فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲۱ تا ۳۴۰ مورد از کل ۵٬۳۱۱ مورد.
میوة ممنوعه در شعر معاصر (بیست شاعر برجسته از نیما به بعد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان های قرآن همواره دستمایة شاعران ادب فارسی در خلق مضامین و تصاویر ناب و زیبا بوده است. یکی از این داستان ها قصة آدم و حوا و هبوط آن ها از بهشت به دلیل خوردن میوة ممنوعه است. در شعر گذشتة فارسی این میوه به تبعیت از اکثر تفاسیر اسلامی همواره گندم قلمداد شده است، در حالی که شاعران معاصر گاه به پیروی از روایات اسلامی این میوه را گندم دانسته اند و گاه مطابق با تفاسیر تورات، آن را سیب یا درخت معرفت نیک و بد نامیده اند و گاه نیز تلفیقی از روایات اسلامی و یهودی را به کار برده اند. برخی از شاعران معاصر نیز تفسیری نمادین از این داستان ارائه کرده اند. هدف این پژوهش بررسی کیفیت بازتاب این داستان در شعر معاصر فارسی است. در این مقاله نخست به پیشینة داستان شجرة ممنوعه در قرآن، تورات و تفاسیر آن ها اشاره کرده ایم و سپس به بررسی و تحلیل این موضوع در شعر بیست تن از شاعران برجستة معاصر (از نیما به بعد) و مقایسة آن ها با روایات قرآن و تورات پرداخته ایم. بررسی ها نشان می دهد شاعران سنت گرای معاصر اغلب به روایات اسلامی توجه داشته اند، درحالی که شاعران نوگرا غالباً به روایات تورات اشاره کرده اند.
زبان شناسی هنری و اشتقاق عامیانه در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فردوسی هنگام برخورد با بسیاری از واژگان و نام ها به ارایه معنی و وجه تسمیه آنها اقدام نموده است. گاه ریشه شناسی واژه ها در این کتاب بزرگ بر اساس شکل ظاهری واژگان و با بهره گیری از آرایش های ادبی صورت گرفته است. به این معنا که فردوسی با استفاده از بدیع لفظی و معنوی، اسلوب الحکیم، حسن تعلیل، جناس اشتقاق و شبه اشتقاق، با واژگان برخورد هنری نموده و با ابتکار و تصرف های هنری برای خود اجازه برآیند سازی درباره برخی واژه، تعبیرها و نام ها قائل شده است. به علاوه در برخی از مواقع به توصیف ویژگی های معنایی اسم ها و واژگان پرداخته و بدون اشاره آشکار و صریح به ریشه واژگان، به درستی مفهوم آنها را توضیح داده که این امر بیانگر آگاهی کامل حکیم توس از منابع و مآخذ اصلی و درست فهمی آنها و نیز معرفت زبان شناختی و فقه اللغوی (واژه شناختی Philological ) است. در مقاله حاضر که به روش کتابخانه ای تهیه شده برخوردهای هنری، اشتقاق های عامیانه و توضیحات علمی فردوسی درباره ریشه و معنی واژگان به شیوه توصیفی و توضیحی بیان شده است
بررسی خویشکاریهای آناهیتا و سپندارمذ در اسطوره و پیوند آن با پیشینه مادرسالاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیش از ورود آریایی ها به نجد ایران، پرستش ایزدبانوی بزرگ نزد بومیان این سرزمین که دارای فرهنگ مادرسالار بودند، امر رایجی بود. آریایی ها پس از سکونت در ایران تحت تأثیر این فرهنگ، ایزدبانوانی را در آیین خود پذیرفتند. با آمدن دین زردشت، این ایزدبانوان از آیین جدید به بیرون رانده شدند، اما به سبب اهمیّت شان دوباره پس از زردشت به آئین مزدیسنا بازگشتند. آناهیتا و سپندارمذ از جمله نامدارترین و مهم ترین این ایزدبانوان هستند. در مقاله حاضر ضمن پرداختن به پیشینه مادرسالاری و چگونگی پیدایش ایزدبانوان در اساطیر ایرانی، خویشکاری های این دو ایزدبانوی نامدار در فرهنگ ایران باستان بررسی شده است
بازتاب شخصیت پیامبر (ص) در شعر معاصر فارسی
حوزههای تخصصی:
شخصیت والا و سیره انسانی و نبوی پیامبر اکرم (ص) همواره از کانون های مضمون آفرینی و تصویرسازی شاعران و نویسندگان در ادب فارسی بوده است. شاعران فارسی گوی پس از اسلام تاکنون به مناسبت های گوناگون به تکریم آن حضرت پرداخته اند؛ به ویژه در ابتدای سخن خود پس از حمد و ستایش خالق هستی بخش، به بزرگداشت و مدح پیامبر، مقام نبوت و مخصوصا خاتمیت و سرآمدی و محوریت وجود آن حضرت در کل کائنات توجه داشته اند و به تعبیر ابن عربی و عارفان پیرو او حقیقت محمدیه را مرکز و علت ایجاد هستی دانسته اند و عموم ادیبان ایران، حوادث زندگی و جلوه های مختلف شخصیت جامع پیامبر اعظم (ص) را در مقام انسان کامل و اسوه بشر در آثار خویش منعکس ساخته اند که در شعر سنتی فارسی نمودی چشمگیر دارد. در این مقاله میزان توجه شاعران معاصر فارسی به شخصیت پیامبر اکرم (ص) بررسی می شود. هدف این جستار بررسی کیفیت این بازتاب ها در مقایسه شعر سنتی و نو بوده است. بررسی ها نشان می دهد شاعران معاصر فارسی شخصیت پیامبر را در چهار بعد مدحی، حادثه ای، روایتی و تصویری در اشعارشان منعکس کرده اند. در این مقاله همچنین اغلب شاعران برجسته که در این ابعاد، شعری سروده اند، تحلیل و ارزیابی شده اند
نجوم فردوسی یا سیر اختران در شاهنامه
حوزههای تخصصی:
استعاره زدایی از واژه آسمان در اشعار کلاسیک فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان فارسی و اشعار کلاسیک درباره آسمان و تأثیر آن بر انسان ها مطالب متنوعی مشاهده می شود. معمولا هنگام شرح و توضیح این اشعار به آرایه استعاره یا مجاز متوسل شده و اغلب آسمان، استعاره یا مجاز از خداوند، قضا و قدر و... دانسته می شود. با نگاهی به پیشینه اعتقادی و اسطوره ای مشخص می شود، آنچه در زبان موجود است و به تبع آن در بسیاری از اشعار راه یافته است، نه تنها مجاز یا استعاره نیست؛ بلکه باورهایی استوار در فرهنگ گذشتگان اعم از ایرانی و غیرایرانی است که همانند دیگر عناصر دینی و باوری بر محمل زبان به اشعار و زبان کنونی فارسی راه یافته است. این پژوهش سعی دارد تا به ریشه یابی آسمان و باورهای پیرامون آن براساس متون کهن ایرانی و اساطیر و باورهای ملت های دیگر بپردازد و شواهد کاربردی آن باورها را در زبان فارسی با استناد به مثال های شعری تبیین نماید. به دلیل گستردگی ادبیات فارسی، دیوان چهار شاعر پارسی زبان سده پنجم؛ عنصری، منوچهری، ناصرخسرو و مسعودسعد به عنوان ملاک در نظر گرفته می شود. پس از بررسی کاربردهای مختلف آسمان در این اشعار و مقایسه آن با اساطیر و باورهای متقدم بر آن ها مشخص می شود که همه کاربردهای آسمان در آن ها دارای زمینه های اعتقادی بوده که به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه در زبان این شاعران منعکس گشته است.
فرهنگ نامهای اوستا
جادو و جادوشناسی
تکوین و تحول قهرمانان در گذر از اسطوره به حماسه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسطوره ها همیشه به یک حال نمی مانند، بلکه با گذر زمان برخی از آنها با شکل جدیدتر به صورت داستان های حماسی نمودار می شوند. در این تغییر و تبدیل، دگرگونی هایی در داستان اسطوره ای صورت می پذیرد. دلایل گوناگونی برای تبدیل اسطوره به حماسه وجود دارد و داستان ها در طی تحوّل خود به جابه جایی، شکستگی، قلب، حذف و ... دچار می گردند. در ورود اسطوره به حماسه، قهرمان ها هم از این تغییر به کنار نمی مانند. در این جستار نگارندگان با بررسی الگوهای اسطوره ای و حماسی، این تغییر و تبدیل ها را بررسی کرده اند.
بررسی تطبیقی خواب و رویا در اندیشه های قرآنی و مثنوی مولانا (عنوان عربی: دراسة مقارنة بین النوم والأحلام فی الآراء القرآنیة وفی مضامین مثنوی لمولانا)
حوزههای تخصصی:
خواب و رویا، یکی از داده های الهی است که همواره در پرده ای از رمز و راز نهفته شده و ذهن آدمی را به خود مشغول ساخته است. پدیده ای که همیشه حیرت انگیز و شگفتی ساز بوده و گاه همین حیرت و سرگردانی، شناخت دادار یکتا را برای ما به همراه داشته است:نی چنان حیران که پشتش سوی اوست بل چنین حیران و غرق و مست دوست)مولوی، 139:1382)هر گروه با جهان بینی متفاوت خویش به این قلمرو نگریسته، فرضیه هایی را برای پاسخ به پرسشهای خویش طرح کرده اند؛ به گونه ای که از هر زاویه ای که به رویا نگریسته شود، تعریف متفاوتی پیدا میکند. بدین روی، تعریف رویا از دیدگاه ادیان گوناگون، روانشناسان، فیلسوفان و عرفا یکسان نخواهد بود و تاکنون نیز نتوانسته اند درمورد چگونگی رویا و چند و چون آن به یک اندیشه یکسان برسند و شاید هرگز نتوان در این زمینه به پاسخی روشن و آشکار رسید. بنابراین، ارایه پاسخی دقیقی و روشن درمورد ماهیت و چگونگی خواب و رویا، کاری بسیار سخت و دشوار است. عرفا این روشندلان آگاه که از آبشخورهای ناب فرهنگ ایرانی و اندیشه های اسلامی بهره جسته اند از رویا به فراوانی در آثار خود استفاده کرده اند و این پدیده، نمود ویژهای در آثار ایشان داشته است. در این پژوهش برآنیم تا با توجه به اندیشه های قرآنی در زمینه خواب و رویا، زمینه های پیوند آن را درمیان اشعار مولانا با تاکید بر کتاب مثنوی معنوی بسنجیم. چکیده عربی:یعتبر النوم والأحلام من العطایا الإلهیة، ولم یستطع الإنسان الوصول إلی أسرارها، وشغلت خفایاها بال الإنسان، بل کانت مظهر إعجابه وحیرته دوما، وقادته هذه الحیرة أحیانا إلی معرفة الله تعالی. نظر کل فئة بنظرته المختلفة إلی هذا الإقلیم، وطرح نظریات للإجابة إلی أسئلته، بحیث یتغیر مفهوم الرؤیا وفقا لتلک النظریات. فالإجابة الدقیقة، والواضحة عن ماهیة الأحلام وکیفیتها، عمل مضن. والعرفاء بما أنهم نهلوا من مناهل الثقافة الإیرانیة، والآراء الإسلامیة، استخدموا عنصر الرؤی فی نتاجاتهم بکثرة، بحیث تجلت هذه الظاهرة تجلیا بارزا فی تلک النتاجات. یهدف هذا المقال إلی کشف مجالات الصلة بین الآراء القرآنیة، والمضامین الشعریة لمولانا فی النوم والأحلام.
معنی صریح و مفهوم ضمنی 1
حوزههای تخصصی:
اقتباس بینامتنی در مهمان مامان نمونه ای از نگاه حداکثری به اقتباس سینمایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مبحث اقتباس همچنان از مباحث مناقشه برانگیز مطالعات نظری و تحلیلی سینما و ادبیات تطبیقی به شمار می رود. دادلی اندرو (1945) که از نظریه پردازان متأخر مطالعات سینمایی است در نوشتارهای پیاپی مبحث اقتباس سینمایی را مورد بررسی قرار داده و با توجه به مناسبات ممکن میان متن ادبی و سینمایی دسته بندی های مختلفی را درباب چیستی، چرایی و اصناف اقتباس ارائه کرده است. ما در این مقاله با تکیه بر نظریات دادلی اندرو، ابتدا با برشمردن انواع اقتباس سینمایی نوعی رویکرد حداکثری به مقوله اقتباس را که بر مفاهیمی نظیر بینامتنیت تکیه دارد، مطرح می کنیم و با رویکردی تطبیقی متنِ داستانِ مهمان مامان (1375) اثر هوشنگ مرادی کرمانی (1323) و متنِ فیلمِ سینمایی مهمان مامان اثر داریوش مهرجویی را از این منظر مورد بررسی قرار می دهیم. طبق نظریه اندرو، اقتباس مهرجویی در دسته «تلاقی» قرار می گیرد و نوعی اقتباس بینامتنی به شمار می رود که از مزیت ها و کارکردهای قابل قبولی برخوردار است. این اقتباسِ موفق بازنمود گفت وگوی چند متن مجزّاست و از همین روست که کارگردان توانسته از رهگذر بسط و تغییر در پاره هایی از متنِ اصلی باعث غنایِ اثر اقتباسی شود.
رابطه بین ادبیات و فلسفه: آزادی انسان از دیدگاه دکارت و اسپینوزا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قلم ۱۳۸۶ شماره ۵
حوزههای تخصصی:
"ادبیات نمی تواند فلسفه را نادیده بگیرد زیرا انجام یک پژوهش جدی درباره برخی از مفاهیم و معانی اساسی در ادبیات، بدون در نظر گرفتن آن مفاهیم و تحول آنها در فلسفه، امکان پذیر نیست.
برای مثال، ارایه زمینه پژوهش در مورد مفهوم آزادی انسان در آثار نویسندگان و شعرا، بررسی تحلیلی - انتقادی این مفهوم را در افکار و آثار فیلسوفان می طلبد.
در این مقاله کوشش شده است تحلیلی موشکافانه از مفهوم آزادی انسان در فلسفه دکارت، با در نظر گرفتن تحول آن در افکار و آثار اسپینوزا، ارایه شود. دکارت اراده انسان را آزاد، مطلق و بخش ناپذیر می داند. از دیدگاه او ماهیت اراده آزاد انسان همان آزادی انتخاب بین دو متضاد است. آزادی مطلق و بدیهی اراده، مورد نظر دکارت، در فلسفه اسپینوزا رنگ می بازد تا سرانجام به نوعی برداشت حکیمانه از جبر ردای آزادی، منجر شود."
سبک تاریخ نویسی شاهنامه فردوسی
حوزههای تخصصی:
برخی شاهنامه را به دلیل منظوم یا حماسی بودن و یا وجود بخش های اسطوره ای، متنی تاریخی ندانسته یا دست کم ارزش تاریخیش را کم رنگ انگاشته اند. این جستار به دنبال یافتن پاسخ پرسش هایی دربارة سبک و شیوة تاریخ نویسی شاهنامه، شناخت ویژگی های تاریخ نگارانة آن و نشان دادن ارزش و جایگاه آن در روند تاریخ نویسی ایرانی است. در این مقاله پس از نگاهی به تاریخ نویسی ایران باستان و سده های نخستین اسلامی، ویژگی های سبک تاریخ نویسی شاهنامه بررسی شده است و می توان آن را ادامه دهندة راهی کهن در تاریخ نویسی دانست. روش کار چنین است که پس از واکاوی عناصر و درون مایه های تاریخ نگارانة متن، دلایل و نشانه های اهداف و انگیزه های تاریخ نگارانة فردوسی با آوردن گواه هایی از متن شاهنامه در 6 دسته بخش بندی شده است. سویه های شاعرانه، داستانی و اسطوره ای متن، و نیز اهداف اخلاقی و خویشکاری ملی/ هویتی فردوسی، لطمه ای به سویة تاریخی رخ دادها و اعتبار آنها وارد نساخته است. براساس این یافته ها می توان دریافت که شاهنامه افزون بر دارا بودن ویژگی های تاریخ نویسی ایران باستان و نوزایی آن، این شیوه را به اوج نیرومندی و کارایی رسانده و از این رو تأثیری بسیار بر تاریخ های پس از خود نیز داشته است.
پرخوانی و ذکر خنجر: بقایای اعتقادات کهن در میان ترکمن های ترکمن صحرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسیاری از باورها و اعتقادات کهن ترکمنها را میتوان در قالب بازنماییها و رفتارهای آیینی آنها بازجست. آیینهایی همچون پرخوانی یا ذکر خنجر نمادی از تصورات و باورهای کهن آنها هستند، بسیاری از اعتقادات راه یافته از جوامع همجوار یا ادیان پیش از اسلام و اعتقادات اسلامی را بازتاب میدهند. در این پژوهش ضمن بازگویی اطلاعات گردآمده از میدان تحقیق تلاش شده با بهره گیری از منابع پژوهشی معتبر تحلیلی همسونگر از پدیدار شناسی نمادهای دینی- قبیله ای و آیین های ترکمن های ترکمن صحرا ارائه شود. مشخص کردن سهم و نقش اعتقادات ایرانی و اسلامی در تجلی آیین های ترکمنی هدف دیگری در این مقاله می باشد که همسو با مضمون اصلی است. بررسی انسان شناختی شمنیسم به عنوان اصلیترین قالب دینی در میان ترکمن ها و تلفیق عناصر ایرانی و تصوف اسلامی با آن بخش قابل توجهی از این پژوهش است که در مجموع نظام اعتقادی ترکمن ها را به تصویر میکشد. نظام اعتقادی در هر جامعه ای از منطق والگوی نخبگان و تودة مردم تبعیت می کند که جریان دین فولکلوریک یا غیر رسمی را هم سو با جریان موجه و مقتدرانة دین رسمی به تصویر می کشد. این پدیده اصطلاحاً «دین عامیانه» نامیده می شود که ترکیبی است از باورها و تصورات ابتدایی، اسطوره ها، افسانهها و دینهای کهن اولیه و مسلک های فرعی و قبیله ای به همراه تصویری دستکاری، مجعول و متعادل شده نسبت به دین رسمی. دین عامیانه موضوع بسیار جذابی برای فلکلوریست ها، انسان شناسان و قوم شناسان است تا از خلال محتوای آن بسیاری از عناصر تشکیل دهنده و مقوم جهان-بینی و خلقیات و روحیات هستی شناختی آنها را بازشناسی کنند.
ملاحظاتی درباره ی گویش ناحیه ی الموت از گویش های شمالی ایران
حوزههای تخصصی: