فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۴۶۱ تا ۴٬۴۸۰ مورد از کل ۱۷٬۸۴۵ مورد.
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱۴
217 - 249
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی حضور زنان در پروژه های محله محور شهرداری تهران و تأثیر آن بر میزان ارتقای احساس توانمندی اجتماعی -روانی آنان است. چارچوب نظری پژوهش بر مبنای نظریات فمینیسم رادیکال، کنش متقابل نمادین و نظریه بوردیو [1] و هابرماس [2] است. به منظور بررسی پرسش های پژوهش تعداد 163 نفر از زنانی که در این پروژه ها شرکت کرده بودند با 164 زن که در این پروژه ها شرکت نکرده بودند به روش شبه آزمایشی مورد مطالعه قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان می دهد که بیش از 70 درصد زنان گروه مورد مطالعه به میزان زیادی در پروژه ها شرکت کرده بودند و بالای 60 درصد میزان موفقیت اجرای پروژه ها را زیاد ارزیابی کرده اند. در بخش آزمون فرضیات، شواهد پژوهش بیانگر تفاوت امتیاز پاسخگویان در گروه مداخله و کنترل است به گونه ای که فرضیات پژوهش در سطح ۹۹ درصد اطمینان تأیید شدند. نتایج پژوهش بیانگر آن است اجرای این پروژه ها بر روی ارتقای میزان توانمندی اجتماعی- روانی زنان مؤثر بوده است که ضرورت تداوم اجرای این پروژه ها در سطح گسترده تر در شهر تهران و سایر شهرها را نشان می دهد.
Designing a Strategic Human Resources Management Pattern based on Intellectual, Cultural and Psychological Capitals(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The present study aims at offering an appropriate pattern for strategic human resources management (SHRM) based on intellectual, cultural and psychological capitals in Islamic Azad Universities from Mazandaran Province. The current study is a descriptive-analytical research in terms of the objectives it is in pursue of and it is generally enumerated among the applied research. Method: The study population included all the faculty members from Islamic Azad Universities in Mazandaran Province who were studied in the curriculum year of 2015-2016. 320 individuals from faculty members’ population in various Islamic Azad University branches in Mazandaran Province were selected as the study sample volume based on Morgan’s table and through taking advantage of a simple randomized sampling method. The data were collected by the use of intellectual capital questionnaire designed by Bontis in 1998, the cultural capital questionnaire made by Gerami in 2012) and the psychological capital questionnaire constructed by Luthans et al (2005) and finally through administering the strategic human resources management questionnaire made by Boyle et al (2015). Finding: To analyze the data, structural equations model was used. The study findings are suggestive of the idea that human capital, structural capital, cultural capital, relational capital and psychological capital exert positive and significant effects on the strategic human resources management. Conclusion: Furthermore, structural capital, cultural capital, relational capital and psychological capital were not found having a significant effect on the structural capital and it is through investing on intellectual, cultural and psychological grounds that a competitive advantage can be obtained through improving the strategic human resources management.
Comparison of effectiveness between smart and non-smart school regarding advancing and developing creativity amongst female 3rd grade high-school students of Tehran's District 8(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Abstract Purpose: Smart schools are schools equipped with electronic devices and advanced technology where innovative and new way of learning is taught by processing data and communication within the context of suitable curriculum. Methodology: The basis of current research has been designed to compare the effectiveness of developing creativity between two groups of female high schoolers attending smart schools versus female students attending non-smart schools. Furthermore, all the female subjects were attending 3rd grade which is equivalent of 11th grade students worldwide. The method utilized in this research is the comparison evaluation type. The statistical society of research subjects included female high schoolers of Tehran’s District 8 which encompasses of 10 public schools, 6 non-public or private schools, and one smart high school, with the total population of 1020 in which 300 students were selected by classified random method as the sample group of research. The mentioned random groups were selected from all above-mentioned schools accordingly to their populations. Initially, in order to assess the level of creativity, part A of the Torrance test was given to all subjects at the beginning of the school –year. Part B of the same test was given at the conclusion of the school-year. Finding: The yielding outcome of both tests were analyzed with T test, variance method, and Schaffer's follow-up test final and total assessment and evaluation of all the results a conclusion was reached indicating that the type of smart or non-smart schools had no effect in developing and advancing creativity. Discussion: However, the dual comparison between private and public schools demonstrated a real and factual significant differences with respect to developing creativity. This fact implies that private high schools are more equipped and suited to develop creativity.
مدل ساختاری ارتباط میان استرس، خودکارآمدی و فرسودگی شغلی در معلمان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۳ پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲
97 - 106
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش تعیین کننده استرس و خودکارآمدی در فرسودگی شغلی آموزگاران در قالب مدل سازی معادلات ساختاری بود. در یک طرح همبستگی 330 نفر از آموزگاران خراسان شمالی با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه منابع استرس آموزشگاهی(کریاکو و ساتکلیف، 1978)، خودکارآمدی معلمان(اسکالوویک و اسکالوویک، 2007) و فرسودگی شغلی معلمان(ماسلاچ و همکاران، 1996) را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که استرس و خودکارآمدی با فرسودگی شغلی روابط معناداری دارند. اثرات غیر مستقیم نیز معنادار بوده و مدل ساختاری از برازش مناسبی برخوردار بود. به نظر می رسد استرس به طور مثبت و خودکارآمدی آموزگاران به طور منفی می تواند فرسودگی شغلی را در آنان پیش بینی کند.
اولویت بندی شاخص های اسلامی موفقیت از دیدگاه دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی امین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: کمال گرایی قانون طبیعت است و همه موجودات میل غریزی به کمال دارند و میل به موفقیت و کمال در انسان ها که موجوداتی برتر و با فضیلت در عالم هستی هستند، قوی تر است. این پژوهش شاخص های موفقیت از دیدگاه اسلام را شناسایی و آنها را از دیدگاه دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی اولویت بندی می کند. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش پیمایشی است. جامعه پژوهش را اعضای هیئت علمی، فرماندهان و دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی امین تشکیل داده اند و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 400 نفر تعیین شد. داده ها با استفاده از پرسش نامه روا و پایا (آلفای کرونباخ: 76/0) جمع آوری و برای تحلیل داده ها از آزمون های «تی تک نمونه ای» و «فریدمن» استفاده شد. یافته ها و نتایج: پژوهش نشان داد اگرچه همه شاخص ها و ابعاد موفقیت از نگاه دانشجویان دارای میانگین بالاتر از سه هستند اما بعد گرایشی موفقیت، اولویت اول را دارا است و ابعاد بینشی و کنشی در اولویت بعدی قرار دارند. در بین شاخص های موفقیت در این ابعاد، شاخص های ایمان به خدا و معاد، خدامحوری و دینداری و وجدان کاری کلیدی هستند. شاخص های نظم و انضباط، خودشناسی و علم و دانش نیز در رتبه های آخر قرار دارند.
برون ایستادگان رادیو تلویزیون دولتی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله، با طرح کردن مفهوم تازه «برون ایستادگی» در مطالعات مخاطب شناسی رسانه ای، در پی این بوده است که برون ایستادگان رادیو تلویزیون دولتی ایران را کسانی که آگاهانه و عامدانه استفاده از این رسانه را کنار گذاشته اند و از رویارویی با آن پرهیز می کنند مطالعه کند. نویسندگان بر این نظر هستند که تجربه برون ایستادگی، در هر جامعه و کشوری متفاوت و منحصربه فرد است. این مقاله، معناها و مفهوم های ذهنی این افراد را در مورد رادیو تلویزیون دولتی ایران، با استفاده از ابزار مصاحبه های عمقی و با چارچوب روش شناختی «نظریه داده بنیاد» بررسی کرده و پس از انجام 29 مصاحبه عمقی انفرادی به کفایت نظری رسیده است. نویسندگان از خلال داده های برآمده از این مصاحبه ها و با پیمودن مراحل کدگذاری و مقوله بندی این روش شناسی، الگوی نظری ای از برون ایستادگان تلویزیون دولتی در ایران ارائه داده اند. این مقاله که با هدف شناخت ادراک های معنایی برون ایستادگان به عنوان مقدمه ای برای به درون کشیدن آن ها انجام شده است، 118 مفهوم ذهنی را از درون مصاحبه های عمقی انفرادی به دست آورده است که این مفهوم ها، با ساختن مقوله های اصلی، موجب شکل گیری الگوی نظری تحلیلی شده اند. برمبنای نتایج به دست آمده، سه گونه برون ایستادگی «اعتراض و مقاومت»، «سرگرمی خواه ناراضی» و «پرهیز از ابتذال»، شناسایی شده اند. نوآوری این مقاله در دستیابی به شناخت مخاطبان از منطق نفی و سلب است و نویسندگان بر این نظرند که سیاست گذاری های رسانه ای در مورد مخاطبان، نیازمند دستیابی به این گونه شناخت های ژرفانگر است.
تأثیر سرمایه اجتماعی بر وضعیت حضور کارآفرینان شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان در فعالیت های اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تبیین تأثیر سرمایه اجتماعی بر وضعیت حضور کارآفرینان شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان در فعالیت های اقتصادی است. جامعه آماری شامل کلیّه شرکت های فعال مستقر در شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان است. نمونه گیری به روش تصادفی طبقه بندی شده متناسب انجام شده است. حجم نمونه برای بررسی فرضیه های پژوهش، 117 شرکت از شرکت های مستقر در شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان بوده است. برای کسب نظرات کارآفرینان از ابزار پرسش نامه استفاده شد. از آنجایی که کارآفرینان در بیشتر شرکت های واقع در شهرک، سمت مدیر عامل را دارند؛ تکمیل پرسش نامه های مورد استفاده در پژوهش را مدیر عاملان شرکت ها انجام داده اند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش آماری استنباطی (مدل رگرسیون لجستیک دو جمله ای) انجام شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد شاخص هنجار بر وضعیت حضور کارآفرینان شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان در عرصه اقتصاد، تأثیر معنادارای نداشته است؛ اما شاخص های اعتماد و بهره برداری از شبکه های اجتماعی، عوامل مؤثری بر وضعیت حضور کارآفرینان در عرصه اقتصاد بوده اند، به گونه ای که تأثیر هر دو عامل بر احتمال موفقیت کارآفرینان شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان، مثبت بوده است.
واکاوی کیفی چالش های ایفای هم زمان نقش های دانشجویی و خانوادگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامعه ی ایران در دهه های اخیر شاهد مشارکت گسترده ی زنان در آموزش عالی است. این شرایط جدید ایفای نقش های متعددی را به آنها تحمیل کرده و به همان نسبت که منشأ بهبود کیفیت زندگی آنها شده است، آنها را با چالش های جدیدی برای هماهنگی وظایف خانه و خانواده با تکالیف تحصیلی مواجه کرده است. از این رو ضرورت دارد ابعاد مقوله ی تعارض نقش خانوادگی و تحصیلی زنان و علل پیدایی این تعارضات و نحوه ی مواجهه ی دانشجویان با این چالش ها در یک مطالعه ی کیفی بررسی شود. بدین منظور 22 دانشجوی زن متأهل در مقاطع ارشد و دکتری بر اساس نمونه گیری هدفمند و با حداکثر تنوع مشارکت کنندگان انتخاب شدند و مصاحبه های نیمه ساختاری، به صورت انفرادی و رودررو با آنها انجام شد. یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که عملکرد نامناسب نظام آموزشی، فشار نقش مادری و فرزندپروری، فشار نقش همسری، ضعف حمایت خانواده و نقش منفی خانواده، جزء شرایط علی تعارض نقش تحصیلی با نقش خانوادگی دانشجویان متأهل است. کاهش حس کنترل بر زندگی، فرسودگی تحصیلی، تضعیف صمیمیت زناشویی و کاهش ظرفیت روانی، پیامدهای پدیده ی تعارض نقشی است. مصاحبه شوندگان دو استراتژی سازگاری مثبت و منفی را در مواجهه با این تعارض اتخاذ کرده اند. مقوله ی هسته ای استخراج شده از این مطالعه، غفلت نظام آموزش از نهاد خانواده است.
تحلیل جامعه شناختی سهمیه بندی جنسیتی در آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسالت دانشگاهها و موسسات آموزش عالی در جامعه ، توسعه کشور در همه ابعاد و ایجاد بستر مناسب برای کلیه افراد به منظور آموختن مهارتها و تواناییها است. شواهد تجربی نشان می دهد افزایش سطح تحصیلات زنان سبب افزایش آگاهی ها ورشد فکری زنان و در نهایت جامعه خواهد شد .از طرف دیگر سهمیه بندی جنسیتی در آموزش عالی برخوردی تبعیض آمیز خواهدبود اگر منابعی چون فرصتهای تحصیلی بر مبنای جنسیت به طور یکسان توزیع نشده باشد . لذا سهمیه بندی جنسیتی ، ورود زنان به آموزش عالی را ناهموار می کند و بالتبع کیفیت زندگی آنان و جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد . در مقاله حاضر با ارزیابی روند سهمیه بندی جنسیتی و بررسی نظرات موافقان سهمیه بندی ، و با استناد به برخی مفاهیم نظری و مطالعات تجربی به تبیین این امر پرداخته ایم که روند سهمیه بندی جنسیتی و تبعیض آمیز بودن آن چگونه است و عوامل قانونی شدن سهمیه بندی جنسیتی در آموزش عالی و اسناد علمی برای رد ادله قانونی شدن چنین تبعیضی ، مورد بررسی قرار گرفته است نتایج نشان می دهد روند سهمیه بندی جنسیتی تبعیض آمیز است و سه عامل کلیدی چون آسیب رساندن به حوزه خانواده، نگرش نسبت به توانایی زنان در انجام امور اجتماعی و مشکلات مردان از جمله عوامل موافقان است.که بر طبق یافته هایی چون افزایش بیکاری فارغ التحصیلان زن ، دلایل منزلتی و فرهنگی زنان برای ادامه تحصیل،..، ادله ای که موافقان سهمیه بندی جنسیتی بر مبنای آن قانون گذاری کرده اند رد می شود.
فراتحلیل بررسی عوامل مؤثر بر ترس از جرم در بین شهروندان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ترس از جرم همان احساس ناامنی و نگرانی اجتماعی از قربانی شدن توسط جرائم است که به واقعیت اجتماعی متمایز و مهم تر از خود جرم تبدیل شده است. پیامدهای ترس از جرم را می توان هراس اجتماعی، بازنمایی ناامنی و بی نظمی اجتماعی، بی اعتمادی و تضعیف پیوندهای محلی- اجتماعی، بی تفاوتی اجتماعی، بازتولید جرائم خشن و از بین رفتن بازدارندگی غیررسمی دانست. بر این اساس، پژوهش حاضر با استفاده از روش فراتحلیل قصد بررسی عوامل مؤثر بر ترس از جرم در بین شهروندان را دارد. روش: این تحقیق به روش فراتحلیل (CM2) کمی صورت پذیرفته است. از جامعه آماری 27 مورد پژوهش بین سال های 1385-1395 با استفاده از نمونه گیری هدفمند، حجم نمونه برابر با 18 مورد انتخاب و روایی گویه ها بالای 7/0 تعیین شده است. یافته ها و نتایج: نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که بین اندازه اثر متغیرهای مستقل جنسیت (348/0)، سن (264/0)، وضعیت تأهل (114/0)، تحصیلات (241/0)، درآمد (074/0)، سرمایه اجتماعی (222/0)، محرومیت اجتماعی (455/0)، پیوند اجتماعی- محلی (449/0)، تعلق اجتماعی (132/0)، حضور پلیس در اجتماع (391/0)، نوع پوشش (213/0)، کیفیت محل سکونت (396/0)، رضایت اجتماعی (286/0)، احساس ناامنی (469/0)، بی سازمانی اجتماعی (142/0)، تعامل اجتماعی (246/0)، نظارت اجتماعی (437/0)، طول اقامت در محله (374/0)، خرده فرهنگ قومی (423/0)، تجربه قربانی شدن (484/0)، آسیب پذیری (322/0)، پایگاه اقتصادی- اجتماعی (483/0)، تلقی از جرم (415/0)، وضعیت محله (502/0)، اعتماد اجتماعی (221/0) و بی نظمی اجتماعی (545/0) با ترس از جرم (متغیر وابسته) رابطه معنی داری دارد. درمجموع میزان اندازه اثر ترکیبی مجموع متغیرهای مستقل معنادار بر متغیر وابسته برابر با 40/0 بوده و 60/0 آن را متغیرهایی تبیین می کنند که در مدل منظور نشده اند.
مطالعه تأثیر هوش هیجانی بر رفتارهای پرخطر عمدی رانندگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رفتارهای پرخطر رفتارهای بالقوه مخربی هستند که افراد به طور ارادی یا بدون اطلاع از پیامدهای نامطلوب احتمالی، آنها را انجام می دهند. این مفهوم خود متأثر از عوامل اجتماعی و شخصیتی زیادی است و در این مقاله تلاش شده است نقش هوش هیجانی و ابعاد آن بر رفتارهای پرخطرعمدی ارزیابی شود. روش پژوهش پیمایشی بوده و ابزار اندازه گیری پرسش نامه بسته پاسخ است. جامعه آماری رانندگان استان آذربایجان شرقی است و حجم نمونه، با استفاده از فرمول «کوکران» به تعداد 380 نفر و به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده اند. پس از جمع آوری پرسش نامه ها اطلاعات لازم به وسیله نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شده و برای آزمودن فرضیات نیز به تناسب میزان سنجش متغیرها از آزمون ضریب همبستگی «پیرسون» و تحلیل رگرسیون چندگانه، استفاده شده است. براساس نتایج پژوهش، همبستگی معنادار و معکوسی بین ابعاد هوش هیجانی و رفتارهای پرخطر و عمدی رانندگی وجود دارد و مطابق نتایج رگرسیونی متغیرهای خودآگاهی، خودانگیزی، مهارت همدلی و خودکنترلی، درمجموع 8/31 درصد از کل واریانس رفتارهای پرخطر عمدی را تبیین کرده اند.
مقایسه اثربخشی آموزش مهارت های زندگی و آموزش پذیرش و تعهد بر بهزیستی روان شناختی زنان مهاجر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابعاد مختلف بهزیستی نه تنها در بهبود سلامت روانی مؤثر است، بلکه زمینه مساعدی برای شکوفایی استعدادهای نهفته افراد را فراهم می آورد. از این رو، اجرای برنامه هایی منسجم و مناسب در راستای افزایش و ارتقای سلامت روان و بهزیستی روان شناختی گروه های جمعیتی جامعه، می تواند سبب افزایش بهره روی روانی، جسمی و مادی اجتماع شود. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی مهارت های زندگی و آموزش مبتنی بر پذیرش - تعهد بر بهزیستی روان شناختی زنان مهاجر افغانی انجام گرفت. روش تحقیق از نوع شبه آزمایشی و طرح تحقیق پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و جامعه آماری آن کلیه زنان مجرد (18 الی 30) افغانی ساکن مجتمع خوابگاهی مهاجران تحت حمایت دفتر آیت الله آصفی در شهر قم به تعداد 110 نفر بودند. از بین این افراد تعداد 45 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند که در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل هر یک به تعداد 15 نفر جایگزین شدند. ابزار اندازه گیری شامل پرسش نامه بهزیستی روان شناختی و پرسش نامه دموگرافیک محقق ساخته بود . نتایج این پژوهش با روش کوواریانس و با نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که تفاوت معناداری بین نمرات کل آزمودنی ها در دو گروه آزمایشی در مقایسه با گروه گواه وجود ندارد.
اثربخشی بازیهای نمایشی بر رشد اجتماعی دانش آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی شهر اصفهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف ازاین پژوهش بررسی اثربخشی بازیهای نمایشی بررشداجتماعی دانش آموزان دخترپایه پنجم ابتدایی بود.این پژوهش با توجه به هدف از نوع کاربردی است که با استفاده ازروش نیمه تجربی باطرح پیش آزمون _ پس آزمون و گروه کنترل وآزمایش انجام شده است. روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تصادفی،تعداد 30 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب و پرسشنامه رشد اجتماعی وایلند برروی والدین آنها اجرا شد .گروه آزمایش در8 جلسه تحت آموزش بازیهای نمایشی قرارگرفتند.داده های جمع آوری شده بااستفاده از نرم افزار spss وآزمون آماری تحلیل کوواریانس آنالیز شدند. که نتیجه چنین به دست آمد که میزان F رشد اجتماعی برابر با 643/25 گردیده که این مقدار با درجات آزادی (1و 27) درسطح 001/0معنادار گردیده و ازآنجا که این مقدار از 05/0 کمترمی باشد بنابراین نتیجه گرفته شد که میزان رشد اجتماعی گروه آزمایش و گواه با یکدیگر تفاوت معنادار دارند. به عبارتی بازیهای نمایشی بررشد اجتماعی دانش آموزان تاثیر معنادار دارد.
به کارگیری هوش مصنوعی در پیش بینی شایستگی های زنان در محیط کار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه میان صاحبنظران این توافق وجود دارد که نیروی انسانی از مهمترین و اساسی ترین سرمایه های اجتماعی است و نقش زنان متخصص و متعهد به عنوان بخشی از نیروی انسانی آموزش دیده، در توسعه همه جانبه جامعه امری انکارناپذیر است. این پژوهش با هدف بکارگیری هوش مصنوعی برای پیش بینی شایستگی شغلی کارکنان انجام شده است. برای این منظور 83 نفر از زنان شاغل مورد بررسی قرار گرفتند. برای طراحی شبکه عصبی مصنوعی، اطلاعات دانش (در چهار بُعد)، مهارت (در بیست و یک بُعد) و ویژگیهای فردی (در سیزده بُعد) کارکنان گردآوری شد؛ سپس شبکه عصبی مصنوعی با الگوریتم پرسپترون چند لایه و سه لایه نورونی (1. 33. 38) طراحی شد. پیش بینی شایستگی شغلی در گروه آزمایش توسط الگوی طراحی شده شبکه عصبی مصنوعی انجام، و با الگوی رگرسیون چندگانه مقایسه شد. نتایج نشان داد شبکه عصبی مصنوعی در شاخص عملکرد مطلوب (ماتریس آشفتگی) به طور قابل ملاحظه ای موفق بوده است. این پژوهش می تواند به توسعه روش شناسی و فرایند شایسته گزینی در حوزه زنان کمک شایانی کند.
ازدواج با فرزندخوانده از منظر اصول قانون اساسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال سیزدهم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۵۰
293-318
حوزههای تخصصی:
در سال 1392 با تصویب قانون حمایت از کودکان بدسرپرست و بی سرپرست، در تبصره 26 این قانون مقرر شد: «... ازدواج چه در زمان حضانت و چه بعد از آن بین سرپرست و فرزندخوانده ممنوع است، مگر این که دادگاه صالح پس از اخذ نظر مشورتی از سازمان، این امر را به مصلحت فرزندخوانده تشخیص دهد». ادعا شد که با عدم ممنوعیت شرعی و سکوت قانون، مواردی از ازدواج با فرزندخوانده وجود داشته که لااقل با این مقرره انجام چنین ازدواج هایی موکول به اجازه دادگاه مبتنی بر مصلحت فرزندخوانده خواهد شد و بدین ترتیب از فرزندخوانده در برابر آسیب های احتمالی حمایت خواهد شد. سؤالی که در این جا مطرح می شود این است چنین مقرره ای در راستای اصول 10، 20 و 21 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تا چه حدودی می تواند حافظ قداست و استواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی، ایجاد زمینه های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او، حمایت از کودکان بی سرپرست و حمایت حقوقی برابر برای همه اعم از زن و مرد باشد. این مقاله توصیفی، تحلیلی و انتقادی بوده و با روش کتابخانه ای با توصیف عواقب و پیامدهای چنین مقرره ای، به این سؤالات پاسخ داده است و نهایتاً پیشنهاد می کند برای پیشگیری از بی اخلاقی و فروپاشی نهاد خانواده، حمایت بدون تبعیض از کودک در برابر آسیب های جبران ناپذیر و حفظ حقوق مادی و معنوی زن، اصلاح این تبصره هرچه سریع تر در دستور کار قانونگذار قرار گیرد.
مبانی فقهی - حقوقی جرم انگاری تجاوز زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال سیزدهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۵۱
389-405
حوزههای تخصصی:
زنان از یک سو، به دلیل خصوصیات خاص جسمی، روانشناختی و اجتماعی، بیشتر از سایرین در معرض بزه دیدگی قرار دارند و افراد آسیب پذیرتری در برابر بزهکاران هستند. از سوی دیگر هم، ممکن است در محیط های خاصی مانند خانه و در بستر زناشویی توسط همسر مورد تعرض قرارگیرند و یا مجبور به نزدیکی غیر طبیعی و نامتعارف شوند. زوجین در رابطه جنسی خود آزادند امّا این آزادی نباید موجب آسیب رساندن به دیگری شود. حمایت کیفری افتراقی از زنان از طریق جرم انگاری های ویژه برخی رفتارها، یکی از راه کارهایی است که قانون گذاران کیفری برای حمایت و کاهش احتمال بزه دیدگی آنان اتخاذ نموده اند. در نظام حقوق کیفری ایران، این عمل جرم انگاری نشده است؛ در حالی که به نظر می رسد مبانی جرم انگاری آن در فقه و حقوق کیفری ایران موجود است. این عمل علاوه بر اینکه مخالف ارزش های اخلاقی و هنجارهای اجتماعی می باشد، موجب ایذاء و آزار و اذیت زوجه نیز می شود و از آنجا که در اسلام ارتکاب فعل حرام ممنوع بوده و مرتکب آن را می توان تعزیر کرد، در نتیجه ضرورت ایجاب می نماید تا این رفتار ضد اخلاقی و ناهنجار مجرمانه قلمداد گردد.
تحلیل کیفی پیامدهای اجتماعی اقتصادی پدیده قاچاق سوخت در شهرستان میناب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قاچاق فرآورده های نفتی، از جمله پدیده هایی است که مسائل متعددی با خود به همراه دارد. بی شک شناسایی این پدیده به شکل میدانی و مواجهه ی واقعی و طبیعی با آن می تواند ابعاد و سویه های ناپیدای دیگری را آشکار سازد. مردم شهرستان میناب در استان هرمزگان طی چند سال گذشته پدیده قاچاق سوخت را تجربه می کنند. از این رو هدف مقاله حاضر این است که پیامدها و لایه های ناپیدای این پدیده برای ساکنین میدان مورد مطالعه از نقطه نظر خود افراد شناسایی و واکاوی نماید. برای گردآوری داده ها از تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته و جهت تجزیه وتحلیل داده ها از نظریه زمینه ای استفاده شده است. بر اساس روش نمونه گیری هدفمند و معیار اشباع نظری، با 18 نفر از قاچاقچیان و مطلعین درگیر در میدان مورد مطالعه مصاحبه به عمل آمده است. پس از تحلیل مصاحبه ها، مقوله های رونق کسب و کار در منطقه، ناامنی ترافیکی، تجمل گرایی و رفاه طلبی، شکاف درآمدی، مخاطرات زیست محیطی، تخریب اعتماد نهادی، تضعیف فرهنگ کار وتلاش، فساد مالی و کلاهبرداری، قانون گریزی و کاهش آسیبهای اجتماعی استخراج گردید. این یافته ها می توانند تصویری روشن از پیامدهای پدیده قاچاق سوخت ارائه دهند.
مفاهیم تحلیلی و کاربردی جامعه شناسی در تبیین و آموزش کارآفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی زمستان ۱۳۹۶ شماره ۳۳
271-316
حوزههای تخصصی:
جامعه شناسی تعریف و رویکرد متفاوتی از روان شناسی و اقتصاد در حوزه کارآفرینی توسعه داده و نقش مهمی در ایجاد و گسترش پژوهش های کارآفرینی به ویژه موضوعاتی مانند کارآفرینی قومی، تحلیل شبکه فرصت ها، کارآفرینی سازمانی و کارآفرینی مبتنی بر جنسیت و تجربه کاری داشته است. علاوه بر این، نظریه ها و تحلیل های جامعه شناسی را می توان برای راهنمایی چگونگی راه اندازی کسب و کار تبدیل کرد. جامعه شناسی کارآفرینی علاوه بر پاسخگویی به سؤال چرایی در سطح کلان و خرد به سؤال چگونگی کارآفرینی نیز پاسخ می دهد. این مقاله با بررسی رویکردها و نظریه های جامعه شناسی و تحلیل محتوای پژوهش های جامعه شناسی کارآفرینی در ایران نشان می دهد که از درون نظریه ها و تحلیل های جامعه شناسی می توان مفاهیم عملی را برای آموزش صاحبان کسب و کار آینده استخراج کرد. به عبارتی در تحلیل ها و تبیین های جامعه شناسی کارآفرینی، مفاهیمی وجود دارد که از نظر عملی مهم هستند و در آموزش و تدریس کارآفرینی به کار می آیند. شبکه اجتماعی و فرصت های کسب و کار، کار تیمی و بازاریابی از جمله موضوعات مهم کارآفرینی است که از تحلیل های جامعه شناسی کارآفرینی می توان مفاهیم کاربردی برای آموزش آنها به کارآفرینان آینده استفاده کرد. علاوه بر این یافته ها نشان می دهد پژوهش های جامعه شناسی کارآفرینی در ایران از نظر مفاهیم تحلیلی رو به رشد بوده اما از نظر استخراج مفاهیم عملی و کاربردی برای آموزش کارآفرینی موفقیت چندانی نداشته است.
تبیین و بررسی مفهوم تاب آوری اجتماعی و ارزیابی تحلیلی عزت الله سام آرام. شاخص های اندازه گیری آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر به خصوص بعد از ایجاد بحران مالی 2008، مخاطرات و تغییرات ایجاد شده در حوزه اقتصادی بر سایر حوزه ها مثل حوزه سیاسی، زیست محیطی و مخصوصاً حوزه اجتماعی اثرگذار بوده و بر میزان آسیب ها و بحران های اجتماعی افزوده است. بر همین مبنا مباحث مربوط به مقاوم سازی و تاب آوری اجتماعی در کنار سایر نظریه ها مطرح و در مبادی نظریه و آکادمیک از جایگاه مهمی برخوردار گشته است. در واقع بحث تاب آوری اجتماعی می گوید زمانی یک سیستم اجتماعی تاب آور است که بتواند مخاطرات موقت یا دائم را جذب کرده و خود را با شرایط به سرعت در حال تغییر، انطباق دهد؛ بدون از دست دادن کارکرد خود. در این مقاله سعی شده است به روش کتابخانه ای مروری بر کتب و مقالات معتبر علمی که در سال های اخیر در این حوزه منتشر شده اند، داشته و تعاریف تاب آوری اجتماعی و شاخص های اندازه گیری این مفهوم معرفی گردد. آگاهی از مباحث، تلاش و تجارب کشور های دیگر در این حوزه می تواند در سیاست گذاری ها، برنامه ریزی ها و حتی اقدامات اجرایی و ارزیابی آن ها مفید و موثر واقع شود. واژه های کلیدی : تغییرات، مخاطرات، تاب آوری، آسیب پذیری، جوامع تاب آور، شاخص ها.
بررسی و تحلیل میزان مشارکت اجتماعی شهروندان (مطالعه موردی: شهر برزک)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشارکت و الگوهای مشارکتی در شهرهای ایران بیشتر در کلان شهرها مورد توجه بوده و به نقش مشارکت شهروندی در شهرهای کوچک اهمیت کمتری داده می شود. این درحالی است که شهرهای کوچک با توجه به محدودیت های جمعیتی و اقتصادی نیازمند مشارکت فراگیر شهروندان در اداره امور شهر می باشند. تحقیق حاضر در پی تحلیل و ارزیابی میزان مشارکت اجتماعی در شهر برزک می باشد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی تحلیلی است. برای جمع آوری اطلاعات و داده های مورد نیاز از روش میدانی و ابزار پرسش نامه استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه ساکنین شهر برزک (4588 نفر) می باشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 355 نفر بدست آمد که برای اطمینان بیشتر 360 پرسشنامه انتخاب شد و با روش نمونه گیری تصادفی ساده تکمیل گردید. تجزیه و تحلیل پرسشنامه با استفاده از آزمون های پیرسون و رگرسیون و با نرم افزار اس پی اس اس انجام گردیده است. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان می دهد که بین متغیر میزان تمایل به مشارکت با متغیرهای اعتماد اجتماعی، احساس تعلق مکانی و رضایتمندی از خدمات شهری ارتباط معنی داری وجود دارد. نتایج آزمون رگرسیون هم حاکی از آن است که در بین متغیرهای یاد شده متغیر تعلق مکانی با وزن رگرسیونی 40/0 بیشترین اثر را در متغیر مشارکت اجتماعی تبیین می نماید.