فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۲۱ تا ۱٬۸۴۰ مورد از کل ۱۴٬۱۸۷ مورد.
منبع:
مطالعات قرآنی سال دوازدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۸
149 - 169
حوزههای تخصصی:
«طلاق» ایقاع تشریفاتی بوده و صرفاً در عقد نکاح دائم جاری شده و در نکاح منقطع جاری نمی گردد. طلاق از احکام امضایی بوده و از احکام تأسیسی نمی باشد. طلاق حقی است که به مرد اختصاص دارد و شارع و قانون مدنی چنین حقی برای زن بلادلیل نشناخته است. طلاق حقی غیر مالی بوده و قابل انتقال و قابل اسقاط نیز نمی باشد. دین مبین اسلام، طلاق را تأیید نموده و در قرآن آیات متعددی در سوره های بقره، نساء، احزاب، تحریم و طلاق به آن اختصاص یافته است. در قانون مدنی نیز موادی به طلاق تخصیص داده شده است. طلاق دارای چهار رکن اساسی: طلاق دهنده، زن طلاق داده شده، صیغه طلاق و شاهد گرفتن بر صیغه طلاق می باشد. برای صحت طلاق، ارکان آن باید موجود بوده و هر یک شرایط خاص خود را داشته باشد در غیر این صورت طلاق واقع نشده و باطل خواهد بود.
قرآن و مسئله ضرورت مطالعات میان رشته ای (با تاکید برآیه 91 سوره حجر)
منبع:
تفسیرپژوهی سال هشتم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۵
30 - 13
حوزههای تخصصی:
هدف : تبیین مبانی قرآنی ضرورت رویکرد مطالعات میان رشته ای در پژوهشهای دانشگاهی و مراکز علمی و تحقیقاتی کشور. روش : به شیوه تدبر در آیات، روایات و نظرات مفسران بوده و استنادات آن کتابخانه ای می باشد. یافته ها : در معنی و مقصود از آیه « ... الّذین جعلوا القرآن عضین » احتمالات زیادی بین مفسران مطرح شده است . که یکی از آنها، جزیره ای دیدن موضوعات قرآن و نادیده گرفتن یکپارچگی آیات الهی می باشد. همان طوری که مسائل مختلف زندگی به مانند اعضای بدن، باهم ارتباط داشته و در یک دیگر تاثیر می گذارند. قرآن نیز برای انسان و کتاب زندگی اوست، لذا پرداختن به مسئله ای در قرآن با در نظر گرفتن سایر موضوعات مرتبط، به روشنایی و واقع بینی در فهم مسائل پژوهشی و نیز بومی سازی علوم کمک کرده و به نتایج مثبت و روشن تری منتهی می شود. نتیجه گیری : در این مقاله با استناد به جامعیت و یکپارچگی آیات قرآن و چند وجهی بودن سوره های آن در عین ضابطه مندی و معیار پذیری، بر ضرورت نگرش جامع گرایانه جهت مطالعات میان رشته ای تاکید شده است.
بازخوانی پاداش اخروی مومنان در خوانش تفاسیر عصری
منبع:
تفسیرپژوهی سال هشتم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۵
170 - 151
حوزههای تخصصی:
تفسیر آیات متشابه مخصوصاً حوزه پاداش های مؤمنان همواره یکی از دغدغه های مفسران بوده است. مفسران دیدگاه های متنوعی را ارائه داده اند. بازخوانی موضوعی آیات این حوزه در نگاه مفسرعصری باعث فهمی عمیق می باشد. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی یافته های ذیل درباره پاداش های مؤمنان حاصل گردید: ضمانت خداوند بر تحقق پاداش مومنان، پاداش ها وبرکاتی اختصاصی برای مؤمنان، امید بخش ترین وعده ها وحیرت انگیزترین پاداش ها مخصوص مؤمنان، عدم زوال پاداش های مؤمنان، رضایت خداوند نهایت پاداش ها، مؤمنان شاهدان روز قیامت، و امنیت، هدایت، آرامش قلبی و ثبوت قدم نتیجه ایمان مؤمنان، بهشتی به وسعت آسمان ها و زمین پاداش مؤمنان و دعاى ملائکه حامل عرش براى مؤمنان. خداوند پاداش هایی به مؤمنان می دهد که اختصاص به آنها دارد وایشان را به سعادت در دنیا و عزت درآخرت می رساند که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده است.
نقش معادباوری در سلامت معنوی انسان از منظر قرآن کریم
منبع:
تفسیرپژوهی سال هشتم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۶
13 - 28
حوزههای تخصصی:
اصل توحید و تقویت و تثبیت باور به آن از یک سو و باور به معاد از سوی دیگر، شروط لازم و بسترساز سعادت اخروی و دنیوی انسان هستند و البته عمل بر اساس این دو رکن نیز تضمین کننده این سعادت است. در این مقاله اعتقاد به معاد و نقش آن در سلامت معنوی انسان به عنوان سؤال اصلی بررسی می شود و نکته ای که در این بررسی حائز اهمیت است این است که به اصل معاد در بیش از یک سوم آیات قرآن، اشاره شده است و خداوند پیوسته به کافران و حتی مؤمنان درباره عواقب معاد هشدار داده است. نقش بازدارنده اعتقاد به معاد، در زیست سالم انسان در دنیا و عدم ترس او از مرگ، عدم آزار رساندن و خیانت و ظلم به مردم، گناه نکردن به خاطر ترس از عقوبت اخروی و دوری از خشم خدا، فریفته نشدن به زرق و برق دنیا تأثیرگذار است و لذا اگر سلامت جسمی انسان به اموری از جمله تغذیه مناسب، خواب کافی و... وابسته است، سلامت معنوی او نیز به اتصال و ارتباط معنوی انسان با خدا وابسته است. در واقع آسایش برای تن است و آرامش برای روح و این میسر نخواهد شد، جز ارتباط با خداوند که انسان را از اضطراب، تشویش و دلهره نجات می دهد و امنیت روحی را برای او به ارمغان می آورد و در این میان اعتقاد به معاد نقش بنیادینی در نجات انسان و سلامت معنوی او دارد.
نقد قرآنی - روایی بینش جبرگرای سران اموی در واقعه کربلا
منبع:
الاهیات قرآنی سال نهم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۶
13 - 30
حوزههای تخصصی:
سران اموی به منظور ناحق جلوه دادن قیام عاشورا، بر باورهای تأثیرگذار بر افکار عمومی استناد کردند؛ از جمله با مستمسک قراردادن عباراتی چون «این خواست خدا بوده که این مصیبت بر شما وارد شد» و نیز با تکیه بر آیه 30 سوره شوری که «آن چه از مصیبت ها به شما رسید به واسطه اموری است که خودتان فراهم کرده اید»، دست به مغالطه زدند و با روش جبرگرایانه درصدد تبرئه و مُحِق جلوه دادن خویش برآمدند. هدف مقاله حاضر، نقد و بررسی مستندات امویان در این مسئله است. سوال تحقیق این است که چه اشکالات منطقی بر ادعاهای امویان مبنی بر به حق جلوه دادن خود در قیام عاشورا وارد است؟ پژوهش حاضر به روش تحلیل محتوا و با مراجعه و بررسی منابع تاریخی و قرآنی صورت گرفته است. یافته ها نشان می دهد که سران اموی مغالطاتی داشته اند؛ از جمله مغالطه اراده تکوینی با تشریعی برای توجیه اقدامات ناحق خود؛ به گونه ای که تعلق مشیت خدا را به فعل بنده نسبت داده اند! در حالی که مشیت خدا، به مشیت عبد تعلق مى گیرد نه به فعل او. دیگری توفّای انفس که قتل کربلا را هم به خدا نسبت می دادند، درحالی که قتل شهدای کربلا نتیجه ظلم امویان بود، البته خداوند انفس آن ها را ستاند. بنی امیه مغالطه تکوین با تشریع را در موضوع حکومت و پادشاهی هم داشته اند. با آشکار ساختن ماهیت مغالطه آمیز ادعاهای امویان، روشن شد که حقّانیت قیام عاشورا انکارناپذیر است.
بررسی تفسیری شمولیت زنان پیامبراکرم(ص) در مصداق آیه تطهیر از دیدگاه مفسران فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال دوازدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۵
123-142
حوزههای تخصصی:
واژه «اهل بیت» مشترک لفظی است که در مصادیق مختلف استعمال گردیده است، این واژه در آیه تطهیر، به ظاهر یکی از چالش های مهم قرآنی است؛ زیرا از سویی قائلان به شمولیت زنان پیامبر وحدت سیاق را ملاحظه نموده اند و برای آن استدلال اقامه کرده اند و در مقابل قائلان به عدم شمولیت زنان پیامبر با تغییر خطاب آیه به استدلال آن پرداخته اند. مقاله حاضر با روش عقلی و نقلی درصدد کشف هویّت معنایی و مصداقی «اهل بیت» از نظر متکلمان و مفسران فریقین بوده و معتقد است؛ امامیه و بسیاری از عامه، واژه «اهل بیت» را در زمان نزول به معنای أخص؛ یعنی «اصحاب کساء» اطلاق نموده و در مقابل، برخی با دلایل عقلی و نقلی، دچار ابهام گردیده و ظواهر را بر نصوص، مقدّم داشته اند. این پژوهش با رهیافت به قرائن داخلی و خارجی، نقدهای فراوانی ازجمله قَبض و بَسط مفهومی، روایات ضعیف السند، توجیه ادبی، توقیفی بودن آیه و غلبه نصوص بر ظواهر را وارد دانسته و معتقد است، تلقی شمولیت زنان پیامبر دارای پارادوکس فاحش علمی است.
نظارت بر قدرت سیاسی از منظر قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال دوازدهم پاییز ۱۴۰۰شماره ۴۶
107 - 136
حوزههای تخصصی:
نظارت بر قدرت سیاسی در تحلیل سازه قدرت سیاسی دارای اهمیت ویژه ای است، مسأله مقاله حاضر بررسی عناصر نظارت بر قدرت سیاسی از منظر قرآن است. فرضیه؛ از منظر آیات قرآن نظارت بر قدرت سیاسی، توسط عناصر درونی و بیرونی به صورت ترکیبی صورت می گیرد. روش تحلیل مقاله نیز تفسیر موضوعی قرآن بابهره گیری از روش استنطاق یا برون قرآنی شهید صدر می باشد. قرآن، عناصری را برای نظارت بر قدرت سیاسی بیان کرده است که از دو طریق نظارت درونی که شامل: تقوا، عدالت، نظارت خداوند، نظارت ملائکه، نظارت پیامبران و امامان، نظارت اعضاء و جوارح، نظارت مکان و طبیعت و امانت دانستن قدرت سیاسی می شود. و نظارت بیرونی نیز شامل: محور قراردادن شریعت، نظارت مردم بر مراکز قدرت، کیفردهی دنیوی، نظارت عمومی، نصیحت ائمه مسلمین می باشد. نتیجه آن که، نظارت درونی، تأثیر قاطع و غیرقابل اغماض در جلوگیری از شکل گیری منازعات قدرت در عرصه سیاسی و تبدیل جامعه به میدان تنازع و جدال قدرت ها را دارد. همچنین نظارت بیرونی اگر چه لازم و اجتناب ناپذیر است، اما از محدودیت هایی برخوردار است و به تنهایی نمی تواند از شکل گیری منازعات قدرت سیاسی و تبدیل جامعه به میدان تنازع و جدال قدرت ها جلوگیری کند، اما توانایی خاتمه دادن به منازعات و جدال های قدرت سیاسی را دارد.
مفهوم شناسی نظام قرآن بنیان تأمین اجتماعی با تأکید بر مفهوم حیات طیبه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۴
53 - 80
حوزههای تخصصی:
مفهوم رایج تأمین اجتماعی غالباً در حمایت معیشتی دولت ها از افراد جامعه خلاصه می شود. هرچند مفهوم تأمین اجتماعی، برآمده از تعریفی اصطلاحی و معاصر و برگرفته از نگاه سکولار غرب به نیازهای این جهانی انسان است، لکن به نظر می رسد این امر به هیچ وجه مانع از ارائه مفهومی جدید از آن نخواهد بود. در پژوهش حاضر و با روش توصیفی تحلیلی، مشخصاً به این مسئله پرداخته شده است که چگونه می توان مفهومی از نظام تأمین اجتماعی، بر پایه زندگی مطلوب و بر اساس آموزه های قرآن کریم ارائه نمود؟ قرآن کریم کیفیتی از زندگی انسان را با عنوان «حیات طیبه» معرفی نموده است که دارای ویژگی هایی است؛ از جمله اینکه حیاتی دائمی، محصول مراتب ایمان و مصادیق گسترده عمل صالح، زندگی کرامت مدار، امنیت زا و آرامش بخش و در نتیجه زندگی شادمانه است. در این کیفیت از زندگی، تأمین زندگی مادی و معیشتی نه تنها مغفول نیست که از مهم ترین عناصر و مؤلفه های تشکیل آن است. از سوی دیگر، از آنجا که بنا بر رویکردهای متفاوت به کرامت انسان، هدف غایی نظام تأمین اجتماعی حتی در مفهوم شایع آن، تأمین کرامت افراد جامعه معرفی شده است و این مهم از اهداف اساسی هدایت های قرآن کریم است، نظام قرآن بنیان تأمین اجتماعی دارای ارتباطی تنگاتنگ با مفهوم حیات طیبه به عنوان زندگی مطلوب انسان خواهد بود. نتیجه اینکه این نظام، نظامی همسو با حیات طیبه و در راستای تأمین کرامت، امنیت و آرامش هر دو جهانیِ انسان اجتماعی است و دولت اسلامی به معنای حاکمیت و به عنوان قدرتمندترین نهاد اجتماعی، بیشترین وظیفه تأمین آن را دارد تا جایی که می توان ادعا کرد که دولت اسلامی، دولت نظام قرآن بنیان تأمین اجتماعی است.
