فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۴۱ تا ۱٬۲۶۰ مورد از کل ۳٬۳۳۷ مورد.
تحلیل جامعه شناختی شکاف نسلی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مورد مسئله بودن یا نبودن پدیده «اختلاف نسلی» در بین صاحبنظران اختلاف نظر وجود دارد؛ اما در جوامعی همچون ایران که تغییرات ساختاری و ارزشی وسیعی را تجربه می کنند، عدم مدیریت صحیح تضاد های حاصل از این تغییرات در بخش های مختلف جامعه به طور بالقوه زمینه را برای بروز مسئله «شکاف نسلی» و در شدیدترین حالت «گسستگی بین نسلها» و بحران هویت ناشی از این امر فراهم می سازد. هدف از مقاله حاضر، تحلیل داده های تجربی جهت شناخت وضعیت شکاف نسلی در جامعه کنونی ایران است با استفاده از تحلیل ثانویه داده های حاصل از موج پنجم پیمایش ارزش های جهانی با حجم نمونه 2667 نفر و روش کتابخانه ای جهت تحلیل نظری این پدیده. نتایج حاکی از آن است که گرایش نوجوانان و جوانان به ارزش های مدرن و احساس بحران هویت ناشی از جدا افتادگی آنها از نسل های پیشین به مرور افزایش یافته است و در صورت عدم مدیریت صحیح فرایندهای فرهنگ پذیری نوجوانان و بازتولید فرهنگی جوانان از سوی دولت و رسانه ها، تعارضات نسلی و در نهایت گسست نسلی، آینده مسیر توسعه جامعه را به مخاطره خواهد انداخت.
بررسی عوامل مؤثر بر مسئولیت پذیری اجتماعی جوانان (مطالعة دانشجویان دانشگاه شهیدباهنر کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقالة حاضر به بررسی مسئولیت پذیری اجتماعی می پردازد که نوعی احساس التزام به عمل یا واکنش فردی در موقعیت های گوناگون به دلیل تقید به دیگران است. جهت سنجش عوامل مؤثر بر آن از نظریه های مختلف مثل نظریه های نوع دوستی متقابل، اعتماد و مشارکت، یادگیری اجتماعی باندورا و نظریة نقش اجتماعی استفاده شده است. روش تحقیق پیمایش و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامة محقق ساخته بوده است. این پژوهش درمیان 404 نفر از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه شهیدباهنر کرمان صورت گرفته که با روش نمونه گیری تصادفی نظام مند انتخاب شده اند.
نتایج تحقیق نشان می دهد که احساس عزت نفس، شیوة فرزندپروری منسجم، صمیمی و پاسخگو، مشارکت اجتماعی رسمی و غیررسمی، اعتماد اجتماعی بین شخصی، اعتماد تعمیم یافته و نهادی و جنسیت و پایگاه اقتصادی اجتماعی متغیرهای تأثیرگذار بر مسئولیت پذیری اجتماعی هستند.
نیم قرن نبرد دیدگاه ها (بررسی علل مغایرت دیدگاه ها درباره همکاری و ناهمکاری ایرانیان از منظر روش شناختی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیش از نیم قرن است که پیرامون همکاری و ناهمکاری ایرانیان با ادعاهای به شدت مغایری مواجه ایم که هیچ یک قصد کرنش در برابر دیگری را ندارد. مسأله اصلی این پژوهش، بررسی دیدگاه های مغایر موجود پیرامون همکاری و ناهمکاری ایرانیان از منظر روش شناختی و توضیح علل مغایرت دیدگاه ها از روزن روش شناختی است.
روش انجام این پژوهش، از نوع کیفی و اسنادی و به طور خاص به روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی بوده است. جمعیت آماری این پژوهش شامل همه پژوهش هایی است که در آن پیرامون وضعیت همکاری در جامعه ایران اظهارنظر شده است. اگرچه اختلاف دیدگاه ها براساس آرای مارکس، مانهایم، تریگ و... می تواند ناشی از جایگاه اجتماعی اقتصادی و منافع صاحب نظران باشد، در این پژوهش به دلیل تمرکز بر متون موجود، به بازتاب آن ها در شیوه انجام پژوهش و نحوه دستیابی به دیدگاه در چارچوب متون خود صاحب نظران بسنده شده است.
برمبنای یافته های پژوهش دو گزاره نظری، به عنوان عوامل اساسی برای توضیح این مغایرت ها، از منظر روش شناختی، آشکار می شود: «ضعف در روش انجام پژوهش» و «نبود جامعه علمی نقاد».
بررسی تأثیر مؤلفه های برنامه درسی پنهان بر بعد اجتماعی هویت اسلامی ایرانی دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف محققان از این پژوهش بررسی چگونگی تأثیر وجوهی از مؤلفه های برنامه درسی پنهان بر بعد اجتماعی هویت اسلامی ایرانی دانش آموزان، برحسب ابعاد سه گانه نگرش اسلامی ایرانی، بوده است و برای نیل به این مقصود تلفیقی از روش های تحلیل اسنادی، قوم نگاری، و تحلیل محتوای کیفی به کار گرفته شده است؛ پنج مدرسه و سی دانش آموز به صورت هدف مند (با معیار زنجیره ای شاخص) انتخاب و از ابزارهای مصاحبه نیمه رهنمودی، مشاهده از نوع مشارکتی، و فرم فیش برداری استفاده شده است. تحلیل یافته ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری، و گزینشی انجام گرفته است.
یافته های تحقیق گویای آن است که مؤلفه های برنامه درسی پنهانِ بررسی شده بر بعد اجتماعی هویت اسلامی ایرانی دانش آموزان در سه بعد شناختی، عاطفی، و رفتاری مؤثر بوده است و تأثیرات مذکور در دو وجه مثبت و منفی رخ داده که در قالب جداول مربوط بحث شده اند.
برساخت گفتمانی هویت در کتاب های فارسی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مطالعه ی نحوه ی برساخت گفتمانی هویت در کتاب های فارسی دوره ابتدایی است. در این مطالعه با اتکا به نظریه لاکلائو و موفه به بررسی و تحلیل متون مورد نظر پرداختیم. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که اگر دال اعظم در این متون دین است ولی منابع و عناصر هویتی دیگری نیز در این متون به چشم می خورد که هر یک به شیوه ای خاص درون گفتمان دینی مفصل بندی شده اند.
بررسی عوامل مؤثر بر ارتقای هویت ملی دانشجویان (مطالعه موردی: دانشجویان مدیریت امور فرهنگی دانشگاه جامع علمی کاربردی رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی عوامل مؤثر بر ارتقای هویت ملی دانشجویان است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا توصیفی پژوهشی است. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان رشته مدیریت امور فرهنگی دانشگاه جامع علمی کاربردی شهر رشت است که با توجه به تعداد دانشجویان از روش نمونه گیری سرشماری (کل شماری غیرتصادفی) و جهت بررسی ارتباط فرضیه ها از آزمون همبستگی اسپیرمن استفاده شده است. نتایج نشان داد: هیچ یک از متغیرهای مستقل سرمایه اجتماعی، سبک زندگی و احساس تبعیض با هویت ملی در ارتباط نیستند و تنها متغیر میزان اعتماد به رسانه با هر سه بعد هویت ملی- که در این پژوهش مورد سنجش قرار گرفته اند- در ارتباط است. میزان اعتماد به رسانه بر بعد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی تأثیر دارد. می توان گفت: میزان اعتماد به رسانه بر ارتقای هویت ملی دانشجویان تأثیرگذار است.
الگوهای استفاده از فرهنگ سراها در میان جوانان شهر تهران معانی، انگیزه ها و کارکردهاروستا و توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از نگرانی های مطرح در سال های اخیر این مسئله بوده است که فرهنگ سراها از آنچه به خاطر آنها تأسیس شده اند، فاصله بگیرند و به جای بازتولید هژمونی به جایگاه مقاومت و بازتولید مقاومت در برابر هژمونی تبدیل شوند. فرهنگ سراها به عنوان یکی از فضاهای عمومی شهری در دو دهة اخیر، موضوع بحث ها و مجادلات ایدئولوژیک بوده اند. در چنین فضاهایی مصرف صرفاً به استفاده از برنامه های فرهنگ سراها محدود نمی شود، بلکه مصرف فضای فرهنگ سراها بر مصرف فعالیت ها و برنامه ها آنها غلبه دارد. چنین مصرفی با تولید معانی اجتماعی و فرهنگی همراه است. هدف اصلی این مقاله، شناخت «کاربردها و دلالت های فرهنگ سراها در میان جوانان تهرانی و انگیزه ها و کارکردهای مترتب بر مصرف این فضاهاست». در این مقاله برای جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها از روش نظریه پردازی مبنایی استفاده شده است. بدین منظور با 25 نفر از مراجعان به فرهنگ سراهای بهمن، شفق، هنر، کار، قرآن و اشراق در شهر تهران مصاحبة عمیق شده است. یافته ها نشان می دهد الگوی استفاده و دلالت فرهنگ سراها در میان کاربران، متعدد و متفاوت است و این دلالت ها و کاربردها با آنچه فلسفة وجودی فرهنگ سراها را تشکیل می دهد، متمایز است. در مجموع یافته های مقاله حاکی از آن است که فرهنگ سراها برای جوانان تهرانی بخشی از مناسک گذار آنها به دوران بزرگسالی محسوب می شوند و آنان در این فضا به بسیاری از نیازهای مرتبط با دورة زندگی خود پاسخ می دهند و در یک کلام نقاشی خاص خود را بر روی این فضای عمومی ترسیم می کنند. این مقاله درصدد توصیف و تبیین این الگوی نقاشی و مداخله و دخل و تصرف در فضای عمومی فرهنگ سراهاست. در این تحقیق فرهنگ سرا به عنوان یک متن در نظر گرفته شده و دلالت های متعدد آن برای کاربران این فضا مورد واکاوی قرار گرفته است.
تبیین رابطة انگیزش و خلاقیت با توجه به تفاوت های فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تعاریف و رویکردهای مختلف به خلاقیت، انگیزش، جایگاه و اهمیت به سزایی دارد. این مقاله بر مبنای دیدگاه روان شناسان اجتماعی خلاقیت، نقش تفاوت های فرهنگی را در تفکر خلاق بر اساس انگیزش بررسی کرده است. بدین منظور پژوهش به بررسی نقش انگیزش بر خلاقیت و نقش فرهنگ بر خلاقیت با توجه به تفاوت های فرهنگی می پردازد. پژوهش حاضر در پارادایم کیفی با رویکرد توصیفی– تفسیری و توصیفی- استتناجی انجام شده است. تأکید نظری پژوهش حاضر بر نظریة آمابلی است که معتقد است خلاقیت از سه بعد مهارت های اطلاعاتی، مهارت های خلاقانه و انگیزش تشکیل شده است که در بین این سه بعد، انگیزش اهمیت به سزایی دارد. تحلیل ها و بررسی ها نشان داده است که مطابق اصل افزایشی انگیزش درونی و بیرونی سطح انگیزش اولیه، نوع انگیزش بیرونی و زمان ارائه انگیزش بیرونی، بر آغاز، ادامه و پایان چرخة خلاقیت نقش دارند. با توجه به آنکه انگیزش بیرونی در جوامع جمع گرا از جمله ایران اهمیت به سزایی دارد و نمی توان نقش آن را در فعالیت های تحصیلی و خلاقانه افراد نادیده گرفت، شناخت شرایطی که استفاده از برانگیزاننده های بیرونی در آن منجر به پرورش خلاقیت گردد، ضروری است. تحلیل های انجام شده حاکی از آن است که اگر انگیزش بیرونی به جای کنترل و بازدارندگی، جنبه اطلاع دهی داشته باشد، اگر سطح انگیزش درونی اولیه فرد برای شروع چرخة خلاقیت بالا باشد و اگر این مشوق ها و برانگیزاننده ها در انتهای فعالیت خلاقانه ارائه شوند نه تنها جنبة بازدارنده ندارند بلکه موجب تسهیل فرآیند خلاقیت می گردند. در آخر آنکه می توان گفت خلاقیت گرچه نمی تواند فرمولی جهانی و همگانی داشته باشد اما برای رشد و پرورش آن برای همگان در هر فرهنگی که باشند امکان پذیر است.
جایگاه پنجاب در گسترش و تعمیق برخی از مؤلفه های فرهنگ و تمدن ایرانی در هند عصر ترکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آثار فرهنگ و تمدن ایران را در جای جای هند می توان یافت؛ ولی پنجاب در جذب عناصر و مؤلّفه های فرهنگی و تمدنی ایران همچون زبان، دین، معماری، موسیقی و... از قدمت و اهمیت بیشتری برخوردار است. این منطقه که در دوره ی غزنویان، مرکز سیاسی و اداری آنان گردید، امرا، دیوانسالاران، علما، دانشمندان، عرفا و صوفیان ایرانی را به سوی خود جذب و جلب نمود. بدین ترتیب سند، جایگاه خود را نزد ایرانیان از دست داده و پنجاب جانشین آن گردید. اسم این منطقه پنجاب(پنج آب) به خوبی گویای عمق نفوذ فرهنگ ایران در این خطّه از شبه قاره است. پنجاب منشأ بسیاری از تغییرات و تحولات مهم هند در دوره ی اسلامی از جمله پیدایش زبان اردو و آیین سیک است و حتی هنر و معماری نشأت گرفته از این منطقه و تحت تأثیر فرهنگ و تمدن ایرانی است. هم چنین پنجاب محل نشو و نمای صوفیان و مکتب های صوفیانه و عارفانه ی معروف هند است که بنیانگذاران و بسیاری از اقطاب آن ها ایرانی بودند. مسئله ی مقاله ی پیش رو، بررسی کم و کیف و تحلیل و تفسیر این قضایا و ارائه ی تصویری قابل قبول از فرآیند گسترش و امتزاج فرهنگ و تمدن ایرانی در این منطقه و شناخت زوایای پیدا و پنهان آن با بهره گیری از روش توصیفی - تحلیلی است.
تبیین و مقایسه مشارکت اجتماعی جوانان در دو جامعه ایران و تاجیکستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر درصدد بررسی و مقایسه مشارکت اجتماعی جوانان در دو جامعه ایران و تاجیکستان بوده است. با کاربرد روش پیمایش و با استفاده از تکنیک پرسش نامه بر روی 768 نفر از جوانان واقع در گروه سنی 29-20 ساله که از طریق نمونه گیری خوشه ایی چند مرحله ایی از دو شهر تهران و دوشنبه انتخاب شدند؛ داده ها جمع آوری گردید. جهت احتساب اعتبار شاخص ها از اعتبار محتوایی صوری کیفی، جهت احتساب روایی شاخص ها از ضریب آلفای کرونباخ با دامنه صفر تا یک استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که مشارکت اجتماعی جوانان علی رغم این که پایین تر از سطح استاندارد تعیین شده براساس میانگین امتیازات مجموع گویه ها بودند؛ تفاوت معناداری بسیار اندکی نیز بین دو جمعیت آماری ایران و تاجیکستان مشاهده شده است. علاوه بر این متغیرهای اعتماد اجتماعی، نوع جهت گیری کنش اجتماعی، نوع روابط و تعاملات اجتماعی، نوع ارزش های اجتماعی حاکم بر جامعه، عملکرد مکانیسم های جامعه پذیری، احساس نابهنجاری اجتماعی، احساس ازخودبیگانگی، بیگانگی اجتماعی- سیاسی، احساس محرومیت نسبی، پایگاه اقتصادی- اجتماعی، میزان تحصیلات، وضعیت تأهل، وضعیت شغلی و سن جوانان رابطه معناداری را با متغیر مشارکت اجتماعی جوانان در دو کشور نشان دادند و در مجموع 54 درصد از واریانس مشارکت اجتماعی جوانان را تبیین کردند.
پایش موسسه ها، همایش های سبک زندگی و نام آوران
حوزههای تخصصی:
پایش موسسه ها؛ آشنایی با موسسه فرهنگی هنری دین و معنویت آل یاسین در گفتگو با حجت الاسلام و المسلمین دکتر فعالی
معرفی برخی از مؤسسه های فعال در حوزه سبک زندگی
پایش همایش ها و نشست ها؛ گزارش اجمالی از فراخوان های برخی همایش های مرتبط با سبک زندگی
پایش نام آوران؛ با نام آوران اندیشه در سبک زندگی
بررسی ساختار و محتوای ارزشی نسل ها (مطالعه موردی: شهروندان بالای 18 سال شهر کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر جدید جوامع مختلف از جمله ایران، با تحولات گسترده ای در حوزه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مواجه شده اند که این دگرگونی ها، تفاوت هایی از نظر جهت گیری ارزشی، دانشی و رفتاری در بین نسل ها ایجاد کرده است. بر این اساس این پژوهش با استفاده از نظریه ارزشی شوارتز (SVS)، نظریه های اینگلهارت و مانهایم به بررسی تفاوت ساختار و محتوای ارزشی نسل ها پرداخته است. داده ها با استفاده از روش پیمایش و پرسشنامه استاندارد، از نمونة 405 نفری از شهروندان بالای 18 سال کرمان جمع آوری شد. یافته ها نشان می دهند که نسل سوم (نسل جدید) در ارزش هایی غیر از ارزش های جهان گرایی و قدرت، حداقل با یکی از نسل ها تفاوت دارند. با مقایسه جهت گیری ارزشی نسل ها نیز مشاهده می شود: ارزش های فرد گرایی جزء اولویت های بالای نسل سوم و ارزش های جمع گرایی و سنتی در اولویت های بالای نسل های قدیمی تر قرار دارند.
نخستین صورت سازه فرهنگی «غرب» و «تجدد» در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«غرب» و « تجدد» در جامعه ایران مبدل به سازه فرهنگی پراهمیتی شده است که در شکل گیریِ بخش مهمی از دگرگونی های اجتماعی، تأثیر گذاشته است. نخستین صورت این سازه فرهنگی تقریباً در دوره قاجاری برساخته شده است . بر اساس چارچوب مفهومی جامعه شناسی فرهنگی الگزاندر و برمبنای سفرنامه های ایرانی های اروپا(ئی) دیده، می توان فرآیند آغازینِ برساخته شدن این سازه فرهنگی را نشان داد. غرب و تجدد در دوره قاجاری ، نمادی برای آزادی دانسته می شد و غرب، به ویژه در اوایل دوره قاجاری به مثابه شرّ رمزپردازی گردیده بود ، گرچه در دوره های بعدی، وزن دهی آن تعدیل شد ؛ و نیز در باره غرب دو نوع روایت اصلی در جامعه شکل گرفته بود : سنت گرا و تجددگرا . یکی از آنها(سنت گرا) غرب را به عنوان تهدید درمی یافت و دیگری (تجددگرا)، نه بر ویژگی استعمارگری غرب، که بر ویژگی پیشرفتگیِ غرب (از جمله آزادی) تأکید می گذاشت و خواهان غربی شدن جامعه بود.
بررسی شکاف نسلی و عوامل مرتبط با آن مورد مطالعه: دانش آموزان دورة متوسطة شهرستان سراب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شکاف نسلی، اگر چه امروزه بیشتر نمایان است، پدیده ای کهن و جزئی از زندگی بشر بوده است. از زمانی که انسان ها در تعاملات خود شیوه های گوناگونی اتخاذ کردند و ارتباطات اجتماعی به صورت گسترده ای برقرار شد، تفاوت در درونی کردن ارزش ها و هنجارها موجب جامعه پذیری ناهمسان شد و شکاف نسلی پدید آمد. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان شکاف نسلی بین دانش آموزان دورة متوسطة شهرستان سراب و عوامل مؤثر در آن با روش پیمایشی انجام گرفته است. در این پژوهش به کمک فرمول نمونه گیری کوکران 300 نفر از دانش آموزان به شیوة نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. اعتبار محتوایی پرسش نامه را 5 نفر از اساتید بررسی کردند و روایی مورد نیاز هم با روش آلفای کرونباخ محاسبه شد. ضریب روایی برای شکاف نسلی برابر 83/0 است که نشان دهندة روایی بالای پرسش نامه است. در ضمن، از آزمون های T-test، F، هم بستگی پیرسون، و تحلیل رگرسیونی برای تجزیه و تحلیل داده ها هم استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که رابطة معناداری بین متغیرهای دین داری، سرمایة فرهنگی، میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعی، سرمایة اقتصادی، میزان تحصیلات پدران، و سن با شکاف نسلی وجود دارد، ولی جنسیت با شکاف نسلی رابطة معناداری را از خود نشان نداد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیرة تحقیق نشان داد حدود 21 درصد از تغییرات متغیر وابسته را متغیرهای مستقل پژوهش تبیین کرده اند
بررسی میزان تأثیر دینداری بر سبک زندگی در بین دانشجویان دانشگاه ملی کلمبیا
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدفبررسی میزان تأثیر دینداری بر سبک زندگی در بین دانشجویان دانشگاه ملی کلمبیا (مرکز بوگوتا) و شاغل به تحصیل در سال تحصیلی 11 -2010 انجام شد. روش کار، پیمایشی و شیوة جمع آوری داده ها پرسشنامه بود. حجم نمونه 393 نفر بود که به شیوة تصادفی ساده انتخاب شدند. ضریب همبستگی 329/0 به دست آمد و متغیرهای مستقل به طور هم زمان تقریباً 33/0 با سبک زندگی دانشجویان همبستگی داشتند. ضریب تعیین معادل 108/0 محاسبه شد؛ یعنی، حدود 11 درصد سبک زندگی دانشجویان با متغیرهای مستقل مورد بررسی توضیح داده می شود و 89 درصد باقی مانده ناشی از عواملی خارج از مشاهدات مورد بررسی است.
خوانش دانشآموزان دختر از کدهای پوشش مدرسه در دبیرستانهای دخترانه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خوانش دانشآموزان دختر از کدهای اخلاقی مربوط به پوشش در مدارس یا کدهای پوشش مدرسهای، موضوع اصلی این تجقیق است. دو الگوی نظری استوارت هال و پییر بوردیو مبنای نظری این تحقیقاند. مدل هال به ما کمک میکند تا اول، کدها و ارزشهای جاری مدرسهای درباره پوشش را بررسی کنیم. دوم، با تکیه بر این مدل، مقبولیت این کدها در نزد دانشآموزان را از رهگذر مطالعه خوانش آنها از این کدها مورد بررسی و سنجش قرار دهیم. اما، مدل هال قادر نیست درکی از چرایی خوانشهای متنوع ارائه کند. خوانش امری اجتماعی است که متغیرهای اجتماعی آن را تعیین میکند. نظریه بوردیو ابزار نظری مناسبی برای توضیح این خوانشهاست. تکیه بر مفهوم سرمایه فرهنگی بوردیو و نقش آن در تعیین «دسترسی گفتمانی» راهگشاست. فرض اولیه ما این بود که بسته به میزان انواع سرمایههای دانشآموزان خوانش آنها از کدها هم متفاوت است. با تکیه بر مصاحبههای فردی عمیق، در شش مدرسه دخترانه از سه منطقه 1، 6 و 12 تهران در مقطع دبیرستان، دادههای لازم گردآوری و با تکیه بر روش تحلیل تماتیک تجزیه و بررسی شدند. بر اساس نتایج به دست آمده، خوانش مجادلهای (مذاکرهای) در میان دانشآموزان مسلط است. دو سویه از چنین خوانشی وجود دارد: دستهای از دانشآموزان کلیت قوانین پوشش و آرایش موجود در مدارس را نمیپسندند، باوجود این، برای سرکردن اوضاع و اتمام دوره با آن کنار میآیند. هر چند این دسته از دانشآموزان مشارکتی جدی در امور مدرسه ندارند. دسته دوم خوانش مجادلهای از آنِ دانشآموزانی است که کلیت قوانین در مدرسه را میپذیرند اما در شیوه اجرا مخالفاند. آنها فضای مدرسه را به دلیل اصرار بر اجرای سختگیرانه و بدون انعطاف قوانین، ملالآور ارزیابی میکنند.