فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۸۲۱ تا ۹٬۸۴۰ مورد از کل ۱۱٬۰۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
هشت دهه مطالعه علمی ریتم گفتار ثابت می کند که ریتم گفتار نه تنها بخش مهمی از موسیقی و شعر است، بلکه به موضوعی چالش برانگیز در همه شاخه های زبان شناسی تبدیل شده است. مطالعه آکوستیک ریتم گفتار، نتایج کاربردی در موضوعات مختلف از جمله شناسایی گوینده را ارائه داده است. از طرف دیگر برخی از مطالعات نشان می دهند که ریتم گفتار بین زبان ها، گویش ها و گویندگان بسیار متغیر است.این تحقیقات نشان دادند که تنوعات میان گوینده در ریتم گفتار به تمایزات زبانی در جمله ها بستگی دارد. در این پژوهش علاوه بر بررسی طبقه ریتم گونه قشقایی به بررسی تأثیر هر جمله در ویژگی های ریتمیک این گونه زبانی پرداخته می شود. بدین منظور، همبسته های آکوستیکی ریتم گفتار گونه قشقایی در یک متن خوانشی با محاسبه سنجه های مختلف دیرش فواصل آوایی بررسی می شوند. این فواصل آوایی شامل فواصل واحدهای زبانی، فواصل همخوان و واکه، فواصل همخوانی و واکه ای، فواصل واک داری و بی واکی، فواصل هجایی و فواصل قله هجا می باشند. همچنین به منظور مطالعه تأثیر هر جمله در ویژگی های ریتمیک این گونه زبانی، تغییرپذیری ریتم میان جمله داده های این تحقیق بررسی می شوند. نتایج نشان می دهد که جایگاه ریتم گونه قشقایی در میانه پیوستار ریتم زبان ها نزدیک به زبان های هجا زمانی قرار دارد ولی در مقایسه با زبان فارسی به زبان های تکیه زمانی نزدیک تر است. نتایج بررسی سنجه های مختلف دیرش ریتم در فواصل مختلف آوایی حاکی از آن است که همبسته های تغییرپذیری دوتایی هجایی nPVI-Syl))، انحراف معیار نرمال شده فواصل همخوانی (VarcoC) و سرعت هجا (rateSyl) به ترتیب قوی ترین سنجه ها در نشان دادن تمایزات میان جمله در گونه قشقایی هستند.
تحلیل مؤلفه های نام شناسی اجتماعی و مفهوم سازی های فرهنگی نام افراد در میان گویشوران لر در ناحیه شمال و شمال شرق دزفول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نام های افراد به مثابه یک منبع غنی اطلاعاتی سرشار از مفهوم سازی هایی است که به کار تحقیق در تاریخ و فرهنگ، نحوه زیست و مختصات جغرافیایی و اقلیمی اقوام مختلف می آید. از این رو، نام های افراد، شاخصی مهم برای ورود به یک جامعه و آشنایی با فرهنگ اقوام مختلف است. نگارنده در این پژوهش، با گردآوری پیکره ای از نام های افراد در میان گویشوران «لر» در ناحیه شمال و شمال شرقی دزفول در پی استخراج و استنتاج سویه های فرهنگی این نام ها برآمده است و از راه مصاحبه با گویشوران و تکیه بر شم زبانی خود و منابع کتابخانه ای به توصیف و تحلیل نام ها پرداخته است. آن چه که در میان پیکره نام های این ناحیه از منظر ساخت واژی با سویه فرهنگی با بسامد بالایی مشاهده گردید، به کار رفتن واکه های i:/ u://e/ در پایان نام ها برای تحبیب است. همچنین موضع گیری های استعاری در نامها دیده می شود که همراه بار معنایی مثبت و منفی است و بازتاب موضع گفتمانی نام گذار در قبال پذیرنده نام است. بخشی از وجوه استعاری نام ها نیز روایت گر مفهوم سازی های فرهنگی است که ریشه در باورها، جهان بینی ها و سبک زندگی افراد دارد. همچنین نام های توتمی افراد که وجهی خاص از شیوه های اندیشیدن را باز می نمایاند قابل توجه است. به کار رفتن جای نام ها برای افراد نیز از شاخصه های مهم گویشوران این ناحیه است.