گستره مکلّفان امر به معروف در آیه 104 سوره آل عمران (تحلیل ساختار متن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از آیات چالش برانگیز اجتماعی قرآن که مفسران و فقیهان همواره در فهم آن، دچار اختلاف شده اند، آیه 104 سوره آل عمران است. دیدگاه های ایشان در دو دسته کلی جای دارد: 1) وجوب همگانی امر به معروف بر افراد جامعه؛ 2) وجوب انحصاری امر به معروف بر گروهی در جامعه. قرآن پژوهان گفته اند علت این دو دیدگاه متعارض، دو برداشت مختلف از واژه «مِن» در این آیه است. این اختلاف در معنا کردن واژه «مِن» در آیه، دلالت آیه و گستره مکلّفان آن را دچار ابهام ساخته است. این جستار برای نخستین بار نشان داد حرف «مِن» در این آیه، تنها یک معنا دارد، ولی ساختار این آیه، دارای ویژگی چندمعنایی است؛ از این رو می توان با توجه به ساختار چندمعنای آیه و با واکاوی موضوع این آیه -امر به معروف و نهی از منکر- که وظیفه ای دارای مراتب است، این آیه را بر پایه ساخت اطلاع کهنه و نو، دارای قابلیت دو خوانش طولی-نه دو برداشت ناسازگارِ در عرض هم- دانست. در مجموع به دست آمد برداشت وجوب همگانی، بر پایه ساختار «تجرید»، هماهنگ با سیاق و فضای نزول آیه است و برداشت وجوب انحصاری نیز می تواند فهمی نظام مند و بر پایه خوانشی ورای سیاق از آیه باشد.
خوانشی فلسفی از ساحت اجتماعی انسان کامل در نهج البلاغه (با رویکرد حکمت متعالیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله دستیابی به تصویری کلی از ساحت اجتماعی انسان کامل با تتبع میان عبارات نهج البلاغه و تحلیل حکمی آنها با مبانی حکمت متعالیه است. ساحت اجتماعی انسان کامل، عبارتست از ویژگیهایی از انسان کامل که در تعامل با انسانهای دیگر و در ساختار اجتماعی و اینجهانی او قرار دارد. معرفت انسان کامل در این حوزه نمایانگر نقش تمدنی او در جامعه انسانی و در تحقق «جامعه متعالیه» خواهد بود. از میان روشهای مناسب برای گردآوری داده های تحقیق، روش موردنظر برای این پژوهش، روش توصیفی تحلیلی میباشد. بر اساس تعالیم نهج البلاغه و مبانی حکمت متعالیه، انقلاب فکری و محتوایی جامعه و هدایت آن از طریق ایجاد بیداری و شکوفایی فطری و آشکارسازی گنجینه های عقلی انسانها، اساس و بنیاد فعالیتهای اجتماعی انسان کامل را تشکیل میدهد که این امر بانضمام کمالات وجودی دیگر در انسان کامل و بحسب اطاعت و فرمانبرداری مردم، باعث تکامل و شکوفایی اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و تشکیل جامعه متعالیه میگردد. بنابرین، محوریت و رهبری انسان کامل و فرمانبری مردم از او، اساس و مهمترین رکن تحقق آرمان جامعه متعالیه است.
اعتبارسنجی نظریه اعجاز روان شناختی قرآن با تأکید بر آراء امین خولی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۳
263 - 282
حوزههای تخصصی:
«اعجاز قرآن» از مباحث مورد اعتنای اساطین علوم قرآن بوده و یکی از نظریاتی که در این باره مطرح کرده اند، نظریه «اعجاز روان شناختی» است. جستار پیش رو که از نوع تحقیقات کتابخانه ای است، اعجاز روان شناختی قرآن را با روشی توصیفی تحلیلی، از منظر «امین خولی» محقق معاصر مصری، بررسی کرده است. نتیجه آنکه از نگاه خولی، اعجاز روان شناختی، یکی از وجوه اعجاز ادبی بیانی قرآن محسوب می شود و مراد از آن، این است که قرآن با هدفِ پرورش انسان و اصلاح جامعه، در دعوت خویش زوایای پنهان نفس آدمی را مدّنظر داشته و شناخت عمیق قرآن از این زوایا که گزاره های علمی روز از روان انسان نیز آن را تأیید می کنند نشان از الهی بودن قرآن و اعجاز آن دارد. با این حال، نظریه خولی با چند اشکال و ابهام مواجه است: نخست آنکه مقدماتی که برای نظریه خود پی ریزی کرده است، در برخی ابعاد و اجزاء با یکدیگر سازگاری ندارند؛ دوم آنکه مبانی دیدگاه وی با برخی از ضروریات دین منافات دارد؛ سوم آنکه وی برخی از مفاهیم کلیدی نظریه خود را تبیین نکرده است؛ و چهارم آنکه شواهد نظریه اش از بُعد کمّی و کیفی ناتمام است.
An Analytical Approach to the Issue of Distortion in the Holy Qur’an and the Testaments
حوزههای تخصصی:
One of the important principles when studying religious texts, and especially interpreting sacred texts, is to pay attention to the historical debates on whether or not the sacred text has been distorted in the course of history. In other words, to what extent are these texts valid? Shiite and Sunni scholars have raised the issue of the Qur'an's immunity from distortion and falsification in their interpretations, which is in opposite to the view of Western scholars on the issue of distortion in the Testaments. Based on a qualitative method with a content analytical approach, this research examined the reasons for the distortion or non-distortion of the Holy Qur’an and the Testaments, in line with an investigation into the issue of distortion and its dimensions. Findings show that the distortion of the Qur’an may be considered only in terms of meanings while it is completely different in the Testaments. In fact, the problem of making Testaments by humans and the historic disappearance of the Torah and the divine Bible prove that we should speak of their falsification, not distortion.
نقد و بررسی دیدگاه های سیدابوالفضل برقعی در ذیل آیه «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ»
منبع:
تفسیرپژوهی سال هشتم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۵
276 - 247
حوزههای تخصصی:
برقعی یکی از قرآنیون افراطی است که به انکار عقاید شیعی پرداخته است. او امامت شیعه را قبول ندارد و مطالبی در رد امامت نگاشته است وی کتابی در رد امام مهدی(ع) با عنوان «بررسی علمی در احادیث مهدی» نوشته است. او در این کتاب وجود امام مهدی(ع) و مسائل پیرامون او از جمله آیات مرتبط با حضرت مهدی(ع) را انکار می کند.این اثر در صدد بررسی صحت و سقم آرای سیدابوالفضل برقعی پیرامون آیه(قصص/5) بوده است. روش جمع آوری مطالب در این پژوهش کتابخانه ای بوده و پردازش به آن ها به روش توصیفی تحلیلی انجام پذیرفته است. پس از بررسی ها مشخص شد که برقعی با مغالطه در سخنان ابوالفتوح رازی درصدد بی ارتباط دانستن آیه با امام مهدی(ع) است او تنها بنی اسرائیل را مصداق آیه می داند درحالیکه امام مهدی(ع) نیز می تواند به عنوان مصداق آیه باشد. برقعی مدعی است که شهید مطهری آیه را مرتبط با امام مهدی(ع) نمی داند درحالیکه با جست و جو در آثار شهید مطهری می توان مطالبی خلاف آنچه برقعی گفته یافت.در نهایت می توان گفت که آیه موردنظر بر اساس دیدگاه مفسران شیعه مرتبط با حضرت مهدی(ع) است.
واکاوی روش های فقه الحدیث فیض کاشانی در تفسیر صافی
منبع:
تفسیرپژوهی سال هشتم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۶
275 - 298
حوزههای تخصصی:
پس از قرآن، حدیث مهم ترین منبع دریافت مفاهیم دینی است. لذا عالمان مسلمان برای حدیث اهمیت والایی قائل هستند و در طول تاریخ اقدام به شرح احادیث کرده اند هر کدام از دانشمندان نیز روش های خاص خود را دارند. هر یک از حدیث پژوهان در فرآیند فقه الحدیث و شرح حدیث دارای یک روش استاندارد بوده که آن روش را در روند کار رعایت نموده اند، اما در برخی از موارد با تکیه بر مبانی خاص خود، تغییراتی در شیوه عامه ایجاد کرده اند. فیض کاشانی نیز مانند دیگر حدیث پژوهان، در شرح احادیث دارای روش های مخصوص به خود است. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی به بررسی روش های شرح حدیث فیض کاشانی در تفسیر صافی می پردازد. برخی از روش های فقه الحدیث و شرح حدیث در تفسیر صافی، شرح محتوای حدیث با استناد به آیات قرآن، شرح مفردات، که در مواردی عیناً از کتب لغت نقل شده است اما بدون اینکه به آنها ارجاع داده شود، بیان نکات تأویلی، عرضه روایات بر قرآن و تشکیل خانواده حدیث و جمع بین روایات، و غیره است. البته شرح حدیث فلسفی و عرفانی نیز در این میان مسئله ای قابل بحث است؛ در مواردی هم فیض به نقد احادیث از باب مخالفت با عامه پرداخته و در جهت ترجیح روایات به مواردی از قبیل موافقت آن حدیث با کتاب و سنت و نیز شهرت روایت و عدالت و وثاقت راوی ها می پردازد.
تحلیل فرایند «تفسیر» و «تطبیق» قرآن بر اساس کارکرد «سیاق» و «شأن نزول»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم، متنی است که مخاطبانش به منظور دریافت مُراد آن نیاز به «تفسیر» دارند. پس از دریافت مُراد، نوبت به فرایند «تطبیق» یا همان بهره بری از مُراد در جهت هدایت می رسد. مسأله آن جاست که فهم تفسیری و پس از آن، دخول در فرایند تطبیق نسبت به «سیاق» و «شأن نزول» آیه چگونه تصویر می شود. این پژوهش که به روش تحلیلی-توصیفی و با بهره بری از ابزار کتابخانه ای به نگارش درآمده است، در تحلیل فرایند تفسیر بدین نتیجه دست یافت که با توجه به نوشتاری یا غیرنوشتاری بودن متن، مفهومی به نام «مقامات تفسیری» مطرح می شود که فهم مراد، تنها در آن مقامات امکان پذیر است. این مقام ها عبارتند از: «سباق»، «شأن و فضای نزول آیه»، «سیاق سوره»، «فضای نزول سوره»، «قرآن در قرآن نوشتاری» و «قرآن در قرآن غیرنوشتاری». در واقع، هیچ یک از مقام ها با دیگری تعارضی ندارد و شکل متکامل تفسیر، تنها با کنار هم نهادن تمامی مقامات ممکن است. امّا نتایج حاصل از تحلیل فرایند تطبیق عبارتند از: اوّلًا فرایند تطبیق در گستره ی تمامی آیات و برای همه ی مخاطبان تعریف می شود؛ ثانیًا از حیطه ی «مدلولات لفظی» و حوزه ی «تفسیر» بیرون می آید؛ ثالثًا تنها با تعیین «مناسبت» و «غایت» به صحنه می آید؛ رابعًا با تشکیل قیاسی استثنایی برای نقوش مطرح در یک آیه تصویر می شود؛ خامسًا تعارض با مقام «سباق» یا «شأن نزول آیه» شرط دخول در فرایند تطبیق است، اما تطبیق نسبت به چهار مقام دیگر همین آیه، مهمل یا لابشرط است؛ سادسًا تطبیق یک آیه آن گاه مقبول می افتد که با مقامات شش گانه در محدوده ی آیات دیگر متعارض نباشد.
واکاوی گستره دلالت آیه «وَ قَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ» در پرتو قاعده تفسیری «جری و تطبیق»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال دوازدهم بهار ۱۴۰۰شماره ۴۴
195 - 216
حوزههای تخصصی:
فهم دلالت و تشخیص گستره دلالت عبارات قرآنی، تحت تأثیر عوامل گوناگون گاه امری دشوار و پیچیده می نماید. آیه «و قرن فی بیوتکن» از جمله آیاتی است که فهم دلالت و گستره مخاطب آن مورد اختلاف واقع شده و پارادایم ها و گفتمان های زمانه کنونی بر این اختلافات دامن زده است. نظر به اختلافات موجود در مورد آیه مذکور، این مقاله آهنگ آن کرده تا دلالت و گستره دلالت آن را با به کارگیری قاعده «جری و تطبیق» به بررسی بنشیند. این بررسی و مطالعه با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی انجام شده و امکان و ضرورت جری و تطبیق آیه مذکور و تعمیم آن بر همه زنان از دیدگاه مفسران، قرآن پژوهان و فقها به اثبات رسیده است. فهم دلالت و تشخیص گستره دلالت عبارات قرآنی، تحت تأثیر عوامل گوناگون گاه امری دشوار و پیچیده می نماید. آیه «و قرن فی بیوتکن» از جمله آیاتی است که فهم دلالت و گستره مخاطب آن مورد اختلاف واقع شده و پارادایم ها و گفتمان های زمانه کنونی بر این اختلافات دامن زده است. نظر به اختلافات موجود در مورد آیه مذکور، این مقاله آهنگ آن کرده تا دلالت و گستره دلالت آن را با به کارگیری قاعده «جری و تطبیق» به بررسی بنشیند. این بررسی و مطالعه با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی انجام شده و امکان و ضرورت جری و تطبیق آیه مذکور و تعمیم آن بر همه زنان از دیدگاه مفسران، قرآن پژوهان و فقها به اثبات رسیده است.
مقایسه رابطه نفس و بدن از دید رفتارگرایی فلسفی و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۲۷ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۶)
31 - 44
حوزههای تخصصی:
بحث از رابطه نفس و بدن همواره از مسائل چالش برانگیز بوده است. مهمترین مشکل در این بحث، چگونگی رابطه نفس «بمثابه وجودی مجرد» با بدن «بمثابه وجودی مادی» است. بسیاری از اندیشمندان برای پاسخ به این مسئله، نظریاتی ارائه کرده اند. در پژوهش حاضر، با روش توصیفی تحلیلی، به بررسی و مقایسه دیدگاه رفتارگرایی که یکی از نظریات مهم در فلسفه» ذهن است با دیدگاه ملاصدرا بعنوان برجسته ترین فیلسوف اسلامی، پرداخته شده است. نتیجه اینست که هم رفتارگرایان و هم ملاصدرا در شمار یگانه انگاران نفس (ذهن) و بدن جای دارند، با این تفاوت که از نظر رفتارگرایان، نف س و ح الات نف سانی چیزی جز رفت ار بیرون ی ان سان نیست؛ در واقع، در این رویکرد تجرد نفس و حالات غیرمادی آن انکار میشود. اما ملاصدرا با استفاده از مبانی خاص خود، از جمله حرکت جوهری اشتدادی و جسمانیهالحدوث بودن نفس، رابطه نفس و بدن را از نوع ترکیب اتحادی میداند. در نگاه او، نفس در عین اینکه جوهری واحد است، بدلیل اشتمال بر مراتب گوناگون، هم از مرتبه مادیت و جسمانیت و هم از مراتب تجرد اعم از تجرد مثالی و عقلی برخوردار است. بعبارت دیگر، یک حقیقت واحد متصل است که در مراتب پایین، بدن و در مراتب بالا، نفس است.
مفهوم شناسی واژه «حرف» در آیه «وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَعْبُدُ اللَّهَ عَلىَ حَرْفٍ»: با تأکید بر آسیب شناسی ترجمه های معاصر فارسی قرآن کریم(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال بیست و ششم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۰)
137 - 154
حوزههای تخصصی:
ترجمه واژگان مشترک در قرآن کریم و زبان فارسی، از موارد اختلافی میان مترجمان فارسی قرآن کریم است. از میان حدود 900 واژه و 100 ترکیب شناسایی شده در این حوزه، واژه «حرف» از واژگانی است که ترجمه های متفاوتی برای آن یاد شده است. بر اساس ضوابط ترجمه واژگان مشترک در قرآن و زبان فارسی، در حوزه مفهومی، سه گونه وحدت معنایی، وجوه معنایی و اختلاف معنایی وجود دارد. درباره واژه «حرف» دسته ای آن را با معنای رایج در زبان فارسی یکی دانسته و «به زبان و ظاهر» ترجمه کرده اند. اما سایر مترجمان آن را از گونه اختلاف معنایی دانسته و معانی متفاوتی همچون «شک و تردید»، «پرستش یک جانبه»، «به زبان و ظاهر» و «ضعف و سستی» آورده اند. نگارنده با تحلیل آرای مفسران، مترجمان و لغت شناسان و همچنین درنظر گرفتن سیاق و بافت آیات، بر این نظر است که رابطه مفهومی واژه «حرف» از گونه اختلاف معنایی است و ترجمه مناسب برای آن در آیه یادشده، «پرستش یک جانبه برای کسب سود مادی» است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و ناظر به منتخبی از ترجمه های معاصر فارسی قرآن کریم صورت گرفته است.
کشف جو و فضای نزول در تفسیر، با تکیه بر زبان قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی مقاله، شناخت فضا و جو نزول قرآن، از معبر متن و زبان قرآن است. بیان مسأله از تقابل و چالش بین دو روش در برخورد با فضا و جو نزول در تفسیر حکایت دارد. یک روش، راه یابی به فضا و جو نزول را از معبر بیرونی و خارج از متن جستجو می کند و روش دیگر، متن قرآنی را هم در کشف این فضا موثر می داند. سوال این است که: «آیا می توان از طریق آیات و زبان بکار گرفته شده نیز به فضا و جو نزول قرآن پی برد؟» با فرض مثبت بودن پاسخ، این فرضیه با روشی توصیفی _ تحلیلی و با تحلیل زبانی و تکیه بر توصیف ویژگی هایی از زبان قرآن، چون«زبان واقع نما» و «زبان ارجاعی» نقش «زبان ادیبانه و فصیح قرآن» آیات مربوطه مورد مداقه قرار گرفت و نشان داده شد، که این امر مویدات بسیاری در پاسخ به سوال و فرضیه مذکور را داراست. دستاورد این پژوهش نشان می دهد، همانطور که شناخت اسباب، جو و فضای نزول آیات و سور قرآنی می توانند در فهم و تفسیر قرآن موثر باشند، آیات و سور قرآنی نیزدر شناخت جو و فضای نزول قرآن و آیات آن موثر و قابل اعتناست.
راهبرد اساسی قرآن کریم در پیشگیری از جرم و انحراف و تشکیل جامعه سالم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال اول بهار ۱۴۰۰شماره ۳
30 - 43
حوزههای تخصصی:
از نظر قرآن کریم، دو نوع اختلاف و درگیری بین مردم وجود دارد که باعث شکل گیری رفتارهای مجرمانه و کج روانه می شود: نخست، اختلاف ماقبل مذهبی و به تعبیر رساتر، اختلاف در امور فرومایه مادی و دنیوی؛ دیگر، اختلاف مابعدمذهبی، که در آن، افراد و جوامع، با انگیزه ها و ادعاهای مذهبی، به ارتکاب جرم و خشونت علیه یکدیگر دست می زنند. هر یک از این دو نوع اختلاف و بالتبع، هر یک از این دو نوع رفتارهای منحرفانه، مقابله و پیشگیری خاص خود را می طلبد. پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که: دیدگاه قرآن کریم برای مقابله با اختلافات، نزاع ها و درگیری ها و نیز گسترش توحید در جامعه چیست؟ هم چنین راهبرد قرآن کریم در ایجاد جامعه سالم تا چه حد مؤثر بوده است؟ نتایج پژوهش حاکی از آن است که از نظر قرآن کریم، کامل ترین راه مقابله با اختلافات، نزاع ها و درگیری ها، گسترش توحید در جامعه است. راه حل توحید برای حل چالش های نوع اول عبارت است از: نظام حقوقی مبتنی بر دین، که هیچ روش دیگری نمی تواند جایگزین آن گردد؛ چنان که تمامی راه های رفته توسط بشر تاکنون بی نتیجه بوده است. روش توحیدی، برخلاف وضع قانون و پرورش روحیه اخلاقی، روشی است که نتیجه آن دائمی و ضمانت شده است و هیچ گاه اجازه تعدی و تجاوز به انسان نمی دهد. اما اختلاف نوع دوم که از حسادت و بغی نشأت می گیرد، در حقیقت نوعی بیماری روحی است که با روش های مذکور در مواجهه با انحراف نوع اول قابل درمان نیست و به مثابه غده ای سرطانی است که به منظور جلوگیری از سرایت به سایر افراد، باید به صورت فیزیکی حذف گردد. در این مقاله، با استناد به انسان شناسی و جامعه شناسی قرآنی، که برآمده از نظرات فلسفی و تفسیری علامه طباطبایی است، به سؤالات فوق پاسخ داده می شود.