فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۱۱٬۱۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
در این مقاله چگونگی ویژگیهای ذهن کودک در ارتباط با آغاز و رشد زبان برپایه سه فرضیه عمده یعنی فرضیه اسکینر باعنوان((شرطی شدگی رفتار زبانی)) ‘ فرضیه پیاژه با عنوان((زبان آموزی و بناگرایی شناخت )) و فرضیه چامسکی با عنوان((ذاتی گرایی زبان)) ارائه و بررسی می شود. پس از ارائه هر فرضیه کمبودها و نارساییهای آن براساس نظر پژوهشگران دیگر بیان می گردد. در این مقاله ‘ همچنین نقاط قوت فرضیه های یاد شده به ویژه فرضیه ذاتی گرایی زبان ارائه شده است
زبان عرصه هویت زایی و هویت زدایی
حوزههای تخصصی:
تاکید بر زبان به گونه ای است که به اعتقاد بسیاری از اندیشمندان، «زبان» شاخص اصلی هویت دهی به فرهنگ ملی است. ارتباط زبان با ذهن، روح، هویت زبانی، فکر و اندیشه سخنگویان زبان مادری، بسیاری از جوامع استعمارگر را بر این واداشت که برای تسخیر و استعمار جوامع دیگر بر تسخیر زبان و هویت زبانی تاکید کنند. استعمارگران در طول زمان استعمارگری خود، با آگاهی از اهمیت تسلط فرهنگی و زبانی، کوشیده اند به شیوه ای غیرمحسوس و نامرئی از طریق زبان، فرهنگ، تفکر، اعتقادات و آداب و سنن خود را انتقال داده و بدین ترتیب مراحل نفوذ و استعمار خود را تکمیل و تقویت نمایند. جوامع استعمار شده در اثر ضعف فرهنگی و زبانی به پذیرش هژمونی استعمارگر گردن نهاده و کم کم همه ی جنبه های فرهنگی و سلطه های فکری را نیز پذیرفته است. به این ترتیب همسو و هم جهت با منابع استعمارگر خواهند شد. بر همین اساس ملتی که فاقد زبانی فعال، که آیینه جوانب هستی اجتماعی اش باشد، آسان تر بیگانه شده و راه نابودی را می پیماید. فرادستان با ایجاد گفتمان های مسلط و سیطره دار کوشیده اند حوزه هایی از دانش را پدید آورند که تثبیت کننده ی روابط قدرت باشند. نویسندگان و اندیشمندان پسا استعماری همچون ادوارد سعید ، هومی بهابها ، گایاتری چاکراورتی اسپیواک و ... به بررسی رویکرد جهت دار مطالعات استعماری و اثرات سلطه ی آنان پرداخته اند.
واک داری و دمش در زبان فارسی بر اساس نظریه واج شناسی حنجره ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در واج شناسی واک داری یا بی واکی از وجوه توصیفی آواهای زبان تلقی می شود. اما بر اساس نظریه حنجره ای (laryngeal phonology)، مشخصه [واک] در همه زبان ها و برای همه طبقات واجی جنبه واجی ندارد، بلکه واک داری می تواند در برخی زبان ها صرفاًًً جنبه آوایی داشته باشد (ادزاردی و اوری 2001). این مقاله در پی تحلیل همخوان های زبان فارسی در چارچوب این نظریه واجی است. نتیجه بررسی حاکی از آن است که زبان فارسی در رده زبان هایی قرار می گیرد که در آنها دمش در طبقه واجی همخوان های گرفته ویژگی زیر بنایی و واجی است نه واک داری و بر اساس این نظریه، بُعد [پهنای چاکنای] (glottal width) که با هیئت [گسترده] (spread) پر می شود در همخوان های گرفته زبان فارسی تمایزدهنده است، اما در همخوان های رسا واک داری تمایزدهنده است و با بعد [کشش چاکنای] (glottal tension) تکمیل می شود.
معیارهای گفتاری متن ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله معیارهای گفتاری متون ادبی و ویژگی های آن که در ارتباط تنگاتنگ با عوامل فرازبانی، عناصر درون متنی و سایر عناصر گفتاری موجب درک این متون می شوند، مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرند. همچنین در این مقاله این حقیقت مورد تاکید قرار می گیرد که متن ادبی، به عنوان یک مقوله زبانشناختی، عبارتست از یک پدیده و عنصر ارتباطی – کلامی و متاثر از تمامی قواعد و اصول منبعث از کنش کلامی افراد شرکت کننده در این ارتباط کلامی به نحوی که این قواعد و اصول نقش مستقیمی در ویژگی های ساختاری و معنایی این متون ادبی دارد. با استفاده از روش بررسی ویژگی های گفتاری و اجزای تشکیل دهنده این ویژگی ها مطالعه و بررسی متون ادبی، به عنوان یک مقوله زبانشناختی، به شکل عمیق تر و کامل تر انجام می پذیرد
بررسی یکی از اشعار پروین اعتصامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با در نظر گرفتن نظریه های یاکوبسن، زبان شناس و یکی از صورتگرایان معروف، به بررسی شعر«مست و هشیار» پروین اعتصامی به عنوان نمونه ای ازشعر کلاسیک فارسی پرداخته شده است. با توجه به اینکه به عقیده این منتقد و سایر صورتگرایان، متن ادبی قبل از هر چیز مجموعه ای از پدیده های ویژه زبانی است، شعر مورد نظر از لحاظ ویژگی های ساختاری و چه گونگی توازن موجود در شعر، ویژگی دستوری به ویژه در بررسی افعال و ساختار دستوری، ویژگی آوایی ناشی از وجود قافیه ها، ردیف ها و سرانجام ویژگی واژگانی از لحاظ تکرار کلمات و دامنه معنا شناختی آن ها مورد مطالعه قرار گرفته است. بررسی انجام شده نشان می دهد که پدیده های ویژه زبانی در ایجاد تقابل و رویارویی دو شخصیت موجود در شعر و برجسته سازی محتوای آن نقش بسزایی دارند
تحلیل نشانه- معناشناختی شعر «آرش کمانگیر» و «عقاب» تحول کارکرد تقابلی زبان به فرایند تنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نشانه- معنا شناسی یکی از ابزارهای علمی تحلیل نظام های گفتمانی است که سازکارهای شکل گیری و تولید معنا را در متون بررسی و مطالعه می کند. در نشانه- معناشناسی با عبور از نشانه شناسی ساخت گرای محض به نشانه شناسی پدیدار شناسی و نشان دادن مسیر حرکت نشانه ها به نشانه های استعلایی، عوامل معرفت شناسانة آثار فرصت بروز و ظهور بیشتری می یابد.
شعر «عقاب» از پرویز ناتل خانلری و «آرش کمان گیر» از سیاوش کسرایی، اشعاری روایت محور هستند که به دلیل در برداشتن ماهیت های شوشی و کنشی گوناگون و پروراندن کنش های ارزش آفرین و اسطوره ساز در نهایت داستان، ویژگی های یک روایت را دارند و از این جهت، برای بررسی و تجزیه و تحلیل نشانه- معنا شناختی گفتمان های حاکم بر آن ها ارزشمند و درخور توجه هستند.
در ابتدا و میانة این دو داستان، نظام های گفتمانی تجویزی و القایی یا تعاملی شناختی جریان دارد. در ادامه، به دنبال گفت وگوها و پدیداری روایت های تعاملی، دو نظام ارزشی شکل می گیرد که از چالش میان آن ها دینامیک معنایی گفتمان تأمین می شود و به نظام تنشی می انجامد که براساس دو ارزش گستره ای و فشاره ای قابل تبیین است.
این پژوهش ضمن تحلیل انواع نظام های گفتمانی مانند نظام گفتمانی تجویزی، القایی و رخدادی در این دو شعر، به بررسی این متون ازدیدگاه نظریات تقابلی گرمس و مربع معنا و گذر از مربع معنایی به فرایند تنشی می پردازد و درپی پاسخ به این پرسش است که شعر روایی فارسی تا چه حد ظرفیت تحلیل نظام های گفتمانی را داراست.
ادبیات کــهن: آرایه تکرار در غزلیات حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افعال دومفعولی در زبان فارسی: تعامل میان نحو و کلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ساختار افعال دو مفعولی در زبان فارسی مورد بررسی قرار می گیرد. چنین بررسی ای در چارچوب دستور ساختاری گلدبرگ (زیر چاپ)، نگاهی متفاوت (غیر خطی) به چنین افعالی دارد. یکی از اهداف این پژوهش، تبیین ویژگی های درونی ساختارها و تعیین انواع ساختارهای افعال دو مفعولی در زبان فارسی است. در این مقاله درصددیم تا با نمایش تمایزات ساختاری افعال دو مفعولی در زبان فارسی، نقطة تلاقی نحو و کلام را نیز نشان دهیم. علاوه بر تفاوت های نحوی و صوری می توان به تمایزات کاربردی و کلامی نیز اشاره کرد. این مهم، تنها با نگاهی تعاملی (میان نحو و کلام) و به بیان دیگر، رویکردی صوری- نقشی میسر خواهد بود. بررسی داده های فارسی نشان می دهد که تأثیر ساخت اطلاع و تعامل آن با پذیرا و کنش رو در چنین ساختارهایی اجتناب ناپذیر است. بنابراین این بررسی نشان می دهد عوامل کاربردی، همگام با عوامل نحوی / صوری در عملکرد وابسته های اسمی تأثیر گذار هستند. ساخت اطلاع بر نحوة توزیع وابسته های اسمی و میزان سیطرة آن ها در جملات فارسی تأثیر بسزایی دارد. از این رو، این ساختارها علاوه بر تمایزات صوری، تفاوت های اطلاعی نیز دارند. در نتیجه، با اتکای به توجیه های نحوی در کنار ملاحظات کاربردی، می توان به تبیین چندجانبه و جامعی که هدف اصلی این پژوهش است، دست یافت.
بررسی شبکة معنایی پسوند مکان ساز «-گاه» با رویکردی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از پسوندهای مکان ساز پر بسامد در زبان فارسی پسوند «-گاه» است که با الحاق به اسم های مختلف، نوعی ساختار معنایی شعاعی را شکل می دهد. در این مقاله سعی شده است با تکیه بر داده هایی از زبان فارسی معاصر و در چارچوب معنی شناسی شناختی، معنای سرنمونی، شبکة معنایی و ساختار این پسوند در قالب یک مقولة شعاعی تعیین گردد و مشخص شود که این مقولة زبانی دارای چه ساختار معنایی است و چه جنبه یا جنبه هایی از واقعیت را در ارتباط با مکان رمز گذاری می نماید. نتایج نشان می دهد که با وجودِ داشتن معنای سرنمونی «محل انجام عمل»، این پسوند در بافت های زبانی مختلف و در ترکیب با اسم های گوناگون، تحت تأثیر قالب بخش اسمی خود، باعث برجسته سازی بخش هایی از مفهوم طرح شده در واژة پایه می گردد. در این میان، نقش استعاره و مجاز و هم چنین عناصر کاربرد شناختی و فرهنگی در ایجاد جنبة معنایی خاصی به کمک این پسوند و هم چنین انتخاب و ترجیح این پسوند بر سایر پسوندهای مکان ساز زبان فارسی حائز اهمیت می باشد.
تأملی زبانی در مضمون و شگردهای مضمون سازی در شعر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم «مضمون» در زبان فارسی مانند بسیاری از مفاهیم ادبی دیگر مفهومی سهل و ممتنع است؛ در نگاه نخست چنان به نظر می رسد که این مفهوم چندان روشن است که نیازی به اندیشیدن از دیدگاهی نظری دربارة آن وجود ندارد و به اصطلاح از بدیهیات حوزة ادبیات فارسی است؛ درحالی که مضمون یکی از مهم ترین مفاهیم انتقادی و مرکزی ادبیات در جهان است. دستیابی به مضامین آثار ادبی در دنیا کاری بسیار تخصصی و دشوار و درعین حال، بنیادی شناخته می شود. ارتباط مضمون با کار نظریه و نقد ادبی نیز بر کسی پوشیده نیست، به گونه ای که برخی یکی از مهم ترین رسالت های نقد ادبی را دست یابی به مضمون می دانند؛ از چنین دیدگاهی مضمون یابی کاری انتقادی است که ضرورتاً باید ذیل نظریه ای ادبی صورت گیرد. معنای چنین رویکردی در وهلة اول آن است که مضمون یابی کاری بسیار تخصصی است؛ درحالی که در جامعة ادبی ما بیشتر با ویژگی آماری تعریف شده است. جستن مضامین در آثار ادبی به هیچ روی کاری صرفا آماری نیست؛ بلکه در بهترین حالت، آمار شاید بتواند آن را عینی نماید و به دست یابی به آن کمک کند. در این زمینه با یقین می توان گفت، با وجود این که مضمون، موضوع اندیشة بسیاری از صاحب نظران زبان و ادبیات فارسی بوده است، هرگز حدود آن مشخص نشده است و به ویژه عملاً کار مضمون یابی بر اساس تعریف علمی آن صورت نگرفته است. مانند بسیاری دیگر از موضوع های ادبی، مضمون نیز مبتلا به ساما ن نیافتگی نظری است. دشواری دیگر در پرداختن به این موضوع، مربوط به ویژگی چندمعنایی کلمة مضمون در زبان فارسی هم هست. در این زمینه به ویژه اختلاط آن با «موضوع» منشأ بسیاری از تشتت ها بوده است و به سردرگمی ها و گاه انحراف ها از معنای علمی آن افزوده است. با عنایت به دشواری های ماهوی موضوع و نیز دشواری های ناشی از گستردگی حوزه تحقیق، در این پژوهش کوشیده شده است در حد توان تصویری از چگونگی دست یابی و مطالعه مضمون در شعر برخی شاعران نشان داده شود.
نفی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث هر زبان ، نحوه منفی ساختن در سطوح مختلف - جمله ، گروه ، واژه و تکواژ است و در این مورد ، هر زبان ویژگیهای خود را دارد . در زبان فارسی ، تا آن جا که نگارنده می داند ، در این باره کاری انجام نگرفته است ؛ البته در دستورهای زبان فارسی اشاره ای مختصر به منفی سازی فعل شده است ، ولی نه جامع است و نه دقیق . در این گفتار ، مسائل مربوط به منفی سازی در زبان فارسی بررسی می شود .
بررسی ترجمه اسامی خاص در رمان های ترجمه شده از انگلیسی به فارسی برای نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترجمه اساسی خاص در ادبیات تخیلی همواره مورد توجه مترجمان و محققان بوده است، زیرا تصمیمات مترجم هنگام ترجمه این اسامی برصورت، معنی و نقش آنها در بافت ادبی تاثیر می گذارد. این جستار، با استناد به نتایج تحقیقی تجربی که با استفاده از طرح پژوهشی چند روشی به انجام رسیده است، راهکارهایی را که مترجمان فارسی زبان برای ترجمه اسامی خاص در ادبیات فانتزی والای نوجوانان، به ویژه در دو مجموعه «سفر دلتورا» و «سه گانه ارثیه»، به کار برده اند بررسی می کند. سپس به ارتباط راهکارها با تعدادی از عوامل احتمالی مورد توجه مترجمان در ترجمه آنها می پردازد و تاثیر احتمالی تصمیمات مترجمان را بر صورت، معنی و نقش اسامی ترجمه شده مورد بحث قرار می دهد. نتایج تحقیق نشان می دهد که انتقال (آوانگاری) و ترجمه، دو راهکار اصلی مورد استفاده مترجمان فارسی زبان، حاکی از گرایش آنها به دور نشدن از متن اصلی است. کاربرد معدودتر راهکارهای جایگزینی و ادغام دو استراتژی با هم را می توان به این امر نسبت داد که ادغام دو استراتژی منحصرا در ترجمه اسامی مکان ها استفاده شده و کاربرد جایگزینی نیز به موارد بسیار خاصی محدود شده که مترجم توانسته است با استفاده از منابع بافت فرهنگی واژه های جدیدی بیافریند. در رابطه با تغییر دستوری اسامی خاص در فرآیند ترجمه، تحلیل داده ها نشان می دهد که تفاوت های میان دو زبان، به ویژه تفاوت های معنایی، دلیل احتمالی این تغییرات است.
معیارهایی برای نقد ترجمه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد ترجمه اظهار نظر کردن در مورد یک ترجمه است که به معنی دقیق از طریق تشخیص کیفیت متن ترجمه و ارزشیابی آن در مقایسه با متن اصلی صورت می گیرد. نقد یک سویه که فقط براساس ترجمه و بدون مقایسه آن با متن اصلی انجام می پذیرد فرایند کاملی نیست، زیرا این متن اصلی است که معیار ارزیابی ترجمه می باشد. یک ترجمه ممکن است زبان طبیعی، سبک معمولی، محتوای قابل فهم، و متن سلیس و روان داشته باشد، اما پیام ارائه شده در آن مطابق با متن اصلی نباشد. بنابراین، طبیعی بودن زبان در متن ترجمه و نیز درست بودن ترجمه در رساندن پیام متن اصلی با توجه به هدف و نقش مورد نظر، معیارهای اساسی در نقد ترجمه می باشند. مقاله حاضر تلاشی در جهت بیان تفصیلی این معیارها است.
تحول کاربرد حروف اضافه زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در قلمرو حروف اضافه ، زبان متون نثر کهن فارسی از زبان نثر ادبی معاصر ، کاملا متمایز است و از یکدیگر باز شناخته می شوند و این امر ، نتیجه تحول زبان فارسی در چند قرن زندگی خود می باشد . آنچه موجب این تمایز گردیده عبارت است از : 1- برخی تکنواژهای نحوی که در زبان متون نثر کهن فارسی به عنوان حرف اضافه مورد استفاده قرار گرفته است یا در زبان نثر ادبی معاصر کاربردی ندارد و یا بهندرت در نقش حروف اضافه قار می گیرد ؛ 2- استعمال یک حرف اضافه با گونه های مختلف آن ؛ مانند«با» که شامل گونه های : «ابا» ، «با» و «وا» می باشد . ....
کاربرد آموزه های زبانشناسی نقشگرا در تجزیه و تحلیل متون ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ، با اتخاذ روش تحلیلی - توصیفی ، سعی شده با تجزیه و تحلیل یکی از غزلیات حافظ به توصیف نظریه نقشی - نظام مند ( سیستمیک ) نقش گرایی ام . ا. کی . هالیدی - که مبتنی بر نقش و معنا است پرداخته شود . پر واضح است که دستیابی به معنا و تحلیل و تفسیر ادبی مضامین و مفاهیم عمیق موجود در شعر حافظ بدون اشراف بر نظام ادبیاتی ، یعنی فنون و صناعات ادبی همچون عروض ، قافیه ، بدیع ، معانی و بیان و آگاهی بر پیشینه فرهنگی و اعتقادی و آموزه های عرفانی و عوامل خیالی حافظ غیر ممکن است . منظور از به کار گیری آموزه های نقشگرایی ، نه این است که بخواهیم با این آموزه ها به معانی پیچیده و پر رمز و راز ادبی غزلیات حافظ پی ببریم یا درک ادبی ایجاد نمائیم ، بلکه مقاله در صدد ...
بررسی ویژگی های سبکی داستان کوتاه «جشن فرخنده» از جلال آل احمد با رویکرد سبک شناسی انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، سبکشناسی انتقادی در داستان کوتاه را به صورت کاربردی به حوزة پژوهشهای سبکشناسی فارسی معرفی کرده ایم. پرسش اساسی تحقیق این است که ایدئولوژی پنهان متن در داستان کوتاه «جشن فرخنده» اثر جلال آل احمد چیست، چه مؤلّفههای سبکیای به کشف آن منجر میشود و ایدئولوژی پنهان متن چه کارکردی دارد. فرض بر این است که در این داستان ایدئولوژی ساز کاری برای مشروعیت بخشیدن به ستیز علیه سلطه است. این پژوهش به روش لایهای انجام شده است. ابتدا لایة بیرونی و بافت موقعیتی متن مورد بررسی قرار گرفته، سپس دو لایة روایی و متنی شامل کانونسازی، میزان تداوم و جنبههای آن، و خردلایههای واژگانی، نحوی و بلاغی بهعنوان مؤلفههای سبکی برجسته تجزیه، و تمام لایههای یادشده مرتبط با یکدیگر و در ارتباط با گفتمانهای رایج در زمان نویسنده تحلیل شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد در این متن، تقابل، مؤلفة سبکیِ مهم و معناداری است. ویژگیهای سبکی متن، از تقابل شخصیتها و تقابل گفتمانها تا برجستگی قطب منفی کلام، نشان دهندة ایدئولوژی پنهان متن است که عبارت است از نارضایتی نویسنده، بهعنوان روشنفکری منتقد که طیفی از جامعه را نمایندگی میکند؛ از هر دو جریان اجتماعی و سیاسی مذکور در داستان. این ایدئولوژی سازکار مشروعیت بخشیدن به ستیز علیه سلطه را سازمان دهی می کند. هدف پژوهش، کاربرد سبکشناسی انتقادی در تجزیه و تحلیل داستان کوتاه فارسی و آشکار کردن این امر است که با برقراری ارتباط بین ویژگیهای سبکی و کلانلایة گفتمانی شامل بافت موقعیتی، لایة بیرونی متن و مقولههای ایدئولوژی و قدرت، میتوان به تفسیر و درک و دریافت عمیق تری از متن- اصلی ترین هدف دانش سبکشناسی- دست یافت.