فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۵۷۸ مورد.
معرفی الگوی مراتب نمایه ای سیلورستاین و تحلیل مکالمه هایی از زبان لری و لکی بر اساس آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر ضمن معرفی الگوی نشانه شناختی فرهنگی سیلورستاین تحت عنوان جامعه شناسی مراتب نمایه ای، با استفاده از الگوی مذکور به تحلیل نمونه هایی از تعامل زبانمندان لری و لکی می پرازد. در چارچوب سیلورستاین از طریق اشارتگری نشانه شناختی می توان مفاهیم فرهنگی موجود در واژه ها، حرکات بدنی و رفتار مشارکین ارتباطی را کشف کرد. این مفاهیم که در مکالمات روزمره نمایه شده اند، دارای مراتب نمایه ای خاصی هستند که از طریق بوطیقای آئینی می توان به آنها دست یافت. در این تحلیل، لازم است ""طبقه اجتماعی""، سوابق شرکت کنندگان و طبقه بندیهای فرهنگی را آشکار کرد. با استفاده از ابزار نشانه شناختی، مفاهیم فرهنگی موجود در این مکالمات را استخراج می کنیم. نظم خاص موجود برای پیشبرد این مکالمات مرهون توازن بوطیقایی است. در نهایت نشان می دهیم که رابطه بین بافت کلان و بافت خرد از اهمیت خاصی برخوردار است و از قطع روابط این دو – متنی سازی – برای کنار گذاشتن شرکت کنندگان ناخوانده از مکالمات استفاده می شود.
باز اندیشی نسبیت زبانی با رویکرد شناختی و استناد بر داده های زبان فارسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
شیوة شناختیِ سهراب سپهری:آن جورِ دیگر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان شناسیِ شناختی، زاویة دید را بخشی از فرایند تولید معنا و عاملی در تعبیرهای متفاوت از یک موضوع واحد می داند. نگاه از هر زاویة دیدی شناخت و درکی از همان دیدگاه به بیننده می دهد و بنابر دستور شناختی، این موضوع در دستور زبان نیز نمودار می شود. با توجه به نقدها و داوری های متفاوت، متناقض و اغلب مغایر با آمار مربوط به اشعارِ سهراب سپهری، به نظر می رسد زاویة دیدی که او در اشعار خود به کار برده است و طی آن، به گفتة خود وی، می خواسته آدمی را به «ادراک شیء» -و نه به ادراک فرد از شیء- برساند، شناخته نشده است. هدف این مقاله، معرفی زاویة دید موردنظر شاعر و ارائة مدلی از فرایندهای چندمرحله ایِ شکل گیریِ ساختار زبانیِ شعرِ اوست. طی این مطالعه که به روش کتابخانه ای انجام یافته و توصیفی-تحلیلی است، مشخص می شود که سهراب سپهری، با جابه جاییِ زاویة دید از چشم اندازِ پایگاه به پویه، و با پیش نماسازی از آن شیء، خواننده را در جایگاه سوژه/ شی ، قرار می دهد تا با القای وضعیت آن، خواننده (به تعبیر خود شاعر) به ادراک شیء دست یابد.
استعاره در عناوین خبری روزنامه های ورزشی ایران: بررسی موردی استعاره فوتبال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی استعاره در عناوین خبری روزنامه های ورزشی ایران اختصاص دارد. تحقیق حاضر تحقیقی توصیفی- تحلیلی است که در آن با اتخاذ نظریه استعاره مفهومی به بررسی عبارات زبانیِ استعاری موجود در عناوین خبری دو روزنامه خبر ورزشیو پیروزیدر پاییز 1393 پرداخته شد. با بررسی تعداد 108 عبارت استعاری، استعاره های مفهومی مربوط به فوتبال در ده قلمرو استعاری دسته بندی گردید. یافته ها نشان می دهند استعاره "" فوتبال جنگ است"" بالاترین بسامد را در بین عبارات استعاری مربوط به عناوین اخبار فوتبال دارد. قلمرو مبدأ تنها جنگ نیست و شامل فوتبال به مثابه ماشین و قلمروهایی چون پدیده های طبیعی، حیوانات، جادوگری، ورزش ها، آزمون، جهت، نمایش و قلعه را هم در کاربرد استعاری ورزش فوتبال شاهدیم. استعاره های مورد بررسی در دسته بندی سه گانه ساختاری، هستی شناختی و جهتی دسته بندی شدند که عمدهاستعاره ها به ترتیب به دسته ساختاری و هستی شناختی و جهتی تعلق داشتند.
تفاوتهای زبانی میان گویشوران مرد و زن ایرانی در برخی موقعیتهای تعامل مکالمهای بر پایة میزان کلام (Amount of Speech)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تفاوت های زبانی مردان و زنان در جوامع زبانی مختلف، همواره مورد مطالعه پژوهشگران و زبان شناسان اجتماعی قرار گرفته است و در همه این جوامع میان این دو گونه زبانی، تفاوت هایی مشاهده شده است. مطالعات اخیر زبان شناسان بر روی جوامع زبانی کشورهای صنعتی، نتایج مطالعات گذشته را مبنی بر وجود تفاوت میان رفتار زبانی مردان و زنان، مورد تایید قرار داده است. در این مقاله که داده های آن بر پایه پیکره زبانی صورت می گیرد، تفاوت های جنسیتی در تعامل مکالمه ای گویشوران مرد و زن ایرانی، با توجه به متغیر زبان شناختی (کلامی) "میزان کلام" و با در نظر گرفتن دو عامل "موضوع و نسبت تعداد گویشوران مرد به زن" مورد بررسی و ارزیابی قرار می گیرند. پس از بررسی و تجزیه و تحلیل آماری داده ها، تفاوت های قابل توجهی در توزیع الگوهای جنسیتی مشاهده می شود. نتایج این بررسی همچنین نشان می دهد که درباره دو عامل موضوع و نسبت تعداد گویشوران، تفاوت های قابل ملاحظه ای میان گویشوران مرد و زن وجود دارد. گویشوران مرد و زن با توجه به موضوع و دامنه اطلاعات خود پیرامون آن، تعامل مکالمه ای متفاوتی از خود نشان می دهند و تعداد گویشوران مرد نیز بر رفتار زبانی گویشوران مرد و زن تاثیر گذار می باشد.
مطابقه، مقوله ای معنامند در ساخت غیرشخصی: تحلیلی در چارچوب دستور شناختی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل یک نوع از ساخت های غیرشخصی معلوم در زبان فارسی در چارچوب انگاره دستور شناختی می پردازد. این نوع ساخت خود مشتمل بر دو نمونه است. هر دو نمونه دو بند پایه و پیرو دارند که بند اول در هر دو فاقد سازه ای در جایگاه فاعل است. علاوه بر این، فعل بند اول همیشه به صورت سوم شخص مفرد می آید، در حالی که فعل در زبان فارسی بدون هیچ گونه محدودیتی در هر شش صیغه صرف می شود. این واقعیت در حالی است که در اغلب پژوهش های زبان شناختی چنین فرض می شود که مطابقه در زبان مقوله ای صرفاً دستوری است و ظهور آن در سطح جمله هیچ پایگاه معنایی ندارد. در پاسخ به چنین دیدگاهی، در این پژوهش تحلیلی از مطابقه سوم شخص مفرد در یکی از انواع ساخت های غیرشخصی در زبان فارسی در قالب انگاره دستور شناختی ارائه می شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که در ساخت های غیرشخصی مورد نظر ما برجسته ترین سازه که به عنوان فاعل (tr) قلمداد می شود، موقعیت فاعل است که نمایانگر موقعیتی عام و فراگیر است که رویداد یا حالت مورد نظر درون آن روی می دهد. همچنین نشان داده خواهد شد که حضور نشانه سوم شخص مفرد در این ساخت ها پدیده ای قراردادی نیست، بلکه با موقعیت انتزاعی موجود در جمله (موقعیت فاعل) مطابقت می نماید. از همین روی، مطابقه را در ساخت های غیرشخصی زبان فارسی مقوله ای معنامند و نه صرفاً دستوری تلقی می نماییم.
الگوهای آشوبناک فرآیند زایش معنا در نظام های زبانی و پیشا زبانیِ «تطبیق»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نشانه شناسی نوین با رویکردی پدیدارشناختی، بیشتر به مطالعة فرآیندهای آفرینش معنا، در قالبی فراتر از نظام های دلالی پرداخته و به نقش توانش ادراکی-حسی سوژه هایی تن دار در فرآیند آفرینش معنا تاکید دارد. ما نیز در این مقاله به سبکِ «پژوهش های میان رشته ای» و با چارچوبِ نظری «تئوری پیچیدگی» نشان داده ایم که چگونه الگوهای آفرینش معنا در خلال کنش متقابل و «هم حضوری» تن-سوژه ها در نظام معنایی تطبیق، مشابه رفتار و اندرکنش سیستم های پیچیدة تکاملی، تابع ویژگی های رفتاری آشوبناک بر طبق «نظریه آشوب» می باشد. پیامد این پژوهش نه فقط جستاری بر وجود انطباقِ الگوها بین دو حوزة نظری، بلکه ارایه پشتوانه ای علمی با رویکردی میان رشته ای بر وجود الگوهایی در فرآیندِ آفرینش معنا است که پیش تر، برخی ویژگی های آن ها هم در نظام معنایی تطبیق و هم نظام های زبانی به شکلی تجربی یا نظری بررسی شده اند. به طور کل، نظام های دلالت معنایی از جمله «زبان»، وجودی مستقل از سوژة انسانی ندارند، به این تعبیر که آن ها زاییده فعل و انفعالات بیوشیمیایی و عصب شناختیِ ارگانیسمی زنده(سیستمی پیچیده) به نام ""انسان"" هستند و انتظار می رود این سیستم های نشانه شناختی نیز مانند سیستمی پیچیده رفتارهای بر پایه الگوهای «نظریه آشوب» از خود نمایان سازند. همچنین کارایی دیگر این انطباق، جدای از ارایه پشتوانه ای علمی به مشاهداتی تجربی یا نظری، این است که وجود مفاهیمی چون «ناامنی»، «ریسک و خطر»، «سرایت حسی» و «حساسیت ادراکی» را در فرایند تولید معنا در نظام تطبیق بر اساس وجود الگوهای نظریه آشوب توضیح داده و در عین حال برخی از ویژگی های مهم معنای تولید شده را هم در نظام های زبانی و هم پیشازبانی تطبیق شرح می دهد. شایان ذکر است که در این بحث روش پژوهش ما به شیوه تحلیلی توصیفی می باشد.
معیار سازی و ملاحظات تجویزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در هر زبانی لهجه هایی متمایز مشاهده می شود. علاوه بر آن، گونه ها و گویش هایی هم خانواده در کنار همدیگر وجود دارند که چه بسا تفاوت هایی آوایی و واژگانی و دستوری آشکاری به هم دارند به طوری که برقراری ارتباطی زبانی را برای سخنگویان آنها بس دشوار یا غیر ممکن می سازند. در این حالت، اهالی یک جامعه سیاسی یا کشور، برای آنکه بتوانند با همدیگر ارتباط زبانی مطلوب بر قرار سازند، به گونه زبانی مشترکی نیاز پیدا می کنند.
هنگامی که در محدوده مرزهای سیاسی و جغرافیایی خاصی زبان های متفاوت متداول باشد و سخنگویان نتوانند از طریق زبان مادری خویش با یکدیگر ارتباط برقرار سازند، ضرورت استفاده از گونه زبانی مشترک احساس می شود.
داد و ستدهای تجاری و فرهنگی میان اقوام و ملل نیز مستلزم استفاده از گونه زبانی مشترک است. برخی فعالیت های مذهبی نیز استفاده از گونه زبانی مشترک را ایجاب می کند. هنگامی که مبلغان مسیحی وارد افریقا شدند، با گستره وسیعی از لهجه ها و گویش ها روبرو گشتند (Asher 1994: 4392). آنان نمی دانستند، از میان این گسترده وسیع، کدام لهجه یا گویش را برای مقصد تبلیغی خویش انتخاب کنند.
حکومت ها نیز، برای برقراری ارتباط میان شهروندان و نهادها در مقیاس کشوری و نیز برای آموزش – که معمولا برعهده حکومت است – نیاز به گونه زبانی مشترک دارند. (Fasold 1993، vol. 1، p.3) هنگامی که حکومت به زور و با نیروی نظامی بر سرزمین تسلط می یابد، انتخاب گونه زبانی مشترک امری خطیر و حیاتی می گردد و نوع و نحوه این انتخاب در آینده حکومت و مردم موثر می افتد.
در چنین مواردی، معمولا گویشی که سخنگویان آن قدرت حکومتی را به دست دارند به عنوان زبان مشترک انتخاب می گردد و جامعه زبانی آن را می پذیرد و به کار می برد. گاهی نیز، به دلایل سیاسی یا مذهبی یا اقتصادی و یا فرهنگی، گونه زبانی مهجور و حتی مرده یا زبانی خارجی به عنوان زبان مشترک برگزیده می شود ...
نقش نهاد خانواده در حفظ زبان ها: مطالعه موردی زبان آذربایجانی در تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه کاهش تنوع زبانی و فرهنگی به یکی از مسائل مهم و قابل تأمل در حوزه های جامعه شناسی و زبان شناسی تبدیل شده است. برآوردها نشان می دهد نیمی از 7000-6000 زبان موجود در دنیا تا آخر این قرن یا به کلی ازبین خواهند رفت و یا درمعرضِ خطر قرار خواهند گرفت.این کاهش اغلب به واسطه تغییر تدریجیِ زبانی رخ می دهد که در آن جوامع زبانی یک یا چند زبان دیگر را به قیمت ازدست دادنِ زبان اول (مادری) خود می آموزند. بر همین اساس، با استفاده از روش تحقیق پیمایشی و یک مصاحبه گروهی با مادرانِ دارای فرزندِ زیرِ ده سال، این تحقیق به بررسیِ نقش خانواده و تأثیرپذیری آن از محیطِ زبانی در حفظ زبان آذربایجانی و انتقال آن به نسل های بعدی در تبریز می پردازد. تحلیل داده ها نشان می دهد به رغم اینکه پدران و مادران و فرزاندانشان نقش بسزایی در حفظ زبان ها ایفا می کنند، نگرش و تصمیمات و رفتار زبانی خانواده ها تحت تأثیر عوامل محیطی خارج از خانه قرار دارند. بنابراین، برای حفظ هرچه بهترِ یک زبان، باید علاوه بر استفاده روزمره از آن در خانه، محیط زبانیِ مطلوبی برای تحکیم، تقویت و ترویج نگرش ها و رفتارهای مثبت نسبت به آن زبان وجود داشته باشد.
زبان و اندیشه
تفاوت اقوام ایرانی و آمریکایی در مقوله ابراز تبریک در فضای فیس بوک: پژوهشی در حوزه مطالعات بینافرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل بینافرهنگی کنش های گفتاری از جمله مسائل داغی بوده است که نظر پژوهشگران مختلفی را به خود جلب کرده است و تحقیقات زیادی تا امروز پیرامون این موضوع صورت گرفته است. یکی از کنش گفتاری هایی که اصلاً مورد مطالعه قرار نگرفته، کنش «تبریک» می باشد. پژوهش زیر به این پرسش که آیا ملیّت افراد بر انتخاب این که چهنوعی از دسته های کنشهای گفتاری در فضای فیسبوک مورد استفاده قرار می گیرد تأثیر معنی داری دارد یا خیر می پردازد. داده های برگرفته از پیام های تبریکی که تعداد 60 ایرانی و 60 آمریکایی در فیسبوک ارسال داشته اند مورد بررسی قرار گرفته اند. بر اساس داده های جمع آوری شده، تعداد 7 دسته غالب و اصلی که عبارتند از: ابزار شناساندن نیروی منظور، آرزوهای خیر، جملات دعایی، شعر و قطعات ادبی، ابراز احساسات، و تمجید به دست آمدند. ضمناً، تفاوت های احتمالی بین دو گروه از لحاظ کاربرد این دسته ها نیز مورد بررسی قرار گرفتند که معلوم شد در کاربرد 5 دسته از مقولات کنشهای گفتاری، تفاوت معنی داری بین دو گروه وجود دارد و در کاربرد دو مقوله آرزوی خیر و ابزار شناساندن نیروی منظور تفاوت مهمی مشاهده نشد.
Politeness in Emails Exchanged between English and Persian Speakers(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Nowadays, intercultural communication via email among various groups and societies has been increasingly important as an aspect of communication. This research aims at investigating aspects of politeness meaning negotiation via emails exchanged between English and Persian speakers with different cultural backgrounds. The present study also reveals the potentials for using emails to experience culture as a process of meaning negotiation. To do this, 18 English and Persian speakers (aged 22-60) were asked to exchange emails for 12 weeks. After collecting the required samples, the interplay between the computer-mediated communication, speech act and politeness is explored by using the analytical frameworks of Hyme’s ethnography of communication (1974), Searle’s speech act theory (1969) and Brown and Levinson’s politeness theory (1987). The methodology of this research is descriptive analytical. The results of this research show that “politeness” is not a stable construct. Rather it is constantly (re)negotiated by the interactants who take into account the relevant contextualization cues. In addition saving the face of the sender and the receiver is concerned simultaneously in the process of email exchanging.
تحلیل عملکرد گونة روایت و شتاب منفی داستانی در زبان غنایی (مطالعة موردی: منظومة مهر و ماه جمالی دهلوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی ساختاری آثار کلاسیک روایی، جایگاه مناسبی برای کشف روابط مؤلفه های داستانی با زبان است. پیرنگ کامل منظومة عاشقانة مهر و ماه (جمالی دهلوی، 1353) بستری مناسب برای نشان دادن این روابط فراهم می کند. در زبان غنایی منظومة مذکور کارکرد ادبی و عاطفی زبان بر سایر نقش های زبانی غالب است. هدف نگارنده در این جستار، جمع سه نظریة متمایز در حوزه ساختار داستان و کارکردهای زبان است که درنهایت، به الگویی کلی در این رابطه دوسویه منتهی می شود. هنگامی که راوی بر حضور خود در داستان تمرکز کند (+) کارکرد عاطفی زبان قوی تر می شود و زمانی که به توصیف کنش ها، کنشگران و سایر پدیده ها (+) می پردازد، کارکرد ادبی زبان خود را بیش از پیش نشان می دهد؛ زیرا در این ساحت همواره صنایع ادبی بیشتری به اقتضای شیوة داستان پردازی کهن در متن وارد می شود. توصیف های منظومه اعم از پدیده های طبیعی، ظاهر و سیرت قهرمانان داستان و حتی شرح جزئیات برخی از کنش های غنایی مانند شکار، شب زفاف، بزم و ... که شتاب روایت را کاهش می دهد دربردارنده ظهور کارکرد ادبی زبان غنایی است. شکوائیه های ذهنی، نجوای با خویشتن، مناظره های یک سویه با عناصر طبیعت و... به سبب بافت خاص زبانی که بیشتر با ادات ندا و تمنا همراه است با کارکرد عاطفی زبان غنایی رابطة مستقیم دارد. گفتمان عاطفی در بطن روایت شکل می گیرد و سازوکار کنش های داستانی را به کمترین حد می رساند. استفاده از الگوی طرحوارة عاطفی برای نشان دادن امیدواری شَوِشگر درعین ناامیدی و ایجاد اعتمادبه نفس برای وصال یار، از دیگر دستاوردهای این پژوهش است.