فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲۱ تا ۵۴۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۳۰)
229 - 252
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه با توجه به رقابتی شدن فضای اطلاعات و اطلاع رسانی، ضرورت دارد کتابخانه ها به منظور همگامی با نیازهای اطلاعاتی کاربران بالقوه و بالفعل خود و پرهیز از واگذاری عرصه رقابت به دیگر بازیگران عرصه اطلاعات، در رویکردهای سنتی خود تجدیدنظر نمایند. در این میان، پی گیری و کاربست راهبردهای مبتنی بر بازاریابی و برندسازی اطلاعات در محیط کتابخانه می تواند به عنوان راه کاری اثربخش در راستای رسیدن به جایگاه واقعی کتابخانه ها در نظر گرفته شود. از این رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی خدمات مورد نیاز برای برند شدن در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی پزشکی ایران انجام شد. روش: این پژوهش کاربردی و با روش تحلیل محتوای کیفی، به روش قیاسی یا جهت دار انجام شد. داده ها از طریق صاحبه نیمه ساختاریافته با نمونه های هدف مند شامل 14 نفر از مدیران کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی پزشکی ایران گردآوری شد. یافته ها: براساس یافته های این پژوهش، 2 مفهوم اصلی خدمات تخصصی (دربرگیرنده خدمات اطلاعاتی، پژوهشی و علم سنجی، آموزشی) و خدمات عمومی (دربرگیرنده خدمات رفاهی ، سلامت عمومی کاربران، پشتیبانی و فرهنگی) با 7 مؤلفه و 33 کد فرعی در ارتباط با ارائه و تنوع خدمات در برندسازی کتابخانه های دانشگاهی پزشکی شناسایی شد. نتیجه گیری: ارائه خدمات تخصصی نوین و عمومی باکیفیت و مورد نیاز کاربران امروزی باعث می شود دیدگاه جامعه و کاربران نسبت به کتابخانه تغییر کرده و این ذی نفعان ادراک قوی تری از کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی دانشگاه های علوم پزشکی پیدا کنند. بنابراین، مدیران این مراکز اطلاع رسانی باید در ارائه خدمات در راستای برندسازی کتابخانه های تحت مدیریت خود تمهیدات لازم را در نظر بگیرند.
کاربرد مولفه های مدیریت زمان در روزآمدسازی اطلاعات و برنامه ریزی حرفه ای متخصصان علم اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی مدیریت زمان در روزآمدی اطلاعات و برنامه ریزی حرفه ای متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی در کتابخانه های عمومی استان کرمان است.
روش: روش این پژوهش پیمایشی و از نوع مطالعه کاربردی بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان کتابخانه های عمومی استان کرمان به تعداد 82 نفر می باشد. حجم نمونه براساس جدول مورگان 68 نفر برآورد شده و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای بود. جامعه مورد مطالعه برحسب شهرستان مشخص گردید و سپس از هر یک، نمونه تصادفی به نسبت تعداد افراد جامعه انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از 2 پرسشنامه محقق ساخته شامل مدیریت زمان و روزآمدسازی اطلاعات استفاده شده است. پرسشنامه مدیریت زمان شامل 40 پرسش درباره روش های پایش و کنترل وقت در انجام فعالیت های حرفه ای بود. پرسشنامه روزآمدی اطلاعات نیز شامل 15 پرسش در خصوص استفاده روزآمد از منابع اطلاعاتی، وبگاه ها، رسانه ها، پایگاه ها و دسترسی به اطلاعات تخصصی طراحی شد. برای محاسبه روایی ابزار اندازه گیری از روش اعتبار صوری استفاده شده است. پایایی پرسشنامه ها نیز با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت. ضریب مورد نظر برای پرسشنامه های مدیریت زمان و روزآمدسازی اطلاعات به ترتیب 845/0 و 948/0 تعیین شد که بیانگر پایایی بالای ابزار سنجش است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار اس.پی.اس.پی. انجام شد و از آماره های توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار و نیز استنباطی شامل: ضریب همبستگی پیرسون- اسپیرمن و نیز مدل رگرسیون چند متغیره استفاده شده است.
یافته ها: نتایج نشان داد که ضرایب همبستگی آزمون پیرسون و اسپیرمن بین دو متغیر مدیریت زمان و روزآمدسازی اطلاعات به ترتیب برابر 412/0 و 318/0 است. در نتیجه بین مدیریت زمان کارکنان و روزآمدسازی اطلاعات در کتابخانه های عمومی استان کرمان رابطه مستقیم و معنی داری وجود دارد. با توجه به اینکه مقدار R2adj (تعدیل شده R2)، برابر با 174/0 می باشد، لذا، امتیاز نمره واریانس، روزآمدسازی اطلاعات را تایید می کند. بر این اساس، بین هدف گذاری، اولویت بندی اهداف و فعالیت ها، برنامه ریزی عملیات، تفویض اختیار، مدیریت ارتباطات و مدیریت جلسات کارکنان و روزآمدسازی اطلاعات رابطه خطی معنی داری وجود دارد. ضریب همبستگی چندگانه 498/0=r می باشد که نشان دهنده میزان روابط هدف گذاری، اولویت بندی اهداف و فعالیت ها، برنامه ریزی عملیات، تفویض اختیار، مدیریت ارتباطات و مدیریت جلسات کارکنان و روزآمدسازی اطلاعات است و با توجه به اینکه سطح معنی داری برابر 006/0 و کوچک تر از سطح 05/0= α است، بنابراین، این رابطه معنی دار است. با توجه به اینکه مقدار R2adj (تعدیل شده R2)، برابر با 174/0 می باشد، پس، امتیاز نمره واریانس، روزآمدسازی اطلاعات را تایید می کند.
نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان داد مدیریت زمان کارکنان و روزآمدسازی اطلاعات در کتابخانه های عمومی استان کرمان رابطه مستقیمی دارند؛ یعنی هرچه توانایی کارکنان در مدیریت زمان بیشتر باشد، توانایی آنها در روزآمدسازی اطلاعات و افزایش کیفیت کارهای تخصصی بیشتر می شود. علاوه بر آن، ارتباط تنگاتنگی میان برنامه ریزی عملیات توسط کارکنان و روزآمدسازی اطلاعات وجود دارد؛ یعنی هرچه کارکنان به صورت عملیاتی و عینی برای رسیدگی به امور، برنامه ریزی داشته باشند، بهتر می توانند اطلاعات خود را در زمینه های تخصصی و عمومی روزآمدتر کنند. سازماندهی قدرتمند شامل تفویض اختیار و فضای کاری مناسب برای داشتن مدیریت زمان موثر جهت مدیران بسیار مهم است و شایسته است تا تمرکز مدیران بر فعالیت های سودمند باشد. بنابراین، پیشنهاد می شود کارکنان کتابخانه ها اهداف خود را مطابق با اهمیت شان اولویت بندی کنند؛ زمان مشخصی برای برنامه ریزی و روزآمد کردن اطلاعات خود اختصاص دهند؛ اهداف کوتاه مدت و بلندمدت شغلی تهیه کنند؛ اهداف سازمانی را درجه بندی نمایند؛ جلسات را در زمان مناسب برگزار کنند؛ شروع و اتمام کار را مشخص کنند؛ روش انجام کار را مشخص کرده و برنامه مطالعات تخصصی داشته باشند.
