فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۶۱ تا ۱٬۹۸۰ مورد از کل ۱۷٬۸۷۵ مورد.
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره سوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
62 - 44
حوزههای تخصصی:
هنر امروز ایران به مثابه هنری که در بستر هنر معاصر و معاصریت شکل گرفته است، جزئی مهم از این جهانِ جدید است و مفاهیم و ساختارهایش تحت التزامات این پارادایم بزرگ تر قرار دارد. این جهان جدید همانند جهان دین، برساخته ی دستگاه های قدرت و عوامل آن است. در پژوهش حاضر، دین و هنر همچون دو متن همسان فرض شده اند. هدف ما، تطبیق ساختار جهان دینی و نظام روحانی آن در ساخت الگوی مسلط با جهان هنر معاصر است. بدین منظور باید ساحت های دین و هنر و نظام روحانی درونی آنها، آشکار شده و با بیان نسبت هر یک با ساختار قدرت، براساس جامعه شناسی دین ماکس وبر به یک رده گان شناسی از عاملان بسط نهاد هنر دست یافت. هدف ما پاسخ به این پرسش است: ساختارهای نهادی هنر معاصر مانند گالری ها چگونه به سیاست های فرهنگی هنر معاصر ایران شکل می دهند؟ از خلال توجه به نقش نهادها و نیروهای آن در خلق جهان دینی به نظر می آید که می توان این مسیر را درست تر پیمود. با تطبیق دو جهان دین و هنر می توان دید که اینجا کلیسا و دستگاه روحانی آن قرابت بسیاری به نهادهای جهان هنر و ساخت سلسله مراتبی آن دارند. معادل کارویژه آن در جهان هنر را می توان در نهاد گالری دید. پژوهش حاضر، برای رسیدن به این هدف به سراغ گالری هما به عنوان یکی از مراکز تأثیرگذار در هنر امروز ایران رفته است. در این میان متون برساخته آن مهم ترین ابزار تحلیل ما هستند.
Explaining the Effectiveness of the Model of Established Methods in Autism (Functional Behavior Analysis of ABA, Snozlen, and Dosa) Based on the level of Attention in Children with Autism Spectrum Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The aim of this study was to explain the effectiveness of the model of established methods in autism (functional behavior analysis of ABA, Snowlen, and Dosa) based on the level of attention in children with autism spectrum disorder in Tehran. Methodology: The research method was quasi-experimental with a pretest-posttest design with a control group. The statistical population of this study was all children with autism spectrum disorder in Tehran in public and private educational and rehabilitation centers in 2018. By available sampling method, 48 people were selected and randomly divided into 4 intervention groups by applied behavior analysis method. , Snozelen, dosa and control group were divided. Data were collected based on the Connors Scale Scale (Parent Form) (1999), a modified review checklist, and the Wechsler intelligence test. Descriptive and inferential statistical methods and multivariate analysis of covariance were used to eliminate the pretest effect using SPSS software was used. Findings: The results showed that all three methods of functional behavior analysis of ABA, Snozlen and Dosa had a significant effect on increasing attention compared to the control group. Also, ABA applied behavior analysis method had a greater effect on improving attention in the three measurement stages than the other two experimental groups. Conclusion: The findings of the study showed that the use of these interventions and educational programs as a method in improving and rehabilitating children with this disorder is useful, so the use of this method is recommended. The results showed that the difference between the analysis of functional behavior of ABA, Snozlen and Dosa with the control group was significant at the level of 0.05, so it can be said that all three methods of functional behavior analysis of ABA, Snozlen and Dosa compared to the control group had a significant effect on increasing attention.
استفاده از مسیرهای جانبی: استراتژی های زنان در مواجهه با محدودیت های گردشگری
منبع:
پژوهش انحرافات و مسائل اجتماعی دوره ۱ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱
129 - 152
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی تفاوت تجربه گردشگری زنان و مردان، به عنوان جنبه ای از اوقات فراغت پرداخته است. چهار دسته محدودیت های هنجاری، وظایف نقشی زنانه، ضعف اقتصادی و نداشتن احساس امنیت موجب می شود تا زنان در تنظیم برنامه گردشگری خود متفاوت از مردان عمل کنند. برای این منظور، داده های پیمایش ملی ارزش ها، نگرش ها و رفتارشناسی گردشگری ایران، با حجم نمونه 5009 نفر از کل استان های کشور، تحلیل ثانویه شد. مبتنی بر ادبیات تحقیق، هشت فرضیه درباره انگیزه سفر، اقدام به سفر، انتخاب اقامتگاه، وسیله نقلیه و تور گردشگری میان زنان و مردان مقایسه شد. یافته های پژوهش حاکی از آن بود که زنان در سفرهای تنهایی یا با دوستان خود، بیشتر از تورهای گردشگری استفاده می کنند؛ کمتر از خودروی شخصی استفاده می کنند؛ کمتر به قصد تفریح و بیشتر با هدف زیارت سفر می کنند. همچنین زنانِ تنها بیشتر به قصد دیدار اقوام خود به سفر می روند و در سفرهای با دوستان خود کمتر در چادرهای مسافرتی بیتوته می کنند. هرچند زنان کمتر از مردان، تنهایی یا با دوستان خود به سفر رفته بودند، میزان سفرهای داخلی زنان با مردان تفاوت معنی داری نداشت؛ زیرا سفرهای با خانواده آنها بیش از مردان بود. همچنین هرچند تعداد سفرهای خارجی زنان کمتر از مردان بود، تعداد سفرهای خارجی زنان شاغل با مردان، تفاوت معناداری نداشت. به نظر می رسد که علی رغم محدودیت های جدی در کیفیت تجربه گردشگری زنان نسبت به مردان، آنان با استفاده از گریزگاه های ساختاری و هنجاری جامعه توانسته اند به لحاظ کمّی، تجربه گردشگری برابری را با مردان برای خود رقم بزنند.
بررسی جامعه شناختی تاثیر تغییرات سبک زندگی بر معنا بخشی به زندگی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بیماران به ویژه مادران که خود نقش مراقبت و پرستاری از اعضای خانواده را به دوش می کشند، در هنگام ابتلا به بیماری های صعب العلاج، نیازمند همدلی و مساعدت اطرافیان خود می باشند. سبک زندگی هر خانواده و فرد می تواند در معنا بخشی به زندگی و در نتیجه چگونگی مواجهه آن فرد با مشکلاتی چون بیماری صعب العلاج، تعیین کننده باشد. هدف از این پژوهش، شناخت تأثیر سبک زندگی بر معنا بخشی به زندگی مادران دارای بیماری صعب العلاج است. محقق در این پژوهش با رویکرد کمّی و روش پیمایش با استفاده از دو ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ هنجار یابی شده سبک زندگی و معنای زندگی اطلاعات جمع آوری شد . نمونه 383 نفر از مادرانی بود که دارای بیماری صعب العلاج بودند و به سه بیمارستان امام رضا ، امام حسین و جم در شهر تهران در سال 1398 مراجعه کرده بودند. نتایج بدست آمده از تحقیق حاکی از آن است که بین سبک زندگی و درآمد مادران دارای بیماری رابطه معنی دار وجود دارد و سبک زندگی در گروه های شغلی و تحصیلی مختلف، دارای رابطه معنی دار متفاوت با معنابخشی به زندگی است. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیونی نشان دهنده تاثیر سبک زندگی بر معنابخشی به زندگی می باشد.
کشف و تبیین تجارب زیسته والدین از هم والدگری پس از طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال هفدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۶۸
673 - 684
حوزههای تخصصی:
فرزند پروری پس از طلاق یکی از تکالیف حساس پیش روی والدین مُطلقه، و از عوامل مؤثر در سلامت روانی فرزندان به شمار می آید. هدف از این مطالعه کشف و تبیین تجارب زیسته والدین از هم والدگری پس از طلاق است. این مطالعه به روش کیفی و با استفاده از روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه پژوهش شامل کلیه والدینی بود که تجربه فرزندپروری پس از طلاق را داشته اند. در این پژوهش برای تعیین حجم نمونه از معیار اشباع داده استفاده شد که با استفاده از نمونه گیری هدفمند تعداد 12 نفر (زن، مرد) انتخاب شدند و مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. داده ها به روش هفت مرحله ای کلایزی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل منجر به شناسایی پنج مضمون اصلی «رابطه والدین در فرزندپروری، پاسخ گویی در فرزندپروری، نظارت در فرزندپروری، چالش های والدین در فرزندپروری، آسیب های اجتماعی –روانی» شد. نگرش والدین به فرزندپروری پس از طلاق به جای هم والدگری متمرکز بر حذف نقش والدی طرف مقابل بوده، همان گونه که نقش همسری طرف مقابل پس از جدایی حذف شده است.
