فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۲۱ تا ۲٬۱۴۰ مورد از کل ۱۷٬۸۷۵ مورد.
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۲ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
91 - 72
حوزههای تخصصی:
هر نوع سیاست گذاری اجتماعی مستلزم شناسایی دقیق موضوع است. ایران در طی دهه های مختلف سیاست های متفاوتی در ارتباط با کنترل جمعیت اتخاذ و اجرا نموده است. این سیاست ها و اقدامات و برنامه های مرتبط با آن ها تاثیرات و پیامدهای بسیار عمیقی بر خانواده و سلامت اعضای این کوچک ترین واحد اجتماعی و بالاخص زنان داشته است. هدف این پژوهش، شناسایی سیاست های نظام جمهوری اسلامی در خصوص جمعیت و پیامدهای آن بر بارداریِ ناخواسته زنان می باشد. روش این پژوهش، نظریه داده بنیاد می باشد که اطلاعات مورد نیاز آن از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافت با 23 نفر از مشارکت کنندگانی که سابقه بارداری ناخواسته را داشتند به دست آمده است. شیوه انتخاب مشارکت کنندگان، هدفمند و در دست رس و تعیین تعداد آن ها با رسیدن به مرحله اشباع، تعیین شد. از مجموع 850 داده خام، 452 مفهوم، 47 خرده مقوله و 15 مقوله اصلی از داده های اولیه استخراج شد. در نهایت دو پدیده محوری " نارضایتی از مداخله جویی دولتی" و " پشیمانی"، و پدیده انتخابی "بارداری های تحمیلی" به عنوان پدیده اصلی که بقیه مقولات را پوشش می داد، انتخاب شد. نتایج پژوهش نشان داد که مهم ترین عوامل بوجود آوردن بارداری های تحمیلی در مشارکت کنندگان، تحمیل هزینه های جلوگیری به زوجین می باشد. شرایط مداخله گر این پدیده "فقر و گرانی" می باشد. استراتژی های مشارکت کنندگان عبارت بود از درخواست بسته های حمایتی خاص و سرکوب خواسته ها که پیامد های این پدیده، فشار بر قشر کم درآمد و نارضایتی می باشد.
بررسی نقش خانواده و کاستی های موجود در مداخلات کاهش استفاده کودکان از رسانه های دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال هفدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۶۸
589 - 612
حوزههای تخصصی:
استفاده کودکان از وسایل دیجیتال در حال افزایش است و آثار مخربی بر جنبه های مختلف تحول دارد. مطالعه حاضر با هدف مشخص کردن نقش خانواده و کاستی های موجود در مداخلات کاهش استفاده از رسانه های دیجیتال در کودکان به روش مرور نظام مند انجام شده است. پایگاه های ISC، SID و IranDoc و پایگاه های PsycNet، ScienceDirect، Medline، PubMed، Scopus و Web of Science بین سال 2000 تا 2019 بررسی شدند. معیار ورود شامل مطالعات کارآزمایی در کودکان زیر 12 سال با هدف کاهش استفاده از فناوری های نوپدید بود. از بین مطالعات یافت شده، 18 مقاله بررسی شدند. نتایج نشان داد بیشترین راهبردهای مورد استفاده رفتاری و شناختی بودند و عوامل مربوط به خانواده و تعامل والد کودک به عنوان عاملی مهم در مدیریت رفتار کودک در پژوهش ها مغفول مانده است. آگاهی والدین از پیامدهای منفی فزون کاربری کودکان از فناوری های نوپدید و آموزش آن ها برای انجام فعالیت های جایگزین، می تواند منجر به اثربخشی مداخلات شود، نسبت به زمانی که تنها بر آموزش مهارت هایی به کودکان تأکید می کنند. درگیر کردن والدین در مداخلات زمانی مؤثر است که سایر عوامل تأثیرگذار مانند ویژگی های سرشتی کودک و والدین، کیفیت تعامل والد کودک، الگوهای حاکم بر رفتارهای والدین، سبک های والدگری و عوامل تأثیرگذار در فضای خانه نیز مورد توجه قرار گیرد.
Design and Validation product Creativity Evaluation Model in Architectural Design Education(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: This study aimed to plan and validate the product creativity evaluation model in architectural education. According to three product creativity evaluation models: CPAM, CSDS and PCMI. Methodology: The research was applied in terms of purpose and in terms of data collection among descriptive studies was correlational and in terms of method was mixed exploratory research. The statistical population in the qualitative section included all experts in education and creativity in Mashhad. A sample of 10 people was selected by purposive sampling using the principles of theoretical saturation from the mentioned community. In the quantitative part, the statistical population included all university professors in the field of architecture in Mashhad, and 150 people were selected by random sampling. The required data was collected in the summer of 2020 using semi-structured interviews and upstream documents in the qualitative phase. The measurement tool in the quantitative section was a researcher-made questionnaire whose construct validity was calculated using factor analysis, and the reliability value through Cronbach's alpha coefficient was 0.82. The researcher carried out qualitative data analysis using the thematic analysis coding approach developed by Braun and Clarke and quantitative data analysis using the partial least squares method. Findings: The results revealed that five components with 12 indicators make the status of novelty with two markers of originality and surprise. Relevance to the problem includes two indicators of regulatory compliance and practicality. In addition, the effectiveness of solutions has three indicators, namely meeting the needs of contacts, being environmentally friendly, and having durability. Design elements include two indicators, details (well-defined component) and elegance, and the collection of design elements contains the three indicators of harmonization, completeness, and well-formation (well-crafted) at the 95% confidence interval (p = .001). In addition, confirmed element analysis of the obtained components revealed that all factor loads were significant, and there is an acceptable agreement between the creativity model of architectural design products and the data. The heavy element load related to novelty (0.91) and the light one are related to the collection of design elements. Conclusion: Based on the findings, it can be concluded that according to the experts, the factor of novelty, such as originality and surprise, along with functional factors such as relevance, effectiveness, and artistic factors consisting of the design of elements, and the collection of design elements affects the designing creativity evaluation model of problem-solving results.
Validation of the Evaluation Model of the Quality of Combined Education in Higher Education Based on the CIPP Evaluation Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The objective of the present study was to validate the evaluation model of the quality of combined education in higher education based on the CIPP evaluation approach. Methodology: The present study was applied in terms of objective, and cross-sectional in terms of method and data collection. The statistical population included students of the Islamic Azad University of Tehran in 2020 and 140 students participated in this study by power analysis sampling method. A researcher-made questionnaire on a 5-point Likert scale including 9 main categories, 20 sub-categories and 83 items was used for data collection. Convergent validity, divergent validity and Heterotrait-Monotrait Ratio (HTMT) were used to validate the questionnaire and a value greater than 0.7 was obtained from all categories. The reliability of the questionnaire was investigated using Cronbach's alpha, composite reliability and Rho coefficient and calculated greater than 0.7 in all categories. Also, the total Cronbach's alpha of the questionnaire was 0.891. In order to investigate the conceptual model of the research, the partial least squares and Smart PLS software version 2 have been used. Findings: The results showed that the use of appropriate evaluation methods leads to students' increasing knowledge and skills. Finally, this growth will lead to satisfaction with the quality of education, practicality and field of study. Conclusion: According to the study results, it was found that the appropriate selection of managers by increasing the capability and utility of their role will pave the way for appropriate methods of evaluation.
بررسی نگرش زنان نسبت به مراقبت از سالمندان: مطالعه بین نسلی زنان شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲۹
1 - 32
حوزههای تخصصی:
در حال حاضر هرم سنی جمعیت ایران در حال انتقال از جوانی به سالخوردگی است. از این رو وضعیت سالمندان و نحوه مراقبت از آن ها مسأله ای حائز اهمیت است. هدف این تحقیق بررسی نگرش زنان 20-55 ساله شهر شیراز شامل دو گروه نسلی (20-34 ساله) و (35-55 ساله) نسبت به مراقبت از سالمندان است. برای این منظور یک نمونه 385 نفری مورد مصاحبه قرار گرفت. یافته ها نشان داد بین نگرش زنان دو نسل نسبت به مراقبت از سالمندان تفاوت معناداری وجود دارد به طوری که نسل جوان تر نگرش مثبت تری در زمینه مراقبت از سالمندان نشان می دهد. نتایج تحلیل چند متغیره نشان داد نگرش نسبت به سالمندی، داشتن روابط مثبت درون خانواده، خانه دار بودن، بعد خانوار و تعلق نسلی تاثیر معناداری بر نگرش نسبت به مراقبت از سالمندان دارند. مدل تحلیلی مطالعه 34/0 از تغییرات در متغیر وابسته را تبیین می کند. اگرچه این انتظار وجود دارد که تمایل به مراقبت از سالمندان در نسل های قبلی بیشتر باشد اما مواجهه آنها با واقعیات زندگی موجود، نگرش آنها را کاهش داده است. این موضوع ضرورت توجه به سیاستگزاری جهت بهبود کیفیت زندگی سالمندان به شکلی که مراقبت از آنها در خانواده تسهیل گردد را دوچندان می کند.
تجربه زیسته افراد با هویت جنسیِ متفاوت در شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
هویت جنسی متفاوت، وضعیتی است که در آن میان جنس زیستی و جنسیت مورد نظر فرد ناهماهنگی وجود دارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی تجربه زیسته افراد دارای هویت جنسی متفاوت در شهر کرمانشاه است. رویکرد نظری مبتنی بر آراء اروین گافمن در باب «داغ ننگ» و هویت جنسی است. روش پژوهش پدیدارشناسی و فنِ گردآوریِ داده مصاحبه است. تعداد مصاحبه شوندگان 22 نفر از ساکنین شهر کرمانشاه بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق روش هفت مرحله ای کلایزی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که الف) افراد دارای اختلالِ هویت جنسی از زمان کودکی احساس متفاوتی نسبت به خود دارند. ب) آگاهی افراد جامعه درباریه این افراد اندک، همراه با انگ زنی و آزار جسمی و روحی است؛ خانواده در مواجهه با افراد دارای اختلال هویت جنسی دو دسته اند: مدرن و سنتی. خانواده های مدرن تا حدودی برخوردی حمایت گرایانه دارند اما خانواده هایِ سنتی مواجهه ای سرکوبگرانه و مبتنی بر خشونت اتخاذ می کنند. ج) عمل تغییر جنسیت یک عمل جراحی ترمیمی است، هویت آن ها قبل و بعد از جراحی تغییر چندانی نمی کند. اغلب این افراد بعد از جراحی دارای مشکلات اجتماعی، مالی و جسمی هستند و از نهادهای مسئول انتظار حمایت مالی و معنوی دارند.
آسیب شناسی موانع تحقق و اثربخشی جایگاه موقوفات در رفاه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
329 - 424
موقوفات به مثابه یکی از سازوکارهای فرهنگی و دینی با تعدیل ثروت، کاهش نابرابری و خدمات عام المنفعه نقش مهمی در افزایش رفاه اجتماعی شهروندان داشته اند. ازاین رو، این مطالعه با هدف آسیب شناسی موانع تحقق (اثربخشی) جایگاه موقوفات در رفاه اجتماعی در موقوفات گنج علی خان کرمان انجام گرفته است. در چارچوب مفهومی از رویکرد وبر، وارنر و ایزنشتاد استفاده شد. تحقیق حاضر به صورت کیفی و با استراتژی تحقیق داده بنیاد انجام گرفته است. جمعیت مورد مطالعه کلیه صاحب نظران و کارشناسان حوزه اوقاف بود. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و نظری و ابزار گردآوری داده ها مصاحبه عمیق فردی بوده است. تجزیه و تحلیل داده ها بر اساس رویکرد سیستماتیکِ اشتروس/کوربین انجام گرفته است. بدین ترتیب، با تجزیه و تحلیل داده ها، 523 مفهوم اولیه استخراج شد و در ادامه «انطباق ناپذیری نهادی» به عنوان پدیده محوری نام گذاری گردید. شرایط علی مؤثر بر این پدیده محوری، «غلبه رویکرد تک بعدی دینی»، «مدیریت سازمان نیافته و ناقص»، «ضعف دانش و تجربه تخصصی» و «بازدهی محدود» هستند. بسترهای شکل گیری آن «موانع قانونی و فرادستی»، «ناهمگرایی سازمانی»، «فهم واپس گرا از وقف» و «بازنمایی ضعیف کارکردهای رفاهی وقف» می باشند. شرایط مداخله گر «گسست زمانی با نیازها»، «رکود نوآوری» و «ارزشیابی معیوب» و «خلأ سیاست گذارانه» هستند. راهبردهای اتخاذشده بر پدیده محوری «انسجام بخشی به ابعاد وقف»، «ارزیابی عملکرد دائمی نیازها و دستاوردها» و «معنا بخشی و نگاهداشت فرایند کار» می باشند که منجر به پیامدهایی همچون «هم افزایی استراتژیک»، «انطباق پذیری مداوم»، «توانمندسازی اجتماعی»، «نوین سازی و تقویت نهادی- سازمانی» و «افزایش رفاه اجتماعی» می شوند. نتایج این مطالعه نشان می دهد مهم ترین عوامل در عدم تحقق رفاه اجتماعی برآمده از موقوفات گنج علی خان به رویکرد سنتی و عدم انطباق پذیری این نهاد دینی با شرایط متحول برمی گردد. این امر به بازنمایی نامناسب کارکردهای رفاهی آن منجر شده و درنتیجه باعث شده همچون گذشته نتواند با تعدیل ثروت در کاهش نابرابر ی ها مؤثر باشند.
لویه جرگه و جایگاه آن در تاریخ نگاری معاصر افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لویه جرگه از دو قرن پیش به عنوان یکی از مهم ترین و تاثیرگزارترین مجالس بزرگ ملی در تاریخ معاصر افغانستان شناخته شده است. این مجلس با قانون اساسی افغانستان رابطه ناگسستنی دارد؛ به گونه ای که از هشت بخش قانون اساسی، هفت بخش آن توسط لویه جرگه ها تصویب شده اند و از شش فصل قانون اساسی یک فصل کامل به لویه جرگه اختصاص یافته است. این درحالی است که این نهاد همواره از طرف برخی پژوهشگران و نو اندیشان جامعه افغانستانی مورد نقد قرار گرفته و با نگاه سلبی به آن نگریسته اند. در این مقاله، با رویکرد توصیفی-تحلیلی و در جهت تبیین بازتاب تاریخ نگارانه جایگاه و کارکرد لویی جرگه ها در ساختار سیاسی- اجتماعی افغانستان معاصر، بررسی مفهوم، محتوا و تبار آن مورد نظر قرار گرفته و در ادامه نگرش های سلبی و ایجابی جریان های سه گانه تاریخ نگاری معاصرافغانستان (ملی گرا، چپ گرا و اسلام گرا) بدین سنت آمده است. حاصل پژوهش حاکی از این است که تأثیرپذیری جریان های تاریخ نگاری معاصر از شرایط سیاسی و دیرپایی لویه جرگه ها درتوجیه قدرت سیاسی حاکمان وقت، موجب شده است که جریان های مذکور، علیرغم نقد ریشه های قومی تاثیرگذار بر ماهیت کارکردی آنها، در رقم خوردن تحولات اساسی جایگاه مهمی برای آن قائل شوند.
تفاوت های جنسیتی در خودکشی و همسرکشی در عصر قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲۹
101 - 152
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل خودکشی و همسرکشی در دوران قاجار بوده است. این مطالعه با روش تحلیل محتوا (کمی و کیفی) انجام گرفته است. متن مورد تحلیل، «گزارش های نظمیه از وضعیت محلات تهران در عصر ناصری» بود. در بخش تحلیل محتوای کیفی، مقوله ها و مضامین مرتبط با خودکشی و همسرکشی در گزارش های نظمیه از عصر قاجار، مورد شناسایی و طبقه بندی قرار گرفتند. در بخش تحلیل محتوای کمی نیز، به شمارش فراوانی خودکشی ها برحسب جنسیت، محل سکونت و علت خودکشی اقدام شد. یافته ها نشان داد که خودکشی در عصر قاجار، پدیده ای فراگیر است. در تمام موارد (به جز یک مورد) ابزار خودکشی بین مردان و زنان، «خوردن تریاک» بود. با این حال، تفاوت های جنسیتی متعددی در الگوهای خودکشی وجود داشت. در عصر قاجار، زنان، بیشتر از مردان «اقدام به خودکشی» می کردند ولی میزان «خودکشی های منجر به مرگ»، در مردان، بیشتر از زنان بود. از طرفی، «فقر اقتصادی»، مهمترین عاملی بود که مردان را به کام خودکشی می کشاند. نیمی از خودکشی مردان، ناشی از فقر اقتصادی بود. این در حالی است که مهمترین عاملی که زنان را به ورطه خودکشی می رساند تجربه «خشونت خانگی» بود. هیچ زنی به دلیل مسائل اقتصادی خودکشی نکرده بود. غالب زنان بعد از نزاع و درگیری با همسر خویش و احساس استیصال از تغییر وضعیت موجود، در خانه شوهر خودکشی می کردند. همچنین الگوی همسرکشی نیز از جنس «شوهرکشی» بود و نه زن کشی. برطبق گزارش های نظمیه، هیچ مردی، اقدام به همسرکشی نکرده بود. این در حالی است که موارد متعددی از گزارش شوهرکشی توسط زنان ثبت گردیده است.
The Effect of Participative Management and Self-regulation on Conflict Management of Managers with Mediate Role of Spiritual Transcendence(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The aim of this research was investigate the effect of participative management and self-regulation on conflict management of managers with mediate role of spiritual transcendence. Methodology: The present study is applied in terms of purpose and in terms of implementation, it was descriptive-correlation. The research statistical population was the male and female teachers of one and two districts of Urmia city in 2019-20 academic years. According to the Cochran’s formula, 343 people were selected as the sample by the stratified sampling method based on the service area. The research instruments was the questionnaires of participative management (Feyzi & et al, 2009), self-regulation (Bouffard & et al, 1995), conflict management (Thomas & Kilmann, 1974) and spiritual transcendence (Piedmont, 1999). Data were analyzed with methods of Pearson correlation coefficients and structural equation modeling in SPSS-19 and Smart PLS-3 software. Findings: The findings showed that participative management and self-regulation on spiritual transcendence, and participative management, self-regulation and spiritual transcendence on conflict management had a positive and direct effect. Also, participative management and self-regulation with mediating spiritual transcendence on conflict management had a positive and indirect effect (P<0.05). Studies have shown that the research the model had the fit well. Conclusion: Spiritual transcendence was a good mediator between participatory management and self-regulation with conflict management, so according to the results to improve conflict management of managers can improve the level of their participative management, self-regulation and transcendence through training workshops.
بازنگری نقش و عملکرد پلیس در فضای مجازی با تأکید بر آموزش و انتظام بخشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
115 - 140
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : فضای مجازی در مناسبات اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی جای خود را یافته است؛ اما سوءاستفاده از فضای مجازی سبب بروز دغدغه ها و مشکلات زیادی برای سیستم های انتظامی - امنیّتی، آموزشی، فرهنگی، اقتصادی شده است. هدف اصلی پژوهش حاضر، بازنگری در نقش و عملکرد پلیس در فضای مجازی با تأکید بر آموزش های لازم و انتظام بخشی است. روش : پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت، اکتشافی است و به شیوه توصیفی تحلیلی با روش دلفی در دو دور انجام شد. جامعه آماری شامل خبرگان فضای مجازی پلیس در تهران بود که نمونه به تعداد 10 نفر انتخاب شد و با روش گلوله برفی به اشباع نظری رسید. ابزار پژوهش شامل مصاحبه و پرسش نامه محقق ساخته بود. روایی مصاحبه ها با ملاک گوبا و لینکلن و روایی پرسش نامه ها با روش صوری و محتوایی تأیید شد. مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمونی و پرسش نامه با استفاده از محاسبه میانگین و نرم افزارExcel تحلیل شد. یافته ها : نقش و عملکرد پلیس در فضای مجازی در دو بُعد انتظام بخشی و آموزش - ظرفیت سازی و دوازده مؤلفه به این شرح قابل بررسی است: پیش بینی، پیشگیری، مقابله و پی جویی مجرمین، بازسازی، هماهنگی بین دستگاهی (شبکه سازی)، مدیریت غیرمتمرکز، آموزش های کارکنان پلیس، آموزش همگانی، فرهنگ سازی، عملیات روانی، دفاع از هویت ملی مذهبی و مسئول سازی، فرصت سازی و ظرفیت سازی. نتیجه گیری : نتیجه حاصل از تحقیق نشان می دهد برای بهبود اثرگذاری پلیس در حوزه فضای مجازی نیاز به آشنایی، بازتعریف مفاهیم جدید، بازنگری در عملکرد پلیس، تغییر الگوها؛ دستورالعمل ها و سیاست ها است.
نقش میانجی طرحواره های هیجانی در رابطه بین پیوند والدینی و صمیمیت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال هفدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۶۶
209 - 241
حوزههای تخصصی:
در بسیاری از پژوهش ها نشان داده شده که روابط اولیه والد کودک بر کیفیت روابط زناشویی فرزندان تأثیرگذار است؛ اما این مسئله که روابط اولیه با والدین از چه مسیرهایی بر کیفیت رابطه زوجی اثرگذار است، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی طرحواره های هیجانی در رابطه بین پیوند والدینی و صمیمیت زناشویی، انجام شده است. روش این پژوهش از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی افراد متأهل ساکن شهر یزد در سال 1398-1397 است. معیارهای ورود به پژوهش عبارت بودند از: متأهل بودن، داشتن سواد خواندن و نوشتن، زندگی زیر یک سقف حداقل به مدت دو سال و این که والدین فرد تا قبل از 16 سالگیِ او فوت نکرده باشند. از بین افرادی که معیارهای ورود به پژوهش را داشتند، تعداد 426 نفر (227 نفر زن و 199 نفر مرد) در پژوهش شرکت کردند. شیوه نمونه گیری به صورت در دسترس و از طریق پرسشنامه کاغذی و فرم اینترنتی بود. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش عبارت بودند از: مقیاس پیوند والدینی (PBI)، مقیاس صمیمیت زناشویی تامپسون و والکر (MIS) و مقیاس طرحواره های هیجانی لیهی (LESS). داده های به دست آمده با استفاده از روش های آمار استنباطی هم چون همبستگی و تحلیل مسیر مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصله نشان داد که تعدادی از طرحواره های هیجانی در رابطه بین پیوند والدینی و صمیمیت زناشویی نقش میانجی داشتند. بنابراین با توجه به نقش طرحواره های هیجانی در تجربه هیجانی و استفاده از راهبردهای کنترل هیجان، می توان گفت که این طرحواره ها از طریق تأثیر بر ادراک افراد از هیجان (مثل باور به غیرقابل کنترل بودن و منحصر بودن هیجانات به شخص) و نیز استفاده از راهبردهای مختلف (هم چون نگرانی، سرزنش دیگران، نشخوار فکری و اجتناب از موقعیت) جهت مقابله با هیجان، در رابطه بین پیوند والدینی و صمیمیت زناشویی نقش میانجی را ایفا می کنند.
بررسی تأثیر ارزش های اخلاقی و اعتماد اجتماعی براحساس امنیت (پژوهشی در مورد شهروندان ابهری)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
امنیت اجتماعی از شاخص های اساسی رفاه انسان ها محسوب می شود و رشد جامعه و افراد آن در گرو تأمین این نیاز اساسی است. فراهم شدن این بستر هم در بعد عینی(حفاظت در مقابل خطر) و هم در بعد ذهنی آن(احساس ایمنی که همان احساس امنیت در جامعه می باشد) بسیار مهم است. امنیت اجتماعی متأثر از عوامل متعددی است. در پژوهش حاضر سعی شده است تا از میان متغیرهای متعددی که بر امنیت اجتماعی اثرگذار هستند، تأثیر ارزش های اخلاقی و اعتماد اجتماعی براحساس امنیت در میان شهروندان ابهری مورد بررسی قرار گیرد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه شهروندان18 سال به بالای شهر ابهر در سال 1398 است. نمونه 360 نفری این پژوهش به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده است. روش انجام پژوهش پیمایش بوده و جمع آوری داده ها با پرسشنامه است. یافته ها نشان داد که متغیرهای ارزش های اخلاقی و اعتماد اجتماعی بر احساس امنیت تأثیر دارد. از میان ابعاد احساس امنیت، بعد احساس امنیت اقتصادی شهروندان پایین است. همچنین رابطه بین سن و احساس امنیت نیز تایید شد. احساس امنیت به میزان30/0 توسط متغیر ارزش های اخلاقی و13/0توسط متغیر اعتماد اجتماعی تبیین می شود. نتایج بررسی نشان داد که احساس امنیت با ارزش های اخلاقی و اعتماد اجتماعی رابطه دارد به همین جهت توجه مسئولین به افزایش اعتماد و درونی کردن ارزش های اخلاقی می تواند گامی مثبت در فرآیند ارتقا احساس امنیت در شهروندان باشد.
ترس از جرم در فضای عمومی شهری از منظر زنان (مطالعه موردی: زنان شهر بابل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترس یکی از نام آشناترین واژه هایی است که هر فردی به طور غریزی از بدو تولد تا زمان مرگ، آن را به هر شکلی تجربه می کند. هدف این پژوهش ترس از جرم در فضای عمومی از منظر زنان در شهرها(مطالعه موردی: زنان شهر بابل) در سال 1398بود. این پژوهش با استفاده از روش پیمایش و با ابزار پرسشنامه صورت گرفته است. جامعه پژوهش را زنان 18 تا 60 ساله ساکن شهر بابل تشکیل داده اند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 350 نفر تعیین شد و با استفاده از شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، انتخاب شدند. برای تحلیل داده های پژوهش، از آزمون های ضریب همبستگی با نرم افزار spss24 و تحلیل معادلات ساختاری با نرم افزار Amos25 استفاده شد. پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ، محاسبه و مناسب ارزیابی شد که بر اساس آن ضریب متغیرهای پژوهش و ابعاد آن بیش از 0.7 بود. در این پژوهش با به کارگیری آمار استنباطی رابطه متغیرهای فاصله اجتماعی و استفاده از وسایل ارتباط جمعی و کنترل غیررسمی، بی نظمی با ترس از جرم سنجیده شد که رابطه همه متغیرها مورد تائید قرار گرفت. نتایج نشان داد که این متغیرهای فاصله اجتماعی و استفاده از وسایل ارتباط جمعی و کنترل غیررسمی، بی نظمی با ترس از جرم رابطه معنی داری دارند. با استفاده از نرم افزار Amos25 و رسم مدل مقدار تغییرات متغیر وابسته به وسیله متغیرهای مستقل تبیین شد.
نقش رسانه های اجتماعی در آینده هویت های قومی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال دهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۹
321 - 346
حوزههای تخصصی:
رسانه های اجتماعی، ماهیتی جهانی دارند، از این باب در مطالعه حاضر، آن ها در چارچوب نظریه های جهانی شدن مورد تحلیل قرارگرفته اند. دو رویکرد کلی درمورد جهانی شدن وجود دارد. یک رویکرد معتقد به هم گونی کامل جهان است و رویکردی دیگر معتقد به چنین شدت و کیفیتی نیست. هدف تحقیق روشن ساختن این مهم است که در آینده، رسانه های اجتماعی در راستای کدام یک از این دو رویکرد در رابطه با هویت های قومی ایرانی تأثیرگذارتر هستند. روش تحقیق، دلفی است و در راستای این روش، با استفاده از نمونه گیری هدفمند، 13 نفر از استادان رشته های جامعه شناسی، علوم ارتباطات اجتماعی و مردم شناسی در نمونه پژوهش قرار گرفته اند. از اعضای نمونه، مصاحبه حضوری صورت گرفته و در دو مرحله جداگانه، ازطریق ابزار پرسش نامه آراء و دیدگاه های آن ها جمع آوری شده است. نتایج پژوهش گویای آن است که در آینده، هویت های قومی ایرانی، تداوم می یابد و حتی از امکانات رسانه های اجتماعی برای طرح خود در سطح جهانی، استفاده خواهند کرد. رسانه های اجتماعی، سبب هم زیستی فرهنگی اقوام ایرانی با دیگری جهانی خواهند شد؛ درحالی که در ایجاد هویت های قومی جدایی طلب از دولت-ملت به دلیل عوامل سیاسی، اقتصادی و... نقش چندانی نخواهند داشت؛ بنابراین برای انسجام ملی، ضروری است که سیاست فرهنگی وحدت در کثرت اتخاذ شود. انگیزه اقوام از تولید محتوای قومی در رسانه های اجتماعی، تا حدی به علت مقاومت در برابر فرهنگ جهانی است؛ اما این امر، مطلق نیست و آن ها با انگیزه لذت جویی هم از این رسانه ها استفاده خواهند کرد.
طراحی مدل ارائه بیمه مکمل خدمات درمانی در سازمان تأمین اجتماعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۸۱
۱۶۶-۱۲۹
حوزههای تخصصی:
مقد مه: انسان همیشه در معرض خطر انواع مختلف بیماری هاست و به ناچار برای بهبود و معالجه، متقبل هزینه های سنگین پزشکی و مخارج بیمارستانی می شود. به منظور کمک به مردم در چنین مواردی، طرح های گوناگون بیمه درمان به صورت پایه و مکمل، اما به صورت مجزا توسط سازمانها و شرکتهای مختلف بیمه گر ارائه می شود. هدف این پژوهش طراحی مدل ارائه همزمان بیمه پایه و مکمل در سازمان تأمین اجتماعی ایران، برای حل مسائل بیمه درمانی جامعه هدف ونیز سازمان در این حوزه است. روش: این پژوهش ازنظر هدف کاربردی با رویکردی ترکیبی بوده که در بخش کیفی بر اساس روش داده بنیاد و با تمرکز بر مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی بر اساس روش اکتشافی و استنباطی اجرا شده است. جامعه آماری آن شامل مدیران و کارشناسان خبره درزمینه بیمه درمانی در سازمان تأمین اجتماعی کشور هستند که نمونه گیری به صورت هدفمند انجام و در بخش کیفی تا رسیدن مقوله ها به اشباع (15 نمونه) ادامه یافت. یافته ها: بعد از احصاء داده ها و استخراج مفاهیم (225 مفهوم) و دسته بندی آنها در 42 مقوله فرعی و نهایتاً 17 مقوله اصلی، مدل نهایی طراحی و مشخص شد. در بخش کمی نیز بر اساس شاخص های برازندگی، محرز شد که داده ها با ساختار عاملی زیربنای نظری تحقیق، برازش مناسبی داشته و همسو با آنها بوده اند. بحث: با توجه به ابعاد مدل، سازمان تأمین اجتماعی نیاز مبرم به اجرای طرح مذکور دارد؛ و می تواند بر اساس ظرفیت های منحصربه فرد خود، آن را اجرا و بسیاری از مسائل بیمه شدگان و سازمان در حوزه بیمه درمان را رفع کند.
تکنیک ردیابی فرآیند و مطالعات هویت ملی در جامعه ایران: مرور نظام مند مقالات علمی-پژوهشی کیفی (1398-1373)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
130 - 153
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر در تلاش است بر مبنای اصول کلی تکنیک ردیابی فرآیند، با استفاده از روش مرور نظام مند به واکاوی ویژگی های کلی و ارزیابی انتقادی مقالات علمی-پژوهشی مبتنی بر روش کیفی با موضوع هویت ملی در جامعه ایران بعد از انقلاب 57 در بازه زمانی 1373 تا 1398 اقدام نماید. نتایج تحقیق نشان می دهد که آشنایی اندک محققان و پژوهشگران ایرانی با تکنیک ردیابی فرآیند و سازوکارها و الزامات روش شناختی آن جهت شناسایی و تحلیل ویژگی ها، شاخص ها، علل و عوامل موثر بر چالش ها و مشکلات هویت ملی در جامعه ایران بعد از انقلاب 57 موجب شده است تا مقالات انتخاب شده علی رغم نتایج و دستاوردهای قابل ملاحظه و قابل کاربرد با خلاء ها و کاستی های عدیده ای در حوزه روش شناختی چون تصویرسازی تقلیل گرایانه، دشواری مقایسه پذیری، و غفلت از روش ها و تکنیک های نوین و در حوزه تحلیلی چون تصویرسازی غیرفرآیندی و ساکن، تاکید مفرط بر عوامل سیاسی و فرهنگی، و غیبت مکانیسم های علی پیوند دهنده مواجه باشند.
Designing a Decentralized Primary Education Curriculum in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of this current research is to design and formulate a decentralized curriculum for primary schools in Iran. Methodology: The methodology is qualitative research from content analyzing of comparison-categorizing system, which includes three steps. In the first step, decentralized and extracting its parameters, international dissertations and researches in connection with subject of the research in qualitative analyzing method were investigated and studied. In the second step, after concluding the findings, the final curriculum pattern was formulated including decentralized curriculum (objectives and contents, teaching-learning methods, evaluation). In the third step, measuring-descriptive methodology was used by making use of factor-analysis for evaluating the credibility of suggested model from viewpoints of experts and specialists. The realm of research was all books and written references on decentralized curriculum that were selected by purposeful sampling. Due to the abundance of various available printed and digital references, those ones from 2000 to 2015 were used. Data collection tools were researcher-made charts and tokens, which were used for collecting categories and elements of decentralized curriculum. Faculty members, specialists and experts’ viewpoints were used for reliability of the research. Findings: The After taking opinions and revising, the final framework was formulated. For increasing the credibility of the research, ultimate attention and care were taken in order to prepare tokens. On quality of research, 467 conceptual codes were extracted, 23 main parameters were achieved which were used for formulating decentralized curriculum. A research-made questionnaire was designed in order to evaluate the conceptual structure of the research and it was reviewed by 200 specialists and experts, and then it finally was approved after carrying out a factor-analyzing showing that most of articles had proper weigh-factor which means all standard coefficients were within 0.3 to 0.6. On the other hand, the articles put proper weigh-factors on their factors. Conclusion: This current research as a non-intensive curriculum model for Iranian elementary schools is usable for curriculum designers and authorities of Ministry of Education who have stepped forward efficiently to give more authorities to education organization of provinces.
Sexual and Gender Oppression Situations at Iranian Universities(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The present article aims to study the gender oppression of female students in the context of the existing relations at Iranian universities. Methodology: To this end, based on the qualitative method, ten universities in different fields were selected and in-depth interviews were conducted with 146 female students who experienced sexual harassment by male professors. Thus, we analysed interviews by thematic analysis. Findings: University community is the only mixed community, gender-wise, in Iranian administrative-governmental settings, with a very different cultural diversity and circulation. Therefore, scores of situations, in which gender and sexual encounters are possible, arise amid everyday university relationships. Although the issue of male professors’ sexual and gender encounters with female students has been publicized in Iran, it has been mostly ignored in research studies. Conclusion: The findings of the study show that when the Islamic cultural principle of gender relationship boundaries is regarded firmly or violated by male professors, the triad of ‘violence’, ‘discrimination’ and ‘exploitation’ will emerge, resulting in gender oppression toward female students.
آسیب شناسی مدارس در تجربه زیسته دانش آموزی از دیدگاه دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی آسیب شناسی مدارس در تجربه زیسته دانش آموزی از دیدگاه دانشجویان بود. روش شناسی: روش پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشجویان کارشناسی دانشگاه شهید باهنر کرمان با تعداد 10440 نفر در سال 400-1399 بود که از میان آنها 18 نفر طبق اصل اشباع نظری با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. روایی مصاحبه از طریق دقت در مطرح کردن سؤالات، بکار نگرفتن نظرات شخصی محقق در مصاحبه و تأیید مشارکت کنندگان از فهم صحیح محقق از تجارب آنها حاصل گردید. روایی سؤالات مصاحبه توسط اساتید صاحب نظر در حوزه تعلیم و تربیت تأیید گردید. به منظور تأیید پایایی نیز میزان توافق از طریق ضریب همبستگی پیرسون 96% محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد.یافته ها: مطابق با یافته های پژوهش آسیب های ناشی از مدارس در چهار مضمون اصلی آموزشی، تربیتی، تعاملی و محیطی-فیزیکی، 12 مضمون فرعی و ۲۷۴ کد اولیه جای گرفتند. مضمون اصلی آموزشی، شامل چهار مضمون فرعی ضعف در روش های تدریس، ضعف در محتوا، ضعف در نظام ارزشیابی و ضعف در صلاحیت های حرفه ای عوامل انسانی مدرسه؛ مضمون اصلی تربیتی، شامل دو مضمون فرعی ضعف در روش های تربیتی و ضعف در تربیت دینی به طور خاص؛ مضمون اصلی تعاملی، شامل مضامین فرعی مرتبط با تعامل عوامل انسانی مدرسه با دانش آموز و مضمون اصلی محیطی-فیزیکی، شامل دو مضمون فرعی فضای حاکم بر مدرسه و ارائه امکانات و تجهیزات می شدند. علت های بروز آسیب ها شامل ضعف در سیستم گزینش معلمان و مدیران، نبود برنامه ریزی دقیق و جامع و موارد دیگر بودند. پیامدهای ناشی از آسیب ها نیز شامل مدرسه گریزی، احساس اضطراب نسبت به مدرسه، کاهش انگیزه پیشرفت و موارد دیگر بودند.بحث و نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر آسیب های چهارگانه آموزشی، تربیتی، تعاملی و محیطی-فیزیکی باعث ناکارآمدی و ضعف های اساسی در نظام تعلیم و تربیت شدند که نیاز به اقدام جدی جهت رفع آنها و بهبود وضعیت نظام آموزشی است. نتایج پژوهش حاضر می تواند زمینه بازنگری و ایجاد تغییرات اساسی در نظام تعلیم و تربیت را فراهم آورد.