فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۸۱ تا ۳٬۱۰۰ مورد از کل ۱۷٬۸۳۳ مورد.
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۱ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
149 - 175
حوزههای تخصصی:
حکمرانی و مدیریت شهری نوین بیش از آن که بر مولفه های کالبدی و اقتصادی تاکید کند بر مولفه های اجتماعی و فرهنگی و زیست محیطی تاکید دارد. آسیب های اجتماعی یکی از چالش های اساسی کلان شهرهای امروز است که نیازمند تلاش مدیریت شهری به صورت ویژه در این حوزه است. هدف اصلی مقاله بررسی نقش مدیریت شهری نوین (مبتنی بر دو مولفه ارتقا کیفت زندگی و برقراری عدالت شهری) در حوزه کاهش آسیب های اجتماعی در بین زنان سرپرست خانوار نیازمند به عنوان یک آسیب اجتماعی است. روش مطالعه ترکیبی از نوع کمی و کیفی بوده است. براساس یافته های تحقیق، زنان سرپرست خانوار براساس مشکلاتی که در حوزه خانه و خانواده دارند به 5 دسته تقسیم شدند: 1) نیازمندان معیشتی، 2) آینده پریشان، 3) بی مسکنان و بی کاران، 4) بیماران جسمی و روانی، و 5) در دام افتادگان در خانه. همچنین براساس مشکلات حوزه عمومی و اجتماعی و مناسبات اجتماعی زنان به 5 گروه تقسیم شدند: 1) فاقدان احساس امنیت، 2) تحقیرشدگان، 3) بی اعتمادی ها، 4) آزار دیدگان جنسی، 5) ترحم دیدگان. براساس این تقسیم بندی مهمترین حوزه های مداخلاتی مدیریت شهری و شهرداری کرج تغییر در بینش و برداشت از زن سرپرست خانوار بودن در سطوح اداری و در حوزه عمومی، تلاش برای توانمندسازی مهارتی، معیشتی و شغلی، خدمات حوزه سلامت و گذاران و اوقات و .. است.
Comparative Study of Production Criteria of Tactile Books from the Viewpoint of Production Specialists(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: To compare the production criteria of tactile sensory books from the perspective of production experts Methodology: The method of the present study was combined in terms of applied purpose and qualitative-quantitative in terms of data collection. In the qualitative part, in order to obtain the consensus of experts in the production and publication of tactile sensory books, the Delphi method was used, and in the quantitative part, using a researcher-made questionnaire to the view of production and publishing experts regarding the production of tactile sensory books. Analytical survey form was performed. In the quantitative part, two relative coefficients of content validity and content validity index were used. The content validity index of the researcher-made questionnaire was reported to be higher than 0.79. The reliability of the questionnaire was 0.863 based on Cronbach’s alpha coefficient. Also, for data analysis, descriptive statistics of mean and inferential statistics of "Friedman" were used with the help of SPSS software. Findings: The findings indicate that the four sub-components of tactile capabilities, audience recognition, texture diversity, and form and shape diversity from the technical criterion of producing a tactile book with an average rank of 16 with the highest rank and the two components of natural objects and circulation or numbers with an average rank of 4.81 have the lowest rank. Regarding the production content criterion, the sub-components of attractiveness with the highest rank of 5.76 and the educational aspect of the content of these books from the point of view of production experts with 3.29 has the lowest position. In the criterion of presenting the production of a tactile book, the sub-component of effective and reciprocal communication with the audience has the highest rank with 5.55 and the role of librarian with 3.07 has the lowest rank. Conclusion: by comparing the three main technical criteria, content and presentation of the production of tactile books, the most important criterion with an average rank of 2.67 content criteria was identified which has the most role for production from the perspective of production and publishing experts.
نقش حضور آزادگان در طرحهای جهادی در پیش بینی رفع مشکلات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، بهداشتی و درمانی جامعه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۰ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۷۷
۲۳۸-۲۱۵
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مدیریت جهادی ویژگیهای اثباتی دارد و می توان برای آن مرزهای معین و مشخصی با الگوهای متعارف و رایج مدیریتی در جهان قائل شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه پژوهش شامل تمامی آزادگان تحت پوشش مؤسسه بنیاد شهید شهر تهران است. روش نمونه گیری، خوشه ای بوده و 284 نفر از آزادگان به صورتی تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات در پژوهش حاضر از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که اعتبار آن توسط متخصصان تأیید شد و پایایی آن 934/0 گزارش شد. برای تحلیل داده ها از روشهای آماری همبستگی، رگرسیون و تحلیل مسیر و نرم افزارهای SPSS و LISREL استفاده شد. یافته ها: حضور آزادگان در طرحهای جهادی با هدف رفع مشکلات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و بهداشتی و درمانی به ترتیب 30/0، 38/0، 27/0 و 21/0 رابطه دارد. برای ترسیم مدل حضور آزادگان در طرحهای جهادی و تأثیر آن بر هر یک از ابعاد فوق از نرم افزار لیزرل استفاده شده است که بر اساس آن می توان بیان کرد که حضور آزادگان در طرحهای جهادی درزمینه های رفع مشکلات ابعاد مذکور، تأثیرگذار بوده است. بحث: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بین حضور آزادگان در طرحهای جهادی و رفع مشکلات اقتصادی شامل مصرف گرایی، اشرافی گری، سستی، تنبلی، بی حالی و انحراف از مسیر آرمان گرایی ایمانی، ارتباط وجود دارد. یافته دیگر پژوهش نشان داد که بین حضور آزادگان در طرحهای جهادی و رفع مشکلات فرهنگی رابطه وجود دارد. توجه به کار و سرعت انجام آن با در نظر گرفتن شرایط و نیازها جامعه از اهداف مدیر جهادی است. همچنین نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بین حضور آزادگان در طرحهای جهادی و رفع مشکلات اجتماعی شامل ارتقاء کرامت انسانها و ارائه خدمات متناسب با شأن و منزلت آنها رابطه وجود دارد. یکی دیگر از یافته ها، حضور آزادگان در طرحهای جهادی و رفع مشکلات بهداشت و درمان بوده است. آزادگانی هستند که با ادامه تحصیل، پزشک یا داروساز شده و با ارتباط نزدیک با بیمار و تلفیق دانش نو با دانش بومی در قالب طرحهای جهادی به ویژه در مناطق کمتر برخوردار و نیازمند به ارائه خدمات مناسب بهداشتی و درمانی، حضور پیدا کرده اند.
سیاست و تولید علم بومی اجتماعی- انسانی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۶ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
316 - 335
حوزههای تخصصی:
هدف: توسعه ی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در دوران مدرن بدون ابتنای سیاستگذاری ها و برنامه ریزی ها بر دانش و آگاهی میسر نبوده و در این میان علوم اجتماعی روز آمد و کارآمد از جایگاه ویژه ای برخوردار است. علوم اجتماعی نیز هنگامی کارآمد و مفید خواهد بود که توانایی درک مسائل و ارائه ی راه حل های مؤثر برای جامعه ی هدف را داشته باشد. این امر به علت نسبی بودن علوم اجتماعی و وابستگی آن ها به بسترها و فرهنگ ها و زمینه های اجتماعی جامعه ی هدف، بدون بومی نگری علوم اجتماعی محقق نخواهد شد. علی-رغم پنج دهه تلاش و تبلیغات برای بومی کردن علوم اجتماعی در ایران، مع الأسف شاهد شکل گیری و یا نهادینه شدن فرایند تولید علم بومی نیستیم و این امر نشان دهنده ی عدم درک و شناخت ریشه های مشکل عدم تولید علم در کشور می باشد. بنابراین لازم است قبل از هرچیز درصدد درک این موانع و سپس رفع آن-ها برآییم. روش: در این پژوهش سعی شده است نظریه ای دارای عناصر مرتبط و منسجم براساس تبیین علّی طراحی گردد که در صورت موفقیت می تواند بخشی از مجهولات را در این مسیر تبدیل به معلومات نماید.یافته ها: در این پژوهش نقش متغیرهایی چون استعداد و روانشناسی، نظام آموزش و یادگیری، نظام کار و اشتغال و در پایان سیاست و نظام سیاسی مورد بررسی و ارزیابی قرار می گیرند. در پاسخ به چرایی عدم توفیق تولید علم بومی، نظریات و استدلال های مختلفی مطرح شده است؛ بعضی علت ها را ذهنی می دانند و معتقدند مشکل ناشی از نخبگان ذهنی و یا ذهنیات جامعه ی علمی است؛ اما برخی دیگر ریشه ها را در ویژگی های جامعه ی علمی و یا جامعه ی کل محیط بر جامعه ی علمی جست و جو می کنند. عده ای دیگر نیز براساس الگوی پارسونزی به یکی از عناصر و خرده سیستم نظام کل (اقتصاد، سیاست، اجتماع، و یا جامعه پذیری) اشاره دارند.نتیجه گیری: ظاهراً نمی توان هیچ یک از رویکردهای مذکور را در خصوص ایران قانع کننده دانست؛ لذا مسأله ی این پژوهش این است که؛ با چه الگویی می توان به تحلیل عوامل مؤثر در فقدان تولید علم بومی در ایران پرداخت؟ آیا نمی توان به یک الگوی تلفیقی معنادار و دارای عناصر فردی و اجتماعی و نیز ذهنی و ساختاری رسید؟
واکاوی جامعه شناختی نماد دایره در ساختارهای تدفینی عصرآهن مطالعه موردی گورستان های حوزه ی رود مشگین چایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عصر آهن به دوره ای اطلاق می گردد که در آن تکاپوی مهاجرت در بین اقوام مختلف شدت گرفت. بهترین اثر باستان شناختی از این اقوام مهاجر، ساختارهای تدفینی آنهاست. به گونه ای که این ساختارها در بسیاری از حوزه های باستان شناختی که آنها اشغال نموده اند، دیده می شود. شاخص ترین ویژگی تدفینی این اقوام که در غالب سرزمین های وارد شده به آن قابل مشاهده است، وجود یک ساختار مدور سنگی بر سطح گور است که فضای مرکزی یا محل قرار گرفتن مرده را احاطه نموده است که گاهی بواسطه چیدن یک ردیف قلوه سنگ یا قطعه سنگ ساخته می شده و یا گاهی با ساختاری چند ردیفه از سنگ های کوچک و بزرگ و با نظمی خاص انجام می گرفته است. منطقه ی مورد مطالعه، حوضه یکی از رودخانه های پر آب شهرستان مشگین شهر است که یکی از مهمترین عوامل شکل گیری محوطه های باستانی این بخش از استان اردبیل به شمار می آید. در بررسی های میدانی، گورستان های عصر آهن بسیاری در این حوضه مورد مطالعه قرار گرفت که یکی از ویژگی های بارز آنها، ساختارهای جالب توجه دایره ای شکلی است که فضای داخلی گور و محل قرار گرفتن جایگاه مرده را احاطه نموده است. پژوهش حاضر با پیش زمینه ای مختصر از نحوه پراکنش چنین ساختارهایی در قبور هزاره دوم و اول ق.م، با نگاهی به مطالعات اسطوره شناختی و نمادشناختی، به چرایی و چگونگی وجود ساختارهای مدور در تدفین های باستانی عصر آهن حوزه مشگین چایی پرداخته است. نگاهی جامعه شناختی به این موضوع، نشانگر وجود باورهای خاصی در بین جوامع عصر آهن بوده که اعتقاد به آنها سبب پیدایش و تداوم شیوه های خاصی در تدفین مردگان شده است.
تحلیل جامعه شناختی موانع رشد اقتصاد سرمایه داری در ایران (مطالعه موردی نیمه پایانی دوره قاجار)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده: در این مقاله سعی شده است تا با بهره گیری از رویکرد نظری ماکس وبر در باب موانعی که سازمان مالیه عمومی مبتنی بر تعهد جمعی برای عقلانی شدن اقتصاد بوجود می آورد و با اتکاء به تلفیقی از راهبرد روشی جامعه شناسی تاریخی تفسیری و تحلیلی، به تحلیل موانع عقلانی سازی اقتصاد در دوره قاجار بپردازیم. در این راستا ابتدا ویژگی های سازمان مالیه عمومی مبتنی بر تعهد جمعی روستا، ایل و صنف رایج در دوره مورد مطالعه تحلیل شده است. سپس مولفه هایی چون غلبه اقتصاد معیشتی؛ ممانعت از فردگرایی و گسترش اقتصاد و تقسیم کار اجتماعی؛ عدم رقابت پذیری اقتصاد در عرصه نظام جهانی؛ تحرک پذیری ضعیف اجتماعی به عنوان برآیندهای نظام مالیه عمومی حاکم بر این دوره مورد مطالعه قرار گرفته است و در پایان بر اساس یافته های پژوهش مفهوم عقلانیت تانیسی به عنوان تعدیل نظری جهت انطباق بیشتر چارچوب و مفاهیم نظری با تفرد تاریخی ایران قاجاری ارائه گردیده است.
تبیین جامعه شناختی تاثیر سرمایه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بر شیوه های همسرگزینی در بین زوجین ساکن تهران، 1399(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۴
161 - 192
حوزههای تخصصی:
در جامعه امروز ایران با تنوع و گسترش سرمایه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی افراد شیوه های همسرگزینی دگرگون شده است، این مقاله به تبیین جامعه شناختی تاثیر سرمایه ها(اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) بر شیوه های همسرگزینی می پردازد. در چارچوب نظری دیدگاه پی یر بوردیو مورد استفاده قرار گرفت. روش تحقیق مورد استفاده در مقاله حاضر، پیمایش و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه است .جامعه آماری تحقیق هم زنان و مردانی تهرانی که در ده سال گذشته ازدواج کرده اند، بوده است. که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای و سپس سهمیه ای 385 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته است و داده ها، بر اساس آمارهای توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرم افزار SPSS22، نرم افزار مدل سازی معادلات ساختاری Lisrel مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته اند. تحلیل داده ها نشان می دهد که بین سرمایه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با شیوه های همسرگزینی رابطه معناداری وجود دارد. همچنین با استفاده از مدل معادلات ساختاری تأثیر سرمایه اجتماعی(75/0) سرمایه فرهنگی (68/0) و سرمایه اقتصادی(66/0) است.واژگان کلیدی: نگرش، همسرگزینی، سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی و سرمایه اقتصادی.. تبیین تغییرات احتمالی ایجاد شده می تواند به شناخت دگرگونی های رخ داده در خانواده و هم چنین پیش بینی ظرفیت موجود برای تغییرات آینده آن کمک کند. بنابراین، مساله اصلی تحقیق این است که: سرمایه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی چه تاثیری بر شیوه های همسرگزینی دارند؟
حمایت اجتماعی و بازتعریف هویت زنان همسرازدست داده به مثابه مادر: مطالعه ای در منطقه عباس آباد و افسریه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۵
81 - 116
حوزههای تخصصی:
دراین پژوهش در پی آن هستیم که دریابیم کسب حمایت های اجتماعی-خانوادگی چگونه بر باز تعریف هویت زنان «همسر از دست داده» تاثیر می گذارد؟ این پژوهش در بین زنان «همسر از دست داده» ساکن دو محله افسریه و عباس آباد، با استفاده از رهیافت نظریه داده بنیاد انجام شده است. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساخت مند ومشاهده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که «زنان همسر از دست داده» پس از گذراندن دوران سوگواری و اندوه ناشی از فقدان همسر، شرایط یکسانی ندارند. کدگذاری باز به ظهور سه مقوله بیوه های شاد، بیوه های غمگین و بیوه های سرگردان؛ منجر شد. بیوه های شاد خود به زیرمقوله های زنان حمایت طلب، زنان مستقل و زنان مقاوم قابل دسته بندی است. زنان «همسر از دست داده» با قرار گرفتن در موقعیت جدید به بازتعریف هویت مادرانه خود می پردازند. در خلال فرآیند بازتعریف هویت، «زنان همسر از دست داده» در پنج پارادایم زن فناشده، زن حمایت طلب، زن سرگردان، زن مقاوم و زن مستقل قرار می گیرند. مادری بخشی اساسی از بازتعریف هویت «زنان همسرازدست داده» است و برخورداری از حمایت های خانوادگی-اجتماعی در باز تعریف هویت مادرانه زنان همسر از دست-داده تاثیرگذار است؛ آنچنان که زنان فناشده و حمایت طلب را می توان مادران فناشده و حمایت طلب نامید. زنان مستقل نیز مادران مجرد هستند. حمایت خانواده نخستین در شکل گیری هویت مادران حمایت طلب، بنیادین است.
سرمایه اجتماعی در بازارهای تاریخی ایران (مطالعه موردی بازار تاریخی تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازارهای تاریخی ایران، نمونه ای جامع از فرهنگ بومی ایرانی را به نمایش می گذارند و سرمایه اجتماعی این بازارها را می توان در ابعاد فرهنگی و مذهبی، اجتماعی، اقتصادی، تاریخی، معنایی و فضایی بررسی نمود. بازارهای تاریخی از الگوها و کیفیتهای محیطی مطلوبی در فضاها، سنتهای داد و ستد و رویدادها برخوردارند که محمل سرمایه های اجتماعی غنی و پویایی در گذر زمان بود ه اند. امری که با احداث پاساژها و مراکز خرید معاصر با سبکهای غیربومی مورد تضعیف واقع شده است. این مقاله با هدف تبیین ابعاد و کیفیتهای سرمایه اجتماعی در بازارهای تاریخی و نمونه موردی بازار تاریخی تبریز انجام می شود، که با استفاده از روش تحقیق تحلیلی_اسنادی و پیمایش میدانی انجام می شود. بازارهای تاریخی با برخورداری از الگوهای ارزشمند در ساختار و اجزاء سنتهای بومی در فضاهایی همچون راسته، تیمچه ، سرا، دالان و مسجد، مجموعه عظیمی از سرمایه اجماعی را با خود در گذر زمان حمل می نماید. سرمایه اجتماعی در بازار تبریز بر اساس پایه اقتصادی، سیستم فضایی و کالبدی حجره ای؛ فرهنگ ایرانی_ اسلامی (درهم تنیدگی و انسجام نظم اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و کالبدی؛ مرکزیت مساجد و مراجعه کسبه و مراجعین برای ادای نماز؛ برگزاری مراسمات فرهنگی و مذهبی در جشنها، عزاداری؛ اعتقادات دینی؛ همیاری نیازمندان؛ روابط همسایگی مستحکم) استوار است.
نقش هنجارهای وظیفه گرایانه کانت و راهبرد های اخلاقی در کاهش رفتارهای سیاسی منفی با نقش میانجی ادراکات سیاسی کارکنان از اخلاق مطالعه موردی: دانشگاه پیام نور شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال سی ام زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۸۰)
139 - 154
حوزههای تخصصی:
رفتارهای غیراخلاقی سبب شکست اخلاقی سازمان می شوند و شرایط آشفته ای را برای سازمان به بار می آورند؛ به ویژه در سازمان های آموزشی که رسالت مهمی در تربیت نیروی انسانی به منزله سرمایه های اجتماعی دارند و مولدی برای اقتصاد و تغییرات اجتماعی اند. دانشگاه ها هم قطب اندیشه های سیاسی و هم محیطی برای آموزش و یادگیری اند؛ اما زمانی به اهداف و رسالت های خود می رسند که کارکنانی وظیفه گرا با رفتارهای مناسب و درک درستی از اخلاق و سیاست های اخلاقی داشته باشند. براساس این امر، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هنجارهای وظیفه گرایانه کانت و راهبرد های اخلاقی در کاهش رفتارهای سیاسی منفی با نقش میانجی ادراکات سیاسی کارکنان از اخلاق انجام شد. روش پژوهش ازلحاظ هدف، کاربردی و ازنظر گردآوری داده ها، توصیفی – همبستگی است. جامعه آماری شامل کارکنان دانشگاه پیام نور شهر همدان است. حجم نمونه براساس روش طبقه ای نسبی و جدول کرجسی و مورگان 98 نفر انتخاب شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه وظیفه گرانه اخلاقی کانت، راهبرد های اخلاقی، رفتارهای سیاسی منفی و ادراکات سیاسی کارکنان از اخلاق است. صاحب نظران مدیریت، روایی پرسش نامه را تأیید کردند. پایایی ابزارها ازطریق آزمون آلفای کرونباخ به ترتیب 89/0، 84/0، 89/0 و 88/0 محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شد. نتایج نشان دادند اخلاق کانت بر کاهش رفتارهای منفی سیاسی 22/0، راهبرد اخلاقی بر کاهش رفتارهای منفی سیاسی 25/0، ادراکات سیاسی کارکنان بر رفتارهای منفی سیاسی 25/0 و اخلاق کانت بر ادراکات سیاسی و راهبرد اخلاقی بر ادراکات سیاسی کارکنان از اخلاق 45/0 اثر دارد.
The Model of Social Trust based on Social Intelligence, Social Identity and Social Isolation based on the Moderating Role of Gender and Family Economic Status on Senior High School Students in Tehran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of this study was to model social trust based on social intelligence, social identity, and social isolation based on the moderating role of gender and family economic status on secondary school students in Tehran. Methodology: The research method was descriptive correlation based on modeling and structural equations. The statistical population consisted of all high school students in Tehran in the year 2019, from which 495 students were selected by multistage cluster sampling method. Data collection was done based on Social Trust Questionnaire (Dr Safari nia, Sharif 1389, base on Johnson's theory, 1993), Social Intelligence Questionnaire (Ang Ton Teeth, 2008), Social Identity Questionnaire (Dr Safari nia, Roshan 1390, base on Jenkins's theory, 2000) and Social Isolation Questionnaire (Modaresi Yazdi, 2014). Data analysis was done by SPSS19 and PLS-SEM software in two descriptive and inferential sections. Structural equation modeling was used to test the hypotheses. Findings: The results showed that based on the identified dimensions and components, the research model had a good fit. The results also showed that the results of social isolation, social intelligence and social identity had an impact on students' social trust. It should be noted that the social isolation variable has a negative coefficient and social intelligence and social identity have a positive path coefficient. It is therefore concluded that gender has a moderating effect on the coefficients of variable social identity on social trust. The coefficient indicates that social identity in girls has a greater impact on social trust than boys. It should be noted that gender has no moderating role in the relationship between social intelligence and social isolation with social trust. The results also showed that the relationship between social identity, social intelligence and social isolation with social trust in the high and low economic status group was different. Conclusion: Therefore, it is concluded that the economic situation has a moderating effect on the coefficients of the variables of social identity, social intelligence and social isolation on social trust.
تحلیل جامعه شناختی روایت های باز اجتماعی شدن (مطالعه موردی زندانیان شاغل در واحدهای حرفه آموزی و اشتغال زندان های تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال دوزادهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
83 - 112
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر به منظور ارائه نتایج یک تحقیق عمیق در خصوص بازاجتماعی شدن مجرمان تدوین گشته است . از آنجا که در اهداف مجازات علاوه برواکنش جامعه در قبال اعمال جریحه دارکننده، جامعه پذیری مجدد مجرمان نیز مدنظر است لذا هدف از این پژوهش ، تحلیل جامعه شناختی روایت های باز اجتماعی شدن زندانیان شاغل در واحدهای حرفه آموزی و اشتغال زندان های تهران است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا بصورت رهیافت فرود به زمین و طبیعت گرایانه است. جامعه پژوهش را زندانیان شاغل در واحدهای اشتغال و حرفه آموزی زندان های تهران تشکیل داده اند. شیوه نمونه گیری پژوهش هدفمند بود و معیار اشباع نظری به عنوان معیار اساسی انتخاب نمونه بود. داده ها با استفاده از مصاحبه، جمع آوری گردید و برای تحلیل داده های حاصل از مصاحبه های عمیق، از تحلیل روایت بهره جسته شد. یافته ها: یافته های حاصل از جمع بندی مصاحبه ها نشان می دهد که زندانیان مهمترین انگیزه حضور در واحدهای اشتغال را دوری از انضباط روزانه بندهای بسته دانسته تا با استفاده از برخی امتیازات از جمله ملاقات و تلفن راحت و در دسترس و نیز مرخصی های ماهیانه، دغدغه های مربوط به معیشت خانواده را رفع نمایند. نتیجه گیری: برنامه های حرفه آموزی و اشتغال برای زندانیان همواره از بالا به پایین طراحی و اجرا می گردند این در حالی است که به منظور بازاجتماعی کردن مجرمان، انعکاس علایق و استعدادهای شغلی زندانیان نادیده گرفته می شود و معنای این مضمون این است که برنامه ریزی از پایین به بالا اثرگذارتر خواهد بود. همچنین پرداخت دستمزد و بیمه برابر قانون کار و اطمینان از پشتیبانی دولت و مراکز حمایتی، در ایجاد اشتغال پس از آزادی، در کیفیت بازپذیری مجرمان حاضر در برنامه های آموزش و حرفه آموزی زندان ها، بسیار حائز اهمیت می باشد.
منطق اجتماعی فضا در مسکن بومی قاجار اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال دهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳۷
102 - 128
حوزههای تخصصی:
فرهنگ عاملی تاثیرگذار بر شکل رفتاری هر جامعه است؛ که نمود آن را می توان در پیکره بندی شهر و به دنبال آن در ساختار فضایی هر بنا مشاهده نمود. در این راستا بازخوانی الگوهای پیشین و تسری آن به فضای اجتماعی امروز می تواند نقش مهمی در تقویت هویت اجتماعی ایفا نماید. یکی از شیوه های این داده کاوی نحو فضاست که با کشف روابط ریاضی در ارتباطات فضایی می تواند معیاری برای سنجش و ارزیابی مطلوبیت فضا فراهم آورد. از سویی مسکن و سکونت به عنوان یکی از اساسی ترین نیاز های انسان و جامعه بشری به عنوان یکی از مهم ترین اشکال سازماندهی اجتماعی فضاست که با کمی تامل در مسکن امروز و مبانی پیوند آن با شهر، می توان دریافت پاسخ فراخوری به آن داده نشده و مفهوم آن به سرپناهی صرف تقلیل یافته است. در این پژوهش ضمن معرفی رویکرد اسپیس سینتکس، به تحلیل مفهوم عمق در مسکن بومی قاجار اصفهان پرداخته شده که ارتباط مستقیمی با قلمروهای فضایی، ترکیب و تعیین فضاهای خصوصی و عمومی، سلسله مراتب فضایی و محرمیت دارد. روش به کار گرفته شده در این پژوهش، توصیفی- تحلیلی و در قالب قیاس تطبیقی می باشد؛ که برای کمی کردن آن از افزونه گرس هاپر و اسپیس سینتکس بهره گرفته شده است. نتایج به دست آمده حیاط را -به عنوان فضای واسط درون و بیرون در پیکره بندی شهری- به عنوان عمومی ترین فضا و دارای بیشترین ارتباط فضایی و فضاهای خدماتی (انبار، سرویس های بهداشتی، پلکان و راهروها) را با کمترین ارتباط و به عنوان خصوصی ترین فضاها معرفی می نماید. همچنین راهروها و مفصل های ارتباطی، به نسبت اتاق ها از میزان هم پیوندی و ارتباط بیشتر و عمق کمتری برخوردار می باشند. این در حالی است که ارزش عمق در فضای باز حیاط در دوران معاصر کاهش یافته است که نشان دهنده حذف سلسله مراتب فضایی دسترسی و محرمیت فضایی در ارتباط با فضای شهری می باشد.
تاثیر مشارکت اجتماعی بر خانواده گرایی در بین جوانان شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مشارکت اجتماعی در کنار دیگر سرمایه ها فرایند پیش بینی شده در برنامه ها را تسهیل و امکان تحقق اهداف را فراهم می سازد. سنجش مشارکت اجتماعی فی نفسه عملی معطوف به ساخت سرمایه اجتماعی بوده است و خانواده بنیادی ترین گروه و خاستگاهی که جوانان با آن در ارتباطند در شکل گیری سرمایه اجتماعی آنان بسیار حائز اهمیت است. نظریه هایی که چارچوب نظری را می سازند، تلفیقی از نظریه های سرمایه اجتماعی بعد مشارکت اجتماعی بوردیو و نظرات خانواده گرایی بود. هدف این تحقیق «تاثیر مشارکت اجتماعی بر خانواده گرایی در بین جوانان شهر تهران» با روش پیماییشی و از نوع توصیفی و تبیینی می باشد. جامعه آماری کلیه جوانان بالای 18 تا 29 ساله شهر تهران در سال 1397- 1396 می باشند. برآورد حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 382 نفر از پنج نقطه شهر تهران بود. نمونه گیری به صورت خوشه ای و تصادفی در پنج نقطه شهر تهران بود. در این تحقیق از دو پرسشنامه خانواده گرایی و مشارکت اجتماعی که روایی و پایایی آنها توسط ضریب الفای کرونباخ 83/0سنجیده شد. به منظور تفسیر یافته ها از ضرایب رگرسیونی استاندارد شده یعنی بتا استفاده شد و مشارکت اجتماعی با ضریب 194/0 بر خانواده گرایی اثر داشت. در نهایت می توان نتیجه گرفت رابطه بین متغیر مشارکت اجتماعی و خانواده گرایی معنی دار مثبت و مستقیم می باشد.
ازدواج زودرسِ دختران در مناطق شهری ایران طی دهه های چهل و پنجاه شمسی(مطالعه موردی شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به یکی از مقولات اجتماعی فرهنگی تاریخ معاصر ایران یعنی نرخ پیشرسی ازدواج برای دختران در شهر تهران طی دو دهه آخر حکومت پهلوی می پردازد. به عبارتی دقیق تر، با تأکید بر پروژه مدرنیزاسیون حکومت پهلوی دوّم طی دهه های چهل و پنجاه شمسی، اثرات این پروژه نوسازی بر تهران را با تمرکز بر سه شاخص میزان شهرنشینی، جایگاه اجتماعی زنان، و میزان سواد و آموزش در جامعه، در معرض بررسی قرار می دهد، و سپس در چارچوب تئوری مدرنیزاسیون، رابطه این مولفه های تحوّل کلان در پایتخت ایران را با یکی از پدیده های اجتماعی یعنی نرخ ازدواج زودرس در بین دختران تهرانی، طی مقطع زمانی موردنظر، واکاوی می کند. روش پژوهش در این مقاله، روش تحلیل ثانویه بر اساس داده های عمدتاً کمّی و بعضاً کیفی است و شیوه گردآوری اطّلاعات نیز به صورت مطالعه کتابخانه ای و اسنادی بوده که از طریق فیش برداری و جمع آوری داده های خامِ کیفی و کمّی انجام شد. یافته ها بیانگر آن است که با افزایش تکاپوهای حکومت پهلوی برای نوسازی و تحوّل در جامعه ایران طی دو دهه آخر حکومت مذکور، و هنگامی که شهرنشینی، موقعیّت اجتماعی زنان، و سطح سواد و آموزش در جامعه شهری ایران روند صعودی را طی می کرد، در طرف مقابل، نرخ پیشرسی ازدواج دختران با جریان نزولی و رو به کاهش توأم شد.
کاربست تجربی نظریه فمینیسم رادیکال در تبیین نگرش دانشجویان به زن زنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیشتر پژوهش های فمینیسم رادیکال، افشای خشونت مردان به زنان را هدف خود قرار داده است و می کوشد رد پای ارزش های پدرسالارانه و علوم اجتماعی مردمحور را آشکار کند. برداشت های افراد از دیگران از نگرش هایی متأثر است که آنها ابراز می کنند و برخورداری از نگرشی خاص به افراد اجازه می دهد خود واقعیشان را ابراز کنند. هدف این پژوهش، بررسی و تبیین نگرش به زن زنی در میان دانشجویان پسر از دیدگاه نظریه فمینیسم رادیکال است که تمرکز اصلی آن بر ساختارهای نابرابر اجتماعی در حوزه های خصوصی و عمومی است. روش تحقیق، پیمایشی است و برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه استفاده شد. جمعیت پژوهش نیز متشکل از دانشجویان پسر دانشگاه مازندران بوده است. درمجموع، ۴۲۸ نفر از دانشجویان به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. متغیرهای مستقل، که در پی تبیین نگرش به زن زنی بوده اند، شامل اعتقاد به باورهای پدرسالاری شوهران، پذیرش کلیشه های نقش جنسیتی، انتظارات ناشی از نقش ازدواج، باور به مسئول بودن شوهر در قبال خشونتشان و باور به مقصربودن زن برای خشونت علیه او بوده است. نتایج داده های توصیفی نشان داد نگرش به زن زنی در سطح میانه قرار دارد. یافته ها نشان داد میان متغیرهای مدنظر، توان تبیینی متغیر پذیرش کلیشه های نقش جنسیتی در تبیین نگرش دانشجویان پسر دانشگاه مازندران به زن زنی، بیشتر از متغیرهای دیگر است.دستاورد نظری این پژوهش، به قابلیت کاربست نظریه فمینیسم رادیکال در بررسی نگرش دانشجویان پسر به زن زنی دلالت دارد و رویکرد فمینیسم رادیکال، از قابلیت تحلیل و تفسیر رویکرد جوانان برخوردار است.
آموزش عالی و توسعه اقتصادی: مطالعه تطبیقی کشورهای منتخب جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأثیر آموزش عالی بر توسعه موضوعی انکارناپذیر است؛ اما به نظر می رسد صرف افزایش لجام گسیخته و بدون برنامه مؤسسات آموزش عالی و تعداد دانشجویان، زمینه ساز دست یابی به توسعه نیست. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین شاخص های کمی (کمیت آموزش کمی) و کیفی (کارآیی و برابری) آموزش عالی با توسعه اقتصادی میان 78 کشور منتخب جهان است. پشتوانه نظری این پژوهش، بر نظریه های سرمایه انسانی، توسعه انسانی و رویکردهای مرتبط با بازده سرمایه گذاری در آموزش متکی است. این پژوهش به لحاظ روش شناسی با اتکا به پارادایم اثباتی و با استفاده از تحلیل ثانویه داده های طولی بین سال های 2010-2016 انجام شد. نتایج نشان دادند گسترش آموزش عالی از شروط لازم برای دست یابی به توسعه اقتصادی است نه شرط کافی. همچنین شاخص های کمی آموزش عالی در ترکیب متوازن با شاخص های کیفی نظیر کارآیی و برابری، ممکن است زمینه ساز توسعه اقتصادی شود؛ درنهایت، در دوره پساتوده ای برای تبیین توسعه اقتصادی، توجه به شاخص های کیفی آموزش عالی، بستر و محیط گسترده سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و غیره که دو نهاد آموزش و اقتصاد در آن فعالیت می کنند و همچنین ترکیب پیچیده ای از سایر عوامل ضرورت دارد.
تداوم سیاست تعدیل در سایه سیطره پارادایمیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۴
129 - 160
حوزههای تخصصی:
میدان سیاست گذاری اجتماعی پس از انقلاب 1357، شاهد بروز سیاست های متفاوتی بوده اما سیاست تعدیل یارانه ها جایگاه ویژه ای در آن داشته است و تغییرات متعدد کنشگران سیاسی و سیاستی در چهار دهه اخیر، تاثیر چندانی در جایگاه مسئله تعدیل و پاسخ سیاستی به آن نداشته است. هدف پژوهش حاضر، بررسی چرایی تداوم این رویکرد در بازه مورد بررسی (ازمنظر رویکردی شناخت شناسانه) و توصیف مواجهات دولت و مجلس با این موضوع است. چارچوب مفهومی پژوهش متکی بر کاربست مفهوم پارادایم در حوزه سیاست گذاری اجتماعی است که توان تبیین تداوم سیاست مذکور را دارد. روش پژوهش، کیفی و اسنادی بوده و متکی بر تحلیل محتوای مشروح مذاکرات مجلس در 10 دوره پس از انقلاب اسلامی است. براساس یافته های پژوهش، ایده تعدیل، تحت حمایت پارادایمی قرار داشته که بر میدان سیاست گذاری مسلط است و همه مولفه های پارادایم سیاست گذاری (چارچوب تفسیری، اهدف، ابزار، نهاد حکمرانی) را داراست. در دوره پساانقلاب دولت و مجلس با این پارادایم همراهی کرده اند و اگرچه گاه به تعویق یا توقف سیاست تعدیل روی آورده اند اما هیچ گاه پارادایم سیاست گذاری را تغییر نداده اند؛ و تنها اقدام موفق علیه این پارادایم نیز درسطح نهادینه سازی ناکام ماند. براساس نتایج پژوهش، علل شکست کوشش ها برای جایگزینی پارادایم سیاست گذاری تعدیل، عدم توجه به همه عناصر چارچوب پارادایم سیاست گذاری و به ویژه عدم استقلال نهاد حکمرانی از اقتدار سازمان برنامه وبودجه بوده است.
Predicting Academic Engagement Based on Academic Optimism, Competency Perception and Academic Excitement in Students(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Academic engagement as a basis for reformist efforts in the field of education is very important in achieving learning experience so that indirectly guarantees students' academic achievement. Therefore, purpose of this study was to prediction of academic engagement based on academic optimism, perception competence and achievement emotions in students. The descriptive- correlation method was used. Methodology: The statistical population consists of all male students studying of Hewraman region in year academic 2019-20 to 1476 student. In this study, according to random cluster sampling method, 100 married students by formula Plant of Tabachnick & Fidell (2007) were selected as samples and they were asked to academic engagement scale (AES) of Reeve (2013), perception competence scale of Harter (1982), academic optimism scale (AOS) of Tschannen‐Moran, Bankole, Mitchell and Moore (2013) and achievement emotions questionnaire (AEQ) of Pekrun, Goetz & Perry (2005). Findings: The data were analyzed by tests of Pearson correlation and multivariate regression. Results: Findings showed that there was positive and significant correlation between spdemic optimism, perception competence and positive achievement emotions with academic engagement (P<0/01). There was negative and significant correlation between negative with academic engagement (P<0/01). Regression analyses also revealed that %79/2 of variance of academic engagement was explained by academic optimism, perception competence and achievement emotions. Conclusion: This study confirmed the significant contribution of academic optimism, perception competence and achievement emotions in academic engagement of students. The results of this research can help planners and implementers of education organization to adopt appropriate educational policies in order to engage students in academic studies and the factors affecting it.
Designing a Model for Teacher Competencies in Elementary Education(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Teacher competencies in the education system is among the most influential and important issues. This importance is rooted in the critical role of teachers in educating people in a society, because the more teachers are prepared and qualified, the greater their impact on upgrading the education system. Methodology: In this regard, upstream documents, as the most extensive strategic and guidance texts, have given much attention to the teacher competencies, with regard to their mission, including directing and drawing the ideal human and the pursuit of a pure life. This study was conducted aimed at presenting a model for the teacher competencies in elementary education based on upstream documents. For this purpose, three major activities were carried out. Initially, upstream documents were examined to identify the components and instances of the teacher competencies, and the opinions of experts in the field were also used. Then, the model of the teacher competencies was designed according to the extracted instances and components. The qualitative method was used in this study and documentary research method was also used to investigate the first question. Findings: In this method, all the upstream documents, including the document of fundamental transformation of education, the national document as well as the scientific documents and literature in this field, were carefully studied so that all explicit and implicit instances and components of teacher training are extracted. Moreover, semi-structured interviews were conducted to gain the viewpoints of the experts in order to achieve the representing themes of competencies through content analysis. Discussion: Finally, the model of professional competencies was designed on the basis of the teacher competencies developed in the previous stages to examine the second question.