هیأت تحریریه سنجی: روشی جهت سنجش عملکرد و اثربخشی اعضاء هیأت تحریریه و سردبیران مجلات نمایه شده در ISC(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هیأت تحریریه سنجی به روش ها و شاخص هایی اطلاق می شود که به وسیله آن عملکرد، اثربخشی و نقش اعضاء هیأت تحریریه و سردبیران مجلات در سیاست گذاری و طراحی نقشه راه برای آینده مجلات مورد ارزیابی قرار می گیرد. در پژوهش حاضر با استفاده از هیأت تحریریه سنجی، مجلات نمایه شده ISC در قلمروهای علوم بهداشت، علوم زیستی و هنر و علوم انسانی ارزیابی و تحلیل گردید.روش: در این پژوهش و به منظور دیداری سازی درهم تنیدگی اعضاء هیأت تحریریه و مجلات از روش تحلیل شبکه اجتماعی استفاده شد. بدین منظور شاخص های مرکزیت که شامل مرکزیت درجه، مرکزیت نزدیکی و مرکزیت بینابینی است، به کار رفت. تجزیه و تحلیل داده ها در دو بخش توصیفی و استنباطی برای اعضاء هیئت تحریریه (2813 نفر) و مجلات (200 نشریه) انجام گرفت. به منظور پاسخ به پرسش های پژوهش از نرم افزار مصورسازی شبکه (UCINET)؛ روش های آمار توصیفی و تحلیلی مانند فراوانی، درصد، میانگین و ضریب همبستگی کندال تائوبی؛ آزمون خی دو و نیز نرم افزارهای SPSS، Net Draw و پایتون استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش در خصوص وضعیت ضریب تأثیر نشریات نشان می دهد در حوزه علوم انسانی و هنر، مجله " مسائل کاربردی تعلیم و تربیت اسلامی- لیست اولیه" با 1/095 ؛ در حوزه موضوعی علوم بهداشتی، مجله "سالمند –لیست انتظار"با (0/446)؛ و در حوزه علوم زیستی، مجله "پژوهش های ژنتیک گیاهی- لیست اولیه" با 0/37 بالاترین ضریب تأثیر را در هر حیطه موضوعی کسب کرده اند. برخی از مجلات حوزه علوم انسانی و هنر درصد خوداستنادی بالایی دارند. از جمله مجلاتی که در حوزه علوم انسانی و هنر بالای 80 درصد خوداستنادی دارند عبارتند از: "پژوهش نامه نهج البلاغه" (80/77 درصد)؛ "پژوهش نامه ادبیات کردی" و "زبان فارسی و گویش های ایرانی" (100 درصد)." احد فرامرز قراملکی- (استاد-دانشگاه تهران) " و " محمدحسن قدردان قراملکی (استاد- پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی)" بالاترین میزان درهم تنیدگی (فراوانی 5) را به خود اختصاص داده اند. از مجموع 368 نفری که دارای درهم تنیدگی هستتند، 333 نفر مرد و 35 نفر نیز زن هستند. از نظر مرتبه دانشگاهی نیز مرتبه علمی "استاد" با 76/71 درصد و "دانشیاران" با 15/57 درصد بالاترین سهم را از آن خود کرده اند.نتیجه گیری: از مجموع دو هزار و هشتصد و سیزده نفری که در دویست مجله مورد مطالعه همکاری داشتند، 368 نفر از اعضاء هیأت تحریریه دارای درهم تنیدگی بودند. نتایج حاکی از وجود رابطه معنی داری منفی بین ضریب تأثیر و درهم تنیدگی مجلات جامعه پژوهش و همچنین بین میزان استنادهای دریافتی نشریات و درهم تنیدگی مجلات جامعه پژوهش است. افزایش چارک نشریات با افزایش میزان درهم تنیدگی همراه است؛ به این معنا که چارک نشریات پیش بین مثبت و معنی داری برای میزان درهم تنیدگی نشریات است. شاخص آنی نشریات؛ میانگین ضریب تأثیر در موضوع سطح کلان؛ تعداد مقالات جامعه پژوهش و شاخص خوداستنادی، پیش بین های معنی داری برای میزان درهم تنیدگی نشریات نیستند. با توجه به نقش اعضاء هیأت تحریریه در مسیر تکامل و کیفی سازی مجلات از طریق فرایند داوری و انتخاب موضوعات، تلاش برای تشکیل هیأت تحریریه های متنوع تر با درهم تنیدگی کمتر، نه تنها خروجی تحقیقاتیِ متنوع تری را به دنیای نشر خواهد سپرد؛ که فضای رقابتی مثبت با طیف گسترده تری از آراء را نیز ایجاد خواهد کرد.
دیدگاه متخصصان علم اطلاعات درباره تحولات آتی کتابخانه های عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۴)
199 - 232
حوزههای تخصصی:
هدف: نام های زیادی برای اشاره به رشته ای که آینده های جایگزین را بررسی می کند وجود دارد: آینده پژوهی، آینده نگری، سواد آینده، آینده اندیشی، پیش بینی، آینده گرایی، آینده شناسی و بسیاری موارد دیگر. آینده پژوهی که می توان آن را علم آینده نیز نامگذاری کرد، درصدد است تا منابع، الگوها و دلایل تغییر یا ثبات یک مسئله را به منظور توسعه آینده نگری و گسترش دامنه دوراندیشی بررسی کند و انتخاب ها و احتمالات مختلف را در نظر بگیرد. همچنین، آینده پژوهی به مقوله فرض آینده های ممکن، محتمل و ترجیحی و جهان بینی های زیربنایی آن ها می پردازد. می توان آن را شاخه ای از علوم اجتماعی و به موازات حوزه تاریخ دانست. آینده پژوهی مطالعه روشمند، بین رشته ای و کل نگر پیشرفت اجتماعی، فناوری و دیگر روندهای محیطی است. این پژوهش با هدف آینده پژوهی در کتابخانه های عمومی و نقش آن در توسعه و پیشرفت آن ها با تأکید بر کتابخانه های تحت پوشش نهاد کتابخانه های عمومی است .
روش پژوهش: از زمره روش های آینده پژوهشی، برنامه ریزی سناریو، نقشه راه، چشم انداز، مدل سازی، شبیه سازی و دلفی است. روش تحقیق در این پژوهش، پیمایشی و توصیفی با استفاده از مصاحبه و پرسشنامه به شیوه دلفی است. برای جمع آوری داده ها ابتدا از پرسشنامه استفاده شد و سپس در خصوص برخی از مسائل و تکمیل نظرها از روش مصاحبه حضوری از 11 نفر بهره گرفته شد. پرسشنامه مورد نظر در سه دوره میان جامعه آماری پژوهش توزیع شد. در خصوص تعیین روایی ابزار پژوهش با بهره گیری از نظر تعدادی از صاحب نظران در حوزه علم اطلاعات مشکلات موجود در پرسشنامه شناسایی و مرتفع شد. شیوه نمونه گیری با تکیه بر ساختار روش دلفی به انجام رسید و تحلیل داده ها انجام گرفت. پایایی ابزار پژوهش با آزمون آلفای کرونباخ در حد 810/0 تعیین شد.
یافته ها: با استفاده از نتایج به دست آمده از یافته های مصاحبه شوندگان، تعدادی از مؤلفه ها که بر توسعه کتابخانه تأثیر گذار هستند استخراج شدند. از جمله اینترنت، دیجیتال سازی، به روز بودن سیستم کتابخانه ها، استفاده از کتابداران و متخصصان، اوضاع اقتصادی، خدمات مرجع مجازی، پیایندها و دسترسی آزاد، رسانه های گروهی و شبکه های اجتماعی و فناوری تلفن همراه. خبرگان معتقد بودند که کتابداران چه در حال و چه در آینده حضورشان پررنگ و مهم است و همچنین باید از کتابداران متخصص استفاده شود.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که با بررسی تحولات فناوری در کتابخانه ها مشخص می شود که در کتابخانه های آینده مواد و محمل های اطلاعاتی کتابخانه در مسیر کاهش حجم و وزن پیش خواهند رفت. از برآیند نظرات مصاحبه شوندگان و همچنین روند دگرگونی در نوع منابع کتابخانه ها می توان پیش بینی کرد که منابع کاغذی در کنار منابع الکترونیکی ماندگار خواهد بود و هر یک از منابع، استفاده کنندگان خاص خود را حفظ خواهند کرد. در این دوره بیشتر منابع چاپی یا منابع دیجیتالی در کنار هم خواهند بود و کتابخانه ها به صورت ترکیبی اداره خواهند شد. برای توسعه همه جانبه در کتابخانه های عمومی ضروری است تا به تمامی مؤلفه های نامبرده توجه شود.
شناسایی مؤلفه های تحول دیجیتال کتابخانه های دانشگاهی با استفاده از روش فرا ترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
156 - 186
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر شناسایی مؤلفه ها و ابعاد تحول دیجیتال کتابخانه های دانشگاهی است.روش شناسی: رویکرد پژوهش حاضر کیفی است و از روش هفت مرحله ای فراترکیب سندلوسکی و باروسو (2007) استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه آثار علمی مرتبط با مبانی و ابعاد تحول دیجیتال کتابخانه های دانشگاهی مشتمل بر اثر بازیابی شده از 12 پایگاه اطلاعات علمی در بازه زمانی 2004 تا 2022 میلادی (مصادف با 1383 تا 1401) است که از این میان با انجام فرایند غربالگری، 32 اثر به منظور بررسی و تحلیل بیشتر انتخاب شدند.یافته ها: در مجموع تعداد 7 مقوله اصلی و 24 مفهوم شامل فرهنگ دیجیتال (نگرش دیجیتالی، کاربرمحوری، چابکی، مشارکت و همکاری، خلاقیت و نوآوری، یادگیری مهارت های دیجیتالی کارکنان)، کتابدار دیجیتال (شایستگی فردی، شایستگی دانشی، شایستگی ارتباطی، شایستگی مهارتی)، مدیر دیجیتال (شایستگی فردی، شایستگی دانشی، شایستگی مهارتی)، خدمات و منابع دیجیتال (سازماندهی مجدد و مطلوب منابع کتابخانه، ارائه خدمات دیجیتالی به کاربران، ارائه خدمات دیجیتالی به دانشگاه)، فناوری های دیجیتالی (زیرساخت دیجیتالی، آمادگی فناورانه، استفاده از فناوری های دیجیتالی)، حمایت و همکاری نهادهای بالادستی و دانشگاه (جهت تأمین نیروی انسانی، جهت تأمین منابع و تجهیزات فناورانه، جهت سیاست گذاری کلان) و فرایند کاری و توسعه استراتژی دیجیتال (دیجیتال سازی فرایندها و توسعه استراتژی دیجیتال کتابخانه) مشخص شدند.نتیجه گیری: این پژوهش نخستین پژوهش در داخل و خارج از ایران است که به طور جامع، مؤلفه های تحول دیجیتال کتابخانه های دانشگاهی را ارائه کرده است. نتایج این پژوهش می تواند راهنمای خوبی برای درک آسان از عوامل مؤثر و الزامات تحول دیجیتال کتابخانه های دانشگاهی و اهمیت درک آن برای مدیران و کتابداران باشد.
تحلیلی بر محتوای ارائه شده توسط کتابخانه های عمومی در شبکه های اجتماعی در دوران همه گیری کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اطلاع رسانی و کتابخانه های عمومی دوره ۲۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۴) ویژهنامه کووید-۱۹
۳۱۵-۲۹۸
حوزههای تخصصی:
هدف: شیوع کرونا و تعطیلی کتابخانه های عمومی موجب شد فعالیت های کتابخانه ها در فضای مجازی ادامه یابد و کتابداران به دنبال تولید محتوا برای کتابخانه های خود باشند. کتابخانه های وابسته به نهاد کتابخانه های عمومی کشور در این مدت در بستر شبکه های مجازی فعالیت داشتند و به ویژه تولید محتوا توسط کتابداران مورد حمایت و تشویق قرار گرفت. هدف پژوهش حاضر تحلیل محتوای تولیدشده توسط کتابداران کتابخانه های عمومی ایران در شرایط دورکاری ناشی از شیوع کرونا در بستر اینستاگرام است. روش : پژوهش حاضر توصیفی و کاربردی است و با استفاده از روشِ اسنادی ازطریق مراجعه به محتوای صفحات مجازی کتابداران کتابخانه های عمومی در شبکه اجتماعی اینستاگرام صورت گرفته است. از میان 2700 کتابخانه عمومی وابسته به نهاد کتابخانه های عمومی کشور، نمونه ای شامل 336 کتابخانه با استفاده از جدول مورگان به صورت طبقه بندی شده و با رعایت توزیع نمونه در استان های مختلف انتخاب شد. اطلاعات مربوط به پست ها، دنبال کنندگان و تگ های موضوعی استخراج و در نرم افزار اکسل وارد شد. برای این منظور، پست های موجود با توجه به تاریخ انتشار هر پست (پیش از دوران همه گیری کرونا، دوران تعطیلی کتابخانه ها در همه گیری کرونا و پس از آن) تفکیک شدند. در بخش تحلیلی، آزمون های هم بستگی و رگرسیون برای آزمون فرضیه های پژوهش به کار گرفته شد. یافته ها: محتوای تولیدشده در چهار گروه اصلی کارگاه ها، کلاس های آموزشی، برنامه های فرهنگی و برنامه های مناسبتی دسته بندی شد. از نظر محتوای تولید شده، در بخش کارگاه های آموزشی، استان تهران با 804 پست بیشترین و استان قم با 98 پست کمترین تعداد را داراست. در بخش کلاس های آموزشی، استان تهران با 75 پست بیشترین و استان چهارمحال و بختیاری با 3 پست کمترین تعداد را به خود اختصاص می دهد. در بخش اطلاع رسانی فراخوان های فرهنگی-ادبی، استان تهران با 112 پست بیشترین و استان آذربایجان شرقی با کمترین تعداد پست را داراست. در بخش برنامه های مناسبتی، استان تهران با 121 پست بیشترین و استان های کردستان وکهگیلویه و بویراحمد با 11 پست کمترین تعداد پست را به خود اختصاص دادند. آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که بین درجه کتابخانه و میزان محتوای تولیدشده، تعداد دنبال کنندگان و میزان تولید محتوا، درجه کتابخانه و فاصله بین انتشار پست ها و تعداد دنبال کنندگان و فاصله پست ها رابطه ای معنادار وجود دارد. اصالت/ارزش: شرایط کرونا و قرنطینه در دوره همه گیری کرونا باعث شد تا کتابخانه های عمومی فعالیت های خود را در بستر فضای مجازی ادامه دهند و اطلاع رسانی برنامه های آموزشی، فرهنگی و هنری کتابخانه ها از این طریق افزایش یابد. در پژوهش حاضر، مشخص شد که کتابخانه های کوچک تر، مطالب بیشتر و متنوع تری در بستر اینستاگرام عرضه کرده اند. به نظر می رسد که ارتباط نزدیک تری بین جوامع محلی و کتابداران کتابخانه های کوچک تر وجود دارد و مخاطبان این کتابخانه ها علاقه ای بیشتر به دنبال کردن صفحات کتابخانه های خود دارند، و این امر نیز به نوبه خود می تواند زمینه ساز تولید بیشتر مطالب و اخبار مرتبط با کتابخانه ها شود. تجربه حاصل از تولید محتوای آنلاین در شرایط همه گیری کرونا می تواند در گسترش دامنه خدمات غیرحضوری کتابخانه ها، مدیریت شرایط بحران و ایجاد انگیزه در کتابداران برای تولید محتوا به کار گرفته شود.
ارزیابی عملکرد مسئولین کتابخانه های عمومی شهر قم با استفاده از روش بازخورد 360 درجه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بازخورد 360درجه یکی از روش های ارزیابی است که به دلیل استفاده از چند منبع برای ارزیابی افراد، ارزیابی کامل و دقیقی از مهارت ها، توانایی ها، شایستگی ها، و عملکرد ارزیابی شونده ارائه می دهد. هدف پژوهش حاضر ارزیابی عملکرد مسئولان کتابخانه های عمومی شهر قم با استفاده از روش بازخورد 360درجه است. روش: این پژوهش از نوع کاربردی است که از روش پیمایشی-تحلیلی برای ارزیابی عملکرد مسئولان کتابخانه ها در هشت شاخص (مهارت های مدیریتی، تصمیم گیری، نوآوری و تغییر، ارتباط و تعامل، رهبری، مهارت های تخصصی، مهارت های رفتاری و کار تیمی) از روش بازخورد 360درجه استفاده کرده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مسئولان کتابخانه (12 نفر)، کتابداران (42 نفر) و مسئولان مافوق (2 نفر) در کتابخانه های عمومی شهر قم است. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه براون (با اندکی اصلاحات) در طیف پنج درجه ای لیکرت (از هرگز تا همیشه) با 64 گویه است که روایی صوری آن توسط اساتید متخصص تأیید شد و میزان پایایی آن با استفاده از روش آلفای کرونباخ 97/0 به دست آمد. ارزیابی عملکرد مدیران توسط سه گروه خودارزیابی مدیران، کتابداران و مسئولان مافوق مدیران کتابخانه در اداره کل کتابخانه های عمومی استان قم صورت گرفت. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های ناپارامتریک نرم افزار آماری SPSSV.26 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تمام شاخص های عملکرد مسئولان کتابخانه های عمومی شهر قم در وضعیتی مطلوبی قرار دارد و بین خودارزیابی مسئولان کتابخانه و کتابداران و مسئولان مافوق- جز شاخص «رهبری»- تفاوتی معنادار وجود ندارد. شاخص های «مهارت های مدیریتی»، «تعامل و ارتباط»، و «کار تیمی» در رتبه های اول تا سوم قرار دارند. شاخص «تصمیم گیری» نیز با توجه به میانگین رتبه آن دارای کمترین اهمیت از دید پاسخ دهندگان است و میان شاخص های عملکرد مسئولان کتابخانه هم بستگی بالا و معناداری وجود دارد. همچنین، میان نظرات پاسخ گویان بر مبنای متغیرهای جمعیت شناختی سن، جنسیت، میزان تحصیلات، رشته تحصیلی و سابقه کار تفاوتی معنادار وجود ندارد. اصالت/ارزش: تاکنون، پژوهشی درباره ارزیابی عملکرد مسئولان کتابخانه های عمومی با این روش صورت نگرفته است. روش بازخورد 360درجه می تواند الگویی مناسب برای تصمیم گیری درباره عملکرد مسئولان کتابخانه های عمومی به صورت گروهی و انتخاب آن ها باشد. لزوم توجه و تفویض اختیار در شاخص هایی نظیر «تشویق و نوآوری»، «رهبری» و «تصمیم گیری» با توجه به یافته های پژوهش در ارزیابی عملکرد مسئولان از موارد موردتأکید است. همچنین، تدوین و ابلاغ شاخص های ارزیابی عملکرد به کتابداران و مدیران کتابخانه های عمومی به منظور دستیابی به شناخت بهتر از این شاخص ها و بهبود کیفیت عملکرد آن ها می تواند مفید واقع شود.
A Mixed Methods Approach to Social Control of Cybercultural Transgressions: An Iranian Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۴, No. ۶, Winter & Spring ۲۰۲۳
1 - 30
حوزههای تخصصی:
Cyber transgressions (non-normative behaviors, attitudes and conditions) are growing, hence we employed a three-study exploratory sequential mixed method designed to make a taxonomy of Instagram cybercultural transgressions, and cyber social control means; to examine the effects of low self-control, depression, negative interpersonal relationships, computer/ Internet self-efficacy, netiquette, and normative beliefs, and also sociodemographic factors, and media use habits on cybercultural transgressions; and to explore the effectiveness of jurisdiction, non-anonymity, filtering, and forced user migration to domestic social media platforms as cyber social control means. The quantitative findings from 989 participants showed that nondepressed, older, married, middle-income, university educated, non-student users (especially women) with high self-control, more positive interpersonal relationships, moderate levels of computer/ Internet self-efficacy, normative beliefs, and with more years of Internet use experience, and less daily Internet use, who are knowledgeable about netiquette, are parents, have a job (also retired individuals and housewives), do not use VPNs, psychotropic medications, and alcoholic beverages and/ or recreational drugs, do not have previous experience of online victimization, do not associate with online transgressors, and do not feel being in minority, are less likely than others to commit online transgressive behaviors, or consume transgressive content. The importance of jurisdiction and non-anonymity as social control means, and the failure of filtering and forced user migration to Iranian social media platforms are discussed. These findings can be useful in devising new non-coercive policies and initiatives to socially control cybercultural transgressions.
Designing a Comprehensive Model for Developing a Smart Organizational Knowledge Map: A Hyper-Hybrid Approach Based on Meta-Ethnography(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۴, No. ۶, Winter & Spring ۲۰۲۳
225 - 252
حوزههای تخصصی:
This study aimed to design a comprehensive model for intelligent organizational knowledge mapping with a hyper-hybrid approach based on meta-ethnography. In this article, various sources and theories about the knowledge map have been examined and analyzed using the meta-combined and meta-ethnography methods. Using the results of the work, a comprehensive model of knowledge map has been developed. Based on the qualitative approach in this research, the meta-hybrid method based on meta-ethnography has been used. The tool used has been articles related to mapping knowledge for smart organizations. A total of 34 pieces of research were found with the keywords related to designing and developing the knowledge map in the title field. Finally, after 4 stages of refinement, out of 34 studies, 8 were excluded and 26 studies were selected for data analysis. In this article, by examining and analyzing various patterns of knowledge map development, finally, an 11-step model was developed. The proposed model of eleven basic steps, respectively, includes: determining the knowledge objectives of these centers by developing knowledge maps and identifying users of knowledge maps, identifying definitions and terminology of knowledge centers, identifying the basic processes of these centers, and drawing and analyzing its process maps, Knowledge extraction from the activities in the processes of smart organizations according to the process map, creating a profile for the extracted knowledge, creating knowledge connections and relationships and integrating these connections into an illustrated interface, and finally validating the developed knowledge map.
Integration of Sustainability in Small Business Digital Marketing: A Qualitative Study(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۴, No. ۶, Winter & Spring ۲۰۲۳
287 - 309
حوزههای تخصصی:
This study aims to design a local model of social responsibility in digital marketing in small online retail businesses in Iran. The present research is applied in terms of purpose and a qualitative research in terms of data collection method. The statistical population in the qualitative section included 11 experts. The main tools for data collection in the field included semi-structured interviews. The grounded theory approach using MAXQDA software was adopted to analyze qualitative data and present a paradigm model. Based on the results of qualitative analysis, six categories of factors were identified including causal conditions, underlying factors, strategies, pivotal phenomena, intervening factors and consequences . Targeted marketing was identified as the main category in relation to the context. In relation to causal conditions, two main categories were identified, including moral responsibility and environmental responsibility. In relation to digital marketing as a central phenomenon of research, the indicators of giving customers the right to choose, retaining customers, providing services in accordance with customer demands, establishing appropriate relationships and relationships with customers, and creating value for customers were identified. Commercialization strategies were identified as the main category of strategies and actions. Competitiveness of companies has been identified as the most important intervening factors; and economic development and service quality improvement were identified as the main categories of outcomes.
Evaluating Online Marketing Tools and Providing a Model to Improve Sales Performance(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۴, No. ۶, Winter & Spring ۲۰۲۳
367 - 394
حوزههای تخصصی:
The purpose of this study is to evaluate online marketing tools and provide a model to improve sales performance. This qualitative research is applied in terms of purpose. Subjects in qualitative research are people living in the cities of Nowshahr, Chalous, and Tonekabon, whose sample size in the qualitative section includes knowledgeable interviewees in the field of online business. The data collection tool was purposeful and MAXQDA software was used for data analysis. In a small phase, the subjects were Caspian littoral consumers in the field of online business, about 400 of whom were selected to collect data from them. The AMOS and EXCEL have been used to test the hypotheses of structural model equations, and perform Dematel analysis. The results showed that the amount of for e-services and electronic security was negative, which indicates the influence (disability variable) of the above factors in the conceptual model of the research. Also, the rate for electronic advertising and electronic support is more than zero, which indicates the effectiveness (cause variable) of these factors. The calculated value shows that the order of importance of the five indicators in the present research model is: 1- Electronic services 2- Electronic support 3- Electronic customer orientation 4- Electronic advertising 5- Electronic security. The results show that five indicators (e-services, e-security, e-support, e-advertising, and e-customer orientation) are components and tools of online marketing to improve sales performance. The results showed that the amount of E_j for e-services and electronic security was negative, which indicates the influence (disability variable) of the above factors in the conceptual model of the research. Also, the E_j rate for electronic advertising and electronic support is more than zero, which indicates the effectiveness (cause variable) of these factors. The calculated P_i value shows that the order of importance of the five indicators in the present research model is: 1- Electronic services 2- Electronic support 3- Electronic customer orientation 4- Electronic advertising 5- Electronic security. The results show that five indicators (e-services, e-security, e-support, e-advertising, and e-customer orientation) are components and tools of online marketing to improve sales performance.
جایگاه کتابخانه های عمومی در توانمندسازی زنان خانه دار با تأکید بر ظرفیت های فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی جایگاه کتابخانه های عمومی در توانمندسازی اجتماعی و اقتصادی زنان خانه دار با تأکید بر ظرفیت های فضای مجازی به ویژه شبکه های اجتماعی مجازی است. روش: این پژوهش از نوع کاربردی است که با رویکرد کیفی به روشِ تحلیل مضمون انجام شد. جامعه پژوهش شامل کتابداران و مسئولان کتابخانه های عمومیِ زیر پوشش اداره کل کتابخانه های عمومی خراسان جنوبی بود. در این پژوهش، از روش نمونه گیری غیراحتمالاتی (غیرتصادفی) از نوع نمونه گیری گلوله برفی استفاده و در مجموع با 21 نفر مصاحبه انجام شد. روش اجرای مصاحبه استفاده شده از نوع نیمه ساختاریافته بود. یافته ها: موضوعات مورد درخواست زنان خانه دار از کتابخانه های عمومی در دو مقوله عملی (سلامت، کشاورزی و هنری) و نظری (ادبی-دینی و تربیتی) دسته بندی شدند. چگونگی نقش آفرینی کتابخانه های عمومی در توانمندسازی زنان خانه دار در حوزه های اجتماعی و اقتصادی نیز در دو مقوله برنامه های آموزشی (تربیتی-اجتماعی و فنی-اقتصادی) و برنامه های فرهنگی-ترویجی (اشتغال محور، تفننی، کتاب محور و مشاروه ای-ارجاعی) گروه بندی شدند که برنامه های فرهنگی-ترویجی دارای فراوانی بیشتری بودند. خدمات قابل ارائه به زنان خانه دار در فضای مجازی در دو مقوله اطلاعاتی (آموزشی و منبع یابی) و ترویجی (اطلاع رسانی و منبع گستری) قرار گرفتند که یافته ها نشان داد که سهم خدمات فرهنگی-ترویجی بیشتر است. مشوق های استفاده از فضای مجازی توسط کتابخانه های عمومی جهت توانمندسازی زنان خانه دار نیز در دو مقوله تبلیغی و کارکردی و موانع موجود در این حوزه در سه مقوله اجتماعی-اقتصادی، فردی و فناورانه دسته بندی شد. اصالت/ارزش: ارزش مسئله این پژوهش در این نکته است که کتابخانه های عمومی می توانند از امکانات فضای مجازی به ویژه شبکه های اجتماعی مجازی در توانمندسازی اجتماعی و اقتصادی زنان خانه دار استفاده کنند. البته، موانعی جدی در این زمینه وجود دارد که نیازمند توجه از سوی دست اندرکاران کتابخانه های عمومی است. برای رفع این موانع پیشنهاد می شود کتابخانه های عمومی قبل از اجرای برنامه های توانمندسازی زنان خانه دار، برنامه هایی را در زمینه ارتقای سواد رسانه ای و سواد اطلاعاتی آنان اجرا کنند.
شناسایی مولفه های هوش مصنوعی در پیاده سازی مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۳۲)
351 - 390
حوزههای تخصصی:
هدف: مدیریت دانش به مجموعه ای از فرایندها گفته می شود که داده ها و اطلاعات سازمان را به دانشی ارزشمند تبدیل می نمایند. برای پیاده-سازی موفقیت آمیز مدیریت دانش در سازمان ها عوامل متعددی موثر هستند که هوش مصنوعی یکی از این عوامل می باشد. پژوهش حاضر به منظور شناسایی مؤلفه های هوش مصنوعی در پیاده سازی مدیریت دانش صورت گرفته است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات جزو تحقیقات کتابخانه ای است که از تکنیک های میدانی نیز استفاده شده است. این پژوهش از نظر روش، جزو پژوهش های توصیفی – ترکیبی است که از طریق پیمایش دلفی و تحلیل محتوا استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 40 نفر اساتید رشته علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی تهران و دانشجویان مقطع دکتری است که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آماره های توصیفی (میانگین و درصد) و همچنین به منظور تحلیل داده های آماری از نرم افزار spss 25 استفاده شد. یافته ها: یافته های به دست آمده در پژوهش حاضر نشان داد که مؤلفه های هوش مصنوعی شامل مؤلفه عملکرد هوش مصنوعی که شامل 6 گویه که مهم ترین گویه، گویه ی تشخیص الگو و بازنشانی الگو برای پاسخگویی به مسائل براساس دانش قبلی؛ مؤلفه امکانات سخت افزاری و نرم افزاری شامل 14 گویه که مهمترین گویه، گویه ها ی امکانات برقراری ارتباط و گفتگو برخط (آنلاین) و نرم افزاری نوشتاری؛ مؤلفه نگرش افراد سازمان شامل 6 گویه که مهمترین گویه، گویه ی نقش مهم عامل انگیزه در پیشرفت افراد در کار با رایانه؛ مؤلفه سنجش میزان مهارت افراد سازمان شامل 13 گویه که مهمترین گویه، آشنایی با نرم افزارهای آفیس؛ مؤلفه عوامل اقتصادی دارای 7 گویه که مترنی آن گویه ی هزینه تجهیز سازمان به سخت افزارها ، مؤلفه عوامل فرهنگی شامل 6 گویه که مهمترین گویه، اعتماد؛ مؤلفه فناوری اطلاعات شامل 7 گویه که مهمترین گویه ها ، امنیت و بهینه سازی و گویه خودکارسازی فرآیندها؛ مؤلفه محتوای دانشی شامل 2 گویه که مهمترین گویه های دانش های آشکار و نهان؛ مؤلفه زیرساخت سازمانیشامل 7 گویه که مهمترین گویه، پهنای باند متناسب با شبکه؛ مؤلفه دستورالعمل و بخشنامه ها دارای 2 گویه که مهمترین آن، گویه بخشنامه های مبنی بر هوشمندسازی سازمان؛ مؤلفه سیستم های یکپارچه که شامل 3 گویه و مهمترین گویه، گویه همکاری و تعامل علمی و آموزشی با سایر سازمان های هوشمند؛ مؤلفه فرآیندهای مدیریتی و مدیران ارشد شامل 6 گویه که مهمترین آنها، گویه های تنظیم اولویت های استراتژیک برای مدیریت دانش، ایجاد یک مخزن دانش، و مدیریت نوآوری؛ مؤلفه مزایا و کاربردهای هوش مصنوعی شامل 13 گویه که مهمترین گویه ها، گویه های تسهیل به اشتراک گذاری و بازیابی دانش، سهولت انتقال دانش؛ مؤلفه پردازش تصویر شامل 3 گویه که مهمترین ان نویسه خوان نوری؛ مؤلفه پردازش متن شامل 15 گویه که مهمترین انها، گویه های استخراج کلمات کلیدی و گروه بندی متون مشابه؛ مؤلفه پردازش گفتار شامل 3 گویه و مهمترین گویه گدیه ی مترجم های صوتی؛ و در نهایت مؤلفه اهداف به کارگیری هوش مصنوعی که شامل 13 گویه و مهمترین گویه ها گویه های انتقال مهارت ها و دانش کارکنان زبده و اندیشمند به سیستم های خبره و ارتقا توانایی ها و قابلیت های فردی و تربیت نیروی انسانی متفکر از نظر خبرگان (اعضای پنل دلفی) شناسایی شدند. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده در این پژوهش نشانگر آن است که به کارگیری هوش مصنوعی در پیاده سازی مدیریت دانش می تواند نقش موثری را داشته باشد و همچنین هوش مصنوعی باعث تسهیل امر اشتراک و انتقال دانش و همچنین تسریع فرایند بازیابی می شود. با تمرکز بر این مؤلفه های شناسایی شده هوش مصنوعی و به کارگیری و تمرکز بر آن ها می توان در پیشروی و پیاده سازی موفق مدیریت دانش در سازمان ها اقدام کرد.
بررسی وضعیت بهره مندی مراجعان از خدمات مرجع و آینده آن مطالعه موردی: کتابخانه های عمومی شهر اراک(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
دانش شناسی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۱
1 - 10
حوزههای تخصصی:
هدف: آموزش و مشاوره در چگونگی بازیابی منابع اطلاعاتی از وظایف بخش مرجع در راستای برقراری تعامل بین مراجعان و کتابخانه ها است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش خدمات مرجع در بهره مندی مراجعان و آینده آن در کتابخانه های عمومی انجام شد. روش پژوهش: پژوهش با روش توصیفی- پیمایشی انجام شده است. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. جامعه آماری پژوهش اعضای کتابخانه های عمومی بودند که تعداد 224 نفر از آنها در پژوهش مشارکت نمودند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی فراوانی، میانگین، انحراف معیار، انحراف از میانگین و آزمون آنووا فریدمن تجزیه و تحلیل شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که مراجعان کتابخانه های عمومی در خصوص خدمات مرجع به ترتیب از کمترین تا بیشترین میزان بهره مندی را از اطلاع رسانی جاری، خدمات ارجاعی، مشاوره، میز مرجع، آموزش کاربران، تهیه منابع و کتابدار مرجع دارند. همچنین در خصوص منابع مرجع به ترتیب از کمترین تا بیشترین میزان بهره مندی را از منابع جغرافیایی، سالنامه ها، نمایه ها، چکیده ها، دایره المعارف ها، کتاب شناسی ها و زندگی نامه ها دارند. نتیجه گیری: بخش مرجع اعم از فیزیکی یا مجازی یکی از اساسی ترین خدمات در کتابخانه است که با هدف پاسخ گویی مستند و مستدل به نیازهای اطلاعاتی مراجعان در سریع ترین زمان شکل گرفته است. بنابراین، روزآمد نگهداشتن آن نه تنها باعث ارتقای کیفیت خدمات می شود بلکه به بهره مندی از خدمات و افزایش نقش کتابخانه ها در ترویج دانش و آگاهی در جامعه کمک شایان خواهد بود.
تاثیر تحولات مدیریت دانش و سازگاری سازمانی بر ابعاد سه گانه فرآیند عملکرد داخلی، عملکرد مشتری و یادگیری و رشد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بکارگیری مدیریت دانش در سازمان ها و توسعه آن با توجه به تحولات روزافزون مدیریت دانش، از عوامل تاثیرگذار بر عملکرد سازمان بوده و منجر به بهبود یادگیری و رشد سازمانی و عملکرد مشتریان می شود و یک الزام به شمار می رود. همچنین تدوین استراتژی مدیریت دانش و استراتژی شخصی مدیریت دانش از عوامل تاثیرگذار بر تحولات مدیریت دانش می باشند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر تحولات مدیریت دانش و سازگاری سازمانی بر ابعاد سه گانه فرآیند عملکرد داخلی، عملکرد مشتری و یادگیری و رشد است.
روش: پژوهش کاربردی حاضر، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان و کارشناسان شعب بانک ملت استان قم بودند. نمونه آماری پس از انجام پیش آزمون و تایید روایی و پایایی و تعیین انحراف واریانس نمونه اولیه، طبق فرمول کوکران برابر با 101 نفر به دست آمد که به صورت غیراحتمالی در دسترس به پرسشنامه ها پاسخ دادند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه بود. پس از گردآوری پرسشنامه ها، برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری استفاده شد، که یک مدل کامل معادلات ساختاری آمیزه ای از نمودار مسیر و تحلیل عاملی تأییدی است. ضریب پایایی کرونباخ در این مطالعه برای تمامی متغیرها بالاتر از 7/0 بوده که از حداقل مقدار استاندارد بیشتر است. لذا، سنجه ها پایایی بالایی دارند. همچنین باگازی و یی استاندارد بالای 6/0 برای پایایی ترکیبی (CR) گزارش شده است. تمامی مقادیر (CR) متغیرها، بیش از 6/0 می باشد، بنابراین، مدل اندازه گیری از پایایی ترکیبی مناسبی نیز برخوردار است. برای بررسی روایی همگرا در مدل PLS معیار میانگین واریانس استخراج شده (AVE) مورد تحلیل قرار گرفت و ﺗﻤﺎمی ﻣﻘﺎدیﺮ AVE ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺳﺎزه ﻫﺎ، ﻣﻘﺪاری بیش از 4/0 را ﻧﺸﺎن دادند و ایﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﮔﻮیﺎی ﺣﺪ ﻗﺎﺑﻞ قبول برای روایی ﻫﻤﮕﺮای پرسشنامه است. در این پژوهش از مدل یابی معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی جهت آزمون فرضیات و برازش مدل استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که تاثیر تحولات مدیریت دانش بر فرایند عملکرد داخلی، عملکرد مشتری و یادگیری و رشد به ترتیب با t-value 6.56، 4.97 و 6.92 تایید شدند. ولی تاثیر سازگاری سازمانی بر فرایند عملکرد داخلی، عملکرد مشتری و یادگیری و رشد به ترتیب با t-value 0.199، 0.819و 0.531 رد شدند. تاثیر استراتژی شخصی مدیریت دانش بر تحولات مدیریت دانش با t-value 4.74 تایید شد، ولی تاثیر تدوین استراتژی مدیریت دانش بر تحولات مدیریت دانش با t-value 1.69 رد شد.
نتیجه گیری: طبق یافته ها، تحولات مدیریت دانش بر فرایند عملکرد داخلی، عملکرد مشتری و یادگیری و رشد، تاثیر مثبت و معنی داری دارند. بنابراین، توجه به تحولات مدیریت دانش، به سازمان ها در بهبود فرایند عملکرد داخلی آن ها و یادگیری و رشد اعضای سازمان کمک کرده و عملکرد مشتری را نیز بهبود می بخشد. همچنین سازمان ها با اتخاذ استراتژی شخصی مدیریت دانش می توانند در تاثیر بر تحولات مدیریت دانش موفق تر عمل نمایند. لذا، می توان گفت قابلیت های مدیریت دانش و توانایی سازمان برای مدیریت موثر دانش که در سایه تحولات مدیریت دانش تکامل یافته است، مبنایی مشترک برای دستیابی به تعامل در اختیار کارکنان قرار می دهد که اثربخشی آن در خلق ارزش برای سازمان از طریق اثرگذاری فرآیندهای دانش بر فرایند عملکرد داخلی سازمان پدیدار می شود. همچنین تحولات مدیریت دانش منجر به یادگیری و رشد سازمانی به عنوان مهم ترین ابزار تحول مدیریت دانش که فرآیند خلاقیت مداوم از طریق خلق دانش جدید است، خواهد شد و در صورت ادغام مدیریت ارتباط با مشتری با مدیریت دانش (به مثابه یک راهبرد ضروری برای محیط های پیچیده، پویا) می توان فرایندهای کسب وکار را بهبود بخشیده و سبب ارتقاء سطح رضایت مشتریان، سودآوری و وفاداری مشتریان گردید. با توجه به تایید تاثیر تحولات مدیریت دانش بر فرآیند عملکرد داخلی، پیشنهاد می شود با استفاده از تحولاتی که در زمینه مدیریت دانش ایجاد شده، از طریق ساده سازی فرایندهای داخلی بانک، افزایش کیفیت خدمات بانک و ایجاد نوآوری در ارائه خدمات، بتوانند در بهبود فرایند عملکرد داخلی موثر واقع شوند. همچنین با توجه به تایید تاثیر تحولات مدیریت دانش بر یادگیری و رشد، پیشنهاد می شود مدیران با فراهم ساختن شرایط مناسب، با استفاده از قابلیت های مدیریت دانش و تحولاتی که در این زمینه رخ داده است، به یادگیری و رشد سازمانی پرداخته و منجر به ارتقاء مهارت و رضایت کارکنان و همچنین منجر به ارتقای خدمات ارائه شده به مشتریان و جلب رضایت مشتریان شوند. با عنایت به نتایج این پژوهش، به نظر می رسد سازمان هایی که فعالیت های خود را براساس مدیریت دانش انجام می دهند و به یادگیری مداوم سازمانی می پردازند، با تحولات عرصه مدیریت دانش همگام شده و در نهایت از کارآیی، اثربخشی، بهره وری و کیفیت خدمات بالاتری برخوردار خواهند بود. با توجه به تایید تاثیر تحولات مدیریت دانش بر عملکرد مشتریان، پیشنهاد می گردد در سازمان ها بویژه سازمان های مالی، از طریق تلفیق مدیریت ارتباط با مشتری و مدیریت دانش، فرایندهای کسب وکار را بهبود بخشیده و سبب ارتقاء سطح رضایت مشتریان، سودآوری و وفاداری مشتریان گردند.
تحلیل تراکنش های امانت و استفاده از منابع اطلاعاتی توسط کاربران: مطالعه موردی کتابخانه های عمومی استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین الگوی دسترسی کاربران کتابخانه های عمومی استان ایلام به منابع اطلاعاتی و تحلیل تراکنش های امانت با استفاده از رویکرد قوانین انجمنی، خوشه بندی و طبقه بندی در داده کاوی است. روش: در این پژوهش، با استفاده از فنون داده کاوی و با بهره گیری از الگوریتم های قوانین باهم آیی، خوشهبندی، و طبقه بندی روی داده های بخش امانت کتابخانه های عمومی استان ایلام، اطلاعات جمعیت شناختی تأثیرگذار بر رفتار مطالعاتی اعضا بررسی و الگوهای استفاده از منابع اطلاعاتی توسط این جامعه ناهمگن استخراج شد. فرایند داده کاوی به کاررفته در پژوهش متشکل از شش مرحله است که به ترتیب شامل درک شغلی، درک داده ها، آماده سازی داده ها، مدل سازی (اپریوری، کوهنن، شبکه عصبی مصنوعی، و درخت تصمیم)، ارزیابی، و استفاده بود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که در بحث موضوعات مورد مطالعه، گروه های مختلف استفاده کننده از منابع اطلاعاتی دانشجویان علاوه بر مطالعه کتاب های درسی خود، موضوعاتی مانند تاریخ ایران و دین اسلام را مطالعه کرده اند. به لحاظ بُعد جنسیت، خانم های دارای مدرک تحصیلی کارشناسی به مطالعه موضوعاتی درزمینه ادبیات و زبان فارسی و داستان علاقه مند بودند. تجزیه وتحلیل امانت منابع ازنظر جنسیت نشان داد که ۵۸ درصد از اعضای فعال کتابخانه های عمومی استان ایلام را خانم ها و ۴۲ درصد را آقایان تشکیل می دهند؛ این تفاوت نمایانگر آن است که خانم ها تمایل بیشتری به استفاده از منابع اطلاعاتی کتابخانه های عمومی استان ایلام دارند. همچنین، ۵۴ درصد از افرادی را که در بازگشت کتاب های به امانت گرفته تأخیر دارند خانم ها و ۴۶ درصد از آن ها را آقایان تشکیل می دهند، و در بازگشت به موقع کتاب، خانم ها ۵۲ درصد و آقایان ۴۸ درصد از خود مسئولیت پذیری نشان داده اند. نتایج به دست آمده نشان دهنده آن است که آقایانِ دارای مدرک تحصیلی دیپلم به موضوعاتی درباره دین اسلام علاقه مند بودند و این گروه نسبت به بازگشت کتاب های خود احساس مسئولیت داشتند. ازنظر جنسیت و تأثیر آن بر موضوعات مورد مطالعه، خانم هایی که ازنظر تحصیلات در مقطع کارشناسی بوده و ازنظر شغل، خود را در گروه مشاغل آزاد معرفی کرده اند، به رده های ادبیات و زبان فارسی و داستان علاقه نشان داده اند و در بازگشت کتاب های خود تأخیری نداشته اند. نتایج حاصل از بررسی مدل رفتاری مراجعان ازنظر برگشت کتاب، نشان داد آقایانی که دارای تحصیلات دیپلم بوده اند و شغل خود را آزاد معرفی کرده اند در بازگشت کتاب های خود تأخیری نداشته اند. همچنین، خانم های دارای مدرک تحصیلی دیپلم و کارشناسی که شغل خود را آزاد معرفی کرده اند در بازگشت کتاب های خود تأخیر نداشته اند. دانشجویان دارای مدرک تحصیلی کارشناسی در بازگشت کتاب های خود تأخیر داشته اند. برای پیش بینی تأخیر در بازگشت کتاب ها براساس ویژگی هایی همچون جنسیت و مقطع تحصیلی، از مدل شبکه های عصبی استفاده شد و میزان صحت مدل در حین فرایند یادگیری 18/69 درصد بود. اصالت/ارزش: پیاده سازی شبکه عصبی در پایگاه داده کتابخانه های عمومی استان ایلام به منظور پیش بینی تأخیر در بازگشت کتاب ها براساس ویژگی هایی مختلف نمایانگر آن است که یادگیری و پیش بینی خروجی، با دریافت ورودیهای جدید در پایگاه داده کتابخانه های عمومی استان ایلام امکان پذیر است.
واکاوی عوامل مؤثر بر بی اعتمادی در میان اعضای هیئت علمی گروه های علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بی اعتمادی میان اعضای هیئت علمی مانع توسعه روابط و همکاری های علمی، آموزشی و پژوهشی میان آنها می شود. شناسایی عوامل ایجاد بی اعتمادی اولین قدم برای تقویت اعتماد و همکاری است. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر بی اعتمادی در میان اعضای هیئت علمی گروه های علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی ایران بود.روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که با استفاده از روش گرندد تئوری انجام شد. جامعه این پژوهش اعضای هیئت علمی گروه های علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی ایران بودند که اعضای نمونه با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیم ساختاریافته استفاده شد که فرآیند انجام مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری بعد از مصاحبه با تعداد 38 نفر از اعضای نمونه ادامه پیدا کرد. برای تحلیل، تفسیر و کدگذاری داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد.یافته ها: با تحلیل داده های کیفی 123 کد اولیه به عنوان عوامل مؤثر بر بی اعتمادی در میان اعضای هیئت علمی گروه های علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی ایران شناسایی شدند که این کدها در قالب 16 مقوله فرعی و 4 مقوله اصلی دسته بندی شدند. عوامل فرهنگی و اجتماعی، نارسایی در روابط میان فردی، عوامل فردی و عوامل سازمانی 4 مقوله اصلی بودند که در شکل گیری بی اعتمادی میان اعضای هیئت علمی اثر دارند.نتیجه گیری: پژوهش حاضر با مطالعه دقیق دیدگاه اعضای هیئت علمی، عوامل مؤثر بر ایجاد بی اعتمادی میان اعضای هیئت علمی گروه های علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی ایران را شناسایی و پیش روی مدیران و مسئولان دانشگاه ها قرار داده است. توجه به یافته های این پژوهش می تواند به برنامه ریزی بهتر برای افزایش اعتماد و رفع کاستی های این حوزه میان اعضای هیئت علمی کمک نماید.
رویکردی پدیدارشناختی به شناسایی مؤلفه های خلق معنی و کاربست آن در هستی شناسی بر اساس الگوی سه وجهی نشانه پرس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش قصد دارد تا بر اساس الگوی سه وجهی نشانه پرس، مؤلفه های مؤثر در تبدیل مفهوم ذهنی به مفهوم قابل انتقال را از دیدگاه صاحب نظران استخراج و جهت کاربرد در هستی شناسی ها معرفی نماید.روش پژوهش: رویکرد پژوهش بر اساس هدف و پرسش مطرح شده، کیفی و روش انجام پژوهش پدیدارشناسی بوده است. جامعه پژوهش 18 نفر از صاحب نظران حوزه عاشورا و ابزار گردآوری داده، مصاحبه، مشاهده و تحلیل متن مصاحبه ها و خاطرات چاپ شده ایشان بوده است.یافته ها: از تحلیل متن مصاحبه ها و خاطرات چاپ شده صاحبنظران حوزه عاشورا 8 مقوله اصلی و 47 مقوله فرعی شناسایی و استخراج گردید. نتیجه تجزیه و تحلیل نشان داد که در تبدیل مفهوم ذهنی به مفهوم قابل انتقال یا معنی، مراحل مختلفی وجود داشته و هر مرحله دارای مؤلفه های متعددی است.نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که از زمان دریافت و شناخت پدیده توسط فرد، تشکیل مفهومی از آن در ذهن وی تا انتقال مفهوم ذهنی به دیگران و خلق معنی، مراحل و مؤلفه های مختلفی تأثیرگذار بوده اند. شناخت یک پدیده، ساخت الگوهای ذهنی از آن، هدف و انگیزه فرد برای انتقال مفاهیم ذهنی به دیگران، انتخاب زبان مناسب برای انتقال مفاهیم ذهنی و همچنین شناخت شرایط اجتماعی، فرهنگی و نیازهای زمانی مخاطب از مراحل مهم تبدیل مفهوم ذهنی به مفهوم قابل انتقال بوده اند. یکی از مهمترین مراحل و مؤلفه های خلق معنی ویژگی های فرد بوده است. بنابراین، تمرکز بر چگونگی بازنمون مدارک در هستی شناسی ها و نظام های اطلاعاتی و حتی نحوه تعامل فرد با نظام نمی تواند به تنهایی منجر خلق معنی شود بلکه باید به ویژگی های فردی که ارتباط مستقیمی با الگوهای ذهنی وی دارد، توجه داشت.
بررسی تأثیر مؤلفه های مدیریت دانش بر ابعاد توانمندسازی روان شناختی در سازمان های دانش محور و ارائه الگوی مناسب و یکپارچه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مؤلفه های مدیریت دانش بر ابعاد توانمندسازی روان شناختی در سازمان های دانش محور و ارائه الگوی مناسب و یکپارچه انجام شد. هدف پژوهش حاضر ارزیابی تأثیر مؤلفه های مدیریت دانش بر ابعاد توانمندسازی روان شناختی در سازمان های دانش محور و ارائه الگوی مفهومی مناسب و یکپارچه است. برای این منظور مدیریت دانش در پنج مؤلفه (اکتساب دانش، ایجاد دانش، ذخیره دانش، توزیع دانش، و نگهداری دانش) و توانمندسازی در پنج بعد (معنادار بودن، احساس شایستگی، احساس مؤثر بودن، حق انتخاب، و احساس اعتماد) تعریف و در این راستا یک هدف اصلی و شش هدف جزئی تنظیم شده است.روش پژوهش: روش مطالعه از نظر هدف، کاربردی و روش انجام آن پیمایشی با رویکرد کمی است. همچنین این پژوهش از نوع مطالعات همبستگی است که تحلیل کمی داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، کارشناسان و مدیرانِ شرکت های مشاوره مدیریتی فعال در حوزه مدیریت دانش و انتخاب نمونه به صورت تصادفی در مقطع 1399 انجام شد که بین 325 نفر توزیع خواهد شد. ابزار جمع آوری داده ها در پژوهش حاضر پرسشنامه استاندارد توانمندسازی روان شناختی اسپریتزر و میشرا (1995) و مدیریت دانش پاتریک و دیگران (2009) استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که ضرایب مسیر فرضیه های پژوهش بالاتر از 4/0 است. بنابراین، فرضیه ها تأیید شدند. همین طور تجزیه و تحلیل داده ها نمایانگر وجود تأثیر اقدامات مدیریت دانش بر توانمندسازی روان شناختی کارکنان با شدت تأثیر 941/0 است. میان توانمندسازی روان شناختی و مدیریت دانش سازمانی رابطه با شدت 941/0وجود دارد. از سوی دیگر، بین احساس معنا دار بودن و مدیریت دانش رابطه با شدت 826/0 وجود دارد. قابل ذکر است که بین احساس شایستگی و مدیریت دانش رابطه با شدت 811/0 وجود دارد. بین احساس ﺗﺄﺛیﺮﮔﺬاری و مدیریت دانش رابطه 786/0 وجود دارد. بین خودمختار بودن و مدیریت دانش رابطه با شدت 822/0 وجود دارد. بین احساس اعتماد و مدیریت دانش رابطه با شدت729/0 وجود دارد.نتیجه گیری: نتایح پژوهش نشان داد با اجراء و بهبود اقدامات مدیریت دانش که بی شک منجر به تمایل کارکنان سازمان مبنی بر دانش محور شدن خواهد شد، می توان تمایل آنها نسبت به افزایش روحیه توانمندسازی را ارتقاء داد. البته متغیرهای بسیاری را می توان در توانمندسازی کارکنان از بعد روان شناختی دخیل دانست؛ اما شدت تأثیرگذاری مدیریت دانش در این پژوهش، نشان دهنده سهم بسیار بالای این متغیر در افزایش بیش از پیش توانمندسازی روان شناختی است. این مطالعه با تمرکز بر توانمندسازی روان شناختی که کارکنان در محیط کار دارند، نشان داد که مهمترین و حیاتی ترین دارایی هر سازمان، نیروی انسانی آن سازمان است. کیفیت و توانمندی نیروی انسانی، مهمترین عامل بقاء و حیات سازمان است. بنابراین، نیروی انسانی توانمند، سازمان توانمند را به وجود می آورد.
بررسی رابطه بین مدیریت دانش شخصی کتابداران با بهره وری نیروی انسانی (مورد مطالعه: کتابخانه های عمومی استان خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۰ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۷
113 - 154
حوزههای تخصصی:
نوع پژوهش بر اساس هدف بنیادی و ازنظر روش گردآوری اطلاعات، توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان کتابخانه های عمومی استان خوزستان در سال 1399(378 نفر) بودند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده و با کمک جدول کوکران 191 نفر به عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسش نامه محمودی و باقری (۱۳۹۲) در بعد مدیریت دانش شخصی و پرسشنامه هرسی و گلداسمیت (۱۹۸۰) در بعد بهره وری نیروی انسانی استفاده شده است. در این پژوهش از آزمون t تک نمونه ای برای تعیین معنی داری اختلاف بین متغیرها، آزمون همبستگی پیرسون برای بررسی وجود یا عدم وجود رابطه بین دو متغیر و آزمون t مستقل دو نمونه ای و آزمون واریانس در نرم افزار اس پی اس اس 24 استفاده شده است. نتایج حاصل از یافته های پژوهش نشان داد که کارکنان کتابخانه های عمومی با کسب نمره 18/3 در سطح مطلوب در مدیریت دانش شخصی قرار دارند. بین مهارت های مدیریت دانش شخصی، در مهارت توانایی از متوسط بالاتری برخوردار بوده و این نشان داد که از اعتمادبه نفس لازم جهت فراگیری سایر ابعاد مدیریت دانش لازم برخوردارند. برخلاف انتظار، افزایش تجربه و دانش ناشی از بالا رفتن مدرک تحصیلی و سابقه خدمت بر مهارت مدیریت دانش شخصی کارکنان مؤثر واقع نشد و تنها متغیر شخصی سن با مهارت های مدیریت دانش شخصی ارتباط دارد. متغیر سن به لحاظ برخورداری از تجربه و اعتمادبه نفس بالاتر در این سطح از میانگین نسبت به سایر متغیرها قرار گرفته است. مدیریت دانش شخصی نقش بسزایی در موفقیت مدیریت دانش سازمانی دارد. کتابداران کتابخانه های عمومی نیز مانند کارکنان سایر سازمان ها نیازمند برخورداری از مهارت های مدیریت دانش شخصی هستند تا بتوانند عملکرد شخصی و سازمانی را بهبود بخشیده و درنهایت بهره وری سازمان خود را افزایش دهند. مدیریت دانش شخصی نقش مهمی در فرایند مدیریت دانش برای فرد و سازمان ایفا می کند. مدیریت دانش شخصی به بحث خود کارآمدی و ارزشمندتر ساختن افراد برای سازمان و درنتیجه ایجاد ارزش بیشتر برای تک تک کارکنان می پردازد. بر این اساس پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین مدیریت دانش شخصی کتابداران کتابخانه های عمومی با بهره وری نیروی انسانی در این کتابخانه ها پرداخته است.