فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۳٬۳۲۸ مورد.
منبع:
فرهنگ ایلام دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۷۰ و ۷۱
117 - 147
حوزههای تخصصی:
جلیل صفربیگی شاعر فعال و توانای ایلامی است. او بیشتر با رباعی سرایی به عنوان شاعری نوگرا و خلاق برای اهل ادب امروز شناخته شده و به خوبی توانسته است در این قالب با مخاطبان خویش ارتباط برقرار کند. یکی از جنبه های مهم و از شاخصه های شعر صفربیگی، به کارگیری طنز است. هرگونه بررسی و کند و کاو در طنز او، داده هایی ضروری و ارزشمند را در اختیار خواننده قرار خواهد داد.در این مقاله با هدف بررسی طنز در رباعیات صفربیگی، شواهد طنز در تمام رباعیات ایشان (10 مجموعه)، استخراج و از لحاظ مضمونی و ادبی، طبقه بندی و تحلیل شد. روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و شیوه انجام پژوهش، توصیفی- تحلیلی بود. سؤال کلی پژوهش نیز این بود که بازنمود طنز در رباعیات صفربیگی چگونه است؟یافته ها حاکی از آن است که در رباعیات صفربیگی 34 مورد طنز اجتماعی، 32 مورد طنز شخصی، 19 مورد طنز مذهبی و 20 مورد طنز فلسفی وجود دارد و این به طور صریح بیانگر توجه خاص شاعر به طنز اجتماعی (فقر، خودکشی، بی عاطفگی و ...) است. او به خوبی توانسته طنز را به مثابه شگردی هنری برای بیان مقاصد هنری و اجتماعی خود به کار گیرد و از هر فرصتی برای آفرینش طنز و گوشه و کنایه های مطایبه آمیز و گاه نیش دار استفاده کند.
راهکارهای سنتی مقابله با گرمای تابستان در بهبهان
منبع:
فرهنگ مردم ایران تابستان ۱۳۹۹ شماره ۶۱
107-131
حوزههای تخصصی:
مقایسه وضعیت سلامت روانی زنان شاغل سرپرست خانوار و همسردار آموزش و پرورش استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ ایلام دوره ۲۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۶۸ و ۶۹
206 - 236
حوزههای تخصصی:
زنان سرپرست خانوار به دلیل تداخل نقش نان آوری با نقش خانه داری و فشار ناشی از نقش، زمان کافی برای تربیت مناسب و ارائه حمایت های عاطفی، اطلاعاتی و مالی مناسب به فرزندانشان و کنترل رفتارها و اعمال آنان را ندارند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه وضعیت سلامت روانی زنان شاغل سرپرست خانوار و همسردار آموزش و پرورش استان ایلام انجام گرفته و برای این منظور از روش تحقیق پیمایشی به صورت مقایسه ای استفاده شده است و با بهره گیری از نمونه گیری تصادفی، از بین زنان شاغل سرپرست خانوار 95 نفر و زنان شاغل دارای همسر 351 نفر انتخاب شده اند. میانگین سلامت روانی در بین زنان شاغل سرپرست خانوار 7/28 و در بین زنان شاغل همسردار 7/19 است. میانگین ابعاد سلامت روانی در بین زنان شاغل دارای همسر، پایین تر از زنان شاغل سرپرست خانوار است. شیوع اختلالات روانی در چهار بُعد نشان داده است که بیشترین اختلالات روانی در بین زنان شاغل سرپرست خانوار، مربوط به بُعد علائم اضطرابی و جسمانی و کمترین اختلال، مربوط به بُعد افسردگی است.
مطالعۀ شناختی: تحول معنای مادری و صورت بندی فرم های خانواده به میانجی بسترهای پزشکی در دوران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بسترهای تاریخی، دوگانه مادر-کودک با حضور میانجی هایی مانند بهداشت، پزشکی و فناوری به زنجیره مادر-میانجی-کودک ترکیب بندی شده است؛ به این معنی، مفصل بندی روابط مادر و کودک یا کنش فرزندآوری از گذر میانجی ها در ضرورت های تاریخی تغییر یافته و خانواده های مختلف گسترده به صورت هسته ای صورت بندی شده است. پس آیا با تغییر صورت خانواده، محتوا یا معنای مادر شدن نیز در یک فرایند تاریخی متناسب با تغییرات فرم خانواده در فهم کنشگر دوباره مفصل بندی می شود؟ اگر چنین است چگونه تغییرات معنایی نزد کنشگر رخ می دهد؟ و مفصل بندی فهم و معنای مادرشدن در گذر زمان چه تغییراتی کرده است؟ این ها مسائلی است که این مقاله به کمک مفاهیم فرم، محتوا، ساختار آگاهی نزد زیمل و هوسرل در جست وجوی پاسخ آن است. روش اصلی برای استخراج معانی، مصاحبه نیمه ساختاریافته است. هدایت مصاحبه براساس مؤلفه های سنخ آرمانی محقق ساخته پیش برده می شود، تا امکان مقایسه و تغییر معنا در میان نسل ها فراهم شود. طبقه بندی مصاحبه شوندگان نیز براساس دوره شناسی و بسترهای تاریخی است. درنهایت با انطباق یافته ها بین تجربه زیسته سه نسل از زنان، تحول محتوای کنش فرزندآوری در بسترهای اجتماعی آشکار می شود. به این صورت، سه گونه مفصل بندی نظام معنایی مادری شامل گذار، ترازمند و ارادی صورت بندی می شود که به ترتیب با سه فرم نیمه هسته ای-نیمه مستقل، هسته ای و الحاقی مرتبط هستند. نتیجه اینکه با حصول آگاهی از موضوع شناخت بدن، نگرش به فرزندآوری (ارزش) نیز در نسبت های جدیدی بازشناسی می شود. در همین صورت بندی جدید از ارزش است که مرحله دیگری از معنای مادری نزد کنشگر برساخته می شود.
مبانی تربیتی و روان شناسی تخریب میراث فرهنگی
منبع:
فرهنگ مردم ایران تابستان ۱۳۹۹ شماره ۶۱
133-152
حوزههای تخصصی:
آیین نقاره کوبی یا نوبت نوازی در حرم مطهر رضوی
منبع:
فرهنگ مردم ایران پاییز ۱۳۹۹ شماره ۶۲
63-92
حوزههای تخصصی:
بررسی پیشینه فرهنگی تاریخی مراسم «خَّرَّه عاشورایی» در خرم آباد
منبع:
فرهنگ مردم ایران پاییز ۱۳۹۹ شماره ۶۲
93-104
حوزههای تخصصی:
بررسی ساختار مناسکی آیین نوروز دریایی در روستای سلخ جزیره قشم
منبع:
فرهنگ مردم ایران تابستان ۱۳۹۹ شماره ۶۱
57-78
حوزههای تخصصی:
بررسی شیوه های اجتماعی کردن فرزندان (مورد مطالعه: شهر ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ ایلام دوره ۲۱ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۶۶ و ۶۷
186 - 204
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر شیوه های اجتماعی کردن فرزندان در میان والدین دارای فرزند 6 تا 12 سال شهر ایلام بررسی شده است. روش پژوهش کیفی بود. گردآوری داده ها نیز از طریق مصاحبه با 30 نفر از والدین و تحلیل اطلاعات از طریق نرم افزار Maxqda با استفاده از شیوه تماتیک انجام شد. با اجرای کدگذاری باز، 101 تم و 34 مفهوم استخراج شد که در 4 مقوله اصلی شامل تربیت عاطفی و احساسی، تربیت جسمانی، تربیت دینی و تربیت اخلاقی دسته بندی شدند. سؤال پژوهش عبارت بود از: با توجه به تغییرات ساختاری جامعه و خانواده آیا شیوه های اجتماعی کردن فرزندان تغییر یافته است؟ یافته ها نشان داد که اجتماعی کردن فرزندان به شیوه های متفاوتی صورت می پذیرد که براساس وضعیت اقتصادی و اجتماعی والدین متفاوت است؛ والدینی که وضعیت اقتصادی و اجتماعی بهتری دارند تربیت جسمانی را برای فرزندان خود در اولویت قرار می دهند و والدینی که وضعیت اقتصادی و اجتماعی پایینی دارند بیشتر بر تربیت عاطفی فرزندان تأکید می ورزند. این گونه خانواده ها دچار نوعی ناآگاهی در روش تربیتی و رفتار با فرزندان هستند. در خصوص شیوه تربیت دینی نیز والدینی که وضعیت اقتصادی و اجتماعی بهتری دارند نسبت به تربیت دینی حساس نیستند و خنثی عمل می کنند؛ اما والدینِ با وضعیت اقتصادی متوسط یا پایین در خصوص تربیت دینی نظر مثبتی دارند. نتیجه کلی این پژوهش نشان داد که تغییرات اقتصادی و اجتماعی، تربیت فرزندان را نیز دچار تغییراتی کرده است؛ اما والدین به دلیل عدم مهارت و فشارهای اقتصادی و اجتماعی، بیشتر شیوه سلبی را در تربیت فرزندان در پیش گرفته اند تا ایجابی.
بررسی جامعه شناختی مناسبات بین قومی درشهرستان تالش
منبع:
مطالعات اجتماعی اقوام دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
39 - 63
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی و توصیف مناسبات بین اقوام تالش، ترک و گیلک ساکن در شهرستان تالش است. در این پژوهش به تناسب موضوع مورد مطالعه، به منظور گردآوری اطلاعات از روش مصاحبه نیمه ساخت یافته و به منظور تحلیل آن ها از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. نمونه مورد مطالعه شامل 11 نفر از قوم تالش، 10 نفر از قوم ترک و 10 نفر از قوم گیلک می باشد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که نوع مناسبات اجتماعی و اقتصادی بین اقوام تالش-ترک، ترک-گیلک و تالش-گیلک از نوع تنیده شده و با معنادار بودن عنصر تماس می باشد. همچنین نوع مناسبات فرهنگی بین ترک-تالش و گیلک-تالش نیز چنین است. اما مناسبات فرهنگی بین ترک-گیلک از نوع تنیده شده نسبی است. نهایتاً مناسبات سیاسی بین ترک-تالش از نوع تنیده شده و گیلک-تالش و ترک-گیلک از نوع تنیده شده سو یافته می باشد.
برساخت و بازنمایی هویت های جنسیتی در ضرب المثل های لکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ضرب المثل ها در هر جامعه ای، آیینه تمام نمای شیوه های زندگی اعضای جامعه و جزئی از میراث فرهنگی نسل های پیشین هستند. ضرب المثل های جنسیتی در هر فرهنگی، جایگاه و موقعیت اجتماعی جنسیت زن و مرد را تعیین و انتظارات و توقعات اجتماع از اعضایش را مشخص و شیوه تربیت و پرورش آن ها را از قبل معین می کنند و از اعضای جامعه می خواهند در چه مسیرهایی گام بردارند. فرهنگ سرشار از ضرب المثل های جنسیتی بر برساخت و بازنمایی فرهنگ جنسیتی دلالت دارند. این ضرب المثل ها بر تفاوت و تقابل استوارند و زن را دیگری مرد تصور کرده اند. در برخی از ضرب المثل های لکی، هویت مردان و زنان نسبت به یکدیگر معنا می یابد و جایگاه و منزلت آن ها به نسبت دیگری تعریف می شود. در ضرب المثل های جنسیتی لکی، مردان در جایگاه و موقعیت اجتماعی فرادستی نسبت به زنان ترسیم شده اند. چنین القا می شود که مردان به نسبت زنان از توانایی های عقلی و ذهنی بیشتری برخوردارند. در این ضرب المثل ها، اصل و نسب، پدرتباری است و فرزندان ذکور خانواده، پرچم دار و زنده نگه دارنده اسم و رسم خانواده و خاندان به تصویر درآمده اند. در این فرهنگ، نسبت به تربیت و جامعه پذیری دختران و پسران نگرش سخت گیرانه ای وجود دارد و توصیه شده است از تربیت کودکان در شرایط اجتماعی و اقتصادی رفاه و آسایش اجتناب شود. در انحرافات جنسی، پیش داوری و قضاوت ارزشی منفی نسبت به جنسیت زن وجود دارد و زنان، اغواگر و تحریک کننده تصور شده اند.
بررسی مردم نگارانه فرهنگ کافه نشینی در کافه های خیابان سمیه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت معانی که افراد به رفتارها و کنش های خود می دهند و بر اساس آن الگوهای رفتاری خاصی را می سازند همواره مورد توجه جامعه شناسی و محققان حوزه مردم نگاری بوده است. شهری شدن روزافزون تغییر و تحولاتی را در سبک زندگی انسان ایرانی پدید آورده است و این سؤال را به ذهن متبادر می سازد که حیات شهری مدرن چگونه روابط انسان ها و زندگی روزانه آنها را دست خوش تغییر و تحول می کند؛ از این رو توجه به زندگی روزمره دارای اهمیت است. یکی از این تغییرات ایجاد شده گونه ای از زیست اجتماعی تحت عنوان فرهنگ کافه نشینی است. از این رو در این پژوهش تلاش شد که کافه نشینی به عنوان گونه ای از زیست اجتماعی با روش مردم نگارانه مورد بررسی قرار گیرد. میدان اجتماعی پژوهش کافه های موجود در خیابان سمیه تهران بود، در این پژوهش برای جمع آوری اطلاعات و داده های مورد نیاز از تکنیک مشاهده و مصاحبه استفاده شده و مصاحبه های گرفته شده از نوع نمونه گیری هدفمند بوده است و با 15 نفر مصاحبه صورت گرفت. بعد از انجام مصاحبه ها با 15 نفر داده ها به اشباع رسید و برای اطمینان بیشتر، با یک نفر دیگر نیز مصاحبه صورت گرفت(صاحب یک کافه) که در این مصاحبه نیز داده جدیدی ارائه نگردید. داده های گردآوری شده با رویکرد تحلیل تماتیک بروان و کلارک تحلیل شدند و تم هایی با عناوین" حضور در فضای متمایز ، هنجار شکنی و تعلیق فرهنگ رسمی، سبک زندگی مدرن" به دست آمد که در تحلیل فرهنگ کافه-نشینی به عنوان یک سبک از زیست اجتماعی مورد بررسی قرار گرفتند.
ارزیابی وضعیت محرومیت نسبی فردی و گروهی درشهر تبریز و تاثیرشبکه های اجتماعی مجازی برآن
منبع:
مطالعات اجتماعی اقوام دوره ۱ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
149 - 179
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی وضعیت محرومیت نسبی فردی وگروهی در شهر تبریز و تأثیر شبکه های اجتماعی مجازی بر آن است. محرومیت نسبی در این تحقیق دردو بعد محرومیت نسبی فردی و محرومیت نسبی گروهی (درسه بعد فرهنگی، اقتصادی و سیاسی) سنجش و مورد تحلیل قرار گرفته است. روش پژوهش پیمایش و جامعه آماری شامل شهروندان بالای 15 سال تبریزی است که 444 نفر از طریق فرمول کوکران تعیین شده است. روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای است و نمونه های هرخوشه به صورت تصادفی سیستماتیک انتخاب شده اند. یافته ها نشان می دهد که میزان محرومیت نسبی گروهی بیشتر از محرومیت فردی است. از بین ابعاد محرومیت نسبی گروهی نیز بعد فرهنگی محرومیت گروهی به مراتب بالاتر از ابعاد اقتصادی و سیاسی است. بررسی تاثیر شبکه های اجتماعی مجازی بر محرومیت نسبی نشان داد که «حضور با هویت واقعی در شبکه های اجتماعی مجازی» باعث کاهش محرومیت نسبی فردی و «ناراحتی ازمحرومیت» می شود. همچنین «مدت استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی» باعث افزایش محرومیت نسبی گروهی و «فعال بودن کاربران» در این شبکه ها افزایش «ناراحتی و دلخوری از محرومیت گروهی» و «مدت استفاده» افزایش «امید به بهبود محرومیت گروهی» را در پی دارد. نتیجه به دست آمده نشان می دهدکه میزان اثرگذاری شبکه های اجتماعی مجازی بر محرومیت نسبی به کیفیت استفاده کاربران از این شبکه ها بستگی دارد و نوع مواجهه و بهره مندی از این شبکه ها، اثرات متفاوتی بر محرومیت نسبی به همراه دارد.
دانش بومی مردم کیش در معماری سنتی
منبع:
فرهنگ مردم ایران بهار ۱۳۹۹ شماره ۶۰
81-105
حوزههای تخصصی:
بررسی مردم شناختی آیین نخل گردانی در جاجرم خراسان شمالی
منبع:
فرهنگ مردم ایران پاییز ۱۳۹۹ شماره ۶۲
105-130
حوزههای تخصصی:
مفهوم شناسی زایش و باروری در فعالیت های روزمره زنان روستایی کُرد ایران
منبع:
فرهنگ مردم ایران پاییز ۱۳۹۹ شماره ۶۲
131-149
حوزههای تخصصی:
نگاهی اجمالی به مؤلفه های فرهنگ بومی شهرستان دره شهر و قابلیت های کارکردی آن با تأکید بر توانمندسازی ظرفیت های محلی اقتصاد فرهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ ایلام دوره ۲۱ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۶۶ و ۶۷
105 - 131
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناخت اجمالی مؤلفه های فرهنگ بومی منطقه عمومی سیمره و قابلیت های کارکردی این فرهنگ و ارائه راهکار برای فعالسازی ظرفیت های محلی موجود در این زمینه بر اساس رویکردهای توسعه مشارکتی انجام شد. در این راستا برای گردآوری و تحلیل داده ها از شیوه توصیفی- تحلیلی به گونه مردم نگارانه استفاده گردید و به روایت راویان محلی عضو کانال تلگرامی «تاریخ و فرهنگ دره شهر» استناد شد که از کم و کیف مؤلفه های فرهنگی بومی و قابلیت های کارکردی آنها آگاهی داشتند. داده ها و اطلاعات به دست آمده مبین آن است که فرهنگ بومی سیمره در تمام زمینه های مورد بررسی، از جمله: ترانه ها و نغمه های شاد محلی، کارآواها، آیین ها و سنن ریشه دار و پیوندبخش، ضرب المثل های آموزنده و پرمحتوا، ادبیات شفاهی پندآموز، بازی های محلی مفرح و حکایت های تاریخی آموزنده از ظرفیت های کارکردی قابل توجهی برخوردار است که به انحاء مختلف، قابلیت احیا و انطباق با مقتضیات جدید را دارند و می توانند در راستای رونق بخشی به اقتصاد فرهنگ به بازار تولیدات فرهنگی وارد شوند. یافته های پژوهش نشان می دهند برخلاف دیدگاهی که به فرهنگ عامه نگاه تحقیرآمیزی دارد و فولکلور و مواد و داده های آن را در شمار مشتی خرافه، افسانه، اسطوره و گفتار مردم بی سواد قلمداد می کند، فرهنگ بومی منطقه سیمره از قابلیت های کارکردی و توان بالایی برای ورود به عرصه کسب و کارهای نوین فرهنگی – هنری و ایفای نقش در دوره جدید برخوردار است؛ بر این اساس، ضرورت دارد دولت در قالب راهبرد «فعال سازی ظرفیت های مردمی»، زمینه های گشایش و بالندگی ظرفیت های مذکور و گسترش کسب و کارهای فرهنگی را فراهم سازد.
نقش فضای مجازی در فروپاشی خانواده از دیدگاه مشاوران شهر یزد
منبع:
فرهنگ یزد سال دوم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۸
9 - 30
حوزههای تخصصی:
اینترنت در جامعه ما متّهم به ویرانگری بنیان خانواده و سرد کردن روابط بین اعضای آن است. این تحقیق در پی بررسی این ادّعا و مطالعه نقش اینترنت در تخریب روابط زناشویی است. روش تحقیق پدیدارشناسی است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، با 15 نفر از مشاوران خانواده شهر یزد مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شده است. یافته ها حاکی از این است که اینترنت به تنهایی نمی تواند در فروپاشی خانواده نقش داشته باشد. در حقیقت شکاف و تعارضات موجود در روابط زوجین که به شکل های مختلف بروز می کند زمینه ساز مداخله اینترنت و سرد شدن بیشتر روابط و نهایتاً فروپاشی آن می شود. بر این اساس، اوّلین یافته این تحقیق مبتنی بر عدم عاملیت مستقل نقش اینترنت در فروپاشی خانواده است. به اعتقاد متخصّصان اینترنت و فضای مجازی در کنار مشکلات روزمرّه زندگی زناشویی، سه نقش اصلی در فروپاشی خانواده ایفا می کند: نقش تشدیدکنندگی، نقش تسهیل کنندگی و نقش سرعت بخشی. نتایج این تحقیق نشان داد علیرغم دیدگاه جبرگرایی تکنیکی، اینترنت به خودی خود عامل فروپاشی و تغییر عمده در روابط بین همسران نیست و عواملی نظیر فرهنگ مردم یزد، اجتماعی، اقتصادی، عاطفی و ... نقش پررنگی در کنار تکنولوژی ایفا می کنند که پیشنهاد می شود در جهت حلّ این معضلات در افزایش سواد رسانه ای زوجین تلاش شود.
جایگاه آیین ها در درمان بیماری ها با مقایسه آرای مالینوفسکی و الیاده دربارۀ ماهیت و کارکرد آیین (مطالعۀ موردی: آیین زار در هرمزگان و خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اکثر صاحب نظران حوزه آیین معتقدند که آیین پدیده ای است که تا آن را نبینند نمی توانند بشناسند. بسیاری از آیین ها عناصر تشکیل دهنده مشترکی دارند، اما در کارکرد و اهدافی که دارند از هم متمایز می شوند. گونه ای از آیین ها که در بسیاری از فرهنگ ها با ادیان مختلف نقش پررنگی در زندگی انسان بازی می کنند، آیین های درمانی هستند. از آنجا که در روند مطالعه درمان های آیینی که توسط دین پژوهان، مردم شناسان و انسان شناسان انجام می پذیرد، انسان و نیازهایش و به طور ویژه در پدیده درمانی، قضیه شفا و شفایابی مطرح است، همه ابعاد پژوهش پیرامون انسان دور می زند. بدین جهت این مقاله دو موضع عمده در این بحث را از منظر علم گرایان به نمایندگی مالینوفسکی و دین پژوهان با محوریت الیاده مطالعه می دهد. در روند این مطالعه به این احتمال نزدیک می شویم که انسان زیستی و انسان دینی در لحظات بحرانی در موقعیتی قرار می گیرند که بر هم منطبق می شوند؛ یعنی موقعیت آیینی که در آن به رفع بحران ها مبادرت می ورزند. روش پژوهش میدانی، اسنادی و توصیفی-تحلیلی است. در بخش میدانی به مشاهده مستقیم آیین درمانی زار و همچنین مصاحبه با برگزارکنندگان و مطلعان بومی در این زمینه پرداخته شده است. در بخش اسنادی نیز کتاب ها، مقالات و فیلم های مستند فارسی و لاتین مرتبط با موضوع بررسی شده اند.
تبیین جامعه شناختی اثرات موقعیت اجتماعی زنان بلوچ برسلامت روان آنان (موردمطالعه: زنان شهرزاهدان)
منبع:
مطالعات اجتماعی اقوام دوره ۱ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
127 - 148
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی جامعه شناختی اثرات موقعیت اجتماعی زنان بر سلامت روان در شهر زاهدان و نیز شناسایی ارتباط بین قومیت، پایگاه اجتماعی-اقتصادی، حمایت اجتماعی، احساس محرومیت و میزان استرس به انجام رسیده است. روش تحقیق، پیمایش و ابزارگردآوری اطلاعات، پرسشنامه بوده است. با استفاده ازشیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای در شهر زاهدان از بین جمعیت بالای 30 سال، اعم از قومیت های بلوچ، فارس وسیستانی نمونه ای 400 نفری به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. به منظور سنجش سلامت روان، حمایت اجتماعی، میزان استرس به ترتیب از آزمون های GHQ-28، زیمت و ویتون و برای دیگر متغیرها ازسنجه های محقق ساخته استفاده گردیده است. براساس نتایج تحقیق، بین سلامت روان و متغیرهای حمایت اجتماعی و پایگاه اجتماعی-اقتصادی رابطه مستقیم و معناداری و بین سلامت روان و میزان استرس و احساس محرومیت نسبی رابطه معکوس و معنادار مشاهده شد. علاوه بر این، نتایج نشان داد که زنان بلوچ موقعیت و پایگاه اجتماعی-اقتصادی پایینی نسبت به زنان دو قومیت فارس و سیستانی داشته و سلامت روان زنان قومیت بلوچ نیز نسبت به زنان فارس و سیستانی کمتر بوده است. نتایج رگرسیون چندمتغیره نیز نشان داد که پایگاه اجتماعی- اقتصادی و حمایت اجتماعی موجب افزایش سلامت روان و احساس محرومیت نسبی و میزان استرس باعث کاهش سلامت روان در زنان می شوند. ضروری است که سیاست گذاران جامعه، با تمرکز برشیوه های ارتقاء حمایت اجتماعی، کاهش میزان استرس و احساس محرومیت نسبی و توزیع عادلانه مزایا در بین اقوام مختلف و توجه ویژه به امر سلامت روان گام هایی مهمی برای کاهش فقر و محرومیت در استان سیستان و بلوچستان بر دارند.