فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۸۱ تا ۲٬۰۰۰ مورد از کل ۱۷٬۸۷۵ مورد.
منبع:
خانواده پژوهی سال هفدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۶۶
267 - 282
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ساخت و بررسی ویژگی های روان سنجی پرسش نامه اعتیاد به تلفن همراه و تبلت، در دانش آموزان مقطع ابتدایی و ارتباط آن با سبک های تربیتی والدین بود. 200 نفر از دانش آموزان مقطع ابتدایی به شیوه در دسترس انتخ اب ش دند و ب ا اس تفاده از پرسش نامه محقق ساخته اعتیاد به تلفن همراه و تبلت و پرسش نامه سبک والدگری بامریند ارزیابی شدند. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که این پرسش نامه یک عامل اصلی دارد که 40 درصد واریانس کل را تبیین می کند و از طریق محاسبه همبستگی گویه ها با نمره کل (01/0=p)، آلفای کرونباخ (91/0=α) و روش دو نیمه کردن (88/0=r) به ترتیب روایی و پایایی مناسب این پرسش نامه نشان داده شد. همچنین میزان درآمد خانواده، تحصیلات مادر و سبک والدگری سهل گیرانه به طور مستقیم و معنادار و سبک والدگری مقتدرانه به طور معکوس و معنادار با میزان اعتیاد کودکان دبستانی به تلفن همراه و تبلت همبسته بود. بررسی ویژگی های روان سنجی نشان داد پرسش نامه حاضر یک عامل زیربنایی مطلوب و همبسته دارد و می توان برای ارزیابی اعتیاد دانش آموزان مقطع ابتدایی به تلفن همراه و تبلت در پژوهش های آتی از آن استفاده کرد. همچنین برای مداخله در میزان استفاده کودکان دبستانی از تلفن همراه و تبلت، در نظر گرفتن عوامل خانوادگی حائز اهمیت است.
مدل سازی ساختاری تفسیری مؤلفه های سیاست گذاری مبتنی بر شواهد در سیستم آموزش عالی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال سیزدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
۱۳۹-۱۰۰
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر برخورداری از سیستم آموزش عالی به عنوان پاشنه آشیل توسعه همه جانبه و پویایی آن، ابزاری برای مقابله با بحران های پیش رو و متضمن برآورده سازی نیازهای جوامع به شمار می آیند. به طوری که دارا بودن این امتیاز معیاری برای سنجش پیشرفت و توسعه در کشورهای گوناگون و ابزاری قدرتمند در تمایز کشورها از دریچه توسعه یافتگی و یا عقب ماندگی است. بنابراین بهره گیری از رویکردی نوین، کارا و اثربخش در سیاست گذاری آموزش عالی که از شواهدی همچون شواهد کیفی، کمی، توصیفی، تجربی و شواهد موجود حاصل از پژوهش های هم سنخ بهره بگیرد، ضرورت استفاده از رویکرد سیاست گذاری مبتنی بر شواهد در کشور را حیاتی می سازد. به همین منظور هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل سیاست گذاری مبتنی بر شواهد برای نظام آموزش عالی ایران با استفاده از تکنیک مدل سازی ساختاری تفسیری می باشد. ازاین رو با استفاده از داده های جمع آوری شده از پرسشنامه توزیع شده در بین 20 نفر از اعضای کمیسیون آموزش عالی مجلس، مدیران ارشد، کارشناسان، و خبرگان وزارت علوم و تحقیقات و فناوری و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و روسا و مدیران دانشگاه های جامع وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، که به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. سطح بندی و اثر متقابل مؤلفه های سیاست گذاری مبتنی بر شواهد در سیستم آموزش عالی کشور تعیین گردید.
نقش واسطه ای نگرش به کووید-19 در رابطه سواد سلامت با رفتار سلامت محور شهروندان در دوره پاندمی کووید-19 مورد مطالعه: شهروندان 15-65 سال شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دو سال اخیر با شیوع پاندمی کووید-19 و پیامدهای آن برای جامعه، رفتارهای سلامت محور توجه متفکران و صاحب نظران را به خود جلب کرده است؛ این رفتارها شامل فعالیت هایی است که برای پیشگیری یا تشخیص بیماری یا بهبود سلامتی انجام می شوند. مفهوم یادشده مثل سایر پدیده ها متأثر از عوامل عدیده است که در این پژوهش نقش سازه های نگرش به کووید-19 و سواد سلامت در رفتار سلامت محور شهروندان شهر اهواز در دوره پاندمی کووید-19 بررسی شده است؛ بنابراین، هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه ای نگرش به کووید-19 در رابطه سواد سلامت با رفتار سلامت محور شهروندان در دوره پاندمی کووید-19 است. روش پژوهش پیمایشی و جامعه آماری آن، همه شهروندان 15 تا 65 سال شهر اهواز به تعداد 839148 است که از این تعداد براساس فرمول کوکران، 384 نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به منزله نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش، شامل مقیاس استاندارد لو و همکاران (2020) برای سنجش متغیر رفتار سلامت محور، پرسش نامه استاندارد ضاربان و همکاران (1395) برای سنجش سازه سواد سلامت ازطریق پرسش نامه و پرسش نامه استاندارد ال هناوری و همکاران (2020) برای اندازه گیری متغیر نگرش به کووید-19 است. یافته های پژوهش در سطح توصیفی نشان داد رفتارهای سلامت محور میان شهروندان اهوازی بالاتر از مقدار متوسط بوده است. نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان داد سازه های سواد سلامت (402/0) و نگرش به کووید-19 (679/0)، قدرت زیادی در پیش بینی رفتار سلامت داشته اند. همچنین این دو متغیر با توجه به نتایج تحلیل مسیر، موفق به تبیین 51 درصدی واریانس رفتار سلامت محور میان شهروندان اهوازی شده اند. به طور کلی می توان نتیجه گرفت که سواد سلامت و نگرش به کووید-19 نقش کلیدی در بهبود رفتارهای سلامت محور شهروندان دارد.
ارزیابی راهبردی فرایند سیاست گذاری مواجه با مسائل اجتماعی در ایران
حوزههای تخصصی:
دغدغه و مسئله اصلی مقاله پیش رو نقد و ارزیابی انتقادی و راهبردی مجموعه سیاست های اجتماعی نظام تصمیم گیری و دستگاه اجرائی در چند دهه گذشته است. به این منظور این سیاست های (شامل تصمیمات و اقدامات در حوزه مسائل، مشکلات، آسیب ها و جرائم در 5 بخش شناسائی، مبانی مواجهه و انتخاب سیاست، پیاده سازی، اجراء و ارزیابی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. روش پژوهش فراترکیب بوده و از تحلیل ها، ارزیابی و نقدهای موجود توسط محققان و پژوهشگران ایرانی و نیز تجربه زیسته نویسنده استفاده شده است. پس از مرور اجمالی وضعیت کنونی مسائل اجتماعی که نشان دهنده ناکامی ها و عدم توفیقات بوده و گاه سریع به سیاست های اتخاذ شده یافته ها گویای آن است که معمولاً شناسائی مسائل نابهنگام و با تأخیر بوده است. در زمینه مبانی کلی نوعی بلاتکلیفی، نگاه زیستی و فردگرایانه و بی توجهی به راه حل های اساسی حاکم بوده است. در حوزه بررسی و انتخاب سیاست ها فقدان یادگیری و بی توجهی به تجارب سیاستی، تمرکزگرائی، احساس زدگی، مخاطب نشناسی، عدم شفافیت، بی اعتنائی به گروه های حاشیه ای و شرایط بومی- محلی مشاهده می شود. در عرصه پیاده سازی نیز کمبود و عدم توزیع مناسب منابع مالی، بی اعتنائی به سیاست ها، فقدان زیرساخت ها؛ ناهماهنگی و مشکل نیروی انسانی به چشم می خورد. در زمینه اجراء نیز با ضعف دستگاه های اجرائی، مواجهه تشریفاتی و مناسکی و فقدان تفکر ماتریسی و شتابزدگی مواجه هستیم. در مرحله نظارت نیز فقدان نظام رصد و پایش و ضعف مشارکت نهادهای مدنی در فرایند ارزیابی از مهمترین انتقادات به شمار می آیند. در پایان راهبردهائی مانند شفافیت و تغییرات ساختاری پیشنهاد شده اند.
سنجش فضایی شاخص ترکیبی کیفیت زندگی در استان های مختلف ایران با استفاده از مدلTOPSIS-AHP(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۸۳
۸۷-۴۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه کیفیت زندگی به عنوان ابزار قدرتمندی برای نظارت بر برنامه ریزان توسعه اجتماع و بیانگر ویژگی های کلی اجتماعی، اقتصادی و محیطی در مناطق میباشد. با توجه به جایگاه ویژه کیفیت زندگی در توسعه پایدار و برنامه ریزی توسعه اجتماعی و اقتصادی ، مؤسسات غیر دولتی و دولت در سطح ملی و محلی بر روی سنجش و شاخص سازی آن تلاش می نمایند. بهره مندی از کیفیت زندگی مطلوب در بین استان ها باعث پیشرفت و توسعه کل کشور شده و از طرفی از تراکم جمعیت در یک محدوده خاص جغرافیایی جلوگیری به عمل می آید. روش: هدف از این پژوهش نیز سنجش فضایی شاخص ترکیبی کیفیت زندگی در استان های مختلف ایران میباشد . با استفاده از داده های آماری سال 1395 این تحقیق تکمیل شده است. مؤلفه های اقتصادی، زیربنایی، آموزش و اجتماعی و بهداشتی در این تحقیق گنجانده شده، از روش تحلیلی- توصیفی و نیز از روش سسله مراتبی- تاپسیس نیز استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان دهنده آن است که استان تهران با وزن0.351 در رتبه اول و استان های ، بوشهر ، اصفهان و فارس به ترتیب با وزن های 0.097، 0.096 و 0.087 از لحاظ کیفیت زندگی در رتبه دوم تا چهارم است و استان های کردستان ، خراسان شمالی، سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی به ترتیب با وزن های 0.0365، 0.0319، 0.0304 و 0.0269در رتبه های آخر از حیث کیفیت زندگی برخوردار است. بحث: نظر به اینکه کیفیت زندگی دراستان ها و شهرها از اهمیت خاصی برخوردار است، تا کنون عوامل معینی برای اندازه گیری کیفیت زندگی وجود ندارد. بنابراین پرداختن به مؤلفه های مختلفی برای اندازه گیری آن می تواند راه های مناسب و کاربردی را برای دستیابی به نظام جامع برای سنجش کیفیت زندگی حاصل نماید.