Cognitive and Sociolinguistic Analysis of Gendered Communication Patterns in Iraqi TV Talk Shows(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۲, Issue ۴۹, Summer ۲۰۲۴
201 - 215
حوزههای تخصصی:
This article examines gendered patterns in public discourse by analyzing the cognitive and sociolinguistic features of interruptions, turn-taking, and collaborative language during Iraqi TV talk shows. We used a mixed-methods approach to examine transcripts from 20 episodes of TV talk shows in which both male and female guests appeared. This and other studies suggest that there are strong gender-based differences in, for example the per cent of talk with interruptions (evaluated by numerical frequency), topic control or continue, males talking more than females coded as take-talks or pivoting responses, whereas types of type-control regards turn taking was higher among female speakers than male while total degree of fluency to engaged language use. These trends are consistent with Iraq's historical gendered norms — a juxtaposition against American shifts toward more equitable media relations. The main conclusions suggest the significance of cultural constraints in communication, indicating practical paths for media literacy as well as suggestions where sociolinguistic training and gender-inclusive policy design may benefit from a closer look.
هماهنگی واکه ای در ترکی همدانی: بررسی میزان اعتبار انگاره های بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، هماهنگی واکه ای در ترکی همدانی در چارچوب انگاره های انطباق مشخصه ها، سازگاری محلی، گسترش، گستره و سازگاری از طریق تناظر در نظریه بهینگی بررسی می شود. به این منظور، داده هایی متناسب با اهداف پژوهش از منابع کتابخانه ای جمع آوری و توسط 30 گویشور بومی ترکی همدانی تولید شد. بررسی داده ها نشان داد که الگوی هماهنگی واکه ای در ترکی همدانی از سه نوع هماهنگی کامل، تیره و شفاف است. نتایج به دست آمده از تحلیل داده ها نشان داد که انگاره گسترش کفایت توصیفی و توضیحی بیشتری در تحلیل انواع هماهنگی واکه ای در ترکی همدانی نسبت به انگاره های نظری دیگر دارد. زیرا اولاً این انگاره برخلاف انگاره های نظری دیگر می تواند توصیف کارآمدی از انواع هماهنگی واکه ای در ترکی همدانی به دست دهد. دوماً انگاره گسترش انگاره ای ساده با کفایت توضیحی بسیار بالایی است که با به کارگیری محدویتSpread [αF] می تواند وحدت عملکردی انواع مختلف فرایند همگونی (مانند هماهنگی واکه ای، همگونی در محل تولید، همگونی در مشخصه واکداری-بیواکی و غیره) به خوبی در نظام آوایی زبان ها و در راستای هماهنگی سازوکارهای تولیدی توضیح دهد.
EFL Teachers’ Perceptions and Practices of Learner Autonomy in Omani Secondary Schools
حوزههای تخصصی:
Autonomous learning is a study skill that may be challenging not only to learners with a dependent learning style but also to teachers used to teacher-oriented methodology. However, the considerable shift in the teaching and learning paradigm especially after the 2020 pandemic has made autonomous learning a must-gain skill. This research aimed to explore EFL teachers' perceptions of learner autonomy (LA), their actual practices, and the challenges of LA promotion at Omani secondary schools. It also investigated possible associations between teachers' beliefs about promoting LA and their academic level, gender, and years of experience. Within a convergent mixed-method parallel design, thirty Omani EFL school teachers were selected through convenience sampling to participate in the study. The instruments included teachers’ perceptions questionnaire, classroom observation data, and interviews with teachers. Frequency counts, ordinal regression analysis, and grounded theory were used to analyze the quantitative and qualitative data. The results revealed that although EFL teachers at Omani secondary schools practice some strategies that promote learner autonomy, these practices are not intentionally and exclusively implemented for LA purposes. Moreover, the results showed some discrepancies between teachers’ beliefs and their actual practices of LA due to some constraints and challenges such as the intensive English curriculum, teachers being overloaded with numerous school tasks besides teaching, learners' limited exposure to English outside the classroom, and teachers' inadequate professional background in the concept, principles, and practices of learner autonomy. No significant association was found between the teachers' general beliefs about LA and their particulars. It may be argued that the concept of autonomous learning and strategies to promote LA should be included as a core component of teacher training programs. By the same token, more self-study and self-assessment practices may be added to the English course materials in schools to help learners develop this essential skill for their higher education.
ارزیابی کاربرد استعاری اسامی حیوانات در زبان ترکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۹
45 - 76
حوزههای تخصصی:
بر اساس دیدگاه شناختی لیکاف و جانسون، استعاره مفهومی یکی از مجاری اصلی درک انسان از مفاهیم عالم هستی است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر اسامی حیوانات بر گفتار گویشوران زبان ترکی و ارزیابی معانی ضمنی این واژه ها بوده است. گویشوران زبان ترکی با تشبیه انسان و رفتارهای او، نیز رویدادهای پیرامونی به حیوانات، آنها را در معانی استعاری به کار می برند. در پژوهش حاضر که به صورت میدانی و انجام مصاحبه با 30 گویشور زبان ترکی گویش شهر زنجان انجام گرفت، تعداد 93 واژه گردآوری شده که 22 واژه و معانی استعاری آنها بین کاربران زبان ترکی مشترک بوده است. ابتدا، معانی ضمنی هرکدام از این 22 واژه که دیدگاه فرهنگی گویشوران زبان ترکی را نشان می دهند، استخراج و در جدولی مقابل هرکدام از اسامی حیوانات نوشته شده است. سپس، برای هر واژه با ذکر اشعار یا امثال و حکم از کتاب ها و منابع معتبر زبان ترکی توضیحاتی ارائه گردیده است. همچنین، موضوع جنسیت، فراوانی و درصد این واژه ها بررسی شده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که نام های این حیوانات بر گفتار گویشوران زبان ترکی تأثیر می گذارد به طوری که متناسب با موقعیت های مختلف بافتی، از این نام ها به صورت استعاری بهره می گیرند و در گفتار از آنها استفاده می کنند.
تقویت دستگاه واژگانی زبان فارسی با استفاده از واژ ه ها و ساختواژه های گویشی (مطالعه موردی: گویش تاتی جیرنده عمارلو)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۶)
337 - 368
حوزههای تخصصی:
گویشهای ایرانی علاوه بر برخورداری از ساختواژه های مشترک با زبان فارسی، از ساختواژه های ویژه ای نیز برخوردارند. ساختواژه های مشترک، واژه هایی تولید می نمایند که علاوه بر معنای رایج در فارسی، کاربرد گویشی نیز دارند. می توان از این معانی و کاربردهای گویشی جهت گسترش حوزه معنایی واژه ها در متون نظم و نثر و مکالمه های روزانه فارسی استفاده کرد. ساختواژه های اختصاصی علاوه بر تولید واژگان گویشی، توانایی تولید واژه در زبان فارسی را نیز دارند و می توانند مورد توجه فرهنگستان زبان و ادب فارسی واقع شوند. بسیاری از واژه های گویشی را می توان برای تقویت دستگاه واژگانی فارسی وارد این زبان نمود. هدف از این پژوهش که به روش کتابخانه ای انجام شده، بررسی تطبیقی ساختواژه تاتی (گونه جیرنده عمارلو) و فارسی در دو مقوله اسم و صفت بر اساس نظریه مقوله و میزان، و یافتن واژه ها و ساختواژه های گویشی مناسب جهت ورود به زبان فارسی و تقویت دستگاه واژگانی آن است. نتیجه این مطالعه نشان می دهد که بسیاری از واژه های تاتی توان انطباق بالایی با دستگاه آوایی زبان فارسی دارند و می توانند به طور مستقیم وارد زبان فارسی شوند. واژه های تاتی دیگری هم که بار معنایی و رسانگی کلام خوبی دارند، اما از تطابق کمتری با دستگاه آوایی زبان فارسی برخوردارند، می توانند به صورت «فارسی شده»، یعنی منطبق شده با دستگاه آوایی زبان فارسی (با تغییرات آوایی یا نحوی اندک)، و یا به صورت ترجمه وارد زبان رسمی شوند و بر گسترش دستگاه واژگانی آن بیفزایند. پیشنهاد ورود بیش از هفتاد واژه، عبارت و اصطلاح تاتی به زبان فارسی نتیجه بررسی های این پژوهش است.
Enhancing Reading Comprehension through Critical Dialogs as Pre-task: The Case of the Students of Psychology and Accounting
حوزههای تخصصی:
The effects of task-based language teaching (TBLT) on reading comprehension of EAP students has not received due attention in the literature. Using a mixed-methods approach, the research examines whether TBLT improves reading comprehension more effectively compared to traditional English for academic purposes methodologies. In this study, a sample of 100 intermediate-level Iranian university students was selected through convenience sampling and randomly divided into four groups of 25 participants each (comprising two control groups and two experimental groups). The experimental groups, one in psychology and one in accounting, were instructed using TBLT, while the control groups, also in psychology and accounting, followed traditional EAP instruction as dictated by the curriculum and course instructor. Initially, all groups completed a piloted, researcher-developed reading comprehension pretest. In the experimental groups, the syllabus was co-constructed through negotiation, reflecting the students' needs and rights. In contrast, the control groups were taught using textbooks predetermined by the curriculum. Upon the completion of the treatment sessions, all participants took a posttest. Both quantitative and qualitative analyses revealed that TBLT significantly enhanced the reading comprehension skills of Iranian university students compared to traditional EAP methods. Additionally, the study found that the field of study did not influence the effectiveness of the instructional method (TBLT or EAP). These findings provide valuable insights for English for specific purposes (ESP) teachers and material developers, emphasizing the potential benefits of incorporating TBLT into EAP instruction.
سازوکارهای بازنمایی زیست بوم در اشعار عامیانۀ گونۀ لری ممسنی: رویکردی گفتمانی - شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۰
131 - 160
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر استخراج، بررسی و تحلیل سازوکارهای بازنمایی زیست بوم در اشعار عامیانه ممسنی با رویکردی گفتمانی-شناختی است. به این منظور، پیکره ای مشتمل بر 268 بیت از اشعار این گونه با مضمون زیست بوم از طریق منابع مکتوب موجود و نیز مصاحبه با گویشوران شناسایی، استخراج و دسته بندی شد و مبنای انجام این پژوهش قرارگرفت. سپس، هشت سازوکار گفتمانی-شناختی ( ایدئولوژی، قالب ها، استعاره ها، ارزیابی ها، هویت ها، باورها، محو سازی و برجسته سازی) موجود در آن ها بر اساس انگاره های زبان شناسی زیست محیطی تجزیه و تحلیل شدند. بر مبنای یافته های پژوهش، همه انواع 8 سازوکار مورد بررسی در زبان شناسی زیست محیطی در داده ها وجود دارد. در این میان، استعاره مفهومی با بیش از 38 درصد پربسامد ترین سازوکار در میان همه سازوکارها بود. این امر نشان می دهد این گونه زبانی به شدت استعاری است. یافته ها همچنین نشان داد سازوکارهای موردِ اشاره برای بازنمایی عناصر مثبت طبیعت بیشتر از عناصر منفی آن به کار رفته اند. از میان سازوکارهای به کاررفته، برجسته سازی در همه موارد تقویت کننده و محوسازی در همه موارد اثر تخریبی داشته است. یافته های این پژوهش بیان گر آن است که فرهنگ، سبک زندگی و پیشینه تاریخی و قومی در بازنمایی طبیعت در گونه لری ممسنی نقش برجسته ای بر عهده دارد.
مالکیت انتقال پذیر در زبان فارسی: رویکرد فرازبان معنایی طبیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبانشناخت سال ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۲۷)
283-305
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به بررسی مفهوم مالکیت انتقال پذیر در زبان فارسی در چارچوب نظریه فرازبان معنایی طبیعی پرداخته می شود. در این نظریه تنها نخستی معناییِ مرتبط با مفهوم مالکیت، نخستی (IS) MINE است که ادعا می شود براساس آن می توان تمامی عبارات زبانی مرتبط با مفهوم مالکیت را توصیف نمود. هدف این پژوهش آن است که با بررسی عبارات زبانی مرتبط با مالکیت انتقال پذیر، درستی این ادعا را در زبان فارسی بیازماید. نتایج پژوهش نشان می دهد که عبارات ملکی دارای ساختار «مال X (است)» (مانند «مال کسی/شما/رضا است») همگی از نخستی معنایی «مال من (است)» مشتق شده اند و ساخت ملکی گروهی «X-e Y» (مانند «کتابِ مهشید») را می توان براساس این نخستی توصیف نمود. همچنین پس از بررسی افعال ملکی «دادن»، «داشتن» و «دزدیدن» که با مالکیت انتقال پذیر در ارتباط اند، مشخص شد که این فعل ها را نیز می توان به کمک نخستی معنایی «مال من» توصیف کرد. بنابراین، این نخستی معنایی نقشی کلیدی در بیان مفهوم مالکیت انتقال پذیر در زبان فارسی ایفا می کند.
ارزیابی ترجمه های فارسی در خصوص واژگان مترادف نمای مرتبط با مفهوم گناه در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واکاوی میزان رعایت اصل عدم ترادف در الفاظ قرآن در ترجمه واژگان مترادف نما، از برجسته ترین ملاک های ارزیابی کار مترجمان است. ازجمله واژگان مترادف نما در آیات الهی، واژگان مرتبط با مفهوم گناه است. دقت در ترجمه این واژگان به فهم و درک بهتر معارف والای قرآن در سه حوزه عقاید، احکام و اخلاق می انجامد. در همین راستا، این پژوهش می کوشد با روش توصیفی تحلیلی توأم با نقد و با ارزیابی ترجمه های آقایان معزی، فولادوند، آیتی، الهی قمشه ای و خانم صفارزاده به عنوان نمایندگان پنج روش ترجمه تحت اللفظی، وفادار، معنایی، تفسیری و آزاد به این مسائل پاسخ دهد؛ بهترین معادل برای واژگان مترادف نمای مرتبط با مفهوم گناه در زبان فارسی چیست؟ موفق ترین روش ترجمه درخصوص واژگان یادشده کدام است؟ فرضیه تحقیق پیش رو عبارت است از اینکه مترجمان فارسی زبان در ترجمه واژگان مرتبط با مفهوم گناه به مثابه دسته ای از واژگان مترادف نمای قرآن، اصل عدم ترادف را لحاظ نکرده اند، در حالی که با عنایت به اصل معنایی واژگان یادشده امکان تبیین وجوه تمایز این الفاظ در ترجمه وجود دارد. نتایج ارزیابی های صورت گرفته حاکی از آن است که بیان معنای دقیق این الفاظ با عنایت به اصل معنایی واژگان یادشده و در قالب واژگانی مختصر و مفید و یا در قالب توضیحاتی درون پرانتز در روش های معنایی، آزاد و تفسیری امکان پذیر است، اما به دلیل محدودیت ناشی از ذات و طبیعت روش های ترجمه تحت اللفظی و وفادار، این دو روش چندان کارآمد نیستند.
بررسی زایایی الگوهای سازنده اسم مرکب در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی زایایی الگوهای سازنده اسم مرکب در زبان فارسی با تکیه بر چارچوب نظری زایایی پلاگ (2003) می پردازد. بدین منظور نگارندگان از پیکره ای برگرفته از پایگاه دادگان زبان فارسی، 1300 اسم مرکب استخراج کردند. روش تحقیق پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی بوده و روش گردآوری داده ها پیکره بنیاد است. نگارندگان پس از بررسی و تحلیل داده های جمع آوری شده از پیکره پژوهش، این گونه نتیجه گرفتند که تنها روش کمی سنجش زایایی فرایندهای واژه سازی که پلاگ (2003) معرفی کرده، شمارش بروندادهای یک فرایند واژه سازی است. همچنین، زایاترین الگوی اسم مرکب ساز در میان الگوهای سازنده اسم مرکب در زبان فارسی، الگوی (اسم + اسم) است. به علاوه، روش های مختلف سنجش میزان زایایی الگوهای سازنده اسم مرکب، نتایج متفاوتی را از میزان زایایی این الگوها ارائه می دهد. تحلیل داده های استخراج شده از پیکره پژوهش نشان می دهد که در میان الگوهای سازنده اسم مرکب در زبان فارسی، الگوی (اسم + اسم) بیشترین زایایی را دارد و الگوهای (ضمیر + اسم، ضمیر + ستاک فعلی (حال)، اسم + فعل امر و عدد + عدد) با بسامد نوع 1 واژه، غیرزایاترین الگوی سازنده اسم مرکب بوده و از کم ترین میزان زایایی برخوردارند.
بررسی چگونگی انتقال اصطلاحات سیاسی اجتماعی مقیّد به فرهنگ در ترجمه روسی رمان سووشون سیمین دانشور بر اساس آراء سرگِی وِلاخوف و سیدِر فِلورین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و پنجم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
155 - 187
حوزههای تخصصی:
اصطلاحات مقیّدبه فرهنگ یا فرهنگ بسته ها به عناصر فرهنگی و مفاهیم بومی موجود در جوامع مختلف اشاره دارند که مترجمان همیشه در انتقال صحیح آنها از زبان مبدأ به مقصد با دشواری های فراوانی روبه رو هستند. حفظ بیشترین بار معنایی و فرهنگی در انتقال این عناصر مهم ترین دستاورد مترجمان به ویژه در حوزه ترجمه ادبی است. سرگِی وِلاخوف و سیدِر فِلورین، از نظریّه پردازان مشهور بلغاری در حوزه ترجمه، عناصر فرهنگی را بر اساس موضوعات مختلف از قبیل جغرافیایی، قوم نگاری، سیاسی‑ اجتماعی و نظامی طبقه بندی کرده و راهبردهایی را جهت انتقال صحیح آنها به دیگر زبان ها ارائه کرده اند که مبنای کار در پژوهش حاضر است. در این تحقیق، چگونگی انتقال عناصر فرهنگیِ سیاسی‑ اجتماعی در ترجمه روسی رمان سووشون سیمین دانشور به روش خوانش و مقابله تطبیقی و شیوه تحلیلی‑توصیفی بررسی شده است. بررسی ها نشان داد که در برگرداندن عناصر فرهنگیِ سیاسی‑ اجتماعی در این رمان بیش از همه از ترجمه تقریبی ‑و شیوه معادل کارکردی‑ و کمتر از همه از آوانویسی، حرف نویسی و ترجمه ضمنی استفاده شده است. در بسیاری از موارد نیز بارِ فرهنگی و گاه حتّی بار معنایی، زبان شناختی و سبک شناختی واژگان و عبارت ها از دست رفته است. درمجموع، موفقیّت مترجمان در انتقال بارِ فرهنگی در حوزه اصطلاحات سیاسی اجتماعی به متن مقصد نسبی تلقّی می شود.
نگرشی نو به شمارواژه های مرکب در زبان فارسی: رویکرد صرف ساخت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۵ بهمن و اسفند ۱۴۰۳ شماره ۶ (پیاپی ۸۴)
337 - 371
حوزههای تخصصی:
یکی از مقوله های زبانی که در باورهای اعتقادی و اجتماعی جامعه ریشه دارد، عدد است. ترکیب در زبان فارسی زایاترین فرایند واژه سازی است. در زبان فارسی نیز با استفاده از اعداد ترکیب های فراوانی ساخته می شود که شمارواژه نامیده می شوند. این مقاله از منظر انگاره صرف ساخت به تحلیل الگوهای واژه سازی [عدد X] در زبان فارسی می پردازد و تنوعات معنایی، عمومی ترین طرح واره ساختی ناظر بر عملکرد این الگوی واژه سازی و نیز ساختار سلسله مراتبی آن ها را در واژگان گویشوران فارسی بررسی می کند. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و تعداد داده ها بالقوه بی نهایت است (از آنجا که اعداد بی نهایت اند، ساخت هایی که با عدد ساخته می شوند نیز بالقوه بی نهایت هستند). داده های این پژوهش از پایگاه داده های زبان فارسی، شبکه هستان شناسی فارس نت، پیکره بی جن خان، فرهنگ زانسو، فرهنگ سخن، پیکره وب و وبگاه ویکی پدیای فارسی گردآوری شده اند. یافته های پژوهش گویای آن است که یک طرح واره ساختی عمومی و چندین زیرطرح واره فرعی، ناظر بر ساخت ترکیبات «عدد» هستند و مفهوم «ویژگی متمایزکننده هستار مرتبط با معنای عدد و X» انتزاعی ترین هم بستگی صورت و معنای قابل برداشت از این الگوست. این مطلب بیانگر آن است که الگوی [عدد X] از اساس ساختی با کارکرد چندگانه است. به سخن دیگر، چندمعنایی که در این جا با آن روبه رو هستیم نه در سطح واژه های عینی، بلکه در سطح ساخت ها و طرح واره های انتزاعی قابل تبیین است. همچنین، نتایج نشان داد معنای اجزای ساخت و رابطه آن ها، دانش دانش نامه ای، بافت و همچنین استعاره و مجاز مفهومی، نقش بسزایی در تعیین معنای شمارواژه های صفتی مرکب دارند.
Interactional Metadiscourse Markers in the Discussion and Conclusion Sections of the Research Papers in the Disciplines of Political Sciences and Religious Studies(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال پانزدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۹
221 - 242
حوزههای تخصصی:
Metadiscourse is an essential component of academic writing, as it helps authors better communicate their ideas and engage their readers. It is through the analysis of the text's metadiscourse that one can explore academic writing and compare the rhetorical traits and preferences of various discourse communities (Hyland, 2005). To this end, this study examined the differences in the use, type, and frequency of interactional metadiscourse markers in the discussion and conclusion sections of political science and religious studies articles written in English language. The corpus of this study consisted of 45032 words extracted from fifty research articles, twenty-five articles in the field of political science, and twenty-five articles in the field of religious studies published between 2019 and 2023 in the top one high-impact factor and peer-reviewed international journals.
To analyze the data, one Eta and two Chi-square tests were run. Considering the interactional resources of Hyland’s (2005) metadiscourse model, the researchers uncovered that despite some subtle differences in the use, frequency, and types of these metadiscourse markers, “hedges” were the most and attitude markers were the least frequently used metadiscourse markers employed in both political science and religious studies disciplines. The findings have some educational implications that shed light on the need to encourage English language teachers, university professors, and publishers in the fields of TEFL and ESP to provide EFL learners with appropriate sources and settings to increase their familiarity with various metadiscourse markers, especially the category of interactional MDMs that aids them write coherently and establish genuine interaction with audiences.
“It will be *scratching me”: Increments in STI and HIV medical encounters in Southwest Nigeria(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study examines the occurrence of increments in three languages (Nigerian English, Yoruba, and Pidgin) in the medical context in Nigeria with the aim to give a functional classification to increments built upon the conceptual and structural description in the literature. This is a step further from reflecting the manifestation of increments in the monotypic context of mundane interactions to an investigation of the phenomenon in an institutional context. Fifty audio-taped recordings of naturally occurring conversations in selected hospitals in three states in southwest Nigeria were transcribed and analysed using Conversation Analysis. Functional classification of increments in the data revealed six types of increments namely, symptom-motivated, information-motivated, history-related, face-saving, emphatic, and mundane. The increments were mainly glue-ons and very few instances of non-add-ons in the context of history-related increments. Patients were more frequently disposed to designing increments than doctors in STI and HIV consultations in Nigeria. The patients utilized the symptom-motivated increments for the purpose of elaborating on their health concerns and for clarifying the most pressing symptoms. This afforded them the opportunity of unburdening their health concerns and focalising more pressing symptoms. In addition, the sensitive nature of their condition also spurred the deployment of face-saving and history-related increments to handle embarrassing and face-sensitive questions about their condition and lifestyle.
Pragmalinguistic Dimensions of Incitement in Political Discourse: Analyzing Rhetorical Strategies During the Russia-Ukraine Conflict(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۱, Issue ۴۷, ۲۰۲۳
173-184
حوزههای تخصصی:
This research explored the intricacies of incitement as a speech act in political discourse, particularly in the context of the ongoing Russia-Ukraine conflict. Utilizing a mixed-methods design, the study combined qualitative analyses—focusing on rhetorical structures and pragmatic strategies—with quantitative evaluations of speech act frequencies. The corpus included speeches from prominent political figures delivered between February 2022 and March 2024, selected for their relevance to incitement. The analysis revealed that incitement often straddles the boundary between illocutionary and perlocutionary acts, showcasing how politicians use indirect language to maintain plausible deniability while still mobilizing action. This ambiguity complicates traditional classifications within speech act theory. Furthermore, the study highlights various persuasive strategies employed in political rhetoric, such as emotional appeals and historical analogies.The implications of this research are significant for understanding how language functions as a tool of political power, particularly in conflict situations. It provides insights into ethical considerations surrounding incitement in political communication, suggesting that awareness of linguistic strategies can help prevent escalation of tensions and promote more responsible discourse among leaders.
Investigating Gender DIF in the Reading Comprehension Section of the B2 First Exam(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Construct-irrelevant variance is considered as a major threat to validity which indicates the existence of additional unrelated variables that distort the meaning of test scores and cause the test to be biased. Differential item functioning (DIF) analysis is an important technique in examining the validity and fairness of educational tests. Concerning the importance of test fairness in large-scale exams, this study aimed to (1) detect gender DIF in the reading comprehension section of the B2 First exam using the Rasch model and Mantel-Haenszel method, and (2) investigate the comparability of results from the two DIF detection techniques. To this end, the reading section of the B2 First exam was administered to 207 undergraduate students of English as a foreign language (EFL). After checking the fit of the data to the Rasch model, the results of the Rasch model-based DIF analysis showed the presence of two items indicating DIF, whereas the results of Mantel-Haenszel showed that there were three gender-DIF items.
واژه بست در گویش کُندازینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش این مقاله بررسی و توصیف واژه بست های گویش کُندازینی است. کُندازی روستایی است کوهستانی و کهن که در دهستان اَبرَج و در بخش دُرودزَن شهرستان مرودشت قرار دارد. گویش کندازینی یکی از گویش های بازمانده از زبان فارسی میانه و گویشی از شاخه غربی-جنوبی زبان های ایرانی نو است که با گویش های دشتکی، امامزاده اسماعیلی، کوهمَره ای/ کُهمَره ای، اردکانی، خلاءری، قَلاتی، لارستانی، دَوانی و دشتی و پاره ای دیگر از گویش هایی شباهت و همانندی هایی دارد که دارای ساخت کنایی هستند. در این پژوهش، نخست هفت آزمون از آزمون های زوئیکی و پولوم (1983) که شقاقی (1374) برای بررسی و طبقه بندی تکواژهای وابسته در زبان فارسی اقتباس کرده است، در گویش کندازینی به کار گرفته می شوند. سپس انواع واژه بست در گویش کندازینی مشخص و هر واژه بست در چند جمله نمونه، آورده می شود. همچنین، هر جمله، جداگانه آوانگاری و تحلیل و در صورت نیاز، توضیحاتی برای تغییرات و دگرگونی آوایی و دیگر فرایندهای واژ-واجی در سطح واژه و جمله ارائه می شود. شیوه پژوهش در بررسی و مطالعه این گویش، میدانی و کتابخانه ای است. بر اساس مطالعه صورت گرفته، واژه بست های این گویش عبارتند از ضمیرهای پیوسته شخصی، فعل های پی بستی، نشانه مفعولی صریح، نشانه معرفه، نشانه نکره، نشانه اضافه، نشانه متمم ساز، نشانه هم پایگی، صورت مخفف قید افزایشی هم، نشانه تأکیدی. ضمیرهای پیوسته واژه بست های فاعلی نقش مطابقه را در جمله ایفا می کنند. داده های زبانی این گویش می تواند پرتویی بر دانش ایران شناسی، شناخت و مطالعه زبان های ایرانی و پژوهش های رده شناسی باشد. در این پژوهش، 16 نفر گویشور مرد و 4 گویشور زن در گروه های سنی 30 تا 80 ساله از افراد بی سواد، کم سواد و باسواد در گردآوری پیکره زبانی همکاری داشته اند.
تحلیل استعاری گفتمان خانواده (مطالعه موردی داستان های ایدئولوژیک نوجوان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۶)
141 - 175
حوزههای تخصصی:
خانواده به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای قدرت، به ویژه در ارتباط با کودک و نوجوان شناخته می شود و مفهوم آن در دل گفتمان ها و در دوره های مختلف، دستخوش تغییرات فراوانی بوده است. در این میان، آثار هنری و ادبی، می توانند بازتاب دهنده بخشی از این تغییرات باشند. به ویژه آثار داستانی کودک و نوجوان که در اکثر آن ها هم روابط خانوادگی به عنوان درون مایه ای حتمی وجود دارد و هم در بیشتر دوره ها متأثر از ایدئولوژی های همان دوران بوده است. این پژوهش موردی، از پژوهشی کلان تر بر روی آثار داستانی نوجوان از دهه 1350 تاکنون برآمده است و برای بیان دیدگاه خود، به دو نمونه داستانی از دو دوره پیش و پس از انقلاب بسنده کرده است: اولدوز و کلاغ ها از صمد بهرنگی و کودک و طوفان از حسین فتاحی که به دو گفتمان اصلی مارکسیستی (پیش از انقلاب)، گفتمان انقلاب اسلامی تعلق دارند. هدف اصلی این پژوهش، کشف و واسازی گفتمان های اصلی حاکم بر بازنمایی خانواده در ادبیات داستانی نوجوان، باتوجه به ایدئولوژی های دو دهه 1350 و 1360 است. این پژوهش با این هدف شکل گرفته است که تغییر معنایی خانواده را در آثار ایدئولوژیک در دو دوره تاریخی بررسی کند؛ چراکه گفتمان خانواده در این آثار، فارغ از نوع ایدئولوژی، دچار استحاله معنایی شده و در راستای اهداف ایدئولوژیک ترسیم شده است. رویکرد اصلی این پژوهش، باتوجه به ساختار استعاری گفتمان خانواده در این دوره ها، بهره بردن از رویکرد انتقادی به استعاره است و برای این منظور، از روش تحلیل گفتمانی استعاره بهره گرفته ایم. بررسی ها نشان می دهد که ساختار اصلی این داستان ها براساس استعاره کلان «خانواده، جامعه است» شکل گرفته است و خانواده در دل ساختار ایدئولوژیک این آثار، نماینده جامعه و نمودی عینی برای بیان ایدئولوژی های انتزاعی در جامعه است. خانواده ای که اقتدار آن محکوم به نابودی است و فرزندان علیه آن شورش می کنند. این ساختار، به صورت الگویی در این نوع آثار تکرار می شود که نشان دهنده ساختارهای مسلط فکری است.