نقش ناگزیر فلسفه اخلاق در سیاستگذاری مبتنی بر شواهد
حوزههای تخصصی:
«سیاستگذاری باید براساس شواهد مربوط باشد»؛ این سخنی طبیعی و مقبول است. اجرای برنامه ای در دنیای واقعی برای حصول نتایج عینی مستلزم رجوع به شواهد مربوط می باشد و نمی توان با حدس و گمان یا نظرات شخصی و عرفی به چنین کاری پرداخت؛ اما گاهی این دیدگاه، یعنی سیاستگذاری شواهدمحور، حمل بر این می شود که اگر سیاستگذاری درست بخواهد براساس شواهد باشد، باید مستقل از اخلاق و اخلاقیات پیش برود که می توان این دیدگاه را «سیاستگذاری فارغ از اخلاق» نامید. برای ارزیابی بهتر این دیدگاه مناسب است به دو سؤال پاسخ داده شود: ۱. در سیاستگذاری چگونه باید شواهد مختلف را لحاظ کرد؟ ۲. در سیاستگذاری توجه به چه شواهدی بجاست؟ درباره پرسش نخست توضیح داده می شود که چگونه اساساً ایده حساسیت به شواهد خود هنجاری است و در پاسخ به پرسش دوم بیان خواهد شد که توجه به بعضی شواهد هنجاری ناگزیر است، هرچند این شواهد از انواع مختلفی هستند و نقش های متفاوتی ایفا می کنند. به طور کلی، توجه به این ابعاد ضمنی در سیاستگذاری کمک می کند که تصویر بهتری از نقش فلسفه اخلاق و حوزه های پژوهشی هنجاری در سیاستگذاری داشته باشیم. بسیاری از سؤالات کلیدی در عرصه سیاستگذاری نیازمند شواهدی تجربی هستند و توسل به باورهای اخلاقی رایج یا شخصی مخلّ تصمیم گیری درست است؛ با این حال در بعضی از ابعاد، توجه به ابعاد هنجاری ناگزیر می باشد. نکته این است که بخشی از شواهد مربوط همواره هنجاری هستند؛ از این رو «سیاستگذاری فارغ از اخلاق» عدول از ایده کلیدی در سیاستگذاری شواهدمحور است.