فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۲۴۱ تا ۳٬۲۶۰ مورد از کل ۱۷٬۸۳۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of the present study was to present an applied model for implementing knowledge management training. Methodology: The purpose of this study was applied, and the research method was descriptive-survey and cross-sectional. The statistical population of the study consisted of Mazandaran city managers with experience of management and selected public administration professors in the universities of Mazandaran province (Qualitative) as well as all official, contracted, contracted, volumetric and corporate staff of Sari municipality (quantitative) in summer 1977 (1255). The analysis was based on data collected from 10 mayors and 295 staff of qualitative and quantitative subjects, using stratified random sampling and Cochran's formula (for quantitative phase). Was. The sampling method was "Samples containing rich information" (for the qualitative stage) from the target population. Data were collected in a qualitative phase using semi-structured interviews based on data theory and in a quantitative phase using a designed questionnaire including 88 items based on 5-point Likert spectrum, collected through soft SPSS and AMOS were analyzed. Exploratory and confirmatory factor analysis and Friedman test were used for data analysis. Findings: The results showed that the model of knowledge management training implementation includes 12 variables: organizational culture, organizational structure, information technology, human resources, knowledge process, leadership and leadership support, organizational learning, organizational strategies, communication, environment, It was motivation (benchmarking) and benchmarking. Conclusion: Knowledge management as a process effectively utilizes the competencies, experiences, specialties, skills, talents, thoughts, ideas, actions and imaginations of individuals and integrates them into the organization's information resources to achieve its goals.
Providing a Model for Creating Happiness in High Schools(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The present study was conducted with the aim of "providing a model for creating happiness and vitality in high schools". Methodology: The present study was a descriptive (qualitative and quantitative) method in terms of practical purpose, field method and data collection method in terms of practical purpose. The statistical population of this study was 30 experts in the field of happiness, 30,000 high school students, 4800 high school teachers in Alborz, about 80 high school girls and finally high school experts in the general administration. The education department has about 55 members. Based on the principle of saturation in the interview, a sample number of comments from 21 experts was recorded. Based on the Cochran's formula, 380 high school students, 355 high school teachers, 67 high school principals, and 48 school principals were appointed. Data collection method was used in the qualitative part of the field method for semi-structured interview and in a small part of the researcher-made questionnaire. The formal validity and content of the questionnaire were performed by experts, supervisors and advisors, and its reliability was obtained by Cronbach's alpha. The total questionnaire was 0.98, which was distributed and summarized. The influential components were extracted and based on it, the proposed research model consisted of four main sections including the philosophy and objectives of the model, theoretical foundations, conceptual framework and executive steps. Findings: According to the results obtained from the perspective of the participants in the research, 5 factors of physical space (physical), educational activities (cultural-artistic), educational activities, comprehensive characteristics, and the financial situation of the school in the form of 10 components, physical space, component of exciting situations, holding extracurricular workshops, job skills and individual characteristics of school staff, quality of educational content, scientific-research activities, ethical-social, characteristics Emotional-psychological, family, and school financial status have contributed to the creation of happiness and vitality in high schools and educational settings. Conclusion: Student happiness as an important part of teaching if students need education and emotional needs can lead to academic achievement and better student performance.
Causal Model of Psychological Well-being based on Social Capital through the Mediating role of Emotional Intelligence in Education Staff(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The present study aimed to develop a model of psychological well-being based on social capital with the mediation of emotional intelligence in education staff. Methodology: The research method was descriptive and descriptive-correlational and the method of modeling structural equations. The statistical population of the study was all education staff in Tehran in 1997-98. To determine the sample size, the principles of sample size determination were used in multivariate regression analysis in structural equation modeling, in which 610 people were selected by stratified sampling method. The Ryff and Keys Psychological Welfare Questionnaire (1989), the Putnam Social Capital Scale (2000) and the Schutte & Et al Intellectual Intelligence Questionnaire (1988) were used to measure and evaluate the status of employees. Structural equation modeling and Amos software were used to analyze the data. Findings: The results of data analysis showed that the model of predicting psychological well-being based on social capital had a favorable fit considering the mediating role of emotional intelligence based on experimental data. Conclusion: In order to promote the mental health of vital assets of a society, it is very important to pay attention to the psychological well-being of education staff and the factors affecting it.
بررسی رابطه بین کیفیت زندگی و عملکرد سازمانی معلمان و کادر آموزشی مدارس با استفاده از معادلات ساختاری (مطالعه موردی شهر چناران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۹
83 - 109
حوزههای تخصصی:
آموزش وپرورش ستون فقرات هر کشور است و در این خصوص معلمان و کادر آموزشی مدارس مهم ترین عامل ارتقاء سطح علمی و تربیتی جامعه می باشند. عملکرد سازمانی مثبت آن ها در واقع یعنی عملکرد صحیح نظام آموزشی، پس ضروری است، عوامل مؤثر بر عملکرد معلمان شناسایی شده و در راستای دستیابی به اهداف از آن ها بهره مند شد. این پژوهش از نوع کاربردی و روش آن کمی است و با هدف بررسی رابطه بین کیفیت زندگی و عملکرد سازمانی معلمان انجام گرفته است. از حدود 400 نفر معلم شاغل در مدارس شهر چناران، طبق فرمول کوکران 195 نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. آمارهای توصیفی و روابط همبستگی توسط نرم افزار SPSS و پیاده سازی مدل ها از طریق معادلات ساختاری بوسیلهی نرم افزار R انجام شده است. این مقاله برای ارزیابی کیفیت زندگی از پرسشنامه مختصر شده سازمان بهداشت جهانی و برای ارزیابی عملکرد سازمانی از پرسشنامه استاندارد شده عملکرد کارکنان در سازمان، با درجه پایایی و روایی نزدیک به یک استفاده نموده است. نتایج نشان می دهد، تغییر در سطح کیفی زندگی فرهنگیان منجر به تغییر عملکرد سازمانی آن ها می شود، پس لازم است جهت بهره مندی از یک سیستم پویای آموزشی دولت ها نسبت به ارتقاء سطح کیفیت زندگی معلمان اهتمام کافی داشته باشند.
مواجهه با محتوای خارج عرف جنسی (پورنوگرافی) در اینترنت و فضای مجازی و تاثیرات رفتاری در نوجوانان در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال پانزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۵۷
127-153
حوزههای تخصصی:
مقدمه : بعلت گستردگی دسترسی به اینترنت و فضای مجازی در بین نوجوانان و جوانان، و مواجهه اجتناب ناپذیر با محتویات خارج عرف جنسی، نگرانی زیادی در بین گروه های مختلف جامعه و مسئولین ایجاد شده است که "این مواجهه چگونه بر رفتارهای نوجوانان شامل رفتارهای جنسی آنان تاثیرمی گذارد؟". این در حالی است که مطالعات تجربی و کیفی اندکی در این خصوص در ایران وجود دارد. هدف : این تحقیق با هدف واکاوی دیدگاههای نوجوانان از تاثیرات مواجهه با محتویات جنسی در اینترنت و فضای مجازی (پورنوگرافی) بر رفتارهای بین فردی نوجوانان انجام شد. روش اجرا : مطالعه کیفی اکتشافی با رویکرد تفسیری بنیادی با استفاده از مصاحبه عمیق با 54 دانش آموز نوجوان سنین 18-15 ساله در شهر تهران (25 دختر ، 29 پسر) در خرداد 1395 انجام شد و داده های کیفی با رویکرد تحلیل محتوای موضوعی از نوع استقرایی با کدهای باز تحلیل شد. نتایج : مهمترین تاثیرات رفتاری عبارت بودند از : 1. تشویق روابط جنسی قبل از ازدواج ،2. تضعیف روابط والد-فرزندی، 3. تسهیل گفتمان جنسی در بین نوجوانان، 4. کاهش میل به ازدواج و کیفیت ازدواج. بحث و نتیجه گیری : تاثیرات فوق پیش بینی کننده افزایش روابط جنسی قبل ازدواج و کاهش سن اولین روابط جنسی و تاخیر در ازدواج در نسل های جدید است که لازم است در تحلیل های اجتماعی و جمعیتی در نظر گرفته شوند و مداخلات آموزشی برای ارتقای سواد رسانه ای جهت سلامت جنسی و توانمند سازی نوجوانان معرفی گردند.
شناسایی و اولویت بندی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر قانون گریزی موتورسیکلت سواران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال یازدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
45 - 66
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توجه به بالا بودن آمارهای تلفات ناشی از سوانح ترافیکی( 51% در صحنه و 49% انتقال به بیمارستان) و آمارهای تخلفات جرائم راهنمایی و رانندگی، هدف از این پژوهش شناسایی و اولویت بندی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر قانون گریزی راکبین موتورسیکلت شهر تهران است. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است و از نظر شیوه های گردآوری داده ها، توصیفی از نوع پیمایشی می باشد. واحد تحلیل یا نمونه 90 نفر از متخلفان به قانون می باشند که در محدوده جغرافیایی شهر تهران مرتکب آن شده اند و از این رهگذر جریمه هایی متوجه آنان شده است. یافته ها: براساس یافته های تحقیق از بین عوامل مورد بررسی؛ آشفتگی در رتبه اول؛ تبعیض دوم؛ رفاه اجتماعی سوم؛ فردگرایی چهارم؛ تربیت دوران کودکی پنجم؛ عدم آگاهی به قانون ششم؛ وضعیت خانوادگی هفتم؛ خشونت رفتاری هشتم؛ آگاهی به تأثیر قانون نهم و آگاهی به تأثیر رسانه ها در رتبه دهم قرار می گیرند. نتیجه گیری : بر اساس نتایج حاصله با اعمال یک برنامه ریزی صحیح بر پایه دیدگاهی که منتج از مشکلات و معضلات موجود است و نیز با در نظر گرفتن شرایط آتی می توان شاهد ارتقای کیفی و کمی موتورسیکلت -ها و کاهش معضلات آن بود؛ ضمن آنکه مناسب سازی وضعیت جابه جایی موتورسیکلت ها، کاهش هزینه های زیادی را در ابعاد مختلف که سهم عمده آن متأثر از بهبود حجم تردد در شبکه معابر است را به همراه خواهد داشت.
دینداری و سلامت: بررسی رابطه دینداری و سبک زندگی سلامت محور در بین شهروندان شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر کاوشی جامعه شناختی برای بررسی رابطه دینداری و سبک زندگی سلامت محور در میان شهروندان شهر شیراز بوده است. دین اسلام به عنوان یکی از ادیان آسمانی دارای گزاره های بسیاری در زمینه بهداشت و سلامت بوده و تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر ابعاد مختلف دینداری (مناسکی، پیامدی، عاطفی و اعتقادی) بر سبک زندگی سلامت محور انجام گرفته است. این تحقیق با روشی پیمایشی انجام گرفته است که جامعه آماری آن را شهروندان 15-59 ساله شهر شیراز تشکیل داده اند. نمونه مورد مطالعه برای این تحقیق 384 نفر بوده است که پرسشنامه های مربوط به آن در مناطق ده گانه شیراز توزیع و جمع آوری گردیده است. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که همه ابعاد دینداری به جز دینداری عاطفی بر سبک زندگی سلامت محور تاثیر معناداری داشته اند و به طور کلی قادر به تبیین حدود 27 درصد از تغییرات متغیر سبک زندگی سلامت محور بوده است. در این بین بیشترین تاثیر از آن بُعد پیامدی می باشد که بتای آن برابر با 0/323 میباشد.
تبیین شاخص خلاقیت مکانی و اندازه گیری ضرایب اهمیت آنان( نمونه موردی: نواحی شهر کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرها به عنوان بستری جغرافیایی، برای رفع نیازهای اولیه بشر همچون نیازمندی های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی گسترش یافته اند. در شهرهای ایران، تمرکز بر مفهوم شهر خلاق با تاکید بر داشته های درونی اعم از سرمایه های انسانی و فرهنگی یک راه کم هزینه برای تقویت پایه های اقتصاد در سطح دولت محلی و ایجاد درآمد از طریق تقویت بخش گردشگری خواهد بود. در این راستا ابتدا شاخص خلاقیت مکانی ازطریق الگو توصیفی لاندری با طی کردن سه گام اصلی استخراج شد و در قالب ده شاخص اصلی برای نواحی شهر کاشان معرفی گشت. به منظور تعیین ضرایب اهمیت این شاخص ها از نظرات ده متخصص اقتصاد شهری و اقتصاد هنر و همچنین به منظور جمع آوری اطلاعات کیفی از پرسشنامه استفاده شده است و تعداد 384 پرسشنامه بر اساس جمعیت هر ناحیه شهر کاشان توزیع شد. همچنین پایایی پرسشنامه به کمک نرم افزار SPSS برابر 7/. محاسبه شد. بررسی اطلاعات پرسشنامه ای؛ نشان می دهد که در میان شاخص های خلاقیت مکانی برای نواحی شهر کاشان، شاخص همبستگی و شاخص نگرش در سطوح نواحی 15،11،5 بالاترین مقدار را دارند. همچنین مشارکت مدنی در نواحی 14،13،6 بالاترین میزان است. در اکثر نواحی شاخص تبدیل ایده کم بوده؛ که حدود 60% از پاسخ دهندگان علت آن را عدم حمایت دولت دانسته اند. از طرفی به منظور جمع آوری اطلاعات آماری کمّی نیز از روش اسنادی و کتابخانه ای استفاده شده است. جهت تعیین میزان برخورداری هر ناحیه از شاخص های خلاقیت مکانی برای نواحی شهر کاشان از روش تحلیل شبکه ای ANP و نرم افزارSuper Decision استفاده شد. نتایج نشان می د هد که ناحیه 11 از نظر شاخص های خلاقیت مکانی در میان 16 ناحیه شهر کاشان، دارای رتبه یک است.
بررسی تأثیر شبکه های اجتماعی مجازی بر هویت اجتماعی جوانان (موردمطالعه: جوانان 18 تا 30 سال شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده: تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر شبکه های اجتماعی مجازی بر هویت اجتماعی جوانان 18 تا 30 سال در شهر اهواز انجام گرفته است. در این پژوهش از نظریات استوارت هال، امانوئل کاستلز، پیتر برگر، آنتونی گیدنز و جنکیز استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش کلیه جوانان شهر اهواز، برمبنای سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1395 می باشند که تعداد 384 نفر از آنان به عنوان نمونه، پس از محاسبه با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. روش بکار گرفته شده در این پژوهش، پیمایشی و گردآوری داده ها با استفاده از ابزار پرسشنامه محقق ساخته انجام گرفته است. یافته های این پژوهش بر اساس داده های حاصل از نتایج آزمون های همبستگی، نشان می دهد که میان متغیرهای مستقل میزان حضور در فضای مجازی، انگیزه استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با متغیرهای وابسته هویت اجتماعی، هویت ملی و هویت دینی جوانان ارتباط معناداری وجود دارد. همچنین نتایج نشان می دهد که متغیر سن با متغیر هویت اجتماعی دارای ارتباط معنادار و با متغیر هویت دینی و هویت ملی ارتباط معناداری ندارد و میان متغیر میزان استفاده از شبکه اجتماعی مجازی با متغیر وابسته هویت دینی ارتباط معکوس و منفی برقرار است. نتایج رگرسیونی نشان می دهد که این متغیرها درمجموع 23/0 درصد از تغییرات مربوط به متغیر هویت اجتماعی، 15/0 درصد مربوط به هویت ملی و 10/0 درصد از تغیرات مربوط به هویت دینی را تبیین می کنند.
تحلیلی بر پراکنش فضایی احساس امنیت در استان یزد با استفاده از الگوی ویکور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر که عصر فراپیچیدگی ها نام گرفته است، امنیت یکی از مسائل اساسی توسعه در جوامع انسانی محسوب می شود. به بیان دیگر، احساس امنیت، پیش نیاز هرگونه توسعه اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی به شمار می رود و با سطح پیشرفت جوامع در ارتباط است. این امر بدان دلیل است که آگاهی از وضعیت احساس امنیت ساکنان یک اجتماع نقش مؤثری در شناخت چالش ها و راهکارهای توسعه یک جامعه دارد و در جهت تقویت زیرساخت های آن عمل می کند؛ بنابراین، هدف از این پژوهش برآورد و سطح بندی شهرستان های 10گانه استان یزد ازنظر احساس امنیت شهروندی (امنیت انسانی) است که با استفاده از 16 شاخص امکان پذیر شده است. روش پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی است و داده ها ازطریق مطالعه اسنادی (سالنامه آماری استان یزد، بخش قضایی ناحیه انتظامی استان یزد) جمع آوری شده اند. برای وزن دهی شاخص ها از فن دلفی و برای تحلیل داده ها از فن VIKOR استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند استان یزد با میانگین مقدار Q به دست آمده برابر با 443/0 ازنظر احساس امنیت انسانی وضعیت نسبتاً مطلوبی دارد که شهرستان اشکذر با مقدار 033/0 در بهترین سطح و شهرستان خاتم با مقدار 883/0 در بدترین وضعیت ازنظر احساس امنیت انسانی قرار دارند. شهرستان یزد با مرکزیت استان یزد، ازنظر احساس امنیت شرایط مطلوبی نداشته است که نشان می دهد تمرکز اداری و جمعیتی در افزایش احساس امنیت در این استان تأثیری نداشته است.
نگاهی به آسیب های اجتماعی و جرائم در حاشیه شهر مشهد و بررسی عوامل تسهیل کننده آن
حوزههای تخصصی:
جریان سریع شهر نشینی در چند دهه اخیر در ایران حاشیه نشینی را به دنبال داشته و این پدیده ی در حال رشد، مشکلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و زیست محیطی فراوانی را در اغلب کلان شهرهای ایران به وجود آورده است. بطوری که امروزه حاشیه نشینی رابطه ای نزدیک و ناگسستنی با آسیب های اجتماعی و ارتکاب جرم دارد. در واقع باید گفت حاشیه شهرها مکان-هایی مستعد برای بروز و ظهور انواع جرایم و بزه هاست. از این رو پرداختن به وضعیت آسیب های اجتماعی و جرایم و همچنین عوامل تسهیل کننده آن مساله ای در خور اهمیت است. بدین منظور در این مقاله پس از تعریف حاشیه و حاشیه نشینی و برخی ویژگی های آن و نیز مرور برخی از نظریات اجتماعی و بوم شناختی مرتبط، نخست نگاهی به وضعیت مناطق حاشیه شهر مشهد و بعضی ویژگی های جمعیتی و اجتماعی آن انداخته شده است. سپس با استفاده از داده های تجربی، نیمرخی از وضعیت تعدادی از آسیب های اجتماعی و جرایم در مناطق حاشیه ای مشهد ارائه شده که نشان دهنده تمرکز آسیب ها در این مناطق است. در مرحله بعد سعی شده با استفاده از داده های موجود نشان داده شود که برخی از متغیرهایی که مطابق نظریات ذکر شده در وقوع جرم و آسیب های اجتماعی موثرند، نیز در مناطق حاشیه ای شهر مشهد دارای فراوانی و تمرکز بیشتری هستند. نتایج نشان می دهد رابطه آسیب های اجتماعی و ویژگی های مناطق حاشیه ای رابطه ای دوسویه و متقابل است که وجود هریک، دیگری را تقویت و تشدید می کند. فقر، محرومیت نسبی و پایین بودن کیفیت زندگی در این مناطق باعث افزایش آسیب ها و جرایم شده و متقابلا خود نیز توسط آنها تشدید و تمدید می شود. همچنین تراکم آسیب ها و جرایم در این مناطق باعث جلب و افزایش مجرمان و بزهکاران شده که خود به بالا رفتن تراکم این مسائل در حاشیه ها می انجامد.
رابطه ساختاری بین استرسور، استرس ادراک شده، منابع حمایتی و سازگاری مادران کودکان با ناتوانی هوشی: نقش واسطه ای سبک های مقابله ای بر اساس مدل Double ABCX(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال پانزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۶۰
559-580
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف ارزیابی سازگاری مادران دارای کودک ناتوان هوشی بر اساس مدل Double ABCX انجام شده است. بر اساس این مدل چندوجهی، رابطه سازگاری مادران با مشکلات رفتاری کودکان، منابع حمایتی و استرس ادراک شده مادران با نقش واسطه ای سبک های مقابله ای موردمطالعه قرارگرفته است. جامعه آماری شامل مادران دارای کودک ناتوان هوشی بودند که تعداد ۲۶۰ نفر در این پژوهش مشارکت داشتند. داده ها از طریق پرسشنامه های مشکلات رفتاری راتر، استرس ادراک شده (PSS-14)، عزت نفس رزنبرگ، مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده (MSPSS)، منابع خانواده (FRS)، سبک های مقابله ای (WOCQ) و مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف گردآوری شد و با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری و از روش برآورد بیشینه درست نمایی به برآورد پارامترها و ضرایب مسیر پرداخته شد. یافته های پژوهش نشان داد که مدل استفاده شده، برازش خوبی با داده های تجربی دارد. همچنین بررسی ضرایب مسیر نشان می دهد که منابع خانواده تأثیر مستقیم و معنی داری بر استرس ادراک شده و بهزیستی روان شناختی مادران دارد و سبک های مقابله ای در رابطه بین استرسور، استرس ادراک شده و بهزیستی روان شناختی نقش واسطه ای دارد. نتایج این پژوهش ارزشمندی مدل دوگانه ی ای بی سی ایکس را به عنوان یک الگوی چندوجهی در تبیین سازگاری مادران کودکان ناتوان هوشی مشخص می کند. همچنین نتایج پژوهش رهنمودهای مفیدی برای مداخله فراهم کرده است.
تنگنای زیست جهان سالمندی مطالعه کیفی بازتاب تورم اقتصادی در زندگی روزمره بازنشستگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تورم و گرانی بر زندگی روزمره بازنشستگان به عنوان یکی از گروه های کم درآمد و آسیب پذیر فشار وارد می کند و کنش ها و تعاملات اجتماعی آنها را تحت تأثیر قرار می دهد. هدف ما در این مطالعه، فهم تجربه بازنشستگان از تورم اقتصادی و پیامدهای آن در زندگی روزمره آنهاست. رویکرد پژوهش، کیفی و روش اجرای آن نظریه داده بنیاد برساخت گرا است. مشارکت کنندگان را با روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی انتخاب و برای گردآوری داده ها با 33 نفر از بازنشستگان سازمان های مختلف مصاحبه کردیم. با استفاده از تکنیک کدگذاری نظری، داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و 7 مقوله ساخته شد. این مقوله ها عبارتند از: سازگاری معیشتی، کاهش توان حمایت از فرزندان، دشواری انتظارات فرزندان، فرسایش روانی، کاهش همبستگی اخلاقی، محدودسازی تعاملات و فرسایش هنجاری. مجموعه این مقوله ها که بازنمای تجربه و تفسیر سالمندان بازنشسته از تورم است، نشان داد که زیست جهان مشارکت کنندگان در ابعاد مختلف ذهنی، عاطفی، هنجاری و تعاملی، تحت تأثیر تورم قرار گرفته است و آن را در قالب تنگنا تجربه می کنند.
بازنمایی مردانگی در آگهی های تبلیغاتی مجلات خانوادگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش مطالعه سبک زندگی مردان در آگهی های تبلیغاتی مجلات خانوادگی می باشد. از اینرو با استفاده از نظریه گیدنز در حوزه سبک زندگی و روش نشانه شناسی بارت در پی پاسخ به این پرسش است که: آگهی های تبلیغاتی مجلات خانوادگی معاصر سبک زندگی مبتنی بر کلیشه های جنسیتی مردانه را روایت می کنند؟ در این راستا هویت فردی، هویت اجتماعی، کالا پرستی، مدیریت بدن و شور و شعف به عنوان مولفه های نظری سبک زندگی در مجلات خانوادگی می باشد میدان پژوهش مجلات خانوادگی و واحد مشاهده تصاویر تبلیغاتی موجود در این مجلات می باشد. یافته های پژوهش بر مبنای نمونه آماری که همانا چهار نشریه سیب سبز، زندگی ایده ال، زندگی ایرانی و زندگی مثبت است، دلالت بر آن دارد که آگهی های تبلیغتاتی سبک های زندگی نوینی از مردانگی بر مبنای مصرف برساخت می کنند. مردان بیشتر در حالت خرید و اوقات فراغت بازنمای می شوند، محصولات ارایشی و بهداشتی مصرف می کنند و تلاش می کنند که به نقش های که تا پیش از این در حوزه سبک زندگی زنان قرار داشت، نزدیکتر شوند. در این میان مفهوم نوین مردانگی با بدن مردانه درهم آمیخته شده است.
تبیین تأثیر استفاده از فناوری های نوین ارتباطی بر ارزیابی مشتریان از اثر بخشی روابط عمومی مؤسسه مالی اعتباری کوثر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تبیین تأثیر استفاده از فناوری های نوین ارتباطی بر ارزیابی مشتریان از اثر بخشی روابط عمومی مؤسسه مالی اعتباری کوثر است . این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش جمع آوری داده ها توصیفی - پیمایشی می باشد. جامعه آماری تحقیق، کلیه مشتریان موسسه مالی و اعتباری کوثر شعب تهران است که طی یک هفته مراجعه مشتریان در شرایط عادی محاسبه شده و به صورت تقریبی آمار مراجعین به دست آمد ؛که با توجه به فرمول کوکران تعداد 384 نفر به صورت نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه است که توسط محقق، بومی سازی شده و شامل 32 پرسش است. روایی محتوایی پرسشنامه به تایید جمعی از صاحب نظران رسید. جهت سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ با استفاده از نرم افزار Spss، که بیش تر از 0.7 محاسبه گردید، استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش با نرم افزار Smart PLS نشان می دهد که استفاده از فناوری های نوین ارتباطی بر ارزیابی مشتریان از اثربخشی روابط عمومی موسسه مالی اعتباری کوثر تاثیر دارد. همچنین، استفاده از اینترنت بانک، همراه بانک، خودپرداز، پایانه فروش (کارتخوان)، پیامک های تبلیغاتی و استفاده از پست الکترونیک بر افزایش اثربخشی روابط عمومی موسسه مالی اعتباری کوثر تاثیر دارد.
طراحی و اعتباریابی الگوی دانشگاه خدمت محور از منظر خبرگان آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خدمت محوری یک عامل تعیین کننده و یک جهت گیری استراتژیک برای دانشگاه است که باید متناسب با تغییرات و درک نیاز جامعه باشد. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر تدوین الگویی برای دانشگاه خدمت محور در چارچوب خدمت به جامعه بوده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش نظریه داده بنیاد انجام شد. نمونه گیری با روش هدفمند (از نوع گلوله برفی) انجام شده که شامل 15 نفر از خبرگان آموزش عالی بودند. جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و بررسی اسناد بوده و بر مبنای رهیافت نظام مند استراوس و کوربین (کدگذاری باز، محوری و انتخابی) تحلیل شدند. اعتبار سنجی از طریق مثلث سازی، بازبینی مشارکت کنندگان و خبرگان آموزش عالی صورت گرفت. یافته های این پژوهش نشان داد که ابعاد الگوی پارادایمی شامل شرایط علی (نیروی انسانی، شیوه های خدمت رسانی، فرهنگ دانشگاهی، استقرار نظام تضمین کیفیت خدمات، ساختار دانشگاه، رهبری و مدیریت دانشگاه، منابع مالی مستقل و ویژگی مطالبه گری ذی نفعان)، پدیده محوری (دانشگاه خدمت محور)، شرایط زمینه ای (پایبندی به ارزش های اخلاقی، بسترسازی و تمهید امکانات، رسالت و مأموریت دانشگاه، چابک سازی، حاکمیت اعتماد جمعی و خودکارمدی جمعی)، شرایط مداخله گر (فرهنگ عمومی، عوامل درون دانشگاهی وبرون دانشگاهی)، راهبردها (فرهنگ سازی، توسعه تعامل و ارتباطات، حفظ استقلال دانشگاهی و آزادی علمی، توانمندسازی، مدیریت مشارکتی)، پیامدها (ارتقاء کیفیت خدمات، توسعه دانش و آگاهی، توسعه فناوری و مشتری محوری) می باشد که بر اساس آن ها مدل دانشگاه خدمت محور طراحی و اعتبار یابی شد.
بهزیستی ذهنی کودک؛ مروری بر تعاریف و سنجه ها(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۹ بهار ۱۳۹۸ شماره ۷۲
۱۹۴-۱۵۵
حوزههای تخصصی:
در یک دهه اخیر، پژوهشها درباره بهزیستی ذهنی کودک به عنوان موضوع مهمی در سیاست گذاری اجتماعی و سلامت، افزایش یافته و ابزارهای زیادی برای سنجش بهزیستی ذهنی کودک بر اساس برخی نظریه ها که قابلیت تبیین این مفهوم را دارند، طراحی شده است، به طوری که انتخاب ابزار مناسب در بین شمار سنجه ها امری چالشی است. هدف اصلی این پژوهش، مرور مطالعات بهزیستی ذهنی کودک و بررسی انواع تعاریف نظری و عملیاتی و ارائه یک دستهبندی منظم از تعاریف و سنجه هاست. روش: مطالعه از نوع مرور روایتی است که اطلاعات از طریق جستجوی نظام مند در پایگاهها داده های الکترونیک در تاریخ دی ماه 1396 جمع آوری شد. مرور انتقادی منابع: مفهوم بهزیستی در چارچوب سه نظریه متمایز تعریف شده است؛ نظریه لذت گرایی، نظریه خواسته ها و نظریه مبتنی بر نیاز. دراین بین، بهزیستی ذهنی کودک در چارچوب دو نظریه نخست که به جنبه های ذهنی بهزیستی اشاره دارد مفهوم سازی شده و به معنای غلبه احساسات مثبت بر عواطف منفی و رضایتمندی کودک از زندگی اش است. ابزارهای متعدد سنجش بهزیستی ذهنی کودک را در یک دسته بندی کلی می توان به دو شکل «سنجه های کلی/سنجه های خاص» و «سنجه های تک سؤالی/سنجه های چند سؤالی» تقسیم کرد. بیشتر سنجه های بهزیستی ذهنی کودک، در کشورهای توسعه یافته و ثروتمند ساخته شده اند. پرکاربردترین سنجه های بهزیستی ذهنی کودک، انواع مقیاسهای رضایت از زندگی، شادکامی، روابط با همسالان، خانواده و دیگران و عزت نفس است. یافته ها نشان داد در پژوهشهای داخلی، بهزیستی ذهنی کودکان کم سن کمتر ارزیابی شده است. بحث: مرور منابع نشان داد بهزیستی ذهنی کودک در چارچوب نظریه های بهزیستی بزرگ سالان تعریف شده و در سنجش این مفهوم عموماً کودک به مثابه بزرگ سالی نابالغ در نظر گرفته شده است. پژوهشگران از انواع شاخصهای ترکیبی جهت سنجش ابعاد عاطفی و شناختی بهزیستی ذهنی کودکان جوامع مختلف و رده های سنی متفاوت استفاده کرده اند و اطلاعات از طریق مشارکت مستقیم کودک، گزارش والدین و گزارش مربیان جمع آوری شده است. در این راستا، مناقشاتی بر سر توان شناختی کودک و مشارکت مستقیم کودک در فرایند تحقیق وجود دارد.
بررسی بولی علل فراموشی جمعی در شهر: مطالعه موردی عمارت های متروک شهر بابلسر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهر بابلسر در سالهای اخیر تحولات سریعی را تجربه کرده است. این تحولات به معنای از دست رفتن مکان های حافظه شهری است. حافظه جمعی می تواند نقش مهمی در احساس تعلق به مکان داشته باشد. وجود ساختمان های متروکه قدیمی در شهر نشان دهنده اختلال در حافظه جمعی و در نوع حاد آن، فراموشی است. این پژوهش از این منظر به ساختمان های متروکه شهر بابلسر پرداخته است تا دریابد ترکیب چه عواملی موجب فراموشی جمعی این بناها شده است. برای این کار، اطلاعات گردآوری شده از مطالعات اسنادی، تاریخی و تاریخ شفاهی مورد بررسی قرار گرفتند، با توجه به این مطالعات و ملهم از نظریه کرینسون و کانرتون، چهار علت فرضی استخراج شد و علل فرضی در جدول ارزش جبر بولی بررسی شدند. یافته ها حاکی از این است که این که یک عمارت به یادآورنده دوره ای از نظم خشن و استبداد باشد، شرط لازم متروک واقع شدن است، اما این شرط، شرط کافی نیست. مثلاً در صورتی که این شرط در کنار دو عامل یادآوری نفوذ بیگانه و نداشتن منفعت مالی و خدماتی در ۴۰ سال اخیر قرار گیرد، متروک واقع شدن محقق می شود.
اثربخشی آموزش چشم انداز زمان بر مدیریت استرس و خودشناسی انسجامی در دانش آموزان غربت شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی پاییز ۱۳۹۸ شماره ۲۱
1 - 27
حوزههای تخصصی:
چشم انداز زمان یکی از نظریات پرکاربرد در روانشناسی و مددکاری اجتماعی است. هدف پژوهش حاضر اثربخشی آموزش بسته آموزشی چشم انداز زمان بر مدیریت استرس و خودشناسی انسجامی در دانش آموزان دختر غربت شهر تهران است. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گروه کنترل و پیگیری می باشد. جامعه آماری شامل دانش آموزان غربت شهر تهران است که در سال تحصیلی 99-1398 در پایه ششم ابتدایی تحصیل می باشد. تعداد 32 نفر از این دانش آموزان به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای تک مرحله ای انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابتدا پرسشنامه های مدیریت استرس و خودشناسی انسجامی بین دانش آموزان توزیع شد سپس تعداد 32 نفر که کمترین نمره را کسب کرده بودند به عنوان نمونه انتخاب شدند. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه در معرض آموزش چشم انداز زمان قرار گرفت. در طول این مدت گروه کنترل هیچگونه آموزشی دریافت نکردند. یافته ها نشان داد آموزش بسته آموزشی چشم انداز زمان بر مدیریت استرس و خودشناسی انسجامی دانش آموزان غربت در مراحل پس آزمون و پیگیری تأثیر داشت (001/0p <). نتایج پژوهش نشان می دهد آموش چشم انداز زمان روش موثری جهت بهبود مدیریت استرس و خودشناسی انسجامی در دانش آموزان دختر غربت شهر تهران است.
Explaining Model for student sexual education in the age of Communication(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: In the age of Communication, all aspect of education, especially sexual education, will be changed. Threats will be revealed, by inappropriate use of concepts related to sexual education. Therefore, the goal of this research was to explore the main elements of student sexual education in the age of Communication to design a model based on grounded theory. Methods: This study has a qualitative approach and grounded theory has been used as a research method. For gathering data, high level documents have been studied and interviewed 25 experts who were aware of the subject. The participants were selected through purposeful sampling method and the data were analyzed simultaneously by continuously comparisons based on Corbin and Strauss method. Results: The findings of study formed the basis of a conceptual model including the following components: Casual Condition (necessity: Awareness, directing, lack of appropriate program), phenomenon(opportunities and threats of sexual education in Communication), context conditions(Time, place and method of sexual education), intervening conditions(social-cultural structures including incorrect beliefs, parents' attitudes, family structure), strategies(Principles and Indicators of Sexual Education in the Viewpoint of Islam)and consequences(development all aspects of intercultural education at individual, national levels). Conclusions: Basis of a conceptual model, necessity, education and social-cultural structures effected phenomenon (opportunities and threats of sexual education in Communication) in Iranian society. And strategies include of Principles and Indicators of Damage and Health of Sexual Education in the Viewpoint of Islam had to lead to development all aspects of intercultural education at individual, national levels.