فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۵۷۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
فرانتس کافکا به عنوان یک نویسنده فلسفى، در پى یافتن حقیقت است و به تجربیات شخصى زندگى خود بعدى اسطوره اى مى بخشد. این دورنمایه افلاطونى، این اشتیاق روح براى یافتن حقیقت، مضمون اصلى داستان هاى بلند و کوتاه او به شمار مى آید. در این مقاله، شاهکارهاى کافکا، در ارتباط باکتاب مقدس، تفسیر مى شوند. در تمام نوشته هایش، حقیقت غایب است و قهرمانان مى کوشند تا به آن برسند: حقیقت به صورت نمادین در دادگاه، قصر یا سرزمینى دیگر، نشان داده مى شود. از این لحاظ، کافکا را مى توان با منصور حلاج یا مولانا مقایسه کرد، ولى فرقشان در این است که این عارفان به معشوق خود دست مى یازند در حالى که قهرمانان نوشته هاى کافکا همواره در عطش وصل مى سوزند.
زبان و فرهنگ
پردازش جمله و بازنمود ذهنی فعل در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبانشناسی اجتماعی
طرحواره چرخشی در غزلیّات سعدی و حافظ شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه های متعددی در حوزه ی زبان شناسی شناختی مطرح شده که «استعاره ی مفهومی» و «طرح واره ی تصویری» بیش ترین اهمیّت را دارند. طرح واره های تصویری ساخت هایی از فرایند شناختی اند که به واسطه ی تجربه های فیزیکی انسان در برخورد با جهان خارج شکل می گیرند و امکان درک و تحلیل مفاهیم انتزاعی را فراهم می آورند. طرح واره-های تصویری گونه های مختلفی دارند، نظیرِ طرح واره های حرکتی، طرح واره های حجمی، طرح واره های قدرتی؛ و طرح-واره ی چرخشی یا دوری یکی از گونه های طرح واره های حرکتی است که می تواند از انگاشت طبیعی یا قراردادی شکل گرفته باشد. مفاهیم انتزاعی طرح واره های چرخشی در غزل های سعدی را می توان در سه دسته جای داد: 1)طلب 2)شکایت 3)ترک؛ و حافظ را نیز در سه دسته: 1)طلب 2)شکایت 3تسلیم. تحلیل های شناختی حاصل از طرح واره-های چرخشی این دو شاعر عبارتند از: 1.درک سعدی از حرکت زمان، خطی است و فهم حافظ، دایره ای. 2.درک حرکت خطی سعدی بر واقع گرایی و فهم دایره ای حافظ بر آرمان گرایی او دلالت دارد. 3.سعدی به دلیل درک حرکت خطی در گروه انسان های تراژیک جای می گیرد و حافظ به سبب فهم حرکت دایره ای در شمار انسان های حماسی. 4.شکل کاربرد واژگان و ساختارکلی غزل ها، از مرکزگریزی سعدی و مرکزگرایی حافظ حکایت می کنند.
موش ها و آدم ها
شگفتی های بینامتنی در سه قطره خون
حوزههای تخصصی:
بینامتنى ارتباط میان گفته هاى ادبى را نمایان مى سازد و با کمک آن، مى توان به مقایسه داستان کوتاه ( سه قطره خون ) اثر صادق هدایت و قطعه شعرى به نام ( سه قطره خون روى برف ) در پرسوال یا داستا ن گراآل اثر کرتین دوتروا پرداخت. داستان هدایت در تیمارستان شروع مى شود، خون قنارى یا گربه اى که قنارى را گرفته است، به زمین مى ریزد و دخترى که به راوى نظر دارد با مرد دیگرى (عباس) مى رود. داستان در خانهء سیاوش به پایان مى رسد، خون گربه اى دیگر ریخته مى شود و دخترى که نامزد راوى است با سیاوش مى رود. داستان پرسوال، از محلى کم درخت در جنگل آغاز مى شود، شاهینی خون غازى را بر زمین مى ریزد. غاز دوباره به پرواز درمى آید، ولى پرسوال مدتى طولانى به سه قطره خون روى برف خیره مى شود و به یاد چهرهء گلگون دلدار خود مى افتد. سپس با رسیدن گوون و بردن پرسوال نزد شاه آرتور، داستان پایان مى یابد.
بررسی رباعیات خیام از منظر گفتمان شناسی انتقادی با بهره گیری از مؤلفه های جامعه شناختی-معنایی گفتمان مدار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با وجود روش های متعدد تحلیل گفتمان انتقادی در زبان انگلیسی٬ هنوز چارچوب تحلیلی مناسبی جهت مطالعه منابع غنی شعر و ادب فارسی در این زبان تعبیه نشده است. لذا٬ پژوهش حاضر کوششی است در چارچوب گفتمان شناسی انتقادی به منظور تحلیل گزیده ای از رباعیات خیام با بهره گیری از الگوی تحلیلی پیشنهادی توسط یارمحمدی(۱۳۹۱) که خود برگرفته از الگوی تحلیل گفتمان انتقادی ون لیوون (١٩٩۶) می باشد. در این پژوهش٬ علاوه بر تحلیل کیفی ٤٠ رباعی از رباعیات خیام که بصورت تصادفی انتخاب گردیده اند٬ از روش- های تحلیل کمّی نظیر محاسبه فراوانی و آزمون مربع خی نیز استفاده شده است. نتایج بررسی های کمّی حاکی از آن است که در میان مؤلفه های گفتمان مدار موجود در الگوی مورد نظر٬ اظهار با قرینه فحوایی در مقایسه با اظهار با قرینه لفظی از فراوانی معناداری برخوردار است. همچنین٬ نتایج این پژوهش مؤید کارایی الگوی تحلیل گفتمان انتقادی مذکور در بررسی متون ادبی به ویژه انواع شعر می باشد. امید است نتایج به دست آمده از این پژوهش توانسته باشد با اراﺋﻪ چارچوبی تحلیلی که در زبان فارسی تازگی دارد گام ﻣﺆثری در جهت ارائه الگوهای تحلیل گفتمان شناختی جامع و نظام مند به منظور تحلیل متون مختلف در زبان فارسی بردارد.
بررسی جایگاه و کاربرد زبان مازندرانی و نگرشهای گویشوران نسبت به آن در شهرستان آمل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در سالهای اخیر بسیاری از زبان های محلی و اقلیت را در معرض خطر انقراض قرار داده و زبان های محلی ایران نیز از این قاعده مستثنی نیستند. امروزه در استان مازندران نیز شاهد فراگیری و کاربرد روزافزون فارسی و کاهش کاربرد مازندرانی در حوزه های مختلف هستیم و ادامه این روند می تواند تهدیدی برای موجودیت این زبان باشد. این پژوهش با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه به بررسی میزان کاربرد و فراگیری مازندرانی در چندین حوزه و در سه گروه سنی در شهر آمل پرداخته است. یافته های این پژوهش نشان می دهند که در برخی حوزه های غیررسمی مانند خانواده مازندرانی زبان غالب است اما در حوزه های رسمی تر مانند مدرسه و اداره فارسی غلبه دارد. در تمامی حوزه ها کاربرد فارسی در بین جوانان بیش از گروه های سنی بالاتر است. در ضمن زنان بیش از مردان، شهرنشینان بیش از روستانشینان و افراد تحصیل کرده بیش از افراد بیسواد یا کم سواد از فارسی استفاده می کنند. نگرشها نسبت به مازندرانی، به ویژه در بین جوانان چندان مثبت نیست. با در نظر گرفتن موارد ذکر شده می توان ادعا کرد که مازندرانی یک روند فرسایشی تدریجی را در منطقه طی می کند.
همگرایی و دوزبانگونگی در گویش مازندرانی
حوزههای تخصصی:
گویش ها که یکی از ذخایر فرهنگی و ملی ایران محسوب می شوند در شرف زوال و نابودی
قرار گرفته اند؛ بنابراین جا دارد که پژوهشگران و سیاست گذاران آموزشی و فرهنگی آنها را مورد توجه خاص قرار دهند. با توجه به این رویکرد جدید، تلاش مقاله حاضر بر آن است که به مطالعه
و تشریح بعضی از جنبه های فرهنگی و اجتماعی که در زوال گویش مازندارنی نقش دارند بپردازد. پدیده های اجتماعی و فرهنگی بیشتر منجر به دو نوع تغییر در گویش می شوند: 1- تغییر تدریجی،
2- تغییر ناگهانی. در ابتدا با تحلیل مثالهایی از گویش مازندرانی، استدلال شد که عدم به کارگیری بعضی از عناصر واژگانی و اصطلاحات در گویش مازندارنی ناشی از تغییر شرایط زندگی بوده
که مختص به یک گویش یا یک زبان خاص نیست بلکه نشان دهنده تعامل زبان و محیط زندگی می باشد. در واقع، این پدیده تحول تدریجی هر زبان را نشان می دهد. در مرحله بعد با بررسی فرایند همگرا یی و موقعیتهای دوزبانگونگی، نشان داده می شود که بخش اعظم تغییرات گویش مازندرانی در نتیجه همگرایی آن به سمت زبان معیار حادث می شود که در نهایت امر به تغییر زبان یا زوال گویش منجر می گردد. در این رابطه ضمن تحلیل و برشمردن عوامل تغییر مورد بحث چنین نتیجه گیری شد که علاوه بر فرایندهای تجددگرایی، گاهی اِعمال بعضی از سیاستهای فرهنگی نادرست و قضاوتهای ارزشی غیر علمیِ مردم نیز می تواند موجب نابودی گویش ها گردد. با در نظر گرفتن این جنبه های گوناگون می توان امیدوار بود که با تغییر بعضی از نگرشهای کلیشه ای و اتخاذ راهکارها و تمهیدات آموزشی و فرهنگی مناسب بتوان تا حدی مانع بروز این فاجعه زبانی شد.
تحلیل شیوه های بازنمایی گزینش خبر، بر مبنای رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش که در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی انجام شده است، خبر رسانه ها بررسی می شود؛ زیرا رسانه ها بیش از متون دیگر، موضوع تجزیه و تحلیل گفتمان قرار می گیرند. هدف کلی مقاله، پایه ریزی یک چارچوب تحلیلی برای پژوهش در نظم گفتمان رسانه ای معاصر است. نگارندگان می خواهند تأثیر عوامل غیر زبانی را بر گزینش واژگان به کار رفته در خبر رسانه ها، بررسی و تحلیل کنند. داده های پژوهش از اخبار چهار رادیوی جمهوری اسلامی ایران، آمریکا، فردا و اسرائیل جمع آوری شده اند که خبر فارسی پخش می کنند. این داده ها در چارچوب راهکارهایی مانند تعمیم شدگی واژگانی، عبارات خطابی و واژگانی شدگی افراطی ارزیابی می شوند. روش انجام این پژوهش مقایسه ای است و خبرهای مشترک رادیوهای مورد بررسی با هم مقایسه می شوند.
تفاوت میان رئالیسم جادویی و رئالیسم شگفت انگیز و نقش زاویه دید در آنها با بررسی آثار گابریل گارسیا مارکز و آلخو کارپنتیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"کشورهای آمریکای لاتین همواره در حال خلق سبک های هنری وادبی بوده اند و با خلاقیت خود توانسته اند فرهنگ لاتینی خود را به جهانیان بشناسانند. مردمان این سرزمین ها سعی نموده اند هیچگاه ریشه و اصالت خود را از دست ندهند و همواره در جستجوی نوآوری و ابداع سبک های جدید ادبی پیش رفته اند. در همین زمینه می توان شاهد ظهور سبک های خاصی بود که در تاریخ ادبیات این کشورها می درخشد. حدود پنج دهه اخیر دوسبک ادبی ویژه و شایان توجه با نام های «رئالیسم جادویی»و«رئالیسم شگفت انگیز» به منصه ظهور رسیده اند که نظر همگان را جلب نموده اند. این دو سبک دو شیوه فکر ی متضاد را ارائه می کنند که علیرغم این تضاد‘ عناصر«جادو» یا «شگفت انگیز» توانسته اند در کنار«واقعیت» قرار بگیرند. تنها راوی است که با دیدگاه متفاوت خود(البته در کنار فضای داستان) در هر سبک‘ آفرینشگر این دو گانگی است. بنابراین آنچه که در این تحقیق مدنظر است‘ مراجعه به بعضی متون ادبی است تا بتوان به توجیه این نامگذاری و تفاوت های موجود میان این دو سبک ادبی پرداخت . برای رسیدن به این هدف دو اثر معروف با نام های صد سال تنهایی از گابریل گارسیا مارکز Gabril Garcia Marquez و قلمرو این دنیا از آلخو کارپنترCarpentier Alego را انتخاب نموده تا بتوان به بررسی تفاوت ها ی این دو سبک مهم پرداخت.
"
نقد اسطورهای و جایگاه آن در ادبیات تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گستردگی دامنه بررسی اسطورهها و مضامین در نقد، تحلیلگران متون ادبی را در برابر تلی از واژگان همسان قرار داده که گاهی تشخیص آنها از یکدیگر دشوار است، چرا که در متون فراوان، منتقدان، اسطوره، مضمون، نماد و بنمایه را در یک چارچوب قرار میدهند و آنچه را برای یکی مضمون محسوب میشود، برای دیگری اسطوره به حساب میآید، در صورتی که تفاوت بسیاری میان این واژههاست. درباره این تفاوت نیز بین منتقدان اتفاق نظر وجود ندارد، همچنانکه گاهی مرز بین اسطورههای باستانی و اسطورههای تاریخی و ادبی مشخص نیست. ولی چگونه یک چهره تاریخی به یک اسطوره تبدیل میشود؟ چه زمانی یک اسطوره در متن ادبی ظاهر میشود؟ آیا درنقد اسطورهای، ریشهیابی اساطیر و در مقایسه بین آنها روش در زمانی راه گشاست یا بررسی هم زمانی؟ در این مقاله سعی بر این است که بارجوع به دیدگاه نظریهپردازان نقد اسطورهای، پاسخی برای این پرسشها ارائه شود
آموزش املا: از دیکته تا پیام کوتاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قلم ۱۳۸۸ شماره ۱۰
حوزههای تخصصی:
"بررسی اجمالی تاریخچه روشهای آموزش زبان نشان میدهد که در ابتدا روشهای سمعی و بصری با استفاده از زبانشناسی کاربردی نقش زبان گفتاری را پررنگ تر کردند. سپس روش های نوین آموزش زبان تمرین های نوشتاری مناسب تری به زبان آموزان ارایه کرد. اما در این روش ها به آموزش زبان یعنی املا اهمیتی داده نشد.
در جامعه کنونی با توجه به اهمیت ارتباطات الکترونیکی زبان نوشتاری از جایگاه ویژه ای برخوردار است و نقش اجتماعی - فرهنگی آن باید در تدوین روش ها لحاظ گردد. مقاله حاضر بر آن است که نقایص آموزش املا در روش های مختلف را نشان دهد تا مدرسین با تمرین های مناسب این کمبود را جبران نمایند بدین ترتیب دانشجو قوائد کد نوشتاری را می آموزد و قادر به نوشتن و خواندن پیام های گوناگون (پیام کوتاه - نامه الکترونیکی) خواهد شد.
روانشناسی، زبان، و اسپرانتو
حوزههای تخصصی:
دوگانگی زبان خانه و آموزشگاه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران سرزمین نیاکانی گروه های فرهنگی / زبانی چندی است که به زبان های اردو، بلوچی، کردی، عربی و ... گویش می کنند. ولی زبان رسمی آموزشگاه ها فارسی، یا زبان گروه پیشینه شمار (اکثریت) است، که زمینه ساز دشواری دو گانگی زبان خانه و آموزشگاه برای هزاران هزار کودکی می شود که زبان ماردی شان فارسی نیست. میزان در پایه مانی (مردودی) در میان این گروه ها بیشتر از گروه فارسی زبان است، همان گونه که در میزان آموزش گریزی (ترک تحصیل) هم آنها بر این گروه فزونی دارند. در راستای بازشناخت این دشواری، وزارت آموزش و پرورش کشور یک دوره آماده سازی یک ماهه برای کودکانی که زبان ماری شان فارسی نیست، برنامه ریزی کرده است که درست یک ماه پیش از آغاز پایه یکم برگزار می شود. افزون بر این در برخی از استانها دوره های یک ساله پیش دبستانی برگزار می شود که بی آن هیچ گونه برنامه ویژه ای برای نافارسی زبانان داشته باشند پذیرایی هر دو گروه می شوند.آماج پژوهشی کنونی این است که نیاز به پرداختن به این دشواری را برجسته کند و پی جوی راه کاری بخردانه برای از میان برداشتن آن از راه یکی از گونه های آموزش دو زبانه شود. تنها شمار چشم گیر دانش آموزانی که دچار این دشواری هستند، و پیامدهای زیان بار آن که گریبان گیر دانش آموزان دیگر زبان هستند، نشان دهنده ارزندگی آموزشی برای پرداختن به این دشواری است. از این رو دیدگاه سازایی گری پادآمیزانه (دیلکتیک کانستراکتیویزم) و پیشینه پژوهشی آموزش دو زبانه چارچوب نظریه پژوهش کنونی را پدید می آورند که در آن با به کارگیری داده های گردآوری شده با پرسش نامه دانش آموزی در «بررسی جهانی پیشرفت در خواندن» (پرلز) وابستگی گوناگونی در ارزه های خواندن به میزان هم سایی (تماس) با -زبان فارسی نشان داده می شود. چنین گوناگونی در ارزه های خواندن همراه با جایگاه بسیار پایین دانش آموزان ایرانی در این بررسی جهانی گویای نیاز به بازنگری بنیادی در سامانه آموزشی کشور و گشایش گره های شناسایی شده (دو گانگی زبان خانه و آموزشگاه) است.
بررسی رابطة بین انگیزه و راهبردهای یادگیری زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق رابطه بین انگیزه و استفاده از راهبردهای یادگیری زبان توسط دانشجویان دانشگاه را مورد بررسی قرار داد. بعلاوه متغیرهایی چون جنسیت و سطح بسندگی زبان مورد مطالعه قرار گرفت، ابزار استفاده شده در این تحقیق شامل موارد زیر می گردد: الف- پرسشنامه ای در مورد انگیزه که توسط ولراند و همکاران (1992) ساخته شده بود. ب- پرشسنامه دیگری در مورد راهبردهای یادگیری زبان که توسط اکسفورد (1990) ساخته شده بود. ج- یک تست تافل. نتایج این تحقیق نشان داد که انگیزه بیرونی رابطه معنی داری با انتخاب راهبردهای یادگیری زبان نداشت، این در حالی است که انگیزه درونی رابطه معنی داری با راهبردهای یادگیری زبان پیدا کرد. همچنین تفاوتی بین زنان و مردان به لحاظ انتخاب و استفاده از راهبردها وجود نداشت وسطح بسندگی زبان تفاوتی در استفاده از استراتژیک ها و راهبردها ایجاد نکرد. همچنین، زبان آموزان ایرانی بیشتر از انگیزه درونی برخوردار بودند تا از انگیزه بیرونی