فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۲۱ تا ۱٬۷۴۰ مورد از کل ۱۷٬۸۳۳ مورد.
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال سی و سوم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۸۶)
117 - 136
حوزههای تخصصی:
نظریه ها و شاخص های متعددی برای تفسیر ارتباط بین فقر، درآمد و تخریب محیط زیست ارائه شده است. در پژوهش حاضر ضمن پرداختن به برخی از این نظریه ها و شاخص ها، رابطه فقر با شاخص عملکرد محیط زیست در کشورهای با درآمد مختلف بررسی شده است. شاخص عملکرد محیط زیست دارای متغیرهای بسیاری است که داشتن نمره بالاتر در این شاخص به منزله عملکرد بهتر و پایداری در زمینه محیط زیست است و به نوعی می توان به منزله عملکرد کشورها در تخریب محیط زیست از آن بهره برد. بدین منظور، داده های مربوط به شاخص عملکرد محیط زیست از گزارش 2020 دانشگاه ییل تهیه و داده های نسبت جمعیت زیر خط فقر ملی نیز از سایت بانک جهانی استخراج شد. در ادامه برای تحلیل ارتباط این دو متغیر از همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد همبستگی بین دو متغیر 0.505- است. در نتیجه با کاهش فقر شاخص عملکرد محیط زیست کشورها نیم واحد بهبود می یابد. تحلیل رگرسیونی بین نسبت جمعیت زیر خط فقر ملی به منزله متغیر مستقل و شاخص عملکرد محیط زیست به منزله متغیر وابسته نیز نشان داد حدود 26 درصد از تغییرات متغیر وابسته را متغیر مستقل تبیین می کند. تحلیل رگرسیونی با توجه به گروه بندی درآمدی کشورها به وسیله بانک جهانی نیز نشان داد در کشورهای با درآمد کم، بین درآمد و شاخص عملکرد محیط زیست آنها ارتباط منفی و معناداری وجود دارد.
رژیم سیاستگذاری اجتماعی شهری و طرد اجتماعی؛ روایت زدودن بدن و فقر از شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۳ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
3 - 25
حوزههای تخصصی:
جریان اصلی جامعه شناسی، صورتبندی انتقادی از مساله طردشدگان شهری ندارد؛ نگاهی آسیب شناختی به فقرای شهری و نظرگاهی هنجاری و پزشکی به «بدن» اتخاذ می کند. خوانش انتقادی اما، با تمرکز بر سیاستگذاری های اجتماعی شهریِ موجد طرد گروه های اجتماعی، صورتبندی جدیدی از مساله شهری و طردشدگان از شهر را امکانپذیر می کند که همزمان، خشم اخلاقی فروخفته ی طردشدگان، رسمیت می یابد و مکانیسم های برسازنده ی معیارِ «بدن غیرمعلول» را هویدا می سازد و اینکه چگونه «بدن» های غیرهمخوان با این هنجار و توامان فقرای شهری نیز، از دستورکار سیاستگذاری شهری حذف می شوند. از این رو، طردشدگان از شهر با وجود بازدارنده های محیطی و اجتماعی-اقتصادی موجود، به کنشگرانی عاصی و خشمگین بدل می شوند که نوعی هرمنوتیک ویرانگر را در قبال حیات شهری می پرورانند.
روش تحقیق کیفی است و با مصاحبه، مشاهده، اقتباس از پژوهش های پیشین، تجربه زیسته پژوهشگر با فرودستان شهری و برداشت از رمان صورت گرفته است. سازماندهی داده ها در قالب روایت هایی از جنس «رمان اجتماعی» و بازسازی جامعه شناختیِ داده هاست و به منظور تحصیل عینیت روایت ها، نظرات افراد درگیر وضعیت های مشابهِ توصیف شده در روایت و یا پژوهشگران این حوزه، گرفته شده و بازخوردها نیز در روایت نهایی، آمده است. نکته آخر، شهر برای طبقات برخوردار جامعه و بدن های نا معلول ساخته می شود و طردشدگان شهری متناسب با موقعیت هرمنوتیک فرودستی که در حیات شهری بدانها تخصیص داده شده، عموماً از خلال کردارهای روزمره و بواسطه ی حضور در فضاهای شهری، با بازدارنده های متنوعی روبرو می شوند و شهر و مواهب زندگی شهری برایشان، «دست نیافتنی تر» شده و موجد خشمی اخلاقی از جامعه و اتخاذ هرمنوتیک ویرانگر توسط آنها، خواهد شد.
توصیف پدیدارشناختیِ تجربه سکشوالیته زنان جامانده از مهاجرت شوهران در شهر لار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نیازهای جنسی یکی از مهم ترین نیازهای زیستی– غریزی در تار و پودهای شبکه های فرهنگی– اجتماعی، قاعده مند و بهنجار می شود. در ایران، یکی از مرسوم ترین و مشروع ترین کانال ها برای ارضای نیازهای زیستی، ازدواج و تشکیل خانواده است. تحولات صنعتی جدید و تحرک های جغرافیایی- جمعیتی برون مرزی و طولانی مدت ناشی از آن، زمینه پیدایی گروهی از زنان جامانده از مهاجرت را فراهم کرده است که برای مدتی طولانی (مدت زمانی 6 ماهه تا 1 ساله) ناچارند دور از شوهر خود، در مبدأ زندگی کنند. هرچند کیفیت زندگی این زنان را می توان در ابعاد متعددی کاوش کرد، اما یکی از مهم ترین مشکلات نسبتاً ناشناخته این زنان، دغدغه ها و تجربه سکشوالیته آنان است. شناخت تجربه این زنان در جامعه ایرانی، با توجه به اینکه پیوند ازدواج در نظام عرفی، شرعی و قانونی ما امری مقدس شناخته می شود و روابط جنسی فرازناشویی پیامدهای اجتماعی، هویتی و قانونی سخت گیرانه ای دارد، اهمیتی دو چندان دارد. این مقاله، حاصل پژوهشی است که سنت پدیدارشناسی تجربه زیسته سکشوالیته زنان جامانده از مهاجرت را در بین 14 نفر از زنان شهر لار واکاوی کرده است. روش تحلیل تماتیک کلایزیِ داده های حاصل از مصاحبه های نیمه ساختاریافته، تجربه های سکشوالیته این زنان را ذیل سه مضمونِ محوریِ 1- مدیریت آگاهانه درگیری شدید ذهنی- جنسی؛ 2- کنکاش گری و دغدغه مندی درباره رابطه جنسی شوهر و 3 –سکسوالیته زدگیِ روابط اجتماعی، واکاوی و توصیف کرد. هرکدام از این مضامین در قالب خوشه ها و تم های فرعی تری تحلیل و تفسیر شده اند. درکل، زیست تجربه جنسی زنان جامانده در پروسه ای از سرکوب و رهاسازی مدیریت و دغدغه مندی آنان نسبت به روابط جنسی شوهر نیز در نمایی از اعتماد تا شک، تصویرسازی می شود.
Identifying and Analyzing the Dimensions and Components of Strategic Decision-Making for the Managers of Education Regions of Tehran City(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Strategic decision-making plays an important role in organizational functions and its effectiveness. As a result, the aim of this study was to identifying and analyzing the dimensions and components of strategic decision-making for the managers of education regions. Methodology: This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was mixed (qualitative and quantitative). The research population were experts in the field of educational management and human resources management and managers of educational regions of Tehran city in 2021 year, which according to the principle of theoretical saturation number of 14 people of them were selected as a sample with using the purposeful sampling method. The research tool was a semi-structured interview that lasted 75 to 120 minutes, and their validity was confirmed by the triangulation method and their reliability was obtained by the agreement coefficient method between two coders 0.88. The data were analyzed by methods of thematic analysis and DIMTEL technique. Findings: The findings of the qualitative part showed that strategic decision-making for managers of education regions has 98 indicators, 23 components and 10 dimensions were include moral intelligence, individual skills, knowledge of organizational processes, cultural and value skills, knowledge of financial resources, power of change and transformation, knowledge and technology management, human resource management, intelligent planning and training. Also, the findings of the quantitative part showed that the dimensions of human resource management, intelligent planning, cultural and value skills, knowledge of financial resources, knowledge and technology management and training had more effective and the dimensions of knowledge of organizational processes, moral intelligence, individual skills and power of change and transformation had more influence. Conclusion: The findings of this study have practical implications for specialists and planners of educational systems, especially in the education system, and they based on the results of the present study, can take an effective step towards strategic decision-making.
سیاست های سازگاری طبقات فرودست در مواجهه با پیامدهای فقدان اوراق هویتی: مطالعه موردی افراد فاقد سند هویتی ساکن در حاشیۀ شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۰
153 - 204
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی سیاست های سازگاری افراد فاقد سند هویتی ساکن در سکونتگاه های غیررسمی شهر مشهد در زمینه دستیابی به آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، مسکن، اشتغال و تأمین اجتماعی انجام شده است. در پژوهش حاضر از روش نظریه زمینه ای که یکی از روش های تحلیل داده های کیفی است، برای تحلیل داده ها استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش مطالعه تمامی افراد فاقد سند هویتی ساکن در سکونتگاه های غیررسمی در مناطق شهرداری شهر مشهد در سال 1395 بودند که حداقل پنج سال از سکونت آنها در این مناطق گذشته بود. یافته های پژوهش نشان داد مشکلات و محرومیت های افراد فاقد سند هویتی در«توانایی اندک آن ها در استفاده از فرصت هایی که جامعه برای اعضای دارای مدرک شناسایی فراهم کرده است» خلاصه می شود. شانس کم تحصیل و ازدواج رسمی، برخوردارنبودن از تسهیلات و خدمات رفاهی جامعه، پایدارنبودن اشتغال آن ها و روی آوردن به مشاغل کم درآمد و یدی، از مهم ترین محرومیت ها و مشکلات موجود در زندگی افراد فاقد سند هویتی است؛ درنتیجه افراد فاقد سند هویتی با توجه به موقعیت ساختاری خود و به منظور حل مشکلات و محرومیت های خود، اجتماع شبه اشتراکی را تشکیل داده اند. این افراد توانسته اند وضعیتی را در این اجتماع به وجود آورند تا مشکلات خود را حل کنند و سیاست های رفاهی متنوعی را در حوزه های مختلف به منظور جهت بهبود وضعیت رفاهی خود به کار گیرند.
تبیین جامعه شناختی خشونت زنان علیه مردان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیدگاه عمومی نسبت به خشونت خانوادگی، معمولاً خشونت توسط مردان علیه زنان یا سایر اعضای خانواده است اما گزارش ها در این زمینه مبیّن آن است که گاه مردان قربانی خشونت زنان می شوند. هدف اصلی این پژوهش تبیین جامعه شناختی خشونت زنان علیه مردان است. این پژوهش به شکل کیفی انجام شده و با روش گرندد تئوری داده ها مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه مورد مطالعه شامل مردان متأهل خشونت دیده شهر تهران است. شیوه انتخاب نمونه ها هدفمند بوده و حجم نمونه نیز طی پژوهش پس از مصاحبه دهم به اشباع رسید. تحلیل ها به وسیله سه نوع کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام شده است. یافته های تحقیق عبارت اند از: شرایط زمینه ای اثرگذار بر خشونت زنان علیه مردان شامل: 1- مسائل فرهنگی، 2- مسائل اجتماعی، 3- مسائل مالی، 4- شرایط شغلی و سازمانی، 5- مشکلات روحی و روانی در خانواده، 6- سابقه اعتیاد در خانواده، 7- آشنایی با مهارت های زندگی؛ عوامل مداخله گر اثرگذار بر راهبرد خشونت زنان علیه مردان شامل: 1- تفاوت شخصیتی، 2- تفاوت فرهنگی، 3- تفاوت سنی، 4- تفاوت مسائل مالی، 5- تفاوت در نوع نیاز، 6- باورهای زناشویی، 7- باورهای جنسیتی؛ شرایط علّى اثرگذار بر خشونت زنان علیه مردان شامل: 1- روابط گسسته، 2- روابط درهم تنیده، 3- تجربیات نامناسب خانوادگی، 4- عوامل شغلی- سازمانی، 5- مشکلات ارتباطی در شغل، 6- عوامل اجتماعی، 7- عوامل فرهنگی؛ راهبردهای کنش و کنش متقابل عبارت اند از: 1- رفتارهای ارتباطی ناسالم 2-الگوی تعاملی تلافی جویانه 3- کمبود عشق و صمیمیت؛ پیامدها عبارت اند از: 1-آسیب های روانی 2- قدرت نداشتن مرد در خانواده 3- جدایی 4- رفتارهای پرخطر 5- آسیب دیدن فرزندان 6- تضعیف بنیان خانواده 7- نداشتن مدیریت مالی خانوار؛ نتایج تحقیق نشان دهنده وجود خشونت علیه مردان در خانواده است و تبعات این نوع از خشونت باعث تضعیف نهاد خانواده می شود.
ارائه مدل مسئولیت اجتماعی با استفاده از روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
207 - 217
حوزههای تخصصی:
هدف: مسئولیت اجتماعی یک پارادایم نسبتا جدید مدیریتی است که در آن به ایجاد کسب وکار مسئولانه و متعهدانه تاکید می شود. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل مسئولیت اجتماعی با استفاده از روش فراترکیب انجام شد.روش شناسی: این مطالعه از نظر زمانی از نوع مقطعی، از نظر هدف از نوع کاربردی و از نظر شیوه اجرا از نوع کیفی با استفاده از روش فراترکیب بود. جامعه پژوهش منابع مرتبط با مسئولیت اجتماعی در 20 سال اخیر بودند که از میان 200 مقاله موجود با توجه به ملاک های مورد نظر و تعداد 3 مرحله پالایش تعداد 42 مقاله با روش هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با کمک مرور اسناد و یادداشت برداری از مقاله ها جمع آوری که پایایی یافته ها با کمک ضریب توافق بین دو کدگذار 86/0 بدست آمد و در نهایت، داده ها با روش تحلیل مضمون در نرم افزار MAXQDA-10 تحلیل شدند.یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که مسئولیت اجتماعی تعداد 65 شاخص، 41 مقوله و 7 بعد داشت که شامل ابعاد اقتصادی (6 مقوله)، اخلاقی (8 مقوله)، محیط زیستی (8 مقوله)، کارکنان (6 مقوله)، نهادهای نظارتی (5 مقوله)، جامعه (5 مقوله) و نهادهای حاکمیتی (3 مقوله) بود. در نهایت، مدل مسئولیت اجتماعی با استفاده از روش فراترکیب طراحی شد.بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان دهنده 7 بعد اقتصادی، اخلاقی، محیط زیستی، کارکنان، نهادهای نظارتی، جامعه و نهادهای حاکمیتی برای مدل مسئولیت اجتماعی بود. مدیران و مسئولان سازمانی با کمک ابعاد شناسایی شده در پژوهش حاضر می توانند زمینه را برای بهبود مسئولیت اجتماعی در سازمان خود فراهم آورند.
ارائه مدل برنامه آموزشی برای دانشگاه های نسل چهارم در ایران با رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
266 - 278
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل برنامه آموزشی برای دانشگاه های نسل چهارم در ایران انجام شد.روش شناسی: روش تحقیق از نظر هدف بنیادی و از نظر روش اجرا آمیخته (کیفی-کمی) بود. جامعه بخش کیفی شامل خبرگان و اساتید برنامه ریزی آموزشی دانشگاهی ایران در سال تحصیلی 400-1399 بودند که طبق اصل اشباع نظری 17 نفر از آنها با روش های نمونه گیری گلوله برفی و هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. جامعه بخش کمی شامل کلیه دانشجویان مراکز آموزش عالی سراسر ایران در سال تحصیلی 400-1399 بودند که طبق فرمول کوکران 384 نفر آنها با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که شاخص های روانسنجی آنها تایید شدند. داده ها با روش های کدگذاری در نرم افزار MAXQDA و تحلیل عاملی اکتشافی و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و LISREL تحلیل شدند.یافته ها: یافته های بخش کیفی نشان داد که 51 شاخص در قالب 7 مقوله رویکرد آموزشی مبتنی بر آموزش همتایان، آموزش مبتنی بر عمل، تسهیل فرصت های شبیه سازی شده، توجه به روش های یادگیری گروهی، یادگیری خودهدایت شده و خودراهبر، فعالیت های مبتنی بر یادگیری اکتشافی و روش های نوین تدریس شناسایی شد. یافته های بخش کمی نشان داد که 34 گویه در قالب 7 مقوله مذکور قرار گرفتند که بار عاملی همه آنها بالاتر از 70/0، میانگین واریانس استخراج شده همه آنها بالاتر از 60/0 و پایایی همه آنها بالاتر از 80/0 بود. دیگر نتایج نشان داد که برنامه آموزشی برای دانشگاه های نسل چهارم بر هر هفت مقوله رویکرد آموزشی مبتنی بر آموزش همتایان، آموزش مبتنی بر عمل، تسهیل فرصت های شبیه سازی شده، توجه به روش های یادگیری گروهی، یادگیری خودهدایت شده و خودراهبر، فعالیت های مبتنی بر یادگیری اکتشافی و روش های نوین تدریس اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0P<).بحث و نتیجه گیری : با توجه به شناسایی هفت مقوله و اثر مستقیم و معنادار برنامه آموزشی پژوهش حاضر بر هفت مقوله، برنامه ریزی جهت بهبود برنامه آموزشی برای دانشگاه های نسل چهارم از طریق هفت مقوله ذکرشده در بالا ضروری است.
نقش واسطه ای ذهن آگاهی در رابطه بین توانایی های شناختی با خردمندی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
262 - 273
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف، نقش واسطه ای ذهن آگاهی در رابطه بین توانایی های شناختی با خردمندی در دانشجویان انجام شد. روش شناسی: روش پژوهش مقطعی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کل دانشجویان دانشگاه-های آزاد استان تهران در سال تحصیلی 1400-1401 تشکیل دادند، که از میان آن ها، تعداد 380 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. در این پژوهش از ابزارهای خردمندی (آردلت، 2003)، توانایی های شناختی (نجاتی، 1392) و ذهن آگاهی (ریان و براون، 2003) استفاده شد که همگی از اعتبار و پایایی قابل قبولی برخوردار بودند. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از از مدل یابی معادلات ساختاری با نرم افزارهای SPSS-V23 و Lisrel-V8.8 استفاده گردید. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار است. همچنین یافته ها نشان داد، توانایی-های شناختی اثر مستقیم بر خردمندی دانشجویان داشته است؛ تأثیر توانایی های شناختی بر خردمندی به صورت مستقیم برابر (33/11 = t و 73/0=β) و به صورت غیرمستقیم توانایی های شناختی بر خردمندی دانشجویان به واسطه ذهن آگاهی با 95 درصد اطمینان تأییدشد. بحث و نتیجه گیری: با توجه به یافته ها نتایج نشان می دهد با افزایش متغیرهای توانایی های شناختی و ذهن آگاهی می توان افزایش خرد در دانشجویان را انتظار داشت.
مسئله اجتماعی همسرآزاری و مدلیابی راهکار تاب آوری خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
173 - 189
همسرآزاری یک مسئله مهم اجتماعی و شایعترین شکل خشونت در خانواده می باشد؛ لذا یافتن راهکاری که تاب آوری نظام خانواده را در شرایط خشونت آمیز ارتقا دهد، با پیشگیری از ایجاد و افزایش این بحران، موجب تداوم خانواده، بقای جامعه و انسجام فرهنگی- اجتماعی می شود. بنابراین هدف پژوهش حاضر، مدلیابی تاب آوری خانواده به عنوان راهکاری در حل مسئله اجتماعی همسرآزاری، براساس بررسی دو عامل زمینه ساز اقتدار شخصی در نظام خانواده و باورهای ارتباطی ناکارآمد بود. ای ن مطالع ه، توصیف ی- همبس تگی با تکیه بر مدلیابی معادلات ساختاری بود که در آن تعداد 250 نفر از زنان قربانی همسرآزاری مراجع ه کنن ده ب ه دوایرمددکاری اجتماعی کلانتریهای شهرته ران در س ال 140۰ با روش هدفمند، انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه تاب آوری خانواده سیکسبی(۲۰۰۵)، اقتدارشخصی در سیستم خانواده ویلیامسون، مالون و بری(۱۹۸۴) و باورهای ارتباطی ایدلسون و اپستین(۱۹۸۱) استفاده شد. مدل فرضی با استفاده از روش الگویابی معادلات ساختاری و نرم افزارهای spss18 وAmos23 تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بین مولفه های اقتدارشخصی)۰٫۲۷۶β=،۰٫۰۰۱p=) و باورهای ارتباطی ناکارآمد)۰٫۲۵۵β=-،۰٫۰۰۰p=) با تاب آوری خانواده رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد. شاخص های نکویی از الگوی پژوهش با داده های گردآوری شده حمایت کردند. مدل ساختاری نیز از برازش مطلوب برخوردار و شاخص های برازش معناداری را نشان دادند. نتیجه گرفته می شود، تقویت اقتدارشخصی و شناخت باورهای ارتباطی ناکارآمد، بدلیل افزایش سطح آگاهی و توانمندسازی زنان قربانی همسرآزاری، تاب آوری خانواده را بالابرده و با پیشگیری از این آسیب اجتماعی و سازگاری سیستم خانواده در بحرانها، نهایتاَ در افزایش رفاه اجتماعی موثر خواهد بود.
واکاوی چگونگی مدیریت منابع مالی در خانواده های ناتنی، یک نظریه ی زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانواده ی ناتنی به جهت ساختار متفاوت خود نسبت به خانواده های حاصل از ازدواج اول، دارای وضعیت پیچیده تری است. یکی از ابعاد حائز اهمیت این نوع از خانواده ها که بر روابط زوجین، والد ناتنی- فرزند ناتنی و به طورکلی ساختار خانواده اثرگذار است، کنترل مسائل پولی و مالی است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف واکاوی چگونگی مدیریت منابع مالی در خانواده های ناتنی طراحی شده است. روش پژوهش، کیفی و به شیوه ی نظریه ی زمینه ای انجام شده است. 15 نفر از مردان ساکن در شهر اصفهان که دارای تجربه ی ازدواج مجدد پس از طلاق و زندگی در خانواده با حضور فرزند ناتنی بودند، به صورت هدفمند و به شیوه ی نمونه گیری نظری انتخاب شدند. داده های پژوهش ازطریق مصاحبه های عمیق گردآوری و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند. نتایج نشان داد مردان در پی عواملی از جمله انتظارات مالی تحمیلی، وارسی تخصیص منابع مالی، حمایت های مالی نامناسب، اعمال قدرت زنان و... دچار نوعی هراس شده بودند که به زعم آنان منجر به خدشه دار شدن ساختار سنتی خانواده شده، اقتدار و محوریت تصمیم گیری از آن-ها سلب شده بود. در این میان، زنان نیز به طور ویژه با کسب سرمایه ی اقتصادی وارد رقابت با مردان شده و با شیوه های قدرت مدارانه مدیریت امور مالی، فضای رقابتی خانواده را تشدید کرده بودند. اگرچه راهبردهای اتخاذشده منجر به توافق های مصلحتی میان زوجین شده بود، اما ازآنجاکه کنترل مسائل پولی ناشی از وجود فرزندان ناتنی است، به نظر می رسد رقابت بر سر کسب اقتدار اقتصادی در خانواده های ناتنی دائمی است؛ در نتیجه منجر به قطبی شدن فضای خانواده می شود.
رابطه بین سرمایه فرهنگی و سبک زندگی زنان سالمند(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش شناسایی تاثیر سرمایه فرهنگی بر سبک زندگی زنان سالمند می باشد. روش پژوهش از لحاظ ماهیت پیمایشی بوده و در قلمرو زمانی 1399-1398 در استان گلستان اجرا شده است. جامعه آماری پژوهش 340 نفر از سالمندان بالای 60 سال که از خدمات روزانه اداره بهزیستی استان استفاده می کنند، می باشد که با استفاده از فرمول کوکران 183 نمونه به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای سنجش سبک زندگی از پرسشنامه سبک زندگی میلر و اسمیت و برای سنجش سرمایه فرهنگی از سوالات پرسشنامه های تحقیقات قبلی انجام گرفته در این زمینه، استفاده شد که اعتبار و پایایی آنها مورد تأیید قرار گرفته اند، برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره استفاده شده است . یافته های تحقیق نشان می دهد بین سرمایه فرهنگی با سبک زندگی زنان سالمند رابطه معنی دار و مثبت وجود دارد. در معادله تحلیل رگرسیونی آنالیز واریانس محاسبه گردیده که برای سرمایه فرهنگی مقدار F برابر 294/1 و معنی دار بودن F نیز (278/0 (Sig= بدست آمده است که نشان میدهد سبک زندگی با ابعاد سرمایه فرهنگی (مصرف فرهنگی، تعداد کتاب، تعداد آثار هنری، زبان خارجی، مصرف رسانه ای) دارای رابطه خطی مستقیمی است. اهمیت توجه به سرمایه فرهنگی در ایجاد سبک زندگی به روشنی مشخص است و کسب سرمایه فرهنگی یکی از راه های مهم ارتقاء سبک زندگی در زنان سالمنداست و بیش از عوامل دیگر سبک زندگی را تبیین می نماید. لذا پیش نهاد می گردد، قانونگزاران و برنامه ریزان توجه مضاعف و بیشتری را در تقویت و ارتقاء سرمایه فرهنگی در دوران قبل از سالمندی و سالمندی داشته باشند.
تبیین عوامل اجتماعی مؤثر بر مسئولیت پذیری اجتماعی و مدیریت افکار عمومی مشتریان بانک ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رقابتی تر شدن فضای کسب و کار و برقراری رابطه طولانی مدت با مشتری مستلزم سرمایه گذاری اثربخش و سودمند در حوزه وفاداری مشتریان و ایجاد مدیریت افکار عمومی بهینه در بانک ها است. دستیابی به اهداف مدیریت افکار عمومی مشتریان نیازمند الگویی بومی و معتبر می باشد. از این رو پژوهش پیش رو از روش آمیخته استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی پژوهش برای انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته مرتبط با نظریه برخواسته از داده شامل 13 نفر از خبرگان صنعت بانکداری با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در بخش کمی از دیدگاه 384 نفر از مشتریان به روش نمونه گیری خوشه ای شرکت کرده اند. تحلیل داده ها در بخش کیفی به روش تحلیل مضمون و با استفاده از نرم افزار MaxQDA صورت گرفته است. برای مدلسازی از روش مدلسازی ساختاری تفسیری ISM استفاده شده است. سپس در بخش کمی نیز از رویکرد حداقل مربعات جزئی و نرم افزار SmartPLS استفاده شده است. روایی پرسشنامه با محاسبه شاخص AVE تایید گردید و پایایی آن با آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید شد که مقدار آنها برای تمامی ابعاد بالای 7/0 بدست آمد. نتایج نشان داد رهبران فکری و بکارگیری رسانه های جمعی بر اطلاع رسانی شفاف و مقابله با شایعات و توسعه تبلیغات در جهت افزایش امنیت خاطر مشتریان تاثیر دارند. این عوامل نیز بر تقویت مسئولیت پذیری اجتماعی اثر می گذارند. تقویت مسئولیت پذیری اجتماعی منجر به مدیریت روابط عمومی با مشتریان و سنجش افکار عمومی مشتریان می شود و در نهایت نیز به مدیریت افکار عمومی مشتریان منجر می شوند. عناصر سطح پنج یعنی رهبران فکری و بکارگیری رسانه های جمعی بیشترین تأثیر را در کارآفرینی استراتژیک نهادهای عمومی دارند. به همین ترتیب از میزان تأثیرگذاری در سطوح بعد کاسته می شود و متغیرهای هم سطح نیز تعامل متقابل با هم دارند.
تغییرات نهادی در نظام اقتصادی ایران در دوره شاه عباس اول صفوی و تأثیر آن بر فعالیت های تجاری(با تکیه بر آرای داگلاس نورث) (996ق/1588 م 1038ق/1629م)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی تاریخی سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
119-161
حوزههای تخصصی:
شاه عباس صفوی با ایجاد دولتی مقتدر که حاصل سهیم کردن غلامان در قدرت و اعطای مناصب نظامی به آنان بود، قزل باشان و عناصر دارای ابزار خشونت را سرکوب کرد و به تدریج در سراسر قلمرو خود امنیت برقرار ساخت؛ راه ها نسبتاً امن شد و دزدی، کشتار و راهزنی کاهش یافت و تجارت و حمل ونقل مال التجاره رونق گرفت. برهمین اساس، برخی از مورخان، دوره شاه عباس را عصر طلایی و زمان شکفتگی اقتصادی دوره صفوی قلمداد کرده اند. این تصور، معطوف به تغییرات نهادی شاه عباس در حوزه سیاسی و اجتماعی است که باعث مرکزیت سیاسی، امنیت راه ها، ساخت کاروان سراها و بازارها، ایجاد شهرها و برقراری روابط بازرگانی با کشورهای خارجی شد. اگرچه برای توسعه تجارت این اقدامات مطلوب بود و به واسطه اصلاحات مذکور تحولی عظیم در امر تجارت رخ داد و شکوفایی تجاری در کوتاه مدت را به دنبال داشت، اما بااین حال، اصلاحات اقتصادی او به گونه ای بود که به انباشت بلندمدت سرمایه و رشد پایدار اقتصادی منجر نشد. علت این امر، ناشی از موانع نهادی بود که نورث آن ها را به دو دسته محدودیت های رسمی و محدویت های غیررسمی تقسیم می کند. این پژوهش تغییرات نهادی و اوضاع تجاری و موقعیت بازرگانان در دوره شاه عباس اول را با توجه به نظریه نهادگرایی داگلاس نورث مورد بررسی وکنکاش قرار داده و تلاش می کند اوضاع اقتصادی ایران عصر شاه عباس را با نظریه «نونهادگرایی» و برمبنای نظریه سازگاری لیندا هاچن بررسی کند.
شکاف های اجتماعی اواخر دوره ساسانی و تأثیر آن در گریز لایه های زیرین جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی تاریخی سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
219-254
حوزههای تخصصی:
وجود شکاف های اجتماعی همواره در جامعه ساسانی باعث افزایش انفکاک و همچنین حرکت انفعالی لایه های زیرین جامعه و بروز مسئله گریز شد و موجبات سقوط ساسانیان را در یکی از مناطق حساس جنوب غرب آسیا فراهم آورد. این تحقیق که با استفاده از روش تاریخی و تحلیل نظریه شکاف و گریز در جامعه شناسی انجام شده، با طرح این سؤال پیش خواهد رفت که شکاف های اجتماعی در رخداد پدیده گریز از حکومت ساسانی و سپس سقوط جامعه ایرانی چه نقشی داشته است؟ و در پاسخ به این سؤال، فرضیه تحقیق بر این استوار است که شکاف های اجتماعی موجود در حکومت ساسانی باعث گریز لایه های متعدد اجتماعی بوده و به دلیل عدم پیروی نسبی ساسانیان از عرف سیاسی نظریه حکومت ایرانی مبتنی بر رعایت تسامح در قبال اقوام و ادیان مختلف پهنه شاهنشاهی، زمینه های سقوط درونی و ساختاری فراهم آمد. دستاوردهای پژوهش نشان می دهد که وجود طبیعی شکاف های اجتماعی در جامعه ساسانی با رویکردهای سخت گیرانه و متعصبانه حکومتی تشدید و سپس به تسریع روند گریز منجر شد. از مطالعه نظری شکاف و گریز چنین به دست آمد که تضادهای موجود در جامعه ساسانی در بلندمدت به شکاف ها تبدیل شد و چون لایه های زیرین این جامعه کم تر نقش و جایگاه را در این ساختار داشتند؛ هر چه بر عمر این سلسله افزوده می شد به پدیده گریز بیشتر علاقه نشان داده می شد؛ به نحوی که این امر باعث شد هرکدام از اجزای جامعه ساسانی بدون توجه به وضعیت جامعه قبلی خویش که در همراهی با جامعه کلان ایرانی بود، به منافع قومی دینی و یا محلی صنفی خود روی آورند و در صورت ضرورت و با پیشامدهای اجتماعی با قدرت های بیرونی همراهی کنند.
سناریوی چندجانبه چالش های زنان خانه دار در دوره شیوع کروناویروس (مطالعه زنان خانه دار بالای 20 سال شهر بروجرد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال سی و سوم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۸۷)
101 - 124
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفیِ نظریه مبنایی، فرآیند تغییر نقش «خانه دار» را در دوران شیوع بیماری کرونا بررسی کرده است. جامعه مطالعه شده، زنان خانه دار بالای 20 سالِ شهر بروجرد است. نمونه گیری هدفمند و گردآوری داده ها به روش مصاحبه عمیق است که تا زمان اشباع نظری ادامه یافته است؛ به طوری که از میان 30 مصاحبه انجام شده، 22 مصاحبه کدگذاری و تحلیل شده است. اعتبار با استفاده از نظر اساتید است؛ همچنین شیوه «اعتبار اعضا» (تأیید نتایج تحقیق توسط مشارکت کنندگان) و پایایی با محاسبه توافق درون موضوعی (88٪) به دست آمده است. یافته های حاصل از سه مرحله کدگذاری نشان می دهد که پدیده «چندگانگی نقش فزاینده» بر اثر شرایط علّی (مکانیزم های پیشگیری، مراقبت، همیاری، آموزش، درمان، دورکاری و تحصیل) ظهور یافته است که کنشگران در مواجهه با آن، راهبرد تغییر نقش خانه دار (خانه کار، خانه بار، خانه یار) را تحت تأثیر شرایط زمینه ای (ویژگی های جمعیت شناختی، نرخ شیوع بیماری کرونا) و شرایط مداخله گر (ویژگی های روان شناختی، جامعه پذیری جنسیتی، مهارت سایبری، حمایت اجتماعی، حمایت دولتی) اتخاذ کرده اند که بسته به نوع آن، توانمندی یا ناتوانی جنسیتی را در پی داشته است؛ بنابراین شیوع بیماری کرونا نقش خانه دار را متحول کرده است و مؤلفه جنسیت اهمیت بسزایی در این فرآیند تحول دارد.
Investigating the Inefficiency Causes of Educational Institution in the Field of Knowledge Transfer(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Considering the role and importance of knowledge and its transfer in education, the purpose of this research was to investigating the inefficiency causes of education in the field of knowledge transfer. Methodology: This study in terms of purpose was from type of applied and in terms of implementation method was from type of qualitative. The research population was education specialists, principals, teachers, parents and high school students of Iran in the 2019-20 academic years. The sample size was considered 20 people which from each of the five group number of 4 people were selected as a sample by available sampling method. The research tool was a semi-structured interview whose validity was confirmed by the triangulation method and its reliability was obtained by the agreement coefficient method between the two coders 0.87. Data were analyzed by open, axial and selective coding method in MAXQDA software. Findings: The results showed that the inefficiency causes of educational institution in the field of knowledge transfer had 184 open codes or indicator, 16 axial codes or component and 7 selected codes or categorical. The category of objective had two components of human education and training, the category of teacher had four components of material and spiritual rights, selection, moral commitment and professional commitment, the category of student had two components of motivation and learning, the category of curriculum had two components of content and curriculum and settings, categories of educational methods had two components of teaching methods and teaching aids equipment, the category of educational environment had two components of educational space and secondary education space and the student's psychological category had two components of family and social status. Finally, based on them a pattern of inefficiency causes of education in the field of knowledge transfer was designed. Conclusion: According to the identified indicators, components and categories for the inefficiency causes of education in the field of knowledge transfer, planning is necessary to reduce the inefficiency of the mentioned institution in the field of knowledge transfer.
Application of Educational Implications of Rumi and Critical Theorists(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Rumi is one of the Islamic thinkers who have presented its educational ideas and implications in a coherent way. Therefore, the purpose of this study was identifying the educational implications of Rumi and critical theorists and to examine their common and distinct aspects. Methodology: This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was qualitative from type of documentary. The study population was all published sources about educational implications of Rumi and critical theorists in the last 30 years, which from them 20 cases from various sources by purposefully were selected as a sample. For information collection were used from taking notes method from sources and to data analysis were used from data analysis method. Findings: Findings showed that in the educational implications from Rumi's perspective, the most important goals for adolescents and youth was human cognition and for adults was to achieve the status of knowledge of God or nearness to God, the most important principles for adolescents and youth was responsibility during its education and for adults was companionship and the most important methods for adolescents and youth was advised and preached and for adults was to walk the path of wisdom. Also, in the educational implications from critical theorists perspective, the most important goals was educating the global citizen, the most important principles was criticism and the most important methods was using discourse. Other findings showed that the most important common aspects of Rumi and critical theorists in terms of goals was drawing cognitive, emotional and psycho-motor goals and emphasis on individual ethics, in terms of principles was classification of principles at macro, intermediate and micro levels and emphasis on self-evaluation and in terms of methods was the use of encouragement and punishment and emphasis on seminar and exchange. Also, the most important distinct aspects of Rumi and critical theorists in terms of goals was Rumi's emphasis on individual goals both worldly and otherworldly, but the critical theorists' emphasis on individual and social goals only worldly, in terms of principles was Rumi's emphasis on the originality of the soul and the primacy of inward evolution over outward evolution, but the critical theorists' emphasis on the originality of society reform and the primacy of society's transformation over its own evolution and in terms of methods was Rumi's emphasis on self-construction, individual excellence and internalized discourse of self-construction, but the critical theorists' emphasis was on transformation, social change and critical discourse. Conclusion: The results indicated that educational implications in terms of Rumi has more individual aspects based on growth, perfection and nearness to God, but educational implications in terms of critical theorists has more social aspects based on society reform, citizen education and change of current status. The mentioned results can have practical implications for experts of education in order to improve the current situation and help them to provide a suitable perspective for designing educational programs.
The Comparative Study of White Marriage News based on Effective News Components in the Persian Section of Al-Alam, Persian BBC and Voice of America News Sites(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The aim of present research was the comparative study of white marriage news based on effective news components in the Persian section of Al-Alam, Persian BBC and Voice of America news sites. Methodology: This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was quantitative. The research community was the white marriage news of Persian section of Al-Alam, Persian BBC and Voice of America news sites in 2017 and 2018 years. The research sample was all related news to white marriage, which were selected by census sampling method. The research tool was observation and recording of white marriage news in the Persian section of the mentioned sites, whose face validity was confirmed by experts and its reliability was estimated by the coefficient of agreement between the two coders 0.92. Finally, the data were analyzed by non-parametric test of chi-square in SPSS software. Findings: The comparative results showed that the Persian BBC news site has the most emphasis and Al-Alam news site has the least emphasis on white marriage based on the component of news rate and between them there was significant difference in terms of components of presentation style, news index, news values, news elements, news sources, news orientation, content bias, news type, news volume and news tactics (P<0.05). In addition, there was no significant difference between the three news sites in terms of emphasis on white marriage based on the component of inductive load of headline (P>0.05). Conclusion: The results showed the more emphasis of Persian BBC news sites and less emphasis of Al-Alam news sites on white marriage according to effective news components. These results indicated that the more damage of Persian BBC news site about white marriage and its consequences for families.
فراتحلیل تاثیر امنیت بر سرمایه گذاری اقتصادی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع و هدف: سرمایه گذاری اقتصادی زمینه ی رشد اقتصادی و ارتقای رفاه عمومی جامعه را فراهم می کند. یکی از مهم ترین متغیرهای تاثیرگذار بر سرمایه گذاری اقتصادی، امنیت است. در سال های اخیر، با توجه به اهمیت تاثیر امنیت بر سرمایه گذاری اقتصادی در ایران، تحقیقات متعددی در این حوزه انجام شده است. با در نظر گرفتن فراوانی و تنوع تحقیقات انجام شده در این زمینه، نیاز به انجام تحقیقات ترکیبی مثل فراتحلیل در این حوزه احساس می شود. اصلی-ترین سوال پژوهش حاضر این است که شدت و جهت تاثیر امنیت بر سرمایه گذاری اقتصادی در تحقیقات انجام شده در ایران به چه صورتی است؟ روش: روش تحقیق پژوهش حاضر، فراتحلیل می باشد. جامعه آماری تحقیق همه ی مقالات معتبر علمی هستند که در سال های 1380 تا 1399 با موضوع تاثیر امنیت بر سرمایه گذاری منتشر شدند. در نهایت 15 تحقیق انتخاب و با نرم افزار جامع فراتحلیل (CMA2)، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که اندازه اثر ترکیبی امنیت انتظامی بر سرمایه گذاری اقتصادی، معادل 315/0 و در حد متوسط می باشد. تاثیر امنیت اقتصادی بر سرمایه گذاری در تحقیقات مرور شده حدود 407/0 و در حد متوسط قرار دارد. تاثیر امنیت اقتصادی بر سرمایه-گذاری در دهه ی 1380(با اندازه اثر 557/0) بیشتر از دهه ی 1390 (با اندازه اثر 313/0) می باشد. این یافته ها متناسب با نظریات کوز(1961) و ویلیامسون(2000) در قالب نظریه ی اقتصاد نهادگرای جدید و نظریات نئولیبرالیسم سرمایه گذاری می باشد. این نتایج و یافته ها نشان می دهد که برای تبیین ارتباط امنیت و سرمایه گذاری در ایران باید بیشتر به این رویکردهای نظری توجه شود.