تجربه زیسته برون رفت از وابستگی عاطفی به شخص در افراد دارای اختلال سوء مصرف مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲۹
67 - 100
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مطالعه تجربه زیسته برون رفت از وابستگی عاطفی در افراد مبتلا به اختلال سوء مصرف مواد است. روش تحقیق از نوع پژوهش کیفی است که با استفاده از تحلیل مضمون انجام شد. جامعه هدف کلیه اعضای انجمن معتادان گمنام است. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته است، مصاحبه تا جایی ادامه پیدا کرد که داده های جدیدی در برنداشت و به حد اشباع نظری رسید و در نهایت جامعه هدف به 10 نفر رسید. تحلیل داده ها از طریق مقایسه مداوم و کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی، انجام شد. یافته ها نشان می دهد که تجربه معتادان گمنام از وابستگی عاطفی شامل 2 مقوله اصلی «بی کفایتی» و «خودتخریبی» و 11 مقوله اولیه « ضعف درحفاظت از مرزهای فردی و بین فردی»، «وابسته افراطی»، « بیم خسران»، «شکست در گسست»، «سرویس دهی افراطی»، «فقدان قاطعیت کافی»، «تمایزیافتگی پایین»، «نداشتن استقلال فکری و عاطفی»، «آسیب پذیری»، «عزت نفس پایین» و «تسلیم» است. یافته ها نشان داد عملکرد افراد معتادی که دارای وابستگی عاطفی هستند، بدون حضور فرد مقابل دچار مشکل می شود. آن ها بدون فردی که به آن وابسته هستند احساس بی کفایتی می کنند و همچنین به دلیل ترس از طرد شدن مانند یک قربانی عمل کرده و به خود آسیب می رسانند.
مروری بر شرح خدمات و روند تشکیل دفاتر تسهیلگری و توسعه محلی در شهر یزد
منبع:
فرهنگ یزد سال سوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۹
117 - 154
حوزههای تخصصی:
طرح دفاتر تسهیلگری و توسعه محلی یکی از پروژه های مطالعاتی و نیازسنجی سازمان امور اجتماعی کشور با ماهیت پیمایش، مطالعه، ظرفیت سنجی و تسهیلگری به منظور کاهش و کنترل آسیب های اجتماعی، حل مسائل و مشکلات محلات کم برخوردار و حاشیه نشین و توانمند سازی ساکنین در 21 استان کشور، در دولت دوازدهم به اجرا درآمد. طرح مذکور در استان یزد/ شهر یزد از سال 1398 با شناسایی سه محله های حسن آباد، صدرآباد و اسکان به عنوان محلات هدف توسعه اجرایی شد. هدف از این پژوهش که با روش اسنادی و کتابخانه ای، مشاهدات میدانی و تجربه ی میدانی نگارندگان به واسطه ی فعالیت در حوزه ی دفاتر تسهیلگری و توسعه محلی انجام شده؛ بررسی شرح خدمات دفاتر، فرآیند استقرار دفاتر تسهیلگری در شهر یزد، فرآیند انتخاب محلات هدف، ساختار دفاتر، ویژگی کارشناسان و مدیران این دفاتر، فرآیند انتخاب مجریان استانی دفاتر و نقاط قوت و ضعف آن ها در شهر یزد است. با توجه به تعطیلی این دفاتر و بازخوردهای مثبتی که در بین مردم و مسئولین شهر یزد بر جای گذاشته؛ پیشنهاد هایی نیز برای تداوم فعالیت این دفاتر ارائه شده است.
بررسی اثربخشی بسته آموزشی مهارت های یادگیری خودتنظیمی بر کاهش تعلل ورزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
207 - 216
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مهارت های یادگیری خودتنظیمی بر کاهش تعلل ورزی دانشجو معلمان پردیس های دانشگاه فرهنگیان شهر تهران انجام شد.روششناسی: روش پژوهش نیمه آزمایشی، پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. برای انجام پژوهش، از بین تمامی دانشجو معلمان پردیس های دانشگاه فرهنگیان استان تهران که در سال تحصیلی 1398-99 در پردیس ها این دانشگاه مشغول تحصیل بودند؛ با استفاده از روش خوشه ای چند مرحله ای، بعد از غربالگری دانشجو معلمان دارای تعلل وری بالا و پایین، تعداد30 نفر گزینش و از طریق روش تصادفی ساده به دو گروه 15 نفری دردو گروه آزمایشی و گروه کنترل قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه تعلل ورزیسالامون و راتبلوم (1984) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با بهره گیری از شاخصه آماری توصیفی شامل میانگین و انحراف استاندارد و به منظور پاسخگویی به فرضیه های تحقیق از آزمون های آمار استنباطی شامل کوواریانس تک متغیری (ANCOVA) انجام گرفت.یافته ها: نتایج «تحلیل کوورایانس» نشان داد؛ آموزش مهارت های یادگیری خودتنظیمی تاثیر معنی داری بر کاهش تعلل ورزی دارد. همچنین میانگین نمره تعلل ورزی درفعالیت های آموزشی، پژوهشی و فرهنگی و اجتماعی دانشجو معلمان در گروه آزمایش در مرحله پیش آزمون به ترتیب برابر با (53/28)، (80/23) و (40/37) بود و در مرحله پس آزمون مقدار آن به ترتیب (33/15)، (26/14) و(86/25) رسیده است، یعنی الگوی آموزشی مهارت های یادگیری خودتنظیمی تاثیر معنی داری بر کاهش تعلل ورزی در فعالیت های آموزشی مستمر و پایانی پژوهشی و فرهنگی و اجتماعی دانشجو معلمان پردیس های دانشگاه فرهنگیان شهر تهران داشته است.بحث و نتیجه گیری: داده های پژوهش حاضر نشان داد، با بکارگیری و آموزش خودتنظیمی می توان تعلل ورزی دانشجومعلمان را کاهش داد.
تبیین و طراحی فرایند بین المللی شدن آموزش عالی ایران با رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
217 - 229
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین و طراحی فرایند بین المللی شدن آموزش عالی با رویکرد آمیخته انجام شد.روششناسی: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا آمیخته بود. جامعه پژوهش در بخش کیفی اسناد و مدارک و خبرگان بین المللی شدن آموزش عالی دانشگاه پیام نور واحد بین الملل گرجستان بودند که طبق اصل اشباع نظری تعداد 15 نفر از آنها با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. جامعه پژوهش در بخش کمی دانشجویان دانشگاه مذکور در سال تحصیلی 99-1398 بودند که طبق جدول کرجسی و مورگان تعداد 350 نفر از دانشجویان با روش نمونه گیری تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته (47 گویه ای) استفاده شد که شاخص های روانسنجی آنها تایید شدند. داده ها با روش های کدگذاری باز، محوری و انتخابی و حداقل مربعات جزئی در نرم افزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند.یافته ها: یافته ها نشان داد که در فرایند بین المللی شدن آموزش عالی، شرایط علی شامل مولفه های فرهنگی و اجتماعی و مولفه های اقتصادی، شرایط زمینه ای شامل مولفه های زیرساخت مالی، امکانات و تجهیزات و مولفه های سیاسی، شرایط مداخله گر شامل مولفه های اداری و مولفه های پشتیبانی و خدماتی، راهبردها شامل مولفه های سازمانی و مولفه های دانشگاهی و پیامدها شامل مولفه های ارتباطات بین المللی و مولفه های آموزشی و درسی بودند. همچنین، فرایند بین المللی شدن آموزش عالی برازش مناسبی داشت و شرایط علی بر بین المللی شدن آموزش عالی، بین المللی شدن آموزش عالی، شرایط زمینه ای و شرایط مداخله گر بر راهبردها و راهبردها بر پیامدها اثر معنادار داشت (05/0p <).بحث و نتیجه گیری: با توجه نتایج پژوهش حاضر، برنامه ریزی جهت بین المللی کردن آموزش عالی ضروری است که برای این منظور بهره گیری از مولفه های شناسایی شده می تواند موثر واقع شود.
Strategic Planning and Sociology in Improving the Quality of Life and Sustainable Development of Cities in Arid Regions Climates with Emphasis on MICE Tourism using Meta-SWOT and SOAR Techniques(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: This study was carried out with the aim of strategic tourism planning in Semnan with emphasis on MICE tourism using Meta SWOT and SOAR techniques.
Methodology: The descriptive-analytical method is used in order to conduct this research. The statistical population of the study is divided into three parts. The first part were local residents of Semnan, the second part includes tourists who have considered Semnan as a tourist destination from 2019 to 2020, and third part includes academic elites, managers, staff of tourism part working in different management levels of province. Three-hundred seventy people (three parts) were determined as the statistical sample size using Cochran formula. The method of data collection and analysis of required information is documentary and survey. Meta SWOT and SOAR analytical techniques have been used to formulate the development strategy and explain the goals, resources, capabilities and macro-environmental factors.
Findings: According to the obtained results, the most important factors in line with strategic tourism planning in Semnan are government policies, non-responsiveness of infrastructure, increased natural dangers and inflation and economic recession at the macro level.
Conclusion: Meta SWOT model is implemented in a program consisting of title window and seven interconnected windows. This tool enables unlimited reviews of inputs, because decision makers change their assessment during a planning activity.
بررسی جامعه شناختی ارتباط انواع سرمایه با میزان گرایش زنان متأهل به طلاق در شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: هدف این تحقیق بررسی جامعه شناختی ارتباط انواع سرمایه با میزان گرایش زنان متأهل به طلاق است. روش مطالعه: جامعه آماری تحقیق را زنان متأهل 54-15 سال شهر همدان در سال 1398 تشکیل می دهند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 300 نفر محاسبه گردید. روش نمونه گیری طبقه ای است. روش پژوهش پیمایشی است و به منظور گردآوری داده ها و اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است. جهت سنجش اعتبار پرسشنامه از اعتبار صوری و برای تعیین پایایی آن از آلفای کرونباخ استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS در دو بخش آمار توصیفی و آمار استنباطی صورت گرفته است. متغیرهای مستقل پژوهش شامل شش متغیر سرمایه اجتماعی، سرمایه اقتصادی، سرمایه فرهنگی تجسم یافته، سرمایه فرهنگی عینیت یافته، سرمایه فرهنگی نهادی و سرمایه جنسی زنان و متغیر وابسته پژوهش میزان گرایش زنان متأهل به طلاق است. یافته ها: نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان می دهد بین هر شش متغیر مستقل پژوهش با میزان گرایش زنان به طلاق رابطه ی معنادار و منفی وجود دارد. متغیرهای سرمایه جنسی، سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی تجسم یافته، سرمایه فرهنگی عینیت یافته، سرمایه فرهنگی نهادی و سرمایه اقتصادی به ترتیب رابطه قوی تری را با متغیر وابسته پژوهش دارا می باشند. نتیجه گیری: همچنین نتایج آزمون رگرسیون چند متغیره گام به گام نشان می دهد که سه متغیر سرمایه جنسی، سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی تجسم یافته توانسته اند درمجموع 0/51 درصد از واریانس متغیر وابسته (میزان گرایش زنان متأهل به طلاق) را برآورد کنند.
بررسی تمایزیافتگی زوجین از خانواده اصلی و نقش آن در پیش بینی الگوهای ارتباطی و رضایت زناشویی در قومیت های مختلف ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال هفدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۶۷
353 - 368
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تمایزیافتگی زوجین از خانواده اصلی شان در پیش بینی الگوهای ارتباطی و رضایت زناشویی در اقوام ایرانی بود. در این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی، جامعه آماری زوجین اقوام فارس، ترک، کٌرد، عرب و بلوچ بودند. 250 زوج ( 500 نفر) از جامعه آماری فوق که 50 زوج از هر قومیت را تشکیل میدادند، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و توسط پرسش نامههای تمایزیافتگی هافمن ( 1984 )، نظام کدگذاری تعامل زوجین ایرانی 1389 ) و رضایت زناشویی انریچ ( 1998 ) ارزیابی شدند. ) نتایج نشان داد که استقلال تعارضی در مردان و استقلال هیجانی در زنان، بیشترین سهم را در پیش بینی الگوهای ارتباطی و رضایت زناشویی زوجین به طور مستقیم دارد. همچنین در قومیت ها، فقط در مردان قوم بلوچ، استقلال تعارضی، پیش بینی کننده رضایت زناشویی آن ها بود. فرد تمایزیافته در برخورد با مسائل و مشکلات زندگی توانایی برخورد منطقی و عقلانی داشته و می تواند از برخورد با مسائل به صورت احساسی جلوگیری کند. بنابراین این افراد توانایی حل مسائل را به صورت مسالمت آمیز دارند. هرچه تمایز یافتگی فرد بیشتر باشد، به همان اندازه می تواند رفتار خویش را اندیشمندانه و مطابق با اصول صریح و جاافتاده هدایت کند.
ساختار اجتماعی شناخت و پیدایش تاریخ نگاری در فرهنگ اولیه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره سوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
120 - 95
حوزههای تخصصی:
ادراک و شکل روایت تاریخی در قرن اول اسلام از نیمه های قرن دوم به تدریج در حال تغییر است و در قرن سوم به کلی متحول می شود. شکل نخست روایت که در حدیث، انساب و ایام بروز یافته است، مبتنی بر ساختارِ اجتماعیِ شناختی است که افراد در آن در دوره های مختلف حی و حاضرند و شبکه ای را ایجاد می کنند که نسبت های بلاواسطه و مستقیمی در تاریخ را برقرار می سازند. اما به تدریج با دورشدن از تاریخ مبدأ، یعنی تاریخ حیات پیامبر (ص) و پیدایش آگاهیِ اولیه نسبت به خود این ساختار، یعنی ساختار حدیث، شبکه ای تخصصی از راویان حدیث و اخباریون ایجاد می شود که کل ساختار قبل را در خود مجتمع ساخته و وجه حیات مند آن را ملغی می سازند و به این ترتیب زمینه شکل گیری ساختار جدید روایت را که در آن افراد دیگر زنده نیستند و حضورشان به حضور محدث وابسته شده است، فراهم می کنند. این ساختار جدید، در نهایت به شکل غالب تاریخ نگاری در اسلام بدل می شود. برای تشریح و دستیابی به این ساختار شناختی، مبتنی بر مبانی نظری و روشی هرمنوتیک جدید و مطالعات فرهنگی کلاسیک، و با تحلیل ساختاری متون تاریخی موجود و نزدیک به قرون ابتدایی، به چارچوب هایی اولیه ای از این تحول دست یافتیم.
بررسی جامعه شناختی رابطه پایگاه اقتصادی ومذهب با فرهنگ سیاسی درچارچوب مفهومی مارک تسلر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ سیاسی در جوامع معاصر، وبه ویژه در جامعه در حال گذار ایران،نقشی محوری درتوسعه ومشارکت سیاسی ومدنی دارد.دراین میان ،نقش دانشجویان دانشگاه فرهنگیان که درحقیقت معلمین آینده جامعه می باشند در تکوین وتحکیم فرهنگ سیاسی دموکراتیک،بسیار اثرگذارند.پژوهش حاضر،درچارچوب دستگاه مفهومی مارک تسلر،به مطالعه بررسی جامعه شناختی رابطه پایگاه اقتصادی ومذهب با فرهنگ سیاسی دانشجویان می پردازد.پژوهش به روش پیمایشی وبا استفاده از پرسشنامه،درمورد 362 نفر از دانشجویان دانشگاه های فرهنگیان غرب کشور(ایلام ،کرمانشاه ،سنندج، خرم آباد، همدان)انجام گرفته است که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند.نتایج تحقیق نشان داد که اکثریت دانشجویانی که دارای مذهب سنی بودند به فرهنگ سیاسی بی تفاوت6/16 درصد،واکثریت دانشجویانی که دارای مذهب شیعه بودند به دوفرهنگ سیاسی بی تفاوت 9/40 درصد و دموکراتیک 6/32 درصد،گرایش داشتند.وهمچنین اکثریت دانشجویانی که دارای پایگاه اقتصادی پایین بودند به فرهنگ سیاسی بی تفاوت،واکثریت دانشجویانی که دارای پایگاه اقتصادی بالا بودند به فرهنگ سیاسی دموکراتیک،گرایش داشتند.بنابراین یافته نشان داد که فرهنگ سیاسی دانشجویان،با متغیرهای پایگاه اقتصادی و مذهب رابطه مثبت ومعناداری دارد.
ارائه الگوی پارادایمی خودسانسوری در نهادهای حاکمیّتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: نگاهی واقع بینانه نسبت به پدیده خودسانسوری در نهادهای حاکمیتی و شناسایی عوامل مؤثر بر آن هدف اصلی این تحقیق است. روش مطالعه : این تحقیق، در چارچوب پارادایم تفسیری با رویکرد کیفی و برمبنای روش گراندد تئوری عینی گرا و با استفاده از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته به مطالعه روابط عمومی های نهادهای حاکمیتی در شهر یزد پرداخته است. بر این اساس، ۲۳ نفر از افراد دارای حداقل 5 سال سابقه تصدّی مسؤولیّت اطلاع رسانی در نهادهای حاکمیّتی با استراتژی نمونه گیری هدفمند به صورت تدریجی و همگن با حداکثر تنوّع و همچنین با بهره مندی از استراتژی گلوله برفی و نمونه گیری نظری انتخاب شدند. یافته ها: یافته های این تحقیق حاکی است از مجموع 208 مفهوم باشد از گزاره های ناشی از متون مصاحبه ها، 24 مقوله فرعی و ۸ مقوله اصلی به دست آمده است. پدیده هسته ای برآمده از مقولات این تحقیق نشان دهنده یک «تبادل مشروعیّت بخش» در فرایند خودسانسوری در نهادهای حاکمیّتی شهر یزد است. نتیجه گیری: نتایج نهایی این پژوهش بیانگر تلفیق ابعاد فردی و ساختاری در پدیده خودسانسوری در نهادهای حاکمیّتی است. به نظر می رسد افراد در راستای منفعت طلبی های فردی و گروهی و در زیر فشار الزامات ساختاری، تدبیراندیشی کرده و با حرکت در مسیر تبعیت و تأیید در سطوح فردی، سازمانی یا فراسازمانی، در نهایت به تبادلی مشروعیّت بخش تن می دهند.
تمایل به مشارکت در حفاظت از محیط زیست و عوامل موثر بر آن (مورد مطالعه: شهروندان تهرانی متولد دهه 80 و دهه 50)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال یازدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۰
176 - 206
حوزههای تخصصی:
محیط زیست به عنوان عامل حیات بخش زندگی بشر در طول تاریخ بر اثر عوامل گوناگون تخریب و گاهی به صورت خود به خود ترمیم شده اند. اما با صنعتی شدن جوامع و رشد روزافزون جمعیت و دستیابی بشر به رفاه بیشتر اثرات نامطلوب و تخریب محیط زیست دوچندان شده است. اینجاست که باید اذهان عمومی را بیدار و آگاه نمود و فکر جدی ای برای حیات زیست و زندگی بشریت کرد. هدف از تحقیق حاضر، بررسی میزان تمایل به مشارکت در حفاظت از محیط زیست و عوامل موثر بر آن با بررسی عملکرد زیست محیطی شهروندان تهرانی متولد دهه 80 و 50 است. چارچوب نظری این پژوهش مبتنی بر نظریه های گربنر، شوارتز و اوالندر و توجرسون است. روش تحقیق مورد استفاده کمی- پیمایشی و ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته است. شیوه نمونه گیری، خوشه ای چندمرحله ای است و حجم نمونه پس از حذف داده های پرت 384 نفر به دست آمد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که مشارکت محیط زیستی متأثر از دانش محیط زیستی، اخلاق محیط زیستی، نو ع نگرش به زیست محیط و آموزش رسانه ای است و بیشترین تأثیر مربوط به دانش زیست محیطی است و میزان تمایل به همکاری و مشارکت در فعالیت های محیط زیستی در پاسخگویان متولد دهه 50 بیشتر است.
چگونگی تطبیق فرایند و ساختارِ مسئله مندیِ وضعیت جامعه شناسی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۲ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
160 - 120
حوزههای تخصصی:
وضعیت جامعه شناسی در ایران یکی از پرشمارترین جایگاه های موضوعیِ مطالعات را شکل داده است اما با این حال این مطالعات در حدودِ توضیحِ نابسنده ساختار وضعیت مسئله گون جامعه شناسی در ایران متوقف شده، و کمتر قادر به توضیح فرایندیِ این ساختار بوده است. تحقیق حاضر با هدف بُعد بخشیدن به ساختار-فرایندِ وضعیت جامعه شناسی، از تکنیک ترسیم ماتریس شرطی/پیامدیِ تمهید شده در روش نظریه زمینه ایِ سیستماتیک استفاده نموده است. بنابر یافته های تحقیق؛ امر کانونیِ منتهی به وضعیت پدید آمده برای جامعه شناسی در ایران عبارت است از فقدان رسمیت جامعه شناسی. فقدان رسمیت جامعه شناسی به معنای اعم، موکول به فقدان رسمیت چندین مقوله اعم از؛ فقدان رسمیتِ میان میدانیِ امر اجتماعی ، فقدان رسمیتِ اجتماعیِ جامعه شناسی و فقدان رسمیتِ معیارهای درون میدانیِ جامعه شناسی می باشد که در سطح خُرد، ناظر بر اجتماعات علمی و کنشگران میدان جامعه شناسی ، در سطح میانی، ناظر بر دو میدانِ معرفتِ عامه و معرفتِ آکادمیک ، در سطح کلان، ناظر بر میدان های سه گانه اقتصادی و سیاسی و ایدئولوژیک ، و در سطح ابرکلان، ناظر بر ایفای نقشِ آنتیگونیستیک علیه سرمایه داری جهانی، دولت نفتی، تجربه مدرنیته و... می باشد.
آگاهی وجودی: تجربه بازاندیشی در دوره بحران کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۶
171 - 199
حوزههای تخصصی:
بحران ها یکی از مهم ترین نیروهای بازاندیشی، و عاملی برای تغییر در آگاهی و کنش انسانها و جوامع است. شیوع جهانی ویروس کووید 19 (کرونا) منجر به بحرانی جهانی و چالش کشیدن بسیاری از باورها و پیش فرض ها و در نتیجه بازاندیشی در ابعادی از زندگی فردی و اجتماعی شده است. هدف ما در این پژوهش کیفی، کشف تجربه جوانان از بازاندیشی در شرایط ناشی از شیوع ویروس کرونا است. پژوهش را در رویکرد برساخت گرا و با روش تحقیق کیفی بنیانی اجرا کردیم. با روش نمونه گیری هدفمند(حداکثر تنوع و در دسترس) با تعداد 24 نفر مشارکت کننده مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام دادیم. جهت تجزیه و تحلیل یافته ها از روش کدگذاری نظری استفاده شد. در فرایند تحلیل داده ها 7 مقوله اصلی ساختیم که عبارتند از: مرکزیت سلامت، بازیابی خود، اقبال به علم و فناوری، گرایش به فضای مجازی، بازیابی تعاملات شخصی، دل بستن به خانه و ناامنی وجودی. با جمع بندی مقوله های اصلی و مبتنی بر برداشت جوانان مشارکت کننده در زمینه کرونا و تغییرات ناشی از آن، ارتقای آگاهی وجودی به عنوان مقوله نهایی در نظر گرفتیم. براساس این مقئله ها و جمع بندی نهایی، می توان گفت بحران شکل گرفته بر اثر پاندمی کرونا، ما انسانها را از نقاط ضعف مشترک آگاه تر کرده است و تأمل و تجدیدنظر در خود و روابطمان را دامن زده است.
تحلیل انتقادی برنامه ی «دورهمی» از منظر سلبریتی محوری و گفت وگوهای زرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره سوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
75 - 53
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مطالعه ی انتقادی پربیننده ترین برنامه ی سیما در سال 1399 – یعنی «دورهمی» – از منظر سلبریتی محوری و گفت وگوهای زرد انجام شده است. سلبریتی محوری به موضوعیت یافتن سلبریتی ها و ویژگی های جامعه ی شهرت از جمله اهمیت پیداکردن حواشی و زندگی خصوصی چهره ها و اصطلاح زرد نیز به اطلاعات و اخبار کم اهمیت و مبتذل ولی جنجالی اشاره دارد. برای مبانی نظری این مقاله از نظریه ی صنعت فرهنگ و در روش از تحلیل محتوای کیفی و تحلیل گفتمان انتقادی استفاده شده است. یافته ها نشان می دهند که گفت وگوی سلبریتیِ میزبان با سلبریتی های مهمان در قالب سه بخش اصلی مربوط به حرفه ی سلبریتی، زندگی شخصی سلبریتی و جامعه صورت می گیرد. گفت وگوهای زرد بیشتر (و نه صرفاً) در بخش دوم اتفاق می افتند. در این بخش مسائلی مربوط به داستان عشق و ازدواج، سن، اخلاق شخصی، عادات رفتاری، خاطرات شخصی، تیپ ظاهری، حاشیه ها و شایعات مربوط به سلبریتی و ... مورد پرسش قرار می گیرد. عواملی چون ساعت پخش برنامه، جایگاه میزبان در نظر مردم، لحن بیان و بدن میزبان و مهمان، شوخی و سرگرمی، تشویق ها و خنده های تماشاگران و ... همگی در تغییر ریتم و هیجانی ترشدنِ آن در مواقعی که راجع به زندگی شخصی سلبریتی ها صحبت می شود و در نتیجه برجسته شدن زردی ها در نظر مردم نقش دارد. دامن زدن به میل مردم برای آگاهی بیشتر از جزئیات کم ارزش زندگی خصوصی سلبریتی ها آن هم از طریق یک برنامه ی پرمخاطب در سیمای ملی جمهوری اسلامی ایران، برجسته سازیِ نیاز کاذبی است که می تواند نگاه نقادانه را از افراد سلب کرده و آن ها را دچار نوعی انفعال و رخوت نماید.
تحلیل رابطه جامعه شناختی عوامل مؤثر بر قانون گریزی(مورد مطالعه: جوانان 20 تا 34 ساله مناطق شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
81 - 114
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: قانون گریزی به عنوان یک مسئله اجتماعی، نظم را مختل می کند. این پدیده ناشی از کاهش زمینه های اجتماعی در جامعه سبب تضعیف همبستگی، کم رنگ شدن انسجام و بی اعتمادی می شود. هدف پژوهش حاضر، تحلیل رابطه جامعه شناختی عوامل مؤثر بر قانون گریزی است. روش: تحقیق حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت توصیفی - تحلیلی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری جوانان 20 تا 34 ساله مناطق شهر مشهد می باشد که براساس فرمول کوکران به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی ساده 500 نفر انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شده است. روایی همگرا کل برابر با 0/488 و برای پایایی از آلفای کرونباخ برابر 0/764 استفاده شده است. داده ها از طریق آمار توصیفی و آزمون های آماری اسپیرمن و رگرسیون با استفاده از نرم افزار Spss مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.یافته ها: حاکی است که میانگین قانون گریزی متوسط روبه بالا به دست آمده است. بیش از نیمی از پاسخگویان از میانگین متوسط روبه پایین سرمایه اجتماعی و فرهنگی برخوردار بوده اند. در حوزه ابعاد اعتقادی، معرفتی، مناسکی و عواطف دینی بالای 50 درصد پاسخگویان ضعیف بوده اند. بیش از نیمی از جوانان در جامعه از فقر و ابعاد آن بهره برده اند. با استناد به آزمون اسپیرمن در سطح معناداری ( p≤0/50)، ضرایب همبستگی نشان از این دارد که فقر (0/512)، دین داری (0/505)، سرمایه فرهنگی (0/489)، سرمایه اجتماعی (0/486)، رابطه نسبتاً مستقیم و متوسطی با قانون گریزی دارند. نتایج بتای رگرسیون نشان داد که سرمایه اجتماعی (0/151)، سرمایه فرهنگی (0/146)، فقر (0/120) و دین داری (0/113) با سطح خطای 0/01 در حدود 0/52 از تغییرات قانون گریزی را تبیین می کنند.نتیجه گیری: با افزایش اعتماد تعمیم یافته، مشارکت مدنی و پیوند و ارتباط با شهروندان در سطح جامعه، ارتقای آگاهی و بینش افراد نسبت به پیامدهای قانون گریزی، تقویت مؤلفه های دین داری در سطح زندگی و کاهش ابعاد فقر در سطح زندگی مردم می توان جلوی رفتارهای منحرفانه قانون شکنی را کنترل و کاهش داد.