فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ زمستان ۱۴۰۳ ویژه نامه انگلیسی ۳ (پیاپی ۱۲۲)
143 - 166
حوزههای تخصصی:
In today’s data-centric business landscape, characterized by the omnipresence of advanced Business Intelligence and Data Science technologies, the practice of Process Mining takes center stage in Business Process Management. This study addresses the critical challenge of ensuring the quality of event logs, which serve as the foundational data source for Process Mining. Event logs, derived from interactions among process participants and information systems, offer profound insights into the authentic behavior of business processes, reflecting the organizational rules, procedures, norms, and culture. However, the quality of these event logs is often compromised by interactions among various actors and systems. In response, our research introduces a systematic approach that leverages Python and the pm4py library for data analysis. We employ trace filtering techniques and utilize Petri nets for process model representation. This paper proposes a methodology demonstrating a significant improvement in the quality metrics of extracted subprocesses through trace filtering. Comparative analyses between the original logs and filtered logs show enhancements in fitness, precision, generalization, and simplicity, highlighting the practical importance of trace filtering in refining complex process models. These findings offer practical insights for practitioners and researchers involved in process mining and modeling, highlighting the significance of data quality in obtaining precise and dependable business process insights.
مطالعه تطبیقی قابلیت های بازیابی اطلاعات و بررسی میزان به کارگیری هوش مصنوعی در فرایند بازیابی اطلاعات در نرم افزارهای کتابخانه ای ثنا و آذرسا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بهره مندی از هوش مصنوعی در نرم افزارهای کتابخانه ای مصداقی از همگامی با فناوری های نوظهور اطلاعاتی است که فرایندهای بازیابی اطلاعات را تسهیل و تسریع می کند؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر مطالعه تطبیقی عملکرد نرم افزارهای کتابخانه ای ثنا و آذرسا و میزان به کارگیری هوش مصنوعی در فرایند بازیابی اطلاعات در نرم افزارهای مذکور بود.روش: پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی است، از روش توصیفی با رویکرد تحلیل محتوا و از فن دلفی فازی برای تأیید شاخصه ها و معیارهای کاربرد هوش مصنوعی در فرایند بازیابی اطلاعات در نرم افزارهای کتابخانه ای موردمطالعه استفاده شده است، ابزار پژوهش سیاهه وارسی شامل 6 ویژگی اصلی برای ارزیابی قابلیت های نرم افزارها و 82 معیار مقایسه ای است. روایی ابزار سیاهه پژوهش با استفاده از نظرات و مشاوره افراد متخصص و ذی صلاح که با نرم افزارهای مذکور کارکرده اند، سنجیده شده است.یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد در بررسی قابلیت جست وجو در فیلدهای مختلف نرم افزار کتابخانه ای ثنا 95/9% و نرم افزار کتابخانه ای آذرسا 97/7% و در بررسی قابلیت فرمول های جست وجو نرم افزار ثنا 70/8% و نرم افزار آذرسا 95/8%، در بررسی قابلیت امکانات جست وجو نرم افزار ثنا 61/9% و نرم افزار آذرسا 83/3% و در بررسی نمایش نتایج جست وجو نرم افزار کتابخانه ای ثنا 100% و نرم افزار کتابخانه ای آذرسا 86/8%، همچنین در بررسی قابلیت مربوط به امکانات کمکی نرم افزار کتابخانه ای ثنا 92/8% و نرم افزار کتابخانه ای آذرسا 90/4% و درنهایت در بررسی میزان بهره مندی نرم افزارها از هوش مصنوعی در فرایند بازیابی اطلاعات نرم افزار کتابخانه ای ثنا 36/7% و نرم افزار کتابخانه ای آذرسا 28/2% را کسب کردند.نتیجه گیری: نرم افزار کتابخانه ای ثنا از شرکت پیام مشرق با کسب 509 امتیاز از مجموع امتیازات قابلیت های نرم افزار در فرایند بازیابی اطلاعات در جایگاه دوم و پس از نرم افزار آذرسا از شرکت پارس آذرخش با مجموع امتیاز 538، قرار گرفت، تفاوت امتیازات دو نرم افزار چشم گیر نیست و نشان از قوت و ضعف در عملکرد برخی از مقیاس های مطرح شده دارد، اما در بررسی میزان بهره مندی از هوش مصنوعی در فرایند بازیابی اطلاعات، هر دو نرم افزار امتیاز قابل قبولی کسب نکردند که علی رغم اهمیت بسیار بالای استفاده از هوش مصنوعی، نشان از ضعف در به کارگیری این قابلیت در فرایند بازیابی اطلاعات در دو نرم افزار کتابخانه ای موردمطالعه دارد.
ضرورت طراحی دائره المعارف دانشگاه تهران از طریق توسعه گروه های کار فرازمانی و فرامکانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: دائره المعارف نویسی و تلاش در جهت توسعه دانش، نیازمند همکاری گروه هایی از افراد متخصص است که برای تحقق این امر، نیاز به گروه های کار فرازمانی و فرامکانی احساس می شود. به گونه ای که در دوره های کاری طولانی و فراتر از یک نسل (فرازمانی و فرانسلی) و فارغ از حضور در یک مکان مشخص و سیستم های سنتی (فرامکانی)، همکاری صورت گیرد.روش: در این پژوهش، طی مطالعه تطبیقی، با بررسی سه دائره المعارف دانشگاهی بزرگ جهان (دائره المعارف آکسفورد، دائره المعارف دانشگاهی آمریکایی و دائره المعارف فلسفه استنفورد) و مقایسه ویژگی های آنها، به ضرورت طراحی دائره المعارف دانشگاه تهران پرداخته شده است و در نهایت، یک الگوی ذهنی از دائره المعارف دانشگاه تهران ارائه می شود.یافته ها: بر این اساس، بر کاربرد اطلاعاتی جامع، دیرپا، منسجم و موثق و کاربرد مفید دائره المعارف دانشگاه تهران تأکید می شود. در این پژوهش، با بررسی چند دائره المعارف بزرگ دانشگاهی، سعی شد نقاط قوت و ویژگی های آنها مورد بررسی و توجه قرار گیرد. به طور کلی، به نظر می رسد که بقاء و توسعه این آثار، به شدت به اهتمام جمعی اعضای یک گروه متخصص به صورت فرازمانی و حتی فرامکانی، وابسته است، به گونه ای که دانش افراد در سیر متوالی زمانی، مدیریت شود.نتیجه گیری: در این پژوهش، به بررسی و مفهوم پردازی اصطلاح «دائره المعارف دانشگاه تهران» پرداخته شده است. مفهومی که توجه به آن در جامعه علمی، احساس می شود. به طور کلی، انتشار دائره المعارف دانشگاهی چون دائره المعارف دانشگاه تهران، بر امکان ایجاد کتابخانه های تعالی گرا و توجه به مدیریت دانش تأکید داشته و موجب مستندسازی دستاوردهای علمی دانش پژوهان و متخصصان در حوزه های علمی گوناگون شود. در این راستا، لزوم برنامه ریزی های بلندمدت و سازماندهی پژوهشگرانی در گروه های بین نسلی و فرانسلی احساس می شود.
نقش مهارت های دیجیتال در ارتقای سواد حریم خصوصی برخط دانشجویان کارشناسی دانشگاه رازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به زندگی در عصر اینترنت و استفاده روزافزون دانشجویان از این رسانه تعاملی و از سویی افزایش جرایم نقض حریم خصوصی افراد در فضای مجازی، سواد حریم خصوصی برخط می تواند نقش مؤثری در کاهش این نوع آسیب ها از اینترنت داشته باشد. عوامل مختلفی می توانند در افزایش این سواد مؤثر باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش مهارت های دیجیتال در ارتقای سواد حریم خصوصی برخط دانشجویان کارشناسی دانشگاه رازی کرمانشاه است.
روش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 7774 نفر از دانشجویان کارشناسی دانشگاه رازی کرمانشاه در سال تحصیلی 1399-1398 است. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان، 366 نفر و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعیین شد. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته سواد حریم خصوصی برخط و پرسشنامه مهارت های دیجیتال استفاده شد. روایی و پایایی پرسشنامه ها به ترتیب با روش های روایی محتوا و ضریب آلفای کرونباخ تأیید گردید. همچنین جهت تجزیه و تحلیل یافته ها از آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار اس. پی. اس. اس. نسخه 24 استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد سطح سواد حریم خصوصی برخط دانشجویان کارشناسی کمتر از متوسط است. اما سطح مهارت های دیجیتال دانشجویان در حد متوسطی قرار دارد. همچنین براساس تحلیل داده ها، مهارت های دیجیتال با ضریب تأثیر 49/0بر آگاهی از عملکرد ارائه دهندگان خدمات برخط، با ضریب تأثیر 29/0 بر آگاهی از قوانین حفاظت از اطلاعات، با ضریب تأثیر 51/0 بر آگاهی از جنبه های فنّی حریم خصوصی برخط، با ضریب تأثیر 51/0 بر مهارت های فنّی و با ضریب تأثیر 40/0 بر مهارت های اجتماعی تاثیر دارد و با ضریب تأثیر 61/0 بر مقیاس کلی سواد حریم خصوصی برخط مؤثر است. یعنی با بالا رفتن سطح مهارت های دیجیتال، سواد حریم خصوصی برخط و همه مولفه های آن نیز افزایش می یابد.
نتیجه گیری: با توجه به مؤثر بودن سطح مهارت های دیجیتال بر افزایش سواد حریم خصوصی برخط در جهت حفظ حریم خصوصی در اینترنت، باید آموزش و اقدامات لازم در جهت ارتقاء مهارت های دیجیتال دانشجویان ارائه شود تا سبب افزایش سطح امنیت آنان در استفاده از اینترنت گردد و بدین وسیله می توان بسیاری از خطرات و چالش های آنان را در مورد حریم خصوصی شان کاهش داد.
پیرامون کتاب شناسی آثار فارسی چاپ شده در شبه قاره (هند، پاکستان، بنگلادش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : نوشته حاضر، شرحی است به معرفی و بیان نکاتی پیرامون مجموعه هفت جلدی کتاب شناسی آثار فارسی چاپ شده در شبه قاره (هند، پاکستان، بنگلادش) که به همت یکی از پیشکسوتان فهرست نویسی سامان یافته است و تدوین و نشر آن به سوابق کاری مؤلف آقای دکتر عارف نوشاهی باز می گردد؛ زیرا وی علاوه بر تجربه کار فهرست نویسی در آرشیوها و کتابخانه های متعدد، سالیانی چند با سازمان ها و نهادهای آرشیوی و کتابداری، همکاری کرده است و همه اینها سبب شده است تا او به عنوان پژوهشگر فهرست نگاری نسخه های خطی و چاپی و تصحیح و تألیف آثاری، به عنوان متخصص حرفه مند، به مقایسه آرشیوها و کتابخانه ها و شناسایی منابع مکتوب بپردازد؛ و ضمن ارائه تاریخچه ای از پیدایش ضروری فهرست نگاری در آرشیو کتابخانه های عمومی، دولتی و شخصی، به تحولات تاریخی آن هم اشاره کند و نقش عمده ای را مربوط به تاریخ کتابداری شبه قاره و ایران زمین به دست دهد. اطلاع رسانی و دستیابی پژوهشگران و علاقه مندان به آشنایی با فهرست آثار فارسی چاپ شده و مراجع آن در شبه قاره و نحوه دسترسی آنان به منابع چاپی و پدیده های علمی و دست آوردهای تاریخی در موضوعات مختلف در فراسوی مرزهای ایران. همچنین نمایاندن تاریخ چاپ آثار فارسی و نویسندگان منابع مرجع این دیار و نمایی از وضعیت زبان و ادب فارسی در گذشته تاریخی و در بخشی از تاریخ ادبیات ایران در ممالک هند و پاکستان و بنگلادش مد نظر است.
روش پژوهش : به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ گردآوری و تحلیل داده ها، تحقیقات طولی، علمی و توصیفی و مقایسه ای است و با در نظر گرفتن معیار زمان و مقاطعی از ادوار تاریخی را از آغاز صنعت چاپ تا سال 2023 دربرمی گیرد و به عواملی که موجب پیدایی دگرگونی ها در صنعت نشر پدید آمده توجه دارد.
نتیجه گیری : نتایج حاصل از توصیف، معرفی آثار فارسی چاپ شده در شبه قاره برای آگاهی اهل علم و ادب و پاسخ به نیازهای آنان و کسانی است که تمایل دارند با موضوعاتِ مختلفِ انجام گرفته در شبه قاره آشنا شوند و در تهیه پژوهش های خود استفاده کنند و نقش تألیفی بیشتری را در ارائه و تولید دانش علمی به دست آورند و قطعاً زمینه ای را برای انجام تحقیقات دیگر تقویت می کند و در نهایت، مهارت پژوهشگران را در زمینه مناسب ادبیات نظری و پژوهشی و آموزشی ارتقا می دهد و باعث توسعه مهارت های ارتباطی و همکاری و تقویت مبانی مشترک فرهنگی می شود.
نقشه راه خط مشی گذاری دولتی برای تولید دانش بنیان و اشتغال آفرین براساس منویات مقام معظّم رهبری: رهیافتی آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از مسائل بسیار مهم در حوزه اقتصادی، توجه به شرکت های دانش بنیان یا شرکت های متمرکز بر دانش است که در راستای توسعه اقتصاد دانش محور و تحقق اهداف کشور در حوزه های مختلف ایجاد می شوند. بنگاه هایی که می توانند با بهره گرفتن از دانش و فناوری در حوزه تقویت قدرت اقتصادی و گسترش حوزه تجاری، توسعه پایدار ایجاد کرده و مزیت رقابتی برای کشور بدنبال داشته باشند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر طراحی نقشه راهی برای خط مشی گذاری دولتی برای تولید دانش بنیان و اشتغال آفرین براساس منویات مقام معظّم رهبری با دو رویکرد کیفی و کمّی است.
