ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۳۶۱ تا ۹٬۳۸۰ مورد از کل ۹٬۴۴۱ مورد.
۹۳۶۱.

سیر تطور مطالعات تربیتی کودک در سده اخیر حوزه علمیه قم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۶
مقدمه و اهداف: حوزه علمیه قم از زمان تأسیس رسمی در دوره صفویه و احیای مجدد آن توسط آیت الله عبدالکریم حائری یزدی، نقشی محوری در حفظ، ترویج و توسعه فرهنگ و معارف شیعی ایفا کرده است. این حوزه، که در ابتدا بر آموزش فقه، اصول و تفسیر متمرکز بود، در سده اخیر با تحولاتی مواجه شد که منجر به بازنگری در رویکردهای آن، به ویژه در حوزه تربیت کودک، گردید. تربیت کودک به عنوان یکی از ارکان اساسی فرهنگ سازی اسلامی، از منظر حوزه علمیه قم نه تنها به حفظ هویت دینی نسل جدید کمک می کند، بلکه در پاسخ گویی به چالش های مدرن مانند نفوذ فرهنگ غربی، فناوری های نوین و تغییرات سبک زندگی نقش کلیدی دارد. این پژوهش با هدف واکاوی سیر تطور مطالعات تربیتی کودک در حوزه علمیه قم طی صد سال گذشته، به بررسی جریان های اصلی، چهره های کلیدی و عوامل مؤثر فرهنگی-اجتماعی در این تحولات می پردازد. این مطالعه نه تنها به تبیین نقش تاریخی و معاصر حوزه در تربیت کودک کمک می کند، بلکه با شناسایی نقاط قوت و ضعف این مطالعات، زمینه ساز سیاست گذاری پژوهشی و طراحی مدل های تربیتی متناسب با نیازهای آینده خواهد بود. روش : این پژوهش از رویکرد کیفی با روش مطالعه موردی توصیفی بهره گرفته است. داده ها از طریق روش کتابخانه ای و اسنادی، با تمرکز بر آثار منتشرشده در حوزه تربیت کودک در حوزه علمیه قم، گردآوری شدند. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام و آثاری انتخاب شدند که به موضوع تربیت کودک پرداخته بودند. تحلیل داده ها در چارچوبی استقرایی با گام های شناسایی، دسته بندی و توصیف انجام گرفت. برای اطمینان از اعتبار یافته ها، خروجی پژوهش توسط دو ارزیاب پیش از ارائه و سه ارزیاب در «کنگره یکصدمین سالگرد بازتأسیس حوزه علمیه قم» بررسی و پس از اصلاحات، تأیید شد. یافته ها: تطور در لغت به معنای تغییر حالت و گذر از شکلی به شکل دیگر و در اصطلاح به مطالعه و تبیین تغییرات معتنابه درخور در یک یا چند رکن از ارکان تکون ماهیت و هویت بخش یک پدیده اشاره دارد و فرایند آن تدریجی است به گونه ای که در طول زمان و به صورت پیوسته رخ می دهد. مطالعات تربیتی نیز به مجموعه ای از پژوهش های میان رشته ای اطلاق می شود که ابعاد مختلف رشد روانی، اخلاقی، اجتماعی و معنوی متربی را بررسی می کنند. این پژوهش ها با تأکید بر نیازهای تربیتی، شیوه های مؤثر تربیت، نقش نهادهای تأثیرگذار مانند خانواده و مدرسه و نیز جایگاه آموزه های دینی در شکل گیری باورها و ارزش های متربی، در پی تبیین فرایند پیچیده ی رشد و تعالی هستند. در این راستا تحلیل سیر تطور مطالعات تربیتی کودک در حوزه علمیه قم چهار دوره متمایز را برجسته می سازد که هر کدام نشان دهنده پیشرفتی تدریجی از رویکردهای سنتی به سمت تولید دانش تخصصی است. در دوره اول (از تأسیس حوزه در ۱۳۰۰ تا دهه ۱۳۴۰)، تربیت کودک عمدتاً بر پایه الگوی سنتی و آموزش های شفاهی غیرنظام مند استوار بود، جایی که انتقال معارف دینی از طریق خانواده، مکتب خانه ها و نظارت روحانیون صورت می گرفت. تأکید بر حفظ قرآن، اخلاق اولیه و احکام دینی بود، بدون اینکه کودک به عنوان سوژه ای مستقل مطالعاتی مطرح شود؛ در عوض، ساده سازی مفاهیم برای کودکان در منابر و آموزش های خانگی غالب بود. دوره دوم (۱۳۴۱ تا ۱۳۵۷) با آشنایی اولیه با گفتمان تربیت مدرن همراه است، که تحت تأثیر گسترش دانشگاه ها و نشریاتی مانند مکتب اسلام رخ داد. در این دوره فعالیت هایی درباره نقش عواطف، حقوق کودک و مقایسه تربیت اسلامی با مدرن انجام گردید، اما همچنان مرزهای سنتی حفظ شد. در دوره سوم (۱۳۵۸ تا ۱۳۸۰) پس از انقلاب اسلامی، توسعه و نظام مندی با رویکرد تبیینی شکل گرفت. انقلاب و جنگ تحمیلی، ارزش هایی مانند ایثار و مقاومت را برجسته کرد و نهادهایی مانند خانواده، مساجد و هیئت ها نقش محوری یافتند. نهایتاً دوره چهارم (۱۳۸۱ تاکنون) به تولید دانش تخصصی گرایش دارد. آثار این دوره با رویکردهای میان رشته ای یعنی فقهی، روان شناختی و فلسفی تألیف شده اند. این دوره با نقد انگاره های غربی به سمت الگوهای بومی حرکت کرده است. نتیجه گیری: حوزه علمیه قم با عبور از مراحل سنتی به تخصصی، توانسته نقش فعالی در تربیت کودک ایفا کند و الگوهایی اسلامی را در برابر چالش های مدرن ارائه دهد. این تحول، از حفظ پیوند با منابع دینی تا نقد روشمند غربی، نشان دهنده پویایی حوزه است و تأکید بر فطرت و کرامت کودک را به عنوان پایه ای برای فرهنگ سازی تقویت کرده است. با این وجود دچار چالش هایی مانند پراکندگی گفتمانی (عدم یکپارچگی نظری)، فقدان مدل های جامع و فاصله از میدان عمل است که عدم رفع آنها عواقب و تهدیدات جدی در پی دارد. در بعد نظری، پراکندگی گفتمانی باعث سردرگمی مربیان، والدین و سیاست گذاران می شود و اعتماد به الگوهای اسلامی را تضعیف می کند. بدون چارچوب منسجم، حوزه علمیه نمی تواند در برابر گفتمان های سکولار و لیبرال با پشتوانه علمی و رسانه ای قوی رقابت کند. در بعد عملی، فقدان مدل های کاربردی، تربیت نسلی را به خطر می اندازد که با ارزش های اسلامی بیگانه است و تحت تأثیر فرهنگ های غیربومی قرار می گیرد. همچنین فاصله با مراکز تربیتی نفوذ حوزه در فرهنگ سازی را کم می کند. برگزاری نشست های منسجم با حضور حوزویان، دانشگاهیان و آموزش وپرورش برای تدوین مدل های تربیتی، انعقاد تفاهم نامه با مدارس برای اجرای الگوهای اسلامی در آموزش و تولید اپلیکیشن های تربیتی برای کودکان راهکارهای برون رفت از چالش هاست.
۹۳۶۲.

از فروپاشی اخلاق تا بازآفرینی خانواده؛ مطالعه ای فقهی اخلاقی در احیای اصل استحکام(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۶
نهاد خانواده در مواجهه با چالش های اخلاقی جهان مدرن، شامل فردگرایی افراطی، نسبی گرایی ارزشی، تضعیف نقش های جنسیتی، و بحران تعهد خانوادگی، با تهدیدات ساختاری مواجه شده است. این پژوهش با هدف احیای اصل «استحکام خانواده» در نظام فقهی-حقوقی اسلام، درصدد است این مفهوم را نه تنها به عنوان یک توصیه اخلاقی، بلکه به مثابه اصلی راهبردی در اخلاق کاربردی اسلامی معرفی کند که قابلیت تبدیل به سیاست گذاری اجتماعی را دارد. این مطالعه با روش توصیفی-تحلیلی و بهره گیری از منابع معتبر فقهی، حقوقی، و تفسیری، ابتدا چیستی فقهی اصل استحکام خانواده را تبیین کرده و سپس کارکردهای آن را در مواجهه با چالش های مدرن، از جمله کاهش مسئولیت پذیری و افزایش طلاق، تحلیل نموده است. یافته ها نشان می دهد که این اصل با تکیه بر مفاهیمی چون مودت، رحمت، و وفای به عهد، می تواند به بازسازی نهاد خانواده کمک کند. این پژوهش با تحلیل تطبیقی اسناد بین المللی و آرای متفکران اسلامی معاصر، الگویی سه لایه (فقهی، حقوقی، فرهنگی) برای نهادینه سازی این اصل در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران ارائه کرده است. نوآوری پژوهش در تبیین نظری چندساحتی اصل استحکام و ارائه راهکارهای عملی برای سیاست گذاری اجتماعی است.
۹۳۶۳.

تطور رشته تعلیم و تربیت رسمی ارزش ها در سده اخیر حوزه علمیه قم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۸
مقدمه و اهداف: تعلیم و تربیت ارزش ها به مثابه یکی از گرایش هاى مهم و اساسى رشته تعلیم و تربیت، در چند دهه اخیر در غرب و طی دو دهه اخیر در ایران جایگاه برجسته اى را در میان سایر گرایش هاى رایج در دانشگاه ها و مراکز علمی داخل و خارج کشور، به خود اختصاص داده است. این گرایش، در شکل عام آن از جمله پیش نیازهای زیربنایی بسیاری از گرایش های علوم تربیتی تلقی می شود و همچون سایر گرایش ها نیاز به رویکردی تخصصی دارد و درک اهمیت آن مقتضی تحصیلات، مطالعات و تحقیقات گسترده و عمیق در این زمینه به ویژه با نگاه تطبیقی است. بر این اساس، سه نفر از طلاب حوزه علمیه قم تحصیل کرده در دانشگاه مک گیل کانادا پس از فراغت از مقطع دکترای رشته فلسفه تعلیم و تربیت با گرایش"فرهنگ و ارزش ها در تعلیم و تربیت [1] " و بازگشت به ایران، در بین سال های 1378-1380، در جایگاه اعضای هیئت علمی گروه علوم تربیتی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، برای راه اندازی گرایش تعلیم و تربیت ارزش ها در مقطع ارشد و تدوین سرفصل دروس این گرایش اهتمام ورزیدند و با جدیت لازم تحقق این امر مهم را دنبال کردند. از آن پس، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینیe به منظور تکمیل نیروهای علمی و پوشش دادن زمینه های مختلف مباحث تعلیم و تربیت، یکی از دوره های تحصیلی خود در مقطع کارشناسی ارشد را به گرایش "تعلیم و تربیت ارزش ها" اختصاص داد و بر آن شد تا ضمن تعیین پنجاه و چهار واحد درسی مشتمل بر دروس مشترک، دروس حوزوی و دروس تخصصی، به انضمام چهار واحد پایان نامه، زمینه های تعمیق و گسترش اندیشه تعلیم و تربیت ارزش های اسلامی را فراهم آورد. یادآوری می شود این اولین بار است که تعلیم و تربیت ارزش ها به گنجایش یک گرایش ویژه توسط مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینیe برگزار می شود و مؤسسه از میان تمامی مراکز دانشگاهی و حوزوی در این مورد پیشگام بوده است. هدف کلی پژوهش حاضر، بیان اهمیت و آشناسازی مخاطبان با مقاصد و نتایج برگزاری دوره های تعلیم و تربیت ارزش ها مبتنی بر فلسفه ارزش ها در مقاطع ارشد و دکتری است. بدیهی است دستیابی به هدف کلی فوق از طریق تربیت افرادی حاصل می شود که با فلسفه ارزش ها آشنایی کافی پیدا کرده باشند.بستگى به مبانى، اصول و رویکردهاى جارى در تعلیم و تربیت ارزش ها، با بهره بردارى از این گرایش مى توان بسیاری از ارزش ها را معرفى، تبیین، ترویج، فرهنگ سازى، جهانى سازى و درونى و نهادینه کرد. به مفاد تعلیم و تربیت ارزش ها این خود ارزش ها هستند که درمرتبه نخست موضوع محورى تعلیم و تربیت قرار مى گیرند. ارزش گذاری مبتنی بر فلسفه ارزش های اسلامی در ساحت های گوناگون اخلاقی، حقوقی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، به طور ویژه و در منظومه اندیشه بشری به طور عام، جایگاه مهمی را به خود اختصاص داده است. ارزش ها در یک نگاه تابعی از باورها به شمار می روند و امری جدای از اصول مترتب بر مبانی نمی باشند. روش پژوهش: برای این مطالعه از رویکرد اکتشافی و روش گزارشی-توصیفی استفاده شده است. یافته ها بیانگر آن است که تعلیم و تربیت ارزش ها در ساحت های ارزش-پایه، با بیان چیستی، چگونگی و چرایی ارزش ها و با تکیه بر فلسفه ارزش ها، زمینه را برای پروراندن ارزش ها تا حد نهادینه سازی آنها در ذهن و روان کنشگران این ساحت ها فراهم می آورد. در این نوشتار گزارشی توصیفی از وضعیت تطور رشته تعلیم و ارزش ها در حوزه علمیه قم ارائه گردیده است تا با امعان نظر کارشناسان مطالعات خرد و کلان ارزش ها در ساحت های گوناگون ارزش-پایه، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و دامنه بحث و بررسی در زمینه رشته نوبنیاد تعلیم و تربیت ارزش ها گسترش یابد. یافته های پژوهش: هرچند بحث از ارزش ها، قدمتی به موازات مباحث اخلاقی، حقوقی، سیاسی، اقتصادی و... دارد، به شکل جدید آن و در قالب رشته دانشگاهی تعلیم و تربیت ارزش ها به ویژه در دهه های اخیر در محافل علمی مغرب زمین مورد توجه قرار گرفته است و بسیاری از فعالیت های تربیتی کشورهای مختلف جهان براساس آن در حال شکل گیری است. رویگردانی از مقوله دین و حکمت در برخی از مراکز و نهادهای علمی و فرهنگی غرب و توجه جهشی به مقوله ارزش و نقش آن در قلمروهای مختلف علمی و فرهنگی اگرچه در مواردی به دلیل نارسایی و ناکارآمدی آموزه ها و شعایر دینی حاکم بر جوامع غربی ممکن است در جای خود امری مطلوب و حایز اهمیت تلقی گردد، لیکن به نظر می رسد دست کم متأثر از بی توجهی غرب به نقش و جایگاه دین ناب و حکمت راستین در زندگی انسان باشد که رفته رفته این دو عنصر کلیدی و حیاتی را از ساحت های دینی-اعتقادی و فرهنگی-اجتماعی در غرب نادیده انگاشت و یا به حاشیه راند و پیامدهای ناگواری را برای افراد و جوامع غربی به بار آورد. در نقطه مقابل، مطالعات اسلامی حوزه ارزش ها حکایت از آن دارد که قرآن و رهنمودهای معصومینb به وجوه گوناگون راه شناخت ارزش ها و پایبندی به آنها در مقام نظر و عمل، همچنین نشانگان بازشناسی ارزش ها از ضد ارزش ها را تبیین می کنند تا انسان به آسانی و با اطمینان خاطر، بنا به اقتضای عقل و فطرت خویش ارزش ها را دریابد و نسبت به آنها از جنبه نظری و عملی وفادار و پایبند بماند. بحث و نتیجه گیری: بدون تردید، گرایش تعلیم و ارزش ها در میان سایر گرایش های زیرمجموعه فلسفه تعلیم و تربیت از اهمیت و جایگاه بسیار بالایی برخوردار می باشد. با این وصف، تحقیق حاضر نشان می دهد هنوز آنچنان که شایسته و بایسته چنین گرایش علمی است، چندان جایگاهی در ردیف درس ها و برنامه ها و طرح های آموزشی-پژوهشی حوزوی و دانشگاهی به آن اختصاص داده نشده است. با راه اندازی و تقویت گرایش تعلیم و تربیت ارزش ها بهتر می توان از باب نمونه نسبت به اهداف و راهکارهای شناسایی و ترویج و گسترش ارزش های اخلاقی، دینی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و زیباشناختی در جامعه آگاهی یافت. بدین ترتیب، با بهره برداری از گرایش تعلیم و تربیت ارزش ها، بستگی به مبانی، اصول و رویکردهای جاری در تعلیم و تربیت ارزش ها، می توان بسیاری از ارزش ها را معرفی، تبیین، فرهنگ سازی، جهانی سازی و درونی و نهادینه کرد. به لحاظ نقش برجسته ای که برای تعلیم و تربیت ارزش ها در نظر گرفته می شود، می توان اذعان کرد که فلسفه ارزش ها برای سایر فلسفه های مضاف در قلمرو اخلاق، فرهنگ، اقتصاد، سیاست و... فلسفه پیشین به شمار رود. به عبارتی، مبانی و اصول فلسفه ارزش ها به مثابه پیش فرض های جاری برای سایر فلسفه های مضاف تلقی خواهد شد. به بیانی دیگر، فلسفه ارزش ها هویت بخش سایر فلسفه های مضاف خواهد بود و سایر فلسفه ها از فلسفه ارزش ها رنگ و رو خواهند پذیرفت؛ رنگ و روی الهی از فلسفه ارزش های اسلامی و یا رنگ و روی ماتریالیستی و سکولاریستی از فلسفه ارزش های غربی. تشکر و قدردانی: از مدیر مسئول، سردبیر، دبیر اجرایی و کلیه همکاران و متصدیان ارجمند فصلنامه وزین "تربیت اسلامی" بابت فراهم سازی زمینه مقتضی برای نشر این مقاله در آن فصلنامه کمال تقدیر و تشکر را تقدیم می دارم و برای همه آن بزرگوران از درگاه الهی آرزوی موفقیت روزافزون دارم. تعارض منافع: به دلیل تک نویسنده مسئول موردی ندارد.
۹۳۶۴.

انتخاب اخلاقی و مکانیسم مفسر: در دفاع از اخلاق فضیلت از منظر علوم اعصاب شناختی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۵
اخلاق فضیلت با جابه جاییِ تأکید از فعلِ اخلاقی به فاعلِ اخلاقی، ارزشمند بودنِ انتخاب های اخلاقی و پیروی از وظایفِ اخلاقی را به نیت و منشِ فراگیرِ عاملِ اخلاقی بازمی گرداند. اما تا کنون روایت هایی که از فضیلت مطرح شده یا متافیزیکی و سربسته بوده اند، و یا ایدئالیستی و دسترس ناپذیر. در این پژوهش تلاش می کنم با تکیه بر دستاوردهای معاصر در حوزه ی علومِ اعصابِ شناختی روایتِ سومی مطرح کنم که بتوان از اخلاقِ فضیلت به معنایی دفاع کرد که هم ایده ی آزادی را در بر بگیرد، و هم این که مداخله ی عواملِ غیرشناختی و تاریخمندیِ سوژه را به رسمیت بشمرد. به این منظور نخست به معرفیِ هسته ی مرکزیِ آن، یعنی مکانیسمِ مفسر، می پردازم، که در واقع نظیرِ عصب شناختیِ ناآگاهیِ فرویدی است، و در ادامه با معرفیِ مدلِ «حالتِ هیجانیِ مرکزی» از کلیتی سنتتیک سخن می گویم که در ترکیبی از مؤلفه های درزمانی و هم زمانی حقِ انگیختارهای اخلاقی را نیز در بحثِ منش ادا می کند. این پژوهش در واقع نگاهی عصب شناختی به مفهومِ «فضیلت»، و نقشِ بنیادینِ آن در انتخاب ها و رفتارهای اخلاقی است.
۹۳۶۵.

سواد اخلاقی: معنا، مبانی و موانع

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۶
مسئله اصلی این مقاله تحلیل مفهومی «سواد اخلاقی» و امکان تلقی معلومات اخلاقی به مثابه نوعی سواد (سوادانگاری علم اخلاق) است. بحث نه تنها به چگونگی آموزش اخلاق، بلکه مهم تر از آن به اصل تعلیم پذیری اخلاق و امکان آن بازمی گردد. می دانیم که از «عصر سواد» به «عصر سوادها» گذر کرده ایم، هرچند این گذار به معنای پایان سواد کلاسیک نیست. مدارس در جهان غرب عموماً با احتیاط بسیار با مسئله آموزش اخلاق مواجه می شوند؛ از همین رو در نخستین کاربردهای محدود اصطلاح «سواد اخلاقی»، نوعی تسامح یا حتی جنبه تفننی مشهود است. سواد اخلاقی، همانند سایر گونه های سواد، مستلزم یادگیری و تمرین است؛ یعنی یادگیری اصول یا قواعدی عینی است. پذیرش این مفهوم با قبول چند پیش فرض فرااخلاقی همراه است: اخلاق قابل انتقال و آموزش است؛ اخلاق امری غیرشخصی و غیرخصوصی است که در موقعیت های متعارض اخلاقی امکان داوری و صدور حکم بر مبنای معیارهایی مشخص و عینی وجود دارد. چهار مانع اصلی در مسیر بحث عمومی و سوادانگاری اخلاق قابل شناسایی است: نخست، تصور عدم توافق مردم بر سر راه حل مسائل اخلاقی؛ دوم، تصور ناتوانی در قضاوت نسبت به دیگران؛ سوم، تلقی اخلاق به مثابه امری کاملاً خصوصی؛ و چهارم، نسبی انگاری فرهنگی. بر پایه یافته های مقاله، می توان دو رویکرد اصلی درباره محتوای قابل انتقال در قالب سواد اخلاقی از یکدیگر بازشناخت: رویکرد هنجاری و رویکرد مهارتی.
۹۳۶۶.

بررسی مؤلفه «انسجام ملی» در تربیت سیاسی غربی (مورد مطالعه: دو رویکرد محافظه کار و لیبرال-دموکراتیک)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۰
مقدمه و اهداف: «انسجام ملی» برای محفاظت از هر کشوری ضروری است. برای تحقق این امر، علاوه بر وظایفی که مستقیماً مربوط به دولت هاست، لازم است که شهروندان جامعه نیز نگرش ها و حساسیت های لازم را کسب کنند و وظایف خود را در این راستا به درستی انجام دهند. آماده سازی و پروش شهروندان برای نقش آفرینی خود، کاری است که در گسترده ترین و عمیق ترین حالت، توسط نهاد تربیت انجام می شود.واکاوی رویکردهای تربیت سیاسی در جهان می تواند آگاهی و هشیاری ما را نسبت به ابعاد مختلف این گونه برنامه ها و خروجی های آنها تقویت کند. در پژوهش حاضر نحوه پرداختن به بحث «انسجام ملی» در دو رویکرد مهم تربیت سیاسی غربی، یعنی رویکرد محافظه کار و رویکرد لیبرال - دموکراتیک مورد بررسی قرار گرفته است. رویکرد تربیت سیاسی محافظه کار یکی از قدیمی ترین رویکردهای تربیت سیاسی در جهان است که هم اکنون نیز طرفداران بسیاری دارد و جا دارد که مورد بررسی دقیق قرار بگیرد. رویکرد تربیت سیاسی لیبرال - دموکراتیک نیز، نظریه غالب در جهان غرب است و این طور ادعا می کند که انسان را به نهایت رشد و تعالی خود می رساند، او را از بیشترین میزان آزادی و رفاه بهره مند می سازد و حقوق مدنی و مشارکت سیاسی همه اقشار جامعه را تضمین می کند. بنابراین، جا دارد که این رویکرد نیز مورد تدقیق قرار بگیرد. با عنایت به اینکه این دو رویکرد تفاوت های زیادی با هم دارند، این بررسی مقایسه ای می تواند ابعاد دقیق تری را درمورد موضوع مورد نظر در اختیار نهد. این تحقیق به این سوالات پاسخ می دهد: «انسجام ملی» چه جایگاهی در برنامه تربیت سیاسی دو رویکرد غربی محافظه کار و لیبرال - دموکراتیک دارد؟ هر یک از این دو رویکرد چگونه به این مؤلفه می پردازند؟ و از این نظر چه شباهت ها و تفاوت هایی دارند؟ روش: این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی-مقایسه ای انجام شد. ابتدا جایگاه مؤلفه انسجام ملی در میان «اهداف» تربیت سیاسی در دو رویکرد مقایسه شد و سپس نحوه پیگیری این هدف در سایرمؤلفه های برنامه تربیتی، از جمله: محتوای آموزشی، روش های تدریس و شیوه های ارزشیابی بررسی شد. یافته ها: براساس یافته ها، انسجام ملی برای هر دو رویکرد تربیت سیاسی غربی، مهم است و در هر دو برنامه تربیتی انعکاس یافته است. اما در رویکرد محافظه کار، به منزله هدف اساسی تربیت سیاسی مطرح است؛ درحالی که در رویکرد لیبرال -دموکراتیک، هدف اساسی چیز دیگری (حداکثر آزادی فردی) است و انسجام ملی نیز گرچه یک ضرورت است، ولی در عین حال، یک «مساله» است که باید برای حل آن، فکری کرد.نظام تربیت سیاسی محافظه کار، پرورش هویت ملی و انسجام اجتماعی را مهم ترین دغدغه خود می داند و به صورت منسجم تری این هدف را از طریق انتقال دانش مشترک، آموزش زبان مشترک، محو کردن خرده فرهنگ ها، آموزش یک دین ملی، ایجاد غرور ملی و میهن پرستی، و ارزشیابی استاندارد ملی دنبال می کند. این رویکرد اساسا به دنبال «ملت سازی» است؛ و «هویت ملی» را – از طریق ایجاد یک سیستم فکری و ارزشی واحد - در شخصیت شهروندان «نهادینه» می کند؛ ولی در نهایت، محدودیت شدیدی بر رشد همه جانبه فرد و جامعه تحمیل می کند، پتانسیل های زیادی را در جامعه بدون استفاده می گذارد و در غیاب پرورش تفکر، منجر به پرورش میهن پرستانی بدون منطق و خردورزی کافی می شود.نظام تربیت سیاسی لیبرال - دموکراتیک نیز، بر ضرورت انسجام ملی، وفاداری و میهن پرستی به خوبی واقف است؛ و در این راستا، برنامه درسی مشترک در ذیل محتوای دانش آموزمحور، پرورش تفکر و عقلانیت، استقبال از تضارب آرا، تقویت تساهل، احساس مسئولیت در قبال خیر عمومی، وفاداری و میهن پرستی، آموزش عملی ارزش های دموکراتیک و ارزشیابی منعطف را در برنامه خود دارد. تفاوت این دو رویکرد در این است که نظام تربیتی لیبرال - دموکراتیک در بستر یک سیستم فکری و ارزشی تکثرگرا، ایفای مسئولیت مشارکت جمعی را از طریق قرارداد اجتماعی محقق می سازد؛ نه از طریق هویت سازی؛ و به دلایل مبنایی (ابتنای آن رویکرد بر فردگرایی، خودمختاری و آزادی فردی) در عمل، با مشکل جمع کردن میان این ارزش های متضاد، دست به گریبان است و مسأله سردرگمی دانش آموزان در این رویکرد، یک مسأله جدی است. نظام تربیت سیاسی لیبرال - دموکراتیک به دنبال پیش روندگی، تنوع و تکثر، خودمختاری و فردگرایی است و در عین حال، به دلیل ضرورت حفظ جامعه نیز ادعا دارد که در عین دانش آموز محوری، دانش مشترکی را هم در دانش آموزان ایجاد می کند تا علاوه بر پیگیری رشد شخصیت فردی، مسئولیت پذیری و مشارکت اجتماعی را نیز رشد دهد. به عبارت دیگر، لیبرالیسم هم به دنبال تحقق خواسته های فردی است و هم، در پی حفظ اتحاد و یکپارچگی جامعه. با تمام پیشنهادهای عملی که از طرف حامیان این رویکرد مطرح می شود، دشوار است که فرد با وجود آزادی های فردی و انتخاب های آزادانه ، با ارزش های جامعه همخوانی و سازگاری پیدا کند. به همین نسبت، پرورش احساسات ملی، علاقه گروهی مشترک یا میهن پرستی نیز با فردگرایی و خودمختاری و حفظ هویت های کاملاً مجزا در تضاد است.کثرت گرایی و احترام به تنوع فرهنگی، نیز با اتحاد اجتماعی چالش دارد. مردم با ارزش های متضادی که آنها را از یکدیگر جدا می کند، در کنار هم زندگی می کنند و هر کدام سرسختانه به ارزش های خودشان وفادارند. فاصله ارزشی و حتی تضاد منافع می تواند منجر شود که افراد احساس کنند که با هم غریبه هستند یا حتی از ارزش های همدیگر متنفر باشند. گاهی این اختلافات به افزایش احساسات تفرقه افکنانه و تعارضات سیاسی تبدیل می شود و افراد برای تحقق جاه طلبی های فرهنگی و سیاسی شان با یکدیگر رقابت می کنند. بنابراین، تساهل ورزی نیز در جوامع چندفرهنگی، دشوار است. باتوجه به مواردی که در مقاله مورد بحث قرار گرفته است، به نظر می رسد که لیبرالیسم از انسجام نظری کافی برخوردار نیست؛ و تمام این اشکالات و چالش ها، به نظام تربیتی لیبرال - دموکراتیک نیز تسری می یابد. نتایج: نتیجه این تحقیق آن است که هر دو رویکرد تربیت سیاسی غربی، دچار مشکلات و چالش های جدی در این زمینه هستند. پژوهش های بیشتر راجع به راهکارهای برون رفت و حل چالش های به دست آمده در این تحقیق، همچنین، بررسی سایر الگوهای بدیل در جهان و به ویژه، الگوی تربیت سیاسی در اسلام جهت تقویت انسجام ملی، و عرضه الگوهای بومی و قابل رقابت به جهان، در گام های بعد، می تواند جنبه های دقیق تری از این بحث را روشن کند و به خصوص، راهکارهای بدیلی در اختیار دیگر کشورهای جهان نیز قرار دهد.
۹۳۶۷.

الگوی زیست اخلاقی بر اساس دیدگاه فیلسوفان اخلاق اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۷
زیست اخلاق اسلامی ، نیازمند واکاوی دقیق مبانی نظری و عملی است تا در مواجهه با چالش ها ، پاسخ گو ی زیست اخلاقی و انسانی باشد . هدف این مقاله ، تجمیع و تحلیل مبانی زیست اخلاق اسلامی بر اساس قرآن ، سنّت و تحلیل دیدگاه های برخی از اندیشمندان معاصر در اخلاق اسلامی است . به همین جهت پژوهش حاضر با روش تحلیل مضمون و با رویکرد کیفی و تطبیقی ، ضمن استخراج مضامین بنیادین از منابع اصلی و دیدگاه های اندیشمندان معاصر در اخلاق اسلامی به تحلیل آنها پرداخته و به این یافته ها رسیده است که توحیدمحوری ، عقلانیت ، فطری و همگانی ، اصالت روح ، اختیار ، کرامت ، نیّت الهی ، محبّت ، جاودانگی اخلاق ، پیوستگی نظام مند ابعاد اخلاقی ، تربیت تدریجی ، اخلاق ؛ راه تقُرب به خدا ، تأثیر فعالیت جنود الهی و شیطانی در زیست اخلاقی ، و توجه امکان به زنگار نفس ، مهم ترین مبانی زیست اخلاق اسلامی هستند که در تقسیم بندی نهایی در قالب معرفت شناختی ، هستی شناختی ، جهان شناختی و انسان شناختی مدل سازی شدند ، نیز در الگوی مورد نظر ، مبانی اخلاقی با تحلیل سه ساحت بینش ، گرایش و رفتار و تقسیم بندی بر این اساس ، ارائه گردید که پیوند نظری و عملی مبانی ، و جامعیت ، پویایی و قابلیت انطباق مبانی را در زیست اخلاقی نشان می دهد. 
۹۳۶۸.

تبیین نیازهای اخلاقی معنوی نوجوانان مبتلا به بیماری های سخت درمان: تحلیل کاربردی مبتنی بر چهار اصل اخلاق پزشکی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۳
نوجوانان مبتلا به بیماری های سخت درمان با چالش های اخلاقی و معنوی درهم تنیده ای روبه رو هستند که می تواند کیفیت زندگی، کرامت انسانی و مشارکت آنان در تصمیم گیری های درمانی را تحت تأثیر قرار دهد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تبیین این نیازهای اخلاقی–معنوی در چارچوب اصول چهارگانه اخلاق پزشکی و اصل مکمل کرامت انسانی بود. روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد کیفی ترکیبی (نظریه داده بنیاد و تحلیل مضمون) انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۳ نوجوان (۹ تا ۱۹ سال)، والدین و مراقبان معنوی گردآوری و با کدگذاری و الگوی شش مرحله ای براون و کلارک تحلیل شدند. یافته ها: نیازهای اخلاقی–معنوی نوجوانان در پنج محور اختیار، سودرسانی، نازیان مندی (عدم آسیب)، عدالت دوسویه و کرامت انسانی قابل تبیین است. نوجوانان عدالت را هم در بُعد اخلاقی (توزیع عادلانه امکانات، رفع تبعیض) و هم در بُعد معنوی (پرسش از عدل الهی) تجربه کردند و کرامت انسانی را به صورت ملموس در روابط با خانواده، دوستان و تیم درمان مطالبه نمودند. والدین و مراقبان نیز بر ضرورت حمایت اخلاقی–معنوی برای کاهش رنج، تقویت امید و کاهش تعارضات اخلاقی تأکید کردند. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، تلفیق اصول اخلاق پزشکی با بُعد معنوی می تواند چارچوبی بومی و کاربردی برای ارتقای کیفیت مراقبت از نوجوانان مبتلا به بیماری های سخت درمان فراهم آورد.
۹۳۶۹.

بررسی انتقادی دیدگاه فخر رازی درباره شیوه و شرایط صدور فعل اخلاقی از انسان(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۱
فخر رازی دربارهٔ چگونگی صدور فعل اخلاقی از انسان دو دیدگاه متمایز دارد : او نخست به تعامل نفس و بدن ، و نقش قوا و ساختار جسمانی در صدور فعل اخلاقی اشاره کرده و در نظریهٔ دوم ، (نظریهٔ مراتب نفوس)، انسان ها را به سه دستهٔ «مقربین»، «اصحاب الیمین » و «اصحاب الشمال » تقسیم می کند که هر کدام ظرفیت ها و جایگاه اخلاقی متفاوتی دارند . مقربین ، غرق در معارف الهی و متصل به علم ریاضت روحانی اند ، اصحاب الیمین دارای استعداد حرکت به سوی کمال و علم اخلاق اند ، و اصحاب الشمال فاقد هر گونه قابلیت تحول اخلاقی اند . فخر رازی با تأکید بر ماهیت ذاتی و غیرقابل تغییر نفوس ، تغییر اخلاقی را برای برخی افراد ناممکن می داند که این دیدگاه با مفاهیم معاصر ضعف اراده و بی پروایی اخلاقی نیز ارتباط دارد ؛ اگرچه سخت گیری بیشتری دربارهٔ امکان تحول اخلاقی در پی دارد . او در اثبات تفاوت ماهوی میان نفوس ، تفاوت های اخلاقی کودکان را ناشی از تفاوت های ذاتی نفس آنها می داند و تأثیر بدن و محیط را ردّ می کند که البته ، به دلیل غفلت از عوامل ژنتیکی و پیشازادی ، تعمیم نادرست از تفاوت های رفتاری به تفاوت ماهوی ، کم توجهی به تأثیر محیط های ، مورد نقد قرار گرفته است . در این مقاله ، ضمن اشاره به خاستگاه عقلی و قرآنی دیدگاه فخر رازی ، به اهم نقدهایی که به نظریهٔ مراتب نفوس فخر رازی وارده شده ، پرداخته شده است . 
۹۳۷۰.

نقش ناگزیر فلسفه اخلاق در سیاستگذاری مبتنی بر شواهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۴
«سیاستگذاری باید براساس شواهد مربوط باشد»؛ این سخنی طبیعی و مقبول است. اجرای برنامه ای در دنیای واقعی برای حصول نتایج عینی مستلزم رجوع به شواهد مربوط می باشد و نمی توان با حدس و گمان یا نظرات شخصی و عرفی به چنین کاری پرداخت؛ اما گاهی این دیدگاه، یعنی سیاستگذاری شواهدمحور، حمل بر این می شود که اگر سیاستگذاری درست بخواهد براساس شواهد باشد، باید مستقل از اخلاق و اخلاقیات پیش برود که می توان این دیدگاه را «سیاستگذاری فارغ از اخلاق» نامید. برای ارزیابی بهتر این دیدگاه مناسب است به دو سؤال پاسخ داده شود: ۱. در سیاستگذاری چگونه باید شواهد مختلف را لحاظ کرد؟ ۲. در سیاستگذاری توجه به چه شواهدی بجاست؟ درباره پرسش نخست توضیح داده می شود که چگونه اساساً ایده حساسیت به شواهد خود هنجاری است و در پاسخ به پرسش دوم بیان خواهد شد که توجه به بعضی شواهد هنجاری ناگزیر است، هرچند این شواهد از انواع مختلفی هستند و نقش های متفاوتی ایفا می کنند. به طور کلی، توجه به این ابعاد ضمنی در سیاستگذاری کمک می کند که تصویر بهتری از نقش فلسفه اخلاق و حوزه های پژوهشی هنجاری در سیاستگذاری داشته باشیم. بسیاری از سؤالات کلیدی در عرصه سیاستگذاری نیازمند شواهدی تجربی هستند و توسل به باورهای اخلاقی رایج یا شخصی مخلّ تصمیم گیری درست است؛ با این حال در بعضی از ابعاد، توجه به ابعاد هنجاری ناگزیر می باشد. نکته این است که بخشی از شواهد مربوط همواره هنجاری هستند؛ از این رو «سیاستگذاری فارغ از اخلاق» عدول از ایده کلیدی در سیاستگذاری شواهدمحور است.
۹۳۷۱.

اصول اخلاقی مواجهه با بیماری های فراگیر با رویکرد اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۵
هدف از این پژوهش، ارائه اصول اخلاقی در مواجهه با بیماری های فراگیر براساس معیارهای اخلاق اسلامی است. این مواجهه از وجوه مختلف فضیلت گرایانه، غایت گرایانه و یا وظیفه گرایانه بررسی می شود. این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر تحقیق کتابخانه ای به تبیین اصول اخلاق اجتماعی در مواجهه با بیماری های واگیردار می پردازد و مهم ترین چالش های اصول پیش گفته را موردتوجه قرار می دهد. مهم ترین اصول اخلاق اجتماعی کاربردی در مواجهه با اپیدمی ها؛ اصل حق مداری، اصل همراهی و همدلی، اصل تواصی، اصل مواسات، اصل تکریم و احترام، اصل عدم اضرار، اصل آرامش و سکونت می باشد که ناظر به خط مشی های اخلاقی در شرایط بحرانی بیماری ها سامان یافته است. این اصول بیانگر بایدونبایدهای اخلاقی در تعاملات اجتماعی و به ویژه مسئولیت های اخلاقی افراد در نحوه حضور در اجتماع و مواجهه اخلاقی با بیماران و آسیب دیدگان با محوریت آموزه های اسلامی ارائه شده است.
۹۳۷۲.

الگوواره به سازی پژوهش های اخلاق کاربردی: بررسی موردیِ پژوهش های ایرانیِ اخلاق فنّاوری اطلاعات

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۱
پژوهش درباره مسائل و موضوعات اخلاق کاربردی در کشورمان هرچند امری ضروری و متداول است، ولی همواره می بایست از نظر محتوا، روش و فرایند مورد آسیب شناسی قرار گیرد و برای اصلاح کاستی ها و بهبود فرایندها چاره اندیشی شود. با توجه به آنکه انجام چنین کاری درباره همه حوزه های اخلاق کاربردی مقدور نیست، مقاله حاضر به بررسی موردی اخلاق فنّاوری اطلاعات (اَخفا) می پردازد. آسیب شناسی پژوهشی در این زمینه مستلزم شناخت خود کاستی ها، عوامل و زمینه های ایجاد آنها و ارائه راهکار برای حل یا کاهش آنهاست. نویسنده در مقاله ای دیگر، دو مورد اول را بررسی کرده، و در مقاله پیش رو به مورد سوم می پردازد؛ در این راستا الگوواره ای ارائه می شود که ناظر به سه مرحله پیشاتحقیق، تحقیق و پساتحقیق در زمینه اخلاق فنّاوری اطلاعات است و می تواند به عنوان الگویی برای پژوهش در این حوزه و دیگر شاخه های اخلاق کاربردی به کار رود. برخی از راهکارهای ارائه شده از این قرار است: تأسیس مراکز پژوهشی و راه اندازی رشته های خاص اخلاق فنّاوری اطلاعات، تربیت محققان متخصص در این زمینه، تدوین منابع پژوهشیِ مرجع، انجام پژوهش تولیدی براساس آموزه های اخلاقی اسلام، اهتمام به پژوهش های بین رشته ای، توجه به آینده پژوهی اخفا، افزایش تعاملات جهانی، ترجمه پژوهش های ایرانی به زبان های دیگر، ایجاد بانک اطلاعات اخفاپژوهی و شبکه ارتباطی اخفاپژوهان داخلی و خارجی، انتشار مجلات تخصصی و تولید خروجی های متعدد و متنوع از آثار پژوهشی.
۹۳۷۳.

نگاهی تاریخی به فضیلت پاسخ گویی در آموزش عالی اروپا و آمریکا

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۷
این پژوهش با هدف بررسی تاریخیِ تحول دانشگاه ها و نقش فضیلت پاسخ گویی به عنوان مؤلفه ای اخلاقی در سازمان های آموزش عالی در اروپا و آمریکا انجام شده است. روش تحقیق، کیفی و تاریخی بوده و با تحلیل اسناد و گزارش های تاریخی، روند تغییرات ساختاری، فرهنگی و نهادی دانشگاه ها مورد مطالعه قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد دانشگاه ها از قرون وسطی تا امروز، در تعامل مستمر با تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، مسیر تحول خود را پیموده اند و به تدریج از نهادهای تحت سلطه کلیسا به سازمان هایی مستقل و اخلاق مدار تبدیل شده اند. فضیلت پاسخ گویی در این روند، به عنوان پیوندی اخلاق مدار میان حقوق و وظایف دانشگاه و جامعه معنا یافته و نقشی مهم در حفظ تعادل میان استقلال دانشگاه و پاسخ گویی به ذی نفعان ایفا کرده است. بر اساس نتایج این پژوهش، آموزش عالی باید ضمن حفظ استقلال علمی و حرفه ای خود، تقویت ساختارهای پاسخ گویی را به منظور ارتقای مسئولیت پذیری و تحقق عدالت اجتماعی در اولویت قرار دهد. این رویکرد می تواند دانشگاه ها را به نهادهایی فضیلت مدار، اخلاق محور و کارآمد در خدمت جامعه تبدیل سازد.
۹۳۷۴.

چالش ها و ملاحظات اخلاقی در طرح های توسعه کشاورزی و اصلاح اراضی ایران (با تأکید بر طرح طوبی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۹
طرح طوبی گرچه در توسعه اقتصادی جوامع روستایی مؤثر بوده است، اما اجرای آن به دلیل برخی مشکلات با کندی مواجه شده است. بخشی از مشکلات می تواند ناشی از بی توجهی به ملاحظات اخلاقی باشد. این پژوهش با هدف بررسی چالش های اخلاقی طرح طوبی و باتکیه بر ارزش ها و اصول اخلاق اسلامی، به چهار پرسش اساسی پاسخ می دهد: 1. بر اساس آموزه های اسلامی، ارزش های بنیادین حاکم بر بهره مندی انسان از محیط زیست کدام اند؟ 2. این ارزش ها چگونه در اسناد بالادستی حوزه کشاورزی انعکاس یافته اند؟ 3. ارزش ها و اصول اخلاقی به دست آمده چگونه در آیین نامه اجرایی طرح طوبی بازتاب یافته اند؟ 4. بر پایه ارزش ها و اصول اخلاقی و با استناد به تحقیقات میدانی موجود، در اجرای طرح طوبی چه ملاحظات اخلاقی مطرح است؟ پاسخ این پرسش ها از طریق تحلیل دیدگاه های آیت الله جوادی آملی درباره رفتار انسان با محیط زیست، تحلیل محتوای چهارده سند بالادستی حوزه کشاورزی، تحلیل محتوای آیین نامه اجرایی طرح طوبی، و بررسی پژوهش های میدانی مرتبط با این طرح به دست آمده است. بر اساس یافته ها، چهار ارزش بنیادین شامل سلامت و تعادل محیط زیست، عدالت در بهره مندی از منابع طبیعی، عدالت بین نسلی و احترام به حیات غیرانسانی شناسایی شد و اصول اخلاقی متناظر با این ارزش ها از اسناد بالادستی کشاورزی استخراج شد؛ سپس مشخص شد که تمرکز آیین نامه طرح طوبی عمدتاً بر بهره برداری اقتصادی بوده، و دغدغه حفاظت از زیست بوم ها، حفظ حقوق جوامع محلی و رعایت حقوق بین نسلی در آن ضعیف است. این طرح در مرحله اجرا نیز با چالش های اخلاقی متعددی روبه روست؛ ازاین رو بازنگری آن باتوجه به ملاحظات اخلاق زیست محیطی ضروری به نظر می رسد.
۹۳۷۵.

بنیانهای اخلاق خانواده در ایران باستان: تکریم والدین و خویشکاری در برابر آموزگاران دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۲
خانواده کوچک ترین و مهم ترین واحد اجتماعی و یکی از پایدارترین تشکیلات در ایران باستان بوده است. تشکیلاتی که سلامت آن و پیوند اعضای آن با یکدیگر تضمینی برای سلامت جامعه و اتحاد و پیوستگی مردم بود. بر این اساس بررسی روابط اعضای خانواده نسبت به یکدیگر و ارج و احترام آن ها نسبت به هم و همچنین چگونگی نگرش فرزندان یک خانواده به والدین و بزرگان و آموزگاران دینی از خلال آموزه ها و اندرزهای دینی و متون تاریخی از مسائل مهمی است که در این پژوهش درصدد بررسی آن هستیم تا از این طریق دلیل سازگاری و پایداری خانواده های ایرانی و همچنین حقوق و خویشکاری که هر یک از بستگان در خانواده ایرانی داشتند، مشخص گردد. بر این مبنا با بهره بری از روش کتابخانه ای و واکاوی متون دینی و عطف به برخی گزارش های تاریخی، این نتایج حاصل آمد که به سبب اهمیت نظام خانواده در جامعه دینی و مدنی ایرانیان باستان، تکریم و تجلیل اعضای خانواده نسبت به یکدیگر از اصول اساسی است که بدان در آموزه های دینی بسیار تأکید رفته و روابط محترمانه والدین نسبت به هم و در قبالِ فرزندان و آموزشِ پاسداشت والدین و بزرگان دینی که حق تعلیم و تربیت بر دوش فرزندان دارند نیز امری پذیرفتنی و رایج بوده است .
۹۳۷۶.

نظریه اخلاق به مثابه همکاری در ایران: اعتباریابی نسخه فارسی پرسشنامه اخلاق به مثابه همکاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۶
نظریه اخلاق به مثابه همکاری ارزش های اخلاقی را مشتمل بر هفت حوزه می داند که عبارت از خانواده، گروه، مقابله به مثل، قهرمان گرایی، تسلیم، انصاف و مالکیت هستند. نظر به اخیر بودن این نظریه و کم بودن داده های تجربی آزمون کننده آن از کشورهای غیر از محل تولد آن، این مطالعه با هدف بررسی پایایی و روایی نسخه فارسی پرسشنامه مرتبط با این نظریه، یعنی پرسشنامه اخلاق به مثابه همکاری، در نمونه ای 552 نفره از ایرانیان انجام شد. به منظور ارزیابی روایی همگرا و واگرای این پرسشنامه، از مجموعه ای از مقیاس های بیرونی با موضوع ارزش ها استفاده شد. براساس یافته های تحلیل عاملی تأییدی، مدل هفت عاملی همبسته و نیز مدل دوعاملی سلسله مراتبی فردگرایانه-پیوندگرایانه از برازش خوبی برخوردار بودند، بخصوص به طور مجزا برای بخش های ارتباط و قضاوت پرسشنامه. ضرایب آلفای کرونباخ در خرده مقیاس های بخش ارتباط پرسشنامه بالاتر از بخش قضاوت آن بود. اکثر خرده مقیاس های پرسشنامه، بخصوص در بخش قضاوت، به طور معنادار و قوی ترین با مقیاس های بیرونی مرتبط با خودشان همبستگی داشتند که بیانگر روایی همگرای مطلوب این پرسشنامه است. به علاوه، پرسشنامه اخلاق به مثابه همکاری، بخصوص بخش قضاوت آن، اکثر مقیاس های بیرونی مرتبط را ورای پرسشنامه بنیادهای اخلاقی پیش بینی نمود که بیانگر روایی پیش بین و افزایشی مطلوب این پرسشنامه است. مقاله حاضر با مشخص نمودن خرده مقیاس های پرسشنامه اخلاق به مثابه همکاری که بیشترین نیاز را به بهبود همسانی درونی یا اصلاح محتوا دارند و نیز ارائه پیشنهادهایی در این راستا به پایان می رسد.
۹۳۷۷.

اخلاق فضیلت در آثار استاد مصباح یزدی و چالش های بهسازی ژنی شخصیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۲۸
بهسازی ژنی شخصیت، یکی از شاخه های فناوری زیستی است که بهبود صفات شخصیتی به منظور اصلاح رفتار را هدف قرار داده است. از آنجا که هرگونه دخالت در ساختار روانی انسان با ماهیت و تکامل وجودی وی مرتبط بوده و امکان تضییع حقوق انسانی نسل های بعد را محتمل می سازد، پیامدهای به کارگیری این فناوری می تواند محور تأملات اخلاقی قرار گیرد. در این مقاله، با مبنا قرار دادن نظرات استاد مصباح یزدی درباره ماهیت ارزش اخلاقی به عنوان تقریری از اخلاق فضیلت، چالش های این حوزه بررسی شده است. بر اساس یافته های این تحقیق، اگر بهسازی ژنی شخصیت با ضرورت بخشی به صدور افعال اخلاقی موجب تضعیف نقش اراده فاعل شود و یا با حذف کامل میل به بزه و رذیلت، بستر لازم برای گزینش گری و انتخاب فضیلت را مختل سازد، آنگاه در مسیر فضیلت مندی ایجاد اختلال کرده و انسان را از تحقق بخشیدن به استعداد درونی خود محروم می سازد؛ همچنین، عدم شناخت وضعیت بهینه در اخلاق، چالشی دیگر است که فناوری بهسازی ژنی با آن مواجه است.
۹۳۷۸.

بررسی و نقد جبرگرایی سوسیالیستی و لیبرالیستی و بازخوانی نظریه اعتباریات علامه طباطبایی به منظور تبیین اصل اختیار و دست یابی به اصول و مولفه های تربیت سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۷۷
هدف اصلی این پژوهش بازخوانی نظریه ی اعتباریات علامه طباطبایی، به منظور نفی جبر طبیعت و تکوین مد نظر نظام های سلطه و تبیین اراده و اختیار انسان است که در ضمن آن اصول ومولفه های تربیت سیاسی بر مبنای نظریه اعتباریات اخذ می گردد. بدین منظور ابتدا نفوذ جبرگرایی سوسیالیستی و لیبرالیستی به روش توصیفی و تحلیل مفهومی بررسی و با رویکرد انتقادی نقد گردید. در ادامه نظریه اعتباریات علامه جهت تبیین اختیار توصیف وتحلیل شد. سپس با روش استنتاجی پیش رونده هدف غایی و مبانی انسان شناسی علامه از نظریه اعتباریات مشخص شد. در نهایت اصول و مولفه های تربیت سیاسی از آنها استنتاج گردید. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که نظام های سیاسی سوسیالیستی و لیبرالیستی با مبانی اومانیستی، بر جبر طبیعت و تکوین تاکید و جبر سیستمی را به بشر تحمیل نموده اند. در مقابل نظریه اعتباریات تحلیلی از نفس آدمی و نحوه کنشگری آن به دست می دهد که توهم جبر تکوینی را توجیه می کند زیرا شخصی که مورد جبر واقع شده از فکر(نکردن) افتاده و تنها در برابر خود یک فکر می بیند و آن فکر( کردن) که آن را اختیار کرده در غیر این صورت فعل محقق نمی شد و حرکتی ایجاد نمی شد. در دیدگاه علامه غایت والای سیاسی توحیدمحوری است. اصل اختیار به عنوان مفهوم میانی در یک ارتباط پیچیده با مبانی، اصول و مولفه ها مرتبط است و مانند روح بر پیکره آن دمیده شده است.
۹۳۷۹.

تعیین جایگاه بعد اخلاق در ابعاد کیفیت خدمات حسابداری مدیریت با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی ( FAHP)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۵۲
هدف اصلی این پژوهش شناسایی ابعاد کیفیت خدمات حسابداری مدیریت، تعیین جایگاه بعد اخلاق و رتبه‌بندی آنها با استفاده از فرایند تحلیل سلسله‌مراتبی فازی (FAHP) است. سازه‌های هر بعد با بررسی مطالعات مرتبط، تبیین و شناسایی شد و سپس ابعاد و سازه‌های هر بعد با استفاده از FAHP رتبه‌بندی گردید. جامعه آماری مدیران شرکت‌های تولیدی در تمام سطوح بود که در بخش مالی فعالیت می‌کردند و با خدمات حسابداری مدیریت آشنایی داشتند. بازه زمانی انجام پژوهش سال 1401-1402 و ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه بود. تعداد 208 پرسشنامه با استفاده از آزمون‌های فریدمن و t-test تحلیل شد. ابعاد کیفیت خدمات حسابداری مدیریت در چهار بعد تکنیکی، عملکردی، تصویری و اخلاقی طبقه‌بندی گردید. نتایج نشان داد بین رتبه‌بندی ابعاد کیفیت خدمات حسابداری مدیریت قبل از استفاده از الگوی FAHP و بعد از آن، تفاوت معناداری وجود دارد. به‌علاوه بر اساس این رتبه‌بندی، اهمیت ابعاد کیفیت خدمات حسابداری مدیریت به‌ترتیب عبارت‌اند از: بعد تکنیکی، بعد عملکردی، بعد تصویری و بعد اخلاقی. همچنین سازه‌های بعد اخلاق عبارت‌اند از: رفتار مؤدبانه کارکنان، رعایت اخلاق حرفه‌ای کارکنان، ارائه اطلاعات بی‌طرفانه و ارائه اطلاعات صادقانه. بر اساس نتایج پژوهش، افزایش کیفیت خدمات رابطه مستقیمی با سازه‌های ابعاد تکنیکی، عملکردی، تصویری و اخلاقی دارد؛ بنابراین باید توجه ویژه‌ای به سازه‌های این ابعاد شود و دایره حسابداری مدیریت در هر سازمان چک‌لیست‌هایی تهیه کند که شامل سازه‌های ابعاد کیفیت خدمات حسابداری مدیریت باشد و عملکرد آنان بر اساس این چک‌لیست‌ها ارزیابی گردد.
۹۳۸۰.

نقش حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش در سده اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۷۹
مقدمه و اهداف: در تاریخ تمدن اسلامی، تفکیک نهادی میان علم دینی و علم بشری سابقه ای طولانی ندارد و تا قرون متمادی، مراکز آموزشی دینی متولی آموزش طیف وسیعی از دانش ها، اعم از علوم نقلی، عقلی و تجربی بوده اند. در ایران نیز، حوزه های علمیه و مدارس دینی نقش محوری در آموزش عمومی و عالی ایفا می کردند و بسیاری از دانشمندان بزرگ، هم زمان صاحب نظر در دین و علوم گوناگون بودند. با این حال، از اواخر دوره قاجار و به ویژه در عصر پهلوی، به تدریج فرایند تفکیک نهاد دین از نظام رسمی آموزش و پرورش شکل گرفت و الگوی آموزشی غرب محور جایگزین الگوی سنتی شد. این تحول، اگرچه موجب گسترش آموزش نوین گردید، اما به تضعیف حضور دین و ارزش های دینی در نظام تعلیم و تربیت انجامید. در چنین بستری، حوزه علمیه قم به عنوان مهم ترین مرکز علمی شیعه، همواره تلاش کرده است نقش تاریخی و تمدنی خود را در عرصه تعلیم و تربیت حفظ و بازتعریف کند. اهمیت بررسی این نقش از آن جهت است که آموزش و پرورش یکی از اصلی ترین عرصه های تحقق تربیت دینی و انتقال ارزش های اسلامی به نسل جدید به شمار می آید. هدف اصلی این پژوهش، ترسیم تصویری جامع و تحلیلی از نقش آفرینی حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش ایران در سده اخیر و تبیین سیر تحول این نقش در دوره های مختلف تاریخی است. پژوهش می کوشد نشان دهد که این نقش آفرینی چگونه از فعالیت های پراکنده و فردمحور به تعاملات ساختارمند و نهادمند تبدیل شده و چه فراز و نشیب هایی را تجربه کرده است. روش: پژوهش حاضر از نظر روش شناسی، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی و تاریخی است. داده های تحقیق از طریق بررسی اسناد رسمی، تفاهم نامه ها، گزارش های نهادی، مصوبات قانونی، آثار مکتوب، خاطرات و تحلیل های مرتبط با تعامل حوزه علمیه قم و وزارت آموزش و پرورش گردآوری شده است. در این پژوهش، با رویکرد تاریخی-تحلیلی، تحولات نقش حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش طی سده اخیر در قالب پنج دوره زمانی متمایز بررسی شده است. این دوره بندی براساس نقاط عطف نهادی، تغییرات ساختاری، و تحولات سیاست گذاری در هر مقطع صورت گرفته است. در مرحله توصیف، مهم ترین اقدامات، نهادها، افراد تأثیرگذار و برنامه های مشترک حوزه و آموزش و پرورش در هر دوره شناسایی و گزارش شده و در مرحله تحلیل، میزان اثرگذاری، سطح نهادمندی، و جهت گیری کلان این تعاملات مورد ارزیابی قرار گرفته است. روش تحلیل داده ها، تحلیل کیفی و مقایسه ای بوده و تلاش شده است ضمن پرهیز از نگاه صرفاً گزارش محور، الگوهای غالب، روندهای صعودی یا نزولی و چالش های پایدار تعامل حوزه و آموزش و پرورش استخراج شود. این روش امکان ارائه تصویری کلان از سیر تطور نقش حوزه علمیه قم و ارزیابی جایگاه کنونی آن در نظام آموزش و پرورش کشور را فراهم ساخته است. نتایج : یافته های پژوهش نشان می دهد که نقش حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش طی سده اخیر را می توان در پنج دوره اصلی تبیین کرد. دوره نخست، دوران پیش از انقلاب اسلامی است که نقش حوزه عمدتاً به صورت پراکنده و فردمحور و در واکنش به گسترش نظام آموزشی سکولار شکل گرفت؛ هرچند در سال های پایانی این دوره، با فعالیت های شهیدان بهشتی، باهنر و مطهری، همکاری های مؤثرتری در حوزه تألیف کتاب های درسی و تأسیس مدارس دینی-نوین پدید آمد. دوره دوم، از پیروزی انقلاب اسلامی تا سال ۱۳۸۵، دوره همگرایی ارزشی و تلاش برای اسلامی سازی آموزش و پرورش است. در این مقطع، دین مسئولیت اجتماعی آشکارتری یافت و حضور حوزویان در بازنگری محتوای درسی، ساختارهای تربیتی و نهادهای تصمیم ساز افزایش یافت، هرچند این تعاملات هنوز فاقد انسجام نهادی کامل بود. دوره سوم، با تشکیل ستاد همکاری های حوزه های علمیه و آموزش و پرورش از سال ۱۳۸۵، نقطه عطفی در ساختارمند شدن این تعاملات محسوب می شود. در این دوره، همکاری ها در قالب کمیته های تخصصی، تفاهم نامه ها، همایش ها و برنامه های مشترک در حوزه های نیروی انسانی، پژوهش، تألیف کتب درسی و فعالیت های پرورشی توسعه یافت. دوره چهارم، دوره تثبیت نسبی و تلاش برای نهادینه سازی همکاری ها در سطوح استانی و ملی است و دوره پنجم، از سال ۱۳۹۵ تاکنون، دوره گسترش سیاست گذاری ها و اجرای گسترده طرح های مشترک با رویکرد راهبردی و کلان محسوب می شود. بحث و نتیجه گیری : تحلیل سیر تاریخی نقش حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش نشان می دهد که این نقش آفرینی، روندی تدریجی و عمدتاً صعودی داشته است. حوزه علمیه قم توانسته است از جایگاه کنشگری واکنشی و محدود، به یک بازیگر نهادی و اثرگذار در سیاست گذاری، برنامه ریزی و اجرای بخشی از فعالیت های تربیتی نظام آموزش و پرورش ارتقا یابد. شکل گیری ستاد همکاری ها و تدوین اسناد راهبردی را می توان از مهم ترین دستاوردهای این فرایند دانست. با این حال، نتایج پژوهش حاکی از آن است که علی رغم دستاوردهای قابل توجه، فاصله معناداری میان وضعیت موجود و وضعیت مطلوب تعامل حوزه و آموزش و پرورش وجود دارد. چالش هایی همچون محدودیت ظرفیت های اجرایی، ناهماهنگی های نهادی، تغییرات مدیریتی، و عدم بهره برداری کامل از توان علمی و پژوهشی حوزه، مانع از تحقق حداکثری اهداف شده است. بر این اساس، تقویت پیش نیازهای نهادی، بالفعل سازی ظرفیت های بالقوه حوزه های علمیه، تربیت نیروی انسانی متخصص و متناسب با نیازهای آموزش و پرورش، و رفع موانع ساختاری و فرهنگی، از مهم ترین الزامات ارتقای نقش حوزه علمیه قم در این عرصه به شمار می آید. تحقق این اهداف می تواند به تعمیق تربیت اسلامی و ارتقای کیفیت نظام تعلیم و تربیت کشور منجر شود. تقدیر و تشکر: نویسنده بر خود لازم می داند از کلیه اندیشمندان، پژوهشگران و مدیران حوزه علمیه قم و وزارت آموزش و پرورش که اسناد، تجربیات و دیدگاه های آنان در انجام این پژوهش مؤثر بوده است، قدردانی نمایند. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می دارند که در انجام این پژوهش هیچ گونه تعارض منافع شخصی یا سازمانی وجود نداشته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان