فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۷۰۱ تا ۸٬۷۲۰ مورد از کل ۱۵٬۲۸۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
دیویدسون با تأثیرپذیری از فیلسوفانی چون فرگه، تارسکی و کواین، به طرح نظریة معنایی می پردازد که حاوی نظریة صدقی به شکل نظریة صدق تارسکی است. نظریة دیویدسونی، از یک سو، صوری و شرط صدقی و از سوی دیگر تجربی است؛ از این رو، کاربرد آن برای ارائة تعبیری از زبان و سخنان گویندگان، منوط به برآورده شدن محدودیت هایی صوری و تجربی است. محدودیت های صوری را دیویدسون، از کارهای تارسکی در باب کفایت صوری تعریف صدق می گیرد و برای آزمودن تجربی، آن را به معبر رادیکال می سپارد. دیویدسون عناصر دیگری نیز در کارهای خود وارد می کند؛ همچون پایبندی به کل گرایی و نیز، لحاظ الگوهایی عقلانی که تحت اصولی مانند اصل حسن ظن مطرح می شود. دامت دربارة بخش های گوناگون نظریة معنای دیویدسونی انتقادات صریح و گوناگونی مطرح می کند. وی کاربرد مفهوم صدق را در قلب یک نظریة معنا نمی پذیرد و معرفت صریح به شروط صدق در این نظریه ها را مشکل ساز می داند. در این نوشته، پس از بیان نظریة معنای دیویدسون، چارچوب پروژة تعبیر رادیکال را معرفی و در ادامه، مهم ترین انتقادات دامت را بر آن بیان می کنم. در نهایت بررسی خواهد شد که آیا انتقادات دامت، با توجه به نوع و حد ادعاهای دیویدسون، پذیرفتنی است یا خیر؟
ابن سینا و منطق سوالات
حوزههای تخصصی:
وظیفه گرایی اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: وظیفه گرایی یکی از نظریات عمده در اخلاق هنجاری است که به دلیل تکثر نظرات وظیفه گرا تعریف واحدی از آن وجود ندارد. معمولا این نظریه در مقابل با غایتگرایی تعریف می شود یعنی نظریه ای است که ایجاد بهترین نتایج را ملاک درستی و وظیفه نمی داند. بر خلاف تصور مشهور، هدف قرار ندادن ایجاد بیشترین خوبی، ملاک وظیفه گرایی نیست. برخی معیارهای دیگر برای وظیفه گرایی ذکر شده است که به نظر ما اصالت ندارند. از جمله این که وظیفه گرایی متعهد به اصل عدالت، نظریه ای غیربهینه ساز، قاعده محور، مطلق گرا و امر محور است و واکنشی احترام آمیز به ارزشها و اشخاص دارد.روش کار: در این مقاله با روشی توصیفی-تحلیلی ابتدا به تبیین و توصیف تعاریف ارایه شده از وظیفه گرایی پرداخته و پس از تحلیل و نقد آنها سعی کرده ایم به تعریفی جامع از وظیفه گرایی برسیم.نتیجه گیری: وظیفه گرایی دیدگاهی است در مقابل غایت گرایی، که دو اصل مورد قبول غایت گرایی یا یکی از آندو یعنی استقلال معنای خوب از درست و تعریف درست به بیشینه سازی خوب را رد می کند. بنابراین وظیفه گرایی به نظراتی گفته می شود که درستی اعمال برای آنها مقدم بر خوبی بوده و مستقل از آن است و درست صرفا چیزی که خوب را بیشینه سازی کند نیست. ملاک درستی اعمال در نظریه های مختلف وظیفه گرایی چیزی از قبیل اصول عقلی مانند اصل تعمیم پذیری، ذات اعمال، امر الهی، قرارداد اجتماعی، اراده و انتخاب فردی یا حقوق است.
نظریه معرفت در فلسفه کانت
حوزههای تخصصی:
جستار: آیا ویتگنشتاین فیلسوف تحلیلی است؟
حوزههای تخصصی:
منجی گرایی فیلسوفانه زمینی و قدسی؛ فردریش نیچه و احمد فردید
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار، «ابرمرد» نیچه و «انسان آرمانی» سیداحمد فردید بررسی و مقایسه شده است تا وجوه افتراق و اشتراک آن ها هویدا شود. هر دو فیلسوف، رویکردی نو و بدیع به «انسان آرمانی» دارند. نیچه، از مطرح ترین فیلسوفان معاصر غرب در ایران و فردید، اولین فیلسوف مدرن در ایران است. «ابرمرد» و «انسان آرمانی»، دایرمدار و مشهورترین حاصل فکری آن هاست. فردید، انسان آرمانی را با عنوان «بقیه الله» و «امام زمان» مطرح می کند. ابرمرد نیچه نیز همچون انسان آرمانی فردید، منجی است و در آینده ظهور خواهد کرد. اندیشه انتظار در هر دو فیلسوف، برجسته است. نیچه و فردید، هر دو آشفته سخن گفته اند و در مورد آن ها نمی توان از منظومه افکار سخن گفت. با توجه به این مسئله، مقاله حاضر سعی دارد تا رئوس اصلی اندیشه این دو فیلسوف را که در انسان موعود و آرمانی آن ها طرح می شود و اجماع نظر بیش تری در موردشان وجود دارد، قیاس کند.
تحلیل متن شناسی زیارت نامه حضرت امام رضا (علیه السلام) بر پایه نظریه کنش گفتار(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن پاییز ۱۳۸۹ شماره ۴۳
حوزههای تخصصی:
آیا نگاه منفی کانت به مابعدالطبیعه به معنای نفی مطلق مابعدالطبیعه است؟
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، دیدگاه کانت دربارة مابعدالطبیعه بررسی شده است. پس از بیان معانی لغوی و اصطلاحی واژة مابعدالطبیعه دراندیشة ارسطو، به نظام های مختلف مابعدالطبیعی از افلاطون تا دکارت و پیروان او اشاره شده است. سپس معانی مابعدالطبیعه در فلسفة کانت بررسی شده و جنبه های مثبت و منفی آن در فلسفة او مورد بحث قرار گرفته است. مقاله به این نتیجه می رسد که کانت مابعدالطبیعه به معنی سنتی کلمه (یعنی علم نظری یقینی به خدا و جهان و نفس) را (تحت تأثیر اندیشة هیوم) نفی می کند؛ اما مابعدالطبیعه به معنای پشتیبان نظری علم تجربی را می پذیرد و برای موضوعات مطرح در مابعدالطبیعه سنتی نیز نقش نظام بخش در نظر می گیرد. او اذعان به وجود عینی موضوعات مطرح در مابعدالطبیعة سنتی را برای عرصة عقل عملی نگه می دارد.
تقسیم تحلیلی، ترکیبی قضایا و شکاکیت معرفت شناختی در فلسفه هیوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تقسیم قضایا به قضایای تحلیلی و ترکیبی، یکی از ابزارهای مهم تحلیل فاهمه انسانی در فلسفه هیوم محسوب میشود. فیلسوفان تجربه گرای انگلیسی با هدف شناسایی طبیعت انسانی به تحلیل معنا، نحوه کاربرد الفاظ و رابطه آن با معنا پرداختند. دیوید هیوم، با تحلیل قضایا درصدد شناسایی نیروی فهم انسان برآمد و شیوه آن را تحلیل معرفت انسانی و تقسیم آن به معرفتهای تحلیلی (نسبتهای تصورات) و ترکیبی (نسبتهای امور واقع) میدانست. پیدایش این نگرش در اندیشه هیوم ناشی از ساختار کلی اندیشه او و غلبه منطق ارسطویی و مقام خاصی است که او به عقل و تواناییها و محدودیتهای آن داده است. پس از او نیز تا قرنها استفاده از این تقسیم در تحلیل معرفت رایج بود. هیوم در پی تأسیس علم طبیعت انسانی به این تقسیم محوریت داد و تجربه گرایی را از آن استنتاج نمود و پس از آن به شکاکیت اندیشه هایش تصریح نمود. مدعای مقاله حاضر آنست که بکارگیری این تقسیم بطور ضروری منجر به شکاکیت در فلسفه هیوم شده است. در این مقاله علا وه بر تحلیل قضایای تحلیلی و ترکیبی در ساختار فلسفه هیوم به نقش این تقسیم در گرایش او به شکاکیت اشاره شده است.
کشف و شهود عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت از راه کشف و شهود یکی از راه های معرفت و شناخت خداوند است که در این مقاله پس از تعریف کشف و شهود و بیان تفاوت بین کشف و کرامت و بیان کشف رحمانی و شیطانی، به ضرورت نیاز به میزان صدق در کشف و شهود پرداخته شده که از نظر عرفا عبارتند از: عقل، کتاب و سنّت.
سپس به بررسی میزان اعتبار کشف و شهود در آیات پرداخته شده که عبارت است از: آیه لقاء الله، آیه عبادالله المخلصین، آیه شهود، آیه رؤیت ملکوت آسمان و زمین، آیه یجعل لکم فرقانا، آیه جهاد با نفس و آیه میثاق.
هم چنین به بررسی میزان اعتبار کشف و شهود عرفانی از دید گاه روایات پرداخته شده که عبارت است از: روایت اخلاص، خطبه 87 ، 222 و خطبه چهارم نهج البلاغه، حدیث عنوان بصری، حدیث نگرش مؤمن به نور الهی، حدیث معراج پیامبر(ص)، حدیث قرب نوافل، حدیث مشاهده حق با حقایق ایمان، روایت تحف العقول، دعای عرفه و مناجات شعبانیه و در پایان به بیان نتایج خواهیم پرداخت.
رهیافت ترکیبی در حل مسئله شر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله شر همواره یکی از مهم ترین مسائل فلسفی بوده و هست. با توجه به اعتقاداتی که در زمینه وجود خدا و صفات الاهی وجود دارد نسبت میان مسئله شر، و وجود خدا و صفات او در تاریخ فلسفه به صورت یک مشکل و معما مطرح بوده و لذا فیلسوفان و متکلمان در طول تاریخ راه حل های مختلفی را عرضه کرده اند. از آنجایی که این راه حل ها به صورت مستقل و تکبعدی طرح شده اند، چندان توفیقی در حل این مسئله نداشته اند. در این مقاله می کوشیم با توجه به ابعاد مختلف مسئله شر و با استفاده از رهیافت ترکیبی، که عبارت است از ترکیب منظم راه حل ها به صورت یک مجموعه زنجیره وار، راه حلی برای این مسئله عرضه کنیم.
بررسی دیدگاه علامه طباطبایی در باب علم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مرحوم علامه علم را یک امر وجودی می داند و در این جهت با صدرالمتألهین موافق است و می گوید علم عبارت است از حضور شئ برای یک شئ، به این بیان که حصول علم برای عالِم عبارت است از حصول یک امر بالفعل که فعلیت محض است؛ زیرا وجداناً مییابیم که صورت علمی قوة تبدیل شدن به صورت دیگر را ندارد. صورت های حسی و خیالی و عقلی جوهرهای مجرد مثالی و عقلی هستند که در عالم مثال و عقل وجود دارند و نفس با مرتبه مثالی و عقلی خود در آن موجود است. صورت علمی، مجرد از ماده و قوه است و با وجود خارجی خود نزد مدرِک حاضر است. علم حصولی در واقع یک اعتبار عقلی است که از معلوم حضوری به دست آمده است.
اتحاد عاقل و عقل و معقول نیز در نزد علامه به این معنا است که نفس سعة وجودی پیدا می کند و حقیقت عقلی می شود و حقایق عقلی را شهود می کند، نه این که با آن ها متحد شود. این با ملاصدرا فرق دارد. صدرا می گوید: اول صورت معقوله پیدا می شود و این صورت معقوله هم عقل بالفعل و هم معقول بالفعل و هم عاقل بالفعل است. ولی علامه می گوید: اول علم اشراقی به حقیقت عقلی پیدا می شود بعد صورت معقوله؛ یعنی علم حصولی متفرع بر علم حضوری است.
بررسی اطلاق «وجود» بر خدا در فلسفه ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارسطو در مواردی موضوع فلسفه اولی را موجود نامتحرک یا خدا دانسته و در موارد متعدد دیگر موضوع آن را موجود بما هو موجود شمرده است. آیا این دو موضع، دو باور ارسطوئی اصیل بوده و با هم قابل جمع اند یا باید دو موضع متناقض تلقی گردند که ارسطو از اولی به دومی عدول کرده است؟ ثمره فرض عدول به موضع دوم این است که خدا را نمی توان «وجود» خواند و، در نتیجه، مابعدالطبیعه و الاهیات دو دانش مستقل می شوند؛ درحالی که بنا به فرض عدم عدول، یعنی بنا بر موضع نخست، مابعدالطبیعه همان الاهیات خواهد بود. راه هایی که در این جا برای حل مسئله مورد استفاده قرار می گیرند از این قرارند: تحقیق مسئله از منظر حکمت یا دانش مورد جستجو که خود حاوی دو راه جداگانه خواهد بود؛ سپس تحقیق بر مبنای معانی «وجود» نیز ادامه می یابد، تا سرانجام نتیجه تحقیق از این راه های گوناگون با یکدیگر مقایسه شود.
محبت از دیدگاه علامه طباطبایی و ابوحامد غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واکاوی تعهدات بر ذمه میت در فقه اسلامی
حوزههای تخصصی:
بعضی تصور می کنند که انسان پس از وفات، تعهدی ندارد؛ ولی واقع چیز دیگری است. باید دانست که آدمی بعد از حیات خویش نسبت به مسائلی متعهد است که از ویژگی های مهمی برخوردار هستند؛ مسائلی مانند قرض، دیه، عاریه که هر کدام در جای خود، دارای مباحث متنوع و متعددی است. تعهدات انسان پس از مرگ وی، قابل تقاص و تادیه است و این امری غیرممکن نیست. در فقه اسلامی به این مقوله توجه شده و در مواضع مختلف به طور مستقیم و غیرمستقیم در خصوص آن بحث های گوناگونی صورت گرفته است. نتیجه پژوهش پیش رو، آن است که از نظر فقهای امامیه و اهل سنت، تعهدات بر ذمه میت چه در امور مالی و چه در امور غیرمالی، قابل تقاص و ادا بوده و با مرگ وی منتفی نمی شود.
حصر محمول در منطق ابن سینا
حوزههای تخصصی: