ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۵۲۱ تا ۶٬۵۴۰ مورد از کل ۶٬۶۶۵ مورد.
۶۵۲۱.

پهنه بندی خطر سیل خیزی در مناطق شهری با استفاده از تکنیک های RS و GIS و تحلیل شبکه ای (مورد مطالعه: شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پهنه بندی سیل خیری تکنیک های RS و GIS شهر مشهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۱
پهنه بندی سیلاب یکی از ابزارهای مهم در مدیریت ریسک سیل است که به شناسایی مناطق پرخطر و کم خطر از نظر وقوع سیل می پردازد. هدف اصلی این مطالعه پهنه بندی خطر سیل خیزی در شهر مشهد با استفاده از تکنیک های RS و GIS و تحلیل شبکه ای است. این تحقیق از نظر روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و به لحاظ هدف کاربردی است. گردآوری دادهها، از طریق مطالعات کتابخانهای (اسنادی) و جمعآوری اطلاعات آماری و مکانی که شامل اسناد و مدارک، مشاهده و مستندسازی می باشد، صورت میپذیرد. اطلاعاتی که در این پژوهش مورد نیاز است بوسیله ی روش کتابخانه ای گردآوری شدهاست. جامعه آماری پژوهش حاضر کارشناسان و نخبگان شهر مشهد می باشد که به روش هدفمند، 20 نفر انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از روش های تکنیک های RS و GIS و تحلیل شبکه ای استفاده شده است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که شهر مشهد با چالش جدی خطر سیلاب مواجه است، به طوریکه بیش از ۴۱% از مساحت شهر (۱۳۴۰۰ هکتار از مجموع ۳۲۴۸۷ هکتار) در وضعیت کاملاً نامناسب و نامناسب از نظر سیل خیزی قرار دارد. این مناطق عمدتاً در معرض خطر بالای آبگرفتگی و سیلاب هستند و نیازمند اقدامات فوری مانند بهبود سیستم های زهکشی، کنترل رواناب و مدیریت ساخت وسازها می باشند. حدود ۳۴% از شهر (۱۱۰۵۴ هکتار) نیز در وضعیت متوسط قرار دارد که در صورت بارش های شدید یا تغییرات کاربری اراضی، احتمال تبدیل شدن به مناطق پرخطر وجود دارد. از سوی دیگر، تنها ۱۲.۷۵% از مشهد (۴۱۴۵ هکتار) از ایمنی کافی در برابر سیل برخوردار است که عمدتاً شامل مناطق با شیب مناسب و نفوذپذیری بالاست. این یافته ها ضرورت مدیریت یکپارچه سیلاب، اصلاح کاربری اراضی و اجرای پروژه های آبخیزداری در مشهد را آشکار می سازد، چراکه توسعه شهری بدون ملاحظات محیط زیستی می توانند خطر سیل را در این کلان شهر تشدید کند.
۶۵۲۲.

بررسی میزان ارتباط مؤلفه های درسی مؤثر بر خلاقیت و ابعاد خلاقیت در نظام آموزش معماری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خلاقیت آموزش معماری مؤلفه های درسی برنامه درسی تلفیقی ارزیابی فرآیندی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۲
پژوهش حاضر با هدف تبیین رابطه ی میان مؤلفه های درسی مؤثر بر خلاقیت و ابعاد خلاقیت در نظام آموزش معماری ایران انجام شده است. اهمیت این مطالعه از آن جا ناشی می شود که خلاقیت به عنوان یکی از بنیادی ترین شایستگی های حرفه ای معمار، متأثر از طراحی برنامه ی درسی، شیوه های تدریس و ساختار محیط یادگیری است. این پژوهش از نوع کاربردی–توسعه ای بوده و با اتخاذ رویکرد ترکیبی (کمی–کیفی) در چهار سطح توصیفی–تحلیلی، پیمایشی، موردکاوی و آینده پژوهی اجرا گردیده است. داده ها از طریق تحلیل محتوای برنامه های درسی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با اساتید و دانشجویان، مشاهده ی میدانی آتلیه های طراحی و پرسشنامه ی مبتنی بر طیف پنج درجه ای لیکرت گردآوری شده اند. جامعه ی آماری شامل دانشجویان و مدرسان سه دانشگاه تهران، شهید بهشتی و علم و صنعت است. داده های کمی با استفاده از آمار توصیفی و آزمون t تک نمونه ای در نرم افزار SPSS تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد که مفهوم خلاقیت در برنامه های آموزشی معماری ایران به صورت درس مستقل یا چارچوب منسجم وجود ندارد و مؤلفه های آن در دروس نظری و کارگاهی به شکل پراکنده و ضمنی مطرح می شوند. نتایج تحلیل تطبیقی بر مبنای مدل پنج مرحله ای فرآیند خلاقیت (آمادگی، بینش، توسعه، پرورش و ارزیابی) نشان داد که میان هفت مؤلفه ی اصلی برنامه ی درسی — اعتبار محتوای آموزشی، ساختار مناسب دانش، مهارت آموزی، برنامه ی درسی تلفیقی، آموزش غیرمستقیم، توجه به تفاوت های فردی و افزایش علاقه مندی — و پنج بُعد خلاقیت رابطه ای معنادار، هم افزا و غیرخطی وجود دارد. در این میان، اعتبار برنامه ی درسی بیشترین اثرگذاری را بر تمامی ابعاد خلاقیت داشته و پس از آن مهارت آموزی و ساختار مناسب دانش در تقویت بینش خلاقانه و توسعه ی توان طراحی نقش محوری ایفا می کنند. در مقابل، آموزش غیرمستقیم و افزایش علاقه مندی، اگرچه موجب ارتقای انگیزش درونی می شوند، اما تأثیر مستقل محدودی بر بروز خلاقیت دارند. همچنین نتایج نشان داد که ارزیابی خلاقیت ضعیف ترین حلقه ی فرآیند آموزشی است و عمدتاً بر محصول نهایی متمرکز است، نه بر مسیر شکل گیری ایده و تفکر واگرا.
۶۵۲۳.

سنجش چند مرکزیتی مورفولوژیک در مقیاس فرامنطقه ای (استان های تهران، البرز و قزوین) با استفاده از کلان داده لنداسکن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: چندمرکزیتی مورفولوژیک فرامنطقه ای لنداسکن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۹
چندمرکزیتی به عنوان یک مفهوم «مورفولوژیک»، به توزیع متوازن جمعیت و اشتغال در فضا اشاره دارد، به گونه ای که هیچ یک از مراکز بر سایرین تسلط نداشته باشد. با وجود این، تعیین محدوده و تعریف و عملیاتی سازی مفهوم «مرکز» همچنان به عنوان یک چالش مهم روش شناختی در اندازه-گیری چندمرکزیتی باقی مانده است. روش های پایین به بالا و مبتنی بر کلان داده ها می تواند با جلوگیری از سوگیری در تعریف محدوده مطالعه براساس واحدهای آماری اداری، از انتخاب اجباری مراکز فرعی در چنین محدوده هایی اجتناب نماید. بر اساس این، مطالعه حاضر در پی آن است تا با استفاده از داده های لنداسکن به عنوان یک پایگاه کلان داده منبع باز و با تحلیل اکتشافی داده های فضایی ESDA))، تحلیل محلی موران، تحلیل نقاط داغ، شاخص آنتروپی و استفاده از شاخص چندمرکزیتیت نسبی، به سنجش چندمرکزیتی مورفولوژیک ابر منطقه تهران- کرج – قزوین در یک بازه 13 ساله بپردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد اگرچه نقش غالب شهر تهران در منطقه ادامه دارد، اما ظهور و تقویت تدریجی مراکز ثانویه در نقاط پیراشهری مانند اسلامشهر، ری و پاکدشت، تسلط آن را به چالش کشیده است. به علاوه، تداوم حضور شهرهایی مانند ملارد، ورامین و رباط کریم در فهرست مراکز بالقوه بیان گر شکل گیری الگوی چند مرکزیتی در نواحی پیراشهری دو منطقه کلان شهری تهران و البرز است. بررسی توزیع تراکم های جمعیت و اشتغال در دوران همه گیری کرونا و پیش و پس از آن، مشخص می کند که چندمرکزیتی عملکردی منطقه بیش از چندمرکزیتی مورفولوژیک آن است.
۶۵۲۴.

بررسی تاب آوری شهری منطقه 5 کلان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاب آوری شهری مخاطرات و بلایای طبیعی منطقه 5 تبریز ابعاد اقتصادی و اجتماعی تاب آوری ابعاد کالبدی و نهادی تاب آوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۸
مقدمه : کلان شهرهای جهان سوم در جهت تاب آوری در برابر مخاطرات و بلایای طبیعی، به شدت آسیب پذیر بوده و تاب آوری پایینی دارند. کلان شهر تبریز نیز به دلیل رشد سریع شهرنشینی، افزایش میزان جمعیت و مهاجر پذیر بودن آن، افزایش تغییر و تبدیل کاربری اراضی و حاشیه نشینی، در برابر مخاطرات و بلایای شهری به شدت آسیب پذیر شده است. از این رو، پژوهش حاضر میزان تاب آوری شهری در منطقه 5 کلان شهر تبریز را بررسی می کند. داده و روش : پژوهش حاضر از نظر روش، توصیفی - تحلیلی و دارای ماهیت کاربردی است. داده های مورد نیاز با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و بررسی میدانی (پرسش نامه) گردآوری شده است. جامعه آماری پژوهش، شهروندان منطقه 5 کلان شهر تبریز بر اساس آمار سال 1395 به تعداد 126124 نفر است. حجم نمونه با استفاده از مدل معادلات ساختاری و روش نمایی گاما، 342 نفر برآورد گردید. ابزار تحلیل در این تحقیق SPSS, LISREL و  ArcGIS است. یافته ها : در تاب آوری منطقه 5 کلان شهر تبریز، شاخص پنهان اجتماعی با ضریب بتای 384/0 (83/33 درصد) در رتبه اول اهمیت و شاخص های پنهان کالبدی-زیرساختی، اقتصادی و نهادی-مدیریتی به ترتیب با ضرایب بتای 305/0 (87/26 درصد)، 267/0 (52/23 درصد) و 179/0 (77/15 درصد) در رتبه های دوم تا چهارم اهمیت قرار دارند. محلات بارنج و کوشن، بهاران، نصر، کوی استانداری، دانشگاه آزاد، مرزداران و کوی سپهر، دارای تاب آوری خیلی زیاد (5)، محلات شهرک صنعتی، فرشته و الهیه دارای تاب آوری زیاد (4)، محلات ولی امر، رشدیه و باغمیشه جدید، دارای تاب آوری متوسط (3) و محلات شهرک، کرکج، نمایشگاه و شهرک مصلی، دارای تاب آوری کم (2) و خیلی کم (1) می باشند. نتیجه گیری : تاب آوری منطقه 5 تبریز تحت تأثیر ابعاد اجتماعی، کالبدی-زیرساختی، اقتصادی و نهادی-مدیریتی قرار دارد. تقویت شاخص اجتماعی و بهبود زیرساخت های کالبدی-زیرساختی در محله های آسیب پذیر همچون: کرکج و شهرک ضروری است. تقویت مشارکت اجتماعی، مقاوم سازی زیرساخت ها و بهبود هماهنگی های مدیریتی برای بهبود تاب آوری پیشنهاد می شود.
۶۵۲۵.

تحلیل فضایی شاخص های اقتصادی در بین استان ها و قومیت های ایرانی- اسلامی

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: آنتروپی شانون توسعه اقتصادی قومیت ایران ویکور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۴
اولین گام در برنامه ریزی توسعه فضایی درک چگونگی توزیع فرصت های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و غیره بین مناطق مختلف جغرافیایی می باشد.  توجه به این امر ارائه خدمات را بهبود بخشیده و تعادل میان مناطق مختلف را افزایش می دهد. هدف پژوهش حاضر، تحلیل فضایی توسعه قومیتی در ایران با تأکید بر شاخص های اقتصادی می باشد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت توصیفی- تحلیلی می باشد. داده های مورد نیاز تحقیق از منابع کتابخانه ای- اسنادی و از سالنامه آماری سال 1401 و آخرین سرشماری ملی ایران در سال 1395، جمع آوری شده است. با استفاده از منابع مذکور داده های مربوط به 22 شاخص اقتصادی مهم جمع آوری گردید. در پژوهش حاضر از آنتروپی شانون، ضریب تغییرات و روش ویکور به ترتیب برای وزن دهی، تجزیه و تحلیل پراکندگی و تعیین سطح توسعه استفاده گردید.  جهت تولید نقشه ها و نمایش نتایج بر روی نقشه از نرم افزار ArcGIS استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از ضعف توسعه اقتصادی متوازن میان اقوام ایرانی می باشد. تحلیل ها نشان می دهند که به لحاظ توسعه اقتصادی قومیت های فارس و آذری به ترتیب با Q، صفر و 0.5828 از برخوردارترین قومیت های ایرانی و قومیت های ترکمن و بلوچ به ترتیب با Q، به میزان 0.9007 و 0.9978 کم برخوردارترین قومیت های ایرانی هستند. به طور کلی نتایج تحقیق نشان می دهد که وضعیت توسعه یافتگی اقتصادی اقوام ایرانی ارتباط ضعیفی با عدالت اجتماعی و فضایی دارد و نیازمند توجه و برنامه ریزی های اثربخش و کارآمد جهت تحقق توسعه متوازن بین مناطق جغرافیایی مختلف می باشد.
۶۵۲۶.

ساختار اکولوژی شهری ارومیه با استفاده از متریک های سیمای سرزمین

کلیدواژه‌ها: سیمای سرزمین متریک اکولوژی شهری ارومیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۹
سیمای سرزمین به ساختار فضایی و سامان دهی عناصر طبیعی و انسانی در یک منطقه اطلاق می شود که در نتیجه ی فرآیندهای طبیعی و فعالیت های انسانی شکل می گیرد. متریک ها به عنوان ابزارهای تحلیلی اصلی، نقشی کلیدی در ارزیابی و سنجش ویژگی ها و عملکرد سیمای سرزمین ایفا می کنند. این پژوهش به بررسی ساختار اکولوژی شهری ارومیه با تأکید بر مفهوم سیمای سرزمین و متریک های آن می پردازد تا اقدامات اصلاحی برای بهبود فرآیندهای اکولوژیکی آن ارائه شود. برای شناسایی عناصر تشکیل دهنده ی سیمای سرزمین شهر ارومیه، از نقشه ی کاربری اراضی استفاده شده است. سپس، جهت مدل سازی داده ها، از افزونه ی Patch Analyst استفاده شده و متریک های سیمای سرزمین شامل مساحت طبقه، تعداد لکه ها، میانگین اندازه ی لکه، میانگین شکل لکه، میانگین تراکم حاشیه، یکنواختی و تنوع شانون مورد بررسی قرار گرفته اند. در نهایت، پس از شبکه بندی منطقه به صورت شش ضلعی با استفاده از Patch Grid، متریک های مورد نظر برای شبکه های شش ضلعی محاسبه شدند.  نتایج حاصل از متریک ها نشان می دهد که افزایش فاصله و پراکندگی لکه ها و کاهش ارتباط اکولوژیکی آن ها، موجب گسستگی و کاهش یکپارچگی فضای سبز شهر ارومیه شده است. با توجه به یافته های به دست آمده، می توان نتیجه گرفت که استفاده از متریک های سیمای سرزمین می تواند به شناسایی چالش ها و فرصت های موجود در زمینه ی پایداری فضای سبز و بهبود کیفیت زندگی ساکنان کمک کند.
۶۵۲۷.

نقدی بر مبانی نظری مدل شهر 15دقیقه ای از رویکرد نقد پساساختارگرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهر ۱۵دقیقه ای پساساختارگرایی جغرافیای انتقادی پست فوردیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۳
هدف این مقاله ارائه نقدی بر مدل شهر 15 دقیقه ای، به عنوان یکی از مدل های معاصر برنامه ریزی شهری است. بنابراین از رویکردی انتقادی به این مدل می نگرد. نقدهای این مقاله از رویکردی پساساختارگرا ارائه شده اند. پس از بررسی مبانی و پیشینه اسنادی این حوزه موضوعی، نقدها از سه بعد هستی شناختی، نقد جغراتاریخی و نقد کارکردی پرداخته شده اند. در هرکدام از نقدها، ابتدا مفروضات نظری این مدل ارائه شده و سپس با مبانی پساساختارگرا مورد نقد و بررسی قرار گرفتند. یافته های این مقاله نشان داد مدل شهر 15 دقیقه ای طراحی یک فضای مطلق و ایستا را در نظر میگیرد که قابلیت تحلیل قلمروزدایی ها و بازقلمروگذاری های فضاهای شهری را نداشته و نمونه ای از برنامه ریزی قلمرویی است. علاوه بر آن نتایج حاکی از این است که این مدل علیرغم ادعای دیجیتالی شدن و گذر از فوردیسم، اساسا از درک فضاهای شهری پست فوردیسیتی کنونی از هر دو منظر فضاهای جدید کار و فضاهای جدید مصرف ناتوان است. این مقاله نتیجه میگیرد که این مدل یک طرح آرمانشهری با ارائه تصویری غایی و غیرزمانمند است که از کارکردهای فضا و تأثیرات گردشی سرمایه بر آن نمیتواند سخنی بگوید.
۶۵۲۸.

آینده پژوهی تحقق رویکرد کم کربن در بافت های فرسوده شهری با تأکید بر مسکن پایدار در کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رویکرد کم کربن بافت فرسوده مسکن پایدار آینده پژوهی کلانشهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۴
مقدمه : با توجه به اهمیت و پیامدهای تغییرات اقلیمی و کارآیی انرژی در توسعه پایدار شهری و تحقق پذیری رویکرد کم کربن در بافت های فرسوده، این مقاله با هدف شناسایی پیشران ها و مطالعه آینده تحقق پذیری رویکرد کم کربن در بافت های فرسوده کلان شهر تهران به لحاظ کارآمدی مسکن و بهبود وضعیت بهره وری انرژی انجام شده است. داده و روش : پژوهش حاضر از نظر هدف تحقیق، در رده تحقیقات کاربردی قرار دارد و از روش کیفی و کمی (آمیخته) به منظور گردآوری و تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است. از نرم افزارهای MAXQDA برای تجزیه و تحلیل کیفی و SPSS و MICMAC برای تجزیه و تحلیل کمی استفاده شده است. یافته ها : نتایج تحقیق نشان داد که میان رویکرد کم کربن و بافت فرسوده ارتباط وجود دارد و نیز ارتباط مثبت و معنادار رویکرد کم کربن و مسکن پایدار از طریق ضریب همبستگی پیرسون (با ارزش عددی 713/.) اثبات گردید. بر اساس نتایج اثرات تحلیل متقاطع، متغیرهای بخش کالبدی – فضایی با میانگین وزنی (2/88)، مدیریتی – نهادی با (72/67) و اقتصادی (37/61) بیشترین تأثیر را وضعیت رویکرد کم کربن در بافت های ناکارآمد کلان شهر تهران داشته اند. همچنین متغیرهای بخش کالبدی – فضایی با میانگین وزنی (65/79) و اقتصادی با (85/70) نیز دارای بالاترین میزان تأثیرپذیری بودند. نتیجه گیری : همچنین مشخص گردید که سیستم شهری به خصوص در بخش پایداری مسکن و رویکرد کم کربن در کلان شهر تهران شرایط ناپایداری را سپری می کند.
۶۵۲۹.

سنجش تبیینی جنبه های شهر هوشمند (حکمروایی و کیفیت زندگی) در منطقه 9 کلانشهر مشهد

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: شهر هوشمند حکمروایی کیفیت زندگی منطقه 9 کلانشهر مشهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۶
شهر هوشمند یکی از دستاوردهای انقلاب انفورماتیک می باشد که به عنوان راهبردی در زمینه پایداری شهرها برای مقابله با چالش های ناشی از روند فزاینده شهرنشینی، در شش بعد حکمروایی هوشمند، اقتصاد هوشمند، شهروند هوشمند، پویایی هوشمند، محیط هوشمند و زندگی هوشمند مطرح شده است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی ویژگی های ابعاد حکمروایی و زندگی هوشمند در منطقه 9 کلانشهر مشهد انجام شده که از حیث نوع، کاربردی – توسعه ای و از حیث روش، توصیفی – تحلیلی می باشد. داده ها و اطلاعات مورد نیاز پژوهش به روش اسنادی-کتابخانه ای و میدانی گردآوری شدند و سپس از طریق تکنیک های آماری در نرم افزار SPSS و مدل کوپراس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. جامعه آماری پژوهش کارشناسان و شهروندان منطقه 9 مشهد می باشد که با استناد به رابطه کوکران با سطح اطمینان 95 درصد و میزان دقت 7 درصد، حجم نمونه 15 نفر کارشناس و 360 نفر شهروند برآورد گردید. نتایج بدست آمده از آزمون فریدمن حاکی از وجود تفاوت های آشکاری میان سطح برخورداری نواحی سه گانه از شاخص های مورد بررسی می باشد. ناحیه یک با مجموع میانگین، 501/4 رتبه اول را در میان سایرین به خود اختصاص داده است. شایان ذکر می باشد که شاخص شفافیت در هر سه ناحیه به صورت ضعیف ارزیابی شده است. همچنین یافته ها نشان می دهند که میزان مشارکت شهروندان در تصمیم گیری ها، تا حد قابل قبولی می تواند از طریق بهبود وضعیت شاخص های شفافیت (با ضریب بتای 533/0) و خدمات عمومی و اجتماعی (با ضریب بتای 311/0)، افزایش یابد. خروجی مدل کوپراس از رتبه بندی شاخص ها، حاکی از اهمیت شاخص آموزش به عنوان موثرترین عنصر در راستای بهبود استانداردهای هوشمندسازی در سطح منطقه می باشد.
۶۵۳۰.

تحلیل ادراک گردشگران داخلی از منظر چند حسی شهر یزد با تأکید بر حواس پنج گانه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: منظر چند حسی شهر یزد گردشگران معادلات ساختاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۹
پژوهش حاضر باهدف بررسی و تحلیل تجربیات گردشگران شهر یزد بر اساس ابعاد پنج گانه حسی و ارزیابی تأثیر این ابعاد بر ادراک کلی آن ها از منظر شهر یزد انجام شد. این مطالعه، به عنوان پژوهشی کاربردی در گروه تحقیقات توصیفی - تحلیلی، به صورت کمی و با روش پیمایشی اجرا شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته ای بود که روایی صوری آن توسط کارشناسان تأیید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (94/0) احراز شد. داده ها با استفاده از نرم افزار تحلیل معادلات ساختاری (PLS-SEM) برای بررسی روابط بین ابعاد حسی و منظر چند حسی تحلیل شدند. نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد که از میان متغیرهای حسی، بینایی تنها متغیری است که رابطه معناداری با منظر حسی شهر ندارد (t=0.144, β=-0.009)؛ بنابراین فرضیه مربوط به آن رد شد. در مقابل، چهار متغیر دیگر (شنوایی، چشایی، لامسه و بویایی) دارای رابطه مثبت و معناداری با «منظر حسی یزد» بودند. بیشترین تأثیر مربوط به حس لامسه (t=7.201, β=0/360) و سپس شنوایی (t=6.107, β=0.328) و چشایی (t=5.936, β=0.286) است، درحالی که تأثیر حس بویایی (t=3.807, β=0.194) ضعیف تر اما همچنان معنادار است. همچنین، تمامی ضرایب بار عاملی شاخص ها بالاتر از حد مجاز 4/0 قرار داشتند و روایی همگرایی مناسبی را نشان دادند. میانگین واریانس استخراجی (AVE) برای تمامی متغیرها بالاتر از 0.5 بود که نشان دهنده همبستگی قوی بین شاخص ها و سازه های مربوطه است. مقادیر آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی نیز بالاتر از 7/0 بود که پایایی داخلی مناسب مدل اندازه گیری را تأیید می کند. درنهایت، مقدار GOF محاسبه شده (673/0) بیانگر برازش قوی کلی مدل است.  
۶۵۳۱.

ارزیابی و تحلیلی بر زیست پذیری نواحی شهری خرم آباد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهرهای زیست پذیر کیفیت زندگی توسعه شهری خرم آباد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۱
مقدمه : مفهوم شهر زیست پذیر از مهمترین دغدغه های سیاست گذاران، برنامه ریزان و مدیران شهری بوده و هدف تمام برنامه ریزی های شهری، تبدیل فضای شهر به محیطی زیست پذیر و با قابلیت زندگی برای شهروندان است. در همین ارتباط، این پژوهش با هدف سنجش میزان زیست پذیری در سطح نواحی شهر خرم آباد انجام یافته است.. داده و روش : روش تحقیق به لحاظ ماهیت، تحلیلی توصیفی و از نظر هدف، کاربردی است. داده ها و اطلاعات از طریق دو روش اسنادی ( مطالعات کتابخانه ای) و میدانی (پرسش نامه) گردآوری شده است.  جهت تحلیل داده های گردآوری شده از آزمون تی تک نمونه ای در قالب نرم افزار SPSS  و برای رتبه بندی نواحی، از روش تصمیم گیری چند شاخصه VIKOR استفاده شده است.. یافته ها : نتایج تحقیق نشان داد که از میان شاخص های 9 گانه، شهر خرم آباد فقط در سه شاخص آموزش عمومی، بهداشت و تعلق مکانی وضعیت نسبتاً قابل قبولی داشته است اما در دیگر شاخص ها، از نظر شهروندان نواحی شهری خرم آباد وضعیتی نامطلوب داشته است. همچنین وضعیت سطح بندی نواحی شهری بر اساس مجموع شاخص ها نشان داد که فقط در یک ناحیه ( ناحیه6) از مجموع 24 ناحیه شهری از وضعیت مطلوب زیست پذیری برخوردارند و مابقی نواحی در وضعیت قابل تحمل تا نامطلوب قرار دارند. نتیجه گیری : در مجموع می توان بیان داشت که روند مدیریت شهری در شهر خرم آباد نتوانسته است نتایج مطلوبی را از نظر ارتقاء شاخص های زیست پذیری شهری داشته باشد.
۶۵۳۲.

تبیین تأثیر کیفیت محیط کالبدی بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری (محدوده مورد مطالعاتی: خیابان شریعتی بابل)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خیابان های شهری کیفیت محیط کالبدی پیاده روی تعاملات اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۲
مقدمه : ایجاد محیط های شهری مناسب برای تشویق پیاده روی و تعاملات اجتماعی، یک استراتژی اصلی برای ارتقای کیفیت محیط در شهرها است. پیاده روی نه تنها بر سلامت تأثیر می گذارد بلکه ترافیک و آلودگی را کاهش می دهد. خیابان شریعتی بابل به عنوان یکی از شریان های اصلی این شهر با مشکلات ترافیکی مواجه است و فاقد مسیر جداگانه برای پیاده روی است. این تحقیق به بررسی تأثیر کیفیت کالبدی خیابان ها بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی می پردازد تا با برنامه ریزی مناسب بتوان محیطی استاندارد ایجاد کرد. داده و روش : داده ها از طریق جست وجو در پایگاه های مختلف و برداشت های میدانی جمع آوری شده اند. پایایی و روایی پرسش نامه ها با استفاده از آلفای کرونباخ و نظر متخصصان تأیید شده است. تحلیل داده ها با روش های آماری توصیفی، استنباطی و مدل ساختاری معادلات به کمک نرم افزارهای اس پی اس اس نسخه 27 و پی ال اس نسخه 3 انجام شده است. یافته ها : یافته های پژوهش نشان می دهد که کیفیت محیط کالبدی تأثیر مثبت و معناداری بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی دارد. محیط های با کیفیت بالا، افراد را به پیاده روی بیشتر ترغیب می کنند و پیاده روی نیز بر تعاملات اجتماعی تأثیر مثبت دارد. علاوه بر این، پیاده روی به عنوان یک متغیر میانجی در رابطه بین کیفیت محیط کالبدی و تعاملات اجتماعی عمل می کند. نتیجه گیری : کیفیت محیط کالبدی هم به طور مستقیم و هم غیرمستقیم از طریق افزایش پیاده روی، بر تعاملات اجتماعی تأثیر می گذارد. بهبود کیفیت خیابان های شهری می تواند به افزایش تعاملات اجتماعی و پیاده روی کمک کند و در طراحی فضاهای عمومی برای ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان مفید باشد.
۶۵۳۳.

تدوین سند راهنمای طراحی بهینه فرم معماری به منظور بهبود آسایش حرارتی مجتمع های مسکونی آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: راهنمای طراحی فرم معماری آسایش حرارتی مجتمع مسکونی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۴
توجه به محدودیت های اقلیمی محیط و تلاش برای سازگاری سکونت گاه خود با محیط پیرامون، همواره از اصول اولیه تأمین زیستگاه بوده است. اهمیت مقوله ی ارتباط معماری و محیط طبیعی بر کسی پوشیده نیست. این تحقیق باهدف تدوین سند راهنمای طراحی بهینه فرم معماری به منظور بهبود آسایش حرارتی مجتمع های مسکونی انجام شد. روش تحقیق به صورت توصیفی و تحلیلی و ماهیت پیمایشی با استفاده از نرم افزار spss و Lisrel8.80 انجام شده و حجم نمونه آن متخصصین معماری به تعداد 30 نمونه می باشد. این پژوهش با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی تأییدی درصدد تعیین این مسئله است که آیا تعداد عامل ها و بارهای متغیرها که روی این عامل ها اندازه گیری شده است، با آنچه در تئوری مشخص شده هماهنگ است یا خیر. با توجه به نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی ، ضرایب استانداردشده در سطح قابل قبول و نسبتاً بزرگی هستند. از طریق مدل ساختاری sem نیز این نتیجه برآورد شد که ارتباط و همبستگی بین مؤلفه فرم معماری با آسایش حرارتی ساختمان برقرار است. در پایان مدل مفهومی تحقیق با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری ترسیم شد.
۶۵۳۴.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و بازسازی شناختی در کاهش نشخوار فکری و تنهایی عاطفی در زنان آسیب دیده از پیمان شکنی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طرحواره درمانی درمان بازسازی شناختی نشخوار فکری احساس تنهایی عاطفی زنان قربانی پیمان شکنی زناشویی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۶
پیمان شکنی زناشویی به عنوان یکی از آسیب زاترین وقایع رابطه ای، همواره با پیامدهای روان شناختی بی ثبات کننده ای از جمله نشخوار ذهنی مزمن و تنهایی عاطفی عمیق همراه بوده است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و بازسازی شناختی در کاهش این دو پیامد شناختی–هیجانی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی طراحی و اجرا گردید. در این راستا، تعداد ۷۵ شرکت کننده به صورت تصادفی در یکی از سه گروه طرحواره درمانی، بازسازی شناختی، یا گروه کنترل در لیست انتظار تخصیص یافتند. داده ها در قالب طرح پیش آزمون–پس آزمون، با استفاده از دو مقیاس خودگزارشی معتبر برای نشخوار ذهنی (α = 0.86) و تنهایی عاطفی (α = 0.76) جمع آوری شد. نتایج حاصل از تحلیل واریانس مختلط به وضوح نشان داد که تعامل گروه × زمان برای هر دو متغیر معنادار بوده است: برای نشخوار ذهنی (F(2,144) = 17.37, p < 0.001) و برای تنهایی عاطفی (F(2,144) = 3.82 p = 0.024). تحلیل های پس آزمون نیز مؤید آن بود که طرحواره درمانی در مقایسه با هر دو گروه دیگر (بازسازی شناختی و کنترل) کاهش معنادار بیشتری در هر دو پیامد ایجاد کرده است. علاوه بر این، تحلیل واریانس چندمتغیره نیز این نتایج را در سطح چندمتغیره تأیید نمود (Wilks’ Λ = 0.350, p < 0.001). یافته های به دست آمده حاکی از آن است که طرحواره درمانی دارای ظرفیت منحصربه فردی در بازسازی الگوهای شناختی–هیجانی مزمن ناشی از تروماهای خیانت صمیمی است.
۶۵۳۵.

تحلیل الگوی مکانی کیفیت زندگی شهری در شهر تبریز با استفاده از TOPSIS-DANP(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کیفیت زندگی شهری تحلیل مکانی TOPSIS-DANP Moran s I تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۲
ارزیابی کیفیت زندگی شهری برای برنامه ریزی شهرها امری حیاتی است، اما در تحلیل های جزئی فضایی درون شهری یک شکاف اطلاعات مکانی وجود دارد. به این منظور که همواره کیفیت زندگی را با ابعاد اجتماعی و اقتصادی معرفی شده است اما در این پژوهش به بررسی کیفیت زندگی بر مبنای شاخص های مکانی توجه شده است. این مطالعه این شکاف را برای شهر تبریز با ارزیابی الگوهای فضایی کیفیت زندگی در محلات مختلف از طریق ادغام نوآورانه تکنیک چندمعیاره تاپسیس-دانپ با تحلیل خودهمبستگی فضایی Moran's I ، مرتفع می سازد. بر این اساس، شاخصی ترکیبی با استفاده از 15 شاخص محیط ساخته شده، اجتماعی- اقتصادی و زیست محیطی نظیر فضای سبز، آموزش، بهداشت و کیفیت هوا ساخته شد. رتبه بندی و وزن دهی TOPSIS-DANP با لحاظ نظرات کارشناسان انجام گرفت که بر اساس آن، شاخص های سرانه تسهیلات و تجهیزات شهری (0851/0) و کاربری اراضی بهداشتی سرانه (0842/0) دارای بیشترین ارزش و فاصله از گسل (0426/0) و تراکم ساختمانی (0401/0) دارای کمترین وزن هستند. افزون بر این، با استفاده از آزمون Moran's I، خوشه بندی آماری معنادار نمرات کیفیت زندگی شناسایی شد که نشانگر وجود نابرابری های درون شهری قابل توجهی از نظر دسترسی به خدمات، زیرساخت ها و کیفیت محیط زیست بین محلات است. تحلیل های به دست آمده مناطق با امتیاز های بالایا پایین را مشخص کرده است و مداخلات سیاستی در جهت بهبود کیفیت زندگی را آشکار ساخته است. در نهایت، یافته های این مقاله نشان می دهد که رویکرد تحلیل فضایی یکپارچه، بینش جامعی از الگوهای کیفیت زندگی در سطح محلات تبریز ارائه می دهد. بر این مبنا، مناطق فاقد فضای سبز و محیط زیست سالم به عنوان مهمترین اولویت ارتقای استاندارد پایدار زندگی شهری شناسایی شدند.
۶۵۳۶.

تحلیل اثر هم آفرینی ارزش بر توسعه پایدار گردشگری شهری نقش میانجی واقعیت مجازی و واقعیت افزوده، مطالعه موردی: اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه پایدار گردشگری شهری واقعیت افزوده واقعیت مجازی هم آفرینی ارزش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۷
توسعه گردشگری شهری، کم تر از توسعه انواع دیگر گردشگری موردتوجه بوده است. بنابراین، ضرورت مشارکت گردشگران در مسیر توسعه پایدار گردشگری شهری، به ویژه با به کارگیری فناوری های نوین، احساس شد. هدف از پژوهش حاضر، تحلیل اثر هم آفرینی ارزش بر توسعه پایدار گردشگری شهری با نقش میانجی واقعیت مجازی و واقعیت افزوده (مطالعه موردی: شهر اردبیل) بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت روش، توصیفی-پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری، گردشگران شهر اردبیل بود که طبق فرمول کوکران برای جامعه آماری بزرگ، تعداد 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد که انتخاب این افراد با روش تصادفی ساده صورت گرفت و پرسشنامه پژوهش در بین آن ها توزیع گردید. روایی پرسشنامه به وسیله تحلیل عاملی تأییدی و پایایی با روش آلفای کرونباخ بررسی و تأیید شد. تحلیل داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری و با کمک نرم افزارهای SPSS 26 و Smart-PLS 3 انجام شد. نتایج نشان داد که هم آفرینی ارزش بر گردشگری شهری (96/1t>، 177/0= β)، هم آفرینی ارزش بر واقعیت مجازی (96/1 t > ، 563/0= β)، واقعیت مجازی بر گردشگری شهری (96/1 t > ، 659/0=  β)، هم آفرینی ارزش بر واقعیت افزوده (96/1 t > ، 429/0=  β) و واقعیت افزوده بر گردشگری شهری (96/1 t > ، 116/0=  β) به طور مستقیم و معناداری تأثیر دارد. هم چنین، واقعیت مجازی (96/1 Z > ، 37/0=  β) و واقعیت افزوده (96/1 Z > ، 05/0=  β) در رابطه هم آفرینی ارزش و گردشگری شهری نقش میانجی دارند. نتایج این پژوهش می تواند به توسعه پایدار گردشگری شهری کمک کند.
۶۵۳۷.

پراگماتیسم و برنامه ریزی شهری: تحلیل تاریخی و مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه ریزی پراگماتیک پراگماتیسم سنت های برنامه ریزی شهری نئو پراگماتیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۱
پیچیدگی و تکثر آرا در فلسفه پراگماتیسم موجب دشواری درک این رویکرد فلسفی و به طبع آن دشواری درک خوانش برنامه ریزی منتسب به آن می شود. درحالی که پراگماتیسم به ما کمک می کند در برابر آینده متکثر، و تغییرات سریع و غیرقابل پیش بینی جوامع شهری کشور منفعل نبوده و برنامه ریزی شهری کارآمد و مبتنی بر نیازهای واقعی را ارائه دهیم. به همین منظور این پژوهش با هدف توصیف ویژگی های برنامه ریزی پراگماتیسمی انجام شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد، تجربه گرایی، عمل گرایی، فایده گرایی و ابزارگرایی مهم ترین مشخصه های پراگماتیسم و تأکید بر زبان، عمل گرایی، اعتقاد به حقیقت نسبی، تجربه گرایی، توجه به واژگان و اعتقاد به بازنمایی مهم ترین مشخصه های نئو پراگماتیسم می باشد. همچنین زمینه گرایی، یادگیری از تجربه، تأکید بر تداوم، پیوستگی، ارزیابی، صراحت و خطاپذیری نیز مهم ترین مشخصه های برنامه ریزی پراگماتیسمی می باشد. در نتیجه برنامه ریزی پراگماتیسمی با در نظر گرفتن هم زمان فرایند و فراورده برنامه ریزی به صورت کمی و کیفی، پذیرش کامل تضادها و تکثر امور اجتماعی و توجه به قدرت و زبان در کنار تجربه، اعتقاد به غیرقابل پیش بینی بودن آینده، زمینه مندی، تأکید بر سه شیوه بحث، برنامه ریزی مبتنی بر اجماع متکثر، توانا ساختن فرد برای برنامه ریزی، مشارکت و دموکراسی عملی نه به عنوان بخشی از پروژه بلکه به عنوان اساس آن و استفاده از تکنیک های متکثر می تواند مؤثرتر از سایر سنت های برنامه ریزی عمل کند
۶۵۳۸.

بازسازی مناطق جنگ زده و تأثیر آن بر توسعه پایدار کالبدی در شهرها (مطالعه موردی: شهر خرمشهر )(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازسازی توسعه پایدار کالبدی خرمشهر فضای شهری مناطق جنگ زده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۷
مقدمه در بازسازی مناطق جنگ زده، باید توجه خاصی به حفظ ویژگی های بومی و محلی و ساختار اجتماعی منطقه داشت. این بازسازی ها باید به گونه ای طراحی شوند که مردم بتوانند در فرایند بازسازی مشارکت کنند و از این طریق به بازسازی نه تنها فضای فیزیکی، بلکه ساختار اجتماعی و فرهنگی خود نیز بپردازند. در بسیاری از موارد، عدم توجه به این ابعاد می تواند به از دست رفتن هویت تاریخی، فرهنگی و اجتماعی منطقه منجر شود و نتایج منفی اقتصادی و اجتماعی به همراه داشته باشد. در این زمینه، یکی از دغدغه های مهم موجود در فرایند بازسازی مناطق جنگ زده، ایجاد تعادل بین بازسازی فیزیکی و حفظ هویت فرهنگی است. خرمشهر به عنوان یکی از شهرهای مهم مرزی ایران، در جریان جنگ تحمیلی دچار آسیب های عمیق کالبدی، اجتماعی و فرهنگی شد. در دهه های پس از جنگ، تلاش های گسترده ای برای بازسازی این شهر صورت گرفته، اما اغلب این اقدامات بر ترمیم فیزیکی بناها و زیرساخت ها متمرکز بوده اند و ابعاد اجتماعی، فرهنگی و هویتی شهر کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. با وجود آنکه ادبیات تخصصی و اسناد سیاست گذاری از دهه ۱۳۷۰ تا کنون، بر ضرورت بازسازی بر پایه توسعه پایدار و با محوریت هویت شهری و مشارکت اجتماعی تأکید داشته اند، شواهد میدانی نشان می دهد بسیاری از این توصیه ها در عمل محقق نشده اند. شرایط منحصربه فرد خرمشهر از جمله موقعیت مرزی، تنوع قومی و فرهنگی، سابقه طولانی مهاجرت، و تداوم آسیب های روانی و اجتماعی ناشی از جنگ، سبب شده اند که بازسازی این شهر با چالش هایی فراتر از ملاحظات کالبدی مواجه باشد. در چنین بستری، لازم است بازسازی نه تنها به عنوان پروژه ای فنی و ساختمانی، بلکه به عنوان فرایندی اجتماعی، فرهنگی و شهری نگریسته شود که هدف آن، بازآفرینی یک شهر پایدار، هویتمند و زیست پذیر است. با توجه به این زمینه، مسئله اصلی پژوهش آن است که بازسازی انجام شده در خرمشهر تا چه اندازه توانسته است به پایداری کالبدی منطبق با نیازهای اجتماعی و فرهنگی شهر منجر شود، و چه شکاف هایی میان دیدگاه های ساکنان، معماران و مدیران شهری در ارزیابی این فرایند وجود دارد؟ مواد و روش ها روش تحقیق این مطالعه به صورت ترکیبی (کمّی و کیفی) طراحی شده است تا امکان تحلیل هم زمان داده های تجربی و ادراکی فراهم شود. این رویکرد با توجه به ماهیت چندبعدی پایداری کالبدی در بازسازی شهری انتخاب شده است؛ چرا که این پدیده نه تنها متکی بر شاخص های فنی، بلکه متأثر از نگرش ها و تجارب ذی نفعان نیز هست. در بخش کیفی، جامعه آماری شامل ساکنان، معماران و مدیران شهری بوده و نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد. از هر گروه ۱۰ نفر (در مجموع ۳۰ نفر) با هدف دستیابی به تنوع نظری انتخاب شدند. تحلیل مصاحبه ها با روش تحلیل مضمون و با استفاده از نرم افزار Maxqda صورت گرفت. در بخش کمّی، از پرسشنامه ای با طیف لیکرت برای سنجش شاخص هایی همچون پایداری کالبدی، کیفیت فضای شهری، مشارکت اجتماعی و هویت تاریخی استفاده شد. داده های حاصل با آزمون های تی مستقل، تحلیل واریانس (ANOVA)، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون در نرم افزار SPSS تحلیل شدند. این طراحی ترکیبی امکان درک عمیق و سنجش پذیر از عوامل مؤثر در بازسازی شهری خرمشهر را فراهم کرده است. یافته ها نتایج نشان می دهند پایداری کالبدی به طور مستقیم تحت تأثیر پایداری انرژی با ضریب رگرسیون 0/57 و سطح معناداری 0/003 قرار دارد که نشان می دهد طراحی های مقاوم و پایدار از نظر کالبدی معمولاً بهینه سازی مصرف انرژی را نیز به همراه دارند. همچنین، کیفیت فضاهای شهری تحت تأثیر دسترسی به حمل ونقل با ضریب رگرسیون 0/62 و سطح معناداری 0/002 قرار دارد که بهبود دسترسی به حمل ونقل عمومی می تواند به بهبود کیفیت فضاهای شهری و راحتی ساکنان کمک کند. هویت شهری و معماری نیز تحت تأثیر حفظ بافت تاریخی با ضریب رگرسیون 0/60 با سطح معناداری 0/001 قرار دارد که نشان دهنده اهمیت حفظ فرهنگ و معماری بومی در بازسازی مناطق شهری است. در نهایت، عوامل اجتماعی فرهنگی تحت تأثیر مشارکت اجتماعی با ضریب رگرسیون 0/54 با سطح معناداری 0/001 قرار دارد که نشان دهنده سطح پایین اثرگذاری در باززنده سازی شهر خرمشهر پس از جنگ بین ایران عراق است. نتیجه گیری یافته های این پژوهش نشان می دهد بازسازی خرمشهر، با وجود گذشت دهه ها از پایان جنگ، هنوز به الگویی متوازن و پایدار نرسیده است. تحلیل های کمی و کیفی حاکی از آن است که سیاست های بازسازی نتوانسته اند ابعاد کالبدی، اجتماعی و فرهنگی را به طور مؤثر تلفیق کنند. تفاوت معناداری در نگرش میان ساکنان، معماران و مدیران شهری وجود دارد؛ ساکنان بیشتر بر ایمنی و کیفیت محیط زندگی تأکید دارند، در حالی که معماران و مدیران به جنبه های فنی می پردازند. این شکاف نشان دهنده نبود گفت وگوی مؤثر میان ذی نفعان است. در بعد فضایی، کیفیت فضا زمانی مطلوب خواهد بود که با عملکرد اجتماعی و زمینه فرهنگی پیوند یابد، امری که در بازسازی های زیرساخت محور کمتر دیده شده است. همچنین، مشارکت اجتماعی در فرایند بازسازی بسیار محدود بوده که در شهری همچون خرمشهر با تنوع فرهنگی و خاطره جمعی قوی، ضعف بزرگی محسوب می شود. نتایج کمی نیز نشان دادند حفظ بافت تاریخی با احساس تعلق شهری رابطه دارد، هرچند این رابطه آماری است نه علّی. در نهایت، پژوهش تأکید می کند که بازسازی شهری باید به مثابه بازآفرینی اجتماعی و فرهنگی دیده شود، نه فقط بازسازی فیزیکی.
۶۵۳۹.

تحلیل اثرات اقتصادی شهرک های صنعتی بر مناطق پیرامونی (مطالعه موردی: شهرک صنعتی سلیمان صباحی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پیامدهای اقتصادی توسعه منطقه ای شهرک صنعتی شهر آران و بیدگل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۳
مقدمه امروزه، صنعت به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه اقتصادی، نقش محوری در پیشرفت مناطق کمتر توسعه یافته ایفا می کند. این بخش به دلیل قابلیت جابه جایی و انطباق عوامل تولید با شرایط مختلف جغرافیایی، نسبت به بخش کشاورزی از انعطاف بیشتری برخوردار است. ارتباطات پیشین و پسین صنعت با سایر بخش های اقتصادی، آن را به ابزاری مؤثر برای ساماندهی منابع و تحقق توسعه پایدار تبدیل کرده است. فرایند صنعتی شدن از چنان نقش محوری ای برخوردار است که می توان دستاوردهای فناورانه سه قرن گذشته را عامل اساسی پیشرفت و رونق اقتصادی کشورهای توسعه یافته در عصر حاضر دانست. از این رو، صنعتی شدن به عنوان یک تصمیم تعیین کننده و نیازی اجتناب ناپذیر برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشورها تلقی می شود. بر این اساس، بیشتر کشورها با برنامه ریزی و سیاست گذاری های هدفمند به سمت صنعتی شدن حرکت می کنند. یکی از این سیاست ها، احداث شهرک های صنعتی است که با هدف تجمیع فعالیت های تولیدی و صنعتی در یک محدوده جغرافیایی مشخص طراحی می شوند. این شهرک ها با جذب سرمایه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و توسعه صنایع خدماتی و پشتیبان، به تحقق اهداف اجتماعی اقتصادی کمک می کنند. با این حال، توسعه شهرک های صنعتی می تواند چالش هایی مانند آلودگی محیط زیست را نیز به همراه داشته باشد. در ایران، سابقه احداث شهرک های صنعتی به سال 1333 و تأسیس اولین شهرک صنعتی در کرج باز می گردد. شهرک صنعتی سلیمان صباحی آران و بیدگل (استان اصفهان) که در سال 1370 تأسیس شد، با میزبانی بیش از 500 واحد صنعتی، به ویژه در صنعت فرش ماشینی، به یکی از مراکز کلیدی صنعتی منطقه تبدیل شده است. اقتصاد آران و بیدگل به طور قابل توجهی به این شهرک وابسته است و حضور کارگران در آن، منبع اصلی درآمد و اشتغال منطقه را تشکیل می دهد. با وجود پژوهش های متعدد درباره نقش شهرک های صنعتی در توسعه اقتصادی ایران، تأثیرات اقتصادی شهرک صنعتی سلیمان صباحی بر شهر آران و بیدگل تا کنون بررسی نشده است. این پژوهش با هدف پر کردن این شکاف، به ارزیابی تأثیرات این شهرک بر شاخص های کلیدی توسعه اقتصادی، شامل ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و بهبود کیفیت زندگی می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که ایجاد و توسعه شهرک صنعتی سلیمان صباحی چه تأثیری بر شاخص های توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل داشته است؟ فرضیه پژوهش بر این است که این شهرک تأثیر مثبتی بر شاخص های توسعه اقتصادی منطقه داشته است. مواد و روش ها این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی با رویکرد کمی و کاربردی است. جامعه آماری شامل 92287 نفر از ساکنان شهر آران و بیدگل بود. نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام شد و با استفاده از فرمول کوکران و خطای 5 درصد، حداقل حجم نمونه 383 نفر تعیین شد. برای اطمینان از کفایت داده ها، 440 پرسشنامه توزیع شد که پس از حذف 40 پرسشنامه ناقص یا غیر معتبر، 400 پرسشنامه معتبر (91 درصد نرخ پاسخ دهی) برای تحلیل انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته با 13 سؤال در مقیاس لیکرت پنج درجه ای بود که ابعاد اصلی شاخص اقتصادی مانند اشتغال و درآمد را پوشش می داد. سؤالات مثبت (11 سؤال) و منفی (2 سؤال شامل افزایش قیمت زمین و مسکن و تغییر کاربری اراضی) به صورت تصادفی در پرسشنامه قرار گرفتند تا از سوگیری پاسخ جلوگیری شود. سؤالات منفی برای تحلیل یکنواخت در نرم افزار SPSS ریکود شدند. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط پنج متخصص اقتصاد منطقه ای و روش تحقیق تأیید شد. پایایی ابزار با ضریب آلفای کرونباخ (0/87) محاسبه شد که نشان دهنده پایایی بالای پرسشنامه است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. برای توصیف داده ها، از شاخص های آماری توصیفی (میانگین، انحراف معیار، فراوانی و درصد) و برای آزمون فرضیات، از آزمون های T تک نمونه ای (مقایسه میانگین شاخص اقتصادی با مقدار مرجع 3)، فریدمن (رتبه بندی متغیرها) و T گروه های مستقل (مقایسه پاسخ های مردان و زنان) استفاده شد. سطح معناداری آزمون ها 0/05 بود و نرمال بودن داده ها با آزمون کولموگروف اسمیرنوف تأیید شد. همچنین، 13 متغیر کلیدی اقتصادی، از جمله ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، کاهش فقر، جذب سرمایه گذاری و تغییر کاربری اراضی، با تعاریف عملیاتی مشخص انتخاب شدند تا تأثیرات شهرک صنعتی به صورت جامع بررسی شود. یافته ها نتایج آزمون T تک نمونه ای نشان داد میانگین کل شاخص اقتصادی (3/50) به طور معناداری بالاتر از مقدار مرجع 3 است (p<0.05) و اندازه اثر کوهن (d=0.74) اثر بزرگ را تأیید کرد. این یافته نشان دهنده تأثیر مثبت و قابل توجه شهرک صنعتی سلیمان صباحی بر توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل است. بررسی میانگین متغیرهای شاخص اقتصادی نشان داد از 13 متغیر، تنها متغیر «بهبود وضعیت پس انداز شهروندان» میانگینی کمتر از مقدار مرجع (3) داشت. سایر متغیرها میانگین بالاتر از حد متوسط را نشان دادند. با این حال، افزایش قابل توجه میانگین دو متغیر «افزایش قیمت زمین و مسکن» و «تغییر کاربری اراضی» که معمولاً به عنوان پیامدهای منفی توسعه اقتصادی تلقی می شوند، نشان دهنده چالش هایی در دسترسی به مسکن و پایداری محیط زیست در منطقه است. نتایج آزمون فریدمن نشان دهندهتفاوت معنادار در رتبه بندی متغیرها توسط پاسخ دهندگان بود. به بیان دیگر، پاسخ دهندگان اهمیت متفاوتی برای متغیرهای پژوهش قائل شدند. در این راستا متغیر «افزایش قیمت زمین و مسکن» با میانگین رتبه 9/76 بالاترین اهمیت و متغیر «بهبود وضعیت پس انداز شهروندان» با میانگین رتبه 4/60 کمترین اهمیت را از دیدگاه پاسخ دهندگان داشت. نتایج آزمون T گروه های مستقل نشان داد تفاوت معناداری بین پاسخ های مردان (میانگین 3/54) و زنان (میانگین 3/44) وجود ندارد، که نشان دهنده تأثیر اندک جنسیت بر ادراک شاخص اقتصادی است.  نتیجه گیری یافته ها نشان داد شهرک صنعتی سلیمان صباحی تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل داشته است. این تأثیر به ویژه در متغیرهای ایجاد اشتغال، افزایش تولید و افزایش صادرات محصولات مشهود است. با این حال، متغیرهای افزایش قیمت زمین و مسکن و تغییر کاربری اراضی به عنوان چالش های اصلی شناسایی شدند که می توانند پایداری توسعه را تهدید کنند. برای تقویت اثرات مثبت و کاهش چالش ها، پیشنهاد می شود: 1) تنظیم مقررات برای کنترل سوداگری ملکی و تأمین مسکن ارزان قیمت، 2) نظارت دقیق بر تغییر کاربری اراضی کشاورزی، و 3) استفاده از سیستم های بازچرخانی آب در واحدهای صنعتی برای مدیریت منابع آب در منطقه کویری. برای تحقیقات آتی، بررسی اثرات بلندمدت شهرک بر نابرابری درآمدی و پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی توصیه می شود. این پژوهش به دلیل تمرکز بر یک شهرک خاص، قابلیت تعمیم محدودی دارد و بررسی های بیشتر در سایر مناطق ضروری است.
۶۵۴۰.

تحلیل کیفی توسعه اقامتگاه های بوم گردی در روستاهای شهرستان شیراز؛ چالش ها، عوامل مؤثر و راهکارهای پیشرفت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: چالش های بوم گردی توسعه روستایی معیشت پایدار توسعه پایدار استان فارس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۱
زمینه و هدف: بوم گردی یکی از انواع گردشگری است که به دنبال توسعه پایدار مقاصد گردشگری بوده و سعی در کاهش آثار منفی ناشی از حضور گردشگران دارد. نقش مهم و غیرقابل انکار اقامتگاه های بوم گردی در توسعه گردشگری و توانمندسازی جوامع محلی، باعث شده است که در این پژوهش، شناسایی و تحلیل چالش های توسعه این اقامتگاه ها در نواحی روستایی شهرستان شیراز به عنوان هدف اصلی پژوهش در نظر گرفته شود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت داده ها، کیفی (تحلیل محتوا) محسوب می شود. روش شناسی: در این پژوهش، استفاده از ابزار مصاحبه های عمیق، کدها استخراج شده و در ادامه با استفاده از نظریه زمینه بنیاد به تحلیل و جمع بندی چالش ها، عوامل و راهکارها اقدام شده است. یافته ها: مهم ترین یافته های این پژوهش عبارت است از: چالش هایی مانند تورم، کاهش توان اقتصادی مردم، فقدان نظام حمایتی منسجم از سوی دولت و رقابت نابرابر با اقامتگاه های غیرمجاز، عوامل مؤثری مانند ایجاد سازوکارهای تشویقی، سامان دهی اقامتگاه های غیرمجاز، سرمایه گذاری در آموزش جوامع محلی و تدوین استانداردهای مشخص برای درجه بندی کیفی این اقامتگاه ها و راهکارهای پیشرفت مانند تعریف درست و درک مفهوم اقامتگاه های بوم گردی، برگزاری نمایشگاه ها و رویدادهای گردشگری در سطح منطقه، استفاده از ابزارهای مدرن بازاریابی، توجه به نوآوری و خلاقیت باید مورد توجه قرار گیرند. نتیجه گیری و پیشنهادات: نتایج پژوهش نشان داد که مهم ترین چالش های توسعه این اقامتگاه ها شامل: کالبدی، دانشی، مدیریتی و پایداری، مهم ترین عوامل مؤثر بر پیشرفت شامل: اصالت ها و هویت فرهنگی، مزیت های محیطی و جغرافیایی و ویژگی ها و برتری های معیشتی و اقتصادی، مهم ترین راهکارهای پیشرفت شامل: اصلاح کالبدی- امنیتی اقامتگاه ها، ارتقاء بازاریابی و بازارسازی و بازارداری بوم گردی، ترویج و آموزش مبانی و اصول بوم گردی است. نوآوری و اصالت: این پژوهش با بررسی دقیق چالش ها، عوامل مؤثر و ارائه راهکارهای عملی برای توسعه اقامتگاه های بوم گردی در شهرستان شیراز، به ویژه با تأکید بر اصالت ها و هویت فرهنگی منطقه، می تواند به عنوان الگویی برای توسعه پایدار گردشگری روستایی در سایر مناطق مشابه عمل کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان