۱.
این پژوهش به بررسی آموزش مفهوم اُموی یاری (همدلی به شیوه ژاپنی) در دبستان های ژاپن و تأثیرات متقابل آن بر تقویت رفتارهای اجتماعی و همبستگی میان دانش آموزان می پردازد. اُموی یاری به معنای درک شهودی احساسات و نیازهای دیگران و یکی از مفاهیم کلیدی فرهنگ ژاپن است که در نظام آموزشی این کشور جایگاه ویژه ای دارد. چارچوب نظری مورد استفاده در این پژوهش، نظریه تعلیم وتربیت دورکیم است. دورکیم آموزش وپرورش را نهادی کلیدی برای پرورش دگرخواهی و ایجاد همبستگی در جامعه می داند و معتقد است که آموزش اخلاق می تواند افراد را از گرایش های خودمحورانه به سوی گرایش های دگرخواهانه سوق دهد. روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی جهت دار به روش ماتریس ساخت نیافته است. محتوای کتب آموزش اخلاق در دبستان های ژاپن یعنی کتاب «اخلاق ما» بر اساس شاخص های نظری دگرخواهی، کارِ گروهی و محیط مدرسه بررسی شد. یافته ها نشان می دهد که این محتوا، رفتارهای مبتنی بر اُموی یاری را در سه سطح درون فردی، بین فردی و اجتماعی تقویت می کند. همچنین می توان گفت، مضامین مربوط به دگرخواهی بر کار گروهی همبسته و ایجاد محیطی همدل در مدرسه موثر است و از طرفی گروه و جامعه همبسته و همدل بر بروز رفتارهای دگرخواهانه تأثیرگذار است. این چرخه، نقش مهمی در شکل گیری جوامع همدل و همبسته در مدارس ژاپن ایفا می کند و می تواند الگویی برای نظام آموزشی سایر کشورها باشد.
۲.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر کمالگرایی اخلاقی و هویت اخلاقی با رفتار مطلوب اجتماعی و موفقیت ورزشی دانش-آموزان ورزشکار شهر کرج انجام شد. روش تحقیق توسعهای کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی است که با رویکرد معادلات ساختاری اجرا شد. جامعه پژوهش حاضر دانشآموزان شهر کرج بود. برای تعیین حجم نمونه از روش کوهن استفاده شد که در این روش با توان آزمون 80/0 و اندازه اثر 25/0 حجم نمونه ، 181 نفر به دست آمد که 10 درصد به حجم نمونه آماری به دلیل احتمال پرسشنامههای ناقص اضافه شد که در نهایت حجم نمونه آماری 199 نفر تعیین، که با توجه به وجود پرسشنامههای ناقص، 192 پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ابزار اندازه گیری پرسشنامه های استاندارد بودند که روایی آنها مورد تایید قرار گرفت و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه کمالگرایی اخلاقی (83/0)، برای پرسشنامه هویت اخلاقی (88/0)، برای پرسشنامه هویت اخلاقی (76/0) و برای پرسشنامه رفتار مطلوب اجتماعی (77/0) گزارش کردید. روش تجزیه و تحلیل داده ها نیز با استفاده از مدل معادلات ساختاری به وسیله نرم افزار SPSS19 و AMOS24 استفاده شد. یافتههای تحقیق نشان داد که کمالگرایی اخلاقی بر رفتار مطلوب 36/0، کمالگرایی اخلاقی بر موفقیت ورزشی (45/0)، هویت اخلاقی بر رفتار مطلوب اجتماعی (77/0) و هویت اخلاقی بر موفقیت ورزشی (50/0) تأثیر دارند. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که رعایت اصولی رفتار اجتماعی و موفقیت در ورزش نیازمند تلاش، داشتن شخصیت قوی، آگاهی و شناخت از اصول کمالگرایی و هویت اخلاقی است.
۳.
مسئله اساسی این پژوهش، تبیین نقد اِلِنور استامپ بر راهبرد روزنه آزادی و بررسی انتقادی دیدگاه وی به روش توصیفی_تحلیلی است. بر اساس اصل امکانهای بدیل، کنشگر تنها زمانی در قبالِ یک کنش مسؤولیت اخلاقی دارد که بتواند از انجام آن کنش اجتناب کند. هدف از مثالهای نقض فرانکفورتی، نشان دادن کذبِ این اصل است. حامیان این مثالها معتقدند که میتوان سناریوهایی را طراحی کرد که در آنها بهرغم اینکه کنشگر نمیتواند از انجام کنشِ بهخصوصی اجتناب کند، امّا شهود قوی ما او را در قبالِ انجام آن کنش بهلحاظ اخلاقی مسئول میداند. یکی از مهمترین واکنشهای مدافعان اصل امکانهای بدیل در راستای به چالش کشیدن کارآمدیِ مثالهای نقض فرانکفورتی، راهبرد روزنه آزادی است. طبق این راهبرد، کنشگر ترسیم شده در مثالهای نقض فرانکفورتی، همچنان دارای نوع بهخصوصی از توانایی اجتناب کردن است و چنین نیست که تمام گزینههای بدیل به روی او مسدود باشند. اِلِنور استامپ، یکی از حامیان مثالهای نقض فرانکفورتی، معتقد است که میتوان مثال نقضی طراحی کرد که در آن همین توانایی اجتناب کردنِ ویژه نیز برای کنشگر فراهم نباشد و با وجود اینکه کنشگر هیچ امکان بدیلی ندارد، همچنان بهلحاظ اخلاقی در قبالِ کنش خویش مسئول است. در این پژوهش سعی میشود عدم انسجامِ مثال استامپ نشان داده شود. یافته اصلی این پژوهش این است که روزنهخیزی، ناشی از ویژگی ذاتیِ مثالهای نقض فانکفورتی است. در نتیجه باید گفت که مثالهای فرانکفورتی، بنابر سرشتشان، روزنهای از آزادی را برای کنشگر باقی میگذارند و بدین دلیل تهدیدی علیه اصل امکانهای بدیل به شمار نمیروند.
۴.
مسئله وضعیت اخلاقی فناوری یکی از مباحث بنیادین در فلسفه فناوری و اخلاق فناوری است که همواره محل مناقشه بوده است. مسئله کانونی در این حوزه این است که آیا فناوریها ذاتاً حامل ارزش، بهخصوص ارزشهای اخلاقی، هستند یا بهعنوان ابزارهایی خنثی عمل میکنند؟ در پاسخ به این پرسش، دو رویکرد متقابل وجود دارد: مدافعان ارزشباری فناوری (VLT) که بر این باورند که فناوریها بهطور درونی، یعنی در ساختار خود، واجد ارزشهایی مستقل از کاربرانشان هستند و این ارزشها در طراحی، کاربرد و تأثیرات اجتماعی آنها بروز مییابند. در مقابل، مدافعان ارزش-خنثایی فناوری (VNT) معتقدند که فناوری بهخودیخود خنثی است و هیچ ارزش درونی ندارد؛ بلکه تنها نحوه استفاده از آن توسط انسانهاست که به آن ارزشهایی، اخلاقاً، خوب یا بد میبخشد. این گروه معتقدند فناوری نباید از لحاظ اخلاقی مورد قضاوت قرار گیرد، مگر در بستر کاربست انسانی. در این مقاله مناقشهای میان دو مقاله کلیدی در این حوزه مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است: مقاله دیوید مورو با عنوان «ارزشهای نهفته در فناوریها» که از دیدگاه ارزشباری فناوری دفاع میکند و مقاله ژوزف پیت با عنوان «آیا فناوری ارزش رهاست؟» که دیدگاه ارزش رهایی فناوری را مطرح میکند. هدف این مقاله مقایسه، تحلیل و ارزیابی استدلالهای این دو رویکرد و سنجش قوت و اعتبار آنهاست. درنهایت، ارزیابیهای ما نشان میدهند که استدلالهای پیت بهویژه بهدلیل انسجام منطقی، عمق فلسفی، دقت در تفکیک مفاهیم و کاربرد در حل مسائل اخلاقی حوزه فناوری، و همچنین برجسته کردن مسئولیت اخلاقی، از قوت بیشتری نسبت به استدلالهای مورو برخوردار است.
۵.
هدف اصلی این پژوهش شناسایی ابعاد کیفیت خدمات حسابداری مدیریت، تعیین جایگاه بعد اخلاق و رتبهبندی آنها با استفاده از فرایند تحلیل سلسلهمراتبی فازی (FAHP) است. سازههای هر بعد با بررسی مطالعات مرتبط، تبیین و شناسایی شد و سپس ابعاد و سازههای هر بعد با استفاده از FAHP رتبهبندی گردید. جامعه آماری مدیران شرکتهای تولیدی در تمام سطوح بود که در بخش مالی فعالیت میکردند و با خدمات حسابداری مدیریت آشنایی داشتند. بازه زمانی انجام پژوهش سال 1401-1402 و ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه بود. تعداد 208 پرسشنامه با استفاده از آزمونهای فریدمن و t-test تحلیل شد. ابعاد کیفیت خدمات حسابداری مدیریت در چهار بعد تکنیکی، عملکردی، تصویری و اخلاقی طبقهبندی گردید. نتایج نشان داد بین رتبهبندی ابعاد کیفیت خدمات حسابداری مدیریت قبل از استفاده از الگوی FAHP و بعد از آن، تفاوت معناداری وجود دارد. بهعلاوه بر اساس این رتبهبندی، اهمیت ابعاد کیفیت خدمات حسابداری مدیریت بهترتیب عبارتاند از: بعد تکنیکی، بعد عملکردی، بعد تصویری و بعد اخلاقی. همچنین سازههای بعد اخلاق عبارتاند از: رفتار مؤدبانه کارکنان، رعایت اخلاق حرفهای کارکنان، ارائه اطلاعات بیطرفانه و ارائه اطلاعات صادقانه. بر اساس نتایج پژوهش، افزایش کیفیت خدمات رابطه مستقیمی با سازههای ابعاد تکنیکی، عملکردی، تصویری و اخلاقی دارد؛ بنابراین باید توجه ویژهای به سازههای این ابعاد شود و دایره حسابداری مدیریت در هر سازمان چکلیستهایی تهیه کند که شامل سازههای ابعاد کیفیت خدمات حسابداری مدیریت باشد و عملکرد آنان بر اساس این چکلیستها ارزیابی گردد.
۶.
کارکنان سازمانها بیش از یک سوم زمان خود را در جهت پایداری کسب و کار در محیط کار سپری میکنند؛ لذا رهبران اخلاقی سازمان باید با در نظر گرفتن تمهیدات لازم رفتارهای کارکنان را در راستای اهداف زیستمحیطی هدایت کنند. هدف این پژوهش، تبیین مدل ساختاری پیش آیندهای رفتار سبز کارکنان در جهت پایداری کسب و کار با تأکید بر رهبری اخلاقی است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، ماهیت و روش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش 105نفر از کارکنان بانک توسعه تعاون استان کرمانشاه بودند که با استفاده از جدول مورگان 83 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بود و روایی (محتوا، همگرا و واگرا) و پایایی (بارهای عاملی، ضریب آلفای کرونباخ و ضریب پایایی مرکب) آن نیز نشان از وضعیت قابل قبول داشت. نتایج فرضیات توسط اسمارت پلاس حاکی از آن بود که رهبری اخلاقی بر رفتارهای سبز کارکنان مؤثر است و این رابطه توسط متغیرهای اشتیاق هماهنگ محیطی و شیوه های مدیریت منابع انسانی سبز تقویت میگردد. همچنین نقش تعدیلگر خلاقیت سبز بر رابطهٔ رهبری اخلاقی بر مدیریت منابع انسانی سبز، و جوّ روانی سبز بر رابطه مدیریت منابع انسانی سبز و رفتار سبز کارکنان تأیید شد. بنابراین اگر بانک بخواهد رفتار سبز کارکنان خود را در جهت پایداری کسب و کارش تضمین کند، بایستی بتواند پیش آیندهای لازم را (رفتار سبز کارکنان، مدیریت منابع انسانی سبز، اشتیاق هماهنگ محیطی، جو روانی سبز، خلاقیت سبز) بهخصوص رهبری اخلاقی را به نحو احسن در جهت حفظ محیط زیست به کار برد.
۷.
ریشه اصطلاح پزشکی سازی اغلب به نقد پزشکی مدرن در دهه شصت و هفتاد میلادی و توسط کسانی چون ایوان ایلیچ، میشل فوکو، توماس سزاز و دیگران باز میگردد. بر اساس ادبیات این بحث برخی از مهمترین نمونههای پدیدههای پزشکی شده عبارتند از کمرویی، اندوه، عشق، اعتیاد، مرگ، فقر، پیری، بارداری، یائسگی، زایمان، تغذیه نوزاد، عملکرد جنسی، خلق و خو، رفتار کودک، نژاد، جنایتکاری، زیبایی و طاسی. پرسش اصلی در نوشتار پیش رو این است که آیا می توان پزشکی سازی را در چارچوب مسائل اخلاقی تحلیل کرد؟ به تعبیر دقیق تر، آیا می توان از پزشکی سازی اخلاقی و غیراخلاقی یا بایسته های اخلاقی پزشکی سازی سخن گفت و برای آن معیار یا سنجه هایی مطرح نمود؟ اگر چنین است این معیار ها از چه قرار و به چه صورت هستند؟ در این مقاله با تبیین این نکته که پزشکیسازی درجاتی دارد و نیز امکان تفکیم پزشکی سازی مثبت از منفی، بر اساس عوامل و زمینه های این پدیده، تلاش شده با طرح چهار پرسش/ مرحله، چارچوبی اخلاقی برای پزشکی سازی پیشنهاد شود.