف و صفحه آرایی آن دارای اهمیت است. هدف: تلاش می گردد در این مقاله علاوه بر معرفی این نسخه، شیوه خاص نگارش حروف در این نسخه از منظر بازنمایی کلمات در خوشنویسی اسلامی و رابطه آن با ایجاد معنا برای مخاطب مورد بررسی قرار می گیرد. روش: این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است و برای انجام آن از منابع کتابخانه ای و آرشیوی استفاده شده است. یافته ها: نوشتار همان تصویر متن و تجسم مادی امر مجرد و غیرمادی است. در این نسخه بعضی از کلمات و حروف به گونه متمایزی نسبت به سایر کلمات و حروف طراحی شده اند این کلمات از نظر معنایی در متن دارای اهمیت هستند. در واقع ارتباط بین ویژگی های صوری و معنایی نشانه نوشتاری برقرار است که در نشانه شناسی با عنوان تصویرگونگی درونی شناخته شده است. در این نسخه تصویرگونگی درونی در بازنمایی کلماتی به کار رفته که معنای ویژه ای در آیه مورد نظر دارند و نقش تأکیدی ایفا می کنند. نتیجه: نتایج تحقیق نشان می دهد که نوشتار همچون نشانه در خوشنویسی اسلامی در دو سطح صورت و معنا عمل می کند و به تصویرگونگی درونی در متن از منظر بصری و معنایی می انجامد. این تصویرگونگی بر درک معنای متن تأثیر گذار است.
پژوهشنامه نقد ادب عربی دانشگاه شهید بهشتی: مطالعه کتاب سنجی مقالات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی کتاب سنجی مقالات مجله پژوهشنامه نقد ادب عربی دانشگاه شهید بهشتی.<br /> روش شناسی: با روش کتاب سنجی همه مقاله های منتشرشده اساتید و دانشجویان رشته زبان و ادبیات عربی در پژوهشنامه نقد ادب عربی در دوره ای پنج ساله از ابتدای سال 1389 تا 1394 (برابر با 11 شماره) به تعداد 86 مقاله بررسی شدند. بعد از یادداشت برداری از قسمت های مدنظر هر مقاله (صفحه عنوان و فهرست منابع)، داده های جمع آوری شده برای تحلیل وارد نرم افزار اکسل شدند.<br /> یافته ها: 69 مقاله به زبان فارسی و 17 مقاله به عربی نوشته شده است. 125 نویسنده مرد و 47 نویسنده زن در نگارش مقالات مشارکت داشته اند. 16 مقاله به صورت انفرادی و 70 مقاله نیز به صورت مشترک نگاشته که 54 مقاله از مقالات مشترک، به صورت هم مؤسسه ای و 16 مقاله نیز به صورت غیرهم مؤسسه ای تألیف شده است. حجت رسولی با 5 مقاله بیشترین تولید علمی را داشته است. نقد، 3/44 درصد از موضوعات مقالات را به خود اختصاص داده است. 19 مقاله را اعضای هیئت تحریریه (میانگین 09/22) نوشته اند. درمجموع، 2346 منبع به کار رفته است که میانگین استفاده شده برای هر مقاله 27/27 درصد است. همچنین 1540 منبع (65/65 درصد) آنها میانگین عمریِ بالای 14 سال دارند. برحسب جنسیت، تفاوت معناداری بین نویسندگان مرد و زن وجود دارد. میزان بالایی از هم تألیفی بین نویسندگان وجود دارد که از نقاط مثبت مجله است. دانشگاه های شهید بهشتی و تهران، حدود یک سوم تعداد کل نویسندگان را به خود اختصاص داده اند که از نقاط ضعف مجله محسوب می شود.<br /> نتیجه گیری: پیشنهاد می شود مجله با تقسیم بندی دانشگاه های کشور به صورت قطبی، امکان حضور بیشتر و فعال تر برخی دانشگاه هایی را که امکان حضور کمتر و کمرنگ تری در مجله داشته اند فراهم کند. بدین ترتیب، زمینه حضور پررنگ تر نویسندگان زن نیز در مجله فراهم می شود. با توجه به عنوان و موضوع مجله، بهتر به نظر می رسد بیشتر مقالات به زبان عربی نوشته می شد. پیشنهاد می شود مجله با تغییر سیاست فعلی، دست کم به طور متناوب به دو زبان فارسی و عربی مقاله منتشر شود.
بازاندیشی هرمنوتیک در شکل گیری پژوهش های کیفی حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی با تأکید بر دیدگاه گادامر
منبع:
مطالعات دانش شناسی سال پنجم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۲۰
123 - 148
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از روش های تحلیل اطلاعات، روش هرمنوتیک است. این روش یکی از روش های تفسیر متون می باشد. هدف از پژوهش حاضر، بازاندیشی روش هرمنوتیک در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی با تأکید بر دیدگاه گادامر و ارائه فرایند تحلیل با روش هرمنوتیک عینی در این حوزه است. روش: پژوهش حاضر از نوع مروری استدلالی–انتقادی است که در آن از روش های اسنادی و کتابخانه ای برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد که می توان روش هرمنوتیک را به عنوان یکی از روش های تحلیل پژوهش کیفی در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی بکار گرفت. آنچه که بین این حوزه با هرمنوتیک وجه مشترک دارد، همان تفسیر متن است که در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی منظور از متن، اطلاعات و یا هر پدیده ای که با اطلاعات سروکار دارد، می باشد. همچنین در نظام های بازیابی اطلاعات، ورود اطلاعات با پیش فهم امکانپذیر بوده و رفتارهای بازیابی توسط جستجوگر همانند متن در نظر گرفته می شود. نتیجه گیری: هرمنوتیک می توان به عنوان یک روش کیفی در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی در تولید دانش جدید مورد استفاده قرار گیرد. کاربرد هرمنوتیک در حوزه بازیابی اطلاعات به عنوان یک روش، ورود اطلاعات و رفتارهای فرد، متن و معنا در نظر گرفته می شود و ارزیابی آن نیز بر اساس پیش فرض هایی استوار است. همچنین مراحل هرمنوتیکی در قالب کلمه یا جمله به واحدهای معنایی تبدیل می شود و تفسیرها بر اساس این قالب های معنایی صورت خواهد گرفت و اشتراک واحدهای معنایی و ادغام آن ها منجر به تفسیر یا بازتولید متن خواهد شد.
خدمات استفاده از تکنولوژی رایانش ابری در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی: ارائه نقشه راه
منبع:
مطالعات دانش شناسی سال پنجم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱۸
123 - 144
حوزههای تخصصی:
رایانش ابری یک مدل محاسباتی است که نرم افزارها و منابع محاسباتی مبتنی بر وب را هنگام تقاضای کاربران ارائه می کند. رایانش ابری علاوه بر اینکه باعث صرفه جویی در هزینه ها می شود به کاربران اجازه دسترسی به نرم افزارها را می دهد. دسترس پذیری، مدیریت و بهره برداری بهینه تر از منابع از مزایای دیگر مجازی سازی به حساب می آید. در این مقاله به توضیح رایانش ابری، استانداردهای رایانش ابری پرداخته ایم و در پایان نقشه راهی برای استقرار رایانش ابری در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی ارائه می کنیم. رایانش ابری یک مدل محاسباتی است که نرم افزارها و منابع محاسباتی مبتنی بر وب را هنگام تقاضای کاربران ارائه می کند. رایانش ابری علاوه بر اینکه باعث صرفه جویی در هزینه ها می شود به کاربران اجازه دسترسی به نرم افزارها را می دهد. دسترس پذیری، مدیریت و بهره برداری بهینه تر از منابع از مزایای دیگر مجازی سازی به حساب می آید. در این مقاله به توضیح رایانش ابری، استانداردهای رایانش ابری پرداخته ایم و در پایان نقشه راهی برای استقرار رایانش ابری در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی ارائه می کنیم.
دانش و استفاده کتابداران از آلتمتریکس: موردکاوی کتابخانه های دانشگاهی وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در سال های اخیر شکل تازه ای از سنجه های ارزیابی پژوهش و پژوهشگران با نام آلتمتریکس (دگرسنجی ) طرح شده که به دنبال ردگیری توجه رسانه ای، بازدید، دانلود، و غیره درباره آثار دانشگاهی است. از نهادهای کلیدی که باید از این سنجه های نوظهور آگاهی داشته باشند کتابخانه های دانشگاهی هستند که به پژوهشگران خدمات سنجش پژوهش ارائه می دهند. هدف از این پژوهش آگاهی از میزان آمادگی کتابخانه های دانشگاهی برای ارائه این نوع خدمات تازه است. روش/رویکرد: برای دستیابی به اهداف پژوهش از روش پیمایشی بهره برداری شده است. جامعه آماری این پژوهش کتابداران شاغل در کتابخانه های مرکزی دانشگاه های وزارت عتف و بهداشت شهر تهران (شامل 105 نفر) بود. اطلاعات لازم با یک پرسشنامه محقق ساخته، دربردارنده سه بخش و 20 گویه گردآوری شد. یافته ها: یافته ها نشان می دهند که دانش و استفاده کتابداران برای پاسخگویی به درخواست کاربران کافی نیست و آمادگی این نهادها برای خدمت رسانی در زمینه آلتمتریکس پایین است. هم چنین، هیچ تفاوت معناداری میان میزان دانش و استفاده کتابداران دو وزارت از سنجه های آلتمتریکس نیست. افزون بر این، بیش تر کتابداران نیازمند کارگاهی آموزشی برای یادگیری استفاده از سنجه های آلتمتریکس هستند. اصالت/ارزش: این اولین پژوهشی است که به دنبال آگاهی از میزان آشنایی و استفاده کتابداران کتابخانه های دانشگاهی ایران از آلتمتریکس است. کاربرد اجرایی: دانش و مهارت کتابداران در کتابخانه های بررسی درباره سنجه های آلتمتریکس کافی نیست و مدیران این کتابخانه ها برای زیست پذیری و مرتبط ماندن با جامعه خود نیازمند توجه جدی تر به آموزش کتابداران در زمینه بکارگیری این خدمات تازه برای کاربران هستند.
واکاوی مؤلفه های شناختی در فراگرد رفتار اطلاع یابی درمانگران با استفاده از ابزارهای پژوهشی علوم عصب شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش بر آن است تا مؤلفه های شناختی رفتار اطلاع یابی درمانگران در تشخیص و درمان اختلال های روانی را مورد واکاوی قرار دهد. بر این اساس با توجه به توان بالای ابزارهای علوم عصب شناختی در واکاوی مولفه های شناختی در لحظه، از روش الکتروآنسفالوگرافی کمی استفاده شد. در ادامه پنج نفر از درمانگران به صورت نمونه گیری انتخابی که تنوع مدنظر پژوهشگران را داشتند انتخاب شده و در فرایند پژوهش قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها علاوه بر الکتروآنسفالوگرافی کمی از نرم افزار مورائه استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که امواج مغزی درمانگران در مراحل اول کولثاو بیانگر فعالیت های گسترده شناختی است. هر چه درمانگران به سمت مراحل انتهایی حرکت کردند، از شدت این فعالیت ها کاسته و جنبه هیجانات مغز غالب شد. برمبنای یافته ها، بهترین مرحله جهت مداخله کتابدار برای راهنمایی و کمک به درمانگران در جهت ارائه اطلاعات، مرحله 3 کولثاو است. در نهایت یافته های پژوهش نشان داد رفتار اطلاع یابی درمانگران در بخش کنش های شناختی با مدل فراگرد جست وجوی اطلاعات کولثاو مطابقت دارد. در نتیجه به نظر می رسد با تکیه بر ابزارهای نوین تولید شده در چند دهه اخیر در حوزه علوم اعصاب و تکنولوژی اطلاعات بتوان شناخت بهتری از لحظه لحظه فراگرد رفتار اطلاع یابی درمانگران پیدا کرد و با کمک سامانه های هوشمند و شخصی سازی شده در لحظه مناسب، اطلاعات مناسب را به کاربران ارائه داد. این تحول می تواند گامی بلند در ارتقاء رفتار اطلاع یابی و پیشرفتی در حصول اطلاعات مورد نیاز برای کاربران در لحظه باشد.
نمایه سازی ماشینی مدارک حوزه بازیابی اطلاعات با استفاده از متن کاوی در نرم افزار «رپیدماینر»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سازگاری کدهای رده بندی و اصطلاحات نمایه سازی از یک اصطلاحنامه مدون با عبارات و کلماتی که به طور خودکار استخراج شده با استفاده از نمایه سازی ماشینی ایجاد می شود. در طراحی نظام نمایه سازی خودکار، کامپیوتر به طور کامل جایگزین انسان می شود. این پژوهش با هدف اس تخراج کلم ات کلی دی و شناسایی گرایش های موضوعی مقالات نمونه آماری در حوزه بازیابی اطلاعات و تخصص موضوعی نویسنده هر مقاله با روش متن کاوی و دسته بندی آنها با استفاده از هم رخدادی واژگان صورت گرفته است. روش این پژوهش از نوع کاربردی است و براساس مدل کریسپ [1] از مدل های فرآیند داده کاوی و الگوریتم های متن کاوی انجام گرفته است. جامعه پژوهش، 313 مقاله حوزه بازیابی اطلاعات نمایه شده در پایگاه نورمگز است. پس از نرمال سازی متن مقالات با نرم افزار ویراستیار، طی متن کاوی مقالات با نسخه 7.1 نرم افزار رپیدماینر، واژگان کلیدی از طریق محاسبه وزن آنها استخراج و داده ها با استفاده از دو الگوریتم کلاسیک دسته بندی یعنی ک.ان.ان. [2] و نایوبیز [3] تجزیه و تحلیل شدند. در پژوهش حاضر، کامپیوتر با کمک ابزارهای متن کاوی نرم افزار رپدماینر، متن ماشین خوان را با استفاده از بسامد واژه ها به طور خودکار نمایه سازی کرده است. بدین منظور با کمک عملگرهای ان-گرام [4] و محاسبه وزن کلمات براساس روش تی.اف ای.دی.اف . [5] ، اصطلاحات و مفاهیم کلیدی و تخصص موضوعی نویسنده هر مقاله در قالب 16 دسته بندی استخراج شده است. سرانجام برتری مدل ک.ان.ان. در دسته بندی موضوعات هسته مقالات این پژوهش با دقت 85 درصدی نسبت به مدل نایوبیز تایید شد . مشاهده نتایج محاسبه دقت های ماخوذه مدل ها، گواه کارایی قابل قبول نرم افزار رپیدماینر در نمایه سازی ماشینی متون است. نمایه سازی متون با استفاده از این روش، می تواند به بهبود نتایج بازیابی اطلاعات و جلوگیری از ریزش کاذب اطلاعات در پایگاه های اطلاعاتی کمک کند.
ارزیابی عملکرد کتابخانه های دانشگاه رازی با استفاده از مدل کارت امتیازی متوازن (BSC)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: هدف از انجام این پژوهش ، ارزیابی عملکرد کتابخانه های دانشگاه رازی با استفاده از مدل کارت امتیازی متوازن (BSC)می باشد. همچنین در این پژوهش نقاط قوت و ضعف عملکرد کتابخانه های دانشگاه رازی تعیین می گردد. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است و به روش پیمایشی- توصیفی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش کلیه مدیران، کارکنان و کاربران کتابخانه های دانشگاه رازی می باشد. در این پژوهش از روش سرشماری و نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شده است. همچنین داده های پژوهش با استفاده از آمار توصیفی و آزمون تی تک نمونه ای و با استفاده از نرم افزار اس. پی . اس. اس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد منظر مشتری بالاترین سطح توازن، و بعد از آن منظر مالی بهترین سطح توازن را داراست. دو منظر رشد و یادگیری و فرایندهای داخلی که مربوط به سطح عملکرد کارکنان کتابخانه های دانشگاه رازی است در پایین ترین سطح عملکرد قرار دارند. نتیجه گیری: عملکرد کتابخانه های دانشگاه رازی در بُعد رشد و یادگیری و فرایندهای داخلی نامتوازن است، به این معنی که کتابخانه های دانشگاه رازی نتوانسته در ارائه خدمات و توانمندسازی کارکنان خود موفق و به صورت مطلوب عمل کند. اما، عملکرد کتابخانه های دانشگاه رازی از بُعد مالی متوازن و قابل قبول است، به این معنی که مدیران کتابخانه های دانشگاه رازی، منابع مالی کتابخانه را به شیوه ای مناسب و مطلوب هزینه می کنند.
ارزش آفرینی مشترک میان ذی نفعان (کاربران، کتابداران و طراحان) نرم افزارهای کتابخانه دیجیتال در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظام های اطلاعاتی (مانند پایگاه های اطلاعاتی و نظام های کتابخانه ای) با ذی نفعان گوناگونی در ارتباطند و میان این ذی نفعان شکافِ شناختی وجود دارد. به بیان دیگر، بررسی دیدگاه ذی نفعان در قلمرو نظام های اطلاعاتی و این که چگونه می اندیشند و چه ارزش هایی را در استفاده از این نظام ها دارند، اهمیت پیدا می کند. بهره مندی از دانش همه افرادی که ذی نفع یک محصول هستند، می تواند به بهبود محصول و ارائه خدمات نوآورانه و ارزش آفرینی برای همه آن ها منجر گردد. این امر با واکاوی ساختارِ دانشی ذی نفعان و کشف ارزش های مورد نظر آن ها در استفاده از یک محصول یا خدمت قابل دستیابی است. هدف این پژوهش، بررسی ساختارِ شناختی گروه های سه گانه ذی نفع نرم افزار های کتابخانه دیجیتال ایران (کاربران، کتابداران و طراحان) بر پایه نظریه وسیله-هدف و ترسیم نقشه شناختی آن ها در استفاده از این نرم افزار ه است. پژوهش حاضر تلاش دارد بازنمونی از مدل های ذهنی ذی نفعان نرم افزا ر های کتابخانه های دیجیتال را ترسیم کند. این بازنمون، با ترسیم نقشه سلسله مراتبی ارزش (نقشه شناختی اجماعی) آنها امکان پذیر است و به ارزش آفرینی مشترک از طریق شناخت نیازها و انتظارهای ذی نفعان از این نظام های اطلاعاتی منجر می شود. این پژوهش از نظر نوع، کاربردی و از نظر رویکرد، شناختی است که با شیوه پیمایشی و رویکرد ترکیبی در گردآوری داده ها انجام شد. جامعه پژوهش حاضر شامل دو گروه نرم افزارهای کتابخانه های دیجیتال در ایران (آذرخش، پاپیروس و ثنا) و ذی نفعان این نرم افزارها (16 کاربر، 21 کتابدار و 5 طراح) بودند. گردآوری داده ها با مصاحبه (تکنیک نردبان سازی) و تحلیل محتوای آن ها با روش کیفی جهت دار (با استفاده از نرم افزار MaxQDA ) انجام شد. با ترسیم نقشه سلسله مراتبی ارزش (نقشه شناختی) ذی نفعان مشخص شد، سه ارزش نهایی: «دسترسی سریع به منابع اطلاعاتی»، «کشف (بازیابی) منابع اطلاعاتی مورد نظر» و « اشاعه و به اشتراک گذاری اطلاعات و دانش» و همچنین، ارزش ابزاری «کسب اطلاعات بیشتر درباره منبع اطلاعاتی»، پیامدهای کارکردی «پرهیز از اتلاف وقت در جستجو» و «بالابردن دقت در جستجو» و پیامدهای روانی-اجتماعی « احساس راحتی در استفاده از نظام » و «ابهام زدایی از نیاز اطلاعاتی» بیش از همه مورد توجه ذی نفعان قرار دارند . طراحان نرم افزار های کتابخانه دیجیتال لازم است ارزش ها، پیامدها و ویژگی های مهم ذی نفعان را برای طراحی این نرم افزار ها مورد توجه قرار دهند تا بتوانند نیازهای اساسی و انتظارهای بنیادین ذی نفعان این نظام ها را برآورده سازند .
مطالعه تاثیر شخصیت و ویژگی های موقعیتی بر نگرش به اشتراک گذاری دانش در کتابداران کتابخانه های عمومی
منبع:
مطالعات دانش شناسی سال پنجم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۹
17 - 37
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تاثیر ویژگی های شخصیتی (خودکارآمدی و عزت نفس) و ویژگی های موقعیتی (ارزیابی شناختی: تهدید در مقابل چالش) بر نگرش به اشتراک گذاری دانش در کتابداران کتابخانه های عمومی خراسان رضوی می پردازد. پژوهش حاضر کاربردی بوده که با روش پیمایشی و با ابزار پرسشنامه انجام شده است. آلفای کرونباخ برای پرسشنامه های 4 گانه مورد استفاده و پایایی ابزار پژوهش مورد تایید قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش 310 نفر از کتابداران کتابخانه های عمومی تحت پوشش نهاد کتابخانه ها است که بر اساس فرمول کوکران، پرسشنامه بین 172 کتابدار توزیع و در نهایت 141 پرسشنامه پاسخ داده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهند که کتابداران با خودکارآمدی بالا و عزت نفس بالا، نگرش مثبت تری به مدیریت دانش و همکاری در سازمان دارند. هم چنین کتابدارانی که در موقعیت ها، ارزیابی چالش دارند؛ نگرش مثبت تری به مدیریت دانش و همکاری در سازمان دارند. بالعکس کتابدارانی که در موقعیت ها، ارزیابی تهدید دارند؛ نگرش مثبت کمتری به مدیریت دانش و همکاری در سازمان دارند. هم چنین بین خودکارآمدی و عزت نفس کتابداران کتابخانه های عمومی استان خراسان رضوی ارتباط معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش تاثیر دو دسته ویژگی های شخصیتی شامل عزت نفس و خودکارآمدی و همچنین ویژگی های موقعیتی شامل ارزیابی شناختی تهدید و چالش در مواجهه با موقعیت ها را بر نگرش کتابداران به مدیریت دانش تایید نموده و نشان می دهند که این عوامل می تواند پیش بینی کننده نگرش کتابداران به مدیریت دانش و همکاری در اشتراک دانش باشند. اصالت: این پژوهش ارتباط ویژگی های شخصیتی و مدیریت دانش را مورد بررسی قرار داده است.