فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۵۸۱ تا ۱۰٬۶۰۰ مورد از کل ۱۱٬۰۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
In the dynamic landscape of English Language Teaching (ELT), the widespread reliance on commercially-produced textbooks has spurred a critical examination of their relevance to the diverse needs and interests of learners in global contexts. Typically originating from English-speaking countries, these textbooks predominantly feature neutral and non-controversial topics such as food, shopping, ceremonies, and travel, which may not align with the varied experiences of learners. This article, through a descriptive analytical approach, contends that the malleability of English language textbooks provides an opportunity for the application of Critical Pedagogy (CP) which can turn the classroom into a place where learners stop thinking about such topics. In such a situation, by integrating ‘Environmental Education’ (EE) - as a transformative process that allows individuals to explore environmental issues, engage in problem solving, and take action to improve the environment - it is believed that learners can develop critical thinking and problem-solving skills along with enhancing language proficiency. Showing the possibility of implementing the proposed framework, a sample lesson about ‘water crisis’ is provided and elaborated on. To highlight the broader educational backdrop, it is argued that this shift not only broadens the limited scope of language learning but also, by establishing clear personal relevance for learners in both their present and future lives, it can foster a critical and creative environment within English language teaching programs, contributing to the development of sustainable futures for the learners.
نشانه معناشناسی «عزّت و ذلّت» در داستان قرآنی یوسف (ع) براساس الگوی مربع معنایی گریماس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۶ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۸۸)
305 - 338
حوزههای تخصصی:
ظرفیت قصص قرآنی که متونی هستند سرشار از نشانه ها و معانی، همواره زمینه را برای به کارگیری روش ها و رویکردهای متنوع مطالعه و تحلیل متن فراهم می سازد تا لایه های درهم تنیده و روی هم افتاده متن از هم باز شوند و فرایند ساخت معنا برای مخاطبان روشن تر شود. مقاله حاضر بر الگوی «مربع نشانه شناسی» یکی از الگوهای گریماس بنیان گذار مکتب نشانه شناسی پاریس استوار است که به تجزیه و تحلیل سازوکار ساخت معنا در فرایند تولید متن می پردازد. مربع «نشانه شناسی» خوانش روشمند متن را به ما می آموزد و اینکه چگونه می توان براساس روابط متقابلی یک متن را به سخن درآورد. این نوشتار بر آن است تا با به کار گیری این الگو به تحلیل ساخت های متنی دوگان «عزت و ذلت» در داستان قرآنی یوسف(ع) بپردازد و فرایند شکل گیری دلالت آن دو را در گفتمان قرآنی این داستان تبیین کند. رهاورد این پژوهش در راستای بسط مربع نشانه شناسی آن است که در یک متن امکان جابه جایی مداوم قطب ها و مقوله ها وجود دارد؛ بدین معنا که در فرایند گفتمان سازی با آنکه در تحلیل دوگان «ذلت و عزت» در سطح محتوا با هشت صورت مواجهیم، ولی برخلاف معمول که در سطح بیان، صورت بندی های متناظر آن می تواند چند نفر یا چند چیز باشد، در داستان یوسف(ع) صورت بندی متناظر آن یک نفر است آن هم یوسف نبی(ع). اما درخصوص داستان یوسف نبی(ع) می توان گفت این مربع به ما نشان می دهد زندگی آن حضرت سراسر عزتمندی و بزرگی بوده است و برخلاف ظاهر داستان که حیات ایشان را عزت توأم با ذلت نشان می دهد. در این میان استفاده از مربع حقیقت نمایی ما را در دریافت حقیقت یاری می کند.
واژگان باستانی بازمانده در ضرب المثل های تالشی شمالی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال اول بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
189 - 206
حوزههای تخصصی:
ضرب المثل ها از مهمترین گونه های ادبی در ادبیات شفاهی به شمار می آیند که در میان مردم عادی بوجود آمده و سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته اند، وجود وزن و آهنگ محسوس در اغلب ضرب المثل ها موجب شده است که واژگان به کار رفته در آن ها با گذر زمان کمتر دچار تحولات زبانی شده، و اصالت خود را تا حدود زیادی حفظ کنند. بنابراین بررسی ضرب المثل های موجود در هر یک از گویش های ایرانی اهمیت ویژه ای دارد. به دلیل از بین رفتن تدریجی گویش ها، قسمت اعظمی از میراث فرهنگی و زبانی ایران زمین در معرض نابودی قرار گرفته است. بنابراین در راستای پاسداری از این میراث کهن ضرورت دارد که ضرب المثل های موجود در گویش ها از جمله گویش های زبان تالشی به صورت میدانی جمع آوری شود. لذا در پژوهش حاضر با بررسی چند ضرب المثل از تالشی شمالی، تعدادی از واژهای باستان را که تا حدود زیادی از تحولات زبانی مصون مانده اند، بررسی کرده و سیر تحول این واژه ها را مشخص نموده ایم، علاوه بر آن، به معادل فارسی هر ضرب المثل نیز، قبل از بررسی سیر تحول واژگان، اشاره شده است.
دستگاه فعل در گویش طاری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش این مقاله توصیف و بررسی دستگاه فعل در گویش طاری از گروه گویش های مرکزی ایران است. طار روستایی کهن است که در دهستان طَرق رود و در بخش مرکزی شهرستان نطنزِ استان اصفهان قرار گرفته است. گویش طاری یکی از گویش های بازمانده از زبان پارتی میانه و از شاخه شمالِ غربی زبان های ایرانی نو است که با گویش های طَرقی، کِشه ای و برخی دیگر از گویش های منطقه نطنز که دارای ساخت کُنایی هستند، همانندی و شباهت هایی دارد. در این پژوهش، با ارائه شواهد و نمونه هایی از گویش طاری، ضمن معرفی مشخصه های تصریفی این گویش مانند زمان، وجه، نمود، جهت، سببی سازی، مطابقه (با وندهای فاعلی و ضمیرهای پی بستی) و منفی سازی؛ هم چنین رابطه تصریفی ستاک حال و گذشته و صفت مفعولی و مصدر، شیوه ساخت صیغگان های مختلف فعل ارائه و توضیح داده شده است. داده های مقاله حاضر تماماً به روش میدانی و از طریق مصاحبه و گفتگو با سه گویشور میان سال و سالمندِ طاری گردآوری شده است.
همبسته های آکوستیکی تکیه و تمایز دستوری افعال همسان گویش مشهدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به افعال همسان گویش مشهدی که در ساخت های متفاوت دستوری به کار می روند پرداخته است. این افعال به دو بخش دوهجایی و بیش از دوهجایی تقسیم شد. نقش همبسته های آکوستیکی تکیه و تأثیر آن بر تمایز دستوری افعال همسان گویش مشهدی با پارامترهای صوتی مهمِ نوای گفتار یعنی فرکانس پایه، شدت و دیرش بررسی گردید. در این بررسی ۹۶۰ فعل تولید و با نرم افزار تحلیل گفتار پرات بررسی شد. این افعال در هشت زمان دستوری حال استمراری و آینده، ماضی ساده و ماضی نقلی، ماضی استمراری و ماضی نقلی مستمر، ماضی بعید و ماضی ابعد است. افعال دوهجایی همسان زمان دورتر، با دیرش و زیروبمی بیشتری تولید می شود و افعال زمان نزدیک تر دیرش و زیروبمی کمتری دارد. افعال چندهجایی همسان، جایگاه تکیه متغیر دارند. این جایگاه برحسب دور و نزدیک بودن به دو دسته تقسیم شدند. گویشور مشهدی برای القای مفهوم زمان دورتر در افعال دوهجایی نیازمند دو عامل دیرش و فرکانس پایه است و در افعال بیش از دوهجایی نیازمند جابه جایی جایگاه تکیه. افزایش فرکانس پایه و دیرش فقط در افعال زمان دورتر دوهجایی است. در افعال بیش از دوهجایی به دلیل تغییر در جایگاه تکیه افزایش همبسته های اکوستیکی تکیه رخ نداد.
مفهوم فرهنگی اجتماعی جنسیت در ترجمه بین نشانه ای: نگاهی به سینمای اقتباسی مهرجویی با محوریت زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال ۵۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
96 - 131
حوزههای تخصصی:
در تحقیق حاضر به بررسی تغییرات مفهوم فرهنگی اجتماعی جنسیت با تمرکز بر زنان در انتقال از آثار ادبی مکتوب به سینمای اقتباسی به عنوان نوعی ترجمه بین نشانه ای پرداخته شده است. دو فیلم پری (۱۳۷۳) و مهمان مامان (۱۳۸۲) به کارگردانی داریوش مهرجویی به همراه آثار ادبی متناظر آن ها به عنوان پیکره تحقیق انتخاب شده اند. از مدل پردیکاکی (۲۰۱۷) برای بررسی عناصر همیشه حاضر در داستان گویی شامل پی رنگ، تکنیک های روایت، شخصیت پردازی و زمینه استفاده شد و تحلیل داده ها با استفاده از یک چارچوب نظری تجمیعی صورت گرفت. نتایج نشان داد کارگردان با به کارگیری تکنیک زنانه زدایی و با تأکید بر ویژگی های تأثیرگذار زنان در مقابل تفکر قالبی مقاومت کرده و تصویری بهتر و ارتقا یافته از شخصیت های زن در مقایسه با شخصیت های زن آثار اصلی ارائه داده است. همچنین پری که اقتباس از اثری غیر بومیست، نسبت به مهمان مامان که اقتباس از اثری بومیست، به دلیل ملاحظات فرهنگی تغییرات بیشتری داشته است.
تحلیل گفتمان زیست محیطی در مطبوعات ایران در چارچوب رویکرد لاکلا و موف (مطالعه موردی: موضوع ریزگردها در روزنامه ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل گفتمان زیست محیطی روزنامه ایران درباره موضوع ریزگردها و براساس 14 مقاله منتشرشده در این روزنامه در نیمه اول سال 1401 صورت گرفته است. روش پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی است و داده ها در چارچوب رویکرد تحلیل گفتمان لاکلا و موف (1985) بررسی شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که «خارجی بودن منشأ ریزگردها» به عنوان دال مرکزی، نقش محوری در مفصل بندی گفتمان دارد. علاوه بر این دال، مواردی از قبیل «همکاری با کشورهای همسایه» و «همکاری های بین المللی»، «فقدان راهکارهای داخلی و درون مرزی»، «تقویت نقش وزارت امور خارجه»، «تضعیف نقش سازمان محیط زیست» و «عدم همکاری کشورهای همسایه» دال های اصلی هستند که همگی وابسته به دال مرکزی اند. دال های تهی این گفتمان عبارتند از «راه حل عملی» و «عدالت زیست محیطی» و دال شناور «سلامت جسمانی و روانی مردم» است. این گفتمان همچنین در مورد کشورهای عربستان، عراق، ترکیه و سوریه غیریت سازی کرده و آنها را منشأ بحران ریزگردها معرفی کرده است.
بررسی ساختاری، معنایی و کاربردشناختی قسم در گفتمان دادگاه های شهرستان دورود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و گویش های غرب ایران سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۸
91 - 111
حوزههای تخصصی:
در گفتمان دادگاه هریک از مشارکان از افراد حقوقی گرفته تا افراد عادی می کوشند تا روایات خاص خود از رویداد(های) انجام شده را ارائه دهند یا آنکه در تلاش هستند تا روایت موجود در ذهن خود را اثبات کنند؛ بنابراین، می توان درون مایه گفتمان دادگاه را «جنگ روایات» نام نهاد. در این جنگ برتری روایات، مشارکان از انواع راهبردهای گفتمانی و تعاملی بهره می برند که در قالب ابزارهای (غیر)زبانی مطرح می شوند؛ ازاین رو، قابل بحث و بررسی هستند. یکی از انواع راهبردهای مذکور استفاده از «قسم» است که در پژوهش حاضر به مثابه ابزار اقناع مخاطب در نظر گرفته می شود. در جستار حاضر تلاش بر آن است که ابعاد ساختاری، معنایی و کاربردشناختی قسم در گفتمان دادگاه واکاوی شود. نگارندگان به منظور تحقق این مقصود به طور عمده از رویکردهای کمّی و کیفی برای تحلیل داده ها بهره برده اند . در بُعد کیفی انواع کارکردهای قسم در چارچوب «زبان شناسی فرهنگی» و با استفاده از «طرح واره های فرهنگی» تحلیل شده اند؛ در بُعد کمّی نیز از محاسبات آماری برای بررسی ساختار و میزان فراوانی گونه های مختلف قسم استفاده شده است. بررسی داده ها بیانگر آن است که بالاترین گونه های به کاررفته در قالب ساختار قسم به حوزه های معنایی خداوند (الله، خدا) و قرآن (کلام الله، کلام خدا) مربوط است. همچنین وجود تنوع معنایی در انواع قسم های به کاررفته را می توان در پیشینه فرهنگی-اجتماعی مشارکان دنبال کرد. به علاوه، بررسی انواع طرح واره های فرهنگی قسم در گفتمان دادگاه مؤید آن است که می توان دست کم پنج کارکرد گفتمانی قسم شامل «دفاع از خود»، «اثبات ادعا»، «تهمت زدن»، «تهدید یا هشدار» و «درخواست» را از هم متمایز کرد. درخور بیان است که داده های پژوهش حاضر از جلسات متعدد دادگاه های کیفری، حقوقی و خانواده شهرستان دورود در بازه زمانی ۱۲/۱۰/۱۴۰۱ تا ۲۰/۰۳/1402 استخراج شده است.
کارآیی نظام های معنایی و تعاملی لاندوفسکی در تحلیل گفتمان های داستان سوره یوسف(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۶ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۸۸)
143 - 176
حوزههای تخصصی:
نظام معنایی و تعاملی اریک لاندوفسکی براساس چهار الگوی «برنامه مداری»، «مجاب سازی»، «تصادف» و «تطبیق» بنا شده است که به ترتیب براساس اصول «قاعده مندی»، «نیت مندی»، «شانس» و «امر احساسی» تعریف شده است، طبیعتاً امکان پیاده سازی این الگو در حوزه های معرفتی و دینی وجود دارد که در آن ها با پراتیک های تعاملی سوژه ها قابل انطباق است و بر این اساس می توان تنوع و تفاوت پراتیک های شخصیتی دینی با این الگو مورد خوانش قرار داد، از گفتمان هایی که در قرآن کریم وجود دارد، گفت گوها و پراتیک های تعاملی حضرت یوسف با دیگر اشخاص سوره است، این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با با تکیه بر چارچوب نظری اریک لاندوفسکی، گفت وگوها و پراتیک های تعاملی داستان یوسف را مورد بررسی قرار داده و ارتباط میان این الگو و شخصیت های سوره یوسف را تبیین کرده است، دستاورد کلی پژوهش نشان می دهد که سوژه ها و پراتیک های تعاملی براساس چهار نظام معنایی به صورت بیناتعریفی از یکدیگر تشخیص داده می شوند و هر کدام از شخصیت های داستان براساس یکی از چهار نظام معنایی قابل انطباق و رهگیری است؛ ازجمله: پراتیک های تعاملی حضرت یوسف(ع) است که براساس نوع بینش و ایدئولوژی که به مبدأ و مقصد هستی دارد، در چارچوب نظام معنایی برنامه مدار قرار می گیرد و دیگر شخصیت ها نیز براساس نوع بینش و اهدافی که دنبال می کنند در یک یا دو نوع از این نظام معنایی قابل بحث و انطباق اند،
نگاهی به وام واژه های گویشی در فارسی خراسانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
گونه های مختلف فارسی گفتاری که امروزه در خراسان ایران، تاجیکستان و شمال افغانستان صحبت می شود، بازمانده زبان فارسی دری هستند که در آغاز دوره اسلامی در این منطقه شکل گرفته و رواج پیدا کرده است. در این گونه ها واژه هایی دیده می شوند که بر پایه اصول زبان شناسی زبان های ایرانی نمی توانند فارسی اصیل محسوب شوند، بلکه وام واژه هایی هستند که در اثر تماس زبانی فارسی با دیگر زبان های ایرانی که در گذشته و حال در این مناطق رواج داشته اند، وارد این گونه های فارسی شده اند. در این مقاله پس از مقدمه ای درباره چگونگی شکل گیری زبان فارسی در منطقه خراسان و زبان های کهنی که قبل از فارسی در این منطقه رواج داشته اند، خاستگاه احتمالی وام واژه ها در فارسی خراسان بررسی شده است، سپس با برشمردن تعدادی از وام واژه های ایرانی در فارسی خراسان، و بررسی ویژگیهای آوایی آن ها، سعی شده تا خاستگاه این وام واژه ها در زبان ها یا گویش های ایرانی نشان داده شود.
واژه نیهشتن (nīhaštan=دقت کردن، دیدن) در گویش بختیاری؛ ریشه و ساخت ائوریستی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال اول پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
101 - 126
حوزههای تخصصی:
گویش های ایرانی همچون حلقه های زنجیر به هم پیوسته هستند که هر یک شماری ویژگی های زبان های ایرانی باستان را به ارث برده اند. این گویش ها، دنباله زبان های ایرانی باستان هستند که ریشه در دوران هندوایرانی و هندواروپایی دارند؛ از میان این گویش ها، گویش لری بختیاری از گروه گویش های جنوب غربی، دنباله زبان های ایرانی میانه غربی و فارسی باستان است که ویژگی های دستوری، واژگانی و آوایی آنان را به ارث برده است؛ همانا، گویش ها اصالت و نیای خود را بهتر نشان می دهند و در کنار مباحث فرهنگی، ساخت دستوری و واژگانی آنان هم باید مورد پژوهش قرار گیرد؛ از این رو، هدف این پژوهش بررسی واژه نیهشتن( ماده مضارع نیهر، نییَر) در لری بختیاری است که در متون کهن نیامده، ولی در گویش لری بختیاری به جا مانده است. بر این پایه، روش کار، هم پیدا کردن ریشه واژه و هم ساخت دستوری این واژه است که از چه قانون دستوری کهن پیروی کرده است. در پایان، چنین نتیجه گیری شد که این واژه از ریشه har و ساخت این واژه با احتمال بسیار از ساخت ائوریست یا ماضی s دار پیروی کرده است.
On the Consequential Validity of ESP Tests: A Qualitative Study in Iran(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Applied Linguistics Vol. ۲, No. ۴, Spring ۲۰۰۹
103 - 126
حوزههای تخصصی:
Consequential validity, a component of construct validity as a unified concept introduced by Messick(1989), deals with the impacts of tests on teaching, learning, individual test takers, teachers, society, and educational system within a country. Although the impacts of language tests on teaching and learning have been somehow studied, the consequences of ESP tests on individual test takers and teachers have not been given appropriate attention. The present study aimed at exploring the possible consequences of ESP tests, as parts of master and doctoral entrance examinations to post graduate universities in Iran, on the stake holders and society. In doing so, a qualitative research method was applied. The participants were 31 master and doctoral students, and 5 ESP instructors. The data were analyzed in terms of the content. Four main themes with a variety of sub-themes emerged from the content analysis. The results indicated that ESP tests have negative psychological (anxiety, stress, disappointment, self-confidence, teaching efficacy, disappointment), social (deprivation from education, ethical issues, acceptance of nonqualified candidates), financial, and family consequences on the learners and teachers. The society is also influenced as the result of ESP tests scores.
روایتی کوتاه به زبان بلوچی از مجموعه داستان های حسین کرد شبستری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال اول بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
207 - 215
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر متن کوتاهی است به زبان بلوچی (گویش سَراوانی) درباره قهرمان مشهور داستان های عامیانه، حسین کُرد شبستری. این روایت بلوچی میان پیوستی مشهوری از داستان های حسین کرد شبستری است که قهرمان آن در خلال داستان با نشان دادن نیروی فراطبیعی خویش به مقام و منزلتی ویژه دست می یابد. شایان ذکر است که حسین کُرد برای قبیله کُرد در بلوچستان ایران، چیزی فراتر از یک شخصیتِ داستان های عامیانه است و در مقام یک نام بخش، پدر افسانه ای اعضای قبیله نیز به شمار می رود.
The Relationship Among Iranian EFL Teachers’ Spiritual Intelligence, Performance and Happiness: The Moderating Role of Psychological Well-being(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Many significant psychological antecedents accompany second/foreign language (L2) teachers in the classrooms. Most recent studies show that spiritual intelligence, happiness, job performance, and psychological well-being are among these antecedents; however, the relationship between these constructs is still underexplored in the context of English as a Foreign Language (EFL). Therefore, this research aimed to explore the relationship among EFL teachers’ spiritual intelligence, happiness, and job performance considering the moderating role of psychological well-being. This study applied a correlational design. Iranian EFL teachers (n:103) were invited to participate in this study through convenience sampling. They were requested to fill out four questionnaires at work. The structural equation modeling (SEM) method was used through PLS software to analyze the collected data. Therefore, it was concluded that both spiritual intelligence and happiness positively influence EFL teachers’ job performance with psychological well-being only moderating the latter association. The findings of this study contribute to the knowledge on the teacher antecedents influencing their performance which can consequently result in enhancing the teachers’ job performance.
Iranian EFL Experienced vs. Novice Teachers’ Beliefs Regarding Learner Autonomy(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Applied Linguistics Vol. ۷, No. ۱۵, fall ۲۰۱۴
24 - 41
حوزههای تخصصی:
Learner autonomy has been described as the ultimate objective in many language teaching programs since the third quarter of the twentieth century and educators have highlighted the significant role of promoting learner autonomy in the process of language learning and teaching. However, only limited number of studies has been awarded to what leaner autonomy mean to teachers. This study addressed the gap and investigated novice and experienced teachers’ beliefs regarding learner autonomy. Forty teachers participated in two groups who were grouped based on their teaching experiences as novice and experienced teachers. A questionnaire which was adapted from British Council was administered to elicit the teachers’ beliefs regarding learner autonomy. The independent samples t-test analysis of the data revealed a significant difference between novice and experienced teachers beliefs. The findings of the present study may have some implications for teachers in promoting learner autonomy in their classes, in general, and involving learners in the process of teaching and learning, in particular.
تعبیری ناآشنا در بیتی منسوب به لبیبی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال دوم بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
105 - 108
حوزههای تخصصی:
در این یادداشت به بیتی منسوب به لبیبی پرداخته و نشان داده ایم که این بیت تقریباً به همان صورتی که در فرهنگ ها ضبط شده صحیح است و بحث درباره تصحیف اجزای آن که اخیراً در مقاله ای مطرح شده، گویا برخاسته از تعبیر ناآشنای «قاروره بر روی پزشک/طبیب زدن» است. برای این تعبیر شاهدی نیز از رباعیات شمس گنجه به دست داده ایم.
بررسی نمود در فرایند تکرار کامل ناافزوده در چارچوب نظریه صرف توزیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۸
75 - 49
حوزههای تخصصی:
فرایند تکرار یکی از سازوکارهای مهم در ساخت واژه های زبان فارسی است که به ایجاد واژه های جدیدی با معنای مستقل از پایه واژگانی منجر می شود. این پژوهش با هدف تحلیل فرایند تکرار کامل ناافزوده در چارچوب نظریه صرف توزیعی هله و مرنتز (1993 ) انجام شده است. هدف کلی از این پژوهش تبیین فرایند تکرار کامل نا افزوده و همچنین چگونگی شکل گیری مفهوم نمود در صورت مکرر بر پایه این نظریه است. با توجه به اینکه با اضافه شدن بخش تکرار شونده برای تشکیل صورت مکرر غالباً مقوله نحوی پایه تغییر می کند و در بسیاری از این نمونه ها مفهوم نمود تداومی نیز شکل می گیرد، بررسی این فرایند از دیدگاه صرف توزیعی اهمیت می یابد. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است و گردآوری داده ها به شکل کتابخانه ای است. ابتدا 78 نمونه از نمونه های تکرار کامل نا افزوده که مفهوم تداوم و تکرار عمل را در خود واژگانی کرده اند بر پایه ی طبقه بندی شقاقی (1379) و همچنین طبقه بندی رضایتی کیشه خاله و دیگران (1394) استخراج شد. سپس، در قالب نمودارهای درختی و از طریق ادغام واحد های زبانی و چگونگی به کارگیری اصول نظریه صرف واژگانی ازجمله قواعد ترمیمی، شکاف، وندافزایی، قواعد تنظیم آوایی و زیرمشخصه های تخصیصی به تبیین این داده ها پرداخته شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که در ساخت صورت های تکراری کامل مانند "آهسته آهسته" عموماً قواعد وندافزایی و قواعد ترمیمی و همجوشی دخیل هستند. هسته واژگانی در طی فرایند ادغام با بخش تکرارشونده گره نحوی مشخصی را به وجود می آورد در نتیجه جابجایی آن به گروه نمود مشخصه نمودی خود را بازبینی می کند. در این رابطه برای ساخت فرایند تکرار کامل نا افزوده قواعد شکاف و حذف، نقشی را ایفا نمی کنند و تشکیل صورت مکرر از طریق به کارگیری قواعد وند افزایی، قواعد ترمیمی و هم جوشی حاصل می شود. به این ترتیب، عناصر واژگانی در سطح نحو شکل می گیرند و از نمود تداومی برخوردار می شوند. این پژوهش نشان می دهد که تکرار صرفی به عنوان یک فرایند واژه سازی در سطح واژه و بالاتر از واژه عمل می کند و معنای جدیدی به این صورت زبانی می افزاید. یافته های این پژوهش همچنین می تواند در قالب الگویی برای تحلیل های صرفی در زبان ها و گویش های مختلف مورد استفاده قرار گیرد و چشم اندازی تازه برای درک بهتر ساختار صرفی زبان های دیگر فراهم کند.
Discontinuous Residue and Theme in Higher-Order Semiotic: A Case for Interlocking Systems(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Applied Linguistics Vol. ۱, No. ۳, fall ۲۰۰۸
21 - 38
حوزههای تخصصی:
The fallacy persists in discourse analysis research to explore lexicogrammatical phenomena detached from any adjacent plane of the meaning potential. In an attempt to dispel this and toss out some preconceived notions about what a modern SFG vantage point should involve, this study homes in on one aspect of SFG within prose fiction in particular, which is very revealing in terms of how separate system networks are actually in synergistic simultaneity, and how SFG allows one , phenomenally well, to bring such synergies out, getting to the heart of the fact that language pervasively operates on multiple planes of textuality simultaneously. Thus, building upon Halliday’s 2004 work, the quest is if it is interpersonally significant when the Residue is split into two parts; more importantly, if it is also laced with some lexicogrammatical quality on the textual plane, in light of the fairly well-entrenched assumption that there is always Theme at work when the Residue is split. Halliday is the only scholar to touch upon the topic of Discontinuous Residue and its relationship to Marked Theme in the culmination of his groundbreaking career, i.e. his 2004 work. Having driven home the proposal to make into a watchword the ubiquity of interlocking macro-semantic system networks, some pedagogical and research implications and suggestions flowing from this are brought up.
جایگاه طب سنّتی و گیاهان دارویی در بوستان سعدی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال دوم پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
113 - 136
حوزههای تخصصی:
یکی از وجوه مطالعه در فرهنگ عامّه، مطالعه و برّرسی نوع باورها و چگونگی عقاید مردم در مواجهه با بیماری هاست. از آنجا که بسیاری از عناصر فرهنگ عامّه همچون: آداب و رسوم، اعتقادات و باورها، بازی ها و سرگرمی ها، پوشاک و خوراک، طب سنّتی و عامیانه و سایر موارد دیگر در ادبیّات فارسی انعکاس یافته است، در این جستار کوشش شده تا به برّرسی طب سنّتی در کتاب بوستان سعدی که تأثیر انکارناپذیری بر فارسی زبانان گذاشته و منعکس کننده آیین و سنّت ملّی می باشد، بپردازیم. شاعران پارسی زبان نه تنها بر علوم ادبی که برخی از آنها در علوم مختلف زمان از قبیل فقه و کلام، عرفان و تصوّف، تاریخ و جغرافیا، طب و نجوم از عالمان و دانشمندان معاصر خود بوده اند، و با به کارگیری علوم مزبور، به ویژه علم طب، به آثار خویش، روح و لطافتی خاصّ بخشیده اند. گروهی از این بزرگان نیز گرچه طبیب نبوده اند، با طبیبان حاذق زمان خود مجالست داشته و یا اینکه از نحوه طبابت مرسوم در آن دوران با خبر بوده اند. به طوری که تأثیر شگرف این دانش در اشعار لطیفشان به خوبی تجلی کرده است.
شکسته نویسی در ترجمه: مطالعه موردی رمان ماجراهای هاکلبری فین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال ۵۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
132 - 161
حوزههای تخصصی:
تعیین مرز شکسته نویسی در زبان فارسی همواره مورد مناقشه بوده است و در ترجمه که مترجم با دو زبان سروکار دارد نمود بیشتری پیدا می کند. مطالعه حاضر با رویکردی توصیفی - مقایسه ای در تحقیق کیفی از نوع موردپژوهی و با استفاده از نمونه گیری هدفمند و بر مبنای اصول شکسته نویسی طبیب زاده به بررسی 15 ترجمه از رمان «ماجراهای هاکلبری فین» می پردازد تا به راهکارهای مترجمان در انتقال افت وخیز کشمکش های طبقانی میان فرادستان و فرودستان به واسطه استفاده آنان از زبان پی ببرد. بررسی 15 ترجمه مذکور روشن ساخت که هرگاه مترجمان با به کاربردن واژگان و نحو محاوره، متن را به گفتگو نزدیک کرده اند ترجمه انسجام زبانی بیشتری دارد و هرگاه مترجمان به طور افراطی جهت نشان دادن طبقه اجتماعی فرودستِ قهرمانِ داستان، واژگان شکسته به کار برده اند رسایی و روانی متن را مختل کرده اند که همین امر نهایتاً با معرفی واژگان نامأنوس، می تواند به آسیب جدی به زبان فارسی بینجامد.