روش: این تحقیق از لحاظ هدف، اکتشافی و از لحاظ نوع، توصیفی است که به روش میدانی اجرا گردید. جامعه آماری در مرحله کیفی که از روش داده بنیاد استفاده شده است، 30 نفر از خبرگان و اساتید دانشگاه های استان اردبیل بودند که به روش هدفمند (نمونه گیری نظری)، با روش ارجاع زنجیره ای (روش گلوله برفی) انتخاب شدند و بعد از اشباع نظری در مصاحبه، فرآیند کدگذاری انجام گرفت. در بخش کمّی نیز، کلیه کارکنان شرکت های دانش بنیان و پارک علم و فناوری استان اردبیل بودند که مطابق جدول مورگان تعداد 155 نفر به عنوان نمونه آماری بدست آمد و براساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای مورد مطالعه قرار گرفتند. همچنین گردآوری اطّلاعات این پژوهش در مرحله اول، از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته انجام شده است. ابزار جمع آوری اطّلاعات در مرحله دوم پرسشنامه محقّق ساخته (بازطراحی شده) با پاسخ بسته (طیف لیکرت) بود که براساس شاخص های نقشه راه خط مشی گذاری دولتی برای تولید دانش بنیان و اشتغال آفرین، مستخرج از مرحله اول تنظیم شده است. برای تجزیه و تحلیل سوالات در مرحله اول، کدهای ساختاری با روش داده بنیاد و به سه روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی جمع آوری شده و بوسیله نرم افزار MaxQDA مورد بررسی قرار گرفتند و در مرحله دوم نیز برای بررسی برازشِ مدلِ به دست آمده از مرحله اول، از روش حداقل مربعات تعمیم یافته و خودگردان سازی (بوت استراپینگ) یا برش جک-نایف در نرم افزار Smart PLS استفاده شده است. در نهایت از شاخص های برازش NPAR، DF، P، CMIN (Chi Square)، AGFI، GFI، شاخص توکر-لوئیس (TLI)، شاخص بنتلر- بونت (NFI)، CFI، PNFI، PCFI، RMSEA و CMIN/DF جهت اعتبارسنجی مدل (برازش مناسب مدل ارائه شده) استفاده گردید.
یافته ها: مجموعه داده های بدست آمده بعد از طی فرآیند مستمر کدگذاری های باز، محوری و گزینشی و استفاده از نرم افزار MaxQDA، در قالب 104 کد باز، 62 مفهوم، 14 مقوله و 6 طبقه (مقوله محوری، شرایط مداخله گر، شرایط عِلّی، شرایط زمینه ای، راهبردها، پیامدها) براساس رویکرد سامان مند سازماندهی شدند. طبق نتایج به دست آمده برای شاخص های برازش، شاخص های CFI، IFI، GFI و NFI دارای برازش مناسبی هستند. همچنین ریشه میانگین مربعات خطای برآورد نیز 066/0 بدست آمده که کمتر از 08/0 می باشد. بنابراین، برازش مدل، مطلوب ارزیابی شده و می توان به نتایج حاصل از آن اتکاء نمود.
نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل از پژوهش و خروجی نرم افزار Smatr PLS، شاخص «شناسایی مسائل و مشکلات بالقوه و بالفعل مربوط به شرکت های دانش بنیان» با ضریب مسیر 892/0 به عنوان مهم ترین و اثرگذارترین شاخص در نقشه راه طراحی شده شناسایی گردید. از بین شاخص های مربوط به عوامل عِلّی، شاخص «افزایش بهره وری منابع انسانی و تولید» (el7) به عنوان مهم ترین و تأثیرگذارترین شاخص با ضریب مسیر 804/0 شناسایی شد. مهم ترین شاخص مؤلفه مقوله محوری، شاخص «رویارویی با چالش های غیرمنتظره و داشتن برنامه» (me5) با ضریب مسیر 850/0 می باشد. مهم ترین شاخص مقوله های زمینه ای نیز شاخص «وجود نیروی انسانی خبره، بستر دیجیتال و مشتری دیجیتال» (za8) با ضریب مسیر 809/0 معرفی شد. مهم ترین شاخص مقوله راهبردها نیز شاخص «شناسایی مسائل عمومی تولید دانش بنیان توسط نهادهای متولی» (ra4) با ضریب مسیر 865/0 بود. در نهایت با توجه به نتایج پژوهش، مهم ترین شاخص مقوله پیامدها نیز شاخص «ارتقای رضایت عمومی از تولید دانش بنیان» (p5) با ضریب مسیر 868/0 شناسایی شد.
بهبود کیفیت داده در شبکه ای از بهینه سازها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فرآیند تولید یا ارسال داده، کیفیت داده کاهش یافته و یا به میزان مورد نیاز برای انجام سایر گام های پردازشی نیست. بهبود کیفیت داده یکی از مهمترین گام هایی است که برای دست یابی صحیح به اطلاعات نهفته در داده در هر حوزه ای لازم است که انجام شود. محققان روش های مختلفی برای انجام این فرآیند پیشنهاد داده اند که با توجه به نوع داده متفاوت است، اما باید توجه داشت که اغلب این روش ها به شباهت های موجود در ابعاد مختلف داده به طور همزمان توجه نمی کنند. این موضوع می تواند بر بخش هایی از داده تاثیر نامطلوب و یا مخربی بگذارد و همچنین بخش هایی که تخریب شده اند را بهبود نبخشد. در نتیجه، خروجی بدست آمده حاوی همه اطلاعات مورد نظر نخواهد بود. در این مقاله، روشی جدید ارائه شده است که در آن، با استفاده از مجموعه ای از گره های همکار در قالب یک شبکه ی تعاملی فرآیند بهبود کیفیت داده انجام می شود. این روش با بکارگیری مجموعه ای از گره ها موجب بهبود مقاومت در مقابل انواع مختلف تخریب ها نیز می شود. عملکرد روش پیشنهادی با شش روش جدید بهبود کیفیت داده بر روی داده های واقعی تخریب شده مقایسه شده است. نتایج بدست آمده در شبیه سازی نشان می دهد که روش پیشنهادی عملکرد بهتری نسبت به سایر روش های مورد مقایسه دارد.
اولویت بندی کارایی ابزارهای مشارکت الکترونیک بر اساس شرایط زمینه ای سیستم برنامه ریزی شهری کشور ایران (مورد شناسی: مناطق 1 و 22 شهرداری تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد و گسترش انقلابی تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات (ICT) در سال های اخیر، ظرفیت های ویژه ای را در اختیار برنامه ریزان و تصمیم گیران شهری قرار داده و آن ها را در جهت رفع عیوب و چالش های برنامه ریزی سنتی یاری نموده است. بدین ترتیب، کاربرد این دسته از تکنولوژی ها به عرصه تصمیم سازی و تصمیم گیری مشارکتی نیز ورود پیدا کرده و ضمن شکل گیری مفهومی به نام مشارکت الکترونیک یا آنلاین، تلاش شده است که با استفاده از کاربست ابزارهای تکنولوژی محور در عرصه برنامه ریزی مشارکتی، ضمن کاهش وابستگی فرایندهای مشارکت شهروندی به زمان و مکان، فرصت های بیشتری نیز برای تمامی اقشار اجتماعی و اقتصادی جامعه به منظور مشارکت در تصمیمات شهری فراهم شود.
در همین راستا و با توجه به ضرورت ارتقاء نرخ مشارکت شهروندی در فرایند تهیه طرح های توسعه شهری، بررسی نحوه کاربست رویه های مشارکت الکترونیک در طرح تفصیلی مناطق 1 و 22 شهرداری تهران به عنوان هدف اصلی این پژوهش در نظر گرفته شده است. به منظور دستیابی به این مهم، روش بهترین-بدترین (BWM) مورد استفاده قرار گرفته و پرسش نامه هایی مبتنی بر روش مذکور و بر اساس روش گلوله برفی در میان 43 نفر از متخصصان برنامه ریزی و توسعه شهری مناطق 1 و 22 شهرداری تهران توزیع گردید.
ضمن تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده، مشخص گردید که معیار کارایی مهم ترین معیار و غنای بسترهای علمی کم اهمیت ترین معیار در زمینه انتخاب ابزارهای مشارکت الکترونیک هستند. علاوه بر آن، نرم افزارهای تعاملی نیز به عنوان متناسب ترین ابزار با شرایط زمینه ای مناطق مذکور و سیستم های مشارکتی اطلاعات جغرافیایی به عنوان نامتناسب ترین ابزار تشخیص داده شدند. در ادامه، به بررسی نقاط قوت و ضعف ابزارهای مختلف پراخته شده و مشخص شد که به علت پتانسیل های متفاوت این ابزارها در پاسخگویی به معیارهای مربوطه، ایفای نقش مکمل آن ها در فرایندهای مشارکت الکترونیک بهترین راه حل به منظور دستیابی به اهداف مشارکت شهروندی بهینه خواهد بود.
بررسی وضعیت تولیدات علمی نمایه شده حوزه مخزن دانش سازمانی در پایگاه وب آو ساینس و ترسیم نقشه علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
98 - 126
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تحلیل تولیدات علمی نمایه شده مرتبط با مخزن دانش سازمانی در پایگاه استنادی وب آو ساینس و ترسیم نقشه علمی این حوزه است. روش پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی بوده و با رویکرد علم سنجی انجام شده است. جهت بازیابی داده ها از قسمت جستجوی پیشرفته پایگاه وب آو ساینس استفاده شد و با جستجوی کلید واژه "مخزن دانش سازمانی" در فیلد موضوع 2648 مقاله بازیابی شد. داده ها پس از پالایش و یکسان سازی وارد نرم افزارهای علم سنجی شدند و نقشه های مورد نظر ترسیم شدند. در نهایت، جهت ترسیم نقشه ها از نرم افزار بیبلیومتریکس در نرم افزار R استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که در مجموع 2648 رکورد اطلاعاتی در حیطه موضوعی مورد نظر در این پایگاه نمایه شده است. کشور آمریکا با تولید 819 رکورد اطلاعاتی در رتبه اول قرار دارد و کشورهای انگلستان و اسپانیا با تولید 211 و 190 رکورد اطالعاتی در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. بر اساس داده های به دست آمده از پایگاه وب آو ساینس، نقشه علمی این حوزه ترسیم و مشخص شد که ساختار علمی مخزن دانش سازمانی از 11 خوشه موضوعی اصلی تشکیل شده است. خوشه اول با 21 کلید واژه بزرگ ترین خوشه شناخته شد. خوشه های مخازن سازمانی و آموزش عالی در بخش خوشه های مرکزی اما توسعه نیافته قرار دارند و این نشان دهنده ظرفیت های بالقوه برای گسترش تحقیقات هستند. پر تکرارترین کلید واژه مربوط به institutional repositories با بسامد 377 است. در بین کلید واژه های مقالات نمایه شده، کلید واژه " Computer Science, Information Systems & Information Science & Library Science " دارای بیشترین هم رخدادی بودند. در این حوزه، کشورهای آمریکا، انگلستان و اسپانیا بیشترین تولیدات علمی و دانشگاه هاروارد بیشترین برونداد پژوهشی را در این حوزه داشت. نتیجه گیری: این پژوهش ضمن بیان روابط مهم واژگانی، افراد و سازمان های برتر و همچنین گرایش پژوهشی این حوزه در سال های مختلف، پرکاربردترین و پر مراجعه ترین حوزه های موضوعی مخزن دانش سازمانی را نیز نشان می دهد. در کاربرد مخزن دانش سازمانی در حوزه های مختلف علوم، همبستگی وجود نداشت و شکاف هایی در ساختار علمی این حوزه مشاهده شد.
شناسایی تکنیک های بهینه سازی موتور جست وجوی گوگل و ارائه چارچوبی برای ارتقای رتبه بازدید وبسایت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش در حوزه بهینه سازی موتور جست وجوی گوگل از آن جهت که دنیای اینترنت با زندگی روزمره مردم آمیخته بوده و گوگل به عنوان یک موتور جست وجوی قدرتمند، دستیار روزانه ای برای مطالعات و آگاهی رسانی بیشتر مردم دنیاست، دارای اهمیت است؛ چرا که فرایندی است در جهت تسهیل دسترسی به اطلاعات در سطح اینترنت. هدف اصلی پژوهش حاضر عبارت است از شناسایی تکنیک های بهینه سازی موتور جست وجوی گوگل برای وب سایت ها به منظور ارائه چارچوبی برای ارتقای بازدید وب سایت ها و ارزیابی چارچوب پیشنهادی بر اساس نظرات متخصصان حوزه «سئو». رویکرد تحقیق حاضر کیفی است و از نظر نوع نیز در دسته تحقیقات کاربردی قرار می گیرد. هرچند بهینه سازی موتور جست وجوی گوگل یک فرایند عملی است و باید در راستای قوانین و خط مشی های گوگل انجام شود، اما در این پژوهش از آن رو که یک کار مطالعاتی است و روش انجام کار با بررسی متون علمی همراه بود، و تکنیک های «سئو» باید ابتدا از متون علمی و نیز بررسی اسناد وب سایت های معتبر در «الکسا» استخراج و سپس در پنل دلفی با حضور متخصصان به بحث گذاشته شده و راستی آزمایی می شد، به ترتیب از روش های مرور متون و دو مرحله پنل دلفی استفاده شد. دلیل استفاده از دو مرحله پنل دلفی این بود که در مرحله اول، تمام تکنیک های استخراج شده در پنل دلفی بررسی شد و در نتیجه، فقط تکنیک هایی معرفی شد که جزو تکنیک های واقعی «سئو» باشند و این نتایج در مرحله دوم با نظر متخصصان در پنل دلفی به دستیابی به لیست مؤثرترین تکنیک ها منجر شد. با بهره گیری از روش نمونه گیری هدفمند، مقالات و وب سایت های معتبر، اعضای پنل دلفی، و متخصصان حوزه «سئو» شناسایی شدند. حجم نمونه در بخش اول برابر با 6 مقاله و10 وب سایت بود. اعضای مرحله اول ودوم پنل دلفی به ترتیب، 7 و 4 نفر بودند. این بررسی با استفاده از دو دور روش دلفی (ابتدا از طریق پرسشنامه و بر اساس طیف لیکرت 5 درجه ای و سپس در یک مصاحبه برخط)، راجع به حذف یا ماندگاری تکنیک ها و یا افزودن یا ادغام تکنیک ها به اجماع رسید. نتایج بررسی متون و وب سایت های برتر حاکی از شناسایی 40 تکنیک است که 30 تکنیک آن بر اساس بررسی متون (شامل 11 تکنیک از نوع برون صفحه، 18 تکنیک از نوع درون صفحه، و 1 تکنیک برای بهینه سازی ویژگی های وب سایت) و 10 تکنیک بر اساس بررسی وب سایت های برتر (شامل7 تکنیک از نوع درون صفحه، 2 تکنیک برون صفحه، و 1 تکنیک از نوع بهینه سازی ویژگی های وب سایت) استخراج شد. در بخش دلفی در مرحله اول، از 40 تکنیک شناسایی شده بر اساس بررسی متون و وب سایت های نمونه پژوهش، 4 مورد حذف، و 15 تکنیک جدید توسط اعضای پنل دلفی اضافه شد. در مجموع، چارچوب پیشنهادی اولیه با 51 تکنیک تدوین شد. در مرحله دوم پنل دلفی با حذف، ادغام و اصلاح تکنیک های پیشنهادی، چارچوب ارتقای بازدید وب سایت ها با 37 تکنیک نهایی شد. در انتها، چارچوبی برای ارتقای بازدید وب سایت ها طراحی شد که می تواند به طراحان و مدیران وب سایت ها کمک کند.
ابهام زدایی از حوزه های دانشی با تاکید بر حوزه های پزشکی: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مرور، ارائه صورت بندی جامعی از ابهام زدایی در حوزه های دانشی در پژوهش های منتشر شده است. برای انجام این مرور نظام مند، مطالعات مرتبط با حوزه ابهام زدایی در پایگاه های اطلاعاتی بازیابی شد. ابعاد گوناگونی که از مرور ادبیات پژوهش های بازیابی شده به دست آمد، مبنای ارائه صورت بندی جامعی از ابهام زدایی در این ترکیب قرار گرفت. افزون بر این، تحلیل کیفی برای کل مطالعات بازیابی شده با بهره گیری از بازبینه ارزیابی انتقادی در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی انجام و اعتبار پژوهش ها برای حضور در این ترکیب بررسی شد.
این مرور نظام مند، یک چارچوب ترکیبی از مؤلفه های حوزه ابهام زدایی ارائه کرد. این مؤلفه ها شامل روش های انجام پژوهش (بر اساس منابع و نیز بر اساس یادگیری ماشینی) و ابزار گردآوری داده (جست وجوی اسناد، پرسشنامه، مصاحبه و ...)، منابع استفاده شده (منابع دانشی یا پیکره) برای ابهام زدایی و کاربردهای آن است. همچنین موضوعات پنهان (معنا و موضوع، نام، موجودیت های نامدار، احساس و نظر، صوت و تصویر و ...) در ادبیات پژوهش نیز استخراج و در چند گروه کلی طبقه بندی شد.
بررسی موضوع ابهام زدایی نشان داد که ابهام زدایی در موضوعات و حوزه های مطالعاتی و با اهداف گوناگون انجام می شود و انتخاب روش مناسب پژوهش و گردآوری داده و ابزارها، به نوع داده ها بستگی دارد. همچنین، ابهام زدایی در حوزه های گوناگون دانشی نیاز است تا ضمن کسب شواهد بیشتر برای آن، پژوهشگرانِ حوزه های تخصصی را نیز یاری رساند.
ارزیابی وب سایت نشریات تخصصی حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۶)
153 - 172
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر درصدد است ویژگی های ظاهری، ساختاری و محتوایی وب سایت های نشریات فارسی زبان حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی را در ایران بررسی کند.
روش: این پژوهش از نوع پژوهش های پیمایشی با رویکرد توصیفی است که به توصیف وضعیت وب سایت های نشریات تخصصی حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی ایران می پردازد. گردآوری داده ها با استفاده از ابزار سیاهه وارسی محقق ساخته در سه بخش معیارهای ظاهری، معیارهای ساختاری، و معیارهای محتوایی انجام شد. ارزیابی سه وجهی وب سایت های مورد نظر با مراجعه مستقیم پژوهشگر به وب سایت هر نشریه و با روش مشاهده صورت گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Spss انجام شد.
یافته ها: مقایسه ویژگی های سه وجهی بررسی شده در وب سایت نشریات نشان داد که از نظر رعایت ویژگی ها و مولفه های ساختاری، محتوایی و ظاهری، به ترتیب در وضعیت مطلوب، مطلوب و قابل قبول قرار دارند. مولفه های پیوند جستجو در موتورهای جستجوی عمومی، اتاق گفتگو، تبلیغات در وب سایت، و تاریخ ایجاد وب سایت، کمترین امتیاز در بین مولفه های ساختاری را به خود اختصاص داده اند. عدم توجه به مولفه های امکان جستجو در موتورهای جستجوی عمومی از وب سایت نشریه و مولفه های تعامل با کاربران و اعمال نظرات آنها در سیاستگذاری، و مولفه های مربوط به جلب اعتماد مخاطبان نسبت به اعتبار نشریه از ضعف های عمده وب سایت نشریات در مقوله ساختاری بودند. در مورد ویژگی های محتوایی نیز کمترین میزان امتیاز به مولفه های عنوان مقاله به عربی، عنوان مقاله به سایر زبان ها، ذکر نام منابع مطالب وب سایت، تعلق داشت که هیچ امتیازی کسب نکردند. در بخش ویژگی های ظاهری مواردی مانند درج لوگو، ذکر تغییرات عنوان، و ذکر عنوان کوتاه نیز باید مدنظر قرار بگیرند. کمترین امتیاز نیز به مولفه های همراه بودن مطالب با صدا، فیلم و تصویر، عکس و نمودار تعلق دارد که در هیچ کدام از وب سایت های مورد بررسی رعایت نشده است.
نتیجه گیری: وب سایت ها ابزار بسیار مناسبی برای برقراری ارتباط بین نشریات با مخاطبان خود که از علاقه مندان به آموزش و پژوهش هستند، می باشند. در این پژوهش مشخص گردید که وب سایت های مورد مطالعه به لحاظ ساختاری و محتوایی، در وضعیت مطلوب، و به لحاظ ظاهری وضعیت قابل قبولی دارند. در هر سه بخش از مولفه ها، در وب سایت های مورد مطالعه نقاط ضعفی وجود دارد که باید مورد توجه دست اندرکاران نشریه واقع شده و برطرف شوند.
مطالعه جامعه شناختی نقش جمع گرایی فرهنگی در اشتراک دانش (مورد مطالعه: دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله، مطالعه جامعه شناختی مؤلفه های جمع گرایی فرهنگی در اشتراک دانش دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز است. روش این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی بوده و جامعه آماری تمامی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز که با استفاده از فرمول کوکران و شیوه نمونه گیری طبقه ای متناسب 650 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه است که با استفاده از نرم افزار اس.پی.اس.اس. نسخه 22 تجزیه وتحلیل شده است. نتایج آزمون همبستگی حاکی از رابطه مثبت و معنی دار بین جمع گرایی فرهنگی با اشتراک دانش دانشجویان است. همچنین بین مؤلفه های جمع گرایی فرهنگی (جمع گرایی عمودی و افقی و فردگرایی افقی) با اشتراک دانش همبستگی مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج آزمون همبستگی نشان داد که بعد فردگرایی عمودی رابطه معکوس و معنی داری با اشتراک دانش و ابعاد آن دارد. نتایج حاصل از رگرسیون حاکی از این است که مؤلفه های جمع گرایی فرهنگی 24 درصد از واریانس اشتراک دانش را تبیین می کند و در این میان، اهمیت جمع گرایی افقی بیش از سایر عوامل هست.
ارائه الگوی عامل هوشمند هوش مصنوعی پایش پاسخ های رفتاری مصرف کنندگان کیف و کفش در بستر بلاکچین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: عامل هوشمند هوش مصنوعی پاسخ های رفتاری مصرف کنندگان، سیستمی است که براساس دانش و تجربیات اکتسابی با شناخت نوع سبک غالب رفتاری مصرف کننده، ضمن شناسایی ناهنجاری های رفتاری، به بررسی مدل های رفتاری و ابعاد پاسخ های رفتاری مصرف کنندگان می پردازد و قادر است تا به صورت هوشمندانه تصمیم بگیرد که از کدام مدل رفتاری برای تأثیرگذاری حداکثری بر رفتارها و عادت های مصرف کنندگان جهت ارزش آفرینی و افزایش چرخه عمر مشتری استفاده نماید. در این راستا، هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی عامل هوشمند هوش مصنوعی پایش پاسخ های رفتاری مصرف کنندگان کیف و کفش در بستر بلاکچین بود. روش : پژوهش حاضر از نوع کیفی است. از دو روش مرور نظام مند و داده بنیاد به صورت ترکیبی استفاده شد. جامعه آماری در روش داده بنیاد، خبرگان رشته های مدیریت بازرگانی، مدیریت اطلاعات و کامپیوتر بودند و حجم نمونه با اشباع نظری 16 نفر با استفاده از نمونه گیری هدفمند مشخص شد. ابزار گردآوری داده ها در روش مرور نظام مند مطالعات کتابخانه ای، و در روش داده بنیاد مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان بود. اعتبارسنجی این تحقیق به استناد معیار کیفی لینکلن و گوبا انجام شد. یافته ها: ابتدا با استفاده از روش مرور نظام مند، پیشایندها و پدیده مرکزی الگو شناسایی گردید. تعداد 361 مقاله با توجه به موضوع تحقیق شناسایی شد که پس از غربالگری، 26 مقاله فارسی و انگلیسی از نظر موضوع و محتوا شمول تشخیص داده شد. با توجه به اینکه ادبیات و پیشینه پژوهش جهت تکمیل الگوی پارادایمی، از غنای لازم برخوردار نبود، در ادامه تحقیق برای شناسایی عوامل مداخله گر، عوامل زمینه ای، راهبردها و پیامدها، از روش داده بنیاد با بهره گیری از نظر خبرگان استفاده گردید. نتیجه گیری: پژوهش حاضر منجربه ارائه الگوی پارادایمی جدیدی با عنوان عامل هوشمند هوش مصنوعی پایش پاسخ های رفتاری مصرف کنندگان کیف و کفش در بستر بلاکچین گردید.
بررسی وضعیت و راهکارهایی اجرایی حکمرانی داده در سازمان ها (مطالعه موردی دانشگاه آزاد اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با شکل گیری داده های و گسترش پر شتاب و متنوع کلان داده در سطح کشور و سازمان ها، فرصت ها، تهدیدها، چالش ها و رخ دادهای زیادی به وجود آمد و این سبب شده با یک نیاز جدی روبرو باشیم و آن اینکه برای استفاده و مواجه با این کلان داده چگونه می توان فرآیندها، نقش ها، سیاست ها، استانداردها و معیارها و در نگاه کلی حکمرانی داده را تدوین و بهبود بخشید. در این مسیر این پژوهش در صدد آن است تا در گام اول به پرسش: وضعیت حکمرانی در سطح سازمان ها چگونه است؟ و در گام دوم ضمن بررسی دقیق وضعیت موجود، جایگاه و نتیجه مطلوب شکل گیری حکمرانی داده، به پرسش: چه راهکارهای اجرایی در برای اجرایی شدن حکمرانی داده در سطح سازمان ها به ویژه دانشگاه آزاد اسلامی می توان پیشنهاد داد؟ پاسخ بدهد. از این رو این پژوهش با بهره گیری از مصاحبه عمیق با نخبگان به صورت کیفی و با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی انجام گرفته است. داده های پژوهش از طریق مصاحبه عمیق با 18کارشناس، گردآوری و پس از استخراج و کدگذاری در سه موضوع اصلی: الف)بررسی وضعیت حکمرانی داده در سطح سازمان ها، ب)بررسی حکمرانی داده در سطح دانشگاه آزاد اسلامی، ج)راهکارهای اجرایی حکمرانی داده در دانشگاه، دسته بندی شده است و حاصل آن توصیف وضعیت حکمرانی در کشور ، سازمان ها و دانشگاه و همچنین ارائه راهکاره اجرایی برای دانشگاه آزاد اسلامی در حوزه حکمرانی داده بوده است.
ارتقای کاربردپذیری وبگاه های کتابخانه ای برای کاربران با آسیب بینایی با بهره گیری از قابلیت های هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پرداختن به برخی راهکارهای هوش مصنوعی برای کمک به ارتقای کاربردپذیری وبگاه های کتابخانه ای برای کاربران با آسیب بینایی است.پژوهش حاضر کیفی است که با ابزار مصاحبه و پروتکل بلنداندیشی انجام گرفت. در این پژوهش از طریق مصاحبه با کاربران با آسیب بینایی، بهترین و بدترین ویژگی های وبگاه های کتابخانه ای مورد سؤال قرار گرفت. کاربران در حین استفاده از یک وبگاه کتابخانه ای و در حال انجام وظایف در امور روزمره مورد مصاحبه قرار گرفتند و در عین حال افکار، احساسات و نظرات خود را به صورت کلامی در مورد تجربه تعامل خود بیان نمودند. مصاحبه به صورت فردی و به صورت آنلاین یا در مکان مشخصی انجام شد. چهار وبگاه کتابخانه ای بزرگ کشور (سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران؛ سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی؛ کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی؛ و کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران) برای انجام وظایف انتخاب شدند. جامعه پژوهش، کاربران با آسیب بینایی بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند به تعداد 33 نفر انتخاب شدند. تحلیل صحبت های کاربران بر اساس تحلیل محتوای کیفی انجام شد و از نرم افزار «مکس کیودی ای» استفاده شد و در 90 کد نهایی و 3 مقوله کلی و 8 زیرمقوله جای گذاری شد. این کدها در حین بررسی رونوشت ها به طور مداوم گسترش و بازنگری شدند. یک محقق دیگر در تحلیل محتوا شرکت کرد و رونوشت ها و مقوله های مستخرج را بررسی کرده و داده ها چندین بار مورد ارزیابی قرار گرفتند.بهترین ویژگی های وبگاه ها از دید کاربران عبارت بودند از: استاندارد و دسترس پذیر بودن عناصر موجود در صفحات، محتوای ارزشمند و صداقت در معرفی و ارائه محتوا، بخش بندی و هدینگ بندی منطقی و سازماندهی مناسب عناصر صفحه، اختصاص تگ Alt برای گرافیک ها، سازماندهی مطلوب نتایج جست وجو و ... . بدترین ویژگی های وبگاه ها عبارت بودند از: کُدهای امنیتی (کپچاها) تصویری و نامعلوم؛ عدم تصحیح خودکار غلط های املایی کلیدواژه ها؛ مشکلات گفت وگوهای اینترنتی و نامعلوم بودن ارسال و دریافت پیام، محتوای پویا، و دینامیک؛ تنظیم نبودن عناصر موجود در صفحه با صفحه کلید، برچسب نداشتن گرافیک ها و عناصر ورودی کاربر، و طراحی غیراصولی صفحات و ... .تصحیح خودکار، دستیارهای صوتی هوشمند، خوشه بندی نتایج، فیلتر هوشمند، پرسش و پاسخ هوشمند، پردازش متن و تصویر/ توصیف تصاویر، خلاصه سازی متن، جست وجوی معنایی و به زبان طبیعی و شخصی سازی رابط کاربری از راهکارهای ارتقای کاربردپذیری وبگاه های کتابخانه ای است.
شناسایی مزایا و چالش های اینترنت اشیا در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: اینترنت اشیا یک شبکه متصل متشکل از چندین گره است و ابزارهایی را برای استفاده راحت تر از خدمات کتابخانه فراهم می کند که علاوه بر بهبود فرآیندهای کتابخانه، موجب افزایش کارایی و بهبود خدمات کتابخانه می شود. بنابراین هدف از انجام این پژوهش شناسایی مزایا و چالش های اینترنت اشیاء در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی به منظور ارائه یک طبقه بندی و چشم انداز منسجم برای تحقیقات آینده اینترنت اشیاء در این مراکز با استفاده از تکنیک مرور نظام مند است.روش پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ پژوهش از نوع مطالعات کیفی است که با استفاده از تکنیک مرور نظام مند انجام شد. روش انجام این پژوهش بدین صورت است که ابتدا مسئله تحقیق تدوین شد و سپس متون مرتبط با هدف تحقیق مورد مطالعه قرار گرفت و پس از آن استراتژی جستجو تعیین شد و سپس اقدام به استخراج داده ها از دو پایگاه اسکوپوس و وب آوساینس شد. پس از بازیابی 2335 مدرک از دو پایگاه مد نظر، داده ها با همدیگر ادغام شدند و موارد همپوشانی حذف گردید. در نهایت مولفه های لازم از 42 مطالعه گزینش شده شناسایی و سپس مفاهیم پژوهش (ابعاد) بر اساس فراوانی مفاهیم استخراج شدند و بر اساس ترتیب فراوانی الویت بندی شدند.یافته ها: در این پژوهش مزایا، چالش ها و نوع فناوریی مورد استفاده جهت بکارگیری اینترنت اشیا در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. با توجه به مفاهیم به دست آمده با اهداف تحقیق، هر کدام در مفهومی مشابه دسته بندی شدند. بر اساس یافته ها مشخص شد که مزایا اینترنت اشیاء در سه دسته، زیرساخت خدمات برخط شامل 8 مفهوم؛ زیر ساخت کنترل مجموعه شامل 16 مفهوم، زیرساخت فیزیکی شامل 7 مفهوم، و چالش های بکارگیری اینترنت اشیاء در سه دسته زیرساخت خدمات برخط شامل 7 مفهوم، زیر ساخت کنترل مجموعه شامل 8 مفهوم، زیرساخت فیزیکی (هوشمندسازی ساختمان) شامل 6 مفهوم قرار گرفتند و فناوری RFID پرکاربردترین فناوری برای پیاده سازی اینترنت اشیا بود.نتیجه گیری: اینترنت اشیاء به دلیل قابلیت بالای آن در تسهیل، کنترل و بازدهی بالا در خدمات و فرآیندهای کاری در کتابخانه ها یکی از مناسب ترین فناوری های عصر حاضر در ارائه خدمات و کنترل سیستم های کتابخانه ها است. اما با توجه به نتایج، بکارگیری این فناوری با چالش هایی مانند عدم تجهیزات کافی، هزینه های مالی و اداری، نبود نیروی متخصص برای تعمیر تجهیزات موقع خراب شدن، عدم آشنایی کتابدارن با این فناوری و هزینه های بالا جهت نگهداری آن رو برو است. شکی نیست که استفاده از فناوری اینترنت اشیا در کتابخانه ها، آینده بهتری را برای کتابخانه ها رقم خواهد زد، اما میزان استقبال از سوی کتابخانه ها و استفاده از این فناوری در کتابخانه بستگی به حل چالش های پیش روی کتابخانه ها در استفاده از این فناوری داد. بنابراین استفاده از این فناوری در کتابخانه ها نیازمند تأمل مسئولان در این زمینه است.
ارزیابی فراداده های اشیاء یادگیری موجود در مخازن سازمانی دانشگاه های علوم پزشکی ایران براساس استاندارد فراداده شیء یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و اعتبارسنجی فراداده های اشیای یادگیری مخازن سازمانی دانشگاه های علوم پزشکی ایران براساس استاندارد فراداده شیء یادگیری انجام شد.روش: در پژوهش حاضر از روش مشاهده و پیمایش استفاده شده است. تعداد 16 مخزن مربوط به دانشگاه های علوم پزشکی ایران شناسایی شد. سپس به شناسایی عناصر فراداده ای اشیای یادگیری و استانداردهای مورداستفاده در حوزه سازمان دهی اشیای یادگیری الکترونیکی در مخازن سازمانی پرداخته شد. عناصر شناسایی شده از اشیای یادگیری الکترونیکی مخازن سازمانی دانشگاه های علوم پزشکی ایران، با سیاهه وارسی عناصر استاندارد فراداده شیء یادگیری مطابقت داده شد و میزان همپوشانی آن ها برای توصیف اشیای یادگیری الکترونیکی در مخازن سازمانی مشخص شد. در بخش بعدی پژوهش که مربوط به اجرای فن دلفی و اعتبارسنجی عناصر فراداده ای اشیای یادگیری در مخازن سازمانی دانشگاه های علوم پزشکی ایران است، پرسشنامه طراحی شده برای جامعه آماری که شامل متخصصان حوزه سازمان دهی اطلاعات و متخصصان حوزه یادگیری الکترونیکی بود، طی دو مرحله ارسال گردید.یافته ها: یافته ها نشان داد بسیاری از عناصر استاندارد فراداده شیء یادگیری، پوشش داده نمی شوند و از تعداد 60 عنصر استاندارد فراداده شیء یادگیری، 25 عنصر (41 درصد) از مجموع عناصر فراداده ای شناسایی پوشش داده شده است. عناصر فراداده ای مربوط به مشخصات چرخه حیات اشیای یادگیری الکترونیکی با (66 درصد)، بالاترین میزان مطابقت و عناصر مربوط به دسته عمومی شیء یادگیری با 6 مورد (60 درصد) از 10 ویژگی در درجه دوم مطابقت است. در دسته یادداشت در استاندارد فراداده شیء یادگیری، میزان انطباق صفر است. در ردیف های مربوط به توصیف فرا فراداده و حقوق اشیای یادگیری، میزان مطابقت با یک مورد گزارش شده است. یافته های به دست آمده از دورهای دلفی نشان داد که در قسمت تعیین میزان اهمیت عناصر فراداده ای برای توصیف اشیای یادگیری الکترونیکی که با مقیاس لیکرت (بسیار زیاد تا بسیار کم) طراحی شده است، نتیجه مطلوب در مورد حضور عناصر فراداده ای در سازمان دهی و ذخیره سازی اشیای یادگیری الکترونیکی در مخازن سازمانی دانشگاه های علوم پزشکی ایران با 89/73 درصد فراوانی به دست آمد. در مورد تعیین مطابقت عناصر فراداده ای توصیف اشیای یادگیری الکترونیکی با عناصر استاندارد فراداده شیء یادگیری که در پرسشنامه مطرح شد، با 97/24 درصد بالاترین میزان مطابقت ارائه شده است.نتیجه گیری: در ایجاد طرح واره و دستورالعمل های فراداده، باید مطمئن شد که با استاندارد انتخاب شده، مطابقت دارند. نتایج حاصل نشان داد که استاندارد فراداده شیء یادگیری با گستردگی و جامعیت و مقبولیتی که دارد، می تواند برای سازمان دهی اشیای یادگیری الکترونیکی در مخازن سازمانی دانشگاه های علوم پزشکی ایران به عنوان استاندارد مناسب برگزیده شود. در ارزیابی پرسشنامه درصد محدودی از متخصصان با موارد ارائه شده مخالف بودند و ارزیابان با تفاوت معنادار و با فاصله زیاد با موارد مطرح شده موافق بودند و تأیید آن ها اعتبار بیشتری به پژوهش بخشیده است.
به کارگیری خوشه بندی مفهومی برای استخراج عبارات کلیدی و اصطلاحات مرتبط: مطالعه موردی متون حوزه ارتباطات علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارتباط علمی از انواع و گونه های ارتباطات است که از طریق به کارگیری روش ها و ابزارهای ارتباطی و با هدف تبادل دانش و اطلاعات علمی انجام می شود. به منظور احراز دیدگاهی جامع درباره ارتباطات علمی و پژوهشی و تقویت آن باید اصطلاحات و مفاهیم آن شناسایی گردد. از این رو، هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی و خوشه بندی مفهومی اصطلاحات و مفاهیم کلیدی در حوزه ارتباطات علمی با استفاده از تکنیک های متن کاوی است. روش پژوهش حاضر از لحاظ رویکرد، کمی و از لحاظ هدف، کاربردی است. همچنین برای شناسایی و خوشه بندی اصطلاحات کلیدی در حوزه ارتباطات علمی از تکنیک های مختلف متن کاوی استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش حاضر، مشتمل بر چکیده مقالات مرتبط با حوزه ارتباطات علمی مستخرج از پایگاه های اطلاعاتی وب آوساینس و اسکوپوس به تعداد 558 مقاله و روش نمونه گیری، سرشماری بود. ابتدا تمامی اصطلاحات و عبارات اسمی با استفاده از کتابخانه های موجود با کدنویسی به زبان پایتون مورد استخراج و فراوانی واژگان محاسبه گردید. سپس هر عبارت مرکب به واژگان تشکیل دهنده آن تجزیه شده و بر مبنای واژه نامه گلاو و با محاسبه میانگین بردارهای آن کلمات، یک بردار عددی تخصیص یافت. برای اصطلاحات ناشناخته نیز- که در واژه نامه گلاو وجود نداشت- یک عبارت معادل با استفاده از واژگان موجود جهت توصیف آن، جایگزین و بردار عددی عبارت، ساخته شد و خوشه بندی (به روش کا-مینز) بر روی آن واژگان انجام شد. یافته ها نشان داد که از 17930 کلیدواژه مستخرج، تعداد 13651 واژه، عبارت اسمی بود. همچنین 16 درصد از اصطلاحات حوزه ارتباطات علمی، تک واژه ای و 84 درصد آن مرکب بودند. پس از ایجاد بردارهای اصطلاحات مرکب و انجام خوشه بندی، از 792 عبارت یا اصطلاح در حوزه ارتباطات علمی، تعداد 40 خوشه مفهومی ایجاد گردید. پس از تعدیل و حذف خوشه های ضعیف در نهایت تعداد 22 خوشه در حوزه ارتباطات علمی شناسایی گردید. شناسایی مفاهیم اصلی در ارتباطات علمی در قالب خوشه های مفهومی و عناصر آن از نتایج پژوهش حاضر قلمداد می شود. از مهمترین یافته های دیگر پژوهش، تخصیص بردارهای عددی به عبارات ترکیبی از روی بردار واژگان تشکیل دهنده آنها و سپس استفاده از این بردارها برای خوشه بندی و دسته بندی عبارات و همچنین قابلیت بهبود و تصحیح بعضی از خوشه ها بود. این روش در خوشه بندی و دسته بندی مفاهیم امکان توجه به جنبه های معناشناسی و یادگیری را مورد توجه قرار می دهد و به تحلیل دقیق اصطلاحات و عبارات کلیدی در حوزه های مختلف کمک خواهد کرد.
مطالعه تطبیقی معیارهای ارزیابی اعضای هیئت علمی دانشگاه ها در حوزه علوم انسانی در ایران و جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی، به عنوان بالاترین سطح نظام آموزشی جامعه، به منظور افزایش کیفیت و پاسخگویی به مسائل موجود، راهبردها و تصمیمات گوناگونی اخذ می کنند که در این میان نقش اعضای هیئت علمی دانشگاه ها قابل توجه است. توسعه مداوم فردی اعضای هیئت علمی و ارزیابی وظایف آن ها، از شاخصه های یک دانشگاه موفق است. نظام ارزیابی و ارتقاء اعضای هیئت علمی یکی از ابزارهای تنظیم عملکرد کلی آموزش عالی است که روزآمدسازی و بازنگری در ابعاد و شاخص های آن از الزامات است. در ایران این نظام که تحت عنوان آیین نامه ارتقاء اعضای هیئت علمی شناخته می شود علی رغم بازنگری های متعدد، همچنان نقدهای مختلفی بر آن وارد است که یکی از مهم ترین آن ها عدم توجه به تفاوت در ماهیت حوزه هاست که در علوم انسانی بیشتر نمود پیدا می کند و نیازمند تدوین سیاست هایی راهبردی است. لذا هدف این مطالعه بررسی سیاست های ارزیابی اعضای هیئت علمی حوزه علوم انسانی در دانشگاه های منتخب جهان با رویکرد سیاست پژوهی، استخراج معیارها و شاخص های ارزیابی و مقایسه آن ها با ابعاد و شاخص های آیین نامه ارتقاء در ایران بود.روش: پژوهش از نوع مطالعات کیفی با رویکرد تطبیقی است که با بهره گیری از روش سندکاوی، سیاست های ارزیابی عملکرد اعضای هیئت علمی در زیرگروه های حوزه علوم انسانی در دانشگاه های منتخب استخراج و با معیارهای داخلی مقایسه شدند. جامعه پژوهش اسناد و مدارک مرتبط در دانشگاه های جهان بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند و نیز آیین نامه ارتقاى مرتبه اعضاى هیئت علمی در ایران بودند. برای بررسی اسناد خارجی، ابتدا دانشگاه هایی انتخاب شدند که طبق نظام رتبه بندی دانشگاه های تایمز 2022 در حوزه علوم انسانی و هنر، ممتاز محسوب می شوند؛ و سپس مراکزی که ازنظر نظام آموزش عالی و شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی با کشورمان قرابت دارند؛ که برای این منظور کشورهای منطقه و جهان اسلام و فراتر از آن کشورهای آسیایی برگزیده شدند که درنهایت برمبنای دسترسی به اسناد و مدارک مدنظر 25 دانشگاه را شامل شدند.یافته ها: معیارهای نظام ارزیابی اعضای هیئت علمی علوم انسانی دانشگاه های جهان در سه بعد آموزش (با 9 شاخص و 59 سنجه)، پژوهش (با 8 شاخص و 83 سنجه) و خدمت (با 3 شاخص و 30 سنجه) طبقه بندی شدند. مقایسه با آیین نامه داخلی نشان داد که بعد آموزش از اهمیت بالایی برخوردار است و سنجه های مربوط به هر شاخص بسیار جزئی تر و جامع تر بوده و اساتید در دانشگاه های جهان برای طیف وسیعی از فعالیت های حرفه ای خود امتیاز آموزشی دریافت می کنند. تنوع شاخص ها در بعد پژوهش برای دانشگاه های جهان نسبت به آیین نامه داخلی بسیار بیشتر است. آیین نامه داخلی در بعد پژوهش بر بروندادها تأکید دارد درحالی که شاخص بروندادها با قریب به 30 سنجه تنها یکی از شاخص های پژوهش در جامعه موردبررسی است. بعد خدمات دانشگاه های منتخب به نسبت آیین نامه داخلی چندجانبه بوده و از انجام فعالیت های ترویجی در جامعه تا ایفای مسئولیت در دولت و مجامع حر فه ای را شامل می شود. مواردی مانند حضور در رسانه ها، ارائه سخنرانی، مشارکت در نهادهای مدنی، خدمات مشاوره ای به دانشجویان و همتایان و غیره ازجمله خدماتی هستند که در آیین نامه داخلی لحاظ نشده اند.نتیجه گیری: نظر به ماهیت متفاوت علوم انسانی و عدم کارایی پژوهش های این حوزه در سال های اخیر ضرورت بازنگری در آیین نامه ارتقا و تدوین نظامی مختص حوزه علوم انسانی بیش ازپیش احساس می شود و به روزرسانی آیین نامه فعلی براساس یافته های این پژوهش برای اعضای هیئت علمی حوزه مذکور می تواند غنی تر، متناسب تر و منطبق تر با مأموریت های آموزشی، پژوهشی و اجرایی مورد انتظار از این حوزه باشد.