فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۶۱ تا ۱٬۲۸۰ مورد از کل ۴٬۴۳۱ مورد.
منبع:
روستا و توسعه سال بیست و چهارم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
60 - 93
حوزههای تخصصی:
هویت هر شخص به آن فرد ویژگی ای می بخشد که او را از سایر افراد متمایز می سازد. افزایش استفاده از اینترنت و شبکه های اجتماعی بین جوانان سبب شکل گیری محیطی جدید با عنوان «دنیای مجازی» و به دنبال آن، «هویت مجازی» شده است. در پژوهش حاضر، با هدف واکاوی هویت جوانان و با بهره گیری از روش های توصیفی- تحلیلی و پیمایشی، تفاوت بین هویت افراد در دو دنیای واقعی و مجازی در دهستان سررود جنوبی شهرستان بویراحمد بررسی شد. گردآوری داده های مورد نیاز از طریق روش های میدانی (پرسشنامه) و اسنادی صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل جوانان ساکن دهستان سررود جنوبی بود که از آن میان، 376 نفر در بیست سکونتگاه روستایی به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و هدفمند انتخاب شدند و مورد آزمون قرار گرفتند. ابعاد مورد بررسی در تحقیق حاضر نیز شامل هویت مذهبی، هویت خانوادگی، هویت مدرن (امروزی) و هویت قومی بود. نتایج نشان داد که بین هویت واقعی و هویت مجازی جوانان با خوداختلافی 68/0 تفاوت وجود دارد؛ همچنین، بیشترین و کمترین خوداختلافی با میانگین 85/1 و 24/0-، به ترتیب، به هویت خانوادگی و هویت امروزی برمی گردد؛ به دیگر سخن، میانگین هویت خانوادگی در دنیای واقعی بیش از دنیای مجازی و میانگین هویت امروزی در دنیای واقعی کمتر از دنیای مجازی است. همچنین، نتیجه تحلیل آزمون پیرسون نشان داد که بین همه ابعاد هویت در دو دنیای واقعی و مجازی روابط معنی دار وجود دارد؛ این همبستگی در ابعاد هویت مذهبی و خانوادگی منفی و در ابعاد هویت امروزی و هویت قومی مثبت است.
توسعه مدل کارآفرینی روستایی در ایران از طریق مطالعه نقش میانجی توانمندسازی روستاییان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال بیست و چهارم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
141 - 170
حوزههای تخصصی:
امروزه، صاحب نظران و نهادهای توسعه، کارآفرینی روستایی را مداخله ای راهبردی برای ارتقای توسعه روستایی و تسریع در روند آن می دانندکه نقشی مهم در کاهش فقر و توسعه عدالت اجتماعی و نیز ایجاد فرصت های شغلی فراوان برای روستاییان دارد. بر این اساس، مطالعه حاضر، با هدف توسعه کارآفرینی روستایی، در پی پاسخ بدین پرسش بود که «چگونه می توان از طریق مطالعه نقش میانجی توانمندسازی روستاییان، موجب بهبود عملکرد زیست بوم و توسعه کارآفرینی در فضای روستایی کشور ایران شد؟». پژوهش کاربردی حاضر، با بهره گیری از روش کمی و راهبرد مدل سازی معادلات ساختاری، به روش حداقل مربعات جزیی با رویکرد PLS انجام شد. گردآوری داده های پژوهش از طریق تکمیل 102 پرسشنامه محقق ساخت روا و پایا با روش نمونه گیری خوشه ای در بازه زمانی 1399-1398 صورت گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که دو جریان توانمندساز شناختی شامل توانمندسازهای فردی، گروهی و بنگاهی و جریان توانمندساز عاطفی یا روان شناختی با تأثیرپذیری از ابعادی همچون رفع موانع و بهبود محیط کسب و کار روستایی، حمایت و پشتیبانی از کسب و کارهای روستایی، طرح و برنامه روستایی، و اهداف و ارزش های کارآفرینی روستایی، می توانند منجر به توسعه کارآفرینی روستایی با شاخص هایی همچون ایجاد و یا حفظ و توسعه کسب و کارهای روستایی و یا کارآفرینی اجتماعی روستایی شوند. در پایان، بر اساس یافته های پژوهش، چند پیشنهاد کاربردی از جمله آگاهی افزایی در خصوص مؤلفه های توانمندساز در سه سطح فرد، گروه و بنگاه به کسب و کارهای روستایی، نقش آفرینی مربیان و مرشدان کسب و کارهای روستایی، نقش آفرینی های چندگانه دولت کارآفرین و نقش آفرینی کلیدی و حیاتی جوامع محلی ارائه شد.
شبیه سازی رواناب ناشی از ذوب برف حوضه گاماسیاب با مدل SRM(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تامین منابع آب توسط برف در حوضه های کوهستانی بعلت خاصیت تاخیر در ایجاد رواناب، ضروری است. بنابراین شبیه سازی رواناب ناشی از ذوب برف و تغییرات فصلی پوشش آن در مدیریت منابع آب بسیار اهمیت دارد. در این مطالعه، به منظور برآورد رواناب حاصل از ذوب برف در حوضه گاماسیاب، نخست سطح پوشش برف برای سال های آبی 95 الی 97 با استفاده از تصاویر روزانه ماهواره ترا - مودیس با تفکیک مکانی 1 کیلومتر از طریق سامانه گوگل ارث انجین استخراج شد. سپس در محیط نرم افزار GIS ، مشخصات فیزیوگرافی حوضه به دست آمد. در مرحله بعد، با واردکردن داده های پوشش برف، متغیرهای هواشناختی و شاخص های لازم به مدل SRM ، رواناب ناشی از ذوب برف شبیه سازی شد. در این شبیه سازی سال 95-96 برای واسنجی و سال 96-97 جهت اعتبارسنجی مدل در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که، سهم جریان رودخانه از ذوب برف در ماه های اسفند و فروردین ماه چشمگیر است، ولی با افزایش درجه حرارت هوا در اردیبهشت ماه، سهم باران در جریان پررنگ تر می شود. همچنین نتایج شبیه سازی بیانگر دقت بالای این مدل می باشد، به طوری که ضریب تعیین ( R 2 ) برای سال های آبی 95-96 الی 96-97 به ترتیب معادل 93/0 و 9/0 و درصد خطای حجمی آن نیز به ترتیب ( D V ) 3/0 و 33/3 به دست آمد.
شناسایی عوامل اثرگذار و اثرپذیر بر پذیرش شهروندی شرکتی در کسب وکارهای گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال دهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۲۶)
303 - 319
حوزههای تخصصی:
امروزه صنعت گردشگری علاوه بر وجه تجاری خود، به عنوان صنعتی شناخته شده که حامی بهبود وضعیت معیشت جوامع محلی در مقصدهای گردشگری است؛ بنابراین، درگیر بودن با مفهوم مسئولیت پذیری اجتماعی و شهروندی شرکتی در صنعت گردشگری با تعهد سازمان های فعال، در فرآیند سفر، از ابتدای آن تا انتهای آن مرتبط است. هدف از انجام این پژوهش، شناسایی عوامل موثر بر پذیرش شهروندی شرکتی در کسب و کارهای صنعت گردشگری است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش از نوع آمیخته اکتشافی مبتنی بر تحلیل مضمون از طریق مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر با استفاده از نرم افزار MAXQDA-12 و ساختاردهی و تعیین ارتباط متقابل عوامل از طریق تصمیم گیری چندمعیاره با استفاده از تکنیک دیمتل است. جامعه آماری در بخش کیفی، اسناد و مدارک آرشیوی و در بخش کمی، خبرگان دانشگاهی و مدیران کسب و کارهای گردشگری شهر تهران است که تعداد 7 منبع آرشیوی در بخش کیفی و 16 نفر از خبرگان به عنوان نمونه در بخش کمی انتخاب شدند. یافته های تحقیق بیانگر آن است که 21 عامل شناسایی شده در 3 بخش عوامل مربوط به محیط صنعت، عوامل مربوط به سازمان و عوامل مربوط به محیط کلان قابل تفکیک است که از این میان در کسب و کارهای گردشگری به ترتیب عوامل مربوط به محیط صنعت، عوامل مربوط به سازمان و عوامل مربوط به محیط کلان دارای بیشترین اهمیت هستند. همچنین، عوامل مربوط به محیط صنعت به عنوان یک محرک و معیار علّی در تمام سیستم تأثیرگذارتر از بقیه عوامل است.
امکان سنجی تشکیل انجمن های آب بران بر اساس الگوی IAD: مطالعه موردی دهستان مهربان سفلی در شهرستان کبودرآهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال بیست و چهارم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
91 - 120
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر، با هدف امکان سنجی ایجاد انجمن آب بران با استفاده از روش استروم در دهستان مهربان سفلی در شهرستان کبودرآهنگ، به روش توصیفی- تحلیلی به انجام رسید. افزون بر مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات منظم، از پرسشنامه به عنوان ابزار اصلی گردآوری داده های میدانی استفاده شد. روایی صوری پرسشنامه به تأیید استادان و متخصصان مرتبط موضوع رسید؛ و به منظور ارزیابی پایایی آن، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد، که 0/90 به دست آمد. جامعه آماری شامل 107 نفر از کشاورزان این دهستان به صورت تصادفی ساده انتخاب شد. آزمون های آماری با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS23 صورت گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که همه قواعد برای تشکیل انجمن آب بران ضروری است؛ اما از آن میان، هزینه- منفعت و اطلاعات ضروری ترین قواعد مورد نیاز در دهستان یادشده به شمار می روند و در حال حاضر، بستر نهادی ایجاد انجمن آب بران در این دهستان مهیا نیست. از این رو، پیشنهاد شد که با شناسایی ظرفیت های موجود در دهستان مهربان سفلی، کسب وکارهای غیرزراعی توسعه یابد تا به موازات کشاورزی، امکان ایجاد منابع گوناگون کسب درآمد فراهم شود و همچنین، آموزش هایی برای جلوگیری از حفر چاه های غیرمجاز در این دهستان در راستای حفاظت از آب های زیرزمینی و نیز تشویق کشاورزان به کشت ارقام با نیاز آبی کمتر و بهره گیری از روش های نوین آبیاری در راستای افزایش بهره وری منابع آب به آنها ارائه شود. افزون بر این، نتایج نشان داد که نگرش نسبت به انجمن آب بران با تمایل به عضویت در آن دارای رابطه ای معنی دار است؛ بنابراین، پیشنهاد شد که با برگزاری کلاس های آموزشی و ترویجی و بهره گیری از فیلم های آموزشی و رسانه های محلی نظیر رادیوی استانی و دیگر منابع اطلاعاتی در راستای ارتقای سطح آگاهی و دانش کشاورزان در زمینه مزایای مشارکت، زمینه همکاری و همیاری آنها در مدیریت منابع آب فراهم شود.
راهبردهای توسعه ساماندهی عشایر حوزه زاگرس: کاربرد نظریه زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال بیست و چهارم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
94 - 120
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام تحقیق کیفی حاضر واکاوی راهبردهای توسعه سامان دهی عشایر حوزه زاگرس بر اساس نظریه زمینه ای بود. داده های پژوهش با مصاحبه نیمه ساختارمند و روش نمونه گیری هدفمند با سی نفر از متخصصان، مدیران و صاحب نظران حوزه عشایر گردآوری شد. همچنین، مراحل استخراج نظریه و فرآیند کدگذاری با بهره گیری از نرم افزار MAXqda18 انجام شد. بر پایه یافته های پژوهش، مقولاتی چون عدم موفقیت طرح های پیشین، عدم توجه به پایداری محیط زیست، عدم توجه به سرمایه انسانی، طبیعی و توان بوم شناختی مناطق عشایری، عدم آسیب شناسی فرهنگی- اجتماعی و عدم توجه به اسناد بالادستی به عنوان شرایط علی مؤثر بر توسعه سامان دهی عشایر حوزه زاگرس شناسایی شدند؛ شرایط زمینه ای نیز شامل مقولاتی چون عدم هماهنگی در برنامه ریزی و اجرا، کمبود منابع مالی، موانع فرهنگی، کمبود نیروی انسانی متخصص، موانع فناوری و موانع طبیعی بودند. این در حالی است که تغییر مداوم الگوی زیست، عدم سرمایه گذاری و بازاریابی، بی توجهی به توان های موجود در منطقه، اجرای سیاست های توسعه ای موازی و ناهماهنگی بین استان های حوزه زاگرس نیز به عنوان شرایط مداخله گر مشخص شدند. همچنین، به منظور توسعه سامان دهی عشایر حوزه زاگرس، راهبردهایی چون برنامه ریزی غیرمتمرکز و منطقه ای، نظام مدیریت مشارکتی، نظام مدیریت محلی(ایلی)، ایجاد تعاونی های عشایری، بوم گردی عشایری و ایجاد بازارچه های محلی شناسایی شدند. در نهایت، مشخص شد که توسعه سامان دهی عشایر حوزه زاگرس پیامدهایی از قبیل پایداری محیط زیست، برقراری عدالت اجتماعی، اشتغال پایدار، احیای زیست بوم های جنگل و مرتع، امنیت غذایی و بهره وری را در جامعه مورد بررسی به دنبال خواهد داشت. با استناد به یافته های پژوهش حاضر، ضمن توجه بیشتر به عشایر منطقه در حمایت از تصمیم گیری های سیاست گذاران، برنامه ریزان و مدیران ذی ربط، می توان در راستای دستیابی به توسعه پایدار گام برداشت.
سنجش وتحلیل میزان احساس امنیت وآسایش گردشگران مذهبی در سفر به عتبات عالیات (مطالعه موردی مرز بین المللی مهران اربعین 1396و1397)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال دهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۲۶)
143 - 158
حوزههای تخصصی:
گردشگری یکی از مهم ترین عوامل مولد ثروت و اشتغال در دنیا است. هدف پژوهش حاضر، سنجش میزان احساس امنیت وآسایش گردشگران داخلی از شهر مرزی مهران است. روش تحقیق پژوهش توصیفی _ همبستگی است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آماری رگرسیون گام به گام، مدل معادلات ساختاری(تحلیل مسیر) و آزمون رتبه بندی فریدمن استفاده شده است . نتایج نشان می دهد، بین احساس امنیت و انتخاب مرز برای زیارت رابطه مستقیم وجود دارد. نتایج آزمون T نشان می دهد که رضایت گردشگران از امکانات منطقه مورد مطالعه در وضعیتی مطلوبی بوده است. نتایج حاصل از رگرسیون گام به گام نشان داد، شاخص امکانات پذیرایی با بتای 218/0کمترین تأثیر، شاخص امکانات اقامتگاهی با ضریب بتای 297/0 بیشترین تأثیر را بر امنیت و آسایش گردشگران شهر مهران گذاشته است. همچنین، مدل ساختاری برازش شده برای کلیه عوامل تحقیق، توسط داده های پژوهش در سطح مناسبی از نظریه ها انجام شده حمایت کرده و برای تبیین متغیرها مدلی مناسب محسوب می شود و عامل امکانات اقامتگاهی با بار عامل 84/0 دارای بیشترین تاثیر و عامل امکانات پذیرایی با بار عاملی 54/0 دارای کمترین تاثیر روی امنیت گردشگری در مرز مهران می باشد. نتایج آزمون رتبه بندی فریدمن نشان داد که بالاترین میانگین رتبه (01/4) به عامل امکانات اقامتگاهی در نمره دهی اختصاص دارد.
بررسی نقش واسط رضایت شغلی در تأثیر هوش هیجانی بر رفتار شهروندی سازمانی در صنعت هتلداری (مطالعه موردی هتل های شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال دهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۲۶)
257 - 272
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف برسی نقش واسط رضایت شغلی در تأثیر هوش هیجانی بر رفتار شهروندی سازمانی در صنعت هتلداری در هتل های 3، 4و 5 ستاره استان آذربایجان شرقی درتابستان 1395 صورت پذیرفته است. داده های مورد نیاز برای این تحقیق با روش نمونه گیری تصادفی ساده از کارکنان هتل های شهر تبریز و با ابزار پرسشنامه جمع آوری شده است. تحقیق حاضر،از نظر هدف،کاربردی و براساس روش گردآوری داده ها، توصیفی و از نوع پیمایشی است. همچنین از روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Smart pls به منظور تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است. در این تحقیق تاثیر هوش هیجانی بر رضایت شغلی به طور مستقیم، تاثیر مستقیم و غیر مستقیم هوش هیجانی بر رفتار شهروندی سازمانی و همچنین تاثیر رضایت شغلی بر رفتار شهروندی سازمانی به طور مستقیم مورد بررسی قرار گرفت. نتایج بدست آمده در تحلیل مسیرهای مستقیم حاکی از آن است که، هوش هیجانی بر رضایت شغلی و رفتار شهروندی سازمانی تأثیر مثبت و معناداری دارد و همچنین تأثیر رضایت شغلی بر رفتار شهروندی سازمانی نیز، مثبت و معنادار است. در تحلیل مسیر غیر مستقیم، متغیر هوش هیجانی از طریق نقش واسط رضایت شغلی بر رفتار شهروندی سازمانی تأثیر مثبت و معنا داری دارد. در این بین تاثیر رضایت شغلی بر رفتار شهروندی سازمانی، با بزرگترین ضریب مسیر، نسبت به سایر متغیرها دارای بیشترین تاثیر است.
جغرافیا و پارادایم توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مجهز شدن انسان به تکنولوژی پیشرفته و جایگزینی فلسفه جبر محیطی با فلسفه انسان گرا در نیمه دوم سده بیستم سبب شد که او به صورت بی رویه و غیر منطقی از منابع زمین بهره برداری کند به طوری که بعد از دهه 1960 مصرف انسان به تدریج بیشتر از تولید سالانه زمین شد. این مساله سبب تخریب منابع زمین و ظهور آلودگی های گوناگون گردید. پیامد دستکاری های غیر منطقی انسان به اندازه ای شدید شد که بزرگترین مخاطره کره زمین یعنی گرمایش جهانی در دهه 1970 اتفاق افتاد و به زغم خیلی از دانشمندان دوره آنتروپوسن آغاز شد. برای چاره جویی این بحران جهانی در سال 1978 مفهوم توسعه پایدار مطرح و تعریف شد. هدف از این مفهوم این بود که مصرف انسان نباید بیشتراز تولید زمین باشد و زایدات انسانی هم نباید بیشتر از توان جذب زمین شود. تا زمین برای همیشه شکوفا و زاینده باقی بماند تا نسل های آینده هم از منابع زمین بهره مند شوند. رشته های علمی زیادی سعی کردند در حیطه توسعه پایدار کار کنند. اما رشته جغرافیا به دلیل ماهیت جامع نگری آن بر سامانه انسان و محیط و داشتن مکان یابی مناسب برای انسان ضمن حفظ پایداری پراکندگی ها در هدف و چشم انداز خود مناسبترین رشته برای مطالعه توسعه پایدار شناخته شده است. جغرافیا این مهم را از طریق انجام مراحل سه گانه تحلیل فضایی، برنامه ریزی فضایی و مدیریت فضایی انجام می دهد. جغرافیدانان برای انجام این کارها باید به بعضی توانایی هایی مانند توان تلفیق تخصص های متعدد جغرافیا و روش های آماری کلاسیک و زمین آمار و تکنیک های سنجش از دور و مدل های پیچیده و کمی مسلطه شوند.
تغییرات و ساختار فضایی فصلی تابش موج بلند خروجی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحلیل فضایی مخاطرات محیطی سال هشتم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
۱۲۹-۱۴۸
حوزههای تخصصی:
تغییرات در تابش موج بلند خروجی زمین به عنوان یک شاخص حیاتی سینوپتیکی دگرگونی و مخاطرات آب و هوایی است که برای شناسایی کمربند خشک گرمسیری، چرخش سلول هادلی، نوسانات اقیانوسی-جو، ابرهای ضخیم و همرفتی، پیش بینی زلزله و گردوغبار در نظر گرفته می شود؛ هدف از این مطالعه بررسی تغییرات فصلی تابش موج بلند خروجی ایران می باشد. بدین منظور داده های تابش موج بلند خروجی زمین طی دوره آماری 1396-1354 از پایگاه داده ncep/ncar استخراج و مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد تابش موج بلند خروجی ایران به نسبت افزایش هر سال، به مقدار W/m 2 16/0+ افزایش و همچنین، با افزایش عرض جغرافیایی به مقدار W/m 2 37/0- کاهش می یابد. روند تغییرات فصلی بیانگر این است که 100درصد مساحت کشور در فصل زمستان از روند افزایشی معنی داری و در فصل پاییز عدم معنی داری برخوردار بوده است. فصل تابستان 24/21 درصد و در بهار 35/18 درصد از روند کاهشی عدم معنی داری برخوردار است که در جنوب شرق شامل استانهای سیستان و بلوچستان، کرمان، فارس و هرمزگان است و همچنین 76/78 درصد فصل تابستان و 65/81 درصد فصل بهار از روند افزایشی عدم معنی داری برخوردار می باشد. بررسی شاخص فضایی آماره Gi لکه های داغ تابش موج بلند خروجی ایران در فصل های بهار، پاییز و زمستان در جنوب و جنوب شرق کشور شامل استانهای سیستان و بلوچستان، هرمزگان، کرمان، جنوب فارس، بوشهر و در فصل تابستان در مرکز ایران شامل دشت های لوت، کویر و صحرای پست نمک زار و ماسه زار طبس و همچنین در غرب ایران در استانهای کرمانشاه، خوزستان و ایلام با مرکزیت موسیان مشاهده شده است.مناطق لکه های سرد در همه فصول به صورت کمربندی از شمال شرق به سوی شمال غرب و همچنین در زاگرس شمالی مشاهده شده است که کمینه آن با میانگین W/m 2 220- 213 به مرکزیت خوی، ماکو، چالدران، جلفا و مرند است.
The Role of Indonesian and Egyptians’ NGOs in Democratisation(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال هفدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
289 - 306
حوزههای تخصصی:
The emergence of Non Government Organizations (NGOs) in various fields of life is proof that civil society is essential in building a democratic society. NGOs can educate citizens and communities on their fundamental rights to create a democratic state and world order life. NGOs in Indonesia and Egypt have played a significant role in strengthening democratic movements by empowering civil society. This study examines NGOs’ role in democratization in Indonesia during the reign of President Suharto and Egypt under the leadership of President Hosni Mubarak. In carrying out their functions, NGOs take a stand as a balancing force for the state and agents of community empowerment. The NGOs’ elements struggle in producing an ideal democratic society order in these two countries facing their respective challenges. Some NGOs challenge building democratic society such as military domination, party hegemony systems, and robust state control over society. To encourage democratization in Indonesia and Egypt, NGOs have contributed to building democratic practices, improving democratic performance, strengthening civil rights, monitoring elections, and promoting corruption eradication. The strengthening of democracy by NGOs in Indonesia and Egypt has impacted building political openness, awareness of citizens' political rights, and pro-society public policies.
بررسی و سنجش تاب آوری شبکه ارتباطی شهر کرج (مطالعه موردی: خیابان های شهید بهشتی و آزادی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۰
151 - 173
حوزههای تخصصی:
بیان مسأله: در سال های اخیر، مطالعه درباره مفاهیم تاب آوری در مقیاس های شهری و منطقه ای توجه ویژه ای را به خود جلب کرده است، هرچند سطح و تعداد این مطالعات در مقیاس شهری بیش از مطالعات انجام شده دیگر در مقیاس های بالاتر است. ازاین رو، خلأ این دسته از مطالعات در حوزه مطالعات منطقه ای نمایان است. هدف: هدف اصلی از این تحقیق بررسی و سنجش تاب آوری شبکه ارتباط شهر کرج است. در این پژوهش با مطالعات کتابخانه ای معیارها و زیرمعیارهای مهم در افزایش میزان تاب آوری راه ها مشخص و سپس در محورهای انتخابی موردبررسی و ارزیابی قرار گرفته است. شش معیار تدوین شده در این پژوهش، تاب آوری حرکت سواره، تاب آوری عابران پیاده و دوچرخه سواران، تاب آوری در برابر سوانح طبیعی، مدیریت کارآمد حمل ونقل، تاب آوری در برابر شرایط نامساعد آب و هوایی و تاب آوری در برابر جرم است. روش: این پژوهش از نوع کاربردی است. از سوی دیگر، روش تحقیق، توصیفی تحلیلی با رویکرد ترکیبی (کمی- کیفی) است. یافته ها: محورهای انتخابی این پژوهش، خیابان شهید بهشتی و خیابان آزادی شهر کرج می باشند. بر اساس ارزیابی های انجام شده در این پژوهش به روش تحلیل سلسله مراتبی، سطح تاب آوری این محورها متوسط و کم است. از راهکارهای پیشنهادی برای ارتقای تاب آوری می توان پیاده راه نمودن بخش های پرتردد پیاده خیابان های موردبررسی، اجرای طرح های ترافیکی مانند زوج و فرد نمودن تردد در معابر عبور وسایل نقلیه، کنترل سرعت وسایل نقلیه و تأمین حرکت ایمن برای عابران پیاده از طریق روش های آرام سازی، استفاده از ابزار کنترل سرعت، احداث روگذر یا زیرگذر عابر پیاده در نقاط پرخطر و ... اشاره نمود.
پهنه بندی نواحی سیل خیز با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) و سنجش از دور (RS)، (مطالعه موردی : شهرستان داراب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال دهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۲۷
21 - 46
حوزههای تخصصی:
مخاطرات طبیعی حوادث ناگواری هستند که هر ساله باعث بروز صدمات و خسارات بسیار زیاد و جبران ناپذیر به محیط طبیعی و پدیده های انسان ساخت می شوند. سیلاب ها از جمله مخاطراتی هستند که همیشه احتمال رخ داد آنها به عنوان یک مخاطره طبیعی برای انسانها وجود داشته است. در این میان شناسایی پهنه های سیل خیز از جمله اقدامات اولیه برای مقابله با آنها محسوب می شود. شهرستان داراب نیز از این امر جدا نبوده و این پژوهش با هدف تهیه نقشه پتانسیل سیلخیزی شهرستان انجام شد. با توجه به این نکته که در سیلخیزی هر منطقه معیارهای زیادی دخیل می باشد، لذا در این پژوهش12 معیار شیب، جهت شیب، بارش، ارتفاع رواناب، وضعیت شماره منحنی (CN)، جهت جریان تجمعی، وضعیت گروه های هیدرلوژیکی خاک، کاربری اراضی، تراکم پوشش گیاهی، تراکم شبکه زهکشی، وضعیت ارتفاعی حوضه و فاصله از آبراهه ها، انتخاب و نقشه های مربوط به هریک تهیه گردید. در مرحله بعد نقشه های تهیه شده با استفاده از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و با استفاده از نرم افزار اکسپرت چویس وزن دهی و توسط مدل منطق فازی فرایند فازی سازی آنها انجام شد. در نهایت همپوشانی لایه ها با استفاده از عملگر فازی جمع جبری (SUM) در نرم افزار Arcmap انجام شد و بدین ترتیب نقشه های مربوط به پهنه بندی خطر رخداد سیل شهرستان داراب با دوره های بازگشت مختلف و در 5 طبقه استخراج شد. نقشه های بدست آمده با دوره های بازگشت مختلف، از الگوی تقریباً یکسان و مشابهی برخوردار میباشند. به طوری که بر اساس نقشه های نهایی خطر وقوع سیل با دوره های بازگشت 25، 15، 5 و 50 ساله، به ترتیب 71/9، 39/9، 4/8 و 93/9 درصد از مساحت شهرستان دارای خطر سیل خیزی خیلی کم و 24/9، 64/10، 90/11 و 65/8 درصد از مساحت آن دارای خطر سیل خیزی خیلی زیاد می باشد.
نسبت ژئوپلیتیک و راهبردهای ملی توسعه در ایران از دیدگاه آمایش سرزمین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال هفدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
245 - 274
حوزههای تخصصی:
آمایش سرزمین رویکردی منطقی و علمی به برنامه ریزی در پهنه ی سرزمین است که بیانگر این واقعیت است که بدون توجه به ظرفیت های سرزمینی، بهره وری به حداقل می رسد. از این رو در مقاله حاضر سعی شده تا به بررسی و آسیب شناسی این برنامه ریزی ها در فضای سرزمینی ایران از دیدگاه آمایش سرزمین بپردازد و به ارائه مدلی راهبردی دست یابد. در این پژوهش به این نتیجه رسیدیم که تأکید صرف بر کارکردهای سنتی سرزمینی مانند کشاورزی و فعالیت های وابسته به آب و عدم توجه به کارویژه های جدید و منطبق بر توان سرزمین و اقتضائات جهان امروز مانند تجارت و توریسم و غیره و همچنین سازماندهی سیاسی غیر منطبق بر نواحی و واقعیت های جغرافیایی کشور، سبب بروز آسیب های ژئوپلیتیکی کنونی شده است. برای ارائه مدل راهبردی از روش تحلیل راهبردی سوات «SOWT» و برای الویت بندی راهبردها از ماتریس «QSPM» استفاده شده است. روش تحقیق این مقاله نیز تحلیلی- توصیفی است. یافته های تحقیق گویای آن است که «راهبردهای ملی توسعه در ایران با ارائه درکی جامع از قوت ها و ضعف های داخلی سرزمین و تهدیدها و فرصت های خارجی و نیز آسیب های ناشی از برنامه ریزی انسانی در فضای جغرافیایی، زمینه را برای ارائه یک مدل راهبردی منطبق بر واقعیت های جغرافیایی و آمایش سرزمین در فضای سرزمینی ایران فراهم می نماید.
تغییرات فضایی فقر شهری در نورآباد ممسنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد شتابان شهرنشینی، در کشورهای درحال توسعه شهری شدن فقر را موجب می شود. فقر پدیده ای چندبعدی است که درنتیجه ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و اﻗﺘﺼﺎدی، ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻓﻀﺎﯾﯽ ﻧﻮاﺣﯽ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺷﻬﺮ را دارای ﺗﻀﺎدﻫﺎی ﺑﺎرز و آﺷﮑﺎری می کند. هدف ازپژوهش حاضر تحلیل پراکنش فضایی شاخص های فقر در شهر نورآباد ممسنی و مقایسه میزان آن در سه دوره آماری 1385، 1390 و 1395 می باشد. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش توصیفی-تحلیلی می باشد. داده های خام پژوهش از بلوک های آماری شهر نورآباد استخراج شده است. برای بی مقیاس سازی شاخص ها از روش فازی و همچنین به منظور تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی، لکه های داغ و همچنین خودهم بستگی فضایی موران در محیط نرم افزار GIS استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشان می دهد فقر در نورآباد ممسنی الگوی توزیع خوش ه ای و خودهم بستگی فضایی دارد. در سال 1385 پهنه فقر 26/73 درصد از مساحت و 39/25 درصد از جمعیت شهر را در برگرفته بود که این پهنه در سال 1395 به46/18درصد از مساحت و46/85 درصد از جمعیت افزایش یافت. این پهنه نواحی غربی و مرکزی شهر را در برمی گیرد. از سوی دیگر پهنه ی مرفّه که در سال 1385 حدود 44/16 درصد از مساحت و9/47 درصد از جمعیت شهر را در برمی گرفت در سال1395 به30/67 درصد از مساحت و33/87 درصد از جمعیت افزایش یافت. این پهنه بیش تر در نواحی شمال غرب و جنوب شرق دیده می شود. بررسی روند تغییرات نشان می دهد، هم پهنه مرفه و هم پهنه فقیر روند افزایشی داشته و در بین سال های 1385 تا 1395به تدریج338/28 و 46/37 درصد افزایش در جمعیت و 187/71 و 166/31 درصد افزایش در مساحت داشته است، از سوی دیگر روند کاهشی طبقه متوسط با53/91 درصد کاهش در جمعیت و 42/04 درصد کاهش در مساحت نشان دهنده ی نابرابری فضایی و ایجاد شکاف طبقاتی عمیقی است که در ساختار فضایی شهر نورآباد ممسنی دیده می شود.
ارزیابی کمی شاخص تاب آوری لرزه ای شهری (مطالعه موردی: مناطق 1 و 3 شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳۹
229 - 246
حوزههای تخصصی:
تاب آوری یک رویکرد جدید در جهت ایجاد جامعه ای انعطاف پذیر در برابر مخاطرات طبیعی به شمار می رود. تاب آور نمودن شهرها در برابر این مخاطرات، به منظور کاهش آسیب پذیری و مدیریت ریسک سوانح امری لازم و ضروری است. یکی از مهم ترین خطراتی که امروزه برای بسیاری از شهرها وجود دارد، احتمال رخداد زلزله می باشد. ازاین رو با به کار بردن مفهوم تاب آوری در شهرها می توان از اثرات زلزله های مخرب کاست و به بازگشت اوضاع به شرایط قبل از حادثه کمک نمود. در این مقاله به منظور آشنایی بیشتر با موضوع تاب آوری شهری و روش تجزیه وتحلیل آن، مناطق 1 و 3 شهر زنجان به عنوان نمونه موردمطالعه انتخاب و ازنظر تاب آوری در برابر زلزله، مقایسه شده اند. مدل استفاده شده در این مطالعه بر مبنای شاخص های تاب آوری می باشد که وزن این شاخص ها به وسیله روش تحلیل سلسله مراتبی و تقسیم پرسش نامه در میان صاحب نظران و بعدازآن انجام تحلیل های آماری بر داده های مستخرج از این پرسش نامه ها به دست آمده است. درنهایت میزان نهایی تاب آوری شهری در برابر زلزله در این مناطق با استفاده از روابط پیشنهاد شده محاسبه گردید. نتایج حاصله نشان می دهد که میزان نهایی تاب آوری در منطقه 1 برابر با 432/0 و در منطقه 3 برابر با 392/0 می باشد. بدین ترتیب با کمی سازی تاب آوری، این موضوع برای مسئولان و مهندسین فعال در این مناطق، قابل درک خواهد بود و آن ها را به سمت یافتن راهکارهایی به منظور ارتقا میزان تاب آوری شهری در برابر زلزله ترغیب می نماید.
ارتباط و تأثیر متغیرهای اقلیمی بر وقوع تصادفات جاده ای؛ مطالعه موردی: محور برزند جاده گرمی-اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصادفات جاده ای برآیندی از ترکیب رفتار راننده، وضعیت جاده، وسیله نقلیه و عوامل محیطی است. بنابراین یکی از مؤثرترین مواردی که می تواند به عنوان راهکاری مناسب در کاهش تصادفات، تخلفات و افزایش ایمنی در رانندگی مورد استفاده قرار گیرد، شناسایی دقیق پارامترهای مؤثر بر تصادفات و ارزیابی تأثیر آن ها می باشد. در سال های اخیر توجه به مسئله تعیین تأثیر عناصر آب و هوایی بر روی شدت و تعداد تصادفات جاده ای افزایش یافته است. بررسی ارتباط بین رخداد تصادفات جاده ای و عناصر جوی در جاده برون شهری شهرستان گرمی- اردبیل (محور برزند) است. در این راستا، تأثیر عناصر اقلیمی (میزان بارش، دمای حداقل و تعداد روزهای یخبندان) بر تصادفات جاده ای در رویداد سوانح مخاطره آمیز مورد ارزیابی قرار گرفت. آمار کل تصادفات محور برزند از اداره پلیس راه استان اردبیل طی دوره آماری (1394-1390) و نیز آمار ایستگاه هواشناسی شهرستان گرمی در طی یک دوره 11 ساله مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در این راستا ارتباط آماری با استفاده از نرم افزار برنامه نویسی R صورت گرفت و تحلیل های آماری انجام شد. نتایج تحلیل عناصر اقلیمی بیان گر این است که اکثر تصادفات در محور برزند، در فصل زمستان اتفاق افتاده است که با آمار تعداد روزهای یخبندان و نیز حداقل دمای مطلق مطابقت دارد. براساس نتایج، بیش ترین همبستگی مثبت و معنی دار در سطح 1 درصد (43/0R2=) میان آمار تلفات جانی و تعداد روزهای یخبندان بوده است. علاوه بر این میان دمای حداقل مطلق و تعداد تلفات جانی و افراد مجروح نیز رابطه معکوس معنی دار وجود دارد. در نتیجه، وضع نامطلوب جاده ای ناشی از عناصر اقلیمی را می توان در تشدید آمار تصادفات مؤثر دانست. بر این اساس، ارائه راهکارهای مناسب در تغییر رفتار منجر به کاهش تصادفات مجروحی را می توان در حوزه تنظیم قوانین و مقررات مدنظر قرار داد.
تحلیل خطر فرسایش کناره رود با روش BEHI، مورد مطالعه: رودخانه سجادرود (استان مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرسایش کناره رود یک فرایند طبیعی و پیچیده است و تخمین فرسایش پذیری کناره رود با مشکلاتی همراه است. در این تحقیق، شاخص خطر فرسایش کناره رود (BEHI) و روش BEHI اصلاح شده، در امتداد بخشی از رودخانه سجادرود در استان مازندران مورد بررسی قرار گرفت. شاخص های مختلف BEHI اصلی شامل نسبت ارتفاع کناره به ارتفاع لبالبی، عمق ریشه، تراکم ریشه، زاویه کناره، حفاظت کناره، ترکیب رسوبات کرانه و لایه بندی آنها در 4 بازه و 36 سایت مورد اندازه گیری قرار گرفتند. 92 درصد سایت های مورد مطالعه در طبقات فرسایشی زیاد و خیلی زیاد قرار گرفتند. روش BEHI اصلاح شده نسبت به BEHI اصلی برآورد بالاتری (اغراق آمیز) داشته است. امتیاز کل دو روش BEHI با ضریب همبستگی 0.21 نشان دهنده ارتباط ضعیف بین نتایج این دو روش است. ضرایب رگرسیونی شاخص های BEHI نشان می دهد که حفاظت کناره و نسبت ارتفاع کناره به ارتفاع لبالبی بیشترین تاثیر را در فرسایش پذیری کناره رود داشته اند. در بازه های مورد مطالعه که رودخانه فروسایی شده است (تیپ A) به علت افزایش ابعاد کانال و ظرفیت انتقال جریان، رسوبات درشت تر به عنوان عامل حفاظتی در پای کناره عمل نموده و فرسایش پذیری کناره در دبی لبالبی کاهش می یابد. اما طی جریانهای سیلابی با دوره بازگشت طولانی تر فرسایش پذیری به علت ارتفاع زیاد کناره، عمق و تراکم کم ریشه و رسوبات منفصل آبرفتی افزایش می یابد.
عوامل مؤثر بر ارتقای کیفیت خدمات گردشگری و نقش آن در وفاداری مشتریان هتل پرسپولیس شیراز
حوزههای تخصصی:
یکی از عوامل اصلی رقابت پذیری صنایع کیفیت خدمات است. گردشگری نیز صنعتی خدماتی است که کیفیت خدمات و وفاداری گردشگران از موضوعات مهم در برنامه ریزی و بازاریابی آن به شمار می رود. هدف از این پژوهش شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر ارتقای کیفیت خدمات گردشگری و نقش آن در وفاداری مشتریان هتل پرسپولیس شیراز است. پژوهش پیش رو توصیفی پیمایشی است. 28 نفر از گردشگران هتل پرسپولیس شیراز غیرتصادفی انتخاب شده اند و اطلاعات به دست آمده از نقشه ذهنی آن ها با روش پیمایشی استخراج شده است. سپس داده ها و سناریوها با استفاده از فن نگاشت شناختی فازی تحلیل و مدل پژوهش با بهره گیری از تحلیل شبکه های اجتماعی طراحی شده است. با توجه به یافته های پژوهش، در ارتقای کیفیت خدمات گردشگری و نقش آن در وفاداری مشتریان هتل عوامل متعددی دخیل اند که از میان آن ها عوامل ایجاد اعتماد و اطمینان در مشتریان، تحویل به موقع خدمات و به کارگیری کارکنان مورداعتماد و علاقه مند به ترتیب بیشترین اهمیت را دارند، زیرا از مرکزیت بیشتری برخوردارند.
تحلیل محتوای روزنامه های سراسری پرشمارگان با تأکید بر برجسته سازی گردشگری ورزشی
منبع:
گردشگری و اوقات فراغت دوره ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۱
101 - 115
حوزههای تخصصی:
امروزه مطبوعات نقش مهمی در عرصه های عمومی دارد و برای بسیاری از مردم کماکان نخستین منبع خبری است. هدف از این پژوهش، بررسی نحوه برجسته سازی گردشگری ورزشی توسط روزنامه های سراسری پرشمارگان در بازه زمانی آبان 1385 تا آبان 1398 در ایران است. روش تحقیق از نوع توصیفی تحلیلی است که از مسیر تحلیل محتوا انجام شده است. جامعه آماری پژوهش دربردارنده آرشیو دوازده روزنامه سراسری پرشمارگان است. نمونه آماری مطالب مرتبط با گردشگری ورزشی در روزنامه های موردبررسی است که به صورت کل شمار انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از چک لیست محقق ساخته استفاده شد که روایی آن از سوی تعدادی از خبرگان تأیید شد و پایایی آن با استفاده از آزمون اسکات 94 درصد به دست آمد. یافته ها نشان می دهد که 240 مطلب مرتبط با گردشگری ورزشی در روزنامه های مورد بررسی منتشر شده که بیشترین آن در روزنامه دنیای اقتصاد به چاپ رسیده است. بیشترین توجه روزنامه ها به موضوع در سال 1394 و در سطح ملی بوده است و در 115 مورد، برای برجسته سازی از تصویر بهره گرفته شده است. بخش عمده ای از مطالب با حجم کم در قالب خبر و گزارش های خبری و با رویکرد رویدادگرا در صفحات داخلی روزنامه ها چاپ شده است. بنابراین روزنامه های سراسری کشور عملکرد مطلوبی در برجسته سازی گردشگری ورزشی نداشته اند. شایسته است روزنامه ها، به عنوان رسانه های جمعی مکتوب و تأثیرگذار، توجه بیشتری به این موضوع داشته باشند و با استفاده از مطالب خود، افکار عمومی را از اهمیت گردشگری ورزشی و تأثیرات عمیق آن بر روی ساختار اقتصادی و فرهنگی و سیاسی کشور آگاه سازند