فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۲۲۱ تا ۳٬۲۴۰ مورد از کل ۱۱٬۵۲۱ مورد.
نقد زیبایی شناسی غزل های سیف فرغانی
حوزههای تخصصی:
زیبایی شناسی سخن پارسی تحلیل شعر فارسی از دیدگاه بدیعی و بیانی و بهطورکلی از دیدگاه بلاغی است؛ آنگاه که به تحلیل شعر از دیدگاه بیانی می پردازیم ، تشبیه ها، استعاره ها، کنایه ها، مجازها و نمادهای آن را باز می نماییم یا هنگامی که از زاویه دانش معانی از غرض ثانوی سخن شاعرانه سخن می گوییم یا حتی وزن عروضی بیتی را باز می نماییم ، همه تحلیل های زیباییشناختی سخن پارسی است.
سیف فرغانی از شاعران برجسته فارسی است که قرارگرفتنش در کنار سعدی در یک قرن، و همچنین به دلیل مهاجرتش به منطقه آسیای صغیر باوجود لطافت طبع و غزل های بسیار دلنشینش آن طور که باید شناخته نشده است؛ این پژوهش سعی دارد زیبایی های کلام سیف فرغانی را بشناساند؛ از اینرو، پژوهش حاضر به زیبایی شناسی ساختاری در اشعار سیف فرغانی می پردازد و صنایع بدیعی و آرایه های ادبی و هم چنین ظرافت های زبانی غزل های سیف فرغانی را شرح داده، به تأثیرپذیری های این شاعر لطیف طبع قرن هفتم هجری، از سعدی استاد بزرگ سخن نیز می پردازد.
مقاله شناسی سنایی در مجلات دانشگاهی و علمی پژوهشی از ابتدا تا پایان 1392(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سنایی شاعری است که از شعر او شاعران فراوان تأثیر گرفته اند و تاکنون پژوهش های مختلفی درباره آثار و افکار او صورت گرفته است. با نگاهی گذرا به این پژوهش ها، به موضوع ها و عنوان های تکراری بر می خوریم که به علّت بی اطّلاعی محققان باعث به هدر رفتن سرمایه، وقت و زحمات فراوان گشته است. از آنجا که آگاهی از آثار پیشین و مطالعه آنها در انجام پژوهش های تازه و کارآمد است؛ مجموعه های مقاله شناسی و کتاب شناسی جایگاهی ویژه در امر تحقیق و پژوهش دارند. یکی از مطالعات اثر بخش در باب سنایی، شناخت مقالاتی است که راجع به او وآثارش از قبیل حدیقه الحقیقه، سیرالعبادالی المعاد، دیوان و... به چاپ رسیده است. این پژوهش به نام شناسی مقالات منتشر شده در مجلات دانشگاهی و مجلات علمی پژوهشی پرداخته، مقالات را از لحاظ موضوعی طبقه بندی خواهد کرد و نتایج آماری تحقیق شامل نمودار موضوعات مورد پژوهش در مقالات را ارائه خواهد داد.
دایرةالمعارف بستانی
کارکرد سنت در نمایشنامه الملک هو الملک اثر سعدالله ونّوس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از میـانه ســده نوزده میـلادی تاکنون، نمایشــنامه عربی ارتباطی تنـگاتنگ با «سنــت» داشــته اسـت. یکـی از مشهورترین نمایشنامه هایی که نویسنده آن از سنت بهره برده است، الملک هو الملک اثر نمایشنامه نویس سوری، سعدالله ونّوس، است. نویسنده، در این اثر، از ساختار داستان «النائم و الیقظان»، یکی از داستان های مشهور هزارویک شب، الهام گرفته است. در این پژوهش برآنیم تا کارکرد سنت در نمایشنامه الملک هو الملک را بررسی، و صور تغییر و تحول آن را ارزیابی کنیم؛ ازاین رو، تمام عناصر این نمایشنامه، از جمله «پیرنگ»، «اندیشه اصلی» (= «اندرینه»)، «شخصیت» ها، «زبان» و «گفت وگو» و غیره را مورد کندوکاو قرار دادیم و چگونگی کارکرد سنت در هریک از آن ها را استخراج نمودیم؛ و به این نتیجه رسیدیم که ونّوس در الهام از داستان «النائم و الیقظان» بسیاری از عناصر این داستان را متحول ساخته است. اهمیت دستیابی به این نتیجه باعث می شود که خواننده نمایشنامه الملک هو الملک به آسانی بتواند وجوه اشتراک و اختلاف نمایشنامه را با اصل آن دریابد و کارکرد سنت در تک تک اجزای آن را نیز درک نماید.
نگاهى اجمالى به سیر تاریخى لغت سازى علمى فارسى(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به زبان فارسى پیشرفته اى مى پردازد، که با حفظ هویت تاریخى و فرهنگى خود و حرکت در مرزهاى دانش، فرهنگ و فن آورى، ظرفیت عمیقى در تولید و انتقال دانش و فرهنگ از خود نشان مى دهد و در این مسیر هیچگاه تحت تأثیر زبان هاى دیگر به انفعال کشیده نمى شود. بلکه با سعه صدر ویژه خود به تعامل صحیح با زبان هاى زنده دنیا مى پردازد. مرور اجمالى سیر تاریخى زبان فارسى و سابقه و نحوه تعامل آن با موضوع علم و بررسى قابلیت هاى زبان فارسى در تولید و انتقال دانش و همچنین بررسى اجمالى رخدادهاى تاریخى در عرصه زبان فارسى از مسائلى است که در این گفتار به آنها پرداخته شده است.
ارزش بلاغی مثل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع مثل و تعریف و تحلیل ارزش بلاغی و جایگاه ادبی آن،اغلب در ضمن موضوعات علم بیان و به ویژه در ضمن موضوع استعاره تمثیلیه مورد بحث واقع شده است و این در حالیست که در اثناء آراء و نظریات بلغای صاحب نام و نیز با تامل در زوایای ارزش بلاغی مثل،چنین به نظر می رسد که نه تنها نباید مثل را به حوزه علم بیان،محدود و منحصر نمود بلکه باید آن را عصاره علم بلاغت دانست که هم در علم معانی،مورد بحث واقع شود و هم در بیان و بدیع.از این رو،مقاله حاضر در نگاهی استدلالی و تحلیلی،جایگاه مثل را در علوم سه گانه بلاغت(معانی ،بیان،بدیع)و فنون چهارگانه علم بیان(تشبیه،مجاز،استعاره و کنایه )تعیین می نماید.
تکرارهای اساطیری در کشف الاسرار روزبهان بقلی شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی کتاب کشف الاسرار روزبهان بقلی شیرازی (متوفی522 ه.ق) از منظر اسطوره ای است. الیاده بر آن است که یادآوری و بازنمایی وقایع ازلی و زندگی کردن با اسطوره ها تجربه ای دینی است؛ زیرا شخص وقایع مهم اساطیری را دوباره تکرار و بازنمایی می کند و دوباره شاهد و ناظر اعمال خلّاق و آفرینندة موجودات فوق طبیعی می شود. شخص در زمانی ازلی قرار می گیرد، زمانی مقدس ودر مکانی مقدس با شخصیت های مقدس دیدار می کند. در این پژوهش برآنیم تا نشان دهیم که کتاب کشف الاسرار روزبهان بقلی شیرازی، روایتی خودنوشت ازتجربه های عارفی است که زمان و مکان را درمی نوردد و با تکرار وقایعی چون گذر از دریا و کوه و بیابان، دیدار با اولیا و انبیا و فرشتگان و در نهایت خود خدا، با تجربة مرحلة مرگ و نوزایی به ازدواج مقدس نائل می آید. در این طریق بسیاری از تجربه های روحانی پیامبران، چون معراج را دوباره تکرار می کند. در این نوشتار تحلیل متن زندگی نامة خودنوشت روزبهان از منظر نقد اسطوره ای و با تکیه بر آرای میرچا الیاده و نظریة تکرار اساطیری وی صورت می گیرد.
کهن ترین نسخه خطی کتابخانه گنج بخش درطب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نسخه های خطی بازگوینده ی گذشته ی درخشانِ فرهنگ و زبان هر ملتی است. معرفیِ نسخه های خطیِ فارسی ورق زدن برگ هایِ زرینِ زبان فارسی و فرهنگ و تمدنِ ایران است. نسخه های خطی بسیاری در کتابخانه ی گنج بخشِ اسلام آباد پاکستان به زبان فارسی وجود دارد. یکی از این نسخه ها کتابی در طب از اوایل قرن هفتم هجری قمری با شماره ی15597 است. این نسخه از نظر ویژگی های سبکی و واژگان زبان فارسی حایز اهمیت فراوانی است، ازسویی دیگر این نسخه متنی ناشناخته در زمینه ی طب با اصطلاحات و ترکیباتِ علمی است با شناخت چنین متونی می توان بهتر از توانِ زبان فارسی درمعادل سازی اصطلاحات جدید بهره برد. این مقاله با روش تحلیل محتوا و تجزیه وتحلیل یافته ها به روش توصیفی - استنباطی تدوین شده است.
باد شرطه
حوزههای تخصصی:
واژهای ایهام آمیز در شاهنامه
حوزههای تخصصی:
بررسی ساختاری زبان حماسی در طومار جامع نقالان معروف به هفت لشکر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان به مثابة شکل دهندة ساختمان داستان در تحلیل ساختار آن اهمیت ویژه ای دارد. براساس این دیدگاه، ساختار زبان و چگونگی کاربرد و ارتباط زیبایی شناسی و فرازبانی، نوع آن را در ارتباط با مضمون کلی اثر مشخص می سازد. زبان حماسی- که یکی از ارکان اساسی این متون است - قابلیت های ساختاری همچون به کارگیری کلمات، نحو کلام، لحن متناسب با فضا و حس حماسی در سطوح مختلف آوایی، لغوی و غیره را دارد.
در ادب شفاهی نیز افزون بر زبان ساده و یکدست قصه ها، حضور نقالان و سخنوران و دخل و تصرف آنان با ورود عناصر جدید در تدوین طومارها، سبب شده است تا بیش از پیش زمینة استفاده از ظرفیت های زبان حماسی در پیوند با مضمون اصلی طومارها افزایش یابد. هفت لشکر نیز ازجمله طومار جامع نقالان در عهد قاجار است که زمان کتابت آن به 1292ق بر می گردد. این اثر در اصل نام یکی از نبرد– روایت های مشهور نقالی است که به سبب شهرت بر یکی از طومارهای جامع نقالان نهاده شده است.
در این مقاله باتوجه به مضمون کلی هفت لشکر، ساختار حماسی آن در دو سطح آوایی و نحوی بررسی شده است. استفاده از واج های انفجاری- انسدادی و ساختمان هجای کشیده در کنار کاربرد پربسامد مصوت کوتاه در سطح آوایی، وجود فضا و حس حماسی را برای خواننده بیشتر ملموس ساخته است. در ساختمان نحوی کلام نیز، تقدم فعل و جابه جایی دیگر ارکان جمله، هم نشینی عناصر هم نقش، فضاسازی با بهره گیری نقال از لحن نمایشی، شگرد های کلامی- حرکتی و تکنیک های شفاهی از جمله عناصر شکل دهنده زبان حماسی هفت لشکر است. همچنین، ویژگی های موسیقایی نقل شفاهی، همچون ارتفاع صوت و کاربرد مصوت های بلند و کشیده در پایان جملات سؤالی و ندایی به افزایش آهنگ خیزان کلام و در نهایت زبان حماسی آن منجر شده است.
بررسی یکی از کهن ترین نسخه های خطی غزلیاتی از حافظ (جنگ «معروف بغدادی»)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یک قسم «را» در جمله های مرکّب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«را» یکی از حروف اضافه یا وابسته سازهای پرکاربرد زبان فارسی است که در کتابهای دستور زبان فارسی اقسام و معانی گوناگونی را برای آن برشمرده اند. یکی از موارد کاربرد این حرف که دستوریان کمتر به آن پرداخته اند، در جمله های مرکّب است. این قسم «را» مختص جمله های مرکّبی است که در آنها جمله واره پیرو در درون جمله واره پایه و پس از «را» قرار گرفته است؛ اما فعل جمله واره پایه لازم و یا بی نیاز از «را» است؛ مانند «آن را که کمند سعادت کشان می برد چه کند که نرود». در برخی از کتابهای دستور زبان فارسی، همچون دستور زبان فارسی خانلری و دستور نامه مشکور این نوع کاربرد حرف «را» منحصر به نوشته های معاصران و غلط پنداشته شده است؛ حال آن که در متون نظم و نثر قدیم؛ از جمله در گلستان سعدی یافت می شود. در این مقاله به معرفی این قسم از «را» و نقد و بررسی آراء مخالف و موافق در باب آن پرداخته شده، با استناد به شواهدی چند از نظم و نثر فارسی، شیوه به کارگیری آن در جمله های مرکّبی که در آنها جمله واره پیرو در درون جمله واره پایه جای گرفته نموده شده است.