مسئولیت اجتماعی هنرمند و کارکرد انتقادی هنر درمواجهه با بحران های طبیعی (مطالعه موردی: برنامه های هنری پس از طوفان کاترینا در آمریکا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحران های طبیعی، هرساله زندگی میلیون ها نفر در سراسر جهان را متأثر می سازد و موجب خسارات قابل توجهی می گردد. در بسیاری از بحران ها، ابعاد اجتماعی فاجعه، به مراتب مصیبت بارتر از ابعاد اقتصادی و تلفات جانی آن است و بحران هویتِ ناشی از آن، می تواند برای مدت طولانی، جامعه را با مشکلات جدی مواجه سازد. به همین دلیل یکی از مهم ترین اهداف مدیریت بحران، بازسازی مناطق بحران زده نه تنها از لحاظ فیزیکی بلکه از نظر اجتماعی و فرهنگی است. هنر، از مؤثرترین ابزار در کاستن از شدت آسیب های اجتماعی و بازسازیِ مجدد جامعه است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای، با هدف بررسی کارکرد انتقادی هنر و مسئولیت اجتماعی هنرمند در مواجهه با بحران های طبیعی و پاسخ به این پرسش انجام گرفته که نقش هنر و رسالت هنرمندان در نقد و بررسی مدیریت بحران و به چالش کشیدن وضع موجود چیست و به عنوان نمونه موردی، آثار هنریِ پس از طوفان کاترینا در آمریکا مورد تحلیل قرارگرفته است. نتایج این پژوهش نشانگر آن است که مفاهیم اجتماعی همچون پایداری، روحیه بازسازیِ جمعی، امید به آینده و... که در ژرف ساخت اثر هنری تجلی می یابند، می توانند معنا و هویتِ جمعیِ ازدست رفته جامعه را به آن بازگردانند و موجب جهت گیریِ تازه ای از کنشِ اجتماعی گردند. همچنین «هنرمندان»، به عنوان گروه نخبگان معنوی، به مدد مدیوم های هنری می توانند با نقد و بررسی نحوه مواجهه با بحران و به چالش کشیدن مسائل اجتماعی در هنگام بحران همچون اختلاف طبقاتی، تبعیض نژادی، عدالت اجتماعی و...، موجب افزایش شناخت جامعه و دستیابی به فهم و آگاهی بیشتر نسبت به واقعیت های موجود گردند.
تدوین سناریوهای آینده ارزش های خانواده در ایران با استفاده از سناریو ویزارد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانواده، اساسی ترین نهاد اجتماعی است که ارزش ها را به نسل جدید انتقال می دهد. این ارزش ها نقش اساسی در رشد و نمو افراد دارد. امروزه با تغییراتی که در ساحت های مختلف جامعه پیش آمده، حوزه خانواده و ارزش های آن نیز تغییر کرده است؛ لذا پژوهش حاضر به دنبال آینده های بدیل برای خانواده است. درواقع هدف پژوهش حاضر آینده پژوهی و سناریونگاری آینده ارزش های خانواده در ایران با استفاده از روش تحلیل اثرات متقاطع و CIB است. نتایج تحقیق مربوط به سال 1398 و افق آینده، سال 1418 ه .ش.است. در مرحله اول به 17 نفر از خبرگان حوزه علوم اجتماعی پرسش نامه داده شد. در مراحل دوم و سوم نیز پنل های 10 نفره ای از خبرگان تشکیل شد. امتیازها در ماتریس متقاطع وارد شد تا تأثیرگذاری و تأثیرپذیری هرکدام از عوامل سنجیده شود. متغیرهای دو وجهی در نرم افزار میک مک به عنوان ورودی های نرم افزار سناریوویزارد تجزیه و تحلیل شدند و 4 سناریوی سازگار به دست آمد. مطلوب ترین سناریو سناریوی شماره 1 است که بر وضعیت ایده آل و آرمانی خانواده و افزایش قدرت آن در پرتو آزادی و چارچوب قوانین جدید تأکید می کند. نامطلوب ترین سناریو، سناریوی شماره 4 است که کاهش قدرت خانواده تا حد فروپاشی آن را به همراه دارد و این فروپاشی در جامعه ای اتفاق می افتد که با انواع محدودیت ها در حوزه های مختلف روبه روست.
مطالعه جامعه شناختی پدیده زیست غیررسمی کارتن خوابان در خانه پاتوق های شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
287 - 328
پدیده بی خانمانی باتوجه به اهمیت ویژه آن در مسائل اجتماعی امروزه ایران، قابلیت پژوهش از جهات گوناگون را داراست. دراین راستا، پژوهش حاضر در زمینه خانه پاتوق هایی انجام گرفته که درقامت یکی از الگوهای زیست خیابانی مورد توجه کارتن خوابان بوده و به رغم اهمیت ویژه آن مورد غفلت واقع شده است. این پژوهش درپی ارائه تصویری بالنسبه ژرفانگر از پدیده خانه پاتوق است. پرسش اصلی تحقیق حاضر چنین بوده که اساسا چه عواملی منجر به گزینش خانه پاتوق جهت مراجعه روزمره و یا اسکان موقت درمیان کارتن خوابان شده است؟ بدین منظور از رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ای استفاده شده است. جامعه نمونه شامل گروه های بی خانمانی بوده که در اشکال مختلف، به خانه پاتوق های شهر مشهد مراجعه کرده اند. ساکنان موقت، مراجعان روزانه، مالکان و متصدیان خانه پاتوق ها و درنهایت واسطه گران مواد مخدر، شامل این جامعه بوده اند. گردآوری یافته ها بر اساس نمونه گیری نظری و با استفاده از نمونه گیری گلوله برفی انجام شده است. در پژوهش حاضر، 15 خانه پاتوق مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت با مردان و زنان بی خانمان ساکن موقت یا مراجعه کننده روزانه، مالکان خانه پاتوق ها، فروشندگان مواد مخدر، واسطه گران کالاها و مطلعین کلیدی مصاحبه انجام گرفته است. علاوه بر انجام 30 مصاحبه، در پژوهش حاضر از مشاهده نیز بهره گرفته شده است. تحلیل داده ها به روش نظریه زمینه ای انجام شده است. برمبنای یافته ها، خانه پاتوق به مثابه پناهگاه و ضمانت بخش امنیت نسبی کارتن خوابان، به عنوان پدیده محوری ذکر شده است. شرایط علّی شامل زیست مسالمت آمیز پاتوق؛ تقابل با جرم انگاری، غریبگی با گرم خانه ها و خانه پاتوق ها؛ و مقوّم درآمدزایی بوده است. شرایط زمینه ای شامل خانه پاتوق در قامت مهمان خانه کارتن خوابی، بهره مندی از اطلاعات خیابان خوابی و تمایل به پنهان سازی هویت خویش بوده و شرایط مداخله ای شامل عضویت در شبکه معتادان خانه پاتوق، روابط عاطفی و تسهیلات حوزه مواد مخدر است. استراتژی های استمراربخشی به تعاملات شبکه ای درآمدزا، کنش های مخاطره آمیز ضمانت بخش اعتبار، درآمدزایی در امر اسکان، واسطه گری و قاعده مندسازی رفت وآمد شناسایی شده است. درنهایت پیامدها شامل محرومیت از خدمات سازمان های مردم نهاد، آسیب پذیری زنان و تشدید اعتیاد است. نتایج حاکی از آن است که رواج الگوهای درآمدی و شبکه ای و ازسویی شکل یابی شبه مهمان خانه معتادان، نقش مهمی در استقبال از خانه پاتوق ها ایفا کرده است. درنهایت غریبگی با گرم خانه و نامتناسب دانستن آن با جایگزینی به نام خانه پاتوق پاسخ داده شده است.
همکنشی بین نشاط اجتماعی و هویت، محور توسعه انسانی: پژوهشی پیمایشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال دهم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
183 - 217
حوزههای تخصصی:
یکی از اهداف اساسی توسعه، دستیابی به رفاه اجتماعی همگانی بوده و نشاط اجتماعی از مولفه های رفاه اجتماعی و مفاهیم محوری توسعه پایدار به شمار می رود و تاثیر زیادی بر رضایت مندی و اعتماد و امید افراد جامعه دارد. تحقق توسعه نیازمند مقدمات و زمینه هایی مانند کیفیت زندگی، رضایت مندی، امنیت اجتماعی، سلامت، رفتارهای جمعی و فراغت از جمله شاخص های شادی و نشاط اجتماعی است. هدف کلی مطالعه حاضر رابطه سبک هویت دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز با میزان نشاط اجتماعی آنان بوده است که با روش توصیفی– همبستگی انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق شامل حدود 29000 نفر دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز بود که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 380 نفر به عنوان حجم نمونه با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم نمونه انتخاب شد. ابزار مورد استفاده در این مطالعه پرسشنامه های استاندارد سبک های هویت بروزنسکی(ISI – 6G)، (1992) و پرسشنامه شادکامی (نشاط اجتماعی) آکسفورد (1989) بود. اعتبار ابزار به صورت صوری و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت. مقدار آلفای پرسشنامه نشاط اجتماعی 86/0 و سبک های هویت در سبک اطلاعاتی 68/0 سبک هنجاری 67/0 و سبک سردرگم- اجتنابی 71/0، به دست آمد. بر اساس نتایج پژوهش بین متغیرهای سبک هویت و مولفه های آن، جنسیت، وضعیت تاهل، مقطع تحصیلی و میزان نشاط اجتماعی دانشجویان رابطه معناداری به دست آمد. نشاط اجتماعی دانشجویان با متغیرهای مقطع تحصیلی و گروه سنی آنان رابطه معناداری دارد.
واکاوی چالش های فراروی بنگاه های صنعتی کوچک و متوسط از دیدگاه صاحبان بنگاههای مستقر در شهرک صنعتی کاشمر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال دهم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
161 - 182
حوزههای تخصصی:
این مطالعه باهدف کاوش برساخت اجتماعی ناکامی اقتصادی و چگونگی تفسیر و فهم آن از دیدگاه صاحبان بنگاه های کوچک و متوسط مستقر در شهرک صنعتی کاشمر واقع در استان خراسان رضوی است. داده ها از طریق مشاهده، مصاحبه عمیق و مصاحبه گروهی گردآوری شده و برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش گرندد تئوری استفاده شده است. مشارکت کنندگان در تحقیق را 12 نفر از صاحبان بنگاه ها که به شیوه نمونه گیری نظری با حداکثر نوسان انتخاب شده اند. نتایج پژوهش نشان داد که نوسانات بازار ارز، موانع نظام بانکی و اختلافات شرکا از شرایط اصلی ناکامی اقتصادی هستند و مدیریت سنتی، پایین بودن سطح تخصص نیرو و ماهیت تقلیدی حاکم بر صنعت بسترهای لازم ناکامی اقتصادی را فراهم می کنند. همچنین دولت، نظام بروکراسی، فرهنگ ضد سرمایه دار و بستر اجتماعی به عنوان شرایط زمینه ساز ناکامی اقتصادی عمل می کنند. نتایج پژوهش نشان داد که ناکامی علاوه بر بعد اقتصادی، به دلیل پیوند نزدیک آن با منزلت و اعتبار اجتماعی افراد دارای معانی خاص اجتماعی نیز هست.
بررسی جامعه شناختی ارتباط بین سرمایه اجتماعی و رضایت از زندگی در بین شهروندان شهر شهرضا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت موضوع رضایت از زندگی، پژوهش حاضر با استفاده از روش میدانی، تکنیک پیمایش، ابزار تحقیق پرسشنامه و استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS، به دنبال بررسی رابطه ی سرمایه اجتماعی و رضایت از زندگی در بین شهروندان شهر شهرضا به عنوان هدف اصلی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شهر شهرضا می باشد که تعداد آنها 110000 نفر و 384 نفر از افراد 18 سال به بالای آنان با استفاده از فورمول کوکران به عنوان حجم نمونه مورد بررسی قرار گرفته شده است. روش نمونه گیری در این پژوهش شیوه نمونه گیری دو مرحله ای با استفاده از نمونه گیری خوشه ای و سپس نمونه گیری تصادفی ساده می باشد. در جهت اطمینان از اعتبار پرسشنامه به مشاوره و بهره گیری از نظرات اساتید و کارشناسان مربوطه و همچنین از آزمون آلفای کرونباخ جهت پایایی پرسشنامه اقدام شده است و بر اساس ضریب آلفا ضریب پایایی تمامی متغیرها بالاتر از 7/0 می باشد.نظریه های گیدنز، فوکویاما، آپهوف و سوزا و لابومیرسکی تشکیل دهنده چارچوب نظری تحقیق بوده و نتایج تحقیق حاکی از آن است که بین میزان کل سرمایه اجتماعی (34/0 =P)، و ابعاد آن یعنی اعتماد اجتماعی (39/0 =P)، مشارکت اجتماعی (30/0 =P)، حمایت اجتماعی (35/0 =P)، انسجام اجتماعی (32/0= P) و آگاهی اجتماعی (23/0 =P) ارتباط مثبت و معنادار وجود دارد؛ بنابراین تمامی فرضیه های پژوهش تأیید می شوند. همچنین نتایج حاصل از مدل معادله ساختاری (Smart PLS) نیز نشان دادند که متغیر سرمایه اجتماعی در مجموع 53/0 از واریانس متغیر رضایت از زندگی را تبیین می کند، با مدنظر قرار دادن مقادیر مربوط به حجم اثر شاخص ضریب تعیین این مقدار در حد متوسط 28/0 برآورد می شود.
برساخت اجتماعی مدارا در زندگی روزمره شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهمیت بررسی مدارا در زندگی روزمره شهری، چیستی، ابعاد و معنای آن، عملکرد و سازکار های برساخت آن، با همه مناقشاتی که با خود به همراه دارد، این مسئله را به وجود می آورد که در اساس، مردم در بستر زندگی روزمره شهری چگونه مفهوم مدارا را به منزله کنش اجتماعی معنادار درک، تفسیر و تجربه می کنند. در این پژوهش که با روش کیفی و براساس نظریه مبنایی انجام شده و شیوه نمونه گیری آن از نوع نظری است، تحلیل یافته ها با استفاده از روش تحلیل موقعیت کلارک انجام شده است و نشان می دهد عمل مبتنی بر مدارا در واقع امر سیال و مدرجی است که مدارای منفعلانه یا تسلیم، مدارای فعال و مدارانکردن جهان اجتماعی این مفهوم را تشکیل می دهند. همه این ابعاد در سازکار کژنماکردن مدارا به هم می رسند؛ به این معنا که بروز ذهنیات و کنش ها همراه با اغراق در مفاهیم اخلاقی جامعه همچون مدارا ازاین رو اتفاق می افتد که فرد با تجربه قرارگرفتن در شرایط نابسامان و نامطمئن زندگی، زیستن در فضایی آکنده از فردگرایی، ناامنی هستی شناختی، رویارویی با احساساتی مملو از آشفتگی، اضطراب، تجربه تغییرات سریع و ناگهانی، شکاف های بزرگ فرهنگی و اقتصادی، رویارویی با بحران های هویتی، بحران شهرنشینی، تغییرات سریع اجتماعی-فرهنگی و مانند آن، به انتخاب مداوم در جهت گیری های خود در انتخاب رویکرد مبتنی بر مدارا دست می زند و به گونه اغراق شده ای همراه با پررنگ کردن وجوه منفی، سعی در بازنمایی این ذهنیات و الگوهای پنهانی دارد که شهروندان آنها را در زندگی روزمره شهری تولید و بازتولید کرده اند.
The Role of Cognitive Emotion Regulation in Predicting High-Risk Behaviors Mediated by Welfare School for 14-17 Year Old Girls in Saravan(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The aim of this study was to investigate the role of cognitive emotion regulation in predicting high-risk behaviors mediated by the well-being of 14-17 year old girls in Saravan city. Methodology: This research was descriptive and correlational and was conducted by structural equation modeling based on the partial least squares approach. The statistical population included all 14 to 17 year old male students in Saravan in the academic year 2019-20, and 400 of them were selected by random sampling. The collection tools included questionnaires of prevalence of high-risk behaviors Zadeh محمدi (2008), cognitive emotion regulation of Garnefski et al. (2002). The collected data were analyzed using Pearson correlation coefficient in SPSS software and structural equation model by Lisrel software. Findings: Findings from Pearson correlation coefficient showed that there is a significant positive and negative correlation between the total score of high-risk behaviors with emotion regulation and school well-being at 99% confidence level, respectively, and the structural equation model shows the indirect effect of high-risk behaviors with emotion regulation with School welfare mediation was significant with a coefficient of 0.78, so it can be said that high-risk behaviors with emotion regulation have a significant relationship with school welfare mediation. Conclusion: According to the research results, the hypothesis that the level of high-risk behaviors in female adolescent students can be predicted based on emotional behaviors and mediation of school well-being was confirmed
ارائه الگوی پارادایمی از هویت های چندگانه در فضای شهری(مورد مطالعه: محلات شهر تهران در سال 1398)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به مفهوم پردازی چندگانگی هویت در فضاهای شهری در شهر تهران پرداخته است. هدف از این پژوهش ارائه مدلی براساس هویت های چندگانه شکل گرفته در سطح شهر تهران است. روش تحقیق از نوع کیفی و تکنیک مصاحبه است، که برای این منظور مصاحبه ها از ساکنین محلات مختلف شهر تهران (نیاوران، شهرک غرب، ولنجک، چیتگر، شهری و محله سی تیر) صورت گرفته است. لازم به ذکر است که با انجام 30 عدد مصاحبه به اشباع نظری رسیده ایم. شیوه کدگذاری مصاحبه ها به صورت استقرایی و در قالب سه گونه کدگذاری باز، محوری و انتخابی براساس منطق کدگذاری اشتراوس و کوربین صورت گرفته است. در ادامه براساس تحلیل محتوای کیفی مصاحبه های بدست آمده، مدلی طراحی گردید که در آن نشان داده شد چندگانگی هویت در فضاهای شهری تحت تأثیر عوامل گوناگونی صورت می پذیرد، اجزای این مدل شامل فاکتورهایی است که از مصاحبه ها استخراج شده و ذیل قضایای: شرایط علّی، زمینه ای، مداخله ای، پدیده محوری و رهبرادها، طرح ها و کنش ها قرار می گیرند، که خود منجر به پیامدهایی می شود که ظهور همزمان و متقارن هویت سنتی و مدرن را در پی دارد.
Delphi-based Research into School Efficiency During an Earthquake Crisis(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Because of the important role schools play in the lives of children and in responding to post-crisis problems, and given the recent earthquake in Kermanshah province, the current study aimed to identify the indicators of an efficient school. Methodology: Using a qualitative method, this study was performed in classic Delphi and phenomenological phases on a research population comprising all workers and experts in the field of education in Sarpol-e Zahab city, Iran, who had worked from 2017 to 2019 in the city. In the first (phenomenological) phase, 15 city employees in the field of education were chosen using purposive sampling. In the second phase of the study, the sample comprised 11 people of Sarpol-e Zahab who were deemed education experts by education employees in the region, had worked in the city from 2017 to 2019, and had witnessed the earthquake. Findings: After documenting the interviews conducted with the participants, 290 codes were conceptualized and then categorized into four general indices (students; school teachers and staff; school facilities, structure, and environment; and family). Based on the codes extracted from phase one, an 82-item questionnaire was designed for the second research phase (Delphi study). Ultimately, after three rounds of responses, 23 questions were removed, and the expert panel agreed on 59 questions. Conclusions: Based on the results, it can be concluded that an efficient school is one that can consider the four dimensions of students school teachers and staff, school facilities and structure, and environment and family in designing the school.
Structural Relationships of Executive Functions with Academic Engagement in Female Students: Mediated Role of Perception of Educational Environment(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Present research was conducted with aim of the structural relationships of executive functions with academic engagement in female students: Mediated role of perception of educational environment. Methodology: This study was cross-sectional from type of correlation. The statistical research population was ninth grade female students of Sari County in the 2018-19 academic years. The research sample was 280 people who were selected by multi-stage cluster sampling method. To collect data were used from the questionnaires of academic engagement (Zrang, 2012), executive functions (Nejati, 2013) and perception of educational environment (Gentry & et al, 2002). Data were analyzed by structural equation modeling method in SPSS-18 and Amos-23 software. Findings: The results showed that the structural relationships of executive functions with academic engagement in female students: Mediated role of perception of educational environment had a good fit. In addition, executive functions on perception of educational environment and academic engagement and perception of educational environment on academic engagement had a direct and significant effect and executive functions with mediated of perception of educational environment on academic engagement had an indirect and significant effect (P<0.05). Conclusion: Regarded to the direct and indirect relationships of present study, can be enhanced the level of academic engagement via improving the executive actions and perceptions of the educational environment of female students.
تاثیر شبکه های اجتماعی مجازی بر انحرافات اجتماعی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
1 - 26
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در هزاره فناوری اطلاعات، وسایل نوین ارتباطی نقش انکارناپذیری را در زندگی کنشگران اجتماعی ایفا می کنند. یکی از ابعاد قابل تأمل این رسانه ها، مسائل و آسیب های اجتماعی ناشی از استفاده از آن هاست که بخش عمده آن گریبانگیر زنان است؛ ازاین رو این مطالعه، با هدف بررسی تأثیر شبکه های اجتماعی مجازی بر انحرافات اجتماعی زنان انجام پذیرفته است. روش : این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت، توصیفی از نوع پیمایش اجتماعی است. جامعه آماری شامل 105 زن بازداشت شده در جهرم است که به عنوان جمعیت نمونه در دسترس انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسش نامه ای محقق ساخته با اعتبار محتوایی (از نوع صوری) لازم و پایایی قابل اطمینان بالاتر از (0/65)، جمع آوری شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره انجام شد. یافته ها: تحلیل داده ها حکایت از این دارد که ارتباط میان متغیرهای تحصیلات، پایگاه اقتصادی اجتماعی، دین داری، هدف از عضویت، میزان استفاده و سابقه استفاده از اینترنت و شبکه های اجتماعی با متغیر انحراف اجتماعی در سطح 0/05 معنی دار است. نتایج معادله رگرسیونی نیز نشان داد که حدود 25 درصد از واریانس متغیر وابسته ( R2 ) توسط متغیرهای مستقل تبیین می شود و در این میان، بیشترین تأثیر مربوط به دو متغیر میزان استفاده و سابقه استفاده از اینترنت و شبکه های اجتماعی مجازی با مقدار بتای استاندارد (0/404) و (0/320) است. نتیجه گیری: شبکه های اجتماعی مجازی، فرصت و انگیزه بیشتری را نسبت به فضای واقعی جامعه، برای تخطی از هنجارهای اجتماعی برای زنان فراهم کرده است؛ پس می توان چنین استدلال کرد که شبکه های اجتماعی مجازی نقشی اثرگذار و مستقیم درزمینه بروز انحرافات اجتماعی زنان دارند.
مطالعه جامعه شناختی هویت فرهنگی مهاجران لَک مقیم تهران (با تأکید بر مؤلفه زبان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، مطالعه وضعیت هویت فرهنگی مهاجران لَکِ ساکن محله ی نامجو تهران با تأکید بر مؤلفه ی زبان است. لذا، از رویکرد کیفی، روش نمونه گیری گلوله برفی، مصاحبه های نیمه ساخت یافته و عمیق با 17 نفر استفاده شد. مصاحبه ها با روش تحلیل تماتیک، تحلیل گردیدند. براساس یافته ها، تعلق و پایبندی، بازاندیشی و بازتعریف زبان (لَکی)، در بین نسل اول و دوم و نیز بین زنان و مردان مهاجر یکسان نیست که شرایط متفاوت جامعه پذیری، نقش مهمی در آن دارد؛ برخلاف جامعه مبدأ، جامعه ی میزبان بخش مهمی از هویت یابی و فرهنگ پذیری را به عهده ی فرد گذاشته که علاوه بر تفاوت های فردی، تفاوت نسلی را در شکل دهی به هویت برجسته می کند. بدین ترتیب با گذشت زمان و جایگزینی نسل ها، هویت فرهنگی تازه ای شکل گرفته که از مسیر زبان می گذرد. اکنون نوعی راهبرد یکپارچه سازی (هویت پیوندی) اساس فرایند فرهنگ پذیری مهاجرین است و با توجه به ویژگی سیال هویت، ممکن است در آینده جای خود را به مفهوم راهبردیِ همگونی فرهنگی بدهد.
نقش تغییر گفتمان های سیاسی و اجتماعی در سینمای دفاع مقدس نمونه مورد مطالعه: آثار ابراهیم حاتمی کیا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
حوزه ی پژوهشی این تحقیق پیرامون این مسأله است که تغییر دولت ها در حاکمیت و به تبع آن تغییر گفتمان های سیاسی، چه تأثیری بر روی آثار سینمایی ژانر دفاع مقدس گذاشته است؟ از آغاز جنگ تحمیلی تا زمان حال، دولت های گوناگون با دیدگاه های متفاوت و بعضاً متضادی بر سر کار آمده اند که هر کدام از آن ها منادی گفتمان خاص و منحصر به فردی بوده اند. گفتمان هایی که هر کدام نقطه نظرات خاص خود را نسبت به مسائل سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی داشته اند. به نظر می رسد تنوع این دیدگاه ها و رویکرد متفاوت دولت ها به این مسائل، تأثیر مستقیمی بر دیدگاه آنان نسبت به مسأله ی جنگ داشته است که این موضوع در آثار سینمایی دفاع مقدس در هر دوره تبلور داشته است. ابراهیم حاتمی کیا به عنوان یکی از فیلمسازان ژانر دفاع مقدس، از آغاز جنگ تا زمان حال به بررسی ابعاد گوناگون جنگ در آثار خود پرداخته است و به دنبال نسبت حاکمیت و دولت مستقر با پدیده ی جنگ و دفاع مقدس است. در این پژوهش در صددیم بفهمیم که سیاست چه تأثیری در آثار سینمای دفاع مقدس داشته است و فیلم های این حوزه تا چه اندازه از شرایط خاص زمانی هر دوره سیاسی تأثیر پذیرفته اند. چارچوب نظری این پژوهش تحلیل گفتمان انتقادی است و برای تحلیل داده ها از روش رمزگان تلویزیونی فیسک استفاده شده است.
گونه شناسی کار کودکان و آسیب های ناشی از آن بر کودکان کار در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۸
115 - 158
حوزههای تخصصی:
کار کودکان از آسیبهای اجتماعی مهم در جهان است. بسیاری از کودکان در شرایط بهره کشانه کار میکنند و مورد استثمار قرار میگیرند. در ایران تا کنون سیاستها و مداخلات در زمینه حذف کار کودک کارآمد نبوده. با توجه به تنوع و گستردگی انواع کار کودکان و آسیبهای آن، پژوهش حاضر تلاش کرده تا با گونه شناسی کار کودکان در شهر تهران، دسته ها و رده های فعالیت بهره کشانه کودکان و مسائل و پیامدهای ناشی از هر یک از انواع مشاغل بر کودکان را شناسایی کند تا از طریق شناخت درست به طرحریزی اقدامات لازم برای هر گونه شغلی کودکان در راستای کاهش و حذف کار کودکان کمک نماید.پژوهش به روش کیفی بوده و از طریق مطالعه اسنادی که در آن نمونه گیری به شیوه تعمدی و نظری بوده و نیز مصاحبه نیمه ساخت یافته با 15 نفر از مطلعین کلیدی حوزه کار کودکان انجام شده است. داده ها به شیوه تحلیل تماتیک تجزیه و تحلیل شده و درنهایت بر اساس یافته های پژوهش گونه های کار کودکان در هفت دسته شامل کار کارگاهی، دستفروشی، کار در خیابان، زباله گردی، تکدی گری، کار کودکان خیابانی و هم چنین کار پنهان کودکان سنخ بندی شده و مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش ضمن تأیید پژوهشهای پیشین، تلاش دارد تا بر اساس یک رویکرد کل نگر به مسئله شناخت واقع بینانه کار کودک بپردازد. به گونه ای که این شناخت مبنای پژوهش ها و اقدامات علمی و عملی سیاست گذاران و نهادهای متولی سلامت و رفاه کودکان قرار گیرد.